• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 1
تعداد نظرات : 2
زمان آخرین مطلب : 5995روز قبل
شهدا و دفاع مقدس

بعد از عملیات والفجر ده. وقتی می خواستم برای مرخصی 48 ساعته برگردم عقب. یكی از هم محلی ها را دیدم. وقت نداشتم بمانم صحبت كنم فقط گفت خبر سلامتی اش را به خانواده اش برسانم.
توی محله پدرش را دیدم. خبرش را رساندم. پدرش هم گفت: «فقط از طرف من ببوسش».
مرخصی تمام شد. برگشتم منطقه . جلوی سنگر اورژانس. چند تا شهید بود دقت كردم یكی شان همین هم محلی بود. رفم جلو بوسیدمش. پیغام پدرش را رساندم.

 

45585421

--------------------------------------------------------------------------------------------------

56787887

دلشان طاقت نیاورد. بالاخره رفتند او را لو دادند. داد می زد می گفت : «آدم فروش ها ! برگردم حال همتان را می گیرم»
فرمانده زد پس كله اش و گفت: «بچه برو. كافیه»
سوار آمبولانسش كردند و بردند. تركش خورده بود و به كسی نمی گفت.

----------------------------------------------------------------------------------------------------

فردریك مجتبی رفته بود...
فرمانده گردان آورده بودش. از مشهد. همین طورى بدون پرونده . اسمش فردریك بود. مسیحی. از گردنبند و صلیبش پیدا بود. آمده بود اهواز جنس بخرد. شنیده بود ارزانی است.

مجتبی ! خودش اسمش را عوض كرد.
یك بار بعد از اینكه مداح روضه امام حسن (ع) را خوانده بود گفت :«من را هم صدا كنید مجتبی.»
این طوری فردریك شد مجتبی.

بعد از عملیات كربلای 8. سرشماری:
- انجوی؟
- حاضر
- محسن؟
- حاضر
- مجتبی؟
- ...
سكوت. محسن گفت : «اول تیر بعد مین.چیزی ازش نماند.»
مجتبی رفته بود.

78788787

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

مسجد را گذاشته بودند روی سرشان بچه ها. رضا كوچولوهای محله را جمع كرده بود و برایشان كلاس های جور واجور می گذاشت. سید باقر.خادم مسجد. گفت:«باز شما این شیطانك ها را آوردید مسجد؟»
رضا به بچه ها اشاره كرد آرام باشند. سید باقر آرام می گفت: «لا اله الا الله!»

012225452

مسجد را گذاشته بودند روی سرشان مردم. شلوغ بود. معلوم نبود پدر مادرها همراه بچه هایشان آمده بودند یا بچه ها همراه پدر مادرشان.جمع شذه بودند رضا را بدرقه كنند تا قطعه شهدا. سید باقر چشمهایش خیس خیس بود. اسفند دود می كرد و آرام می گفت: «لا اله الا الله!»

 

شنبه 24/11/1388 - 12:27
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته