• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 18
تعداد نظرات : 26
زمان آخرین مطلب : 6232روز قبل
انتخابات

دکتر محمود احمدی نژاد در سال 1335 هجری شمسی در روستای ارادان از شهرستان گرمسار، چشم به جهان گشود و از یک سالگی به همراه خانواده در تهران اقامت گزید. وی دوران تحصیلات ابتدایی ، راهنمایی و متوسطه خود را در این شهر گذراند و در سال 1354 با کسب رتبه 132 کنکور سراسری گزینش دانشجو، تحصیلات عالی خود را در رشته مهندسی عمران دانشگاه علم و صنعت آغاز کرد و در سال 1365 در مقطع کارشناسی ارشد همان دانشگاه پذیرفته شد و در سال 1368 به عضویت هیات علمی دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت در آمد و در سال 1376موفق به دریافت مدرک تحصیلی دکترای مهندسی و برنامه ریزی حمل و نقل از دانشگاه علم و صنعت گردید . ایشان به زبان انگلیسی آشنایی دارند و طی سال های تدریس در این دانشگاه و تدوین مقالات و پژوهش های متعدد علمی ، راهنمایی ده ها پایان نامه کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی در زمینه های مختلف مهندسی عمران ، راه و حمل و نقل و مدیریت ساخت را بر عهده داشته است.
دکتر احمدی نژاد پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در کسوت دانشجو و با شرکت در مجالس مذهبی و سیاسی وارد فضای سیاسی جامعه شد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی با توجه به حضور در دانشگاه از پایه گذاران انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت ایران بود و در دوران جنگ تحمیلی به عنوان داوطلب بسیجی در قسمت های متعدد جبهه به ویژه مهندسی رزمی به خدمت پرداخت و این مهم را تا پایان دوران دفاع مقدس ادامه داد. دکتر احمدی نژاد متاهل و دارای سه فرزند- دو پسر و یک دختر – می‌باشد.


 


مهمترین مشاغل دکتر احمدی نژاد:


•  فرماندار ماکو


•  فرماندار خوی


•  مشاور استاندار کردستان


•  مشاور فرهنگی وزیر فرهنگ و آموزش عالی در سال 1372


•  استاندار استان اردبیل در سال های 1372 تا 1376


•  عضو هیات علمی دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت از سال 1368 تا کنون


•  شهردار تهران از سال 1382 تا 1384


•  ایشان در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران در سوم تیرماه 1384، از سوی ملت ایران به عنوان رییس جمهوری اسلامی ایران برگزیده شد.


دکتر احمدی نژاد علاوه بر تدریس ، راهنمایی دانشجویان و پرداختن به امور اجرایی، در زمینه‌های ذیل نیز فعالیت داشته است:


•  روزنامه نگاری و نگارش مقالات متعدد سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی


•  مدیر مسوول روزنامه همشهری و راه اندازی همشهری محله در 22 منطقه تهران، همشهری مسافر، همشهری دیپلماتیک، همشهری جوان، همشهری ماه و ضمیمه اندیشه، ضمیمه دانشجو و ...


•  موسس و عضو انجمن تونل ایران


•  عضو انجمن مهندسین عمران ایران


•  عضو اولین شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت ایران


•  عضو اولین شورای مرکزی اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه ها و موسسات آموزش و عالی کشور 

دوشنبه 18/3/1388 - 12:50
انتخابات

دیشب كه مستند دكتر محمود احمدی نژاد رو دیدم واقعاً فهمیدم این شعار دربارش بی حكمت نیست

 

                      صله علی محمد بوی رجایی آمد

دوشنبه 18/3/1388 - 12:46
دانستنی های علمی

     

   بیایید برای نتیجه ی بهتر قبل از انجام هركاری بیشتر فكر كنیم

يکشنبه 17/3/1388 - 18:58
دعا و زیارت

تا حالا شده به این فكر كنیم كه در آینده نزدیك كه امام عصر(عج) می خواهند ظهور كنند.چقدر آمادگی داریم به ایشان از ته قلب به ایشان خدمت كنیم؟ 

                          یا صاحب الزمان

يکشنبه 17/3/1388 - 18:45
دعا و زیارت

یکی از علائم ظهور آن حضرت که در برخی روایات از علائم حتمی شمرده شده ، خروج شخصی به نام «دجال» است . او یک طاغوت بسیار حیله گر است و عده بسیاری را با خود همراه می کند.

حتمی بودن خروج او : حضرت علی (ع) از پیامبر اکرم (ص) نقل می کند که فرمود:«پیش از قیامت ده امر حتمی واقع می شود : خروج سفیانی ، دجال ، دود ، دابة الارض ، خروج قائم ، طلوع خورشید از مغرب ، نزول عیسی ، فرو رفتن در مشرق جزیرة العرب ، بیرون آمدن آتشی از قعر یمن که مردم را به محشر براند» (این حدیث مشکوک است)

نام و نسب او : عده ای گویند که نام دجال صائد بن صید یا ابن صیاد است ،و برخی مخالف این امر هستند در لغت دجال به معنی کذاب (بسیار دروغ گو) است، و فعل آن را به معنی «آب طلا و آب نقره دادن» دانسته اند. دجال را در زبان های انگلیسی و فرانسه،«آنتی کریست» نامیده اند که به معنی دشمن و ضد مسیح است.

خصوصیات فردی او : حضرت امیرالمؤمنین (ع) می فرماید: «او چشم راست ندارد ، و چشم دیگرش در پیشانی اوست ، و مانند ستاره صبح می درخشد، چیزی در چشم اوست که گویی آمیخته به خون است. وی در یک قحطی سختی می آید ، و بر الاغ سفیدی سوار است...»

و در صحیح مسلم در کلام رسول خدا (ص) دجال چنین توصیف شده است:«او مردی چاق سرخ روی ، با موی سر مجعد و اعور است ،چشمش همچون دانه انگوری است که بر روی آب قرار گرفته باشد.»

عقیده او : امیرالمؤمنین(ع) می فرماید:«او با صدای بلندی فریاد می زند که بین مشرق و مغرب ، صدایش را جن و انس و شیطان می شنوند (به فرض صحت روایت ، ممکن است این عمل به وسیله رادیو و تلوزیون صورت بگیرد) و می گوید: ای دوستان من! به سوی من آیید. من هستم کسی که آفریده است، پس استوار ساخته و مقرر کرده و هدایت نموده است. من پروردگار برتر شما هستم.»

مکان خروج : امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند:«او از شهری که آن را اصفهان می گویند و قریه ای که معروف به «یهودیه» است بیرون می آید.»

مرگ او : رسول خدا (ص) می فرمایند:«دجال در امت من بیرون می شود در چهل روز ، پس خداوند عیسی بن مریم را مأمور می کند او را طلب می کند و از بین می برد.» و حضرت علی (ع) ضمن یک خطبه طولانی فرمود:«مهدی (ع) با یارانش از مکه به بیت المقدس می آیند، و در آن مکان بین آن حضرت با دجال و ارتش او، جنگ واقع می شود، دجال و ارتش او مفتضحانه شکست می خورند ، به طوری که از اول تار آخر آنها به هلاکت می رسند و دنیا آباد می شود و حضرت مهدی (ع) عدالت و قسط را در جهان به پا می دارد، و طبق روایتی آن حضرت دجال را در کناسه کوفه به دار می زند.»

بعضی از علما چون شیخ صدوق(ره) با استناد به پاره ای از روایات از جمله روایت امیرالمومنین معتقدند که غرض و هدف الهی ، بر این تعلق گرفته است که دجال زنده باشد و کسی نتواند او را بکشد تا دجال آینده باشد. محدث قمی (ره) می  گوید: در روایت ابو امامه است که رسول خدا (ص) فرمودند: «هر مؤمنی که دجال را ببیند آب دهان خود را بر روی او بیندازد و سوره مبارکه حمد را بخواند، تا سحر آن ملعون دفع شود و در او اثر نکند چون او ظاهر شود، عالم را پر از فتنه و آشوب نماید، و میان او و لشکر قائم (ع) جنگ واقع شود و بلاخره آن ملعون به دست مبارک حضرت حجت (عج) یا به دست عیسی بن مریم (ع) کشته شود.»البته عقیده شیعه بر این است که امام مهدی (عج) است که دجال را می کشد نه حضرت عیسی(ع) .

با توجه به خصوصیاتی که ذکر شد و در بعضی موارد با هم اختلاف دارند، بعضی معتقدند: همان گونه که از ریشه لغت دجال از یک سو و از منابع حدیث از سوی دیگر استفاده می شود، دجال منحصر به فرد معینی نیست ، بلکه عنوانی است کلی برای افراد پر تزویر و حیله گر که برای کشیدن توده های مردم به دنبال خود از هر وسیله ای استفاده می کنند، چنان که پیامبر اکرم (ص) فرموده اند:«هر پیامبری بعد از نوح قوم خود را از فتنه دجال بر حذر داشت و من نیز شما را بر حذر می دارم.»

                 

                                  منبع:nasimemahdi

 

يکشنبه 17/3/1388 - 18:18
دعا و زیارت

آرماگدون واژه ای عبری و به معنای تپه شریفان است و آن تپه بزرگی می باشد که در شمال فلسطین واقع شده است.

مهدویت:آرماگدون واقعه ایست كه مسیحیان باوردارند درآخرالزمان روی خواهد‌داد این‌همان اتفاقی‌است كه مسلمین درظهورانقلابی حضرت مهدی(ع)به آن معتقدند.

خبرگزاری شبستان: امروزه بسیار این لغت به گوش می رسد و این همه استعمال این فكر را به ذهن متبادر می كند كه معنای لغوی و اصطلاحی این لغت چیست و چرا از آن برای نام فیلم ها، بازی های رایانه ای، كتاب ها استفاده می شود؟

"آرماگدون" نام واقعه ایست كه مسیحیان باور دارند در آخر الزمان روی خواهد داد. این واقعه مانند همان اتفاقی است كه مسلمین و بالاخص شیعیان در باره ظهور انقلابی الهی برای برپایی عدالت و حكومت جهانی خداوند به آن معتقدند.

هرچند كه در انجیل عهد جدید و عتیق خود كه ترجمه ایست تفسیری و موثق برای ایرانیان مسیحی شده كالیفرنیا نامی از آرماگادان ندیدم ولی توصیف واقعه در سراسر عهد عتیق و بالاخص پس از كتاب دانیال نبی كه تفسیر خواب «نبوكدنصر»، پادشاه بابل همزمان با سال سوم سلطنت «یهویاقیم» پادشاه یهودا (دانیال:1) و حدود سلطنت داریوش مادی فرزند خشایارشا كه حكومت می كرد (دانیال:9) می باشد به وضوح قابل رویت است. آرماگادان زمانی است كه می گویند تعبیر خواب نبوكدنصر محقق میشود. نبوكد نصر خواب هایی دید كه بنا بر انجیل، جبرییل تعبیر آن را بر دانیال چنین آورد كه در ذیل می یابید:

«وقتی سعی می كردم معنی این خواب را بفهم ناگهان وجودی شبیه انسان برابر من ایستاد و صدایی از آن سوی رودخانه اولای شنیدم كه گفت: ای جبرئیل معنی این خواب را به دانیال بگو! پس جبرئیل بسوی من آمد و من وحشت كردم و رو به زمین افتادم. او به من گفت:

«ای انسان خاكی آنچه دیدی مربوط به زمان آخر است.» در حالیكه او سخن می گفت من بیهوش بر زمین افتادم. ولی او مرا گرفت و بلند كرد و گفت: «آمده ام تا بگویم در روزهای سخت آینده چه پیش خواهد آمد. آنچه دیدی مربوط به زمان تعیین شده آخر است. آن قوچ دو شاخ را كه دیدی پادشاه ماد و پارس است.

آن بز نر پادشاه یونان است و شاخ بلندی كه در وسط دو چشمش بود اولین پادشاه آن مملكت می باشد. آن شاخی كه دیدی شكست و چهار شاخ دیگر به جایش درآمد به این مفهوم است كه امپراطوری یونان چهار قسمت خواهد شد و هر قسمت پادشاهی خواهد داشت ولی هیچكدام به اندازه اولین پادشاه بزرگ نخواهند بود.

در پایان سلطنت آنها وقتی شرارت آنها از حد بگذرد پادشاه دیگری به سلطنت خواهد رسید كه بسیار ظالم و مكار خواهد بود. او قدرت زیادی كسب خواهد كرد ولی نه با توانایی خودش. او عامل تباهی و خرابی خواهد بود و هر طور بخواهدعمل خواهد نمود و دست به كشتار قدرتمندان و قوم مقدس خدا خواهد زد. با مهارت نقشه های خود را عملی خواهد كرد و با یك حمله غافلگیرانه عده زیادی را از بین خواهد برد. آنقدر مغرور خواهد شد كه بر ضد «سرور سروران» خواهد برخاست ولی سرانجام نابود خواهد گرید ولی نه با قدرت بشری.

خوابی را كه درباره قربانی های صبح و عصر دیدی به وقوع خواهد پیوست. ولی تو این خواب را مخفی نگهدار زیرا در آینده بسیار دور واقع خواهد شد. آنگاه من چند روزی ضعیف و بیمار شدم. سپس بپاخاستم و به كارهایی كه پادشاه به من سپرده بود مشغول شدم. ولی رویایی كه دیده بودم فكر مرا مشغول كرده بود زیرا درك آن مشكل بود.»

البته گروه جدیدی از مسیحیان بر اساس این پیش بینی مذهب خاص خود را كه تقریبا هیچ ایدئولوژی جدیدی ندارد در برابر مسیحیت تابع كشیشان قرار می دهند. در یكی از كتابچه های این گروه كه به «گواهان یهوه» معروفند آمده است: در نتیجه گواهان یهوه اگر چه مالیاتشان را می پردازند و از قوانین سرزمین محل سكونتشان اطاعت می كنند اما در سیاست در گیر نمی شوند. این گروه در انگلیسی Jehovah\s Witnesses نامیده می شوند.

خلاصه اینكه «گواهان یهوه» معتقدند كه بزودی امپراطوری آمریكا و انگلیس كه در خواب نبوكد نصر دو پای مجسمه را نشان می دهند از طرف خدا خواهند شكست همانطور كه سر مجسمه كه نمایشگر امپراطوری بابل و سینه آن بیانگر امپراطوری پارس و یونان و كمر آن نشانگر رومیان است فرو خواهند ریخت و این همان مجسمه دجال است كه به همراه موسیقی در میان مردم زمان خود پرستش می شوند.

          منبع:jamkaran

يکشنبه 17/3/1388 - 13:25
دعا و زیارت

یکی از خواست های بنیادین بشر خسته ی امروز، یافتن دور نمایی از آینده ای روشن و پر امید است که از بدو پیدایش انسان و هبوط حضرت آدم تاکنون، بشارت فرا رسیدن آن داده شده است: آینده ای درخشان که شکوه و عظمت آن دل های مالامال از انتظار و شوق را مدهوش خود کرده و همین جذابیت، بستر طرح پرسش های گوناگونی درباره ی آن شده است. یکی از این پرسش ها درباره ی آثار و تحولات ظهور و موعود ادیان است. باید گفت در این دوره بشر شاهد تحولات شگرفی در زمینه های مختلف خواهد شد كه همگی در راستای تكامل جامعه ی بشری قرار دارند, لذا, نخست لازم است تصویر روشنی از واژه ی تكامل داشته باشیم و سپس به جنبه های مختلف آن بپردازیم.
باید توجه داشت هر موجودی زمینه ها و استعدادهای وصول به فعلیت هایی را دارد كه متناسب با آن و سازگار با طبیعت و سرشت و استعدادهای درونی اش هستند, از این رو كمال هر چیز عبارت است از: «رسیدن شیء به فعلیت و وضعیتی كه با آن ملایم و سازگار باشد» ( احمد واعظی, انسان از دیدگاه اسلامی، ص 149, انتشارات سمت، چاپ اول، 1377).
بنابراین, تكامل بشر و جامعه بشری به معنای شكوفا شدن و به فعلیت رسیدن همه امكان ها و استعدادها و ظرفیتهای آن است. از طرفی باید توجه داشت كه بشر و جامعه بشری دارای استعدادهای متعدد و متنوعی است كه تكامل حقیقی با شكوفایی و به فعلیت رسیدن همه آنها تحقق می یابد. از آنجا كه بشر موجودی دو بعدی است, برخی از این استعدادها و در نتیجه, برخی از این ابعاد تكامل, ناظر به زندگی مادی وبرخی دیگر, ناظر به بعد معنوی و اخلاقی بشر است.
از این رو, تكامل حقیقی بشر, كه وعده ی تحقق آن در عصر ظهور آورده شده است, همه ی جنبه های حیات بشری را در بر می گیرد و پاسخ گوی همه ی نیازها و خواسته های وی, چه در دایره ی امور معنوی و چه در قلمرو امور مادی خواهد بود. در این مقاله می كوشیم تا دورنمایی از مهم ترین ابعاد جامعه ی بشری در آن عصر طلایی را به كمك احادیث و روایات به دست آوریم.
1.تكامل فكری:
در زمان ظهور و بر پایی دولت كریمه امام زمان(عج) سطح اندیشه و فكر مردم به نحو چشم گیری بالا می رود. امام باقر(ع) در این باره می فرماید: «اذا قام قائمنا وضع الله یده علی رئوس العباد فجمع بها عقولهم و كملت به احلامهم ؛ وقتی كه قائم ما قیام می كند, خدا دست لطفش را بر سر بندگان می نهد و بدین وسیله عقل های پراكنده ی آنها را جمع می كند و اندیشه ی آنان را به حد كمال می رساند»(كلینی, الكافی، تهران، انتشارات دارالكتب الاسلامیه, چاپ چهارم، ج 1, ص 25).
2. رشد معنویت و اخلاق:
یكی دیگر از جنبه های تكامل بشری در عصر موعود را می توان در وادی معنویت و اخلاق جست و جو كرد. متأسفانه در دنیای كنونی در كنار توسعه ی صنایع و علوم, شاهد روند نزولی سیر بشریت در حوزه ی اخلاق بوده ایم, اما در آن دوران طلایی, رشد جنبه های مختلف حیات بشری, چه مادی و چه معنوی, متوازن خواهد بود.
امام حسن(ع) می فرماید: خداوند در آخر الزمان مهدی را بر می انگیزد و كسی از منحرفان و فاسدان نیست, مگر این كه اصلاح گردد (نجم الدین طبسی، چشم اندازی از حکومت مهدی، چاپ سازمان تبلیغات اسلامی، ص 206، به نقل از متن الرحمان، ج 2، ص 42 و اثبات الهداه، ج 3، ص 524).
حضرت امیرالمؤمنین(ع) از رخت بر بستن بدی ها و ناراحتی ها و جایگزین شدن خیر و نیكی به جای آن در این دوران خبر می دهد» (همان، ص 230 به نقل از الشیعه و الرجعه، ج 1 ، ص 167).
و در جای دیگر می فرماید: «و لذهب الشحنا من قلوب العباد؛ کینه توزی از دلهای بندگان خارج می شود» (محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 316).
همه ی این امور از استقرار و بسط اخلاق و معنویت حکایت دارد.
3. رشد علم و فرهنگ اسلامی:
از دیگر موارد پیشرفت و تکامل بشری در این دوران، بالا رفتن آگاهی های دینی و مذهبی همگان است. امام باقر(ع) می فرماید: «در روزگار مهدی به اندازه ای به شما حکمت و فهم داده خواهد شد که یک زن در خانه اش به طریق کتاب خدا و سنت پیامبر قضاوت می کند» (همان، ج 53، ص 352).
4. جهان شمولی اسلام (دین حق)
یکی دیگر از جنبه های تکامل بشری در عصر موعود، رشد و توسعه و فراگیر شدن آیین حق (اسلام) خواهد بود. در این دوران، ادیان دروغین و ساخته ی اوهام بشری و نیز ادیان تحریف شده رخت بربسته و پرتو دین حق سراسر پهنای این کره ی خاکی را در خواهد نوردید.
امام باقر(ع) در تفسیر آیه ی سی و سوم سوره ی توبه می فرماید: «در آن زمان کسی باقی نمی ماند، مگر آن که به رسالت محمد(ص) اعتراف و اقرار کند» (محمد بن مسعودعیاشی، تفسیر عیاشی، تهران، چاپخانه علمیه، ج 2، ص 87).
5. شکوفایی اقتصاد و رفاه اجتماعی
در پرتو تحول فرهنگی و اخلاقی بشر و رشد تقوا و نیکی ها، نعمت های الهی از هر سو بر بندگان سرازیر می شوند، زیرا این وعده ی تخلف ناپذیر پروردگار است: «لو ان اهل القری امنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض؛ اگر مردم شهرها و دیارها ایمان آورند و تقوا پیشه کنند، ما برکات زمین و آسمان را بر آنان می گشاییم».
در پرتو این عنایت الهی است که از آرزوهای دیرین بشری، که همان برچیده شدن و ریشه کن شدن فقر است، تحقق می یابد. پیامبر گرامی اسلام(ص) در این باره می فرماید: «هنگامی که حضرت مهدی ظهور کند ... اموال و زکات ها را در کوچه ها می برند، ولی کسی پیدا نمی شود که حاضر به دریافت آنها باشد» (نجم الدین طبسی، همان، ص 222 به نقل از عقدالدرر، ص 166).
آری در این عصر طلایی، فقر رخت بربسته و هیچ ویرانه و ویرانه نشینی باقی نمی ماند.
امام باقر(ع) در این باره می فرماید: «حکومت او شرق و غرب جهان را فرا خواهد گرفت و گنجینه های زمین برای او ظاهر می گردد و در سرتا سر جهان جای ویرانی نخواهد ماند، مگر این که آن را آباد خواهد ساخت» (امین الاسلام طبرسی، اعلام الوری، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، قم، چاپ سوم، ص 463).
6.تکامل علمی و تکنولوژی و پیشرفت برق آسای علوم و فنون:
در این عصر، پیشرفت تکنولوژی و علوم به گونه ای برق آسا و غیر قابل مقایسه با دنیای کنونی خواهد بود، به گونه ای که همه ی دستاوردهای خیره کننده ی جهان بشری کنونی و آینده در برابر آن بسیار اندک و ناچیز است.
امام صادق(ع) در این باره می فرماید:دانش بیست و حرف(شاخه و شعبه) است و مجموع آنچه پیامبران آورده اند دو حرف است و مردم تا آن روز بیش از آن دو حرف را نمی دانند و چون قائم قیام کند، بیست و پنج حرف بقیه را بیرون می آورد و در میان مردم منتشر می سازد و بدین سان مجموعه ی بیست و هفت جزء دانش را نشر می دهد» (محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفا، 1404 ق، ج 52، ص 336).
ما با مراجعه به روایات می توانیم به دورنمایی از برخی از پیشرفت های علمی و صنعتی دست یابیم که به آنها اشاره می کنیم.
الف) پیشرفت صنایع و حل مسئله ی انرژی: امام صادق(ع) می فرماید: «هنگامی که قائم ما قیام کند، زمین به نور پروردگارش روشن می شود و بندگان خدا از نور آفتاب بی نیاز می شوند» (علامه زین الدین علی بن یونس نباطی بیاضی، الصراط المستقیم، نجف اشرف، انتشارات کتابخانه حیدریه، چاپ اول، بی تا).
از این تعبیر چنین بر می آید که مسئله نور و انرژی آن چنان حل می شود که در روز و شب از پر قدرت ترین نورها، که می تواند جانشین آفتاب گردد، بهره می گیرند و این شاید در سایه ی استقرار یک سیستم تکامل یافته ی انرژی اتمی با تصفیه ی کامل از تشعشات زیانبار آن تحقق یابد، امری که در حال حاضر بزرگ ترین مشکل استفاده از این انرژی است (ناصر مکارم شیرازی، مهدی انقلابی بزرگ، انتشارات هدف، قم، ص 277، بی تا).
ب) پیشرفت پزشکی: در آن عصر هیچ بیماری بدون درمان باقی نمی ماند.
امام باقر(ع) در این باره می فرماید: «هر کس قائم اهل بیت مرا درک کند، اگر به بیماری دچار باشد، شفا یابد و چنانچه دچار ناتوانی باشد، توانا و نیرومند می شود» (محمد باقر مجلسی، همان، ج 52، ص 335).
و در برخی روایات از ریشه کن شدن بسیاری از بیماری ها خبر داده شده است که چه بسا تحقق آن در پرتو عنایات الهی قابل تفسیر باشد.
امام سجاد(ع) در این باره می فرماید: «هنگامی که مهدی قیام کند، خداوند متعال هرگونه بیماری را از جامعه شیعیان برطرف می کند» (همان، ص 317).
ج) گسترش و پیشرفت وسایل مخابراتی و ارتباط جمعی: یکی دیگر از جنبه های پیشرفت بشری در این عصر را می توان در حوزه ی وسایل مخابراتی و ارتباط جمعی دانست که نمونه های فعلی آن در جامعه ی کنونی به صورت رادیو و تلویزیون و ماهواره ها و غیره است که گسترش و رشد مضاعفی پیدا خواهند کرد.
امام صادق(ع) می فرماید: «در زمان قائم، شخص مؤمن در حالی که در مشرق به سر می برد، برادر خود را که در مغرب است دیده و نیز آن که در مغرب است، برادر خویش را در مشرق خواهد دید» (همان، ص 391).
و نیز می فرماید: «چون قائم ما قیام نماید, خداوند گوش و چشم شیعیان ما را چنان تقویت می كند كه بین آنها و امام(ع) پست و پیک وجود نداشته باشد, به گونه ای كه وقتی امام با آنها سخن
می گوید آنان می شنوند و او را می بینند و امام در جایگاه خود قرار دارد» (همان، ص 236)
امام باقر(ع) نیز می فرماید: «چون قائم قیام كند, در هر منطقه ای از مناطق از مناطق زمین, مردی را (به عنوان نماینده) می فرستد و می گوید: دستورالعمل تو در كف دست توست, چنانچه امری برایت پیش آمد كه آن را نفهمیدی و حكمش را ندانستی, به كف دست خود نگاه كن و بر طبق آنچه در آن است عمل نما» (نعمانی، الغیبه، ص 319).
د) پیشرفت كشاورزی: یكی دیگر از جنبه های پیشرفت بشری در این عصر, رشد و توسعه كمی و كیفی دانش و محصولات كشاورزی است.
امام علی(ع) در این باره می فرماید: (نجم الدین طبسی، همان، ص 230، به نقل از الشیعه والرجعه، ج 1، ص 167) «حضرت مهدی(عج) شرق و غرب زمین را تسخیر می كند... بدی ها و ناراحتی ها را بر طرف می كند و خیر و نیكی جای گزین آن می شود, به طوری كه یك كشاورز از هر من (3 كیلو) صد من محصول به دست می آورد, همان گونه كه خدا فرمود: «در هر سنبلی صد دانه عمل می آید و خداوند برای هر كس كه اراده نماید زیادتر می كند» (بقره، آیه 261).
البته این امر با دستاوردهای كنونی بشر در زمینه ی ژنتیك و كاربرد آن قابل هضم است.
7.گسترش عدالت:
یكی از تلخ كامی های بشر در طی قرن ها, فقدان عدالت فراگیر و حاكمیت ظلم و ستم و تبعیض بوده, امری كه ناامیدی و سرخوردگی بشر تشنه عدالت را به دنبال داشته است, اما این وعده ی پروردگار است كه در این عصر, برای نخستین بار در كل طول عمر زمین و زمینیان, بساط ظلم و ستم و تبعیض برچیده می شود و ذائقه ی بشر تشنه ی عدالت حلاوت شهد دل انگیز عدالت را خواهد چشید.
امام جواد(ع) می فرماید: «یملأ الارض قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا؛ زمین را از عدل و داد پر خواهد كرد پس از آن كه از ظلم و ستم لبریز شده باشد» (محدث نوری، مستدرک الوسائل، قم، مؤسسه ال البیت لاحیاء التراث، چاپ اول، ج 12، ص 283، بی تا).
در پرتو خورشید فروزان عدالت, هر صاحب حقی به حقش خواهد رسید و دستگاه قضاوت حضرت(عچ) این امر را سامان خواهد داد. حضرت امام باقر(ع) در این باره می فرماید: «پس از ظهور مهدی(عج) هیج حقی از كسی بر عهده دیگری باقی نمی ماند, مگر آن كه حضرت آن را باز می ستاند و به صاحبش می دهد» (محمد باقر مجلسی، همان، ص 224).
8. امنیت عمومی
یكی از مهم ترین مؤلفه های به وجود آمدن جامعه ای پیش رفته و پویا, استقرارامنیت همه جانبه و فراگیر و پایدار است, امری كه به لحاظ اهمیت آن, در روایات ما نعمتی الهی معرفی شده است و این خواسته ی بشری به نحو فراگیر و همه جانبه تنها در عصر موعود متحقق خواهد شد.
امام باقر(ع) در این باره می فرماید: «در این زمان پیر زن ناتوانی از مشرق زمین به مغرب می رود, در حالی كه هیچ كس متعرض او نمی شود».
و در برخی از روایات دایره ی امنیت و حوزه ی آن, حتی فراتر از انتظارات معمول بشری تعریف شده است.
امام علی(ع) می فرماید: «هرگاه قائم ما قیام كند آسمان باران خود را می بارد و درندگان با چارپایان از در آْشتی وارد می شوند و با انسانها كاری ندارند,تا جایی كه زنی از عراق به شام می رود, بدون این كه ذره ای او را نگران سازد یا از درنده ای بترسد» (همان، ص 316).
این ها نمونه هایی از جنبه های تكامل بشری در عصر ظهور منجی عالم امكان است كه دورنمایی از دورانی طلایی و لبریز از معنویت و رفاه است كه پاسخ گوی همه ی خواسته ها و انتظارات بشر در طول اعصار متمادی و بسیار فراتر از آن می باشد, برهه ای از زمان كه همه ی استعدادها ی بشر به فعلیت و شكوفایی خواهد رسید. به امید آن كه دیدگان ما به قامت دل ربای موعود عصرها و نسل ها منور گردد.

 

                                 منبع:nahad

يکشنبه 17/3/1388 - 13:18
سياست
فراماسونری‌ سازمانی‌ نهان‌ روش‌ و نخبه‌گراست‌ كه‌ 1717 میلادی‌ توسط‌ سازمان‌ مخفی‌ یهود و مسیحیان‌ صهیونیست‌ برای‌ سلطه‌ برجهان‌ در انگلستان‌ تأسیس‌ شد. معنی‌ لغوی‌ فراماسونری‌ مترادف‌ با بنایی‌ آزاد است‌ كه‌ چندان‌ ربطی‌ با ماهیت‌ این‌ جریان‌ جهان‌وطن‌ ندارد و ابزار و آلات‌ و عناوین‌ بنایی‌ پوششی‌ است‌ برای‌ پنهان‌ كردن‌ ساختار توطئه‌گر و ضددین‌ چنین‌ جریانی‌ است‌.


 

   با گسترش‌ و غلبه‌ فراماسونری‌ در اروپا، این‌ جریان‌ توطئه‌گر كه‌ در كالبد رژیم‌ حاكم‌ بر انگلستان‌ به‌ عنوان‌ كانون‌ قدرتمند استعماری‌ جهان‌ حلول‌ كرده‌ بود متوجه‌ هندوستان‌ و مشرق زمین‌ شد و همگام‌ با سپاهیان‌ استعماری‌ و میسیونرهای‌ مذهبی‌ به‌ تأسیس‌ لژ فراماسونری‌ در مشرق زمین‌ مبادرت‌ ورزیدند. با فتح‌ هر سرزمینی‌ بلافاصله‌ لژهای‌ فراماسونری‌ تأسیس‌ شد تا با تربیت‌ نیروهای‌ بومی‌ و نفوذ عوامل‌ خود در دستگاه‌ حاكمه‌ زمام‌ امور را در آن‌ سرزمینها به‌ دست‌ بگیرند. سابقه‌ ورود فراماسونری‌ به‌ ایران‌ به‌ سال‌ 1224 قمری‌ بازمی‌گردد. در این‌ سال‌ سرگور اوزلی‌ بارت‌ به‌ عنوان‌ سفیر انگلستان‌ به‌ همراه‌ میرزا ابوالحسن‌خان‌ ایلچی‌ سفیر یهودی‌زاده‌ ایران‌ در انگلستان‌ كه‌ به‌ عنوان‌ اولین‌ ایرانی‌ وارد لژ فراماسونری‌ شده‌ بود به‌ ایران‌ آمد تا ضمن‌ انجام‌ مأموریتهای‌ سیاسی‌ به‌ تأسیس‌ نخستین‌ لژ فراماسونری‌ در ایران‌ مبادرت‌ نماید. گزارشها حاكی‌ از آن‌ است‌ كه‌ وی‌ موفق‌ شده‌ تعداد زیادی‌ از اطرافیان‌ فتحعلی‌شاه‌ را وارد جرگه‌ فراماسونری‌ نماید. بعدها در 1275 قمری‌ میرزا ملكم‌خان‌ اولین‌ لژ فراماسونری‌ را تحت‌ عنوان‌ فراموشخانه‌ در تهران‌ تأسیس‌ می‌نماید كه‌ فعالیت‌ آن‌ تا 1278 قمری‌ تداوم‌ می‌نماید.
     افشاگری‌ آیت‌الله‌ حاج‌ ملاعلی‌ كنی‌ بساط‌ قرارداد رویتر و فراموشخانه‌ ملكم‌ را جمع‌ كرده‌ و به‌ تكاپوی‌ علنی‌ فراماسونری‌ در ایران‌ خاتمه‌ می‌دهد. عضویت‌ تعداد زیادی‌ از دانش‌آموزان‌ دارالفنون‌ در فراموشخانه‌ ملكم‌ دست‌آورد خوبی‌ برای‌ جریان‌ فراماسونری‌ بود كه‌ سعی‌ داشت‌ از طریق‌ جذب‌ نخبگان‌ اداره‌ كشور را به‌ دست‌ بگیرد. فراموشخانه‌ ملكم‌ با توجه‌ به‌ ماهیت‌ غیردینی‌ این‌ جمعیت‌ و اباحی‌گری‌ حاكم‌ بر آن‌ كانونی‌ بود برای‌ تجمع‌ گروههای‌ مختلف‌ بابی‌، بهایی‌، صوفیه‌، طبیعی‌ مسلك‌ و... كه‌ حاكمیت‌ قاجار و روحانیت‌ شیعه‌ را سد بزرگی‌ در مقابل‌ تحقق‌ خواسته‌های‌ نامشروع‌ خود می‌دانستند. با ترور ناصرالدین‌شاه‌ قاجار و روی‌ كار آمدن‌ مظفرالدین‌شاه‌ فرصت‌ مناسبی‌ برای‌ گروههای‌ ماسونی‌ و  فرقه ضاله‌ جهت‌ گسترش‌ تشكیلاتی‌ آنها فراهم‌ شد. انجمن‌ اخوت‌ و جامع‌ آدمیت‌ دو تشكلی‌ بودند كه‌ در خلال‌ سالهای‌ سلطنت‌ مظفرالدین‌شاه‌ فعالیت‌ گسترده‌ای‌ داشتند. این‌ دو تشكل‌ بعدها محمل‌ مناسبی‌ شدند برای‌ تشكیل‌ انجمنهای‌ مخفی‌ كه‌ اعضای‌ اصلی‌ آن‌ را فراماسونها تشكیل‌ می‌دادند. محمود عرفان‌ از اعضای‌ لژ مهر در مقاله‌ای‌ كه‌ در مجله‌  یغما  منتشر شد و از نقش‌ فعال‌ ماسونها در مشروطیت‌ این‌ چنین‌ یاد می‌كند:
 تاریخ‌ فراماسونها در ایران‌ با تاریخ‌ مشروطیت‌ ما بی‌ارتباط‌ نیست‌... نه‌ تنها فراماسونها مستقیماً در مشروطیت‌ دخالت‌ داشتند بلكه‌ انجمنهای‌ فرعی‌ و وابسته‌ آنها كه‌ شكل‌ ظاهریشان‌ شباهتی‌ با سازمانهای‌ ماسونی‌ نداشتند نیز علناً در مشروطیت‌ دخالت‌ داشتند كه‌ از همه‌ مهم‌تر انجمن‌ اخوت‌ را می‌توان‌ نام‌ برد. 

    تحولات‌ ایران‌ در آغاز دهه‌ دوم‌ هزاروسیصد قمری‌ شتاب‌ بیشتری‌ گرفت‌. نفوذ زایدالوصف‌ بیگانگان‌ و عوامل‌ آنها در ایران‌ و شدت‌ یافتن‌ اعمال‌ بی‌رویه‌ مستبدین‌ دلسوزان‌ این‌ كشور را به‌ چاره‌اندیشی‌ اساسی‌ واداشت‌. نجات‌ ایران‌ در گرو محدود كردن‌ قدرت‌ حاكمین‌ و سد نفوذ بیگانگان‌ بود. علمای‌ ایران‌ در همین‌ راستا اعتراضاتی‌ را نسبت‌ به‌ اعمال‌ بی‌رویه‌ قدرت‌ اظهار داشتند كه‌ با حمایت‌ مردم‌ مواجه‌ شده‌ حركت‌ حساب‌ شده‌ روحانیت‌ با طرح‌ عدالتخانه‌ ایجاد تغییرات‌ در ساختار سیاسی‌ كشور را هدف‌ گرفته‌ و مردم‌ را به‌ صحنة‌ مبارزه‌ای‌ اصولی‌ كشانده‌ بود. منورالفكران‌ غربگرا و اعضای‌ مجامع‌ ماسونی‌ كه‌ فقط‌ در جمع‌ محدود خود قدرت‌ بسیج‌گری‌ داشتند از زمینة‌ به‌ وجود آمده‌ نهایت‌ استفاده‌ را كرده‌ و با نفوذ در صفوف‌ نهضت‌ و تند كردن‌ سیر نهضت‌ كنترل‌ آن‌ را به‌ دست‌ گرفتند. اوج‌ این‌ تحرك‌ را در ترتیب‌ دادن‌ تحصن‌ در سفارت‌ انگلیس‌ مشاهده‌ می‌كنیم‌ كه‌ اعضای‌ افراطی‌ مجامع‌ ماسونی‌ نظیر اردشیرجی‌ و حیدرخان‌ عمواوغلی‌ صحنه‌گردان‌ آن‌ بودند. با تند شدن‌ سیر تحولات‌ جامع‌ آدمیت‌ توسط‌ عناصر افراطی‌ انجمن‌ حقوق كه‌ شعبه‌ای‌ از جامع‌ آدمیت‌ بود، دچار انشعاب‌ شد و انشعابیون‌ با كمك‌ معلمین‌ و مدیران‌ مدرسه‌ آلیانس‌ اسرائیلیت‌ كه‌ جهت‌ آموزش‌ اطفال‌ یهودی‌ تأسیس‌ شده‌ بود اقدام‌ به‌ تأسیس‌ لژ بیداری‌ ایران‌ نمودند. مقدمات‌ تأسیس‌ لژ از 1323 آغاز و اعضا در ارتباط‌ تنگاتنگ‌ با هم‌ بودند. با امضای‌ فرمان‌ مشروطیت‌ زمینه‌ برای‌ فعالیت‌ لژ بهتر شد و لژ بیداری‌ در 1325 قمری‌ رسماً تأسیس‌ شد. دخالت‌ اعضای‌ لژ در تدوین‌ قانون‌ اساسی‌ بر اساس‌ قوانین‌ غربی‌ و ضدیت‌ آنان‌ با روحانیت‌ و اسلام‌ در كنار افراطی‌گری‌ ارگان‌ مطبوعاتی‌ فراماسونری‌ یعنی‌ روزنامه‌های‌  كوكب‌ دری،  صوراسرافیل‌ ، مساوات‌ ،  حبل‌المتین‌  و... و كانونهای‌ سیاسی‌ نظیر انجمن‌ غیبی‌، انجمن‌ بین‌الطلوعین‌، انجمن‌ ستار و... وضعیت‌ كشور را پس‌ از صدور فرمان‌ مشروطیت‌ دچار اغتشاش‌ و هرج‌ و مرج‌ كرد كه‌ نهایتاً منجر به‌ تعطیلی‌ مجلس‌ و مشروطیت‌ شد. حضور فعال‌ اعضای‌ لژ بیداری‌ در زدوخوردهای‌ منجر به‌ تعطیلی‌ مجلس‌ حكایت‌ از آمادگی‌ اعضای‌ لژ برای‌ درگیری‌ داشت‌.   این‌ دخالت‌ بعدها پس‌ از فتح‌ تهران‌ نیز تداوم‌ پیدا كرد و تمامی‌ امور كشور در اختیار لژ بیداری‌ ایران‌ قرار گرفت‌. حضور گسترده‌ فراماسونها در مناصب‌ سیاسی‌، قضایی‌ و مجلس‌ حكایت‌ از غلبه‌ آنان‌ بر نهضت‌ مشروطیت‌ داشت‌. شهادت‌ حاج‌ شیخ‌ فضل‌الله‌ نوری‌، سید عبدالله‌ بهبهانی‌، شیخ‌ علی‌ فومنی‌ و انزوای‌ علمای‌ مشروطه‌خواه‌ نتیجه‌ قهری‌ این‌ غلبه‌ بود. نگاهی‌ به‌ اسناد لژ بیداری‌ ایران‌ سلطه‌ فراماسونها را بر اركان‌ كشور و انحراف‌ نهضت‌ مشروطیت‌ كاملاً آشكار می‌سازد.
                                            
           منبع:alef
يکشنبه 17/3/1388 - 13:16
دعا و زیارت

تولد حضرت مهدی (عج)

حکیمه خاتون علیهاالسلام ، عمه امام حسن عسکری علیه‏السلام نقل می‏کند: وقتی هنگام تولد مهدی(عج) رسید، امام زمان(عج) را دیدم رو به قبله به سجده افتاد. سپس دستش را بلند کرد و گفت: «به یکتایی خدا گواهی می‏دهم و اینکه جدّم، رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ، و پدرم امیرمؤمنان علیه‏السلام ، وصی رسول خداست». سپس یک یک امامان را شمرد تا به خود رسید. امام زمان(عج) از هنگام تولد تا زمانی که پدرش به شهادت رسید، مخفی بود و فقط تعداد خاصی از یاران، او را می‏دیدند و مسائل خود را از ایشان می‏پرسیدند. حضرت هنگام رحلت پدر، پنج سال داشت. چنان‏که در روایات آمده، محل زندگی امام زمان(عج) در دوران کودکی همچون محل زندگی حضرت موسی علیه‏السلام مخفی بود تا از گزند طاغوتیان محفوظ باشد.

معرفی امام به شیعیان

از آنجا که ولادت امام دوازدهم(عج) به صورت پنهانی انجام گرفت، بیم آن بود که شیعیان در شناخت آخرین حجت پروردگار به اشتباه و گمراهی گرفتار آیند. امام عسکری علیه‏السلام وظیفه داشت فرزند خود را به گروهی از بزرگان شیعه و افراد مورد اعتماد معرفی کند. آنان نیز خبر ولادت او را به دیگر پیروان اهل‏بیت علیهم‏السلام می‏رساندند تا ضمن معرفی آن بزرگوار، تهدیدی متوجه آخرین سفیر حق نگردد. محمد بن عثمان و چند تن دیگر از بزرگان شیعه نقل می‏کنند: چهل نفر از شیعیان نزد امام یازدهم گرد آمدیم. آن حضرت، فرزندش را به ما نشان داد و فرمود: «پس از من، این امام شما و جانشین من است. از او فرمان برید و بعد از من در دین خود پراکنده نشوید که هلاک خواهید شد و از امروز به بعد او را دیگر نخواهید دید».

نشانه‏ای برای امامت

احمد بن اسحاق، از بزرگان شیعه و یاران امام یازدهم علیه‏السلام می‏گوید: خدمت آن حضرت شرفیاب شدم و می‏خواستم در مورد امام بعد از او سؤال کنم، ولی پیش از آنکه سخنی بگویم فرمود: «ای احمد! همانا خدای متعالی از آن زمان که آدم علیه‏السلام را آفرید، زمین را از حجت خود خالی نگذاشته است و تا قیامت نیز چنین نخواهد کرد! به واسطه حجت خدا، بلا از اهل زمین برداشته می‏شود و به [برکت وجود او] باران باریده و بهره‏های زمینی بیرون می‏آید».

بقیة اللّه‏

احمد بن اسحاق می‏گوید: روزی نزد حضرت عسکری رفتم و پرسیدم: ای پسر رسول خدا! امام و جانشین پس از شما کیست؟ پس آن حضرت به درون خانه رفت و بازگشت در حالی که پسری سه ساله که صورتش همچون ماه تمام می‏درخشید بر دوش خویش داشت و فرمود: «ای احمد بن اسحاق! اگر نزد خدای متعالی و حجت‏های او گرامی نبودی، پسرم را به تو نشان نمی‏دادم. همانا او هم‏نام و هم‏کنیه رسول خدا و کسی است که زمین را از عدل و داد پر می‏کند». گفتم: سرور من! آیا نشانه‏ای است که قلبم به آن آرام گردد؟ در این هنگام، کودک لب به سخن گشود و به زبان عربی روان گفت: «من بقیة اللّه‏ در زمین هستم که از دشمنان خدا انتقام خواهم گرفت. ای احمد بن اسحاق! پس از اینکه با چشم خود می‏بینی در پی نشانه مباش».

همچون ستارگان

امام صادق علیه‏السلام فرمود: «امامان درهای الهی هستند و مردم به وسیله آنان وارد دین می‏شوند و اگر آنان نباشند دین شناخته نمی‏شود». پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم نیز می‏فرماید: «همچنان که اگر ستارگان نباشند، آسمان نابود می‏شود، اگر اهل‏بیت من هم روی زمین نباشند، اهل زمین هلاک می‏گردند».

نبوت و امامت باید در میان انسان‏ها وجود داشته باشد؛ زیرا انسانی که از جسم و روح تشکیل شده، روح مجردش که همواره در پی حقیقت است، در تشخیص راه دچار مشکل می‏شود و در این مورد، نیاز به راهنما و امام ضروری است.

امامت کودک

امامت، یعنی نایب شدن از پیامبر و پذیرش ریاست بر تمام اشیا و موجودات، با شروطی پدید می‏آید که نمی‏توان آنها را از راه رنج، ریاضت، عبادت و تحصیل در تمام عمر به دست آورد. پس تعیین امامت فقط با خداوند عزوجل است که هر که را خواست تربیت کند، حکمت بیاموزد و قابل ریاست و امامت کند؛ البته در نزد خداوند، انسان کوچک و بزرگ در این مسئله یکسان است. شاهد آن هم، حضرت عیسی علیه‏السلام است که در گهواره خلعت نبوت پوشید. نیز خداوند در کودکی به یحیی علیه‏السلام وحی فرستاد و در کودکی عقل او را محکم و کامل کرد. مثال دیگر اینکه خداوند متعالی در آیه تطهیر، حسنین علیهماالسلام را از پلیدی و نادانی به دور می‏داند و این کنایه از ثبوت منصب امامت در ایشان است. بنابراین، مانعی ندارد که امام زمان علیه‏السلام در کودکی به امامت رسیده باشد.

نهان زیستی، سنتی الهی

غیبت، یکی از سنت‏های الهی است که در زندگی پیامبرانی همچون ادریس، نوح، صالح، یوسف، موسی، سلیمان، دانیال و عیسی علیهم‏السلام دیده می‏شود و هر یک از آن سفیران الهی، به تناسب شرایط، سال‏هایی را در غیبت به سر برده‏اند. امام صادق علیه‏السلام دلیل غیبت امام عصر علیه‏السلام را خواست خداوند در جاری کردن سنت انبیاء می‏داند و این نشان می‏دهد که سخن از غیبت امام مهدی(عج)، سال‏ها پیش از به دنیا آمدن ایشان بوده است. امام صادق علیه‏السلام در جایی دیگر، وقتی از علت غیبت می‏پرسند می‏فرماید: «غیبت به سبب امری است که اجازه نداریم آن را برای شما بیان کنیم. غیبت سرّی است از اسرار الهی و چون می‏دانیم که خداوند بزرگ حکیم است، آن را می‏پذیریم؛ اگر چه علت آن برایمان معلوم نباشد».

غیبت امام عصر

فشار و شرایط سخت زمان، سبب شد که پس از شهادت امام حسن عسکری علیه‏السلام در سال 260 هجری قمری، حضرت مهدی(عج) غایب گردد؛ به طوری که حتی شیعیان خاص نیز جز در موارد نادر از دیدار ایشان محروم گشتند. البته در این زمان نیز رابطه امام و امت به کلی قطع نشد، بلکه مردم به وسیله نایبان خاص ایشان، که همگی از بزرگان شیعه و برگزیدگان امام عصر علیه‏السلام بودند، با مولای خویش ارتباط داشتند. نتیجه آن شد که در همین دوره، شیعیان به رفت و آمد و ارتباط گسترده‏تر با عالمان دینی خو گرفتند و دانستند که در شرایط غیبت امام نیز راه شناخت وظایفی دینی به روی آنها بسته نیست. عثمان بن سعید عمری، محمد بن عثمان عمری، حسین بن روح نوبختی و علی بن محمد سمری، چهار نماینده‏ای بودند که از سوی امام عسکری علیه‏السلام و امام مهدی(عج) انتخاب و به مردم معرفی شدند.

ماجرای سرداب

معتضد عباسی سپاهی را از بغداد به سامرا برای دستگیری حضرت مهدی(عج) فرستاد. یکی از مأموران به نام رشیق می‏گوید: وقتی سپاه معتضد وارد سامرا شد، به طرف سرداب ـ زیرزمینی که مدتی محل زندگی سه امام بزرگوار بود ـ هجوم آوردند. آنها پشت درِ سرداب، صدای تلاوت قرآن را از حضرت مهدی(عج) شنیدند. لشکر پشت در اجتماع کردند و فرمانده‏شان پیشاپیش آنها ایستاده بود. ناگاه حضرت مهدی(عج) از راهی که به در سرداب می‏انجامید آمد و از پیش روی لشکر عبور کرد و از نظرها غایب شد. در این هنگام، فرمانده خطاب به سپاه گفت: وارد سرداب شوید و مهدی را دستگیر کنید! سپاهیان گفتند: مگر ندیدی که او از روبه‏روی تو عبور کرد. ما گمان کردیم تو او را دیده‏ای و چون فرمانی ندادی، ما نیز حرکتی از خود نشان ندادیم. بدین ترتیب، امام عصر علیه‏السلام با قدرت اعجاز از گزند سپاه معتضد نجات یافت و غایب گردید.

لزوم اعتقاد در عصر غیبت

امام جواد علیه‏السلام می‏فرماید: «حضرت مهدی علیه‏السلام بعد از اینکه یادش از خاطره‏ها محو شد و بیشتر معتقدان به امامتش، از اعتقاد خود برگشتند قیام می‏کند». شیعیان آن حضرت باید در عصر غیبت، اعتقاد به وجود مبارک آن حضرت، تقوا و دین‏داری را سرلوحه اعمال خود قرار دهند؛ چرا که امام صادق علیه‏السلام می‏فرماید: «صاحب الامر غیبتی خواهد داشت که هر کس در آن دوره بخواهد دین‏دار بماند، باید سختی‏هایی را به جان بخرد و دو دستی به دین خود بچسبد».

بریدن از دنیا، پیوستن به دوست

امام رضا علیه‏السلام می‏فرماید: «بردباری و چشم به راه گشایش بودن چه زیباست». انتظار کشیدن که از وظایف یاوران امام زمان علیه‏السلام است، عملی قلبی و درونی است که آثار و برکت‏های فراوان بیرونی هم دارد. انسان منتظر، همواره بریده از این عالم طبیعت و دنیا به نظر می‏رسد؛ یعنی گویا در دنیا به صورت نیم‏خیز نشسته است تا همین که ندای آسمانی به گوشش رسید، از سر سفره جهان برخیزد و خود را به آقایش برساند. انسان منتظر نشانه‏هایی دارد: پرهیز از گناه، انجام واجبات، داشتن اخلاق الهی و دعوت همیشگی به دین خدا.

انتظار فرج از دیدگاه رهبری

مقام معظم رهبری درباره انتظار فرج و شرایط منتظران می‏فرماید: «منتظران صاحب‏الزمان، به منور شدن چشم‏انداز زندگی بشر و پایان دوران ظلم و تجاوز امید دارند و جنایات ستم و تزویر سردمداران استکبار جهانی، نمی‏تواند چشمه امید را در دل‏های آنان خاموش کند. منتظران حجت تردیدی ندارند که روزگار ظلم و طغیان و تجاوز سرانجام به پایان خواهد رسید و قدرت قاهره حق، همه قله‏های فساد و تعدی را از بین خواهد برد. ما اعتقاد داریم که با ظهور مهدی موعود علیه‏السلام ، اندیشه و عقول بشری از همیشه خلاق‏تر خواهد بود و صلح و امنیت کامل در مقیاس جهانی آن به وجود خواهد آمد و ما برای چنین دورانی باید تلاش کنیم تا جهان روز به روز به این عصر آرمانی نزدیک‏تر شود».

غربت امام عصر

غربت و مظلومیت، رشته‏ای است پیوسته، از غدیر تا کربلا و از کربلا تا غیبت. آنها که آرزو داشتند در سال دهم هجری، در سایه‏سار تک‏درخت وادی جحفه بودند تا با صاحب غدیر بیعت کنند، امروز باید با حجت معبود، مهدی موعود بیعت کنند و هر چه در توان دارند، از یاری امام زمان خود دریغ ندارند؛ چنان که امام علی علیه‏السلام می‏فرماید: «خوشا به حال کسی که زمان او (حضرت مهدی علیه‏السلام ) را درک کند، به دوره او بپیوندد و دوره او را شاهد باشد». نیز ایشان در جایی دیگر می‏فرماید: «هیچ مرده‏ای باقی نمی‏ماند، مگر اینکه شادی ظهور مهدی علیه‏السلام در قبرش به او می‏رسد و آنها در قبرهایشان با هم دیدار می‏کنند و یکدیگر را به قیام قائم علیه‏السلام بشارت می‏دهند».

نخل امید

پس کی از روز وصال تو خبر می‏آید؟ کی شب هجر تو ای دوست به سر می‏آید؟
هر مسافر به دیار و وطنش باز آمد کی نگار من غمگین ز سفر می‏آید؟
آنی از ساحت دل یاد تو بیرون نرود دائما صورت ماهت به نظر می‏آید
نغمه مرغ سحر می‏دهد از صبح خبر کی پسِ شام فراق تو سحر می‏آید؟
سدّ لطف تو حفاظت کند از ما ای دوست هر زمان جانب ما سیل خطر می‏آید
پس کی ای دوست پس از این همه خوناب جگر نخل امید من آخر به ثمر می‏آید؟
ذوالفقار علوی چون که بگیرد در دست پی آزادی انواع بشر می‏آید
«ملتجی» منتقم آل محمد، مهدی پی نابودی هر فتنه و شر می‏آید

                                    منبع:hawzah

 

يکشنبه 17/3/1388 - 13:4
دعا و زیارت
حدثنا على بن أحمد بن محمد بن موسى بن عمران رضی الله عنه قال: حدثنا محمدبن أبی عبدالله الكوفی قال: حدثنا سعدبن عبدالله الكوفی قال: حدثنا سعدبن عبدالله، عن محمدبن عبدالحمید، و عبدالصمد بن محمد جمیعا، عن حنان بن سدیر، عن علی بن الحزور، عن الاصبغ بن  نباتة قال: سمعت أمیر المؤمنین علیه السلام یقول: صاحب هذا الامر الشرید الطرید الفرید الوحید.(1)

  اصبغ بن نباته مى‏گوید: شنیدم كه امیرالمؤمنین‏علیه السلام  مى‏فرمود: صاحب الامر (مهدى‏علیه السلام) كسى است كه در سرزمین‏هاى دور دست ساكن مى‏شود و از میان مردم كناره مى‏گیرد و به تنهایى زندگى مى‏كند.

امیر المومنین علی علیه السلام در مواقع و مراحل مختلف به معرفی چهره حضرت امام مهدی علیه السلام اهتمام ورزیده اند وهمواره در جهت معرفی چهره آن امام همام تلاش نموده است حضرت در این روایت به بعد مکانی زندگی حضرت حجت اشاره نموده است و اوصاف محل زندگی آن حضرت را تبیین نموده اند واین رویه همیشگی معصومین علیهم السلام است که از محل زندگی آن بزرگوار نشانی دقیق و مشخص را ارائه نمی دهند تا بدخواهان به وجود مبارک او گزندی نرسانند و خود حضرت ولی عصر نیز به ابراهیم بن على مهزیار فرمود:

پدرم به من وصیت نمودكه در زمین منزل نگیرم مگر جایى كه از همه جا مخفى تر ودورتر باشد، به جهت پنهان كردن امر خود ومحكم كردن محل خود از حیله دشمنان وگمراهان.(2) نجم الثاقب باب دوم


واین دوری مکان و نبودن اثر آن بزرگوار دلیل بر نبودن حجت بر روی زمین نیست زیرا که در جهان بینى مكتب اهل‏بیت  ‏علیهم السّلام  انسان بدون امام معصوم، و زمین خالى از حجّت بحق الهى، نخواهد ماند؛ چرا كه بدون امام معصوم هدایت و كمال صحیح و شایسته انسانى میسّر نخواهد شد. بعلاوه حفظ نظام هستى به بركت وجود حجت‏هاى خداوند است. بر این حقیقت در جاى جاى روایات رسول اكرم‏صلى الله علیه و آله  و ائمه اطهارعلیهم السّلام  به شیوه‏هاى مختلف تصریح شده است. گاهى زمینه و شرایط براى حضور علنى و آشكار امام‏علیه السلام  فراهم است در نتیجه او به گونه‏اى كه همه مردم او را مى‏شناسند و به او دسترسى دارند در میان آن‏ها زندگى مى‏كند، اما در شرایط خاصى به جهت وجود خطرات جانى یا مصالح دیگرى كه خداوند به آنها عالم‏تر است مشیّت الهى اقتضاء مى‏نماید كه امام‏علیه السلام پنهان از چشم مردم زندگى كند.امیر المومنین در رابطه  با خالی نبودن زمین از حجت می فرمایند:

اللّهم انه لابدَّ لارضك من حجّة لك على خلقك، یهدیهم الى دینك و یعلّمهم علمك لئلا تبطل حجّتك و لا یضلّ أتباع اولیائك بعد اذ هدیتهم به اما ظاهر لیس بالمطاع او مكتتم مترقّب، ان غاب عن النّاس شخصُهُ فى حال هدایتهم فانّ علمه و آدابه فى قلوب المؤمنین مثبتة، فهم بها عاملون. (3)كمال‏الدین، ج  1ص  302ح  .11


بار خدایا! همواره باید در روى زمین تو حجتى براى بندگانت داشته باشى تا خلق را به دینت راهنمایى كند، و علم تو را به آنها بیاموزد تا حجّت تو تباه نشود و پیروان اولیاء تو بعد از آنكه آن‏ها را هدایت كرده‏اى دوباره گمراه نگردند. [حجت تو] یا ظاهر و آشكار خواهد بود كه اطاعت او را نمى‏كنند و یا از دیده‏ها نهان خواهد بود كه مردم در انتظار او به سر مى‏برند. اگر شخص و جسم او در حال هدایت مردم از آنان غائب باشد علم و آدابش در قلب‏هاى عاشقان حق پایدار است و آن‏ها به آن علم و آداب پایبند هستند و به آن عمل مى‏كنند.

  - اللّهم بلى لا تخلو الارض من قائم لِلّه بحجّةٍ: امّا ظاهراً مشهوراً و امّا خائفاً مَغموراً لئلا تبطُلَ حجج اللّه و بیّناته و كم ذا و أین؟ اولئك واللّهِ الاقلّون عدداً و الاعظمون عنداللّه قدراً یحفظُ اللّه بهم حُججه و بیّناته... اولئك خلفاء اللّه فى ارضهِ و الدعاةِ الى دینهِ.(4)   نهج‏البلاغه فیض الاسلام، حكمت  139ص  .1158

... بارخدایا آرى! زمین از امامى كه قیام بر حق كند خالى نخواهد ماند. او یا آشكار و شناخته شده است یا ترسان و پنهان است تا حجت‏ها و دلیل‏هاى روشن خدا (یعنى اصول و احكام دین و تعالیم انبیاء) از بین نرود. اما اینكه ایشان چند نفرند و كجایند؟ به خدا سوگند از نظر تعداد آن‏ها بسیار كم هستند ولى از جهت منزلت و بلندمرتبه‏گى در نزد خداوند بسیار بزرگوارند. خداوند به وسیله ایشان حجّت‏ها و دلیل‏هاى روشن خود را حفظ مى‏كند... آنان خلفا و نمایندگان خدا در روى زمین هستند و مردم را به سوى دین و احكام و مقررات او دعوت مى‏كنند...

این غیبت و زندگی پنهانی ادامه می یابد تا حدی که :

- ... عن الاصبغ بن نباته عن امیرالمؤمنین‏علیه السلام  انّه ذكر القائم‏علیه السلام  فقال: أما لیَغیبَنَّ حتّى یقولَ الجاهلُ: ما للّه فى آلِ محمّدٍ حاجةٌ.(5)غیبت نعمانى، ص 140و 141

از اصبغ بن نباته نقل شده است كه امیرالمؤمنین‏علیه السلام  روزى حضرت قائم‏علیه السلام  را یاد كردند و فرمودند: آگاه باشید! او غیبتى (طولانى) خواهد داشت به گونه‏اى كه نادانان (به مصالح الهى) بگویند: خداوند را در آل محمدصلى الله علیه و آله  برنامه‏اى نیست. (یعنى افراد نادان به جهت طولانى شدن دروه غیبت از ظهور آن حضرت مأیوس و ناامید خواهند شد).


در دسته‏اى از روایات على بن ابیطالب‏علیه السلام  به اوصاف و ویژگى‏هاى روحى ، اخلاقى ، مسائل غیبت ،فضیلت انتظار فرج،و اوصاف حکومت امام زمان‏علیه السلام  پرداخته مى‏شود كه از جمله آنهاست:

- ...فقال‏علیه السلام : رجلٌ اجلى الجبین، اقنى الأنف، ضخم البطن، اذیل الفخذین، ابلج الثنایا، بفخذه الیمنى شامة. (6) منتخب الاثر، ص  151ح 30

او مردى است كه پیشانى‏اش گشاد و درخشان است، بینى او خوش تراش و شكمش نسبتا بزرگ و رانهایش عریض مى‏باشد. دندان‏هاى سفید و درخشان دارد، و در ران سمت راست او علامتى هست.

  - ...ثم رجع الى صفة المهدى‏علیه السلام  فقال: اوسعكم كهفا و اكثركم علما و اوصلكم رحما، اللهم فاجعل بیعته خروجا من الغمّة و اجمع به شمل الامة...)7) غیبة نعمانى، ص 212 – 214،  بحار الانوار، ج  51ص 115

  حضرت على‏علیه السلام  در ادامه یكى از سخنانشان به تبیین صفات حضرت مهدى‏علیه السلام پرداخته، فرمودند: آستانه او در پناه دهى به بى پناهان از همه آستانه‏ها وسیع‏تر، و علم و دانش آن حضرت از همه زیادتر است و از همه مردم بیشتر به صله ارحام و پیوند با خویشاوندان توجه مى‏نماید. پروردگارا! بیعت او را پایان بخش همه اندوه‏ها قرار بده و تفرّق و پراكندگى امت اسلامى را به دست با كفایت آن حضرت به یگانگى مبدّل فرما...

...عن امیرالمؤمنین‏علیه السلام  قال: للقائم منّا غیبة امدها طویل كانّى بالشیعة یجولون جولان النّعم فى غیبته یطلبون المرعى فلا یجدونه، ألا فمن ثبت منهم على دینه و لم یقْسُ قلْبُهُ لطول امد غیبة امامه فهو معى فى درجتى یوم القیامة. (8) كمال الدین، ج  1ص  303ح 14

امیرالمؤمنین‏علیه السلام  فرمود: براى قائم ما غیبتى هست كه مدت آن طولانى خواهد شد. شیعیان را در این زمان مى‏بینم كه همانند گلّه بى صاحبى كه در دشت پراكنده شده باشند به دنبال چرا گاه و مرتع مى‏گردند ولى آن را پیدا نمى‏كنند ]به جستجوى آن حضرت مى‏پردازند ولى او را نمى‏یابند.[

آگاه باشید! در این دوره هر كسى از آنها )شیعیان( در دین و عقیده خود استوار و ثابت قدم بماند و قلبش به جهت طولانى شدن غیبت امامش قساوت پیدا نكند، او روز قیامت در نزد من و در جایگاهى كه من هستم خواهد بود.

  - عن محمد بن مسلم عن ابى عبداللَّه‏علیه السلام  قال: ...قال على‏علیه السلام : ...انتظروا الفرج و لا تیأسوا من روح اللَّه، فانّ احبَّ الاعمال الى اللَّه عزّوجلّ انتظار الفرج... و المنتظر لأمرنا كالمُتَشَحِّطِ بدمه فى سبیل اللَّه. (9)  الخصال، ج  2ص  740حدیث اربعمأة، ط انتشارات علمیه اسلامیه.  

محمد بن مسلم از امام صادق‏علیه السلام  نقل مى‏كند كه آن حضرت از پدران بزرگوارش و آنها از على‏علیه السلام  روایت كردند كه على‏بن ابیطالب‏علیه السلام  فرمودند: منتظر فرج  [امام زمان‏علیه السلام] باشید و از عنایت و توجهات خداوند ناامید نشوید. همانا محبوب‏ترین كارها در نزد خداوند عزّوجلّ انتظار فرج [امام زمان‏علیه السلام ] است.

آنگاه در ادامه بیان فضیلت انتظار فرمودند:

كسى كه منتظر امر ما (فرج امام زمان‏علیه السلام ) باشد، مانند رزمنده‏اى است كه در راه خداوند به خون خود آغشته شده باشد (اجر و پاداش شهید را دارد).

  - قال زیدبن صوحان العبدى: یا امیرالمؤمنین! أى الاعمال احبّ الى اللّه عزّوجلّ؟ قال‏علیه السلام : انتظار الفرج من اعظم الفرج.(10) بحار الانوار، ج  52ص 122

زیدبن صوحان عبدى گفت: یا امیرالمؤمنین! كدامیك از اعمال در نزد پروردگار عالم محبوب‏تر است؟ حضرت فرمودند: انتظار فرج.

- حدثنا عبداللّه بن مروان، ...عن علىٍ‏علیه السلام  قال: یلى المهدىُّ امرَ النّاسِ ثلاثین سنة او اربعین سنة..(11)كنزالعمال، ج  14ص  591ح  39646  منتخب الاثر، ص 487

  عبداللّه بن مروان روایت كرده است كه على‏بن ابیطالب‏علیه السلام  فرمودند: حضرت مهدى‏علیه السلام  سى یا چهل سال زمام امور مردم را در دست خواهند داشت.

  - یعطف الهوى على الهدى اذا عطفوا الهُدى على الهوى و یَعْطِفُ الرأىَ على القرآنِ اذا عطفوا القرآنَ على الرّأىِ ... فَیُریكُمْ كیف عدلُ السیرةِ، و یُحیىِ مَیِّتَ الكتابِ و السّنةِ...(12)  نهج‏ البلاغه فیض الاسلام، خ  138ص  424و 425

  [امام زمان‏علیه السلام  وقتى كه ظهور كند] هواهاى نفسانى را به هدایت و رستگارى برمى‏گرداند در آن روزگارى كه مردم هدایت الهى را به متابعت هواهاى نفسانى درآورده باشند. آراء و اندیشه ‏هاى مردم را تابع قرآن مى‏كند در آن روزگارى كه آن‏ها قرآن را تابع آراء و اندیشه‏ هاى خود كرده ‏اند... او به شما نشان خواهد داد كه عدالت در كشوردارى چگونه است. هم چنین او تعالیم فراموش شده قرآن و سنّت را زنده خواهد ساخت...

  - قال امیرالمؤمنین‏علیه السلام : ...فلا یترك عبداً مسلما الّا اشتراه واعتقه، و لا غارماً الّا قضى دینه، ولا مظلمةً لِاَحَدٍ من النّاس الّا ردّها، و لا یُقْتَلُ منهم عبدٌ الّا ادّى ثمنه... و لایُقتَلُ قتیلٌ الا قضى عنه دینهُ، و اَلْحَقَ عیالَهُ فى العطاء حتى یملأ الارض قسطا و عدلاً كما مُلِئَتْ ظلماً و جوراً و عدواناً...(13) كمال الدین، ج  1ص  303ح 14

  امیرالمؤمنین‏علیه السلام  فرمودند: ...حضرت مهدى‏علیه السلام  برده مسلمان را نخواهد واگذاشت مگر اینكه آن را خریده و آزاد خواهد ساخت و بدهكارى نخواهد ماند مگر آنكه بدهى او را پرداخت خواهد نمود. مظلمه و حقى به گردن و ذمه هر كس كه باشد آن را به صاحب حق بازخواهد گرداند. كسى كشته نمى‏شود مگر اینكه دیه آن را خواهد پرداخت. هیچ كسى كشته نخواهد شد مگر اینكه بدهى‏هاى او را آن حضرت پرداخت خواهد نمود و خانواده‏اش را همانند سایر افراد جامعه اداره خواهد كرد تا زمین را از عدل و داد پر كند به همان صورتى كه پیش از آن از ظلم و بیداد پر شده باشد...

قال على‏علیه السلام : ...لو قد قام قائمنا لَذَهبَتِ الشحناء من قلوب العباد و اصطلحتْ السباع و البهائم حتى تمشى المرأة بین العراق الى الشام... على رأسها زینتها لا یهیجُها سبعٌ و لا تخافه... (14)بشارة الاسلام ص 236

  امیرالمؤمنین‏علیه السلام  مى‏فرماید: ...آنگاه كه قائم ما اهلبیت‏علیه السلام  قیام كند كینه‏ها از دل‏ها بیرون خواهد رفت حتى حیوانات درنده و وحشى نیز با هم سازگار خواهند شد و به یكدیگر ضرر نخواهند رساند، در آن روزگار به اندازه‏اى امنیّت زیاد خواهد بود كه یك زن در حالى كه همه زینت و زیور آلاتش همراه اوست از عراق تا شام را بدون ترس و دلهره به تنهایى خواهد پیمود.
             
                                         منبع:  eteghadat
يکشنبه 17/3/1388 - 13:0
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته