• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 6
تعداد نظرات : 2
زمان آخرین مطلب : 5368روز قبل
حقوق

بررسی اشتغال زن در دوران زناشوئی

 

http://vista.ir/include/articles/images/5e89d297ea07a27f374fa318f0bb140e.jpg

 

بررسی اشتغال زن در دوران زناشوئی

( تحلیل مواد 1117 قانون مدنی و 18 قانون حمایت خانواده مصوب 1353 )


طرح مطلب- از دیر باز رسم چنین بوده است که زن بعد از ازدواج در منزل همسر خود به خانه داری می پرداخت و شوهر نیز در بیرون از منزل به کسب و کار مشغول بود و این مصداق بارز یک خانواده آرمانی محسوب می شد. در این محیط تکلیف زن عرفاً انجام کارهای خانه و تربیت و نگهداری فرزندان بود تا در آغوش مهر مادری پرورش یابند و مرد نیز به امرار معاش می پرداخت و هزینه زندگی مشترک را تأمین می کرد.



اما پیشرفت تمدن حرکتی در خلاف جهت رسوم گذشته داشت گوئی عوامل نوپا کمر همت بر امحاء سنن بسته اند بدین ترتیب کار کردن زن در بیرون از منزل بطور جدی مطرح شد و مسائل جدیدی را مطرح ساخت که قانونگذاران را نا گزیر از وضع قاعده در این مورد نمود تا به اختلافات قومی و مذهبی پایان بخشند. از لحاظ تاریخی در قرن هیجدهم میلادی جهان شاهد دو دگرگونی همزمان در اروپا بود یکی رشد افکار آزادی خواهانه و لیبرالیستی و دیگری ماشینی شدن صنایع، که هر دوی این تحولات روابط انسانی و اجتماعی پیشین را تغییر دادند. در این گیرو دار پیدایش مکتب فردگرائی فلسفی در انقلاب 1789 فرانسه، موجب طرح مباحثی چون برابری افراد و آزادی انسان در روابط اجتماعی گردید که خود مقدمه عنوان شدن اشتغال زن به عنوان یکی از نتایج این برابری شده بود. از طرفی در دنیای کنونی لازمة گرایش زنان به کسب دانش و آشنائی با فنون علمی و تکنولوژی روز، اشتغال آنان در کنار مردان و افزایش روابط حقوقی و اجتماعی آنان در بیرون از خانه است. از طرف دیگر سنت گرایانی بودند که حاضر به عدول از عقاید خود نمی شدند و بر ادامه سیاق پیشین پافشاری می کردند و مایل بودند که زنانشان تمام مدت در خانه به نگهداری و تربیت فرزندان بپردازند. گذشته از اینکه این دیدگاهها تا چه اندازه مفید و یا مضر است باعث ایجاد اختلافات عمده ای در روابط زناشوئی گردید و سبب تزلزل بنیان خانواده و توسل به طلاق و مفارقت شد و این ثمرة شقاق و نقاری بود که پیشرفت تمدن موجب آن شده بود. پس در حال حاضر با توجه به احکامی که در این زمینه صادر شده است این مسئله را مورد تحلیل و بررسی قرار می دهیم.

بررسی اشتغال زن از نظر قوانین- گذشته از اینکه مسئله مورد بحث از مسائل مربوط به نظم عمومی است یا مسائل خصوصی، که توافق بر سر آن را معتبر بدانیم یا بی اعتبار، باید ببینیم قوانین در این زمینه چه حقوق و تکالیفی برای زن و شوهر در نظر گرفته اند. طبق ماده 1117 ق.م « شوهر می تواند زن خود را از حرفه یا صنعتی كه منافی مصالح خانوادگی یا حیثیات خود یا زن باشد منع كند. ». ماده 18 قانون حمایت خانواده مصوب 1353 نیز مقرر می دارد:« شوهر می تواند با تایید دادگاه زن خود را از اشتغال به هر شغلی كه منافی مصالح خانوادگی یا حیثیت خود با زن باشد منع كند. زن نیز می تواند از دادگاه چنین تقاضایی را به نماید. دادگاه در صورتی كه اختلالی در امر معیشت خانواده ایجاد نشود مرد را از اشتغال به شغل مذكور منع می كند ». ضمانت اجرای تخلف از چنین حکمی طبق بند 7 از ماده 8 همین قانون جواز طلاق برای شوهر یا زن است در واقع تخلف یکی طرفین از موجبات درخواست طلاق برای طرف مقابل و صدور گواهی عدم امکان سازش است. مفاد حکم قانون مدنی با آنچه در قانون حمایت خانواده آمده است تفاوت چندانی ندارد جز اینکه در قانون اخیر این حق برای زن نیز در نظر گرفته شده است و کسی را که مدعی منافی بودن شغل همسر خود با مصالح خانوادگی یا حیثیات خود است باید در دادگاه طرح دعوا نموده و این موانع را اثبات کند و بعد از احراز صحت ادعا با تأئید و جواز دادگاه مانع از ادامه اشتغال همسر خود بشود. اما مسئله بدین جا ختم نمی شود بلکه باید دید آیا در تعیین اینکه چه شغلی منافی با مصالح خانوادگی است می توان قاعده ای تعیین نمود یا خیر. به نظر می رسد در این زمینه نمی توان ضابطه خاص و ثابتی را در نظر گرفت و در تشخیص این مسئله باید دو جنبه نوعی و شخصی را در نظر گرفت. از لحاظ نوعی و عرفی قطعا مشاغلی وجود دارد که با حیثیات هیچ انسان متعارفی سازگار نیست و قانون نیز آنها را به رسمیت نمی شناسد مانند فالگیری در خیابان یا نظافت ماشینها به صورت دوره گردی. پرداختن هر یک از زوجین بدین گونه مشاغل حق رجوع به دادگاه برای منع قانونی از شغل مذکور را ایجاد می کند. اما همیشه داوری این گونه آسان نیست زمانی که پای جنبه شخصی مسئله به میان می آید عوامل بسیار زیادی در تصمیم گیری دادگاه نقش دارد. تشخیص مخالف بودن شغلی با حیثیات یکی از طرفین بوسیله انطباق آن با : شرایط زندگی، وضع اجتماعی زن و مرد، سطح خانوادة آنها، موقعیت اجتماعی، اقتصادی و مذهبی طرفین، سوابق کاری آنها و محیطی که در آن پرورش یافته اند و وضعیتی که اکنون در آن زندگی می کنند و جایگاه طرفین در میان اقارب و نزدیکان، ممکن می گردد. پس امکان دارد حرفه ای از لحاظ نوعی در زمرة اَشغال آبرومندانه باشد اما پرداخت یکی از زوجین بدان منافی با شئونات خانواده آنها در آن موقعیت و وضعیت خاص باشد یا شغلی که غالباً آن را موجب بی ابروئی می دانند لیکن متناسب با وضعیت زندگی کسی باشد که بدان می پردازد. پس در هر مورد کسی که می خواهد منافی بودن این حرفه ها را با حیثیات خود در دادگاه ثابت کند باید اول از همه وضعیت و موقعیت خانوادة خود را اثبات کند و بعد عدم تناسب شغل همسر خود با مصالح خانوادگی را برای دادگاه احراز کند. مدعی در این راه می تواند از اماره های قضائی و ظواهر موجود به نفع خود بهره گیرد چنانچه شغلی با حیثیات غالب خانواده ها سازگار نباشد دادگاه بدون بررسی جنبه شخصی مسئله می تواند صحت ادعا را اعلام کند مگر این طرف مقابل تناسب آن را با شئونات خانواده خود ثابت کند. حکم دادگاه از این جهت که وضعیت پیشین را اعلام می کند اعلامی است اما از جهت ایجاد منع برای اشتغال، تأسیسی است یعنی از همان لحظه صدور حکم، منع و آثار آن حاصل می شود نه این که کاشف از ممنوع بودن همسر در پرداختن به آن شغل باشد.( البته از ظاهر قانون مدنی چنین بر می آمد اما قانون حمایت خانواده چنین توهمی را برطرف نمود )

حال باید دید وضعیت قراردادهائی که زن به مناسبت اشتغال با صاحب کار خود بسته است و دادگاه وی را از پرداختن به آن شغل منع کرده است، چیست؟ آیا منع دادگاه موجب ابطال قرارداد می شود یا منفسخ شده آن یا به شوهر یا زن حق فسخ آن داده می شود. بعضی از اساتید نظر به ابطال این قرارداد به موجب حکم دادگاه داده اند ( دکتر ناصر کاتوزیان. دورة مقدماتی حقوق خانواده. ش 128- دوررة ارشد حقوق خانواده. جلد اول. ش 137 ). اما در نظام حقوقی ایران بر خلاف حقوق خارجی، قراردادی که صحیحاً منعقد شده است امکان ابطال آن وجود ندارد چرا که سبب حادث اگر در عقد سابق موثر باشد حداکثر تأثیر آن انفساخ یا ایجاد حق فسخ برای متضرر است از طرفی حکم دادگاه نیز تأسیسی است و از این جهت نیز سبب حادث می باشد نه اینکه کاشف از بطلان عقد باشد پس ابطال این قرارداد به معنای اخص امکان ندارد از طرف دیگر ایفای تعهدات این قرارداد بعد از حکم دادگاه منع شده است پس باید دید تأثیر این منع در این قرارداد چیست. از ظواهر حکم قانون چنین بر می آید که حکم دادگاه از موجبات انحلال عقد نیست و سبب ابطال عقد نیز نمی باشد از طرفی حکم قانون حق فسخی به متعهد یا ثالث (شوهر) نیز نمی دهد پس با این وجود به نظر می رسد که منع دادگاه تأثیری در وضعیت قرارداد ندارد و حق فسخ به ثالث نیز نمی دهد لیکن بر مبنای تعذر از اجرای مفاد عقد مستنبط از ماده 240 ق.م متعهد له حق فسخ قرارداد را دارد اما در هر صورت زن دیگر ملزم نیست که تعهدات این قرارداد را ایفاء کند و اجبار زن نیز از طریق دادگاه به ایفای تعهدات قراردادی ممکن نیست با وجود این طرف دیگر قرارداد می تواند مطابق ماده 226 قانون مدنی خسارت ناشی از عدم اجرای تعهدات را از زن مطالبه کند و منع دادگاه از مصادیق قوه قاهره نمی باشد که به مواد 227 و 229 قانون مدنی استناد شود و به موجب آن زن از دادن خسارت عدم اجرای تعهد معاف شود چرا که زن با اراده خویش خود را در چنین وضعیتی قرار داده است و این مورد از مصادیق حادثة خارجی نیست. اما اگر متعهدله قرار داد را فسخ نکند و زن با وجود منع دادگاه از اشتغال، به اجرای تعهدت قرارداد اقدام کند نمی توان گفت ایفای تعهد صورت نگرفته یا اعمال حقوقی که در راستای اجرای تعهدات خود انجام داده است باطل و بی اثر است بلکه این اقدام زن را ناشزه می کند و مرد بر مبنای نشوز می تواند در خواست طلاق کند (مواد 1130 ق.م و ماده 8 قانون حمایت خانواده) و طبق بند 3 ماده 16 قانون حمایت خانواده مجوز اختیار همسر دوم برای مرد نیز است. علاوه بر این موارد عدم توجه زن به منع دادگاه طبق ماده 1108 ق.م موجب عدم استحقاق وی به نفقه در دوران نشوز است چرا که مصداق بارز عدم تمکین می باشد و طبق ماده 1109 این قانون طلاق در چنین وضعیتی تکلیف شوهر را در دادن نفقة مطلقة رجعیه ساقط می کند. بحث مهم دیگری که مطرح می شود این است که اگر زن قبل از دوران زناشوئی به شغلی مشغول بوده و بعد از ازدواج با آگاهی مرد از این شغل، آن را ادامه دهد یا ضمن عقد ازدواج شوهر اذن به ادامة این شغل را به زن داده باشد آیا وی می توان منع زن را از دادگاه بخواهد و چنین منعی امکان دارد یا بر مبنای قاعدة اقدام شوهر قادر بر منع زن توسط دادگاه نیست. با وجود این که بعضی از اساتید حقوق توسل به قاعدة اقدام را در این زمینه موجه می دانند به نظر می رسد در این مورد نمی توان شوهر را از درخواست منع زن خود بازداشت و این حق را از وی سلب کرد چرا که در حقوق خانواده بحث مطلق منافع شخصی زن و شوهر مطرح نیست جامعه با سلامت یا فساد چنین نهادی متأثر می شود و هر جا که حیثیات و مصالح خانواده ای زیر پا گذاشته اولین ذینفع دعوا جامعه است و نفع اقارب و خویشان طرفین در سلامت خانواده را نیز نمی توان نادیده گرفت. پس در این مورد نیز مرد می تواند برای منع زن خود از ادامة شغلش اقامة دعوا نماید هر چند ضمن عقد صریحاً اذن داده باشد اما به هیچ عنوان بر مبنای تخلف از شرط نمی تواند نکاح را فسخ کند چرا که موجبات فسخ نکاح بر خلاف سایر قراردادها به صورت حصری در قانون احصاء شده است که خیار تخلف شرط از این مواجب نیست. در این رابطه ارتباط نظم عمومی با مسئله اشتغال زن آشکار می شود و هر گونه شرطی که ضمن عقد نکاح پیرامون اشتغال زن و مرد درج شود در صورتی که با مصالح خانواده در تعارض باشد مخالف نظم عمومی بوده و باطل می باشد بدون اینکه مبطل نکاح باشد. اما آگاهی شوهر از شغل پیش از ازدواج یا شرط جواز ادامه شغل زن ضمن عقد نکاح به عنوان یک رویداد خارج از مسائل قراردادی نمی توان بی اثر باشد بلکه در زمینه هائی آثار حقوقی خاصی به بار می آورد. یکی از این موارد زمانی است که زن به موجب قراردادی قبل از ازدواج تعهداتی را عهده دار شده است یا ضمن عقد مرد اجازة پرداختن زن به این شغل را داده است. در اینجا همانطور که گفته شد در صورت منع دادگاه زن دیگر ملزم به اجرای تعهدات خود نیست و اجبار وی نیز ممکن نمی باشد و متعهدله می تواند خسارت عدم اجرای تعهد را از وی بگیرد (در اینجا خسارت تأخیر در اجرای تعهد مطرح نمی باشد). در این فرض بر خلاف موردی که قبلاً گفته شد در ممتنع شدن اجرای این تعهدات شوهر نیز نقشی قاصرانه دارد که جای توسل به قاعدة اقدام است و انگشت ضمان به سوی او نیز اشاره می رود. گذشته از این که متعهدله می توان مستقیماً به شوهر رجوع کند یا خیر، نقش مسئولانة وی را در خسارات قرارداد نمی توان انکار کرد چرا که خود وی با آگاهی و حتی اجازة اشتغال به زن، خود را در چنین موقعیتی قرارداده است و عادلانه نیست که زن را مسئول خسارات عدم اجرای چنین قراردادی دانست چرا که طبق ماده 1105 ق.م ریاست خانواده با شوهر است و وی مسئول خساراتی است که از عدم لیاقت و کارآمدی وی در ارادة خانواده از زمان تشکیل آن ایجاد می شود. البته مشروط بر اینکه شوهر قبل از ازدواج قاطعانه مخالفت خود را با شغل زن اعلام نکرده باشد چرا که صرف ازدواج با چنین زنی اقدام محسوب نمی شود. اما در اینجا متعهدله حق مراجعه مستقیم به شوهر را ندارد چرا که شوهر بر اساس حفظ سلامت خانواده از حق خویش استفاده کرده است و ممتنع از اجرای قرارداد زن محسوب می شود و می تواند بعد از پرداخت خسارت به طرف قرارداد برای دریافت معادل آن به همسر خود رجوع نماید و علت وجود چنین حقی نیز مسئولیت مدنی و قاعدة تسبیب است که قطعاً باید رابطة سببیت عرفی بین عمل مرد و وارد شدن خسارت به زن وجود داشته باشد. در این دعوا از لحاظ اثباتی زن مدعی است و باید تقصیر مرد را در ادامة شغل خود ثابت کند. البته مبنای مراجعه زن به شوهر برای دریافت خساراتی که به متعهدله داده است می تواند قاعدة غرور نیز باشد در جائی که زن با اذن شوهر ادامة شغل داده است و آن را حمل بر سازگاری این شغل با حیثیات خانوادگی خویش می کند مگر این مرد خلاف آن و آگاهی زن را ثابت کند که در این صورت از دادن خسارت به زن معاف می شود. این حکم در فرضی که مرد بعد از ازدواج اذن اشتغال زن به شغلی را می دهد و زن نیز تعهداتی را برای ادمة شغل خود بر عهده می گیرد و بعد با منع دادگاه مواجه می شود پر رنگ تر است و ظاهری که ایجاد می کند در هر حال زن را در جایگاه مدعی علیه قرار می دهد. همچنین اگر زن با توجه به ماده 1118 ق.م به استقلال در دارائی خود تصرف کند و با آن معاملاتی انجام دهد که شغل وی محسوب شود در صورت منع دادگاه و ادامه این وضعیت ناشزه محسوب می شود.

همین امتیازها و حقوق در منع از پرداختن مرد به شغل منافی با حیثیات خانوادگی به زن نیز داده شده است و مطابق ماده 18 قانون حمایت خانواده مصوب 1353 « زن نیز می تواند از دادگاه چنین تقاضایی را به نماید ». اما این حکم مانند حکم قبلی مطلق نیست بلکه منع دادگاه را علاوه بر شرایط عمومی که در اول ماده آورده است در مورد شوهر مشروط بر این کرده است که اختلالی در امر معیشت خانواده ایجاد نکند. قانونگذار در اینجا با دو مصلحت متعارض برخورد کرده است یکی حفظ مصالح خانوادگی و حیثیات زن و شوهر و دیگری امرار معاش، چرخاندن و تأمین هزینه های زندگی. قانونگذار بی نیازی زن و شوهر را بر بیکاری مرد ترجیح می دهد و مفسده ای را که از نیاز و احتیاج مادی در خانواده ایجاد می شود را بر مفاسدی که شغل مرد به بار می آورد ترجیح می دهد. البته حکم ماده 18 قانون حمایت خانواده بر مبنای شیاع عرفی تنظیم شده است و در صورتی که مرد قادر به کار کردن نیست و تمامی هزینه های زندگی بر دوش زن است مرد در صورتی می تواند منع وی را از دادگاه بخواهد که عدم اشتغال زن در امر معیشت خانواده اختلالی ایجاد نکند و الا دادگاه حق منع زن را از اشتغال به آن حرفه ندارد. البته اگر دادگاه تشخیص دهد مفسدتی که از اشتغال زن ایجاد می شود بسیار بیشتر از فسادی است که عدم اشتغال وی موجب می شود می تواند زن را از آن شغل منع کند و به شغل دیگری برای امرار معاش راهنمائی کند همچنین است در مورد مرد چرا که مبنای ماده چنین است.

پنج شنبه 5/8/1390 - 23:3
حقوق


 

قابلیت پیش‌بینی ضرر در مسئولیت مدنی

قابلیت پیش‌بینی ضرر در مسئولیت مدنیقسمتی از پایان نامه دوره دکتری آقای مجید غمامی
مسئولیت مدنی در حقوق تعهدات، عنوانی است برای بیان الزام قانونی جبران ضررهای ناروا. خواه این ضرر از شكستن پیمان و نقض عهد حاصل آید یا از تخطی از تكلیف عمومی احتیاط و عدم اضرار به غیر. بر این پایه، مسئولیت مدنی دو شاخه مهم دارد: مسئولیت قراردادی و الزام‌های خارج از قرارداد.
ضرر ناروا كه جبران آن موضوع و هدف مسئولیت است، ضرری است كه در مبانی نظری مسئولیت از آن سخن می‌رود و معیار آن بر مبنای مسئولیت منطبق است. برای مثال، بر پایه نظریه تقصیر، ضرر ناروا زیانی است كه از خطای خوانده ناشی می‌شود.


جبران زیان‌های ناروا موكول به آن است كه واجد شرایطی باشند. از جمله این شرایط، شرط «قابلیت پیش‌بینی متعارف» است كه هم در مسئولیت قراردادی و هم در مسئولیت قهری مورد گفت‌وگو است.
در میان نظام‌های حقوقی گوناگون، لزوم پیش‌بینی‌پذیری زیان در هر دو قسم مسئولیت مورد پذیرش است. در حقوق فرانسه، مسئولیت قراردادی قلمرو مرسوم قاعده پیش‌بینی‌پذیری زیان است و اجرای آن در مسئولیت قهری به طور تلویحی و با توسل به مفاهیم مشابه، نظیر مستقیم بودن زیان یا مسلم بودن زیان پذیرفته شده است. در كامن لا نیز رویه قضائی و اندیشه‌های حقوقی در هر دو زمینه قاعده را قابل اجرا می‌دانند.
در حقوق ایران نیز می‌توان نشانه‌هایی از نفوذ قاعده یافت. نویسندگان قانون مدنی به طور ضمنی آن را اعلام كرده و مبنای انشای برخی از مواد قانون قرار داده‌اند. در قانون تجارت و قانون دریایی و قوانین پراكنده دیگر نیز آثار اجرای قاعده مشهود است.
با وجود این، مهمترین متن قانونی در حقوق موضوعه ایران كه دربردارنده قاعده پیش‌بینی‌پذیری است، قانون مجازات اسلامی است كه مواد متعددی از آن متضمن قاعده یاد شده در عرصه مسئولیت قهری است.
درباره مبنای قاعده نیز سخن بسیار است. مبنای پیشنهاد شده در این رساله «محدود شدن مسئولیت مدنی به قواعد اخلاقی» است: مسئولیت مدنی، خواه در چهره عمومی خود كه بر مبنای تقصیر استوار است، یا در صورت‌های خاص و استثنایی خود كه محض و مطلق است، ریشه در قواعد اخلاق مدنی و اجتماعی دارد و به مرزهایی كه این اخلاق معین می‌كند محدود می‌گردد. یكی از این مرزها، محدود شدن مسئولیت به نتایج منتظر و پیش‌بینی‌پذیر اعمال انسانی متعارف است. این محدودیت در قاعده قابلیت پیش‌بینی ضرر جلوه كرده است و این قاعده را باید نشانه‌ای بر پیوند عمیق حقوق و اخلاق شمرد.
استثناهای اجرای قاعده نیز با این مبنا توجیه می‌شوند: مدیونی كه به عمد پیمان می‌شكند یا كسی كه عمدا موجب اضرار غیر می‌شود در داوری اخلاقی پاسخگوی تمامی نتایج عمل خود است. یعنی از لحاظ اخلاقی مسئول شمردن چنین شخصی نسبت به نتایج پیش‌بینی نشده ناعادلانه نیست. همچنین است اگر از تقصیر او دیگری دچار صدمات جسمانی یا روانی گردد. منتها باید به خاطر داشت كه قضاوت اخلاقی با معیارهای نوعی صورت می‌پذیرد و ملاك اخلاق اجتماعی یا اخلاق افراد متعارف و متوسط جامعه، كه از آن به اخلاق مدنی تعبیر می‌شود، است، نه اخلاق پارسایان و قهرمانان.
قابلیت پیش‌بینی ضرر در مسئولیت مدنی، به منزله یكی از اركان مسئولیت یا یكی از اوصاف ضرر قابل جبران، بیش و كم در همه نظام‌های حقوقی پذیرفته شده یا موضوع بحث و گفت‌وگو است. مطالعه آراء گوناگونی كه در این باره مطرح گردیده است، دونكته اساسی را روشن می‌سازد:
الف) از لحاظ نظری مناقشه بسیاری در نظام‌های حقوقی، درباره قلمرو اعمال این قاعده وجود دارد؛ مسئولیت قراردادی عرصه مرسوم و مورد اتفاق اجرای قاعده است و درباره امكان اعمال آن در مسئولیت قهری اختلاف نظر حاكم است. این اختلاف‌نظر، چنانكه در مقدمه این رساله احتمال ان داده شد،‌مبنای نظری محكمی ندارد و در نظام‌هایی كه جریان قاعده را در ضمان قهری ناممكن می‌شمارند، از شیوه‌های جایگزین كه گهگاه سرپوشی برای اعمال قاعده بوده است، به نتایج آن دست یافته‌اند، در فرانسه از ویژگی مستقیم بودن زیان یا مسلم بودن زیان برای این منظور بهره برده‌اند و در حقوق آلمان از نظریه سبب اصلی یا متعارف. مسیرها مختلف به نظر می‌رسد ولی مقصدها یكسان است. همگی اذعان دارند كه مسوولیت مدنی باید مرزی منطقی و عادلانه داشته باشد و ضمان نامحدود را نمی‌توان تحمل كرد.
ب) برای سامان دادن به این مناقشه باید سراغ مبنای قاعده رفت و چاره مشكل را آنجا جست‌وجو كرد. نظریه‌های متعددی برای توجیه نظری قاعده ارائه شده كه هیچ یك به تنهایی پاسخگوی همه آثار و روشنگر تمامی زوایای آن نیست. به همین دلیل، در این تحقیق كوشش اصلی معطوف به یافتن مبنایی مناسب برای قاعده بوده است تا قلمرو واقعی آن آشكار شود؛ مبنایی كه رنگ تكلف بر قاعده نزند و از منظری واقع‌گرایانه توضیحی برای آثار مترتب بر آن ارائه دهد. مبنای منتخب بر پایه‌های زیر استوار است.
1) در مسئولیت مدنی، همچون مسئولیت اخلاقی، تناسب میان فعل زیانبار و نتایج حاصل از آن شرط است. تحمیل تمامی آثار تقصیر بر مرتكب از لحاظ اخلاقی امری ناپذیرفتنی است. به ویژه آنكه در مسئولیت، تقصیر از مفهوم سنتی خود فاصله گرفته و چهره‌ای كاملا نوعی و اجتماعی یافته است و از این جهت مسئولیت ناشی از آن به مسئولیت نوعی شباهت پیدا كرده است. هرچه بر نوعی بودن مفهوم تقصیر و گسترش مسئولیت‌های محض تاكید بیشتری رود، ضرورت تجدید اخلاقی آن بیشتر احساس می‌شود. مسئولیت نوعی و مطلق رنگی از مجازات را بر خود دارد و به همین دلیل باید با باران اخلاق آن را تلطیف كرد. مسئولیت مدنی هیچگاه نمی‌تواند پیوند خود را با مسئولیت اخلاقی فراموش كند. به همین منظور پاره‌ای از مفاهیم نظیر سبب متعارف یا اقدام زیان‌دیده یا تكلیف تقلیل زیان را در استخدام گرفته تا قواعد آن «انسانی‌تر» شود، در برخی موارد نیز كه بعضی قوانین خاص، مسئولیت‌هایی كاملا محض و مطلق ایجاد كرده‌اند، كه دخالت اسباب خارجی یا حتی تقصیر زیان‌دیده آن را از میان نمی‌برد، با مقاومت اندیشه‌های حقوقی مواجه شده و آماج سهام انتقاد دانایان قرار گرفته‌اند. بهترین مثال در این‌باره، قانون حوادث رانندگی فرانسه مصوب ژوئیه 1985 است كه به موجب آن، راننده وسیله نقلیه موتوری زمینی، مسئول نتایج زیانباری است كه در اثر قوه قاهره یا خطای زیاندیده به بار آمده است. (ماده 2).1
باری، قاعده قابلیت پیش‌بینی ضرر در زمره همین ابزارهای اخلاقی كردن مسئولیت مدنی است و در این چارچوب معنا می‌یابد و در رساله حاضر از این منظر مورد مطالعه قرار گرفته است.
2) مراد از قانون اخلاق، كه مبنای پیشنهاد شده برای قاعده پیش‌بینی‌پذیری زیان است، اخلاق اجتماعی، معقول و مقبول جامعه است كه از آن می‌توان به «اخلاق مدنی» تعبیر كرد؛ اخلاقی كه هر فرد، قطع نظر از اعتقادات شخصی و منزلت اجتماعی خود، به علت زندگی در جامعه منظم، مكلف به رعایت آن است. از این دیدگاه، حقوق، متوسط آدمیان را در نظر می‌گیرد و اخلاق نوعی و اجتماعی مورد رعایت و پذیرش او را ملاك داوری قرار می‌دهد. اخلاق فردی و ارزش‌های قدسی، نقشی غیرمستقیم در تبیین و تعیین معیارهای اخلاقی مسئولیت دارند و البته این نكته از ارزش والای آنها نمی‌كاهد و به معنای انكار فضیلت‌های اخلاقی نیست. مسئله اصلی آن است كه فرد نمونه اخلاق فردی، كه جایگاهی بس رفیع دارد، در زمره پارسایان و ایثارگران است كه جزؤ نوادرند. ایثار خود یكی از ارزش‌‌های اخلاقی فردی است كه از انسان پایبند به چنین اخلاقی انتظار می‌رود.
لیكن، جامعه را انسان‌های فداكار و قهرمان تشكیل نداده‌اند و بر همین مبنا، اجتماع و زندگی جمعی اخلاق ویژه خود را می‌طلبد. ارزش‌‌های اخلاقی از این منظر، ارزش‌هایی جدا از اخلاق فردی نیست، بلكه صددرصد وام‌دار و وابسته به آن است، تفاوت در درجه سختی و میزان انتظار قواعد اخلاقی از انسان‌های ملتزم به آن است.2
بدین‌سان، گوهر اصلی این نظریه را می‌توان در یك جمله بیان كرد: مسئولیت مدنی، خواه در چهره عمومی خود كه بر اندیشه تقصیر استوار است، یا در صورت‌های خاص و استثنایی كه محض و مطلق است، ریشه در قواعد اخلاق اجتماعی و مدنی دارد و محصور به مرزهایی است كه این اخلاق معین می‌كند. یكی از این مرزها، محدود شدن مسئولیت به نتایج منتظر و پیش‌بینی‌پذیر اعمال انسانی متعارف است. این محدودیت در قاعده «قابلیت پیش‌بینی ضرر در مسئولیت مدنی» متجلی است و این قاعده را باید نشانه‌ای بر پیوند عمیق حقوقی و اخلاق شمرد.


منابع :

 

http://lawyer.mee.ir

قانون مسوولیت مدنی

 

جمعه 22/7/1390 - 8:10
خواستگاری و نامزدی

اعتیاد به کار و علائم اختلال اعتیاد شغلی

این روزها مدیران اجرایی در اطراف خود با چالش های بیشماری روبرو هستند. این افراد می بایست با اتکا به انتخاب های آگاهانه میان زندگی شغلی و شخصی خود تعادل ایجاد نمایند. یکی از بزرگترین دغدغه های شاغلین در محیط کار به همین امر بستگی داشته و به راحتی می تواند سلامت جسمی و ذهنی آنها را تحت الشعاع قرار دهد. باید توجه داشت که انبوه مشکلات عدیده ای که در پی اعتیاد به کار ایجاد می شوند نه به نوع شغل فرد مورد نظر بستگی دارند و نه به جنسیت وی. در حقیقت این مشکل می تواند برای کلیه افرادی که در شرکت ها، و سازمانهای دولتی مشغول به فعالیت هستند و یا حتی کسانی که به طور شخصی برای خود در هر حرفه ای کار می کنند، ایجاد شود.

در ارزیابی های اجرایی به منظور پی ریزی استراتژی های کاربردی برای رفع این اختلال که با عنوان "آموزه های صنفی" معرفی می گردد، افراد شاغل از سراسر جهان مورد تحلیل و بررسی قرار گرفتند. به همین دلیل وقتی در حال مطالعه ی این مقاله بوده و احساس کردید که مطالب آن در مورد شما صدق می کنند، احساس تنهایی نکنید، افراد زیادی مانند شما وجود دارند و در این میان تنها نیستید! بسیاری از مراجعین من افراد با استعداد و مدبری در حیطه شغلی خود هستند. توجه کنید که اعتیاد کاری نتیجه ی خواست فردی، بی استعدادی، نبود تحصیلات کافی، اشکالات اخلاقی و یا خانوادگی نیست. در بسیاری از نمونه ها تعداد زیادی از افرادیکه به این اختلال دچار می شوند، خودشان هم از مشکل خود بی اطلاع اند. تنها چیزی که می دانند این است که زندگی دیگر برایشان جذابیت ندارد و این امر هم به محیط کار و هم به خانه بسط پیدا می کرد. در برخی از نمونه های دیگر هم افراد به موفقیت های بسیار زیادی می رسند، اما این موفقیت ها توانایی جلب رضایت آنها را ندارد. کسی که به کار کردن معتاد می شود، سعی می کند هر روز سختتر از روز گذشته کار کند و به موفقیت های بیشتری برسد، چرا که نمی تواند لحظه ای استراحت کند، وقایع اطراف خود را احساس کند، و بوی موفقیت های امروز خود را استشمام نماید. این برنامه های فشرده ی کاری نشات گرفته از عوامل درونی تر نظیر احساس ناامنی و تصویر مخرب ذهنی شخصی باشد. در بسیاری از موارد رفتارهای فرد معتاد به کار شامل تحمیل کردن کارهای زیاد به خودش است. متاسفانه این افراد درک صحیحی از شخصیت درونی خود ندارد. در برخی موارد دیده شده که با استفاده از دارو و یا الکل سعی در التیام بخشیدن آلام خود دارند و می خواهند از این طریق خودشان را کنترل کنند و تا می توانند از احساسات فاصله بگیرند.

اعتیاد کاری در مقایسه با سخت کوشی

مهم است که تفاوت میان این دو مطلب را بدانیم. برخی از افراد تیپ "A" هستند و در واقع شخصیت آنها به گونه ای است که به شدت سخت کوش می باشند. این افراد هم کار خود را به خوبی انجام می دهند و هم از اوقات فراغت خود نهایت استفاده را می برند. اما در عین حال یک مرز معین میان مسائل کاری و مسائل شخصی کشیده اند. از سوی دیگر هیچ یک از این امور در مورد کسی که دچار اختلال کاری است صدق نمی کند. زمانیکه فرد معتاد به کار متوجه مشکل خود می شود، تصور می کند که کنترلی بر روی زندگی خود ندارد و همه چیز به شغلش بستگی دارد و نمی تواند حدود مشخصی را میان حوزه ی کاری و حیطه ی شخصی زندگی خود قائل شود. علاوه بر تعداد بیشماری از عواقب منفی که این امر در بر دارد، آنها در تمام طول عمر خود همچنان از الگوی غلط کاری پیروی می کنند و به آن ادامه می دهند.

درست مانند سایر موارد اعتیاد، بی توجهی شرایط را بدتر می کند و همین امر باعث می شود که افراد مبتلا به این اختلال توانایی کمک گرفتن از دیگران را نداشته باشند. بی توجهی مانند مانعی دید آنها را نسبت به وقایع و حقایق زندگی مسدود می کند و سبب می شود که تشخیص درستی از مسائل شخصی پیرامون خود نداشته باشند. معمولاً در حادترین حالت اختلال این افراد دچار نوعی حس خود برتر بینی می شوند که مصادر آن هم در زندگی شغلی و هم در حیطه ی شخصی نمود پیدا میکند. "کار" آنها تبدیل می شود به "شخصیت" آنها و تصور می کنند کارشان می گوید که چه کسی هستند، نه اینکه کار صرفاً فعلی باشد که انجام می دهند.

ارزیابی سندرم اعتیاد به کار

متاسفانه در وضعیت اجتماعی حال حاضر ممکن است فردی که مبتلا به اعتیاد شغلی است مورد تشویق و حمایت قرار بگیرد، چراکه کارفرمایان با زندگی خصوصی این افراد ارتباط برقرار نکرده و از مشکلات آنها آگاهی ندارند. ضرر و زیانی که این تشویق ها به بیماران وارد می کنند، زیاد بوده و غیر قابل جبران می باشد. آنها با این تشویق ها بیشتر کار می کنند، سود بیشتری به شرکت ها می رسانند، و ضررهای بیشتری را به جان می خرند و تا آنجایی که عواقب جبران ناپذیری را تجربه نکنند، دست از کار نمی کشند. اگر همکاران به یک چنین افرادی کمک کنند، آنها این توانایی را پیدا می کنند که در آینده هم در زمینه شغلی و هم شخصی خیلی مفیدتر باشند.

در دنیای تجارت امروزی که خرید شرکت و یا موسسه توسط کارمندان، ادغام شرکت ها، تصاحب عمده سهام شرکت ها، و اخراج خدمه رواج زیادی پیدا کرده، شاید دور از انتظار نباشد که ببینیم شرکت ها و ارگان ها جاهلانه افراد مبتلا به اعتیاد کاری را تشویق می نمایند. بسیاری از شرکت های بزرگ همچنان در جهالت و بی توجهی غرق شده اند و نمی دانند که چه مشکلات بزرگی این افراد را تهدید می کند. این مشکلات می توانند از نبود دلگرمی در این افراد شروع شده و تا آزار و اذیت فردی، استرس بیش از اندازه، و سایر مشکلات شخصی مانند طلاق و در نهایت ترک کار ادامه پیدا می کند. چنین شرایطی می تواند به سرعت استرس و تنش بی شاعبه ای را در فرد ایجاد کند و باعث ایجاد هرج و مرج و آشفتگی در محیط کار او شود. کسانیکه دچار اختلال اعتیاد به کار هستند تصور می کنند که همواره در حال راه رفتن بر روی لبه ی تیغ هستند.

آموزش نحوه ایجاد تعادل در زندگی می تواند به طرز باور نکردنی دورنمای ارزشمندی از زندگی شغلی و شخصی را در اختیار این افراد قرار دهد.

سوالات کلیدی که افراد معتاد به کار می توانند بر طبق آن خود را شناسایی کنند، به شرح زیر است:

فهرست موردی سندرم اعتیاد به کار

1- چند ساعت کار می کنید و چه میزان از وقت خود را با دوستان و خانواده ی صرف می کنید؟ آیا برنامه ریزی های کاری شما برای مسائل اجتماعی و خانوادگی شما مشکل ایجاد کرده است؟

2- آیا زمانیکه نوبت به محدودیت تعیین کردن برای کار می رسد قدرت خود را از دست می دهید؟ وقتی صحبت از زودتر به خانه رفتن و صرفنظر کردن از کار به میان می آید احساس می کنید که کنترل و اختیار ندارید؟

3- آیا نمی توانید به خوبی از "ثمره" کارهایی که انجام داده اید لذت ببرید و علیرغم تمکن مالی و افتخار شغلی از زندگی خود راضی نبوده و از آن لذت نمی برید؟

4- آیا زیر قول هاییکه به خود، خانواده، و دوستانتان داده اید می زنید؟ و به خاطر مسائل کاری برنامه مسافرت و غیره را بر هم می زنید؟

5- آیا در زمینه واگذار کردن کارها به دیگران وسواس پیدا کرده اید؟ نمی توانید ذهن خود را از روی مسائل شغلی منحرف کنید؟

6- آیا الگوی کاری شما اجازه ی لذت بردن از کارهایی که قبلاً خوشحالتان می کرد، مانند: مسافرت رفتن، ماهیگیری، ورزش، موزه، و مطالعه را به شما نمی دهد؟

7- زمانیکه در تعطیلات به سر می برید، برایتان خیلی دشوار است که از کار دل بکنید و بی اختیار با استفاده از: تلفن، لپ تاپ، و ییجر باز هم خود را درگیر مسائل کاری می کنید؟

8- آیا سلامت خود را به دلیل ساعات متمادی کاری در خطر می بینید؟ آیا با اینکه پزشک، مشاور و یا همکارتان به شما گوشزد کرده که بهتر است کمی استراحت کنید، همچنان به خودتان فشار می آورید؟

9- خیلی زود عصبانی می شوید و از کوره در می روید؟ آیا اطرافیان به همین دلیل تمایلی به برقراری ارتباط با شما ندارند؟ آیا احساس می کنید که عوض شده اید؟

10- آیا تا کنون اتفاق افتاده که بخواهید کار زیاد را کنار بگذارید، اما نتوانسته باشید و همچنان ساعات متمادی در محیط کار خود باقی مانده باشید؟ یا شده به خودتان قول بدهید که ساعات بیشتری را در خانه بمانید، و یا به باشگاه بروید، اما موفق به انجام یک چنین کاری نشده باشید؟

اگر پاسخ شما به 3 مورد (یا بیشتر) از سوال های فوق مثبت باشد، به احتمال زیاد دچار اختلال اعتیاد کاری هستید. سعی نکنید خودتان به شخصه و بدون اینکه از دیگران کمک بگیرید، مشکلتان را حل کنید. نصایح یک مشاور حرفه ای در این زمینه بسیار سودمند خواهد بود. افرادی که کوچکترین علائم این اختلال دارند با مشکلات بیشماری روبرو هستند و نمی توانند به تنهایی از عهده آن برآیند؛ اما مهمترین گام پذیرفتن مشکل و پیدا کردن اعتماد به نفس کافی برای کمک گرفتن است.

سه شنبه 5/3/1388 - 23:14
خواستگاری و نامزدی

10 راهکار اصولی برای متحول کردن زندگی

رشد و پیشرفت نتیجه ایجاد تغییر و تحول در زندگیست. اگر همچنان در وضعیت فعلی خود باقی بمانید، هیچ گاه به رشد و تعالی نمی رسید. شیوه ی تفکر و عملکرد خود را تغییر دهید تا بتوانید به کلیه اهداف خود دست پیدا کنید. باید توجه داشت که تغییر و تحول از یک روند ممتد پیروی کرده و هیچ گاه متوقف نمی شود. به محض متوقف شدن تغییر و تحول، رشد و پیشرفت شما هم متوقف می گردد.

ما قصد داریم تا در این مقاله مهم ترین تکنیک های موجود در زمینه ایجاد تغییر و تحول در زندگی را به شما معرفی کنیم.

1- ریتم زندگی خود را آرام کنید

شما نیاز به زمان دارید تا بتوانید فکر کنید و افکار خود را در زندگی فردی بازتاب دهید. اگر تمام مدت سرتان شلوغ باشد، وقت کافی برای فکر کردن به اهداف خود ندارید چه برسد به اینکه بخواهید دست به عمل بزنید و زندگیتان را تغییر دهید. پس ریتم زندگی خود را آرام و ملایم نمایید و برای تغییر در زندگی خود فضا ایجاد کنید.


سعی کنید آهسته به جلو پیش بروید تا در عین حال بتوانید بیش از پیش از زندگی لذت ببرید. مشغولیت های بی مورد نه تنها لذت تماشای مناظر بی نظیر زندگی را از شما می گیرند بلکه باعث می شوند که شما هیچ حسی نسبت به اینکه کجا هستید، به کجا می روید، و چه کاری انجام می دهید نیز نداشته باشید.

ادی کانتور


2- خواستار تغییرباشید

"تمایل داشتن" ضروری است. این زندگی شماست، هیچ کس نمی تواند در آن تغییر ایجاد کند مگر خود شما. اگر خودتان خواستار تغییر نباشید، آنگاه هیچ چیز در این دنیا نمی تواند شما را مجبور به تغییر کند.


به این منظور در ابتدا باید به خود بگویید که با ایجاد تغییر، زندگی من از شرایط فعلی بهتر خواهد شد. اصلاً مهم نیست که زندگی شما تا چه اندازه خوب است به هر حال باز هم جای پیشرفت و ترقی وجود دارد. از سوی دیگر اگر تصور می کنید که زندگیتان اصلاً خوب نیست، باز هم ناامید نشوید، همیشه جای امیدواری برای بهبود اوضاع جود دارد. به خودتان بقبولانید که همیشه توانایی ایجاد تغییرات مناسب در زندگی را دارید.


3- مسئولیت پذیر باشید

قبول مسئولیت های زندگی یک "باید" است. دیگران را به خاطر اتفاقات بدی که در زندگیتان رخ می دهد سرزنش نکنید. انگشت سرزنش خود را به سوی خانواده، دوستان، کارفرما و یا وضعیت بد اقتصادی جامعه نشانه نگیرید. خوبی و بدی موجود در زندگی مستقیماً به عملکرد فردی شما بستگی دارد. زمانیکه مسئولیت این موارد را پذیرفتید، آنگاه می توانید انتظار ایجاد تغییرات شگرفی را در زندگی خود داشته باشید.


باید تصمیم بگیریم که خودمان و نه اوضاع و احوال پیرامونمان را تغییر دهیم. با این روش می توانیم خیلی موثرتر عمل کنیم.

استفان کوی


4- ارزش های اصلیتان را مرور کنید

در اعماق قلب هر فرد اصولی وجود دارد که وی به شدت به آنها معتقد است. از خود سوال کنید ارزشمندترین چیزی که در زندگیتان وجود دارد چیست؟ احساس می کنید برای داشتن یک زندگی موفق باید چه اصولی را رعایت کنید؟ اینها ارزش هایی هستند که خودتان باید نسبت به آنها آگاهی داشته باشید. آنها را پیدا کنید و به خودتان یادآوری نمایید.


5- دلایل مهم زندگیتان را پیدا کنید

ایجاد تغییر کار ساده ای نیست چراکه شما باید بر سکون حاکم بر زندگی خود غلبه کنید. درست مثل یک شاتل فضایی که برای غلبه بر جاذبه ی زمین نیاز به یک موشک پرقدرت دارد. شما هم برای غلبه بر سکون موجود در زندگی نیاز به یک منبع پرقدرت انرژی دارید. دلیل شما برای تغییر درست همان منبع انرژی است. برای پیدا کردن این دلایل ببینید چه چیزهایی برایتان مهم هستند.


6- افکار نیرو بخش را جایگزین افکار محدود کننده کنید

افکار محدود کننده جزء بزرگترین موانعی هستند که شما را از پیشرفت در زندگی محروم می کنند. ابتدا باید آنها را پیدا کنید تا بعداً بتوانید بر آنها غلبه کنید. به منظور تشخیص این قبیل افکار در ذهن خود به دنبال افکاری باشید که شامل عبارات زیر هستند:


"من نمی توانم...."

"قادر نیستم که ...."

"من هیچ وقت نتوانستم ...."

"هیچ راهی وجود ندارد که ...."


هر زمان که در ذهن خود به یکی از این افکار برخورد کردید، آن را یادداشت نمایید و یک تفکر نیرو بخش را جایگزین آن نمایید. در مقابل هر جمله منفی یک جمله ی مثبت بنویسید.


7- عادات خوب را جایگزین عادات بد کنید

شما می بایست علاوه بر افکار محدود کننده، عادات بد خود را نیز پیدا کنید. آیا عاداتی هستند که همیشه شما را از اقدام کردن باز می دارند؟ آیا رفتارهایی هستند که باید از آنها دست بشکنید؟ بهتر است که لیستی از آنها تهیه نمایید.

سپس به جای اینکه سعی کنید آنها را ترک کنید، یکسری عادات مثبت برای جایگزین نمودن آنها در نظر بگیرید. فرض کنید یکی از عادات بد شما تماشای بیش از اندازه تلویزیون است. به جای اینکه مدت زمان تماشای تلویزیون را کم کنید، به انجام کاری فکر کنید که جایگزین تلویزیون شود. به عنوان مثال می توانید مطالعه کردن را انتخاب کنید.


8- برای خود الگو و مربی انتخاب کنید

پیدا کردن یک الگو در زندگی کمک بزرگی در راه تعالی آرمان ها محسوب می شود. او می تواند شما را راهنمایی کرده و مشکلات و موانع موجود بر سر راهتان را یادآوری نماید. با این کار می توانید در وقت و ان‍رژی خود صرفه جویی کنید.

البته پیدا کردن یک مربی خوب ساده نیست و در ابتدا شما باید به او ثابت کنید که فرد مستعد و قابلی هستید. سعی کنید در نظر او فرد مفیدی جلوه کنید. در کارها کمکش کنید تا ثابت کنید که شاگرد زرنگی هستید و این ارزش را دارید که بر روی شما سرمایه گذاری کند.


9- انتظارات منطقی داشته باشید

باید از ابتدای راه انتظارات منطقی را در ذهن خود بپرورانید. کار شما در مراحل ابتدایی به مراتب ساده تر است و هر چه جلوتر می روید موانع و مشکلات هم بیشتر می شوند. تغییر و تحول نیازمند زمان است به ویژه اگر بخواهید تغییرات دائمی در زندگی خود ایجاد کنید. انتظارات منطقی، شما را در شرایط سخت همچنان پابرجا نگه می دارند.


10- پیوسته در حرکت باشید

مسئله اصلی آغاز نمودن کار است. زمانیکه شروع کردید، آنوقت می توانید با سرعت دلخواه به جلو پیش بروید. درست مثل هل داد ماشین، در ابتدا باید نیروی زیادی به آن وارد کنید تا راه بیفتد، اما وقتی راه افتاد نیاز به انرژی کمتری دارد.

همیشه در حال بهبود زندگی خود باشید. سعی کنید هر روزتان بهتر از دیروز باشد. همانطور که قبلاً هم گفتیم تا تغییر و تحول نباشد، خبری از رشد و پیشرفت هم نخواهد بود.

سه شنبه 5/3/1388 - 23:11
ازدواج و همسرداری

چیزی وجود دارد كه هر مردی لازم است درمورد همسرش                                       از آن مطلع باشد: گفتن چه حرفهایی باعث خوشحالی او                                       میگرد! و اگر شما                                       خواسته شان را برآورده نمایید، در عـوض بـسیـار بـیـشتـر                                       از طرف همسرتان مورد محبت و توجه قرار خواهید گرفت و                                       آنها خوب می دانند كه چطور این كار شما را جبران كنند.

چه ازدواج كرده باشید و چه در دوران نامزدی بسر میبرید،                                        این قانون را بیاد داشته باشید: برای آمـاده نـگاه داشـتـن                                         یك زن جهت ابراز مهر و محبت به شما، كافی است نكات                                       مثبت بسیاری از او را به وی یادآوری نمایید.

در ادامه به 9 مطلبی كه همسر شما عاشق شنیدن آنها است اشاره میكنیم:

شماره 9

 "روز خوبی داشتی؟"                                                                                  هـنـگامیـكه از همسر خود در مورد چگونگی گذراندن روزش پرسش میكنید، برداشت او این خواهدبود كه شما انسان با فكری هستید و مشتاقید بدانید وی ساعات كاری خود را چگونه سپری كرده است. اما یـك هشـدار: ایـن سـؤال بـه هـمـسـر شـمـا مجوز آن را خواهد داد كه چند ساعتی در مورد كوچكترین اتفاقاتی كه برایش افتاده صحبت نمایـد. پس برای مدت زمانی طولانی آماده نشستن و شنیدن داستانهای او شوید.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: زنها به آنچه كه در فكر شما میگذرد، توجه زیادی دارند. پرسش در مورد چگونگی روز او نشان می دهد كـه شمـا پذیرا، مشتـاق و علاقمند به گوش دادن حرفهای همسرتان هستید. با این عمل به او فرصتی می دهیـد تا خودش را خـالی نـموده و شما را به عنوان همراز و محرم اسرار خود در نظر بگیرد. اگر چه ممكن است بیش از زمانی كه انتظار دارید مجبور به شنیدن صحبتهایش شوید، اما وقتی تمام شد، او شروع به صحبت در مورد شما خواهد كرد.

شماره 8

"نمی تونم بگم چقدر دلربا و زیبا هستی"                                                      همانطور كه مشخص است، این بـه او مـی رسـاند كه شما وی برای شما جذاب بوده و فرد دیـگری بـه چشمتان نمی آید. از طرف دیگر باعث افزایش اعتماد بنفس در او خواهد شد.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: این جمله بخصوص در روابط  بلند مدت مؤثر واقع می شود چرا كه شما به همسر خود اطمینان میدهـید هنوز به او علاقه دارید. در عوض همسرتان نیز سعی خواهد كرد این زیبایی و دلربایی را با شما تقسیم نمایید. سؤالی هست؟ اینجوری فكر نمیكنید؟

شماره 7

"در مورد ‌[ هر چیزی ] چه احساسی داری؟"                                                پـرسیدن این سؤال به همسرتان نشان می دهد كه شما خالصانه برای احـساسـات او اهمیت قائل هستید. زنها عاشق بیان احساسات خود در مورد هر موضوع قابل تصوری می بـاشند. با این حـال بـدانید كه خود را در دام گفـتگویـی طولانی و عمیق در مورد آن موضوع گرفتار خواهید كرد. بنابراین اگر شب تصمیم دیدن مسابقه فوتبالی را دارید، این سؤال را مطرح نكنید.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: این سؤال بیانگر جنبه مهربانی و دلسوزی یك فرد است. وقتی همسرتان در می یابد كه شما توجهتان را به وی مبذول داشته اید، او نـیـز متقابلا تمام احساسات خود را با شدتی بسیار بیشتر، اهدا خواهد نمود. یعنی اگـر قـبـلا فـقـط فردی جذاب بشمار می آمدید، اكنون همانند جواهری در چشم او جلـوه خواهید كرد. متوجه منظورم می شوید؟

شماره 6

"تو زیبا تر از دوستان دیگرت هستی"                                                             قرار دادن او از بین همتاهایش بر سكوی نخست زیبایی باعث بالا رفتن اعتمـاد بـنفـس وی شـده و سـبـب می گـردد تا هـمـسر شمـا در تـصـوراتش بر دوستان هم جنس خود بتواند فرمانروایی كند. این تحسین و تعریف بسیار مهمی در دنیای زنانه محسوب شده و امتیاز شما را در نزد همسرتان ارتقای چشمگیری خواهد داد.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: گذشته از اینكه باعث می گـردد او از لحاظ زیبایی ظاهری خود را برتر از اطرافیانش تصور كند، این جمله كوتاه به همسرتان تفهیم میكند كه شما تا چه حد برای وی ارزش قائل هستید. بعلاوه زمانی كه دوستانش پیش شـما هستند، كمتر احساس نگرانی خواهد كرد. او در مـورد خـودش احـسـاس خـوبـی نموده و پاداش سلیقه بخرج دادن شما را خواهد داد. با اینحال یك احتمال جانبی بالقوه وجود دارد: یك همسر حسود این سخن را مدركی برای متهم نمودن شما به اینكه قصد برانداز نمودن و چشم دوختن به دوستانش را دارید، بشمار خواهد آورد.

شماره 5

" تو واقعا زرنگ و باهوشی"                                                                          با تـصـدیـق نـمودن هـوش و ذكـاوت وی، ایـن معـنی را می رسانید كه علاوه بر محاسن ظاهری، متوجه ذهن و فكر توانمندش نیز شده اید. هـمـسر شـما بـا شنیدن این جمله در مورد همه جوانب زندگی خود احساس رضایت و خوشنودی خواهد نمود. این سخـن نشانه احترام از طرف شما برای همسرتان محسوب میگردد.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد:  زنها عاشق مردان صـمـیمی و خـوش قـلب مـی بـاشند و هیچ چیزی بهتر از بیان و تشخیص هوش و ذكاوت آنها نمی تواند صفات آقا منشانه شما را آشكار نماید

 

 

 

شماره 4

"می خواهم همه عمرم را با تو سپری كنم"                                                  ایـن جمله ای سنگین است؛ هنگامیـكه این جـمله را بیان می دارید، او از لحاظ روانی بسیار سركیف می گردد. جـمـلات دیـگـری كـه تقریبا همین نتیجه را داشته ولی تعهدآوری آنها كمتر می باشد، عبارتند از: " فقط تو میتونی تا این حد منو خوشحال كنی" و " من دوست ندارم با هیچ كس دیگری جز تو باشم."

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: همـه زنـها عاشق شنیدن جملاتی حاكی بر سرسپردگی دیرپا و با دوام از همسرشان هستند. مطمـئـن بـاشیـد كـه بـعد از گفتن این جمله سلامی همیشگی را از او خواهید شنید.

شماره 3

"تو بهترین دوست منی"                                                                               به او می گویید كه برای رابطه اتان ارزش قائل هستید و مایلید كارهایی را بـهـمراه او انجام دهید كه مردان دیگر ممكن است رغبتی به آن نداشته باشند. همسرتان بعد از شنـیـدن ایـن جمله پیوستگی مقاومت ناپذیری با شما پیدا خواهد نمود.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: این جـملات شـما را در نـظر وی بـجای یـك فرد عادی كه مجبور به گذراندن وقتش با او است، به انسانی معنی دار و جذاب تـبـدیـل میكند. این شما را به ابتدای لیست خواسـتگـاران پرتاب میكند چراكه شما به مهمترین نكته اشاره كرده اید: دوستی و رفاقت.

شماره 2

"تو یك مادر ایده آل خواهی شد"                                                                   اغلب زنها به دنبال این هستند كه روزی بچه دار شونـد. هـمـچـنین اكـثـرا با خود كلنجار می روند كه آیا در این راه مـوفـق خـواهد بـود یـا خـیر. بـا گفـتن این جمله به او اطمینان می دهید كه حتما به هدفش خواهد رسید. به علاوه با ارضـای نیازهای درونی او باعث آرامش و تسكین وی می شوید. بیان این كلمات از زبان شما به عنوان یك همسر، او را تبدیل به خوشحال ترین انسان روی زمین خواهد نمود.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: واضح است كه این نوایی بسیار خوشایند در گوش او می باشد. از این نقطه، همسرتان بیشتر پذیرای پیشرفت و ترقی شما خواهد شد.

شماره 1

"تو زندگی منو كامل می كنی"                                                                     این به او می گوید كه تنها فرد مورد علاقه شما است. همه زنها دوست دارند این جمله را از شوهرشان بشنوند. بـیـان ایـن عبـارت بـه مفهوم آن است كه شما همسر خود را بصورت كامل پذیرفته ایـد و ایـنـكه او به صـورت موجودی اجتناب ناپذیر و همیشگی برای شما در آمده است. در همسرتان احساس لـذت بـخش غیر قابل تصوری بوجو آمده و تا چندین روز لبخند از لبانش جدا نخواهد شد.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: این جـمـله اسـاسـا مـی گـوید كه شما در زندگی به او نیاز داشته و نمیـتوانید بدون او به زندگی ادامه دهید. زنها از شنیدن چنین جملاتی بسیار مشعوف میگردند.

اشاره باشكوه

"دوستت دارم"                                                                                             این جمله "دو كلمه ای" معروف و كوتاه كـه هـمگی ما برایـش اهـمیت بسیار زیادی قائل هستیم، می تواند تاثیر شگرفی به همراه داشته بـاشد. اگر ازدواج كرده اید خوب است هر روزه چندین بار برای همسرتان تكرارش نمایید.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: گفتن این عبارت بهـمسرتان بـاعث روشن نگاه داشتن شعله های آتشی می گردد كه همیشه نیاز به برافروزی دارند. اگـر در بـین شما كسانی تـا حال این جمله را به همسرشان نـگفـتـه انـد، هر گاه احساس آمادگی نمودید، تردید به خود راه نداده و آن را بیان كنید. هیچگاه از گفته خود پشیمان نخواهید شد وقتی كه عكس العمل او را می بینید ( یا احساس می كنید ).

 

گفتگوی عشق

اكنون كه آموختید كه چگونه می توانید همسر خود را خوشنود كنید  اینكار را انجام دهید! فقط به این نكته فكر كنید كه او در جواب كار شما در آینده چطور جبران خواهد نمود.دوستدار شما حمید ایرانپور

 

جمعه 5/7/1387 - 19:25
دعا و زیارت

آیا عقیده به ظهور مصلح جهانى مخصوص شیعیان است ؟ 
مى پرسند:  
آیا عقیده به ظهور حضرت مهدى (عج ) در آخرالزمان مخصوص شیعه است یا ادیان دیگر نیز به آن معتقدند؟
پاسخ :  
این عقیده حتى در كتب زرتشتیان ، هندیان و تورات و انجیل و در میان مصریها و چینیها و حتى در میان غربیها وجود دارد و در منافع اهل تسنن ، روایات متواتر و بسیار زیاد آمده است ، به عنوان نمونه به كتابهاى :
1- نورالابصار صفحه 157.
2- التاج الجامع الاصول (تاءلیف شیخ منصور على ناسف ).
3- كتاب صواعق الحرقه .
4- كتاب منتخب الاثر (تاءلیف آیة اللّه صافى ).
5- اثباة الهداة ، ج 7، از صفحه 179 به بعد.
6- الجالس السنیه نوشته سید محسن جبل عاملى (ره ) جلد 5 صفحه 713 تا 743 مراجعه فرمائید.
یاران مهدى علیه السلام بیشتر كجا هستند؟ 
پاسخ :  
جالب اینكه در روایات بسیارى آمده كه مستجات یاران امام مهدى (عج ) از مشرق زمین بپا مى خیزند،
رسول اكرم صلى اللّه علیه و آله و سلم فرمود:
(( (هنگام ظهور) پرچمهاى سیاه از طرف مشرق نمودار شود، پس با وى (امام قائم ((عج )) ) بیعت كنید كه او خلیفه خدا مهدى (عج ) است .
و نیز فرمود: جمعى از مردم از طرف مشرق خروج كنند و مقدمات حكومت مهدى (عج ) را فراهم سازند.)) (106)
امیرمؤ منان علیه السلام فرمود:  
((آفرین بر طالقان كه خداوند در آن گنجهائى نهاده كه از طلا و نقره نیست بلكه مردان مؤ منى هستند كه بطور شایسته خدا را شناخته اند و در آخرالزمان ، یاوران حضرت مهدى (عج ) خواهند بود.)) (107)
رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلم فرمود:  
((هنگامى كه پرچمهاى سیاه را از جانب خراسان دیدید، به طرف آن بروید هر چند با دست و سینه روى برف باشد، چرا كه خلیفه خدا مهدى (عج ) در میان آنها است .)) (108)
و در روایت دیگر فرمود:
((بزودى اهل بیت من دچار گرفتاریها و آوارگیها خواهند شد، تا اینكه جمعى با پرچمهاى سیاه از طرف مشرق بیایند... تا اینكه امر به یكى از افراد اهل بیت من (امام قائم ((عج )) ) سپرده شود، كه او سراسر زمین را بعد از آنكه پر از ظلم و جور شده باشد پر از عدل و داد كند، (( فمن ادرك منكم فلیاتها و لو حبوا على الثلج ؛ )) هر كدام كه از شما آنها را درك كردید به آنها بپیوندید گر چه با راه رفتن با دست و سینه روى برف باشد خود را به آنها برسانید.)) (109)
به این ترتیب مى بینیم ، مشرق زمین مورد توجه قرار گرفته است و چنانكه هم اكنون از نشانه هایش پیداست ، تنها مشرق زمین است كه این كار را خواهد كرد، بنابراین مشرق زمین باید بپاخیزد!
و با توجه به اینكه اكثریت قریب به اتفاق امت مسلمان از مستضعفان در مشرق زمین هستند و با توجه به امكانات عظیم جغرافیائى و اقتصادى و نیروى انسانى كه دارند، مى توانند بپاخیزند و دستهاى ابرقدرتها را قطع كنند و زمینه سازى خوبى براى ظهور مهدى (عج ) ایجاد بنمایند.
نشانه هاى ظهور امام علیه السلام چیست ؟ 
پاسخ :  
وقت ظهور آن حضرت معلوم نیست ، و حتى مطابق روایات كسانى كه وقت ظهور را تعیین كنند، دروغگو شمرده شده اند. (110)
ولى نشانه هایى به عنوان علائم در روایات بسیار آمده كه مربوط به مدت اندكى قبل از ظهور و مربوط به آستانه و آغاز ظهور است ، این نشانه ها بسیار زیادند (111) كه معروفترین و جامعترین آنها این است كه هرج و مرج در همه چیز دنیا مشهود مى گردد. (112)
سراسر جهان پر از ظلم و جور و فساد گردد (113) چنانكه در هر انقلابى معمولا، ظلم و فساد قبل از آن ، باعث انقلاب مى گردد، این موضوع در ضمن یك روایت جامع بطور مشروح بیان شده و امام صادق علیه السلام آن را در 119 ماده بیان كرده است و اینك ترجمه روایت :
حضرت امام صادق علیه السلام به یكى از یارانش فرمود:
 هرگاه دیدى : حق بمیرد و طرفدارنش نابود شوند.
و دیدى كه : ظلم همه جا را گرفته .
 و دیدى كه : قرآن فرسوده شده و درست معنى نمى شود.
 و دیدى كه : دین همچون ظرف تو خالى ، و بى محتوا شده است .
 و دیدى كه : طرفداران حق بر طرفداران باطل فائق شده اند.
 و دیدى كه : كارهاى بد آشكار شده و از آن نهى نمى شود و بدكاران بازخواست نمى شوند.
و دیدى كه : افراد با ایمان سكوت كرده و سخنشان را نمى پذیرند.
 و دیدى كه : شخص بدكار، دروغ گوید، و كسى دروغ و نسبت نارواى او را رد نمى كند.
 و دیدى بچه ها، بزرگان را تحقیر كنند.
و دیدى كه : قطع پیوند خویشاوندى شود.
 و دیدى كه : بدكار را ستایش كنند و او شاد شود و سخن بدش به او برنگردد.
و دیدى نوجوانان پسر، همان كنند كه زنان مى كنند.
 و دیدى كه : زنان با زنان ازدواج نمایند.
 و دیدى كه : مداحى دروغین از اشخاص ، زیاد شود.
 و دیدى كه : انسانها اموال خود را در غیر اطاعت خدا مصرف مى كنند و كسى مانع نمى شود.
 و دیدى كه : افراد با دیدن كار و تلاش نامناسب مؤ منین ، به خدا پناه مى برند.
 و دیدى كه : همسایه به همسایه خود اذیت مى كند و از آن جلوگیرى نمى شود.
 و دیدى كه : كافر به خاطر سختى مؤ من ، شاد است .
 و دیدى كه : شراب را آشكارا مى آشامند و براى نوشیدن آن كنار هم مى نشینند و از خداوند متعال نمى ترسند.
 و دیدى : كسى كه امر به معروف مى كند خوار و ذلیل است .
 و دیدى آدم بدكار در آنچه آن را خدا دوست ندارد، نیرومند و مورد ستایش است .
 و دیدى راه نیك بسته و راه بد باز است .
 و دیدى خانه كعبه تعطیل شده ، و به تعطیلى آن استوار داده مى شود.
 و دیدى كه : انسان به زبان مى گوید ولى عمل نمى كند.
و دیدى كه : مؤ من ، خوار و ذلیل شمرده شود.
و دیدى كه : بدعت و زنا آشكار شود.
و دیدى مردم به شهادت ناحق اعتماد كنند.
و دیدى كه : حلال ، حرام شود و حرام ، حلال گردد.
و دیدى كه : دین براساس میل اشخاص معنى شود و كتاب خدا و احكامش تعطیل گردد.
30- و دیدى كه : جرئت بر گناه آشكار شود، و دیگر كسى براى انجام آن منتظر تاریكى شب نگردد.
 و دیدى مؤ من نتواند نهى از منكر كند مگر در قلبش .
 و دیدى كه : ثروت بسیار زیاد در راه خشم خدا خرج گردد.
 و دیدى كه : سردمداران به كافران نزدیك شوند و از نیكوكاران دور شوند.
و دیدى كه : والیان در قضاوت رشوه بگیرند.
 و دیدى كه : پستهاى مهم والیان براساس مزایده است نه براساس ‍ شایستگى .
 و دیدى كه : مردم را از روى تهمت و یا سوءظن بكشند.
 و دیدى كه : سوگندهاى دروغ به خدا بسیار گردد.
 و دیدى كه : آشكارا قمار بازى مى شود.
 و دیدى كه : مشروبات الكلى بطور آشكار بدون مانع خرید و فروش ‍ مى شود.
 و دیدى كه : كارهاى زشت آشكار شده و هر كس از كنار آن مى گذرد مانع آن نمى شود.
 و دیدى كه : مردم محترم ، توسط كسى كه مردم از سلطنتش ترس دارند، خوار شوند.
 و دیدى كه : نزدیكترین مردم به فرمانداران آنانى هستند كه به ناسزاگوئى به ما خانواده عصمت علیهم السلام ستایش شوند.
 و دیدى كه : هر كس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده و شهادتش ‍ را قبول نمى كنند.
 و دیدى كه : در گفتن سخن باطل و دروغ ، با همدیگر رقابت كنند.
 و دیدى كه : شنیدن سخن حق بر مردم سنگین است ولى شنیدن باطل برایشان آسان است .
 و دیدى كه : همسایه از ترس زبان بد همسایه ، او را احترام مى كند.
 و دیدى كه : حدود الهى تعطیل شود و طبق هوى و هوس عمل شود.
 و دیدى كه : مسجدها طلاكارى (زینت داده ) شود.
 و دیدى كه : راستگوترین مردم نزد آنها مفتریان دروغگو است .
 و دیدى كه : بدكارى آشكار شده و براى سخن چینى كوشش مى شود.
و دیدى كه : ستم و تجاوز شایع شده .
 و دیدى كه : غیبت ، سخن خوش آنها گردد، و بعضى بعض دیگر را به آن بشارت دهند.
 و دیدى كه : حج و جهاد براى خدا نیست .
 و دیدى كه : سلطان به خاطر كافر، شخص مؤ من را خوار كند.
 و دیدى كه : خرابى بیشتر از آبادى است .
 و دیدى كه : معاش انسان از كم فروشى بدست مى آید.
و دیدى كه : خونریزى آسان گردد.
 و دیدى كه : مرد بخاطر دنیایش ریاست مى كند.
 و دیدى كه : نماز را سبك شمارند.
 و دیدى كه : انسان ثروت زیادى جمع كرده ولى از آغاز آن تا آخر زكاتش ‍ را نداده است .
و دیدى كه : قبر مرده ها را بشكافند و آنها را اذیت كنند.
 و دیدى كه : هرج و مرج بسیار است .
 و دیدى كه : مرد روز خود را مستى به شب مى رساند و شب خود را نیز به همین منوال به صبح برساند و هیچ اهمیتى به برنامه مردم ندهد.
 و دیدى كه : مرد به مسجد (محل نماز) مى رود وقتى برمى گردد لباس در بدن ندارد (لباسش را دزدیده اند).
 و دیدى كه : حیوانات همدیگر را بدرند.
 و دیدى كه : دلهاى مردم ، سخت و دیدگانشان خشك و یاد خدا برایشان گران است .
و دیدى كه : بر سر كسبهاى حرام آشكارا، رقابت كنند.
 و دیدى كه : نماز خوان براى خودنمائى نماز مى خواند.
 و دیدى كه : فقیه براى دین ، فقه نمى آموزد و طالب حرام ، ستایش و احترام مى گردد.
 و دیدى كه : مردم در اطراف قدرتمندانند.
 و دیدى كه : طالب حلال ، مذمت و سرزنش مى شود و طالب حرام ستایش و احترام مى گردد.
 و دیدى كه : در مكه و مدینه كارهائى مى كنند كه خدا دوست ندارد و كسى از آن جلوگیرى نمى كند، و هیچ كس بین آنها و كارهاى بدشان مانع نمى شود.
 و دیدى كه : آلات موسیقى و لهو در مدینه و مكه آشكار گردد.
 و دیدى كه : مرد سخن حق گوید و امر به معروف و نهى از منكر كند ولى دیگران او را از این كار بر حذر مى دارند.
 و دیدى كه : مردم به همدیگر نگاه مى كنند، (به اصطلاح چشم و هم چشمى مى كنند) و از مردم بدكار پیروى نمایند.
 و دیدى كه : راه نیك خالى و راه رونده ندارد.
 و دیدى كه : مرده را مسخره كنند و كسى براى او اندوهگین نشود.
 و دیدى كه : سال به سال بدعت و بدیها بیشتر شود.
 و دیدى كه : مردم و جمعیتها جز از سرمایه داران پیروى نكنند.
 و دیدى كه : به فقیر چیزى دهند كه برایش بخندند ولى در راه غیر خدا ترحم كنند.
 و دیدى كه : علائم آسمانى آشكار شود و كسى از آن نگران نشود.
 و دیدى كه : انسان در راه غیر خدا بسیار خرج كند ولى در راه خدا از اندك هم مضایقه دارد.
 و دیدى كه : عقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هیچ احترامى براى آنها قائل نیستند، بلكه نزد فرزند از همه بدترند.
 و دیدى كه : زنها بر مسند حكومت بنشینند، و هیچ كارى جز خواسته آنها پیش نرود.
 و دیدى كه : پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد، و پدر و مادرش را نفرین كند و از مرگشان شاد گردد.
 و دیدى كه : اگر روزى بر مردى بگذرد ولى او در آن روز گناه بزرگى مانند بدكارى ، كم فروشى ، و زشتى انجام نداده ، ناراحت است .
 و دیدى كه : قدرتمندان ، غذاى عمومى مردم را احتكار كنند.
 و دیدى كه : اموال حق خویشان پیامبر صلى اللّه علیه و آله و سلم (خمس ) در راه باطل تقسیم گردد، و با آن قماربازى و شرابخوارى شود.
 و دیدى كه : به وسیله شراب ، بیمار را مداوا كنند، و براى بهبودى بیمار آن را تجویز نمایند.
 و دیدى كه : مردم در مورد امر به معروف و نهى از منكر و ترك دین بى تفاوت و یكسانند.
 و دیدى كه : سر و صداى منافقان بر پا است ولى سر و صداى حق طلبان خاموش است .
 و دیدى كه : براى اذن و نماز مزد مى گیرند.
 و دیدى كه : مسجدها پر است از كسانى كه از خدا نترسند و غیبت هم نمایند.
 و دیدى كه : شرابخوار مست ، پیش نماز مردم شود.
 و دیدى كه : خورندگان اموال یتیمان ستوده شوند.
و دیدى كه : قاضیان برخلاف دستور خداوند قضاوت كنند.
 و دیدى كه : استانداران از روى طمع ، خائنان را امین خود قرار دهند.
و دیدى كه : فرمانروایان ، میراث (مستضعفان ) را در اختیار بدكاران از خدا بى خبر قرار دهند.
 و دیدى كه : بر روى منبرها از پرهیزكارى سخن مى گویند ولى گویندگان آن پرهیزكار نیستند.
و دیدى كه : صدقه را با وساطت دیگران بدون رضاى خدا و بخاطر درخواست مردم بدهند.
 وقتى كه دیدى : وقت (اول ) نمازها را سبك بشمارند.

 و دیدى كه : هم و هدف مردم ، شكم و شهوتشان است .
 و دیدى كه : دنیا به آنها روى كرده .
 و دیدى كه : نشانه هاى برجسته حق ، ویران شده است ، در این وقت خود را حفظ كن و از خدا بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد... (114)
البته باید توجه داشت ، كه این نشانه ها هم اكنون در دنیاى غرب ، در اروپا و آمریكا و حتى بعضى از كشورهاى آفریقا و آسیا وجود دارد، شكر خدا را كه به بركت انقلاب اسلامى در ایران ، از بسیارى از این گناهان جلوگیرى شده و مى رود كه از همه جلوگیرى شود و زمینه سازى براى ظهور امام قائم (عج ) گردد.
خروج سید حسنى و یمانى  
از جمله علائمى كه در آستانه ظهور امام قائم (عج ) رخ مى دهد خروج سید حسنى با یارانش براى یارى آن حضرت است ، اینك توضیح آن :
سید حسنى جوان خوش صورتى است كه از طرف دیلم (115) و قزوین خروج مى نماید و با صداى بلند فریاد كند كه به فریاد رسید آل محمد صلى اللّه علیه و آله و سلم را كه از شما یارى مى طلبند و این سید حسنى ظاهرا از اولاد حضرت امام حسن مجتبى علیه السلام باشد و دعوى بر باطل ننماید و دعوت بر نفس خود نكند بلكه از شیعیان خلص ائمه اثنى عشر علیهم السلام و تابع دین حق باشد و دعوى نیابت و مهدویت نخواهد نمود و لكن مطاع و بزرگ و رئیس خواهد بود و در گفتار و كردار موافق است با شریعت مطهره حضرت خاتم النبیین صلى اللّه علیه و آله و سلم و در زمان خروج او كفر و ظلم ، عالم را فرا گرفته باشد و مردم از دست ظالمان و فاسقان در اذیت باشند و جمعى از مؤ منین نیز مستعد باشند از براى ظلم ظالمین ، و در آن حال سید حسنى استغاثه نماید از براى نصرت دین آل محمد صلى اللّه علیه و آله و سلم پس مردم او را اطاعت نمایند خصوصا گنجهاى طالقان كه از طلا و نقره نباشند بلكه مردان شجاع و قوى دل و مسلح و مكمل كه بر اسبهاى اشهب سوار باشند، در اطراف او جمع گردند و جمعیت او زیاد شود و مانند سلطان عادل در میان ایشان حكم و سلوك نماید و كم كم بر اهل ظلم و طغیان غلبه نماید و از مكان و جاى خود تا كوفه زمین را از لوث وجود ظالمین و كافران پاك كند و چون با اصحاب خود وارد كوفه شود، به او خبر دهند كه حضرت حجة اللّه مهدى آل محمد صلى اللّه علیه و آله و سلم ظهور نموده و از مدینه به كوفه تشریف آورده است پس ‍ سید حسنى با اصحاب خود خدمت آن حضرت مشرف مى شوند و از آن حضرت مطالبه دلائل امامت و مواریث انبیاء علیه السلام را مى نمایند، حضرت امام صادق علیه السلام مى فرماید: به خدا سوگند كه آن جوان آن حضرت را مى شناسد و مى داند كه او بر حق است و لكن مقصودش این است كه حقیقت او را بر مردم و اصحاب ظاهر نماید، پس آنحضرت دلائل امامت و مواریث انبیاء علیه السلام از براى او ظاهر نماید، در آن وقت سید حسنى و اصحابش با آن حضرت بیعت خواهند نمود مگر قلیلى از اصحاب او كه 000/400 از زیدیه باشند كه مصحف ها و قرآن در گردن ایشان حمایل است و آنچه مشاهده نمودند از دلائل و معجزات آن را حمل بر سحر نمایند و گویند این سخنان بزرگى است و اینها همه سحر است كه به ما نموده اند، پس امام قائم (عج ) آنچه آنان را نصیحت و موعظه نماید و آنچه از معجزات بیاورد در آنها تاءثیر نخواهد كرد، تا سه روز ایشان را مهلت مى دهد و چون موعظه آن حضرت را كه حق است قبول ننمایند امر مى فرماید كه گردنهاى ایشان را بزنند و حال ایشان شبیه است به حال خوارج نهروان كه در لشكر امام على علیه السلام در جنگ صفین بودند. (116)
یمانى نیز از رهبران بر حق است كه به حمایت از مهدى (عج ) خروج مى كند، امام صادق علیه السلام در ضمن روایتى فرمود: سفیانى و خراسانى و یمانى در یك سال و در یك شهر و در یك روز خروج مى كنند و هیچ پرچمى مانند یمانى ، به هدایت نزدیكتر نیست ، زیرا یمانى مردم را به حق دعوت مى كند. (117)
سفیانى و دجال كیستند؟  
در آستانه ظهور حضرت مهدى (عج ) نشانه هاى دیگرى نیز بروز مى كند از جمله خروج سفیانى و دجال (118) است سفیانى از جانب شام ، برمى خیزد. (119)
و افراد دیگرى نیز كه تا 30 یا 60 كذاب در روایات ذكر شده است (120) ، اینها همه پرچم مخالفت بر مى افروزند و سرانجام بدست یاران مهدى (عج ) و به رهبرى آن حضرت شكست مى خورند و به هلاكت مى رسند، از جمله از شكست خوردگان گروه 000/10 نفرى ((بتریه )) است كه در مسیر كوفه با سپاه قائم (عج ) جنگ كنند و همگى به هلاكت مى رسند، امام در كوفه كاخهاى ستمگران را ویران مى سازد و همه منافقین توطئه گر بدست یاران مهدى (عج ) به هلاكت مى رسند. (121)
در وصف سفیانى آمده كه او از نسل ابوسفیان است از پلیدترین مردم ، سرخ مایل به زرد رنگ است (در ظاهر مقدس مآبى مى كند) و ذكرش این است : یا رب ، یا رب ، یا رب ، سرانجامش دوزخ است ، آنقدر پلید است كه كنیزش را كه از او بچه دار شده زنده به گور مى كند. (122)
و به نقل دیگر امام باقر علیه السلام : در شام سه گروه داراى پرچم ، خروج مى كنند: اصهب ، ابقع و سفیانى . (123)
به هر حال سفیانى پلید با دار و دسته اش بر ضد حضرت مهدى (عج ) قیام مى كند.
مهدى (عج ) به مردم فرمان مى دهد به جنگ این دشمن خدا و دشمن خودتان برخیزند.
سپس خود حضرت مهدى (عج ) همراه مسلمانان براى جنگ با سفیانى از مكه به شام رفته و در شام با او مى جنگد سرانجام سفیانى و دار و دسته اش ، شكست مى خورند و سفیانى زیر درخت بغوطه دمشق به هلاكت مى رسد. (124)
و در بعضى از روایات آمده : ارتش و طرفداران او براى جنگ با مهدى (عج ) به مكه مى روند، وقتى كه در راه به سرزمین ((بیدا)) رسیدند، بقدرت الهى مسخ مى گردند و یا در زمین فرو مى روند. (125)
كوتاه سخن آنكه : ((سفیان )) یك طاغوت پلید داراى یك رژیم جهنمى است كه با ویژگیهاى خاص با انقلاب جهانى مهدى (عج ) مخالفت مى كند و شكست مى خورد. (126)
اما در مورد دجال باید گفت : او نیز یك طاغوت حیله گر دیگر است . طبق نقل امام صادق علیه السلام ، امیرمؤ منان على علیه السلام در ضمن خطبه طولانى فرمود:
((حضرت مهدى (عج ) با یارانش از مكه به بیت المقدس مى آیند و در آنجا بین آن حضرت با دجال و ارتش دجال جنگ واقع مى شود، دجال و ارتشش مفتضحانه شكست مى خورند، بطوریكه از اول تا آخر آنها به هلاكت مى رسند و دنیا آباد مى شود و حضرت مهدى ، عدالت و قسط را در جهان بپا مى دارد.
طبق روایتى : آن حضرت دجال را در كناسه كوفه به دار مى زند.)) (127)
خروج دجال در روایات اهل تسنن و در تورات و انجیل نیز آمده است .
اوصاف و ویژگیهاى او نیز در روایات ذكر شده . (128)
به هر حال آن حضرت ، دجال یعنى آن طاغوت حقه باز و پر تزویر را نیز كه به جنگ مهدى (عج ) برمى خیزد شكست مى دهد و طبق بعضى از روایات ، آن حضرت ، حضرت عیسى علیه السلام را در كشتن دجال در سرزمین فلسطین كمك مى كند. (129)
آرى رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلم به على علیه السلام فرمود:
((بدانكه فرزندم از كسانى كه به تو و شیعیان تو ستم كردند در دنیا انتقام مى گیرند، و خداوند در آخرت آنها را غذاب مى نمایند.
سلمان پرسید: او كیست ؟
پیامبر صلى اللّه علیه و آله و سلم فرمود: او نهمین فرزند حسین علیه السلام است كه پس از غیبت طولانى ظاهر مى شود و فرمان خدا را اعلام مى كند و دین خدا را آشكار مى سازد و از دشمنان خدا انتقام مى گیرد و سراسر زمین را همان گونه كه پر از ظلم و جور شده ، پر از عدل و داد مى نماید.)) (130)
ضمنا روشن شد كه رهبران مخالف دیگر نیز، طاغوتها با طاغوتچه هایى دیگر روى زمینند.
آیا این پیش بینى قابل اجراء است ؟ 
مى پرسند:  
آیا چنین پیش بینى براى آینده در مورد مصلح جهانى حضرت مهدى (عج ) از نظر طبیعى و اجتماعى (با توجه به شرایط زمان در همه كشورها)، قابل عمل و یا دست كم امكان پذیر است ؟!
پاسخ :  
سیر تكاملى بشر كه در همه جهان مشاهده مى شود، بخصوص سیر تكاملى اجتماعى و علمى در میان انسانها، نوید برقرارى حكومت مصلح واحد را در آینده به روشنى به ما خبر مى دهد.
از سوى دیگر همه دستگاههاى آفرینش به سوى تكامل گام برمى دارند، و ما كه جزئى از آفرینش هستیم ، اقتضاى هماهنگى و همدوشى با آفرینش ‍ الزام مى كند كه انسانها نیز به سوى یك تكامل بزرگ كه در سایه یك حكومت الهى تحت رهبریهاى مردى بزرگ و عادل برقرار مى شود گام بردارند و به نتیجه برسند.
به علاوه ضرورتهاى اجتماعى ، و واكنشهائى كه همه روزه در گوشه و كنار جهان در برابر ظلم و تعدى پیدا مى شود به نوبه خود نیز پله هاى تكاملى به سوى وحدت جهانى تحت حكومت مصلح جهانى را مژده مى دهند.
در اینجا اضافه مى كنیم كه در فطرت و اعماق وجدان و نهاد انسانها، عدالت خواهى و صلح و صفا و مبارزه با ظلم و هر گونه فساد و تعدى سرشته شده است ، و این عامل نیز خواه ناخواه به طور طبیعى و خودجوش ، انسانها را به برقرارى چنین حكومت ایده آل و چنین نظام بهشتى و سراسر صفا سوق مى دهد و سرانجام در این سیر، توفیق دستیابى به چنین نظامى را پیدا خواهد كرد، تا از نظامهاى جهنمى رهائى یابد.
بنابراین : چنین پیش بینى از نظر طبیعى و جامعه شناسى هم قابل پیش بینى است و هم امكان پذیر است ، و هم عملى است .
فراز و نشیبهاى تاریخ بشر در مسیر طولانى خود شواهد بسیارى را براى جهش و پیروزى در انقلابها و طرحهاى بسیار براى زندگى بهتر از نظر روحى و جسمى در آینده كه همه را مى توان پله هائى براى دستیابى به انقلاب عظیم جهانى مصلح كل در طول تاریخ به حساب آورد نشان مى دهد.
ما این مطلب را در مقایسه با هزاران سال قبل كه چگونه بشر در رشته هاى بسیار علمى و اقتصادى و اجتماعى به پیش رفته به خوبى مى توانیم درك كنیم .
آیا قیام امام مهدى علیه السلام مسلحانه است ؟ 
پاسخ :  
امام قائم (عج ) همچون پیامبر اسلام صلى اللّه علیه و آله و سلم نخست اعلان دعوت مى كند و در آغاز ظهور، پیامش را به جهانیان مى رساند، در این میان عده اى دعوتش را مى پذیرند ولى عده اى دیگر كارشكنى و توطئه گرى كرده و به مخالفت برمى خیزند، امام علیه السلام در برابر اینها قیام مسلحانه مى كند.
در حدیثى امام جواد علیه السلام فرمود:
((وقتى كه 313 نفر یاران خاص امام قائم (عج ) به خدمتش در مكه رسیدند، حضرت دعوتش را به جهانیان آشكار مى سازد (یعنى ظهور مى كند) و وقتى كه این تعداد به 000/10 نفر رسید، به اذن خداوند متعال قیام مسلحانه مى كند (خروج مى نماید).)) (131)

شنبه 23/6/1387 - 14:13
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته