• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 5
تعداد نظرات : 2
زمان آخرین مطلب : 4498روز قبل
شهدا و دفاع مقدس

بسم رب الشهدا و الصدیقین                                                                              

درود و سلام می فرستیم به روح مطهر و پرفتوح بنیانگذار کبیر انقلاب حضرت امام خمینی(ره)؛ درود و سلام عرض می کنیم خدمت رهبر عظیم الشأن انقلاب و سکّان دار کشور مقدس جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای(حفظه الله)، درود و سلام می فرستیم به روح پاک و مطهر شهدا علی الخصوص پدرم سردار بزرگ استان سیستان و بلوچستان،سرتیپ، شهید حاج حبیب لک زائی که تمامی عمر چهل و نه ساله خویش را در راستای حفظ ارزشهای انقلاب و دفاع از حریم ولایت و آماده سازی هر چه بیشتر ملت مسلمان ایران در راستای ظهور مهدی موعود(عج) بود گذراندند.انصافا ایشان فرد ارزشمندی در استان بودند که با تلاش ها و فعالیت های گسترده و پیگیری های خود توانستند استان سیستان و بلوچستان را در عرصه های فرهنگی و غیره و ذلک به جایگاه اول کشور نزدیک کنند.من بارها گفتم و الان هم می گویم که سردار شهید حبیب لک زایی نه تنها یک شخصیت استانی بلکه یک شخصیت محبوب کشوری هست که با اخلاق و رفتار و سبک زندگی مبتنی بر اسلام ناب محمدی چه در عرصه زندگی و چه در عرصه کارهای نظامی و اجتماعی و فرهنگی و خصوصیات بارز ایشان، سالیان متمادین طول می کشد تا ویژگی های ایشان را موشکافی کرده و به جوانان به عنوان الگوی ارزشمند و قابل بهره برداری برای تمامی قرن ها با تعدادی کتاب و یا همایش و یا به طور کلی مستند سازی و مصاحبه و مجموعه ای از عکس ها معرفی نمائیم. روحش شاد و یاد و نام و خاطر ایشان برای تاریخ همیشه سرافراز ایران گرامی باد.خُب، در آخرین پنجشنبه امسال هم در روز بیست و نهم اسفند ماه طبق برنامه سال های گذشته هشتمین  یادواره شهدای تاسوکی و شهرستان نیمروز از توابع شهرستان زابل برای دومین بار در نبود جسمانی سردار شهید حبیب لک زائی برگزار می شود که من به عنوان فرزند ایشان از همه عزیزان در سرتاسر کشور دعوت می کنم در این مراسم شرکت کنند و با ذکر و یاد شهدا علاوه بر اینکه برگه زرین و مثبت دیگری در صفحه زندگی اخروی خویش می افزایند می توانند از بار معنوی آن نیز استفاده کنند و خودشان را با این تفکر و اندیشه مأنوس بدارندبه هر حال ما میزبان شما در این مراسم خواهیم بود.سال 92 هم در کمتر از 15 روز دیگر در حال اتمام است.در سال 92 گامی دیگر در عرصه پیشرفت کشور محبوب قرن ها؛ایران؛ برداشتیم.در طول این یک سال، با خیلی از افراد دوست و رفیق شدیم و در معیّت بودن خیلی از این دوستان موجبات شادی ما و خیلی از آنان موجبات ناراحتی و نگرانی ما را فراهم ساخت.لذا در اینجا از آن هایی که ما را مورد لطف و عنایت خویش قرار دادند تقدیر و تشکر وافر دارم اما برای آن هایی که موجبات ناراحتی ما را فراهم ساختند؛ دعا می کنم که خداوند از سر تقصیراتشان بگذرد و از سوی دیگر یا آنها را به راه راست هدایت کند و یا شرّ آنها را از سر ما و مردم ما کم کند.ان شاء الله بیشترین دوستان ما از دسته اول باشند و اگر از دسته دوم هستند و قابل هدایت نیستند از درگاه ایزد منان خواستارم زمینه سازی نابودی آنها را فراهم سازد. به هر حال جامعه ما باید عدالت محور باشد؛ جامعه ای که همسو با موازین شرعی پیش برود، جامعه ای که برای ظهور مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف آماده شود و تلاش همگانی برای توسعه،ترقی و پیشرفت کشورمان انجام شود.ان شاء الله بتوانیم در سال 1393 با تلاش و پشتکار، دریچه های مؤفقیت علمی را به سوی خود، هر چه بیشتر نسبت به قبل برداشته و گام های مفید خود را با سرعت بیشتری در راستای رسیدن به قله های سعادت و پیشرفت خود و جامعه برداریم.ان شاء الله امیدوارم در ظلّ توجهات الهی و در راستای اهداف عالی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران مؤفق و مؤید باشید.خدایا چنان کن سرانجام کار             تو خوشنود باشی و ما رستگارجعفر لک زائی
يکشنبه 25/12/1392 - 13:7
شهدا و دفاع مقدس

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم فرمودند:شهادت برترین مرگ هاست.بحارالانوار،ج67

همزمان با فرارسیدن نخستین سالگرد سردار رشید اسلام، شهید جانباز و ابوالشهید حاج حبیب لک زایی و به منظور گرامیداشت یاد و نام آن شهید عزیز و الگو گیری از سیره و سبک زندگی آن عزیز سفرکرده مراسم های مختلفی برگزار می شود.  یکی از این برنامه ها مراسمی است که از سوی هیت امنای محترم گلزار شهدای رسول اکرم (ص) شهرستان نیمروز (ادیمی) ، اعضای خانواده و نهادها و علاقمندان آن شهید گرانقدر در عصر پنجشنبه ساعت 15 تا 17 مورخ 25 مهر 1392 در جوار شهدای شهرستان نیمروز و بقعه آن شهید والامقام برگزار می شود. دست اندرکاران برنامه از عموم امت خداجو و مومن و پیرو شهدا جهت شرکت در برنامه مذکور دعت به عمل می آورند. زنده نگهداشتن یاد و نام شهدا عمل به توصیه های امام راحل عظیم الشان و مقام معظم رهبری مبنی بر پراکندن عطر شهادت در جامعه است. امید است از شفاعت شهدا در قیامت بهره مند شویم.

سه شنبه 9/7/1392 - 17:18
خاطرات و روز نوشت

باباجون سلام.باز فرصتی یافتم تا با تو درد دل کنم،خیلی دلم برایت تنگ شده...یاد سلام کردن های صبح و شبت،یاد لبخندهای ملیحت،یاد کار و کوشش فراوانت،یاد صدای گرم و آرامش بخشت.یاد حضورت در خانه،یاد مشاوره های فراوانت و یاد مظلومیتت.

آرام می آمدی،آرام می نشستی،آرام می خوردی،آرام می خوابیدی و آرام بلند می شدی.

هنوز فکر می کنم مأموریت رفتی و می آیی،و بارها با صدای ماشین فکر کردم تویی و زود در را برایت باز کردم.

روز دومت در ادیمی به مصطفی گفتم با ماشین شما کی میاد زاهدان جا دارین منم با شما بیام؟گفت:آره منم و مامان و خانمت و بابا؛دلم برای داداشم سوخت؛خب سخته منم هنوز باورم نشده که رفتی و دیگه نمیای.

خودت گفتی


عروسیم روز عید غدیر باشه!

همکارانم از عقد من باخبر بودن و شیرینی می خواستن اما آماده که می شدم تا برم و بخرم می گفتی نه!هنوز زوده!

شب رفتنت به مأموریت بهت گفتم کیا رو دعوت کنیم،گفتی شما کیا رو می خوای دعوت کنی؟گفتم از ادارمون سی نفر.گفتی نه،گفتم چرا؟گفتی ما باید اونایی رو دعوت کنیم که تو مرگ و زنده شون دعوتمون کرده باشن.کمی فکر کردم و گفتم جدیداً که ما کسی رو از دست ندادیم که بخوایم دعوتشون کنیم و نیان!اون موقع نگام کردی و چیزی نگفتی!

یک ساعت مونده بود که بری گفتی جعفر سیدی موسیقی عید غدیر که مال مراسمت هست رو بیا بگیر دستت باشه،گفتم دست خودتون باشه دست من شاید گم بشه،گفتی اگه گم شد که دست یکی دیگه از بچه ها هست ازش می گیریم و من گفتم باشه پس میزارم روی میز کامپیوتر.

من از روز شنبه بدنم درد می کرد روز یکشنبه به مسئول واحدمون گفتم می خوام برم مرخصی،گفت: چرا؟گفتم بدنم درد می کنه؟(نفهمیدم چرا اینو بهش گفتم)گفت:باشه دوشنبه رو حالا برو تا بعد؛دوشنبه رو تو خونه که استراحت کردم دیدم حالم بهتر شده پس سه شنبه رو رفتم اداره،باز بدنم شروع به درد گرفتن کرد ساعتای ده خانمم باهام تماس گرفت حرفاو که زد دید که بی حالم،گفت چی شده حالت خوب نیست:گفتم نه بدنم درد می کنه؟گفت:حتما دیشب خوب نخوابیدی؟گفتم:نه خوب خوابیدم.گفت:پس چه کارته؟گفتم نمی دونم فقط می دونم که بدنم درد میکنه(اون موقع نمی دونستم که به خاطر فراق تو و جدایی روح من و تو بدنم درد میکنه)

مامان خیلی سعی میکنه جای خالی تو رو برام پر کنه اما نمی تونه،و من برای اینکه او را نرنجونم  خود را راضی و خوشنود نشون می دهم.

مامان هر روز پنهان از نگاه من،وقتی سجاده اش رو پهن میکنه چنو لحظه روبروی عکس تو می ایسته وبا چشمانی خیس به تو خیره میشهبا تو راز و نیاز میکنه،اگه از کسی ناراحت باشه گلایه و شکایت میکنه میگه می دونم مثل همیشه حرفامو گوش میدی،یک بار خودم شاهد بودم یواشکی گوش می دادم آنم ساعات پایانی شب بود.(منظورم وقتیه که خونه خلوته و وقت نماز شبه) ،دلم برای مامان می سوزه می دونم با همون گریه های شبانه خودش رو آروم میکنه چون او از دوری تو رنج می بره اما سعی می کنه بیشتروقتا بر زبان نیاره که مبادا من دلتنگ بشم...

هنوز لباسهای نظامی و شخصی تو روی جالباسی ست.

در بیرون از منزل عدم حضورت بیشتر احساس میشه چرا که هرکسی با تماس و یا حضوری،شهادتت را تسلیت میگه،اصلا نگاه های مردم تغییر کرده!

از طرفی رشادت های  تو را می بینم و می خوانم به خود می بالم، که چنین پدری داشتم،البته گاهی دل تنگ می شوم که چرا زودتر نشناختمت!صبح رفتن هایت با خودت بود و بازگشتن هاین با خدا؛گاهی بعد ظهر،بیشتر وقتها ساعات پایانی شب و گاهی اصلا وقت نمی کردی شب به خونه بیای و در همون محل کار استراحت می کردی.

روز تشییع پیکر پاکت در زاهدان و زابل بیشتر دوست دارانت بودند اما همه نه؛با خدا باش پادشاهی کن یعنی این.

چه زیباست باباجون روز شهادتت روز شهادت جوادالائمه و دقیقا سومین یادواره شهدای وحدت استان بود؛ روز هفتمت روز عرفه و چهلم تو مصادف با روز بسیج و عاشورا گشته است.

خوش به حالت،این سعادتی ست که نصیب هر کسی نمی شود.

تو که  عاشق بسیج و ادامه دهنده راه شهدا بودی تقدیر بر آن بود که روز چهلمت اینچنین روزی باشد.

بارها بهت می گفتیم از این همه کار خسته نمیشی می گفتی من خودم رو وقف اسلام کردم.

آفرین بر تو؛تو خستگی رو خسته کرده بودی.

هر وقت احساس دلتنگی می کنم عکست را می نگرم و به آن زل می زنم،آرامش پیدا می کنم.و این قول آخر من؛ از ادامه دادن راهت دست بر نمی دارم.

روحت شاد و یادت گرامی باد.

دوشنبه 12/1/1392 - 13:8
سخنان ماندگار

خداحافظ فرمانده! خداحافظ برادر خستگی ناپذیر و مرد روزهای سخت انقلاب.

تو به یقین خستگی را خسته کردی! تو رفتی و یاد تو و آن کلام دلنشینت مرهمیست بر داغ دلمان و سندیست برای ما که همواره برای ولایت باید سوخت تا ولایت تنها نماند

 
h7828____.jpg
 
دوشنبه 12/1/1392 - 13:7
شخصیت ها و بزرگان


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 زندگینامه سردارسرتیپ پاسدارشهید حاج حبیب لک‌ زایی (1342-1391)

حبیب لک‌ زایی 18 شهریور سال 1342 در خانواده‌ ای روحانی دیده به جهان گشود.

پدرش روحانی و از مبارزان دوران ستم‌ شاهی بود و این روح مبارزاتی از کودکی در وجود حبیب ریشه دواند و از او فرد شجاعی ساخت که در دوران کودکی و نوجوانی، خواب آرام را از چشمان ضد انقلاب به کابوس بدل کرد و پاسداری شد که اهالی سیستان و بلوچستان زیر سایه صلابت او آرامش می‌یافتند.

حاج حبیب لک‌ زایی، در دوران انقلاب، علی‌رغم اینکه دانش‌آموز بود، اما با اقداماتی همچون پاره کردن عکس خاندان منحوس پهلوی از کتاب‌های درسی و تدریس قرآن و توزیع عکس و رساله امام خمینی (ره) در بین انقلابیون و نوشتن شعار بر دیوارهای روستا و مدرسه، در صف نخست مبارزان انقلابی زابل جای گرفت.

وی بعد از پیروزی انقلاب، علاوه بر ایفای نقش فعال و تأثیرگذار در محرومیت زدایی از منطقه زابل و شرکت در برنامه‌های فرهنگی، به جهادسازندگی پیوست.

همچنین وی در 8 تیرماه 60 به عضویت سپاه پاسداران درآمد و در دوران جنگ تحمیلی نیز در قالب لشکر 41 ثارالله چندین بار در جنگ حضور پیدا کرد.

حبیب لک‌ زایی در شرایطی به جنگ می‌ رفت که فرماندهان تمایل بیشتری به حضور او در پشت جبهه و تلاش برای تقویت نیروهای اعزامی داشتند و بارها پس از ورودش به جبهه به دستور فرماندهان به عقب باز می‌ گشت.

وی در سال 67 در منطقه شلمچه به شدت مجروح شد، به طوری که 4 روز در بی هوشی به سر ‌برد، ایشان در اثر این مجروحیت‌ها جانباز 77 درصد ‌شد و ترکش‌هایی(63 ترکش) در ناحیه سر و گردن و چشم و قفسه سینه و دیگر نقاط بدنش، سال‌ها همنشین این سردار پرتلاش بوده‌اند.

سردار لک‌ زایی از ابتدای جنگ تا لحظه شهادت، مسئولیت‌‌های زیادی را برعهده داشت؛ از جمله:

  • تک تیرانداز گردان کمیل لشکر 41 ثارالله در دشت عباس
  • حضور در جبهه با سپاه حضرت رسول (ص)
  • تلاش فراوان برای جذب و اعزام نیرو به جبهه
  • تک تیرانداز گردان 409 لشکر 41 ثارالله در جنوب اهواز
  • مسئول اکیپ گشت پایگاه زابل
  • مسئول بسیج پایگاه زابل در سال 61
  • فرمانده حوزه مقاومت نجف اشرف بخش مرکزی زابل در سال 63
  • مسئول ستاد گردان لشکر 41 ثارالله در جنوب شلمچه در سال 66
  • کمک فراوان به سیل‌زدگان زابل در سال‌های 69 و 70
  • نقش تعیین‌کننده در عملیات نصر 3 در مقابله با اشراری که اموال عمومی سنگین را در سال 70 از منطقه دزدیده بودند
  • فرمانده سپاه زابل از سال 69 تا 79
  • معاون هماهنگ کننده منطقه مقاومت سیستان و بلوچستان از سال 79 تا 86
  • جانشین فرمانده منطقه مقاومت و جانشین فرمانده سپاه سلمان از سال 87 تا هنگام شهادت.
  • استاد دانشگاه در شهرهای زابل،زاهدان،چابهار
  • مدیرعامل بنیاد مهدویت استان
  • دبیر ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر استان
  • مسئول مؤسسه امدادگران عاشورا در استان
  • مدیر هیئت امناء گلزار شهداء حضرت رسول اکرم شهرستان نیمروز
  • نماینده مجلس شورای ایثارگران کشور

سردار شهید حبیب لک‌زایی، بعد از شهادت شهید محمدزاده مدتی سرپرست سپاه سلمان بوده است. وی همچنین مدیر عامل بنیاد فرهنگی مهدی موعود استان سیستان و بلوچستان، دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر استان،‌ ریاست هیئت مدیره مؤسسه خیریه امدادگران عاشورای استان، رییس هیئت مدیره گلزار شهدای حضرت رسول (ص)، عضو هیئت امنای هیئت رزمندگان کشور و نماینده ایثارگران استان در مجلس ایثارگران کشور را نیز در کارنامه خود داشت.

‌این سردار سربلند سپاه اسلام که مدال جانباز نمونه کشور در زمینه مبارزه با تهاجم فرهنگی را نیز بر سینه داشت، در سال 1370 به پاس تلاش در حراست از مرزهای کشور از سوی مقام معظم رهبری تقدیر ‌شد.

علاوه بر این، در طول حیاتش بارها توسط فرماندهان عالی رتبه نیروهای مسلح تشویق و تقدیر ‌شد که از آن جمله می‌توان به تقدیر از سوی ستاد فرماندهی کل قوا و فرماندهی کل سپاه، فرمانده نیروی زمینی و معاونت‌های مختلف سپاه و نیروی انتظامی اشاره کرد.

سردار شهید حاج حبیب لک‌ زایی که خطیبی توانا و زبر دست بود، قلمی روان هم داشت و مقالات فراوانی از وی به یادگار مانده است.

در ششمین اجلاس سراسری نماز به عنوان نگارنده مقاله برتر و در تابستان سال 1391 نیز به عنوان فعال نمونه مهدوی در هشتمین همایش بین‌المللی دکترین مهدویت مورد تجلیل قرار گرفت.

سردار بی ادعا و گمنام زمین و نام آَشنای آسمانی‌ها، در 25 مهر ماه 1391 در مأموریت کاری و در لباس سبز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در بیمارستان بعثت نیروی هوایی ارتش مصادف با سالروز شهادت حضرت امام جواد (ع) و در سومین سالگرد شهادت سرداران شهید نورعلی شوشتری و شهید رجب‏علی محمدزاده که به تعبیر سردار شهید لک‏ زایی شهدای وحدت، امنیت و خدمت بودند، به فیض شهادت نائل شد و در سایه سپیدارهای ملکوت آرمید.روحش شاد و یادش گرامی باد.

دوشنبه 12/1/1392 - 13:0
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته