دانستنی های علمی
آیا تا حالا در مورد صیغه ی برادری یا عقد اخوت چیزی شنیدید؟
این عقد اخوت یا صیغه ی برادری پیمانیه که بین دو دوست خیلی صمیمی بسته میشه!
دو تا دوستی که دوست دارن دوستیشون مثل برادری باشه!
البته این پیمان چه از نظر شرعی و چه قانونی هیچ حقی بر گردن دیگری نمیگذاره، فقط پیمانیه واسه محکم تر شدن دوستی!
همون پیمانی که پیامبر(ص) در روز غدیر با حضرت علی(ع) بست!
اکثرا گفتن که این پیمان بهتره در روز غدیر بسته بشه، ولی مقام معظم رهبری میفرمایند: برای اتحاد، یکپارچگی و برادری بین مسلمونا هر زمانی این پیمان میتونه بسته بشه و فرقی نمیکنه که متن فارسی، عربی یا حتی پیمان به جور دیگه ای بسته بشه!
نا گفته نمونه همونجور که گفتم هیچ حقی رو بر گردن دیگری نمیذاره و شرعا هم دو نفر رو به هم محرم نمیکنه!
این پیمان بدین صورته که:
دو نفر با هم دست میدن و پیمان میبندن که:
(( و اخیتک فی الله، و صافیتک فی الله، و صافحتک فی الله و عاهدت الله و ملائکته و کتبه و رسله و انبیائه و الائمة المعصومین علیهم السلام علی انی ان کنت من اهل الجنة و الشفاعة و اذن لی بان ادخل الجنة لا ادخلها الا و انت معی))
و طرف مقابل جواب میده:
((قبلت و اسقطت عنک جمیع حقوق الاخوة ما خلا الشفاعة و الدعاء والزیارة))
که البته میتونید واسه اینکه متنو دقیق تر و با اعرابش داشته باشید به مفاتیح مراجعه کنید!
امیدوارم که به دردتون خورده باشه!
جمعه 25/4/1389 - 13:16
شعر و قطعات ادبی
حرفی بگوی از لب خود، کام ده مرا
ساقی ز پا فتاده شدم، جان ده مرا
فرسوده دل ز مشغله جسم و جان، بیا
بستان ز خود فراغت ایام ده مرا
رزق مرا حواله به نامحرمان مکن
از دست خویش باده گلفام ده مرا
عمرم برفت و حسرت مستی از دلم نرفت
عمری دگر ز معجزه جام ده مرا
ای عشق! شعله بر دل پر آرزو بزن
چندی رهایی از هوس خام ده مرا
جانم بگیر و جام می از دستم نگیر
ای مدعی هر آنچه دهی، نام ده مرا
مرغ دلم به یاد رفیقان به خون تپید
یا رب امید رستن از این دام ده مرا
بشکفت غنچه دلم ای نو بهار
خندان دلی به سان امین وام ده مرا
يکشنبه 20/4/1389 - 12:23
دعا و زیارت
سرخوش زسبوی غم پنهــانی خویشم
چون زلف تو سر گرم پریشانی خویشم
در بزم وصال تو نگویم زکم و بیش
چون آیینه خو کرده به حیرانی خویشم
لب باز نکردم به خروشی و فغانی
من محرم راز دل طوفانی خویشم
یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی
عمری است پشیمان ز پشیمانی خویشم
از شوق شکرخند لبـش جان نسپـردم
شرمنده ی جانان ز گران جانی خویشم
بشکسته تر ازخویش ندیدم به همه عمر
افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم
هر چند امین، بسته دنیا نیم اما
دلبسته ی یاران خراسانی خویشم
پنج شنبه 25/4/1388 - 0:10
دعا و زیارت
از غم دوست در این میکده فریاد کشم
دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم
داد و بیداد که در محفل ما رندی نیست
که برش شکوه برم، داد ز بیداد کشم
شادیم داد، غمم داد و جفا داد و وفا
با صفا منت آنرا که به من داد، کشم
عاشقم، عاشق روی تو ، نه چیز دگری
بار هجران و وصالت به دل شاد کنم
در غمت ای گل وحشی من ای خسرو من
جور مجنون ببرم، تیشه فرهاد کشم
مردم از زندگی بی تو که با من هستی
طرفه سری است که باید بر استاد کشم
سالها می گذرد، حادثه ها می آید
انتظار فرج از نیمه خرداد کشم
پنج شنبه 25/4/1388 - 0:9
شعر و قطعات ادبی
دلم قرار نمی گیرد از فغان بی تو
سپندوار زكف داده ام عنان بی تو
ز تلخ كامی دوران نشد دلم فارغ
ز جام عشق لبی تر نكرد جان بی تو
چو آسمان مه آلوده ام ز تنگ دلی
پر است سینه ام ز اندوه گران بی تو
نسیم صبح نمی آورد ترانه شوق
سربهار ندارند بلبلان بی تو
لب از حكایت شبهای تار می بندم
اگر امان دهدم چشم خون فشان بی تو
چو شمع كشته ندارم شراره ای به زبان
نمی زند سخنم آتشی به جان بی تو
زبی دلی و خموشی چون نقش تصویرم
نمی گشایدم از بی خودی زبان بی تو
عقیق سرد به زیر زبان تشنه نهم
چو یادم آید از آن شكرین دهان بی تو
گزارش غم دل را مگر كنم چو امین
جدا ز خلق به محراب جمكران بی تو چهارشنبه 24/4/1388 - 23:58
دانستنی های علمی
انسان می تواند با قسم خوردن انجام کاری راکه مطلوب شارع است بر خود واجب کند :
اگر قسم بخورد کاری را انجام بدهد یا ترک کند و از قسم خود عمدا مخالفت کند باید کفاره بدهد.
کفاره آزاد کردن یک بنده یا سیر کردن ده فقیر یا پوشاندن آنها و اگر نتواند باید سه روز روزه بگیرد .
شروط قسم:
کسی که قسم می خورد بالغ و عاقل باشد و از روی اختیار قسم بخورد .
کاری را که قسم می خورد انجام دهد حرام و مکروه نباشد و کاری را که قسم می خورد انجام ندهد واجب یا مستحب نباشد.
به یکی از اسامی خداوند قسم بخورد .
قسم را به زبان بیاورد.
عمل کردن به قسم برای او ممکن باشد.
سه شنبه 16/4/1388 - 21:34
شعر و قطعات ادبی
ای خوب رخ که پرده نشینی و بی حجاب
ای صد هزار جلوه گر و باز در نقاب
ای آفتاب نیمه شب ای ماه نیم روز
ای نجم دور بین که نه ماهی و نه آفتاب
کیهان طلایه دارت و خورشید سایه ات
گیسوی حور خیمه ناز تو را، طناب
جانهای قدسیان همه در حسرتت به سوز
دلهای حوریان همه در فرقتت کباب
آیا شود که نیم نظر به سوی ما کنی
تا پرگشوده، کوچ نمایم از این حباب
ای جلوه ات جمال ده هر چه خوبرو
ای غمزه ات هلاک کن هر چه شیخ و شباب
چشم خراب دوست خرابم نموده است
آبادی دو کون به قربان این خراب
(امام خمینی (ره))
جمعه 25/2/1388 - 13:30
شهدا و دفاع مقدس
بیرق شطرنجی گردان عشق، پرده ای بر سرسرا سامان عشق
چشم بند شاهدان شط خون، چفیه یعنی پرچم سرخ جنون
چفیه را از تار غیرت بافتند، چفیه از پود شهادت ساختند
چفیه آتشگیر آتش بادها، حوله تن زیر آتش بارها
چفیه زیرانداز پیلان نبرد، چفیه شالگردن مردان مرد
چفیه هنگام اذان سجاده است، پشت بام سنگری افتاده است
مونس شب های جمعه در کمیل، بادبان چشم در هنگام سیل
سفره نان بسیجیان من، پرده بدر و حنین است و جمل
زخم بند زخم مردان خداست، چفیه مدت هاست با خون آشناست
چفیه قالی سلیمان نبی است، چفیه رخبند رخ مولا علی است
چفیه یعنی منتهای سادگی، چفیه یعنی بیرق آزادگی
چفیه یعنی با سیاهی ها سیاه،چفیه یعنی دوری از گناه
چفیه گردنبند دامادی عشق، چفیه آزین حنابندی عشق
بادبان کشتی نوح است این، نی قبای لایق روح است این
وای هنگامی که می شد چاک چاک، چفیه قبل از صاحبش می شد هلاک
جمعه 25/2/1388 - 13:17
دعا و زیارت
تا كی در انتظار تو شب را سحر كنم ؟
شب تا سحر بیاد رخت ناله سر كنم ؟
ای غایب از نظر ، نظری كن به حال ما !
تا چند سیل اشك روان از بصر كنم ؟
چشمم به راه و حال نموده الم فزون !
از هجر تو فراغ تو خون جگر كنم !
يکشنبه 25/12/1387 - 21:28
دانستنی های علمی
یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم ، وقت پرپر شدنش سوز و گدازی نكنیم!
پنج شنبه 15/12/1387 - 16:51