• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 22
تعداد نظرات : 5
زمان آخرین مطلب : 6382روز قبل
موبایل
1- Run را از منوی Start اجرا کنید .
2- در Run عبارت Gpedit.msc را تایپ کرده و OK را کلیک کنید .
3- منتظر بمانید تا Group policy اجرا شود .
4- در بخش Local Comuter Policy ودر زیر Computer Configuration گزینه Administrative Templates را گسترش دهید . ( باز کنید)
5- در لیست باز شده گزینه Network را انتخاب و آنرا نیزگسترش دهید ( باز کنید) .
6- حال در این لیست Qos Packet Scheduler را انتخاب کنید .
7- به گزینه هایی که درسمت راست ظاهر می شوند دقت کنید .
8- برروی Limitreservable bandwidth کلیک راست کرده و Properties را کلیک کنید .
9- پس از اینکه پنجره Limiterservable bandwidth Properties باز شد به برگه Setting وارد می شویم.
10- در زیر Limitreservable bandwidth گزینه Enabled را انتخاب کنید .
مشاهده می کنید که با انتخاب آن در روبروی Bandwidth Limit مقدار پیش فرض آن بیست درصد 20/ به نمایش در می آید .
به عدد 20 مقدار 0 را تایپ کرده و OK را کلیک کنید .
حال به Connection که به وسیله آن به اینترنت وصل می شوید رفته و برروی دکمه properties کلیک کنید.
به برگه Networking بروید ودقت کنید در جعبه نمایش پروتکلها گزینه Packt Scheduler فعال باشد (تیک کنار آن مشاهده می شود).
این پنجره را OK کنید.
کامپیوتر خود را Restart کنید .
حال از اینترنت خود کمی بیشتر لذت ببرید .
جمعه 20/10/1387 - 13:7
دعا و زیارت
اِن‌َّ الحُسین‌َ مِصْباح‌ُ هدی‌ و سَفینَهٔ‌ُ نَجاهٔ‌ِ
تاریخ‌ گذشته‌، تومار بازی‌ است‌ در برابر تومار بسته‌ آینده‌. به‌وسیلهٔ‌ این‌ تومار باز،باید بخش‌ بسته‌ را گشود و خطوط‌ حرکت‌ آینده‌ را ترسیم‌ کرد، و از زندگانی‌ گذشتگان‌درس‌هایی‌ فراوان‌ آموخت‌.
امام‌ حسین‌(ع) از جهات‌ فضیلت‌ و کمال‌ اخلاقی‌ بر همه‌ کس‌ برتری‌ و رجحان‌داشته‌ است‌. عشق‌ و اراده‌، صبر و فداکاری‌، حسن‌ خلق‌، تواضع‌، ادب‌، بخشش‌، صله‌ رحم‌،راستی‌، درستی‌، عبادت‌، فراست‌ و ذکاوت‌، شجاعت‌ و شهامت‌، آزادی‌ و سعادت‌، فداکاری‌ وگذشت‌، امیدواری‌ و آرزو، شرافت‌ و عشق‌، مرام‌ و مسلک‌، سیاست‌ ملی‌ و مظلومیت‌اجتماعی‌، بر همه‌ کس‌ صراحت‌ دارد که‌ اگر حسین‌(ع) نبود این‌ کلمات‌ معنا نمی‌شد.
حسین‌(ع) از جهت‌ امامت‌ و ولایت‌ با پدر و برادرش‌ در یک‌ سطح‌ قرار داشته‌اند وسایر ائمه‌ هدی‌ هم‌ در همان‌ صف‌ بوده‌اند ولی‌ هر یک‌ از آنها در بروز خصال‌ و مکارم‌شخصی‌ یک‌ اهمیت‌ و مزیت‌ خاصی‌ داشته‌اند و از میان‌ همه‌ آنها حسین‌(ع) ویژگی‌خاصی‌ دارد، زیرا او مکتب‌ تربیتی‌ خاصی‌ گشود و در مکتب‌ عملی‌ خود درس‌ فضیلت‌ واخلاق‌ داد و روش‌ اخلاقی‌ او و پرورش‌ تربیتی‌ او چنان‌ بود که‌ پیغمبر(ص) و علی‌(ع) و خلفاو اصحاب‌ همه‌، در اکرام‌ و احترام‌ او تأکید و مبالغه‌ داشتند و حتی‌ معاویه‌ که‌ رقیب‌سرسخت‌ او، پدرش‌ و برادرش‌ بود حضوراً و غیاباً نسبت‌ به‌ حسین‌ نهایت‌ احترام‌ می‌کرد واعتراف‌ به‌ مقام‌ و فضیلت‌ او می‌نمود.
مقدمه‌
ای‌ گشته‌ فلک‌ منور از رأی‌ حسین ‌افتاده‌ ملک‌ چو سایه‌ در پای‌ حسین‌
شد رنگ‌ قمر عارض‌ زیبای‌ حسین ‌طوبی‌ خجل‌ از قامت‌ رعنای‌ حسین‌

ای‌ گشته‌ عیان‌ بنزد اقبال‌ حسین ‌دانسته ‌ زقول ‌ نبوی ‌ حال ‌ حسین‌
خواهی‌ که‌ خداوند تو را دارد دوست ‌در دل‌ جا ده ‌ محبت‌ آل‌ حسین‌

ملل‌ پیشرفتهٔ‌ جهان‌ ملتی‌ هستند که‌ برای‌ آینده‌شان‌ از گذشته‌ سرمشق‌ گیرند ومسیر بزرگان‌، آباء و اجداد و اقوام‌ خود را انتخاب‌ کنند تا به‌ مطلوب‌ خود برسند. ملت‌رستگار آن‌ است‌ که‌ اخبار تاریخی‌ ـ ملی‌ خود را حفظ‌ و در آن‌ سیر کند تا به‌ سرحد کمال‌نائل‌ گردد.
جالب‌ترین‌ صفحات‌ اوراق‌ گذشته‌ تاریخ‌، شرح‌ حال‌ رجال‌ و پیشوایان‌ جامعهٔ‌بشری‌ است‌ که‌ برای‌ سعادت‌ خانواده‌ یا ملت‌ خود قیام‌ کرده‌ و گام‌های‌ بلند برداشته‌ و باخطرات‌ خانمان‌ برافکن‌ مبارزه‌ کرده‌اند و در نتیجه‌، نسل‌ آینده‌ و اخلاف‌ آن‌ها از این‌مجاهدت‌ برای‌ پیشرفت‌ و ارتقاء فردی‌ و جمعی‌ استفاده‌ نموده‌اند. بهره‌گیری‌ از سیرهٔ‌بزرگان‌، سنت‌ بشری‌ است‌ که‌ هر قوم‌ و ملتی‌ آداب‌ و عادات‌، حرکات‌ و سکنات‌، کردار وگفتار بزرگان‌ خود را به‌ عمل‌ گذاشته‌ و به‌ صورت‌ شئون‌ ملی‌ و رسوم‌ اجتماعی‌ درآورده‌است‌. پس‌ مجموعهٔ‌ اندیشه‌ و گفتار و کردار بزرگان‌ یک‌ قوم‌ آداب‌ ملیت‌ و شئون‌ قومیت‌آن‌ جامعه‌ را تشکیل‌ می‌دهد.
هرکه‌ ناموخت‌ از گذشت‌ روزگارهیچ‌ ناموزد زهیچ‌ آموزگار
میلاد سید الشهدا
اشعهٔ‌ آفتاب‌ وجود مبارک‌ «با سوابقی‌ که‌ جبرئیل‌ به‌ پیغمبر خدا از مولود او خبرداده‌بود» روز پنج‌ شنبه‌ سوم‌ شعبان‌ سال‌ چهارم‌ هجرت‌ در مدینه‌ از مشرق‌ دامان‌فاطمه‌ زهرا۳ در خانهٔ‌ امیرالمؤمنین‌(ع) پرتو افکن‌ گردید. او دومین‌ ثمرهٔ‌ پیوند فرخندهٔ‌علی‌(ع) و حضرت‌ فاطمه‌۳ بود.
حسین‌ بن‌ علی‌(ع) در دوران‌ خود به‌ شجاعت‌ و آزادگی‌ و ایستادگی‌ در برابر ستم‌شهرت‌ داشت‌. میلادش‌ مانند زندگانی‌ و شهادتش‌ شگفت‌انگیز است‌. حضرت‌ در مدت‌زندگی‌ خود در کنار جدش‌ رسول‌ خدا(ص) با آن‌ حضرت‌ مأنوس‌ بوده‌ و حتی‌ وقت‌ نماز از آن‌حضرت‌ جدا نمی‌شد. رسول‌ خدا(ص) سخت‌ به‌ او و برادرش‌ اظهار علاقه‌ کرده‌ و با جملاتی‌که‌ دربارهٔ‌ آنها فرمودند، گوشه‌ای‌ از فضایل‌ آنها را برای‌ اصحاب‌ بازگو کردند. اکنون‌ در آثارحدیثی‌، شمار زیادی‌ فضیلت‌ برای‌ امام‌ حسین‌(ع) نقل‌ شده‌ که‌ بسیاری‌ از آنها نظیرحدیث‌ «الحسن‌ والحسین‌ سیدا شباب‌ أهل‌ الجنهٔ‌» متواتر بوده‌ و یا فراوان‌ نقل‌ شده‌ است‌.
بعد از تولد حسین‌(ع)، بی‌درنگ‌ او را که‌ شش‌ ماهه‌ به‌ دنیا آمده‌ بود، به‌ حضورپیغمبر خدا(ص) بردند. به‌ اتفاق‌ تمام‌ مورخان‌ رسول‌ خدا کام‌ کودک‌ را با آب‌ دهان‌ خودبرداشت‌ و زبان‌ در دهان‌ او گذاشت‌ و او را از شیرهٔ‌ جان‌ خود سیراب‌ کرد و فرمود: «حسین‌منی‌ و انا من‌ حسین‌» و آن‌ طور که‌ میل‌ داشت‌ حسین‌ را پرورش‌ داد و تربیت‌ کرد تابزرگ‌شد. ابن‌ اثیر می‌نویسد: در زمان‌ تولد امام‌ حسین‌(ع)، رسول‌ خدا(ص) در گوش‌راست‌ او اذان‌ و در گوش‌ چپش‌ اقامه‌ گفت‌ و اسراری‌ را به‌ گوش‌ او خواند و اماناتی‌ به‌ اوتحویل‌ داد. حسین‌ هم‌ اسرار و امانت‌ جدش‌ را بهتر از هر کس‌ حفظ‌ کرد و به‌ عمل‌گذاشت‌.
در مسیر تاریخ‌ سه‌ نفر شش‌ ماهه‌ به‌ دنیا آمدند
آنچه‌ از تاریخ‌ به‌ دست‌ می‌آید، سه‌ نفر شش‌ ماهه‌ به‌ دنیا آمده‌اند:
یحیی‌ بن‌ زکریا، عیسی‌ بن‌ مریم‌ و حسین‌ بن‌ علی‌ (ع)
عالمان‌ طبیعی‌ اروپا از روی‌ موازین‌ علمی‌ تکامل‌ ثابت‌ کرده‌اند که‌ جنین‌ آدمی‌شش‌ ماهه‌ کامل‌ نمی‌شود و زیست‌ نمی‌کند. هر مولود شش‌ ماهه‌ ناقص‌ الخلقه‌ می‌شود؛زیرا مقدار تکامل‌ سلول‌های‌ او به‌ حد زیست‌ نرسیده‌ و می‌گویند هر مولودی‌ باید کمتر از۲۵۰۰ گرم‌ وزن‌ نداشته‌ باشد و حد کمال‌ جنینی‌ او در نه‌ ماهگی‌ است‌ و حال‌ آن‌که‌ حسین‌شش‌ ماهه‌ به‌ دنیا امد و این‌ قول‌ مورد انفاق‌ فریقین‌ است‌ و از نظر صورت‌ وسیرت‌ هم‌زیباترین‌ و کامل‌ترین‌ افراد بشر بود. نه‌ تنها نقصی‌ در او دیده‌ نشد بلکه‌ به‌ کمال‌ جسمانی‌و رشد کامل‌ روحانی‌ خود رسید. قیام‌ عاقلانه‌ و حکیمانه‌ او مثل‌ اعلای‌ کیاست‌ و سیاست‌ونشانهٔ‌ جرئت‌ بود. نباید حساب‌ زندگانی‌ ابی‌ عبدالله را با سایر مردم‌ عادی‌ مقایسه‌ نمود.حسین‌ مرد آسمانی‌ بود و از آب‌ و خاک‌ِ دیگر عجین‌ شده‌ و نشو و نما یافته‌ و سیر فکری‌ اوباعث‌ نجات‌ بشر از نابخردی‌ است‌.
ابن‌ شهر آشوب‌ می‌نویسد: پس‌ از تولد حسین‌، فاطمه‌ مریض‌ شد و رسول‌ خدا(ص)دایه‌ خواست‌. حسین‌ از پستان‌ احدی‌ شیر نخورد مگر آن‌ که‌ چهل‌ شبانه‌ روز از انگشت‌وزبان‌ پیغمبر(ص) تغذیه‌ کرد تا بزرگ‌ شد.
دوران‌ کودکی‌ سیدالشهدا(ع)
امام‌ حسین‌(ع) تا هفت‌ سالگی‌ زیر نظر مقام‌ نبوت‌ و رسالت‌ سایه‌وار حرکت‌می‌کرد و در کنار مهد عصمت‌ و طهارت‌ بود. تا سی‌ وهفت‌ سالگی‌ در حجر ولایت‌ مطلقه‌الهیهٔ‌ پدرش‌ و تا چهل‌ وهشت‌ سالگی‌ در کنار مهر و عاطفهٔ‌ امامت‌ برادرش‌، حضرت‌مجتبی‌ عمر گذرانیده‌ و یازده‌ سال‌ هم‌ دورهٔ‌ امامت‌ و ولایت‌ مطللقه‌ خود او بود. بنابراین‌دوران‌ِ کودکی‌ و جوانی‌، کمال‌ و امامت‌ او در مهبط‌ نزول‌ وحی‌ و مهد عصمت‌ و دامان‌ ولایت‌و ساحل‌ امامت‌ و مکتب‌ ولایت‌ ادامه‌ داشته‌ تا عاشورا که‌ سن‌ او پنجاه‌ وهفت‌ سال‌ سال‌ وهفت‌ ماه‌ بود.
در تربیت‌ حسین‌ اسرار شرافت‌، پاکیزگی‌، فضیلت‌، سعادت‌، سیادت‌، شهامت‌،شجاعت‌، استقامت‌ و پافشاری‌ در راه‌ دین‌، عزت‌ و حمیت‌، حفظ‌ ناموس‌ و حقوق‌ دیگران‌،دستگیری‌ از بینوایان‌، احقاق‌ حق‌ مستمندان‌، تسلیم‌ نشدن‌ و زیر بار زور نرفتن‌،طرفداری‌ از حق‌ و حقیقت‌، نهفته‌ است‌.
سجایایی‌ که‌ حسین‌ از جد و پدر و مادرش‌ به‌ ارث‌ برد برای‌ احدی‌ امکان‌پذیر نبود.در پرورشگاه‌ محمدی‌ شخصیت‌ حسین‌ عامل‌ مؤثری‌ در احیاء شریعت‌ اسلام‌ بود و مثل‌اعلای‌ درس‌ فضیلت‌ و اخلاق‌ گردید.
دوستی‌ حسین‌ برای‌ پیغمبر نه‌ تنها از راه‌ عاطفهٔ‌ فرزندی‌ بود، بلکه‌ برای‌سفارشاتی‌ بود که‌ از زبان‌ وحی‌ گرفته‌ و حسین‌ را سبب‌ِ جاودانگی‌ و استمرار رسالت‌ و نبوت‌خود شناخت‌.
حسین‌، احیاگرِ مجد و عظمت‌ اسلام‌ و سبب‌ ابقاء حیات‌ اجتماعی‌ مسلمین‌ برای‌همیشه‌ گردیده‌ و نقش‌ او فراموش‌ شدنی‌ نیست‌.
حسین‌ و نسب‌
امام‌ حسین‌ از حیث‌ نسب‌ ممتازترین‌ انسان‌ است‌؛ زیرا جدش‌ رسول‌ خدا(ص)،مادرش‌ فاطمه‌ زهرا، پدرش‌ علی‌ مرتضی‌، برادرش‌ حسن‌ مجتبی‌، خواهرش‌ زینب‌ کبری‌و همسرش‌ دختر یزدگرد پادشاه‌ ساسانی‌ است‌ و این‌ نسب‌ برای‌ احدی‌ نیست‌
حسین‌ و صورت‌ و سیرت‌
خواند میر از شواهد النبوه‌ نقل‌ می‌کند که‌ امام‌ حسین‌(ع) صورتی‌ زیبا و جمالی‌منور داشت‌ که‌ چون‌ در خانه‌ تاریک‌ می‌نشست‌ از سفیدی‌ رخسار مبارکش‌ محیط‌ اطراف‌روشن‌ می‌شد و همه‌ می‌دانستند امام‌ حسین‌(ع) است‌.
حسین‌ بن‌ علی‌ شخصاً داری‌ مزایایی‌ بود که‌ دیگران‌ فاقد آن‌ بودند وسرتاسرزندگیش‌ عجیب‌ بود؛ یکی‌ آن‌ که‌ شش‌ ماهه‌ به‌ دنیا آمد و دیگر آن‌ که‌ شهادتش‌بی‌نظیر بود. در قیام‌ خونین‌ او بسیاری‌ از کلمات‌ عملاً ترجمه‌ شد که‌ اگر حسین‌(ع) نبوداین‌ کلمات‌ معنا نمی‌شد: عشق‌ و اراده‌ و صبر و فداکاری‌ از جمله‌ آن‌ موارد است‌. سالارشهیدان‌ در حسن‌ خلق‌، تواضع‌، ادب‌، بخشش‌، صله‌ رحم‌، راستی‌، درستی‌، عبادت‌،فراست‌ و ذکاوت‌، شجاعت‌ و شهامت‌، آزادی‌ و سعادت‌، فداکاری‌ و گذشت‌، امیدواری‌ وآرزو، شرافت‌ و عشق‌، مرام‌ و مسلک‌، صبر وبردباری‌، سیاست‌ ملی‌ و مظلومیت‌ اجتماعی‌دارای‌ نبوغ‌ فکری‌ بود. این‌ کلمات‌ را چنان‌ معنا کرد که‌ تاکنون‌ کسی‌ چنین‌ معنانکرده‌است‌.
امام‌ حسین‌(ع) سرباز با شخصیت‌ و فداکار اسلام‌ است‌ که‌ درس‌ آزادی‌ و فداکاری‌و مجد و عظمت‌ را به‌ مسلمین‌ آموخت‌ و در صورت‌ و سیرت‌ بی‌نظیر و ممتاز بود.

دوران‌ کودکی‌ سیدالشهدا(ع)
امام‌ حسین‌(ع) تا هفت‌ سالگی‌ زیر نظر مقام‌ نبوت‌ و رسالت‌ سایه‌وار حرکت‌می‌کرد و در کنار مهد عصمت‌ و طهارت‌ بود. تا سی‌ وهفت‌ سالگی‌ در حجر ولایت‌ مطلقه‌الهیهٔ‌ پدرش‌ و تا چهل‌ وهشت‌ سالگی‌ در کنار مهر و عاطفهٔ‌ امامت‌ برادرش‌، حضرت‌مجتبی‌ عمر گذرانیده‌ و یازده‌ سال‌ هم‌ دورهٔ‌ امامت‌ و ولایت‌ مطللقه‌ خود او بود. بنابراین‌دوران‌ِ کودکی‌ و جوانی‌، کمال‌ و امامت‌ او در مهبط‌ نزول‌ وحی‌ و مهد عصمت‌ و دامان‌ ولایت‌و ساحل‌ امامت‌ و مکتب‌ ولایت‌ ادامه‌ داشته‌ تا عاشورا که‌ سن‌ او پنجاه‌ وهفت‌ سال‌ سال‌ وهفت‌ ماه‌ بود.
در تربیت‌ حسین‌ اسرار شرافت‌، پاکیزگی‌، فضیلت‌، سعادت‌، سیادت‌، شهامت‌،شجاعت‌، استقامت‌ و پافشاری‌ در راه‌ دین‌، عزت‌ و حمیت‌، حفظ‌ ناموس‌ و حقوق‌ دیگران‌،دستگیری‌ از بینوایان‌، احقاق‌ حق‌ مستمندان‌، تسلیم‌ نشدن‌ و زیر بار زور نرفتن‌،طرفداری‌ از حق‌ و حقیقت‌، نهفته‌ است‌.
سجایایی‌ که‌ حسین‌ از جد و پدر و مادرش‌ به‌ ارث‌ برد برای‌ احدی‌ امکان‌پذیر نبود.در پرورشگاه‌ محمدی‌ شخصیت‌ حسین‌ عامل‌ مؤثری‌ در احیاء شریعت‌ اسلام‌ بود و مثل‌اعلای‌ درس‌ فضیلت‌ و اخلاق‌ گردید.
دوستی‌ حسین‌ برای‌ پیغمبر نه‌ تنها از راه‌ عاطفهٔ‌ فرزندی‌ بود، بلکه‌ برای‌سفارشاتی‌ بود که‌ از زبان‌ وحی‌ گرفته‌ و حسین‌ را سبب‌ِ جاودانگی‌ و استمرار رسالت‌ و نبوت‌خود شناخت‌.
حسین‌، احیاگرِ مجد و عظمت‌ اسلام‌ و سبب‌ ابقاء حیات‌ اجتماعی‌ مسلمین‌ برای‌همیشه‌ گردیده‌ و نقش‌ او فراموش‌ شدنی‌ نیست‌.
حسین‌ و نسب‌
امام‌ حسین‌ از حیث‌ نسب‌ ممتازترین‌ انسان‌ است‌؛ زیرا جدش‌ رسول‌ خدا(ص)،مادرش‌ فاطمه‌ زهرا، پدرش‌ علی‌ مرتضی‌، برادرش‌ حسن‌ مجتبی‌، خواهرش‌ زینب‌ کبری‌و همسرش‌ دختر یزدگرد پادشاه‌ ساسانی‌ است‌ و این‌ نسب‌ برای‌ احدی‌ نیست‌
حسین‌ و صورت‌ و سیرت‌
خواند میر از شواهد النبوه‌ نقل‌ می‌کند که‌ امام‌ حسین‌(ع) صورتی‌ زیبا و جمالی‌منور داشت‌ که‌ چون‌ در خانه‌ تاریک‌ می‌نشست‌ از سفیدی‌ رخسار مبارکش‌ محیط‌ اطراف‌روشن‌ می‌شد و همه‌ می‌دانستند امام‌ حسین‌(ع) است‌.
حسین‌ بن‌ علی‌ شخصاً داری‌ مزایایی‌ بود که‌ دیگران‌ فاقد آن‌ بودند وسرتاسرزندگیش‌ عجیب‌ بود؛ یکی‌ آن‌ که‌ شش‌ ماهه‌ به‌ دنیا آمد و دیگر آن‌ که‌ شهادتش‌بی‌نظیر بود. در قیام‌ خونین‌ او بسیاری‌ از کلمات‌ عملاً ترجمه‌ شد که‌ اگر حسین‌(ع) نبوداین‌ کلمات‌ معنا نمی‌شد: عشق‌ و اراده‌ و صبر و فداکاری‌ از جمله‌ آن‌ موارد است‌. سالارشهیدان‌ در حسن‌ خلق‌، تواضع‌، ادب‌، بخشش‌، صله‌ رحم‌، راستی‌، درستی‌، عبادت‌،فراست‌ و ذکاوت‌، شجاعت‌ و شهامت‌، آزادی‌ و سعادت‌، فداکاری‌ و گذشت‌، امیدواری‌ وآرزو، شرافت‌ و عشق‌، مرام‌ و مسلک‌، صبر وبردباری‌، سیاست‌ ملی‌ و مظلومیت‌ اجتماعی‌دارای‌ نبوغ‌ فکری‌ بود. این‌ کلمات‌ را چنان‌ معنا کرد که‌ تاکنون‌ کسی‌ چنین‌ معنانکرده‌است‌.
امام‌ حسین‌(ع) سرباز با شخصیت‌ و فداکار اسلام‌ است‌ که‌ درس‌ آزادی‌ و فداکاری‌و مجد و عظمت‌ را به‌ مسلمین‌ آموخت‌ و در صورت‌ و سیرت‌ بی‌نظیر و ممتاز بود.
حسین‌ بر دوش‌ پیغمبر(ص)
شیبانی‌ از عبدا.. بن‌ شداد روایت‌ می‌کند که‌ پدرش‌ گفته‌ در یکی‌ از اوقات‌ نمازهای‌جماعت‌ خدمت‌ پیغمبر بودم‌ ایشان‌ حسن‌ و حسین‌ را بر دوش‌ خود سوار کرده‌ بود و چون‌نزدیک‌ شد، آنها را بر زمین‌ گذاشت‌. آن‌ گاه‌ برای‌ نماز جماعت‌ تکبیر گفت‌. هنگام‌ سجودخیلی‌ طول‌ کشید. من‌ سر خود را بلند کردم‌، دیدم‌ حسین‌ بر پشت‌ پیغمبر(ص) سوار شده‌.من‌ دوباره‌ به‌ سجده‌ رفتم‌. چون‌ نماز تمام‌ شد، بعضی‌ گفتند: یا رسول‌ الله میان‌ دو سجده‌آنقدر طول‌ دادی‌ که‌ ما گمان‌ کردیم‌ امری‌ حادث‌ شده‌ و یا وحی‌ بر تو نازل‌ شده‌، فرمود:هیچ‌ کدام‌ از آنها نبود، فقط‌ پسرم‌ حسین‌ سوارم‌ شده‌ بود و من‌ نخواستم‌ او را پایین‌ آورم‌صبر کردم‌ تا خود فرود آید.
ابوسعید خدری‌ روایت‌ کرده‌ که‌ حسین‌ را دیدم‌ دوان‌ دوان‌ نزد پیغمبر آمد. رسول‌خدا نماز می‌خواند و حسین‌ به‌ گردنش‌ آویخت‌ و پیغمبر با دست‌ او را گرفت‌ و تا به‌ رکوع‌رفت‌، او را نگاه‌ داشت‌.
بخاری‌ از ابوهریره‌ نقل‌ می‌کند که‌ حسین‌ و حسن‌ نزد پیغمبر(ص) و در دامان‌ مهر وعطوفت‌ او بودند که‌ هوا تاریک‌ شد. پیغمبر(ص) فرمود بروید به‌ حجرهٔ‌ مادرتان‌. گفتندتاریک‌ است‌ ما می‌ترسیم‌. ناگاه‌ نوری‌ ظاهر شد یا برقی‌ زد و فضا را روشن‌ کرد. حسنین‌ به‌خانهٔ‌ مادر رفتند.
ابو عمر بن‌ عبدالله قرطبی‌ نقل‌ می‌کند که‌ با چشم‌ خود دیدم‌ پیغمبر(ص) حسین‌ راصدا می‌کرد و او از دامان‌ رسول‌ الله بالا می‌رفت‌. آن‌ گاه‌ دهان‌ حسین‌ را می‌بوسید ومی‌گفت‌: خدایا من‌ حسین‌ را دوست‌ دارم‌ تو نیز او را دوست‌ دار.
حسین‌ و فدایی‌ شدن‌ ابراهیم‌
در ترجمه‌ المستقصی‌ نقل‌ کرده‌اند که‌ پیغمبر(ص) امام‌ حسین‌ را بر زانوی‌ راست‌ وابراهیم‌ را بر زانوی‌ چپ‌ خود نشانیده‌ بود که‌ جبرئیل‌ نازل‌ شد و گفت‌: خدایت‌ سلام‌می‌رساندو می‌فرماید این‌ دو فرزند را برای‌ تو جمع‌ نخواهد کرد و یکی‌ را از تو باز خواهدگرفت‌، اینک‌ بیندیش‌ و هر کدام‌ را خواهی‌ اختیار کن‌.
پیغمبر(ص) بر چهرهٔ‌ حسین‌ و ابراهیم‌ نگریست‌ و فرمود: اگر حسین‌ وفات‌ کند ازمفارقت‌ او دل‌ من‌ و علی‌ و فاطمه‌ هر سه‌ خواهد سوخت‌، ولی‌ اگر ابراهیم‌ وفات‌ یافت‌ اکثردرد و حزن‌ نصیب‌ من‌ خواهد شد و انتقال‌ ابراهیم‌ را قبول‌ نمود و او را فدای‌ حسین‌ کرد وپس‌ از سه‌ روز ابراهیم‌ مریض‌ شد و وفات‌ یافت‌.
حسین‌(ع) و لباس‌های‌ مختلف‌
لباس‌، معرف‌ فرد و اجتماع‌ است‌ و با لباس‌ می‌توان‌ افراد و قبایل‌ و ملل‌ را از هم‌تشخیص‌ داد. سادگی‌ و بی‌آلایشی‌ لباس‌ نمونهٔ‌ سادگی‌ و بی‌آلایشی‌ روح‌ است‌.
در روایتی‌ مجلسی‌ نقل‌ می‌کند که‌ در روز عید حسنین‌ لباس‌ رنگارنگ‌، تن‌ کودکان‌مردم‌ دیدند و از جدشان‌ لباس‌ خواستند، جبرئیل‌ لباس‌ حریر سفید آورد و آن‌ گاه‌ آنان‌لباس‌ رنگین‌ خواستند. طشتی‌ آوردند جبرئیل‌ آب‌ ریخت‌ و لباس‌ حسن‌ سبز و لباس‌حسین‌ سرخ‌ شد در این‌ موقع‌ حسین‌ پنج‌ ساله‌ بود.
حسین‌(ع) دارای‌ لباس‌های‌ بهشتی‌ بود؛ یعنی‌ لباس‌ مخصوص‌ پیغمبر ازتافته‌های‌ نرم‌ بود که‌ فاطمه‌۳ تهیه‌ کرده‌ بود و بر او می‌پوشانید و می‌فرمود لباس‌بهشتی‌است‌.
حسین‌ در بزرگی‌ لباسش‌ همانند لباس‌ پیغمبر و پدرش‌ علی‌ بوده‌. عمامه‌ تیره‌رنگ‌، پیراهن‌ سفید، نعلین‌ یمانی‌، انگشتر عقیق‌ در دست‌ داشت‌ و ابن‌ زیاد برای‌ واردشدن‌ به‌ کوفه‌ همین‌ حیله‌ را کرد که‌ لباسی‌ مانند لباس‌ حسین‌ پوشید و نقاب‌ بر او انداخت‌تا کسی‌ او را نشناسد و آن‌ گاه‌ وارد دارالاماره‌ شد.
چند روایت‌ در مورد حسنین
«سئل‌ رسول‌ الله(ص) ایما اهل‌ بیتک‌ احب‌ الیک‌ قال‌ (ص) الحسن‌ و الحسین‌»
از پیغمبر(ص) پرسیدند کدام‌ یک‌ از اهل‌ بیت‌ خود را بیشتر دوست‌ داری‌، فرمود:حسن‌ و حسین‌ را.
شیخ‌ طوسی‌ از حدیفه‌ نقل‌ می‌کند که‌ پیغمبر(ص) فرمود: فرشته‌ای‌ بر من‌ نازل‌ شدکه‌ تا آن‌ وقت‌ به‌ زمین‌ نیامده‌ بود. سلام‌ کرد «و ابشرنی‌ ان‌ ابنتی‌ فاطمه‌ سیدهٔ‌ نساء اهل‌الجنه‌ و ان‌ الحسن‌ و الحسین‌ سیدا شباب‌ اهل‌ الجنهٔ‌».
شیخ‌ طبرسی‌ نقل‌ می‌کند که‌ پیغمبر(ص) فرمود: روز قیامت‌ عرش‌ خدا را به‌ نور حق‌زینت‌ می‌کنند. حسن‌ طرف‌ راست‌ و حسین‌ طرف‌ چپ‌ عرش‌ قرار خواهند گرفت‌.
و در روایتی‌ دیگر دربارهٔ‌ علی‌، فاطمه‌ و حسن‌ و حسین‌ : فرمود: هر کس‌ با آنان‌جنگ‌ آورد، من‌ با او به‌ جنگ‌ می‌خیزم‌ و هر آن‌ که‌ تسلیم‌ آنها شود، من‌ با او سر آشتی‌دارم‌.
رسول‌ خدا(ص) دست‌ حسنین‌ را گرفت‌ و فرمود: هر که‌ من‌ و این‌ دو پسر و پدر آنهارا دوست‌ دارد، روز قیامت‌ در صف‌ من‌ قرار خواهد گرفت‌.
عایشه‌ روایت‌ کرده‌، یک‌ روز صبح‌ حسن‌ و حسین‌ و فاطمه‌ و علی‌(ع) در زیر عبای‌پیغمبر(ص) جمع‌ شدند. آن‌ گاه‌ رسول‌ خدا(ص) فرمود: (انما یرید الله لیذهب‌ عنکم‌ الرجس‌اهل‌ البیت‌ و یطهرکم‌ تطهیراً).
علاقهٔ‌ رسول‌ خدا به‌ این‌ دو فرزند، بر همه‌ اصحاب‌ آشکار بوده‌ و همانطور که‌ دربارهٔ‌امام‌ حسین‌(ع) گذشت‌، پیامبر(ص) می‌کوشید تا مردم‌ را از علاقه‌ خود به‌ این‌ دو امام‌ آگاه‌کرده‌ و حتی‌ می‌فرمود: خدایا دوست‌ بدار کسی‌ که‌ آنها را دوست‌ بدارد: «من‌ احبنی‌ فلیحب‌هذین‌»، و فرمود: «من‌ أحب‌ الحسن‌ والحسین‌ فقد أحبنی‌، و من‌ أبغضهما فقدابغضنی‌» آن‌ حضرت‌ درباره‌ این‌ دو برادر فرمود: هما ریحانی‌ من‌ الدنیا»، درباره‌ امام‌حسین‌(ع) فضایل‌ اختصاصی‌ نیز آمده‌ است‌ که‌ یکی‌ از مشهورترین‌ آنها، روایت‌ «حسین‌منی‌ و أنا من‌ حسین‌» است‌.
یحیی‌ ابن‌ سالم‌ موصلی‌ که‌ از غلامان‌ امام‌ حسین‌(ع) بود، می‌گوید: با امام‌ درحرکت‌ بودیم‌. به‌ خانه‌ رسیدند و آب‌ طلبیدند. کنیزی‌ با قدحی‌ پر از آب‌ بیرون‌ آمد. امام‌پیش‌ از خوردن‌ آب‌ «فضه‌ای‌» را درآورده‌ به‌ او دادند و فرمودند: این‌ را به‌ اهلت‌ بسیار، آن‌گاه‌ به‌ نوشیدن‌ آب‌ پرداختند.
از امام‌ باقر(ع) روایت‌ شده‌ است‌ که‌ امام‌ حسین‌(ع) در سفر حج‌ پیاده‌ حرکت‌می‌کرد، در حالی‌ که‌ چهار پایان‌ او پشت‌ سر او حرکت‌ می‌کردند.
نقل‌ یک‌ روایت‌ هم‌ در اخلاق‌ امام‌ حسین‌(ع) مناسب‌ می‌نماید. بن‌ ابی‌ الدنیا نقل‌کرده‌ است‌ که‌ امام‌ حسین‌(ع) بر گروهی‌ از فقیران‌ عبور می‌کرد که‌ سفره‌ شان‌ پهن‌ بود وغذایی‌ فقیرانه‌ داشتند. وقتی‌ امام‌ را دیدند، حضرت‌ را دعوت‌ کردند. آن‌ حضرت‌ پیاده‌ شد وفرمود: (ان‌ الله لا یحب‌ المستکبرین‌) آن‌ گاه‌ نشست‌ و با آنها غذا خورد. پس‌ از آن‌فرمود: شما دعوت‌ کردید، من‌ پیرفتم‌. اکنون‌ من‌ شما را دعوت‌ می‌کنم‌، باید بپذیرید. پس‌از آن‌ به‌ رباب‌ گفت‌: تا هرچه‌ آماده‌ کرده‌ بیاورد تا با هم‌ بخورند.
اشتغال‌ حسن‌ و حسین‌(ع) در حضور پیغمبر(ص) به‌ بازی‌های‌ کشتی‌، خط‌ نویسی‌،و «لعب‌ المداحی‌» چاله‌ بازی‌ با ریگ‌ و گودال‌ و خاک‌ و مسابقه‌ اسب‌ سواری‌ و تیر اندازی‌ وسبقت‌ در نماز و وضو و غیره‌ بوده‌ است‌.
سلمان‌ فارسی‌ روایت‌ می‌کند که‌ دیدم‌ حسین‌ در دامان‌ پیغمبر(ص) بود و می‌فرمود:تو سید فرزند سیدی‌ و پدر ساداتی‌، تو امام‌، فرزند امام‌ و پدر ائمه‌ هستی‌، تو حجت‌، فرزندحجت‌ و پدر حجج‌ خدایی‌، نُه‌ تن‌ از نسل‌ تو حجت‌ خدا هستند و نهمین‌ آنها قائم‌ ایشان‌است‌.
خصال‌ و مکارم‌ اخلاق‌ سید الشهدا از زبان‌ رسالت‌
شیخ‌ صدوق‌ در امالی‌ از حدیفه‌ الیمان‌ روایت‌ می‌کند که‌ دیدم‌ رسول‌ خدا دست‌حسین‌ را گرفته‌ و فرمود: یا ایها الناس‌ هذا الحسین‌ بن‌ علی‌ فاعرفوه‌ فوالذی‌ نفسی‌ بیده‌انه‌ لفی‌ الجنهٔ‌ و محبیه‌ فی‌ الجنه‌ و محبی‌ محبیه‌ فی‌ الجنهٔ‌».
ای‌ گروه‌ مردم‌، این‌ است‌ حسین‌ پسر علی‌ بن‌ ابیطالب‌، او را بشناسید. قسم‌ به‌خدایی‌ که‌ جان‌ من‌ بدست‌ اوست‌، حسین‌ در بهشت‌ است‌، دوستان‌ حسین‌ در بهشت‌ اند ودوستان‌ِ دوستان‌ او نیز در بهشت‌ خواهند بود.

نماز گزاردن‌ِ حسین‌ بر پدر و برادر و خواهرش‌
طبری‌ در تاریخ‌ کبیر می‌نویسد: چون‌ امیرالمؤمنین‌(ع) از جهان‌ درگذشت‌. حسن‌و حسین‌ و عبدالله بن‌ جعفر عامل‌ غسل‌ و کفن‌ و دفن‌ او شدند و او را در پارچه‌ای‌کفن‌کرده‌، دفن‌ نمودند و بر او نماز خواندند و حسن‌(ع) نُه‌ تکبیر بر جنازهٔ‌ پدر گفت‌.
حسین‌(ع) و حج‌ خانه‌ خدا
مورد اتفاق‌ مورخان‌ است‌ که‌ حضرت‌ حسین‌(ع) بیست‌ وپنج‌ سفر پیاده‌ از مدینه‌ به‌مکه‌ برای‌ حج‌ رفته‌ است‌؛ یعنی‌ در مدت‌ عمر، که‌ بیشتر سنوات‌ آخر زندگی‌ آن‌ حضرت‌بوده‌، بیست‌ وپنج‌ بار به‌ خانهٔ‌ خدا رفته‌ است‌.
حسین‌(ع) و کمک‌ به‌ مستمندان‌ و صفات‌ ممتاز ایشان‌
باری‌، حسین‌ بن‌ علی‌(ع) ظروف‌ چوبی‌ و قدح‌ از پوست‌ کدو داشته‌اند که‌ در آن‌ غذامی‌خوردند.
آن‌ حضرت‌ دارای‌ این‌ صفات‌ ممتاز بوده‌: مهمان‌ را گرامی‌ می‌داشت‌، سائل‌ رامحروم‌ نمی‌کرد و آنقدر می‌داد که‌ بی‌نیاز می‌شد. صله‌ ارحام‌ می‌نموده‌ و به‌ تمام‌ ارحام‌مقرری‌ می‌داد تا بی‌نیاز گردند. با فقرا مجالست‌ و معاشرت‌ داشت‌ و به‌ درد دل‌ آنهامی‌رسید. پیاده‌ها را سوار می‌کرد. ارباب‌ حوائج‌ را به‌ حاجت‌ خود می‌رسانید. برهنه‌ها رامی‌پوشانید. گرسنه‌ها را سیر می‌کرد. قرض‌ مقروضین‌ را ادا می‌نمود. پشتیبان‌ ضعفا بود.دوست‌ و شفیق‌ ایتام‌ بود. محتاجان‌ را ضمانت‌ و اعانت‌ می‌کرد. هر مالی‌ که‌ برای‌ اومی‌رسید یک‌ جا به‌ سائل‌ می‌داد تا دیگر گدایی‌ نکند.
امام‌ حسین‌(ع) به‌ سائلی‌ که‌ از راه‌ دور سراغ‌ خانهٔ‌ کریم‌ آمده‌ بود، از پشت‌ در چهارهزار درهم‌ یا دینار داد و از این‌ که‌ اندک‌ است‌، عذر خواست‌. با این‌ اخلاق‌ و بخشش‌حسین‌(ع) تمام‌ فامیل‌ و اقارب‌ و عشیره‌ و همسایگان‌ و اهل‌ مدینه‌ و قبایل‌ بدوی‌ و ارباب‌حوائج‌ دور دست‌ را فریفتهٔ‌ ملکات‌ اخلاقی‌ خود نمود.
در زیر آسمان‌ مردی‌ شجاع‌تر از حسین‌ نبود، زیرا شرایط‌ ابراز شجاعت‌
در مواقع‌ ابراز شجاعت‌ِ پیغمبر(ص) و علی‌(ع) چنان‌ نبود که‌ در جنگ‌ حسین‌(ع)موجودبود.
حسین‌(ع) و شرافت‌
امام‌ حسین‌(ع) فطرتاً شریف‌ بوده‌، زیرا برای‌ نجات‌ ملت‌ اسلام‌ از هلاکت‌،اضمحلال‌ و مرگ‌ همیشگی‌ قیام‌ کرد و با بیان‌ حق‌ و حقیقت‌ معانی‌ شرف‌ و شرافت‌ را درخلال‌ مسافرت‌ خود برای‌ مردم‌ ترجمه‌ کرد و اگر حسین‌(ع) با کردار و گفتار خود شرف‌ رامعنا نکرده‌ بود، بسیاری‌ دیگر از الفاظ‌ واقعاً و در حقیت‌ بدون‌ معنا در ابهام‌ می‌ماندند!
حسین‌ بود که‌ شرافت‌ محمد(ص) و آل‌ محمد را روشن‌ کرد و با فداکاری‌ و سعی‌ وعمل‌، خاندانش‌ را در نجات‌ بشر و هدایت‌ و ارشاد جامعه‌ با منطق‌ عملی‌ مبرهن‌ و ثابت‌نمودو خطر بزرگی‌ که‌ داشت‌ مسلمین‌ و اسلام‌ را تهدید به‌ مرگ‌ می‌کرد، به‌ شرافت‌ نفس‌خود برطرف‌ فرمود. اقتدار و عظمت‌ و شرافت‌ را برای‌ پیروان‌ اسلام‌ ثابت‌ کرد ودرخشان‌ترین‌ مظاهر صفات‌ فاضله‌ را که‌ به‌ شرافت‌ ترجمه‌ می‌شود، بر مردم‌ بیان‌ فرمود وملیت‌ اسلام‌ را جاویدان‌ فرمود.
بزرگی‌ به‌ مردم‌ و آزادگی‌ است‌نه‌ از مال‌ و جاه‌ و ملک‌ زادگی‌ است‌
زخوی‌ نکو مرد یابد شرف‌نه‌ از پرتو و دودمان‌ سلف‌
که‌ هر نیک‌ و بد زادهٔ‌ آدمندزخوی‌ نکو با شرف‌ مردمند
حسین‌(ع) و صبر و شکیبایی‌
صبر وحوصله‌ حسین‌ به‌ قدری‌ بود که‌ جبرئیل‌ دربارهٔ‌ صبر و عطش‌ او گفت‌: آسمان‌از صبرش‌ انگشت‌ حیرت‌ به‌ دندان‌ می‌گزد او آنقدر صبر می‌کند که‌ پوست‌ بدن‌ اطفالش‌ ازتشنگی‌ به‌ هم‌ جمع‌ می‌شود و لب‌ هایش‌ از رطوبت‌ خالی‌ و خشک‌ می‌گردد و باز هم‌ به‌دشمن‌ نفرین‌ نمی‌کند، بلکه‌ آنان‌ را به‌ دعا هدایت‌ می‌فرماید و می‌گوید: خداوندا این‌ قوم‌را هدایت‌ فرما. «صغیرهم‌ یمیته‌ العطش‌ و کبیرهم‌ جلده‌ منکمش‌».
مورخان‌ نوشته‌اند: به‌ قدری‌ صبر حسین‌ در مصیبت‌ با اهمیت‌ و با عظمت‌ بود که‌در روی‌ کرهٔ‌ زمین‌ مصیبتی‌ چون‌ مصیبت‌ او رخ‌ نداده‌ و بزرگ‌ترین‌ آثار مصیبت‌ او صبرحسین‌ است‌.
حسین‌(ع) و علم‌ و دانش‌
امام‌ حسین‌(ع) در دانش‌ وارث‌ مقام‌ نبوت‌ و مکان‌ امانت‌ و ولایت‌ و عصمت‌ وطهارت‌ بوده‌، علوم‌ و دانش‌ را از لسان‌ وحی‌ فرا گرفته‌ و آنچه‌ هم‌ اخذ کرده‌ به‌ مرتبهٔ‌ علم‌الیقین‌ او رسیده‌ و لذا هرچه‌ علما و فضلای‌ مکتب‌ اسلام‌ مانند: ابن‌ عباس‌ و محمد حنفیه‌و.. خواستند حسین‌ را از رأی‌ خود منحرف‌ کنند، چون‌ علم‌ الیقین‌ در کار خود داشت‌ مانندکوه‌ پا برجا و استوار بر اجراء نقشه‌ خود بود. اندیشهٔ‌ امام‌ حسین‌ مانند ساعت‌ منظم‌ کارمی‌کرد و هیچ‌ حادثه‌ای‌ او را متزلزل‌ نمی‌ساخت‌.
حسین‌(ع) از نظر روحی‌ و جسمی‌ شبیه‌ پیغمبر اکرم‌(ص) می‌باشد.
بزرگ‌ آیینه‌ای‌ بود در برابر حق‌ که‌ هر چه‌ بود سراپا در اوست‌ عکس‌پذیر.
مراحل‌ زندگی‌ حسین‌ بن‌ علی‌(ع)
حسین‌ بن‌ علی‌(ع) مدت‌ شش‌ سال‌ از دوران‌ کودکی‌ خود را در زمان‌ جد بزرگوارخود سپری‌ کرد و پس‌ از رحلت‌ آن‌ حضرت‌، مدت‌ سی‌ سال‌ در کنار پدرش‌امیرالمؤمنین‌(ع) زندگی‌ کرد و در حوادث‌ مهم‌ دوران‌ خلافت‌ ایشان‌ به‌ صورت‌ فعال‌شرکت‌ داشت‌. امام‌ حسین‌(ع) در جنگ‌های‌ جمل‌، صفین‌ و نهروان‌ حضور داشت‌ و درکنار پدر به‌ جنگ‌ با پیمان‌ شکنان‌ و ظالمان‌ پرداخت‌. از آن‌ حضرت‌ خطبه‌ای‌ از جنگ‌صفین‌ نقل‌ شده‌ است‌ که‌ ضمن‌ آن‌ مردم‌ را به‌ جنگ‌ ترغیب‌ می‌کردند.
امام‌ حسین‌(ع) در مراحل‌ مقدماتی‌ صفین‌ در گرفتن‌ مسیر آب‌ از دست‌ شامیان‌نقش‌ داشت‌. امام‌ علی‌(ع) پس‌ از آن‌ پیروزی‌ فرمود: «هذا اول‌ فتح‌ ببرکهٔ‌ الحسین‌(ع)».
زمانی‌ عبیدالله بن‌ عمر در صفین‌ امام‌ را صدا کرد و گفت‌ که‌ پدر تو قریش‌ را چنین‌و چنان‌ کرده‌ است‌. امام‌ او را متهم‌ به‌ پیروی‌ از قاسطین‌ کرده‌ و فرمودند که‌ اینان‌ به‌ زوراسلام‌ را قبول‌ کرده‌اند، اما در اصل‌ مسلمان‌ نشده‌اند.
پس‌ از شهادت‌ امیرمؤمنان‌(ع) (در سال‌ چهلم‌ هجری‌) مدت‌ ده‌ سال‌ در صحنهٔ‌سیاسی‌ و اجتماعی‌ در کنار برادر بزرگ‌ خود حسن‌ بن‌ علی‌ (ع) قرار داشت‌ و پس‌ ازشهادت‌ امام‌ حسن‌(ع) (در سال‌ پنجاه‌ هجری‌) به‌ مدت‌ ده‌ سال‌، در اوج‌ قدرت‌ معاویهٔ‌ بن‌ابی‌ سفیان‌، بارها با وی‌ پنجه‌ در افکند و پس‌ از مرگ‌ وی‌ نیز در برابر حکومت‌ پسرش‌یزید قیام‌ کرد و در محرم‌ سال‌ ۶۱ هجری‌ در کربلا به‌ شهادت‌ رسید.
امام‌ حسن‌(ع) در دورهٔ‌ امامت‌ برادرش‌، از سیاست‌ وی‌ دفاع‌ می‌کرد. آن‌ حضرت‌در برابر درخواست‌های‌ مکرر مردم‌ عراق‌، برای‌ آمدن‌ آن‌ حضرت‌ به‌ کوفه‌، حتی‌ پس‌ ازشهادت‌ برادرش‌، حاضر به‌ قبول‌ رأی‌ آنها نشده‌ و فرمودند: تاوقتی‌ معاویه‌ زنده‌ است‌، نبایددست‌ به‌ اقدامی‌ زد. معنای‌ این‌ سخن‌ آن‌ بود که‌ امام‌ در فاصلهٔ‌ ده‌ سال‌ به‌ اجبار حکومت‌معاویه‌ را تحمل‌ کردند. این‌ نکته‌ مهمی‌ در مواضع‌ سیاسی‌ امام‌ حسین‌(ع) است‌ که‌ کمترمورد توجه‌ قرار گرفته‌ است‌، دلیلش‌ نیز آن‌ است‌ که‌ ما، امام‌ حسین‌(ع) را بیشتر از زاویه‌اقدام‌ انقلابی‌اش‌ در کربلا می‌شناسیم‌.
مناسبات‌ امام‌ و معاویه‌ و گفتگوهایی‌ که‌ در مواقع‌ مختلف‌ صورت‌ گرفته‌، نشان‌ ازتسلیم‌ ناپذیری‌ امام‌ از لحاظ‌ سیاسی‌ در برابر پذیرش‌ مشروعیت‌ قطعی‌ معاویه‌ است‌.یکی‌ از مهمترین‌ دلایل‌، نامهٔ‌ مفصل‌ امام‌ به‌ معاویه‌ است‌ که‌ ضمن‌ آن‌ به‌ حقایق‌ زیادی‌دربارهٔ‌ جنایات‌ معاویه‌ در حق‌ شیعیان‌ امام‌ علی‌(ع) اشاره‌ شده‌ است‌. امام‌ در این‌ نامه‌ به‌معاویه‌ نوشتند: من‌ قصد جنگ‌ و مخالفت‌ با تو ندارم‌ و...
در جای‌ دیگری‌ نیز بلاذری‌ خلاصهٔ‌ نامه‌ را ذکر کرده‌ که‌ یک‌ جملهٔ‌ اضافه‌ دارد. درآنجا آورده‌ که‌ امام‌ به‌ معاویه‌ نوشتند: «و ما أعلم‌ فتنه‌ أعظم‌ من‌ ولایتک‌ هذه‌ الامهٔ‌».یعنی‌ من‌ فتنه‌ای‌ سهمگین‌تر از حکومت‌ تو بر این‌ امت‌ سراغ‌ ندارم‌.
بعدها، وقتی‌ معاویه‌ رو در رو با حسین‌ بن‌ علی‌(ع) قرار گرفت‌، به‌ او گفت‌: آیاشنیدی‌ ما بر سر حجر و اصحاب‌ و شیعیان‌ پدرت‌ چه‌ آوردیم‌؟ امام‌ فرمود چه‌ کردید؟معاویه‌ گفت‌ آنها را کشتیم‌، کفن‌ کردیم‌، نماز بر آنان‌ خواندیم‌ و دفن‌ کردیم‌. امام‌ فرمود: امااگر ما یاران‌ تو را بکشیم‌، نه‌ آنها را کفن‌ می‌کنیم‌ و نه‌ بر آنها نماز می‌خوانیم‌ و نه‌ دفن‌می‌کنیم‌.
آخرین‌ بخش‌ زندگانی‌ امام‌ حسین‌، یعنی‌ دوران‌ امامت‌ آن‌ حضرت‌، مهمترین‌بخش‌ زندگی‌ او به‌ شمار می‌رود.
مبارزات‌ حسین‌ بن‌ علی‌(ع) در دوران‌ قبل‌ از امامت‌
حسین‌ بن‌ علی‌(ع) از دوران‌ نوجوانی‌ که‌ شاهد انحراف‌ دستگاه‌ حکومت‌ اسلامی‌از مسیر اصلی‌ خود بود، از موضعگیری‌های‌ سیاسی‌ پدر خود پیروی‌ و حمایت‌ می‌کرد؛چنان‌ که‌ در زمان‌ خلافت‌ عمر بن‌ خطاب‌، روزی‌ وارد مسجد شد و دید عمر بر فراز منبرنشسته‌ است‌. با دیدن‌ این‌ صحنه‌، بالای‌ منبر رفت‌ و به‌ عمر گفت‌: از منبر پدرم‌ پایین‌ بیاو بالای‌ منبر پدرت‌ برو!
عمر که‌ قافیه‌ را باخته‌ بود، گفت‌ پدرم‌ منبر نداشت‌! آن‌ گاه‌ او را در کنار خود نشانید وپس‌ از آن‌ که‌ از منبر پایین‌ آمد، او را به‌ منزل‌ خود برد و پرسید: این‌ سخن‌ را چه‌ کسی‌ به‌تو یاد داده‌ است‌؟ او پاسخ‌ داد: هیچ‌ کس‌!
در جبهه‌های‌ نبرد با ناکثین‌ و قاسطین‌
حسین‌ بن‌ علی‌(ع) در دوران‌ خلافت‌ پدرش‌، امیر مؤمنان‌(ع)، در صحنه‌های‌سیاسی‌ و نظامی‌ در کنار آن‌ حضرت‌ قرار داشت‌. او در هر سه‌ جنگی‌ که‌ در این‌ دوران‌ برای‌پدر ارجمندش‌ پیش‌ آمد، شرکت‌ فعال‌ داشت‌.
در جنگ‌ جمل‌ فرماندهی‌ جناح‌ چپ‌ سپاه‌ امیرمؤمنان‌(ع) به‌ عهده‌ وی‌ بود و درجنگ‌ صفین‌، چه‌ از راه‌ سخنرانی‌های‌ پرشور و تشویق‌ یاران‌ علی‌(ع) برای‌ شرکت‌ درجنگ‌ و چه‌ از رهگذر پیکار با قاسطین‌، نقشی‌ فعال‌ داشت‌. در جریان‌ حکمیت‌ نیز یکی‌ ازشهود این‌ ماجرا، از طرف‌ علی‌(ع) بود.
حسین‌ بن‌ علی‌(ع) پس‌ از شهادت‌ علی‌(ع) در کنار برادر خویش‌، رهبر و پیشوای‌وقت‌، حسن‌ بن‌ علی‌(ع)قرار گرفت‌، و هنگام‌ حرکت‌ نیروهای‌ امام‌ مجتبی‌(ع) به‌ سمت‌شام‌، همراه‌ آن‌ حضرت‌ در صحنه‌های‌ نظامی‌ و پیشروی‌ به‌ سوی‌ سپاه‌ شام‌ حضور داشت‌،و هنگامی‌ که‌ معاویه‌ به‌ امام‌ حسن‌ (ع)پیشنهاد صلح‌ کرد، امام‌ حسن‌، او و عبدالله بن‌جعفر را فرا خواند و درباره‌ این‌ پیشنهاد، با آن‌ دو به‌ گفتگو پرداخت‌ و بالاخره‌ پس‌ از متارکه‌ جنگ‌ وانعقاد پیمان‌ صلح‌، همراه‌ برادرش‌ به‌ شهر مدینه‌ بازگشت‌ و همانجا اقامت‌گزید.
اوضاع‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ دوران‌ امامت‌ حسین‌(ع)
در زمان‌ امام‌ حسین‌(ع) انحراف‌ از اصول‌ و موازین‌ اسلامی‌، که‌ از «سقیفه‌» شروع‌شده‌ و در زمان‌ عثمان‌ گسترش‌ یافته‌ بود، به‌ اوج‌ خود رسیده‌ بود، در آن‌ زمان‌ معاویه‌ که‌سالها از سوی‌ خلیفه‌ دوم‌ و سوم‌ بعنوان‌ استاندار در منطقه‌ شام‌ حکومت‌ کرده‌ وموقعیت‌خود را کاملاً تثبیت‌ کرده‌ بود، به‌ نام‌ خلیفه‌ مسلمین‌ سرنوشت‌ و مقدرات‌ کشور اسلامی‌ رادر دست‌ گرفته‌ حزب‌ ضد اسلامی‌ اموی‌ را بر امت‌ اسلام‌ مسلط‌ ساخته‌ بود و به‌ کمک‌عمال‌ ستمگر و یغماگر خود مانند: زیاد بن‌ ابیه‌، عمرو بن‌ عاص‌ و... حکومت‌ سلطنتی‌استبدادی‌ تشکیل‌ داده‌ و چهره‌ اسلام‌ را وارونه‌ ساخته‌ بود.
معاویه‌ از یک‌ سو، سیاست‌ فشار سیاسی‌ و اقتصادی‌ را در مورد مسلمانان‌ آزاده‌ وراستین‌ اعمال‌ می‌کرد و با کشتار، قتل‌، شکنجه‌ و آزار و تحمیل‌ فقر و گرسنگی‌ بر آنان‌ ازهرگونه‌ اعتراض‌ و جنبش‌ و مخالفت‌ جلوگیری‌ می‌کرد و از سوی‌ دیگر، با احیای‌تبعیض‌های‌ نژادی‌ و رقابت‌های‌ قبیله‌ای‌ در میان‌ قبائل‌، آنان‌ را به‌ جان‌ هم‌ می‌انداخت‌ واز این‌ رهگذر نیروی‌ آنان‌ را تضعیف‌ می‌کرد تا خطری‌ از ناحیهٔ‌ آنان‌ متوجه‌ حکومت‌ وی‌نگردد، و از سوی‌ سوم‌، به‌ کمک‌ عوامل‌ مزدور خود با جعل‌ حدیث‌ و تفسیر و تأویل‌ آیات‌قرآن‌ به‌ نفع‌ خود، افکار عمومی‌ را تخدیر کرده‌، و به‌ حکومت‌ خودش‌ وجههٔ‌ مشروع‌ ومقبول‌ می‌بخشید. این‌ سیاست‌ ضد اسلامی‌، به‌ اضافهٔ‌ عوامل‌ دیگری‌ همچون‌ ترویج‌فرقه‌های‌ باطل‌ نظیر: جبریه‌ و مرجئه‌ که‌ از نظر عقیدتی‌ با سیاست‌ معاویه‌ همسو بودند،آثار شوم‌ و مرگباری‌ در جامعه‌ بوجود آورده‌ و سکوت‌ تلخ‌ و ذلت‌ باری‌ را بر جامعه‌حکمفرماساخته‌ بود.
حسین‌ و وفاداری‌ در پیمان‌ معاویه‌
حسین‌(ع) مثل‌ اعلای‌ فضیلت‌ و کمال‌ و ارشاد و هدایت‌ بود. او در همه‌ حال‌مصالح‌ عمومی‌ را بر منافع‌ شخصی‌ ترجیح‌ می‌داد و دل‌ نگران‌ جامعه‌ بود و در فکر استفاده‌شخصی‌ نبود، بلکه‌ همواره‌ برای‌ ملت‌ اسلام‌ و برای‌ واژگون‌ کردن‌ نظام‌ امویان‌ تلاش‌ کرد.
حسین‌ با معاویه‌ در صلح‌ امام‌ حسن‌ پیمان‌ بست‌ که‌ قیام‌ نکند و با آنکه‌ معاویه‌ به‌شرایط‌ صلح‌ عمل‌ نکرد، حسین‌ بن‌ علی‌(ع) راضی‌ نشد شخصیت‌ خود را با نقض‌ عهد وپیمان‌ شکنی‌ مانند معاویه‌ خدشه‌دار نماید، لذا در پیمان‌ با معاویه‌ پایدار بود. هیچ‌ کس‌ننوشته‌ حسین‌ در تمام‌ عمرش‌ یک‌ دفعه‌ پیمان‌ شکنی‌ کرده‌ باشد.
شیخ‌ مفید می‌نویسد: وقتی‌ امام‌ حسن‌(ع) درگذشت‌، مردم‌ کوفه‌ و شیعیان‌علی‌(ع) از اطراف‌ نامه‌ نوشتند که‌ حاضرند معاویه‌ را خلع‌ کرده‌ و با او بیعت‌ کنند ولی‌حسین‌ بن‌ علی‌(ع) قبول‌ نکرد و فرمودند: «میان‌ من‌ و معاویه‌ عهدیست‌ که‌ وجدان‌ من‌اجازه‌ نمی‌دهد، نقض‌ عهد کنم‌. بنابراین‌ تا معاویه‌ زنده‌ است‌ من‌ بر عهد خود پایدارم‌ وچون‌ او در گذرد من‌ دربارهٔ‌ تصمیم‌ خود تجدید نظر خواهم‌ نمود.»
مخالفت‌ حسین‌ با معاویه‌ در بیعت‌ یزید
ابن‌ کثیر شامی‌ می‌نویسد: معاویه‌ در سال‌ پنجاه‌ وسه‌ هجری‌ از مردم‌ برای‌ یزیدبیعت‌ گرفت‌. حسین‌(ع) از کسانی‌ بود که‌ با او مخالفت‌ کرد و حاضر به‌ بیعت‌ نشد و اهل‌کوفه‌ در این‌ امر برای‌ حسین‌(ع) نامه‌ نوشته‌، کسب‌ تکلیف‌ نمودند و اصرار داشتند که‌حسین‌ به‌ کوفه‌ رود تا با او بیعت‌ کنند و به‌ معاویه‌ بفهمانند که‌ حاضر به‌ قبول‌ خلافت‌ یزیدنخواهند بود و جمعی‌ بسیار هم‌ برای‌ این‌ کار به‌ مدینه‌ آمدند که‌ شاید حسین‌ را به‌ بیعت‌راضی‌ کنند که‌ اقلا پس‌ از معاویه‌ قبول‌ زمامداری‌ کند. چنانکه‌ پدرش‌ پس‌ از عثمان‌تقاضای‌ مردم‌ را قبول‌ کرد.
ولی‌ ابی‌ عبدالله به‌ آنان‌ جواب‌ منفی‌ داد؛ زیرا نمی‌خواست‌ نقض‌ عهد کند و تامعاویه‌ زنده‌ است‌ اختلاف‌ و اغتشاش‌ بر پا سازد. محمد حنفیه‌ و ابو سعید خدری‌ و مسیب‌بن‌ نجیبه‌ فرازی‌ نیز اصرار داشتند ولی‌ امام‌ حسین‌(ع) آنها را قانع‌ به‌ صبر و بردباری‌ کرد وفرمود در انتظار آینده‌ باشید.
امام‌ حسین‌(ع) در تحولات‌ اجتماعی‌ و دعوت‌های‌ متوالی‌ در این‌ ده‌ سال‌، بسیارسیاست‌ روشنی‌ را تعقیب‌ کرد وبا مردم‌ با کمال‌ تدبیر عمل‌ نموده‌ و همه‌ را به‌ آینده‌ای‌پرغوغا توجه‌ داد.
دربار یزید مرکز انواع‌ فساد و گناه‌ شده‌ بود و بی‌دینی‌ دربار او در جامعه‌ چنان‌گسترش‌ یافته‌ بود که‌ در دوران‌ حکومت‌ کوتاهش‌، حتی‌ محیط‌ مقدسی‌ همچون‌ «مکه‌» و«مدینه‌» نیز آلوده‌ شده‌ بود. یزید سرانجام‌ جان‌ خود را در راه‌ هوسرانی‌ از دست‌ داد و افراط‌در شرابخواری‌ سبب‌ مسمومیت‌ ومرگ‌ وی‌ گردید.
او بیش‌ از چهار سال‌ پس‌ از فاجعهٔ‌ عاشورا زنده‌ نماند، اما این‌ ننگ‌ و رسوایی‌ رابرای‌ ابد برای‌ خاندان‌ بنی‌ امیه‌ به‌ ارث‌ گذاشت‌. به‌ طوری‌ که‌ هر یک‌ از خلفای‌ اموی‌اندکی‌ عقل‌ و درایت‌ داشتند از تکرار کارهای‌ یزید پرهیز می‌کردند.
شواهد و مدارک‌ فساد و آلودگی‌ یزید و زندگی‌ ننگین‌ و حکومت‌ پلید وی‌ به‌ قدری‌زیاد است‌ که‌ طرح‌ آنها از حدود این‌ بحث‌ فشرده‌ خارج‌ است‌.
پیام‌ آوران‌ قیام‌ کربلا
هر قیام‌ و نهضتی‌ از دو بخش‌ «خون‌» و «پیام‌» تشکیل‌ می‌گردد. مقصود از بخش‌خون‌، مبارزات‌ خونین‌ و قیام‌ مسلحانه‌ است‌ که‌ مسلتزم‌ کشتن‌ و کشته‌ شدن‌ و جانبازی‌ درراه‌ آرمان‌ مقدس‌ است‌. مقصود از بخش‌ پیام‌ نیز، رساندن‌ و ابلاغ‌ پیام‌ انقلاب‌ و بیان‌آرمان‌ها و اهداف‌ آن‌ است‌.
در پیروزی‌ یک‌ انقلاب‌ اهمیت‌ بخش‌ دوم‌ کمتر از بخش‌ اول‌ نیست‌، زیرا اگراهداف‌ و آرمان‌های‌ یک‌ انقلاب‌ در سطح‌ جامعه‌ تبیین‌ نشود، انقلاب‌ از حمایت‌ وپشتیبانی‌ مردم‌ برخوردار نمی‌گردد و کانون‌ اصلی‌ بدست‌ فراموشی‌ سپرده‌ می‌شود، و چه‌بسا گرفتار تحریف‌ها و دگرگونی‌ها می‌شود.
با بررسی‌ قیام‌ مقدس‌ امام‌ حسین‌(ع) این‌ دو بخش‌ کاملاً در آن‌ به‌ چشم‌ می‌خورد؛زیرا انقلاب‌ امام‌ حسین‌(ع) تا عصر عاشورا مظهر بخش‌ اول‌؛ یعنی‌ بخش‌ خون‌ و شهادت‌و ایثار خون‌ بود و رهبر و پرچمدار آن‌ نیز خود حسین‌(ع) بود در حالی‌ که‌ بخش‌ دوم‌ آن‌ ازعصر عاشورا آغاز گردید و پرچمدار آن‌ امام‌ زین‌ العابدین‌ و زینب‌ کبری‌۸ بودند که‌ پیام‌انقلاب‌ و شهادت‌ سرخ‌ آن‌ حضرت‌ و یارانش‌ را با سخنان‌ آتشین‌ خود به‌ اطلاع‌ افکارعمومی‌ رساندند و طبل‌ رسوایی‌ حکومت‌ پلید اموی‌ را به‌ صدا درآوردند.
با توجه‌ به‌ تبلیغات‌ بسیار گسترده‌ و دامنه‌ داری‌ که‌ حکومت‌ اموی‌ از زمان‌ معاویه‌ به‌بعد بر ضد اهل‌ بیت‌ (به‌ ویژه‌ در منطقهٔ‌ شام‌) در راه‌ انداخته‌ بود، بی‌شک‌ اگر بازماندگان‌حسین‌(ع) به‌ افشاگری‌ و بیدارسازی‌ نمی‌پرداختند، دشمنان‌ اسلام‌ و مزدوران‌ قدرت‌های‌وقت‌، قیام‌ و نهضت‌ بزرگ‌ و جاویدان‌ آن‌ حضرت‌ را در طول‌ تاریخ‌ لوث‌ می‌کردند و چهرهٔ‌آن‌ را وارونه‌ نشان‌ می‌دادند.
آثار سیاسی‌ رخداد کربلا در شیعه‌
واقعهٔ‌ کربلا از حوادث‌ تعیین‌ کننده‌ در جریان‌ تکوین‌ شیعه‌ در تاریخ‌ است‌.می‌دانیم‌ که‌ مبانی‌ تشیع‌، به‌ ویژه‌ اساسی‌ترین‌ آنها در اصل‌ آن‌، یعنی‌ امامت‌ در قرآن‌ وسنت‌ یافت‌ می‌شود. اما جدایی‌ تاریخی‌ شیعه‌ از دیگر گروه‌های‌ موجود در جامعه‌، به‌تدریج‌ صورت‌ گرفته‌ است‌. سنت‌ و اندیشه‌ای‌ که‌ از دورهٔ‌ خلافت‌ امام‌ علی‌(ع) به‌ یادگارماند، تا حدودی‌ به‌ شیعه‌ از لحاظ‌ فکری‌ انسجام‌ بخشید. حمایت‌ امویان‌ از اسلام‌ ساختهٔ‌خودشان‌ که‌ سیاست‌ گزاری‌های‌ معاویه‌ اجازه‌ نداده‌ بود، ماهیت‌ و فاصلهٔ‌ آن‌ با اسلام‌واقعی‌ آشکار شود، در جریان‌ به‌ خلافت‌ رسیدن‌ یزید وضوح‌ بیشتری‌ یافت‌. در حادثهٔ‌کربلا جدایی‌ تاریخ‌ شیعه‌ از سایر گروه‌هایی‌ که‌ تحت‌ تأثیر اسلام‌ مورد حمایت‌ امویان‌بودند. قطعی‌ شد. از آن‌ پس‌ تشخیص‌ و تشخص‌ شیعه‌ از دیگر گروه‌ها ـ گروهی‌ که‌ ازسنت‌ و سیرهٔ‌ علی‌ و جانشیان‌ او پیروی‌ می‌کردند ـ کاملاً ممکن‌ بود.
در میان‌ شیعیان‌ گروهی‌ از هر حیث‌ تابع‌ ائمه‌ بوده‌ و آنها را وصی‌ پیامبر(ص) ومنتخب‌ او می‌دانستند. از سوی‌ دیگر گروه‌هایی‌ از مردم‌ عراق‌ و بعضی‌ مناطق‌ دیگر تنهابرتری‌ علویان‌ را بر امویان‌ در نظر داشته‌ و تشیع‌ آنها در همین‌ حد بود. افرادی‌ که‌ در کربلادر کنار امام‌ حسین‌(ع) در شهادت‌ رسیدند، از شیعیانی‌ بودند که‌ امامت‌ را تنها حق‌علی‌(ع) و فرزندانش‌ می‌دانستند. خود امام‌(ع) در موارد متعددی‌ از مردم‌ خواست‌ تا حق‌ رابه‌ اهلش‌ بسپارند و او را یاری‌ کنند، زیرا امویان‌ غاصب‌ این‌ حق‌ هستند.
حکمت‌ شهادت‌ امام‌ حسین‌(ع)
جنبش‌ کربلا به‌ عنوان‌ یک‌ نهضت‌ مقدس‌ مذهبی‌ و یک‌ حرکت‌ سیاسی‌ از نوع‌انقلابی‌ آن‌، پایدارترین‌ جنبش‌ در فرهنگ‌ سیاسی‌ شیعه‌ است‌. این‌ جنبش‌، نهضتی‌ برای‌احیای‌ احکام‌ دین‌، زدودن‌ انحرافات‌ دینی‌ و سیاسی‌ و جایگزین‌ کردن‌ حکومتی‌ علوی‌ به‌جای‌ نظام‌ اموی‌ بوده‌ است‌. جنبش‌ کربلا از زاویه‌ دستیابی‌ به‌ اهداف‌ خود حاوی‌ نوعی‌شکست‌ و نوعی‌ پیروزی‌ بود. شکست‌ سیاسی‌ با توجه‌ به‌ پذیرفتن‌ این‌ که‌ هدف‌ سرنگونی‌حکومت‌ اموی‌ و ایجاد دولتی‌ علوی‌ بوده‌ است‌. پیروزی‌ معنوی‌ به‌ دلیل‌ تحکیم‌آرمان‌های‌ معنوی‌ اصیل‌ و دینی‌ در جامعه‌ اسلامی‌. اگر کسی‌ سرنگونی‌ حکومت‌ اموی‌ رادر شمار اهداف‌ امام‌ حسین‌(ع) نیاورد، شاید شکست‌ سیاسی‌ را هم‌ نپذیرد.
حقیقت‌ آن‌ است‌ که‌ جنبش‌ کربلا را باید آخرین‌ تلاش‌ سیاسی‌ ممکن‌ برای‌بازگرداندن‌ حکومت‌ به‌ آل‌ علی‌(ع) تلقی‌ کرد. کوچکترین‌ تردیدی‌ وجود ندارد که‌امام‌علی‌(ع) حق‌ خویش‌ را پس‌ از رسول‌ خدا(ص) از دست‌ رفته‌ می‌دید، اما به‌ دلایلی‌سکوت‌ کرد. پس‌ از عمر، انتظار آن‌ را داشت‌ تا حق‌ به‌ حق‌دار بازگردد. در این‌ باره‌ خودوشیعیانش‌ نظیر مقداد و عمار تلاش‌ کردند، اما این‌ تلاش‌ها به‌ جایی‌ نرسید. پس‌ از آن‌ دردورهٔ‌ عثمان‌، امام‌ چنین‌ احساس‌ کرد که‌ در شرایط‌ جدید، رهبری‌ جامعه‌ چشم‌ اندازموفقی‌ ندارد، با این‌ حال‌ اصرار مردم‌ اور ا امیدوار کرد. این‌ امید در طی‌ چهارسال‌ و نه‌ ماه‌اقدامات‌ سخت‌ِ امام‌ برای‌ رهبری‌ صحیح‌ بر باد رفت‌. تلاش‌ محدود و نومیدانهٔ‌امام‌حسن‌(ع) هم‌ به‌ سرعت‌ در هم‌ شکسته‌ شد. اکنون‌ باید انتظار بیست‌ ساله‌ای‌ تا مرگ‌معاویه‌ مطرح‌می‌شد. امام‌ حسین‌(ع) این‌ مدت‌ را صبر کرد، گرچه‌ در این‌ مدت‌اعتراضاتی‌ بر معاویه‌ در زمینه‌های‌ سیاسی‌ به‌ ویژه‌ قتل‌ برخی‌ شیعیان‌ داشت‌.
در سالهای‌ آخر حیات‌ ننگین‌ معاویه‌ سخن‌ از ولایت‌ عهدی‌ یزید به‌ میان‌ آمد،امام‌ حسین‌(ع) مخالفت‌ کرد، اما چندن‌ امیدی‌ نبود. با این‌ حال‌ امام‌ در مقام‌ امامت‌نمی‌توانست‌ تحمل‌ کند.
با روی‌ کار آمدن‌ یزید، امام‌ از روی‌ اعتراض‌ به‌ مکه‌ آمد. اینجا بود که‌ روزنهٔ‌ امیدی‌از سمت‌ شرق‌ گشوده‌ شد. عراق‌ چند بار تجربه‌ نامیمونی‌ را پشت‌ سر گذاشته‌ بود، اما چه‌می‌شد کرد. اگر قرار بود اقدامی‌ صورت‌ گیرد، نه‌ در شام‌ و حجاز بلکه‌ فقط‌ در عراق‌ ممکن‌بود. آیا ممکن‌ بود که‌ یک‌ بار دیگر به‌ کمک‌ مسلمانان‌ عراق‌ که‌ شیعیان‌ در آن‌ بودند،حکومت‌ اموی‌ را سرنگون‌ کرد ودولت‌ علوی‌ را برپا نمود؟ ظاهر امر، یعنی‌ حمایت‌های‌گسترده‌ای‌ که‌ خبر آنها به‌ امام‌ رسید، این‌ امر را تا اندازه‌ای‌ تأیید می‌کرد. امام‌ فرصت‌ را ازدست‌ نداد اما وقتی‌ به‌ کوفه‌ نزدیک‌ شد، اوضاع‌ دگرگون‌ شده‌ بود. او در برابر سپاه‌ ابن‌ زیادقرار گرفت‌. سخن‌ از تسلیم‌ شدن‌ و بیعت‌ با یزید بود. امام‌ نپذیرفت‌. نتیجه‌ آن‌ شد که‌همراه‌ یاران‌ محدودش‌ در کربلا به‌ شهادت‌ رسید.
علامه‌ مجلسی‌ می‌نویسد:
و باید دانست‌ که‌ مذلت‌های‌ دنیا موجب‌ مزید عزت‌ ایشان‌ است‌ و دوست‌ خدا به‌اینها ذلیل‌ نمی‌گردد. آنها که‌ خواستند ایشان‌ را ذلیل‌ گردانند، اکنون‌ نام‌ ایشان‌ به‌ غیر ازلعن‌ و نفرین‌ در زمین‌ مذکور نمی‌شود و نسل‌های‌ ایشان‌ منقرض‌ شدند و نشانی‌ ازقبرهای‌ ایشان‌ نیست‌ وحق‌ تعالی‌ نام‌ آن‌ بزرگواران‌ را بلند گردانیده‌ و علوم‌ و کمالات‌ایشان‌ عالم‌ را فرا گرفته‌ و دوست‌ و دشمن‌ بر ایشان‌ در نماز و غیر نماز صلوات‌ می‌فرستندو به‌ شفاعت‌ ایشان‌ دردرگاه‌ خدا حاجت‌ می‌طلبند، و رئوس‌ منابر و مناره‌ها را و وجوه‌ دنانیرو دراهم‌ را به‌ نام‌ نامی‌ ایشان‌ مزین‌ می‌گردانند، و پادشاهان‌ روی‌ زمین‌ وسلاطین‌ باتمکین‌ به‌ طوع‌ و رغبت‌ از روی‌ اخلاص‌ روی‌ بر خاک‌ آستان‌ ایشان‌ می‌مالند، و هر روزچندین‌ هزار کس‌ به‌ برکت‌ زیارت‌ ایشان‌ مغفور می‌گردند، چندین‌ هزار کس‌ به‌ برکت‌لعنت‌ بر دشمنان‌ ایشان‌ مستحق‌ بهشت‌ می‌گردند، و چندین‌ هزار کس‌ از برکت‌ گریستن‌بر ایشان‌ و محزون‌ گردیدن‌ از مصائب‌ ایشان‌ صحیفهٔ‌ سیئات‌ خود را از لوث‌ گناه‌می‌شویند، و چندین‌ هزار کس‌ به‌ برکت‌ اخبار و نشر آثار ایشان‌ به‌ سعادات‌ ابدی‌ فایزمی‌گردند، و چندین‌ هزار کس‌ به‌ برکت‌ احادیث‌ ایشان‌ به‌ درجهٔ‌ معرفت‌ و یقین‌ می‌رسند،وچندین‌ هزار کس‌ به‌ متابعت‌ آثار ایشان‌ و اقتدای‌ به‌ سنت‌ ایشان‌ به‌ مکارم‌ اخلاق‌ ومحاسن‌ آداب‌ محلی‌ می‌گردند، و چندین‌ هزار کور ظاهر و باطن‌ در روضات‌ مقدسات‌ایشان‌ شفا می‌یابندو آلاف‌ و الوف‌ از مبتلای‌ به‌ بلاهای‌ جسمانی‌ و روحانی‌ از دارالشفای‌بیوت‌ رفیعه‌ و علوم‌ منیعهٔ‌ ایشان‌ صحت‌ می‌یابند.
سخن‌ آخر
زندگانی‌ پنجاه‌ وهفت‌ سالهٔ‌ حسین‌(ع) قدم‌ به‌ قدم‌ اعجازانگیز بوده‌. از مولود ومیلاد، از شیرخوارگی‌ و کودکی‌، از شباب‌ و جوانی‌، از شجاعت‌ و شهامت‌، از جود و بخشش‌،از وفا و صداقت‌، از حفظ‌ ناموس‌ و احترام‌ قانون‌، از حمایت‌ مظلوم‌ و خصم‌ ظالم‌، از عبادت‌و فضیلت‌، از مسافرت‌ و معاشرت‌ و حتی‌ شهادتش‌ همه‌ حیرت‌آور است‌.
راستی‌ این‌ چه‌ رازی‌ است‌ که‌ پاکان‌ تاریخ‌، عموماً مظلومان‌ تاریخ‌ هستند؟ گویااین‌ یک‌ سنت‌ تاریخی‌ است‌ که‌ مظلومان‌ تلخی‌ ستم‌ را بر خود هموار کنند، و آوارگی‌ رابپذیرند، تا بتوانند مظلومان‌ را نصرت‌ و آوارگان‌ بشری‌ را به‌ سامان‌ برسانند.
نتیجه‌گیری‌
حسین‌ بن‌ علی‌ از جهات‌ فضیلت‌ و کمال‌ اخلاقی‌ بر همه‌ کس‌ برتری‌ داشته‌ است‌.
حسین‌(ع) از جهت‌ امامت‌ و ولایت‌ با پدر وبرادرش‌ در یک‌ سطح‌ قرار داشته‌اند وسایر ائمه‌ هدی‌ هم‌ در همان‌ صف‌ بوده‌اند، ولی‌ هر یک‌ از آنها در بروز خصال‌ ومکارم‌شخصی‌ یک‌ اهمیت‌ و مزیت‌ خاصی‌ داشته‌اند و از میان‌ همه‌ آنها حسین‌ ویژگی‌ خاصی‌دارد، زیرا او مکتب‌ تربیتی‌ خاصی‌ گشود و در مکتب‌ عملی‌ خود درس‌ فضیلت‌ و اخلاق‌ دادوروش‌ اخلاقی‌ او و پرورش‌ تربیتی‌ او چنان‌ بود که‌ پیغمبر(ص) و علی‌(ع) و خلفا و اصحاب‌همه‌ در اکرام‌ و احترام‌ او تأکید و مبالغه‌ داشتند و حتی‌ معاویه‌ که‌ رقیب‌ سرسخت‌ او وپدرش‌ برادرش‌ بود در حضور و غیاب‌ به‌ حسین‌ نهایت‌ احترام‌را می‌کرد و اعتراف‌ به‌ مقام‌ وفضیلت‌ او می‌نمود.
امام‌ حسین‌ سرباز با شخصیت‌ و فداکار اسلام‌ بودکه‌ درس‌ آزادی‌ و فداکاری‌ و مجدو عظمت‌ به‌ مسلمین‌ آموخت‌ و درصورت‌ و سیرت‌ بی‌نظیر و ممتاز بود، و باید همه‌،زندگانی‌ امام‌ حسین‌ را همچون‌ مشعل‌ فروزان‌، الگو و پیشرو همه‌ جانبهٔ‌ راه‌ زندگانی‌ خودقرار دهند.
ای‌ که‌ مأیوس‌ از همه‌ سویی‌ به‌ سوی‌ عشق‌ رو کن‌قبلهٔ‌ دل‌ هاست‌ این‌ دل‌ هرچه‌ خواهی‌ آرزو کن‌
در آتش‌ خشم‌ ایزدی‌ سوخته‌ کیست‌هر کس‌ که‌ نمود قصد آزار حسین‌
ای‌ که‌ مأیوس‌ از همه‌ سوئی‌ به‌ سوی‌ عشق‌ رو کن‌ قبله‌ دلهاست‌ این‌ دل‌ هر چه‌ خواهی‌ آرزو کن‌
منبع:
۱ ـ عماد الدین‌ حسین‌ اصفهانی‌ (عمادزاده‌)، زندگانی‌ امام‌ حسین‌(ع)، محمد، ۶۸.
۲ ـ مهدی‌ پیشوایی‌، سیره‌ پیشوایان‌ اسلام‌، مؤسسهٔ‌ تحقیقاتی‌ و تعلیماتی‌امام‌صادق‌(ع)، قم‌ ۷۸.
۳ ـ رسول‌ جعفریان‌، تاریخ‌ خلفا،دفتر نشر الهادی‌، قم‌، ۷۷.
۴ ـ رسول‌ جعفریان‌، حیات‌ فکری‌ و سیاسی‌ امامت‌ شیعه‌، انصاریان‌، قم‌ ۷۶.
۵ ـ سید هاشم‌ رسولی‌ محلاتی‌، زندگانی‌ امام‌ حسین‌(ع)، علمیه‌ اسلامیه‌.
۶ ـ مهدی‌ پیشوایی‌، پژوهشی‌ پیرامون‌ زندگی‌ امام‌ حسین‌(ع)، قم‌، ۵۸.
۷ ـ محسن‌ غرویان‌، پرتوی‌ از کل
جمعه 20/10/1387 - 12:55
موبایل

ترفند افزایش سرعت اینترنت

تا حالا شده از سرعت پایین اینترنت و دانلود ناراضی باشید ؟ مسلما جواب اکثر کاربرایی که از Dial Up استفاده میکنند "بله" هست.این توضیحات در مورد ویندوز XP هستند و بر روی سیستم عامل ایکس پی تست شده اند.
استارت منو را کلیک کنید بعد کنترل پنل را باز کنید در پنجره کنترل پنل روی ایکون Phone and Modem Options کلیک کنید تا پنجره مربوطه باز شود در این پنجره به سربرگ Modems رفته و مودم خود را انتخاب کنید دقت کنید که اگر در این پنجره چند گزینه دارید و نوع مودم خود را هم نمیدونید ببینید کدام گزینه با Com3 معرفی شده همان گزینه را انتخاب کنید بعد کلید Properties را بزنید تا پنجره مربوط به مودمتان باز شود در این پنجره به سربرگ Advanced بروید و در کادر Extra initialization commands عبارت AT&FX را با حروف بزرگ تایپ کنید سپس پنجره های باز شده را ok کنید . تا اینجا مربوط به سرعت اینترنت بود ادامه مطلب مربوط میشه به سرعت دانلود . برای بالا بردن سرعت دانلود ابتدا استارت منو را باز کرده سپس بر روی کنترل پنل کلیک کنید تا پنجره کنترل پنل باز شود در این پنجره بر روی ایکون Display کلیک کنید تا پنجره Display Properties باز شود سپس در این پنجره به سربرگ Desktop رفته و کلید Customize Desktop را بزنید تا پنجره Desktop Items باز شود در این پنجره به سربرگ Web رفته و کلید Properties را بزنید تا پنجره My Current Home Page Properties باز شود در این پنجره به سربرگ Download بروید و گزینه Limit hard-disk usage for this page to را فعال کرده و مقدار عددی آن را از 500 به 5000 تغییر دهید . حالا به اینترنت وصل شوید و سرعت اینترنت خود را امتحان کنید.

با این مقاله برین حال کنید

نظر یادتون نره

پنج شنبه 12/10/1387 - 10:16
بیماری ها

آریائی های قدیم بهداشت و پیش گیری از بیماری ها را بوسیله روشهای خاص خود در صدر وظائف خویش می شناختند و می کوشیدند که با آیین مخصوص کفن و دفن مردگان خویش از گسترش بیماریها که به وسیله اجساد و انسانها و جانوران به موجودات زندة دیگر انتقال می یابند و تندرستی آنان را درمعرض خطر قرار می دهد جلوگیری کنند. (فیتتز : پزشکی در اوستا، صفحه ۴۰-۳۸)
برای عملی کردن این روش آریائیها در دستگاه حکومتی و میان اقوام وخویشان مقررات و فرمان های پزشکی و بهداشتی داشتند. مثلا" یکی از مهم ترین این فرمانها، دور کردن جسدهای انسانها و حیوانات از خانه و محیط زیست، شهر و قصبه و اجتماعات ومناطق کشاورزی و محیط پرورش جانوران بود.
با توجه به قوانین پزشکی و بهزیستی، انسان های سخت بیمار که نیاز به معالجه داشتند، می بایست هر چه زودتر از انسان های سالم دور شوند و به بیمارستانها و یا مراکز دیگر درمانی انتقال داده شوند.
ظروف مخصوصی که برای اینگونه بیماران در نظر گرفته می شد، نمی بایست مورد استفاده دیگران قرار گیرد، این روش و فرمان مخصوصا"برای آن قبیل زنانی که دوران قاعدگی را می گذرانیدند و نیز در مورد زخمی ها در میان هخامنشیان و پیش از آنها و نیز بعدها به اجرا در می آمد و موجب جدایی کامل بیماران از انسانهای سالم می شد. (براندنبورگ: پزشکان روحانی ، صفحه ۲۶-۲۵)
برای کسب آگاهیهای پزشکی و تحصیل دانش و فنون مختلفة پزشکی، دانشجویان میبایست در محضر متخصصین پزشکی، دانش پزشکی آموخته و دوره های نسبتا" طولانی پزشکی که در آنزمان با دانش های دیگر نیز توأم بوده است، بانجام رسانند.
به استناد نوشته های به جای ماندة اوستایی پنج دسته از پزشکان در زمان های پیش در ایران باستان شناخته شده اند که از نظر وظیفه و کیفتی کار ئ تخصص کاملا" از هم تمیز داده شده اند.
۱) اشو پزشک (اوستایی Aso-baesaza) یا پزشیک که به کمک قانون مقدس اشا بیمارانش را درمان می کند. این پزشک کسی است که روش درمان پزشکی او به کمک اشا (پاکی) و در چهار چوب اشا بوده و چیزی جز نظافت و دقت در نگهداری جسم و روان وتوجه به مواد غذایی و نظام بهداشتی را به بیماران خویش تجویز نکرده و فرمان نمی داد و جز انجام این فرمانها از بیمار انتظار نداشت (یشت ۳ بند ۶).
به استناد اوستا و همانگونه که از مفهوم لغوی آن مستفاد می شود، اشو پزشک کسی است که با توجه به ضوابط و قوانین متخذه از واژه مقدس ‹‹اشا›› یعنی راستی و پاکی بیماران را درمان میکند. این پزشک را می توان با توجه به توانایی و تخصص به پزشک بیماریهای عمومی امروز که برای درمان اکثر بیماریهای عادی مسئول است تشبیه کرد. (یشت ۳ بند ۶).
۲) داد پزشک (Dato-baesaza) یا پزشکی که به کمک قانون درمان می کند کسی است که روش درمانی او به کمک ‹‹داتا›› (قانون – داد – حق) و کاربرد روشهای مخصوصی بوده و وظایف درمانی ویژه ای را به بیماران خود فرمان میدهد. در زمره این روشها و قوانینی ‹‹برشنوم›› (Baresnum) را می توان ذکر کرد. به کمک این روش ۹ روز و نه ۹ شب بیماران را از انسانهای دیگر دور نگه میداشتند و جدا از دیگران غذایش را به او می دادند به خاطر اینکه از سرایت و انتقال بیماری او به دیگران جلوگیری شود. پیروی و کاربرد این روش به ویژه در مورد بیماریهای مسری قابل توجه وعمل بودند.
به کمک اینگونه روشهای درمانی به بیمار آرامش بخشیده می شده و نیز محیط زندگی و اطرافیان او را از گزند بیماری به دور نگهداشته می شدند. این روش هنوز نیز در میان زرتشتیان معمول است و بطور کامل و با دقت و مراقبت فوق العاده به مورد اجرا گذاشته میشود.
روش درمانی برشنوم مخصوصا" درمورد بیمارانی انجام می گرفته است که به یک بیماری واگیردار مبتلا بوده اند. بر اساس این روش که پس از معاینات پزشکی وتشخیص نوع بیماری و آنکه بیمار نیاز به برشنوم دارد می توانسته است در موارد ضروری و فوری درهر وقت و زمانی به مرحله اجرا در آید.
در صورت دیگر و برای زرتشتیان سالم که فاقد هر گونه بیماری هستند و در نظام پزشکی و با توجه به اصول و ضوابط درمانی نیازی به برشنوم ندارند، بلکه مجبورند که به روش برشنوم در مورد خویش توجه و طبق آن رفتار کنند، فقط سالیانه یک بار و بیشتر در تابستان و مخصوصا" در مواقع خاصی از این فصل در خانه موبد مخصوصی که صلاحیت برگزاری مراسم برشنوم را دارد، اجرای مراسم برشنوم انجام میگیرد. جا دارد که اضافه شود که برگزاری مراسم برشنوم به اعتقاد من در ایران باستان در محل مخصوص و برگزیده ای بوده و تحت نظر مراجع با صلاحیت دینی و پزشکی صورت می گرفته است و نه به گونة امروزی که در خانه موبد مخصوص این مراسم برگزار میشود. این موبد متبحر نه تنها در فن خود در مورد انجام مراحل مختلفة برشنوم مهارت وتوانایی خاص دارد، بلکه به امور مهم دینی در مقام یک روحانی تسلط کامل داشته و در این وظیفه حساس خویش یک صاحبنظر و شخص مورد اطمینان مقامات مذهبی و دولتی نیز بوده است و آنگونه که از نوشته های دینی زرتشتیان به زبانهای اوستایی و پهلوی برمی آید، مخصوصا" مورد توجه شاهنشاهان و پیشوایان طراز اول دینی بوده اند.
اینگونه پزشکان حتی در مورد بیماری درباریان و مقامات دولتی و روحانیون دست به کار مداوا می شدند و به دستورات درمانی آنها توجه خاص می شده است.
این موبد وظیفة تهیه اغذیه و آشامیدنیها را با توجه به اتکاء به ضوابط و فرامین و نسخه های دینی به نحو احسن به عهده دارد و بعلاوه مراقبت به بیماران خویش را بطور مداوم به عهده دارد.
در طی شبانه روز فقط برای مدت زمان کوتاهی می تواند دستیار او که برای این کار پیش بینی و پرورش و تعلیم داده شده است وبه بهترین وجه برای انجام این کار مهارت وتخصص دارد جایگزین موبد شده و وظایف او را انجام می دهد. این دستیار بعدها پس از گذراندن امتحانات مربوطه و آشنایی کامل به برگزاری مراسم دینی به جای موبد نامبرده می نشیند و انجام وظائف او را به عهده میگیرد.
دوره تحصیل این دستیار که با کارها و تمرین های عملی زیاد توأم است امروزه هفت سال بطول می انجامد.
آنها که در این مراسم شرکت می کنند باید روزانه سه بار تن خویش را بشویند (دو بار با ادرار گاو و یک بار با آب پاک) و از نظر روانی یا درونی به وسیلة خواندن نمازهای مقدس و درمان بخش از اوستا که اندیشه و نیروهای درونی آنان را از زشتی به دور نگه میدارد وهر گونه کژ بینی را از آنان می زداید، تطهیر می شوند. شستشوی جسمانی که شامل شستشوی ظاهری بدن است با کاربرد روشهای مخصوص دینی که زیر نظر مستقیم موبد است، برای شرکت کنندگان بیمار در تمام مدت برگزاری مراسم برشنوم انجام میپذیرد و در مورد افراد بیمار موبد مسئول شخصا" آن را انجام داده و یا آنان را راهنمائی می کند.
و در مورد شرکت کنندگان سالم در مراسم برشنوم بدانگونه است که همینکه شرکت کننده ای چگوگی شستشو و کاربرد لوازم آن و خواندن نماز های مربوط به آن را آموخت میتواند بدون کمک موبد در روزهای بعد بدن خود را شستشو دهد.
پوشاک شرکت کنندگان آنگونه که معمول است در تابستان از جنس پارچه های نخی یا پنبه ای و از یک پیراهن و یک شلوار (زیر شلوار) و یک زیر پیراهن (سدره) است و علاوه بر آن یک پوشش برای سر در نظر گرفته شده که به صورت یک کلاه نازک مورد استفاده قرار میگیرد و همگی دارای کشتی (کمربند دینی) هستند و آنچه معمول است هر شرکت کننده ای یک جفت گیوه سفید دارد زیرا در هنگام نماز و نیایش و ستایش باید از سر تا پا پوشیده باشد. و اگر مراسم برشنوم در فصل زمستان برگزار شود به این لباسها یک پالتو نیز اضافه میشود که معمولا از پارچه پنبه ای ضخیم و یا از پشم گوسفند سفید یعنی از همان جنس کشتی (کمربند آئینی) است.
پوشاک شرکت کنندگان باید مرتب تعویض شود و شستشوی آنها به وسیلة موبد و طبق آئین خاص انجام می گیرد، به شیوه ای که در میان زرتشتیان معمول است، شرکت کنندگان در مراسم برشنوم هر روز لباسهای خود را عوض می کنند و پوشاک تمیز به تن می کنند و در موارد غیر عادی و بیماری شدید وحالت اضطراری طبق اجازه وتشخیص موبد هر زمان می توان تحت درمان به شیوة برشنوم قرار گرفت.
شستشوی درونی که به روایتی شستشو و طهارت روان نیز نامیده میشود به وسیله آشامیدن نوشابة مقدس دینی که زرتشتیان آن را نیرنگ دین مینامند و همان نیروی زدایندگی و اثر هوم پیشین را میتواند داشته باشد، انجام میگیرد. (شربت هوم به زبان سانسکریت ‹‹ سوم›› گفته می شود.) (نیرنگ دین یا نیرنگ دینی به معنای شستشو و مرام بایسته دینی نیز گفته می شود.) شستشوی درونی یا طهارت روان روزانه سه بار انجام می گیرد. این شستشو شامل قرائت قطعات دعا و نیایش و خواندن سرودهای ستایشی و بندهای مختلفه اوستا (یسنا و یشتها و گاهان از پنج گاه یا زمان شبانه روز و نمازهای کوچک مربوط به این مراسم) و آشامیدن نیرنگ دین یا شربت هوم با خواندن یشت هوم است.
آشامیدن نیزنگ یک بار، در بامداد پیش از طلوع آفتاب یا در حین طلوع آن و یکبار پس از نیمروز و بار سوم اندکی پیش از به پایان رسیدن روز و یا در حین غروب افتاب به وسیله موبد معالج انجام میگیرد.
اصولا مقدار شربت هوم که به بیماران خورانده می شود، آنطور که روایت است با هم یکی است، زیرا شربت هوم بدان مفهوم که در جهان پزشکی معمول است و انتظار میرود، خاصیت درمانی و تأثیر درد زایی ندارد و طبیب معالج که در اینمورد همان موبد پیشوای مذهبی است آن را به عنوان داروی پاک کنندة درون به بیمار می دهد.
غذای روزانه شرکت کنندگان در مراسم برشنوم بیشتر از لبنیات وسبزینه های فصل تشکیل شده است. روزانه بطور معمول چهار بار به شرکت کنندگان خوراک داده میشود. شیر ماست و پنیر و دیگر محصولات لبنی باید به وسیله زرتشتیان تهیه شده باشد و برای رعایت کامل اصول و دستورات دینی در صورت امکان موبد مسئول شخصا" در تهیه آنها نظارت می کند. شستشو و آماده کردن سبزیجات و نیز تهیه خوراکهای گرم وظیفه موبد و خانوادة اوست. پیش از صرف خوراک بوسیلة موبد و شرکت کنندگان این خوراکها با قرائت قطعات اوستائی تقدیس وتطهیر میشوند.
همانگونه که روش سنتی زرتشتیان است به شرکت کنندگان در مراسم برشنو معمولا گوشت حیوانات داده نمیشود. دلائلی که در این مورد آورده می شود کاملا منطبق با اصول دینی و قانع کننده هستند. چون در واقع این شرکت کنندگان تا حدی ناتندرست هستند برای بهبودیابی در مراسم برشنوم شرکت می کنند و همانگونه که پزشکان نیز توصیه می کنند، معده اشخاص بیمار آنقدر فعال نیست که بتواند خوراکهای گوشتی و چربی دار و دیر هضم را تحمل کند. اینست که روغنی که برای تهیه خوارکها بکار میرود روغن گیاهی است و معمولا از دانه های خشخاش گرفته می شود و زرتشتیان آن را ‹‹ روغن شیره›› می گویند. این روغن نیز با رعایت اصول بهداشتی و دستورات دقیق دین به وسیلة افراد مخصوصی که صلاحیت تهیه این روغن را دارند و در مناطق زرتشتی نشین مشخص وتحت مراقبت موبدان و مراکز و انجمن های زرتشتیان هستند تهیه می شوند.
با توجه به ترجمه ‹‹ داتو بئشزا Dato-baesaza ›› یا کسی که به کمک و رعایت قوانین دینی درمان می کند با تقبل برخی از وظائف دیگر می توان تصور کرد که این پزشک، پزشک قانون امروز باشد.
زیرا در زمان های پیش در ایران باستان این پزشک با همراهی دیگر پزشکان در تشخیص علت مرگ در گذشتگان نیز وظیفة حساسی داشته و در صدور جواز دفن در گذشتگان نظر مؤثری داشته است.
نظر به توانایی و هنر درمانی این پزشک که با موازین دینی هم آهنگ است، می توان این پزشک را پزشکی دانست که در مراکز درمانی مخصوص با روش رژیم پزشکی انجام وظیفه و درمان میکرده است.
کارد پزشک (اوستایی – Karato-baesaza) یا پزشکی که به کمک کارد درمان می کند کسی است که روش درمانی او با کمک آلات و ابزار جراحی که او برای درمان جسم بیماران به کار می برده، انجام می گرفته است. در زمرة پزشکان، این پزشک به پزشکی معروف است که هنر درمانی او به وسیله دست او که باز دهنده اندیشه و دانش پزشکی او بطور عملی است و همانگونه که اشاره شد به مدد آلات وابزار جراحی انجام میگیرد.
او عضو رنجوری که در بدن درد می کشد، به کمک جراحی مورد درمان قرار می دهد و از بدن بیمار چرک ومواد زائد و زیان آور را دور می کند. برای انجام عمل جراحی آنطور که از متن نوشته های اوستایی و پهلوی مستفاد میگردد، جراحان آن زمان داروی بیهوشی به کار نمی بردند و عضو رنجور وعلیلی را که مورد جراحی قرار می دادند، پیش از عمل و پس از آن با داروها و مواد معمول آن زمان ضد عفونی می کردند.
اکثر جراحی ها فقط در سطح خارجی بدن بوده است و جراحی داخلی بدان صورت که تصور میرود، در میان جراحان ایران باستان معمول نبوده است زیرا دانش پزشکی در آنزمان آنقدر پیشرفه و مجهز نبوده است که جراحی، به خود اجازه و جرأت بدهد که یک عضو علیل داخلی را مورد عمل جراحی قرار دهد و شکاف های جراحی آنقدر عمیق نبوده است که جراح از عهده بستن و به اصطلاح پانسمان و جلوگیری از خونریزی آن عضو داخلی برنیاید.
پزشک جراح بدن را می شکافت و به خاطر اینکه به عضو علیل دسترسی پیدا کند (چنانچه این عضو زیر پوستی وبه اصطلاح داخلی باشد) پس از انجام عمل جراحی اعضاء بریده وشکافته شده و پوست بدن بیمار را با مهارت و دقت خاص می بست برای اینکه این اعضاء و همچنین پوست بدن جوش خورده و به هم به پیوندند.
در میان پزشکان گوناگون آن زمان جراحان مشمول گذرانیدن امتحانات سخت در رشته تخصصی خود بوده اند، در صورتی که پزشکان دیگر مانند پزشک بیماری های روانی، پزشک بیماریهای عمومی و دارو پزشک و غیره آزمایشهای سختی را نمی گذراندند و یا حداقل در نوشته های زرتشتیان از این آزمایشها نامی برده نشده است.
براساس نوشته های اوستایی منجمله و ندیداد آزمایش علمی و عملی داوطلب برای اشتغال به حرفه جراحی که تخصص او بوده به شرح زیر است: با توجه به مرامنامه و قوانین امتحانی که در وندیداد درباره جراحان تعیین شده کاندیدای امتحان جراحی می بایست که سه عمل جراحی بر روی تن سه نفر غیر ایرانی یا غیر آریائی (منظور دیو ستایان اند) با موفقیت به انجام برساند.
اگر این سه عمل جراحی بر روی سه تن دیو پرست بدون موفقیت پایان یافته و آن سه تن بیمار از ادامة زندگی مرحوم می شده اند، کاندیدای امتحان جراحی مردود شناخته شده و اجازه نداشته است برای مزادپرستان بعنوان جراح انجام وظیفه نماید (وندیداد ۷ بند ۳۸) اگر کاندیدای حرفه کارد پزشکی این سه عمل جراحی را با موفقیت به پایان میرسانده می توانسته است حرفه کارد پزشکی را به شیوة معمول مملکتی و بدون هیچگونه محدودیتی برای مزدا پرستان ادامه دهد (وندیداد ۷ بند ۳۹-۴۰) با توجه به وظائف و هنر پزشکی و درمانی او می توان این پزشک را با جراح امروزی تشبیه و مقایسه کرد ولی نمی توان کارد پزشک ایران باستان را به دلائلی که در مورد پزشکان دیگر ارائه شد با جراح امروزی برابر دانست. دربارة اجرت پزشکان در ایران باستان در وندیداد به حد کافی سخن رفته است ولی در مورد کارد پزشکان بخصوص گفتگو شده و از آنجائی که روش پرداخت مزد برای هر گونه حرفه ای و در هر طبقه ای زیر نظر مستقیم مراجع دولتی و یک هیئت متدین و مورد اعتماد دینی بوده است، تعیین میزان اینگونه اجرت ها به صورت استاندارد بوده و این نرخ تعیین شده در سراسر کشور یکسان بوده است. به استناد وندیداد ۷ بند ۳۹-۴۰ کارد پزشکان فوق العاده مورد توجه وتشویق بوده اند.
ارور پزشک (اوستایی – Urvaro-baesaza) یا پزشکی که به کمک عصاره گیاهان و داروها بیماری های بیماران خویش را درمان می کرده است – او کسی است که روش درمانی اش به کمک شیره گیاهان انجام می شده است.
در زمان های قدیم پس از تشخیص نوع بیماری به وسیلة معاینات گوناگون که روش مخصوص پزشکان بوده است، این پزشک به عنوان داروی درمان کننده به بیماران خود داروهای گیاهی یا حیوانی تجویز می کرده است. آزمایشها و معاینات او بدانگونه بوده است که او پس از کشف عضو رنجور و نوع بیماری، بیمار را تحت کنترل مداوم خویش قرار می داده و به گونه ای که ذکر شد او را درمان می کرده است.
حساسیت و به اصطلاح آلرژی، گونه هایی از بیماریهایی بوده اند که این پزشک به استناد اوستا بدانها توجه مخصوص می کرده است و بیشتر جنبة روانی و عدم رعایت موازین بهداشتی از جانب بیماران داشته اند. او پس از تجویز داروهای گیاهی و حیوانی ذکر شده عکس العمل های عضو معلول را پس از مصرف دارو مورد مطالعه قرار می داده و به کیفیت داروها و مداوای بیماریها وطبعا" به روشهای درمانی نوینی که به دانش پزشکی او می افزوده اند، پی می برده است.
شاید بتوان گفت که در میان مایعات نیایشی و قربانی مقدس در دین زرتشتیان که در اوستا ‹‹ زاوثرا›› نامیده می شوند که شربت هوم – انار- ادرار گاو – و شیر و غیره از آن گروه هستند، این پزشک به خاصیت درمان کنندگی آنان ایمان داشته و به بیماران خود می داده است.
ناگفته نماند که پزشکان دیگر نیز به داروهای او یا بهتر بگوییم به توانایی ودانش پزشکی او نیاز داشته و پیوسته از او مدد می گرفته اند. داروهای مؤثری که در بالا ذکر شده (وندیداد ۷-۱۵ و دنباله) زیر نظر مستقیم او و با توجه به دستورها و ضوابط مذهبی به وسیله افراد متخصص و صلاحیتدار تهیه می شده و برای مصرف در اختیار نیازمندان و پزشکان قرار می گرفته است.
پزشکان رشته های دیگر در هنگام مداوای بیماران خود از مشورت با او غافل نمی شده اند و این همکاری جز لاینفک نظام پزشکی در ایران باستان در میان پزشکان گروه های مختلف بوده است. نظر به توانایی ومنزلت و وجهه ای که این پزشک در اجتماعات ایران باستان داشته میتوان گفت که ارور پزشک (گیاه پزشک – دارو پزشک) را با داروسازان و دارو شناسان امروز مقایسه کرد.
ولی نباید فراموش کرد که با در نظر گرفتن دانش و امکانات دارو سازی آن زمان و مقایسه آنها با متدها و امکانات امروز، یک داروخانه در زمان های پیشین در حد یک ‹‹ عطاری›› در امروز بوده و یک دارو ساز آن زمان در امر مقایسه شبیه به یک ‹‹عطار›› در قرن بیستم بوده است و یا در حدود آن.
در نوشته های اوستایی آگاهیهای لازم دربارة چگونگی تهیه داروها وعصاره گیاهان در ایران باستان به چشم نمیخورد ولی مورخین یونانی و عرب و حتی پزشکی این اقوام حکایت از توانایی وتبحر ایرانیان در تهیه داروهای مختلف و مؤثر که یونانیان و عربها را به اعجاب واداشته است می کنند.
مانتره پزشک (اوستایی – Maoro- baesaza) یا پزشکی که به کمک و وردهای مقدس و آسمانی درمان می کرده است. او کسی است که روش و هنر درمانی اش به وسیلة زمزمة کلمات آسمانی و قطعات اوستایی که برای نیروهای درونی وسلسله اعصاب و فاکتورهای روانی انسان درمان بخش و فوق العاده مؤثر است، انجام می شده و جز با این روش ، او هنر پزشکی و درمان بخشی خویش را به کار نمی انداخته است. (وندیداد ۲-۲۹ و ۳۷ ویشت ۵-۹۳).
از جمله بیماران و مراجعین او در درجه اول بیماران روانی – مبتلایان به غش و ضعف اعصاب – دیوانگان – و کسانیکه به سکته های موقتی دچار می شوند، هستند.
این پزشک در مورد بیمارانی که مبتلا به بیماریهای مختلف روانی بوده اند روشهای درمانی گوناگونی را به کار می برده و شیوه های مختلف درمانی را عملی می کرده است.
عضوی که این پزشک مخصوصا" بدان توجه می کرده و دانش درمانی خود را بدان معطوف می داشته است ، مغز و دستگاه های عصبی و یا بهتر بگوییم سلسله اعصاب بوده است.

سه شنبه 10/10/1387 - 11:32
هوا و فضا

سال جاری فضاپیمایی را از کیپ کاناورال فلوریدا به مقصد مریخ پرتاب کرد. در صورتی که همه چیز مطابق پیش بینی ها باشد، این فضاپیما ۹ ماه دیگر به مریخ می رسد. این فضاپیما که فونیکس (phoenix به معنای ققنوس) نام دارد، به جست وجو در زیر سطح مریخ می پردازد تا نشانه هایی از وجود حیات احتمالی را در گذشته یا زمان حال مریخ بیابد. ناسا در نظر دارد این کاوشگر را ماه مه سال ۲۰۰۸ در مکان مسطحی که شبیه به شمال آلاسکای زمین است فرود آورد.
این کاوشگر برخلاف بسیاری از کاوشگرهای دیگر (از جمله مریخ نوردهای شبح و فرصت که هنوز هم درمریخ فعالیت می کنند) چرخ ندارد و در نتیجه نمی تواند روی سطح مریخ حرکت کند. این فرودگر کوچک به شکل دایره است و سه پایه دارد و پر است از ابزارهای آزمایشگاهی و تجهیزات نمونه برداری و آنالیز خاک. فونیکس نام پرنده یی افسانه یی است که از خاکستر خود جان می گیرد و دوباره برمی خیزد. کاوشگر فونیکس نیز در حقیقت از دل خاکستر ماموریت های فضایی شکست خورده «فرودگر مریخ» و ماموریت دیگری با نام surveyor lander projects که در سال ۲۰۰۱ لغو شد، شکل گرفته است. گمان می رود در مریخ در فاصله ده ها سانتیمتری زیر سطح مریخ یخ وجود داشته باشد که در این صورت در دسترس بازوهای روباتی ۴/۲ متری این فرودگر خواهد بود. دانشمندان بر این باورند که حدود پنجاه تا هفتاد درصد از بخش های بالایی خاک مریخ از آب تشکیل شده است.
این ماموریت نه تنها تاریخ یخ های این بخش مریخ را روشن می کند، بلکه مشخص می کند آیا حیات میکروبی می تواند در این بخش به وجود آید یا خیر.
این کاوشگر برای یافتن پاسخ این پرسش ها به بررسی مولکول های پیچیده دارای کربن (ترکیب های آلی) موجود در خاک می پردازد و نشانه های ذوب دوره یی یخ را بررسی می کند.
پیتر اسمیت یکی از پژوهشگران این ماموریت و استاد دانشگاه آریزونا می گوید؛ پرسش اصلی این است که آیا یخ ذوب شده است یا خیر زیرا آب مایع در کنار خاک محیط قابل زیست مناسبی را فراهم می آورد که برای تشکیل حیات لازم است. به گفته وی وجود محیط قابل زیست برای میکروب ها به این معنی است که آب مایع، مولکول های آلی پیچیده (از نوع همان موادی که بدن ما را می سازد مثل پروتئین ها و آمینواسیدها) و منبع انرژی در مریخ وجود دارد.
یکی دیگر از پژوهشگران می گوید؛ پرسش مهم این است که چرا کاوشگر وایکینگ (ماموریت اکتشاف مریخ که در دهه ۱۹۷۰ انجام شد) نتوانست در خاک مریخ مولکول های آلی را پیدا کند. برخی از دانشمندان براین باورند که سازوکارهایی وجود دارد که می تواند مولکول های آلی موجود در سطح مریخ را تجزیه کند اما شاید این سازوکار در منطقه های قطبی کارآمد نباشد زیرا آب و یخ موجود در این مناطق اکسیدکننده های تجزیه کننده مواد آلی را نابود می کند.
هنگامی که ققنوس به سطح مریخ رسید، با استفاده از انرژی فراهم شده به وسیله صفحه های خورشیدی، بازوی روباتی خود را به کار می اندازد و زمین را حفر می کند تا به لایه یخی برسد. پس از آن نمونه هایی از خاک این لایه را جمع کرده و به عرشه فرودگر می رساند تا ابزارهای قدرتمند ققنوس آن را بررسی کنند.
این ابزارها نمونه ها را از لحاظ وجود آب و مواد آلی بررسی می کنند، خواص فیزیکی آن را اندازه می گیرند و فراوانی مواد گوناگون را مشخص می کنند و از ذرات گرد و غبار عکس های میکروسکوپی تهیه می کنند.
دکتر تام بایک از امپریال کالج لندن و یکی از دانشمندان این طرح می گوید این اولین بار است که ما در کاوشگرهایی که راهی مریخ شدند، ابزاری داریم که می تواند یک ذره کوچک و منفرد غبار را بررسی کند. این ذره های گرد و غبار بسیار مهمند، زیرا این غبارها همه سطح سیاره سرخ را پوشانده اند و وجود آنها پیامدهای مهندسی و آب و هوایی بسیاری دارد. برای مثال غبارهای مریخ سطح صفحه های خورشیدی دو رهنورد فعال در مریخ را پوشانده و در نتیجه تامین انرژی این مریخ نوردها دشوار شده است. این کاوشگر جو و وضعیت آب و هوایی قطب مریخ را نیز بررسی می کند. طبق برنامه ریزی های فعلی فونیکس سه ماه در مریخ فعالیت می کند.
شرکت لاکهید مارتین سازنده این کاوشگر است. بیشتر تجهیزات و ابزارهایی که در ساخت فونیکس به کار رفته است، پیش از این برای فرودگر نقشه بردار مریخ ۲۰۰۱ (Mars Surveyor ۲۰۰۱) طراحی و ساخته شده بود. از آن زمان تاکنون این ابزارها در یک اتاق تمیز انبار شده بود، تا آنکه یک بار دیگر برنامه ققنوس آغاز به کار کرد. البته برخی از این بخش ها به همان صورت دوباره به کار گرفته شده اند و برخی دیگر نیز ارتقا یافتند. این فرودگر از این بخش ها ساخته شده است.
▪ یک سامانه رایانه یی برای فرماندهی کاوشگر و مدیریت داده ها
▪ یک سامانه الکتریکی که صفحه های خورشیدی و باتری نیز دارد.
▪ سامانه های ارتباطی که هم می تواند مستقیم با زمین ارتباط داشته باشد و هم با مدارگرد اکتشافی مریخ و ادیسه مریخ
▪ یک سامانه پیچیده هدایت تا کاوشگر را با موفقیت فرود آورد.
▪ یک سامانه پیش رانش که دارای شش موتور هیدرازین است تا کاوشگر به سلامت فرود آید.
▪ بدنه اصلی کاوشگر
▪ چندین سامانه مکانیکی تا بخش های گوناگون فضاپیما را حرکت دهد.
▪ یک سامانه پیچیده تنظیم دما تا کاوشگر بیش از حد سرد نشود.
● گنجینه یی برای آیندگان
فونیکس یک DVD هم دارد که در بدنه آن نصب شده است و محتویات آن را انجمن علوم سیاره یی جمع آوری کرده است. این لوح فشرده یک مجموعه چندرسانه یی با نام «چشم اندازهای مریخ» است و به ادبیات و هنر مربوط به سیاره سرخ اختصاص دارد. از جمله این اثرها می توان به جنگ دنیاها اثر اچ.جی. ولز (و نمایشنامه رادیویی آن که توسط اورسن ولز اجرا شد)، اثری از پرسیوال لاول و نقشه یی که وی از کانال های مریخ کشیده بود و چندین اثر هنری دیگر اشاره کرد. این لوح که روی آن نوشته شده است «نخستین کتابخانه مریخ» برای بازدیدکنندگان احتمالی آینده مریخ تنظیم و پیام ها و نام هایی در آن ضبط شده است.این دی وی دی از شیشه سیلیکاتی ویژه یی ساخته شده است تا وضعیت دشوار آب و هوایی مریخ را تحمل کند و هزاران سال (یا حداقل صدها سال) دوام آورد تا بالاخره روزی کاشفان آن را بیابند.
دانشمندان امیدوارند فونیکس پرواز نه ماهه خود را تا رسیدن به مریخ بدون هیچ مشکلی به پایان برساند. یکی از دشوارترین بخش های هر ماموریت فضایی فرود کاوشگر بر سطح سیاره است. فونیکس ماه مه سال ۲۰۰۸ در مریخ فرود می آید که مجموع مراحل فرود حدود هفت دقیقه طول می کشد. دانشمندان برای این مدت هفت دقیقه یی برنامه دقیقی تنظیم کرده اند که شامل چندین مرحله با ترتیب زمانی مشخص است. تاکنون کاوشگران بسیاری راه مریخ را در پیش گرفته اند که تعداد زیادی از آنها نتوانستند ماموریت خود را انجام دهند. از میان ۱۵ ماموریت سفر به مریخ تاکنون ده ماموریت با شکست روبه رو شده است. به همین دلیل این سیاره را سیاره مرگ لقب داده اند.
آخرین ماموریت شکست خورده فرودگر قطبی مریخ نام داشت که در سال ۱۹۹۹ انجام شد. این فضاپیما در مکان نامعلومی در قطب جنوب مریخ فرود آمد ولی ارتباط آن با مرکز زمین قطع شد و از آن زمان تاکنون هیچ اثری از آن به دست نیامد.

سه شنبه 10/10/1387 - 11:25
هوا و فضا
● جنگنده ایرانی شفق
بی شک ایران با گامهای خوبی که در صنعت هوانوردی برداشته سرآمد کشورهای منطقه است. به ویژه با طراحی و ساخت هوایمای جنگی شفق توانایی بالای خود را را به نمایش گذاشته و کارشناسان نظامی را در سراسر جهان، از چنین طراحی برجسته و پیشرفته ای شگفت زده کرد.
در مورد هواپیمای جنگی شفق که توجه جهان هوانوردی را به خود معطوف ساخت و سایتها و مجله های مشهور صنعت هوانوردی در مورد آن دست به گمانه زنی پرداختند و آن را ستوده و نشانه ایی از پیشرفت صنایع هوایی ایران دانستند. طراحی و ساخت این جنگنده ابتدا قرار بود با همکاری روسیه انجام شود اما با توجه به فشارها و تهدیدهای آمریکا، روسیه خود را از این برنامه کنار کشید و طرحان و کارشناسان ایرانی به ویژه دانشگاه صنعتی شریف برای رو کم کنی هم که شده با همت و تلاش خودشان کار طراحی را انجام داده و به مرحله ساخت اولین نمونه رسیدند.
در واقع همان گونه که سایت اینترنتی روسین دیفنس نوشته بود، ایران با طراحی و ساخت این جنگنده و نمایش آن همه را شگفت زده کرد. با ساخت این جنگنده صنایع هوایی ایران به پیشرفت قابل ملاحظه ای دست یافته است. این سایت اینترنتی همچنین در مورد این هواپیما می نویسد شفق از موتور روسی RD-۳۳ کلیموف استفاده می کند و از کابین پیشرفته ایی مجهز به سامانه های نمایشگر رنگی ساخت روسیه استفاده می برد.
این نمایشگرها را می توان قابل مقایسه با نمایشگرهای چند کاره و رنگی مورد استفاده در هواپیمای جنگی F/A-۲۲ آمریکا دانست. این سایت شفق را با طرح هواپیمای MiG I-۲۰۰۰ روسیه قابل مقایسه دانسته است.
از ویژگیهای شفق میتوان به طراحی ویژه و آیرودینامیک تحسین برانگیز آن اشاره کرد. از شکل و شمایل هواپیما و همچنین ورودیهای هوای موتور آشکار است که طراحان تلاش بسیاری به خرج داده اند تا بازتابش راداری هواپیما را به کمترین حد ممکن برسانند تا امکان کشف و رهگیری آن دشوارتر باشد.
در واقع می توان شفق را اولین هواپیمای جنگی استیلث ایرانی به حساب آورد. نوع سازه به کار رفته به شکل مناسبی اجازه حمل انواع بمب و موشکهای هوابه هوا و هوابه زمین و همچنین انواع بمب با هدایت لیزری را به این هواپیمای توانمند می دهد.
احتمالا طراحان با آینده نگری امکان استفاده از موشکهای هدایت شونده روسی را مد نظر داشته اند. ایران گفتگوهایی را برای تولید موتور پیشرفته روسی به نام RD-۳۳ انجام داده است و گویا گفتگو هایی نیز در زمینه تولید تحت امتیاز نمایشگرهای چند منظوره ساخت روسیه در جریان است. این هواپیما که اولین نمونه آن سال قبل ساخته شد، قرار است که دو سال دیگر، با نقش نظامی یا آموزشی، وارد خدمت نیروی هوایی شود. به هر روی شفق گام تحسین برانگیزی در صنایع هوایی ایران به حساب آمده و طراحی و ساخت آن موجب افتخار و سربلندی ایرانیان است.
سه شنبه 10/10/1387 - 11:23
دعا و زیارت

دستامو ول نکن

برگ نوکریمو باطل نکن

مثل غریبه ها نگاه به روی این سائل نکن

یا مرگ یا کربلا تو رو خدا این دل اون دل نکن

اما بیا منو حرم ندیده زیر گل نکن

قلبم رو زخمی از داغ صحن ابوفاضل نکن

کربوبلایه تو دلم رو کرده خون

مجنونتم آقا نشون به این نشون

روضه ی تو شده برام دارالجنون

میمیرم آقا جون آخر به پای روضه و جنون

بعد مرگم بیا به من بگو پاشو روضه بخون

از روی قبر من رد شو خاک عباتو بتکون

وقت سوال قبر تو رو خدا خودتو برسون

آخرش میمیرم به زیر پرچمت

بعد مرگم بیا به لطف و کرمت

انتقالم بده به صحن حرمت

تو طاقتم نده

یه نفس راحتم نده

نمی خورم به در تودوباره فرصتم نده

ندیده کربلا،تو وعده ی جنتم نده

خیلی بی قیمتم دیگه این قده قیمتم نده

فکر منم بکن تورو خدا خجالتم نده

 

 

 

 

يکشنبه 8/10/1387 - 20:2
دعا و زیارت

دیوونگی کار دیوونته

هرکی رو می بینم دیوونته

هر جا که روضه است آشییونته

ذکر یازینب زنگ خونته

من صیدم و عشق تو دامم

کربلا توی سرانجامم

کربلا توی تقدیر من کربلایی ام یا ناکامم

منو نبر زه یاد بیا برس به داد زه غصه می زنم فریاد

همه به شوروشین میگن با الحسین پل می خوره زه باب العباس

هرجایی میرم پا علمتم

همیشه مدیون کرمتم

هرکی باشم باز اهل غمتم

هرجا که باشم تو حرمتم

تو کردی عاشقم

تویی شقایقم

ولی من عبد نالایقم

نت میدونم آقا میام تا کربلا ولی منتظر دقایقم

هوا هوای حرم حسین

کبوترای حرم حسین

دلم می خواد باز سینه بزنم پاروضه های حرم حسین

 

 

 

يکشنبه 8/10/1387 - 19:47
دانستنی های علمی

اگر از کوچه پس کوچه‌های قدیمی شهرآنجایی که هنوز رگه‌هایی از خانه‌های قدیمی کاهگلی یافت می‌شود گذر کنیم هنوز هم پلاکهای خانه‌هایی را می توان دید که روی آن ۱+۱۲ به جای سیزده نوشته شده است، علت آن را در اعتقادات مردم می توان یافت تحت این عنوان: نحس بودن ۱۳ !
آنچه در ادامه خواهید خواند جادوی ۱۳ است که به نظر جالب می رسد
▪ ۱۳ عدد اول است.
▪ ۱-۱۳^۲ عدد اول مرسن است.
▪ ۱۳جسم ارشمیدسی موجود است. (اجسام ارشمیدسی اجسامی هستند که وجوه آنها چند ضلعی بوده، نه لزوما از یک نوع ، و کنجهای آنها مساوی هستند.)
▪ عدد ۱۳کوچکترین Emirp است. (Emirp عدد اولی است که اگر ارقام آن را معکوس کنیم مجددا عددی اول خواهد بود مثلا اعداد ۱۳، ۱۷،۳۱، ۳۷،.....)
▪ ۱۶۹=۲^۱۳ بامعکوس کردن ارقام آن داریم: ۹۶۱="۲^۳۱ یعنی رقم های آن مجددا معکوس می شود."
▪ ۲^۱۳، ۱+!۱۲ را عاد می‌کند.
▪ ۱۳عدد Happy است.(برای دانستن این که عددی Happy است، مجموع مربعات رقمهای عدد را پیدا کرده و دوباره مجموع مربعات عدد بدست آمده را حساب می‌کنیم با ادامه این روند اگر به عدد ۱ دست پیدا کردیم آنگاه به آن عدد Happy گفته می‌شود. مثلا برای عدد سیزده ۱۰="۲^۳+۲^۱ و ۱=۲^۰+۲^۱ بنابراین۱۳" عدد Happyاست.)
▪ ۱۳نیمی از ۳^۳+ ۳^۱- است.
▪ شاخه زیتونی که در پشت دلارهای آمریکا کشیده شده است ۱۳ برگ دارد.
▪ ۲^۱۳عدد !(۱ -۱۳)+ ۱را عاد می‌کند بنابراین یک عدد اول ویلسون(Wilson Prime) است. ( هر عدد اول p که،p و p^۲، مقدار p-۱)!+۱ ) را عاد کنند، عدد اول ویلسون نامیده می‌شود. مثلا عدد ۵ عدد ویلسون است. تنها اعداد شناخته شده ۵ و ۱۳و ۵۶۳ است .)
▪ چرتکه چینی دارای سیزده ستون مهره‌ برای محاسبات است.
▪ ۱۳بزرگترین عدد اولی است که می تواند به دو عدد متوالی به صورت n^۲+۳ افراز می شود.
▪ ۱+۱۳- ۱۳^۱۳ عدد اول است.
▪ نخستین حفره‌ی اول با طول سیزده بین دو عدد ۱۱۳و ۱۲۷اتفاق می‌افتد. (منظور از حفره‌ی اول تعداد اعداد مرکب بین دوعدد اول متوالی است.)
▪ ۱۳ کوچکترین عدد اول جایگشت‌پذیر (Permutable Number) است. ( این اعداد، اعداد اولی حداقل با دو رقم مجزا هستند که با تجدید آرایش در رقم هایشان همچنان عددی اول باقی می مانند مثلا برای عدد ۳۳۷ ، ۷۳۳ و ۳۷۳ و ۳۳۷ عدد اول است از دیگر اعداد از این قسم می‌توان به ۱۳,۱۷,۳۷,۷۹,۱۱۳,۱۱۹و جایگشتهای آن اشاره کرد.)
▪ هشت عدد اول دیگر می‌تواند به وسیله تغییر یک رقم از ۱۳ تولید شود.{۱۱, ۱۷, ۱۹, ۲۳, ۴۳, ۵۳, ۷۳, ۸۳}
▪ نخستین بار پرچم امریکا ۱۳ ستاره و ۱۳ خط داشت که نشان دهنده تعداد مستعمرات اصلی این کشور بود.
▪ عدد ۱۳ کوچکترین عددی است که ارقام آن در پایه چهار معکوس ۱۳ است. ( ۱۳ در پایه چهار ۳۱ است.)
▪ رویه‌ی بیضوی روی اعداد گویا که دارای نقطه‌ی گویا از مرتبه‌ی ۱۳ باشد موجود نیست.
▪ ۲^۱۳= ۱۹+...+۸+۷
▪ عدد ۲^۱۳توسط مربعات مجزای اعداد ۱ و ۲ و ۳ و ۴ و ۵ و ۶ بیان می‌شود.
▪ طولانی ترین رکورد پرواز یک جوجه ۱۳ ثانیه است.
▪ ۱۳۱۲۱۱۱۰۹۸۷۶۵۴۳۲۱۲۳۴۵۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳عدد اول است.
▪ معکوس عدد ۲^۱۳ عددی اول است.
▪ ELEVEN + TWO = TWELVE + ONE(عبارت فوق تحریفی از حل معادله‌ی ۱۳ است.)
▪ ۱۳کوچکترین عدد اولی است که از مجموع مربعات دو عدد اول مجزا یعنی ۲^۳+۲^۲ بدست می آید.
▪ اقلیدس و دیافانتی هر کدام ۱۳ کتاب نوشته‌اند.
▪ با به کار بردن نخستین سه عدد اول داریم : ۱۳="۵+۳^۲
▪ فیلم" ۱۳ نوامبر" ، آلفرد هیچکاک هیچگاه به پایان نرسید.
▪ بعضی از افراد فکر می کنند که عدد ۱۳ عددی نحس است.
▪ مجموع نخستین ۱۳عداد اول برابر ۱۳ امین عدد اول است.
▪ رساله ۱۳ جلدی Almagestبزرگترین کار بطلمیوس بود. قضیه‌ی ریاضی را با توجه به حرکتهای ماه ،خورشید و سیاره ها را فراهم ساخت.
▪ مجموع باقی مانده های حاصل از تقسیم عدد ۱۳ برنخستین اعداد اول تا ۱۳ برابر ۱۳ است.
▪ ۱۳کوچکترین عدد اولی است که مجموع ارقام آن مربع است.
▪ ۱۳کوچکترین عدد اولی است که به شکل p^۲+۴( که p اول است) نوشته می شود.
▪ اویلر ۱۳ فرزند داشت که ۵ فرزند او به سن نوجوانی رسیدن و تنها ۳ نفر باقی ماندند.
▪ مجموع توانهای چهارم نخستین ۱۳عدد اول به علاوه‌ی عدد یک ، عددی اول(۶۸۷۰۷۳۳) است.
▪ ۱۳ کوچکترین عدد اول -است این عدد برابر است با :
(p = (x^۶+y^۶)/(x^۲+ y^۲
▪ اگر برای عدد اول pداشته باشیم:p-۱)!="-۱ " mod p^۲ ) آن عدد، عدد ویلسون است. ( تنها اعداد شناخته شده ۵ ،۱۳ و ۵۶۳ است.)
▪ (۱۳+۱)۱۳-۱۳^(۱۳+۱) عددی اول است.
▪ بد یمن بودن روز جممعه ایی که ۱۳امین روز ماه باشد یکی از خرافات رایج در جوامع است.
▪ ۱۳کوچکترین عدد اولی است که به صورت مجموع مجزا از اعداد اول به شکل ۴n+۳نیست.
▪ به طور طعنه آمیز گفته می شود که : ۱۳ ، ۱۵ امین عدد خوشبختی است.
▪ ۱۳بزرگترین عدد اول فبوناچی است که(۱۳)Fاول است.
▪ ۱۳ از متصل شدن دو عدد نخست مثلثی ساخته می‌شود.( ۱, ۱+۲, ۱+۲+۳ ... اعداد مثلثی هستند.)
▪ مجموع نخستین ۱۳ عدد اول ۲۳۸که مجموع ارقامش ۱۳ است.
▪ .به طور طبیعی هر سال ۱۲ ماه دارد اما در حقیقت ۱۳ ماه داریم تعجب نکنید ماه آسمان را فراموش کردید با دوازده ماه سال ۱۳ می شود.
▪ ۱۳="۲^۳+۱^۳+۰^۳
▪ کوچکترین عدد اولی است که به صورت مجموع دو عدد اول ( ۲+۱۱) نمایش داده می‌شود و همچنین کوچترین عدد اولی است که به صورت مجموع دو عدد مرکب (۴+۹ ) نوشته می‌شود.
▪ ۱۳بزرگترین عدد اول مینیمال در پای ۳ است.
▪ ۱۳/۱۳۳۳۳۳۳۳۳۳۳۳۳۳ عدد اول است. (توجه کنید که تعداد ارقام ۳ بعد ۱ ، ۱۳ عدد است.)
▪ ۱۳="۳+۷+۳(توجه" کنید که۳^۱۳="(۷+۳)+۷^۳)
▪ ۰^۱۰+۲^۱۰+۳^۱۰+۵^۱۰+۷^۱۰+۱۱^۱۰+۱۳^۱۰عدد" اول است که بزرگترین عدد اول نا تیتانیک (Titanic Number) است. ( NumberTitanicاعداد اولی هستند که تعداد ارقام آن بیشتر از ۱۰۰۰ است.)
▪ ۱۳-۱۳^۲عدد اول است.
▪ ۱۳+۱۳+۱۳/۱۳+۱۳*۱۳+!۱۳+۱۳^۱۳ و۱۳+۱۳+۱۳/۱۳+۱۳*۱۳+۱۳^۱۳ دو عدد پانزده رقمی اول هستند.
▪ ۱۳جوابی برای معادله‌ی دیوفانتوسی (Diophantine Equation) z^۲="x^۳-y^۳" است. یعنی؛ ۳^۷-۳^۸="۲^۱۳
▪ ۱۳/(۱۳+۱۳+۱۳+۱۳+۱۳+۱۳+۱۳+۱۳۱۳۱۳+۱۳^۱۳) عددی اول است که شامل ۱۳بار ترکیباتی از عدد ۱۳ است مثلا ۱۳۱۳۱۳سه بار ۱۳ در آن آمده است.
▪ ماموریت قمر" آپولو ۱۳" در مسیر ماه بی نتیجه ماند علت انفجار در قسمتی از سفینه بود . نکته جالب این است که این قمر در ساعت ۱۳:۱۳ پرتاب شده بود و این اتفاق در ۱۳ اوریل شکل گرفت. ( احتمالا روز جمعه!!!!!!!!)
▪ ۱۳امین عدد اول مرسن عدد ۱-۵۲۱^۲ و ۱۳امین عدد لوکاس (Lucas Number) عدد۵۲۱است.)اعداد لوکاس اعدادی هستند که به نام ریاضیدان فرانسوی EdouardLucasنامگذاری شده اند و در دنباله ۱ و۳و۴و۷ و۱۱و.... قرار دارند این دنباله به صورت ذیل ساخته می شود که جمله اول ۱ و دومین جمله ۳ جمله های بعدی از مجموع دو جمله قبلی ساخته می شود مثلا جمله سوم مجموع جمله اول با دوم یعنی ۱+۳ است.
▪ (۱۳="(!۳*!۱)+(!۳+!۱)۱۳" و ۳۱تنها اعداد مرسن Emirp شناخته شده هستد.
▪ ۱۳کوچکترین عدد اولی است که به شکل p^۲+pq+p نوشته می‌شود.
▪ معکوس ((۱+۱۳^۱۳)^۱۳) یک عدد Brilliantاست. ( به اعدادی Brilliantگویند که دو فاکتور اول با طول یکسان دارند.)

يکشنبه 8/10/1387 - 19:33
دانستنی های علمی
 

تركیب تناسب طلایی یا توالی فیبوناچی در ستاره‌ داوود توسعه یافته

 

هنرمندان قدیمی برای اضافه نمودن حس توازن و شكوه به یك صحنه ، مجسمه یا بنا مدتها از تركیب تناسب طلایی استفاده كرده‌اند . تركیب مزبور یك تناسب ریاضی بر اساس نسبت 1.618/1 بوده و در اغلب مواقع در طبیعت ، مثلا در صدف‌های دریایی و الگوی دانه‌های گل آفتاب‌گردان و یا ساختار هندسی بازوهای میله‌ای كهكشانهای مارپیچی موجود در كیهان یافت می‌شود . امروزه سرنخ‌هایی از این نسبت طلایی در نانو ذرات ( شاخه نانو تكنولوژی ) بدست آمده است . در واقع هم در عالم خرد و هم در عالم كلان این تناسب بخوبی قابل شناسایی است . به هر حال به كار بردن این نسبت در طراحی‌های دستی و رشته‌های هنری كار راحتی نمی‌باشد ، برای اینكه هرگز نمی‌توان به مركز دوران مارپیچ رسید و این نقطه ، مركزی نامعلوم و غیر قابل دسترس است و تا بی‌نهایت ادامه می‌یابد . به علت سهولت در ترسیم‌ها و كارهای عملی ، نسبت 1.6/1 در نظر گرفته می‌شود .

 

 

 

عكس‌های فوق مربوط به صدف‌های دریایی ، حلزون شنوایی گوش ، یك گردباد و یك كهكشان است .

 

 

 

در گل آفتاب‌گردان ، امتداد مسیر دوران مارپیچ طلایی یا فیبوناچی در هر دو جهت ساعت گرد و پاد ساعت گرد مشاهده میشود .

 

 

مستطیل طلایی ویژه

 

دنباله فیبوناچی و عدد طلایی چیست ؟

 

 


لئوناردو فیبوناچی ایتالیایی تبار اهل پیزا حدود سال 1200 میلادی مساله‌ای طرح كرد : فرض كنید كه یك جفت خرگوش نر و ماده در پایان هر ماه یك جفت خرگوش نر و ماده جدید به دنیا بیاورند ... اگر هیچ خرگوشی از بین نرود ، در پایان یك سال چند جفت خرگوش وجود خواهد داشت ؟ البته در این مسئله می‌بایست قواعد و اصول فرضی و قراردادی زیر مراعات شوند !

" شما یك جفت خرگوش نر و ماده دارید كه همین الآن متولد شده‌اند .
خرگوشها پس از یك ماه بالغ می‌شوند .
دوران بارداری خرگوشها یك ماه است .
هنگامی كه خرگوش ماده به سن بلوغ می‌رسد حتما باردار می‌شود .
در هر بار بارداری خرگوش ماده یك خرگوش نر و یك ماده می‌زاید .
خرگوش‌ها تا پایان سال نمی‌میرند . "

او برای حل این مسئله به یك سری از اعداد یا بهتر است بگوییم به یك دنباله رسید كه عبارت بود از ... ,0،1,1,2,3,5,8,13,21,34,55,89,144,233 كه در این دنباله هر عددی ( به غیر از صفر و یك اول ) حاصل جمع دو عدد قبلی خودش می‌باشد ، به طور مثال 3+5=8 یا 1+2=3 و .....

علت بر اینكه در پایان ماه اول ، جفت اول به بلوغ می‌رسد و در پایان ماه دوم بعد از سپری كردن یك ماه بارداری ، یك جفت خرگوش متولد میشود كه جمعا دو جفت خرگوش خواهیم داشت ، در پایان ماه سوم جفت اول یك جفت دیگر به دنیا می‌آورد ولی جفت دوم به پایان دوران بلوغ خود میرسد كه در كل سه جفت خواهیم داشت در پایان ماه چهارم جفت اول و جفت دوم وضع حمل می‌كنند و تبدیل به چهار جفت میشوند و جفت سوم به بلوغ می‌رسد و در كل پنج جفت خواهیم داشت و الی آخر كه در پایان ماه دوازدهم تعداد 233 جفت خرگوش خواهیم داشت .

 

 

 

 

توسعه هندسی این دنباله یا سری از اعداد :

 


این مستطیل را ، مستطیل فیبوناچی نیز می‌نامند .

 

 

 

 

 

برای رسم مارپیچ طلایی یا فیبوناچی از راس ( گوشه ) هر مربع یك كمان به شعاعی برابر ضلع آن مربع رسم می‌كنیم . به این مارپیچ بدست آمده ، اسپیرال لگاریتمی هم گفته میشود .

 

 

در رسم فوق دنباله را از عدد 20 شروع كرده‌ایم یعنی سری اعداد 20،20،40،60،100 ، در واقع نسبت عرض مستطیل به طول آن را 1.6/1 در نظر گرفته‌ایم . رسم فوق توسط نرم‌افزار اتوكد رسم و با دقت 100.000.000/1 اندازه گذاری شده است و طریقه رسم به حد كافی واضح و روشن می‌باشد و نكته جالب توجه اینكه برای رسم مارپیچ به این روش ، می‌بایست هفت كمان رسم شود كه عدد صحیح 12 برای شعاع كمان پنجم بدست می‌آید . مركز هر كمان با علامت جمع مشخص شده است .

 

 

 

به‌طور خلاصه با در نظر گرفتن تقاطع‌هایی كه خطوط با زاویه قائمه یكدیگر را قطع كرده‌اند ، میتوان مستطیل و مارپیچ طلایی فیبوناچی را در رسم توسعه یافته ستاره داوود رسم نمود . همانطور كه مشخص است اختلاف بسیار جزیی این رسم با رسم قبلی مشاهده میشود آنهم در كمانهای 5 ، 6 ، 7 به علت تغییر جزیی در قطرهای آبی رنگ و در تناسبات هندسی اختلافی وجود ندارد ، كه دال بر این موضوع است كه تناسب طلایی در رسم ستاره داوود توسعه یافته جاری می‌باشد و در مباحث بعدی توضیح خواهیم داد كه كلیه موجوداتی كه در آنها تناسبات طلایی دیده میشود ، تناسب خود را مدیون این ترسیم‌ها و ساختارهای هندسی در ستاره داوود توسعه یافته هستند .

 

 

 

در رسم فوق مستطیل و مارپیچ طلایی به مركز رسم ستاره داوود توسعه یافته انتقال داده شده است .

 

 

 

در رسم فوق مستطیل و مارپیچ طلایی به نقطه دیگری انتقال داده شده است .

اینك اگر در این دنباله ( 1,1,2,3,5,8,13,21,34,55,89,144,233 ) هر عدد را به عدد قبلی‌اش تقسیم كنیم یك چنین سری را بدست می‌آوریم :

1/1=1 ، 2/1=2 ، 3/2=1.5 ، 5/3=1.66... ، 8/5=1.6 ، 13/8=1.625 ، ....... ، 233/144=1.61805......

كه هر چقدر جلوتر برویم به‌نظر می‌آید كه به یك عدد مخصوص می‌رسیم . این عدد را عدد طلایی می‌نامند كه این عدد تقریبا برابر است با :

1.618033................

 

روش جبری برای بدست آوردن عدد طلایی :

مستطیلی به عرض 1 واحد و طول x را در نظر می‌گیریم مسلما x بزرگتر از 1 می‌باشد .

 

 

 

اینك باید مقدار x را چنان تعیین كنیم ( بدست آوریم ) كه اگر مربعی به ضلع 1 واحد را از این مستطیل جدا نماییم ، مستطیل بدست آمده كوچكتر ، متناسب مستطیل بزرگتر قبلی باشد ، یعنی x/1=1/(x-1)      a به بیان ساده‌تر ، نسبت طول به عرض مستطیل اول برابر نسبت طول به عرض مستطیل بدست آمده ( ‌مستطیل دوم ) باشد كه با ضرب صورت در مخرج طرفین تناسب ، یك معادله درجه 2 بدست می‌آید یعنی x²-x-1=0 و با ریشه‌یابی این معادله به ریشه‌های 1.6180 و 0.6180- دست می‌یابیم .

 

روشهای هندسی برای بدست آوردن عدد طلایی :

 

 

 

اگر یك مثلث متساوی‌الاضلاع رسم كنیم ( مثلث بنفش ) و از مركز آن دایره‌ای رسم كنیم تا از سه راس آن مثلث عبور كند ( دایره‌ نارنجی ) و وسط دو ضلع مثلث را یافته و پاره خطی از آن دو نقطه تا محیط دایره ، رسم كنیم دو پاره خط با نسبت طلایی بدست می‌آید ( پاره خط زرشكی و سرخ آبی ) یعنی

69.2820323/42.81865077=1.61803398...........

رسم زیر روش دیگری برای رسم مستطیل طلایی ویژه و تناسبات طلایی ، و همچنین بدست آوردن عدد طلایی را نشان می‌دهد .


 

 

 

جهت رسم یك مستطیل طلایی به نسبت عدد طلایی ابتدا یك مربع به ضلع یك واحد كشیده سپس طبق شكل فوق وسط ضلع پایینی این مربع را پیدا می‌كنیم . سپس یك قوس با شعاعی به اندازه وسط ضلع پایینی مربع تا گوشه سمت راست بالا می‌كشیم تا طول مستطیل معلوم شود .

 

اهرام :

جالب است بدانیم كه نسبت ضلع بلندتر به ضلع كوتاه‌تر مستطیل طلایی كه نسبت طلایی نامیده می‌شود ، در بسیاری از طرح‌های هنری از قبیل معماری و خطاطی ظاهر می‌شود . مطابق تحقیقات انجام شده ، نسبت طول ضلع قاعده به ارتفاع در اهرام ثلاثه مصر ، برابر نسبت طلایی است . همچنین دیوارهای معبد پارتنون از مستطیل‌های طلایی ساخته شده است ! زیرا به اعتقاد سازندگان آنها ، مستطیل‌ها با نسبت‌های طلایی به چشم خوشایندتر هستند و این موضوع دال بر این واقعیت است كه این تناسبات هندسی در ذات انسان‌ها نیز شكل گرفته‌اند !

 

 

 

 

 

 

 

تعریف ریاضی سری اعداد یا دنباله فیبوناچی و عدد طلایی ( فی Φ ) :


غیر از دو عدد اول ( 0 و 1 ) اعداد بعدی از جمع دو عدد قبلی خود بدست می‌آیند . اولین اعداد این سری عبارتند از :


۰,۱,۱,۲,۳,۵,۸,۱۳,۲۱,۳۴,۵۵,۸۹,۱۴۴,۲۳۳,۳۷۷,۶۱۰,۹۸۷,۱۵۹۷,۲۵۸۴,۴۱۸۱,۶۷۶۵,۱۰۹۴۶


این سری از اعداد به نام لئوناردو فیبوناچی ریاضیدان ایتالیایی نام گذاری شده‌ است . طبق تعریف :

 

مقدار عددی حد فوق به عدد فی یا همان .......... 1.618033 می‌رسد . اگر عدد فی را بتوان دو برسانیم مثل این است كه یك واحد به عدد فی افزوده باشیم یعنی Φ²=Φ+1 و اگر عدد یك را بر فی تقسیم كنیم مثل این است كه یك واحد از عدد فی كم كرده باشیم یعنی :

1/Φ=Φ-1

عدد فی را در مبنای دوجینی میتوان به صورت 1.75 نوشت كه مقدار واقعی ، حقیقی و درستی جهت فی می‌باشد برای اینكه :

1+(7/12)+(5/12/12)=1.618055555555555555555..........

233/144=1.618055555555555555......

همانطور كه می‌دانیم عدد 233 توالی دوازدهم سری یا دنباله فیبوناچی است یعنی همان تعداد خرگوش‌ها در پایان ماه دوازدهم . و بدست آمدن عدد 1.75 در مبنای دوجینی برای مقدار فی بیانگر این موضوع است كه سیستم دوجینی از بعضی جهات راحت‌تر از سیستم دهدهی است . راحتی فوق اصولا از این حقیقت ناشی می‌شود كه تعداد مقسوم علیه‌های دوازده از تعداد مقسوم علیه‌های ده بیشتر میباشد . دوازده بر یك ، دو ، سه ، چهار ، شش و خودش بخش‌پذیر است . بنابراین بسیاری از محاسبات دستی در سیستم دوجینی تا حدودی ساده‌تر از سیستم دهدهی هستند ، عدد فی كه در مبنای دهدهی به صورت عددهای كسری متناوب در می‌آید در مبنای دوجینی چنین نیست و می‌توان به مقدار فیكس شده 1.75 دست یافت .

مایاهایی كه در خلال سالهای 2000 تا 900 قبل از میلاد ، ساكن آمریكای جنوبی بوده‌اند ، چنین به نظر می‌رسد كه برای رصد كردن حركات متغیر اجرام آسمانی ، اهرامی بنا نهادند و تقویم شمسی دقیقی وضع كردند . همچنین با محاسبات خود ، وقوع خسوف و كسوف را پیش بینی و مراسم قربانی كردن انسانها را تدارك می‌دیده‌اند و عقیده بر این داشتند كه این كار آنها خشم خدایان را از آنها برطرف می‌كند .

 

 

 

به یقین می‌توان گفت كه مطالب و موضوعات بسیار مهمی در علوم بشریت در زمینه ریاضیات ، هندسه و نجوم مفقود و از بین رفته است و فقط نشانه‌های تلخ و ناخوشایندی از آن دانسته‌ها در ساخته‌های دست بشر باقیمانده است كه در مباحث بعدی سعی خواهیم كرد این دانسته‌های از بین رفته را بازیابی نماییم . البته ما باید مابین علم و جنایت فرق قائل شویم .

سری فیبوناچی چه در ریاضیات چه در فیزیك و علوم طبیعی ، كاربردهای بسیار دیگری دارد ، ارتباط زیبای فاصله‌های خوش صدا در موسیقی ، چگونگی تولد یك كهكشان و ... كه در مطالب آینده راجع به آنها بحث خواهیم كرد .

این الگو را می توان در گلبرگ‌ها یا دانه‌های بسیاری از گیاهان مثلاً آناناس ، گل داوودی ، گل كلم ، میوه‌های كاج و ... مشاهده كرد .

خود انسان از ناف به نسبت فی تقسیم می‌شود . این نسبت نقش پیچیده‌ای در پدیده‌هایی مانند ساختار كریستال‌ها ، سال‌های نوری فاصله بین سیارات و پریودهای چرخش ضریب شكست نور در شیشه ، تركیب‌های موسیقی ، ساختار سیاره‌ها و حیوانات بازی می‌كند . علم ثابت كرده است كه این نسبت به راستی نسبت پایه و مبنای خلقت جهان است . هنرمندان دوره رونسانس عدد فی را یك نسبت الهی می‌دانسته‌اند .

از زمانی كه هنرمندان و معماران به عمد شروع به استفاده از نسبت طلایی كردند ، نشان داده شد كه مخاطبان شیفتگی و شیدایی بیشتری نسبت به كارهای آنها از خود نشان دادند . مستطیل‌های طلایی ، مانند نسبت طلایی فوق‌العاده ارزشمند هستند . در بین مثال‌های بی‌شمار از وجود این نسبت و یكی از برجسته‌ترین آنها مارپیچ های DNA است . این دو مارپیچ فاصله دقیقی را با هم براساس نسبت طلایی حفظ می‌كنند و دور یكدیگر می‌تابند .

در حالی كه نسبت طلایی و مستطیل طلایی جلوه‌های زیبایی را از طبیعت و ساخته‌های دست انسان به نمایش می‌گذارد ، جلوه دیگری از این شكوه وجود دارد كه زیبایی‌های تحرك را به نمایش می‌گذارد . یكی از بزرگ‌ترین نمادهایی كه می‌تواند رشد و حركات كاینات را نشان دهد ، اسپیرال طلایی است .

اسپیرال طلایی كه به آن اسپیرال لگاریتمی و اسپیرال متساوی‌الزاویه نیز می‌گویند هیچ حدی ندارد و شكل ثابتی است . روی هر نقطه از اسپیرال می توان به هر یك از دو سو تا بی‌نهایت حركت كرد . از یك سو هرگز به مركز نمی‌رسیم و از سوی خارجی نیز هرگز به انتها نمی‌رسیم . هسته اسپیرال لگاریتمی وقتی با میكروسكوپ مشاهده می‌شود همان منظره‌ای را دارد كه وقتی به اندازه هزاران سال نوری به جلو می‌رویم . دیوید برگامینی در كتاب ریاضیاتش خاطرنشان می‌كند كه منحنی ستاره‌های دنباله‌دار از خورشید كاملا شبیه به اسپیرال لگاریتمی است . عنكبوت شبكه تارهای خود را به صورت اسپیرال لگاریتمی می‌بافد . رشد باكتری‌ها دقیقاً براساس رشد منحنی اسپیرال است . هنگامی كه سنگ‌های آسمانی با سطح زمین برخورد می‌كنند ، مسیری مانند اسپیرال لگاریتمی را طی می كنند . عدد فی Φ عددی مربوط به خلقت پروردگار یكتا است .

اسب‌های آبی ، صدف حلزون‌ها ، صدف نرم‌تنان ، موج‌های اقیانوس‌ها ، سرخس‌ها ، شاخ‌های جانوران و نحوه قرار گرفتن گلبرگ‌های گل آفتاب‌گردان و چیدمان گل مروارید ، همه به صورت اسپیرال لگاریتمی است . گردباد و منظومه‌ها از نگاه بیرون كاملاً در مسیری به صورت اسپیرال حركت می‌كنند . طرح مطالب در این زمینه بسیار بسیار زیاد است كه در آینده به آن خواهیم پرداخت .

منبع:

محمدرضا طباطبایی 4/8/86
ki2100

 

يکشنبه 8/10/1387 - 18:34
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته