یا رب؛ یا رب! دل پاك و جان آگاهم ده، آه شب و گریهی سحرگاهم ده، در راه خود اول ز خود بیخودم كن بیخود چو شدم ز خود به خود راهم ده.
الهی یكتای بیهمتایی، قیوم و توانایی، به همه چیز بینایی، در همه حال دانایی، از عیب مصفایی، از شرك مبرایی، اصل هر دوایی، داروی دلهایی، به تو رسد ملك خدایی.
خداوندا قسم بر اخترانت، به حق و حرمت پیغمبرانت، به راز غنچهی نشكفته در باغ، به درد لالهی بنشسته با داغ، به پاكی زلال چشمهساران، به عمر كوته یك قطره باران، خداوندا قسم بر پاكبازان، بلندآوازگان و سرفرازان، مرا زین خودپرستیها رها كن،چنان اندیشهای بر من عطا كن كه تقدیری كه از آن ناگزیرم؛ توانم جبر و قهرش را پذیرم و یا عزمی چنان پیگیر بخشم؛ كه ناتغییر بخشم، توانایی ده ای بانی تقدیر كه بشناسم زهم تقدیر و تدبیر.
الهی؛ الهی نام تو ما را جواز، شناخت تو ما را امان، لطف تو ما را عیان.
الهی؛ ضعیفان را پناهی، قاصدان را بر سر راهی، مؤمنان را گواهی، چه عزیز است آن كس كه تو خواهی...!