بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است
حسین مظهر آزادگی و آزادی است خوشا کسی که چنینش مرام و آیین است
نه ظلم کن به کسی نی به زیر ظلم برو که این مرام حسین است و منطق دین است
همین نه گریه بر آن شاه تشنه لب کافی است اگر چه گریه بر آلام قلب تسکین است
ببین که مقصد عالی وی چه بود ای دوست که درک آن سبب عزو جاه و تمکین است
"" خوشدل تهرانی ""
به جان زنده دلان سعدیا که ملک وجود نیرزد به آن که، دلی را ز خود بیازاری
حکایت
یکی را از ملوک عجم حکایت کنند که دست تطاول (تعدی وستم ) به مال رعیت دراز کرده بود و جور و اذیت آغاز کرده تا به جایی که خلق از مکاید (حیله ها) فعلش به جهان برفتند و از کربت (غصه)جورش راه غربت گرفتند چون رعیت کم شد ارتفاع (محصول و برداشت) ولایت نقصان پذیرفت و خزانه تهی ماند و دشمنان زور آوردند.
هر که فریاد رس روز مصیبت خواهد گو در ایام سلامت به جوانمردی کوش
بنده حلقه به گوش ار ننوازی برود لطف کن لطف که بیگانه شود حلقه به گوش