• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 4
تعداد نظرات : 6
زمان آخرین مطلب : 5998روز قبل
طنز و سرگرمی

سوال: چرا مرغ از خیابان رد شد؟

ــ ارسطو : طبیعت مرغ اینست که از خیابان رد شود.


ــ مارکس : مرغ باید از خیابان رد میشد . این از نظر تاریخی اجتنابناپذیر بود .


ــ ریاضیدان : مرغ را چگونه تعریف میکنید؟


ــ نیچه: چرا که نه؟


ــ فروید: اصولاً مشغول شدن ذهن شما با این سؤال نشان میدهد که به نوعی عدم اطمینان جنسی دچار هستید . آیا در بچگی شصت خود را میمکیدید؟


ــ داروین: طبیعت با گذشت زمان مرغ را برای این توانمندی رد شدن از خیابان انتخاب کرده است .

ــ همینگوی: برای مردن . در زیرباران
 
ــ اینشتین: رابطهء مرغ و خیابان نسبی است .

ــ سیمون دوبوار : مرغ نماد زن وهویت پایمالشدهء اوست. رد شدن از خیابان در واقع کوشش بیهودهء او در فرار از سنتها و
ارزشهای مردسالارانه را نشان میدهد

ــ پاپ اعظم: باید بدانیم که هرروز میلیونها مرغ در مرغدانی میمانند و از خیابان رد نمیشوند .توجه ما باید به آنها معطوف باشد. چرا همیشه فقط باید دربارهء مرغی صحبت کنیم که از خیابان رد میشود؟

ــصادق هدایت: از دست آدمها به آن سوی خیابان فرار کرده بودغافل از اینکه آن طرف هم مثل همین طرف است، بلکه بدتر

ــ شیرین عبادی : نباید گمان کرد که رد شدن مرغ از خیابان به خاطر اسلام بوده است . در تمام دنیا پذیرفته شده که اسلام کسی
را فراری نمیدهد .

ــ روانشناس : آیا هر کدام از ما در درون خود یک مرغ نیست که میخواهد از خیابان رد شود؟

ــ نیل آرمسترانگ : یک قدم کوچک برای مرغ، و یک قدم بزرگ برای مرغها .

ــ حافظ : عیب مرغان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت، که گناه دگران برتو نخواهند نوشت .

ــ کافکا : ک. به آن سوی خیابان کثیف رفت . مرغ این را دید و به سوی دیگر خیابان فرار کرد، ضمن اینکه به ک . نگاهی بیتوجه ووحشتزده انداخت . این ک. رامجبور کرد که دوباره به سوی دیگر خیابان برود، تا مرغ را باحضور فیزیکی خود مواجه کند ودستکم او را به احترامی وادارد که باعث گریختن مجدد او شود، کاری که برای مرغ دست کم از نظر اندازهء کوچک جثهاش دشوارتر مینمود

ــ بیل کلینتون : من هرگز با مرغ تنها نبودم

ــ فردوسی : بپرسید بسیارش از رنج راه، ز کار و ز پیکار مرغ وسپاه .

ــ ناصرالدینشاه : یک حالتی به ما دست داد و ما فرمودیم ازخیابان رد شود. آن پدرسوخته هم رد شد

ــ سهراب سپهری : مرغ را در قدمهای خود بفهمیم، و از درخت کنار خیابان، شادمانه سیب بچینیم

ــ طرفدار داستانهای علمی تخیلی: این مرغ نبود که ازخیابان رد شد . مرغ خیابان وتمام جهان هستی را متر وسانتیمتر به عقب راند

ــ اریش فون دنیکن: مثل هر باردیگر که صحبت موجودات فضاییست، جهان دانش واقعیات را کتمان میکند. مگر آنتنهای روی سر مرغ را ندیدید؟


ــ جرج دبلیو بوش : این عمل تحریکی مجدد از سوی تروریس جهانی بود و حق ما برای هر نوع اقدام متقابلی که از امنیت ملی ایالات متحده و ارزشهای دموکراسی دفاع کند محفوظ است .

ــ سعدی : و مرغی را شنیدم که درآن سوی خیابان و در راه بیابان و در مشایعت مردی آسیابان بود وی را گفتم : از چه رو تعجیل کنی؟
گفت: ندانم و اگر دانم نگویم و اگر گویم انکار کن

ــ احمد شاملو: و من مرغ را، درگوشههای ذهن خویش، میجویم .من، میمانم. و مرغ، میرود، به آن سوی خیابان . و من، تهی هستم، از گلایههای دردمند سرخ

ــ رنه دکارت : از کجا میدانید که مرغ وجود دارد؟ یا خیابان؟ یا من؟


ــ لات محل: به گور پدرش میخنده هیشکی نمتونه تو محل ما از خیابون رد بشه، مگه چاکرت رخصت بده . آی نفسکش


ــ بودا : با این پرسش طبیعت مرغانهء خود را نفی میکنی

ــ پدرخوانده : جای دوری نمیتواند برود .

ــ فروغ فرخزاد : از خیابانهای کودکی من، هیچ مرغی رد نشد .

ــ ماکیاولی : مهم اینست که مرغ از خیابان رد شد.. دلیلش هیچ اهمیتی ندارد. رسیدن به هدف، هر نوع انگیزه را توجیه میکند .

ــ پاریس هیلتون: خوب لابداونور خیابون یه بوتیک باحال دیده بوده

ــ هیتلر: اگر ارادهء ما همچنان قوی بماند، مرغ را نابود خواهیم کرد ! فولاد آلمانی از خیابان رد خواهد شد



ــ فردوسی پور : چه میـــــــــکــنه این مرغه

يکشنبه 18/11/1388 - 14:48
آموزش و تحقيقات
استفاده از عدد پی (14/3)در ساخت بنای تخت جمشید   مهندسان هخامنشی راز استفاده از عدد پی را 2500 سال پیش كشف كرده بودند . آنها در ساخت سازه های سنگی و ستون های جموعه تخت جمشید كه دارای اشكال مخروطی است از این عدد استفاده می كرده اند .عدد پی (14/3)در علم ریاضیات از مجموعه اعداد طبیعی محسوب می شود .این عدد از تقسیم محیط دایره بر قطر آن به دست می آید كارشناسان ریاضی هنوز نتوانسته اند زمان مشخصی برای استفاده از این عدد را پیش بینی كنند . عده زیادی مصریان و برخیدیگر یونانیان باستان را كاشفان این عدد می دانستند .عبدالعظیم شاه كرمی متخصص سازه و ژئوفیزیك و مسئول بررسی های مهندسیس در مجموعه تخت جمشید در این باره می گوید: بررسی های كارشناسی كه روی سازه های تخت جمشید و اشكال مخروطی انجام گرفته نشان می دهد كه هخامنشیان 2500 سال پیش از دانشمندان ریاضی دان استفاده می كردند كه به خوبی با رایضیات محض و مهندسی آشنا بودند . آنان برای ساخت حجم های مخروطی راز عدد پی را شناسایی كرده بودند.دقت و ظرافت در ساخت ستون های دایره ای تخت جمشیدنشان می دهد كه مهندسان این سازه عدد پی را تا چندیدن رقم اعشار محاسبه كرده بودند . شاه كرمی در این باره گفت : مهندسان هخامنشی ابتدامقاطع دایره ای را به چندیدن بخش مساوی تقسیم می كردند . سپس در داخل هر قسمت تقسیم شده هلالی معكوس را  رسم می كردند . این كار آنها را قادر می ساخت كه مقاطع بسیار دقیق ستون های دایره ای را بدست بیاورند . محاسبات اخیر مهندسان سازه تخت جمشید را در محاسبه ارتفاع ستون ها .نحوه ساخت آنها . فشاری كه باید ستون ها تحمل كنند و توضیع تنش در مقاطع ستون ها یاری می كرد. این مهندسان برای بدست آوردن مقاطع دقیق ستون ها مجبور بودند عدد پی را تا چند رقم اعشار محاسبه كنند.هم اكنون دانشمندان در بزرگ ترین مراكز علمی و مهندسی جهان چون "ناسا"برا یساخت فضاپیماها و استفاده از اشكال مخروطی توانسته اند عدد پی را تا چند صد رقم اعشار محاسبه كند . بر اساس متون تاریخ و ریاضیات نخستین كسی كه توانست به طور دقیق عدد پی را محاسبه كند «غیاث الدین جمشید كاشانی »بود . این دانشمند ایرانی عدد پی را تا چند رقم اعشار محاسبه كرد . پس از او دانشمندانی چون پاسكال به محاسبه دقیق تر این عدد پرداخختند . هم اكنون دانشمندان با استفاده از رایانه های بسیار پیشرفته به محاسبه این عدد می پردازند.شاه كرمی با اشاره به این موضوع كه در بخش های مختلف تخت جمشید مقاطع مخروطی شامل دایره.بیضی .و سهمی دیده می شود .می گوید :"به دست آوردن مساحت .محیط و ساخت سازه هایی با این اشكال هندسی بدون شناساییییی راز عدد پی و طرز استفاده از آن غیر ممكن است."داریوش هخامنشی بنیان گذار تخت جمشید در سال 521 پیش از میلاد دستور ساخت تخت جمشید را داد و تا سال 486 بسیاری از بناهای تخت جمشید را طرح ریزی یا بنیان گذاری كرد . این مجموعه باستانی شامل حصارها.كاخ ها . بخش های خدماتی و مسكونی .نظام های مختلف آبرسانی و بخش های مختلف دیگری است.مجموعه تخت جمشید مهمترین پایتخت مقاومت هخامنشی در استان فارس و در نزدیكی شهر شیراز جای گرفته است.
پنج شنبه 2/7/1388 - 21:46
ادبی هنری

 سلام دوستان من دو تا شعر البته با كمی تغییر از سهراب سپهری نوشتم امید وارم لذت ببرید بــــــــــــــــــــــای

شهر من گمشده است

من با تاب من با من باتب خانه ای در طرف دیگر شب ساخته ام

من در این خانه به گمنامی نمناك علف نزدیكم

من صدای نفس باغچه را می شنوم

و صدای ظلمت را وقتی از برگ میریزد

و صدای سرفه روشنی از پشت درخت

عطسه آب از هر رخنه سنگ

چكچك چلچله از سقف بهار

و صدای صاف باز وبسته شدن پنجره تنهایی

و صدای پاك پوست انداختن مبهم عشق

متراكم شدن ذوق پریدن در بال

و ترك خوردن خود داری روح

من صدای قدم خواهش را می شنوم

............

من به آغاز زمین نزدیكم نبض گل ها را می گیرم

آشنا هستم با سرنوشت تر آب عادت سبز درخت.

...........

روح من در جهت تازه اشیا جاریست

روح من كم سال است

روح من گاهی از شوق سرفه اش می گیرد

روح من بی كار است

قطره های باران را درز آجرها ارا میشمارد

روح من گاهی مثل یك سنگ سر راه حقیقت دارد

...........

من به سیبی خشنودم

و به بوییدن یك بوته بابونه

من به یك آینه یك بستگی پاك قناعت دارم

من نمی خندم اگر بادكنك می تركد

و نمی خندم اگر فلسفه ای ماه را نصف كند

...........

زندگی رسم خوشایندی است

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ

پرشی دارد اندازه عشق

زندگی چیزی نیست كه لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود

...............

زندگی جذبه دستیست كه می چیند

زندگی نوبر انجیر سیاه در دهان گس تابستان است

زندگی بعد درخت است به چشم حشره

زندگی تجربه شب پره در تاریكی است

زندگی حس غریبی است كه یك مرغ مهاجر دارد

زندگی سوت قطاری است كه در خواب پلی می پیچد

زندگی دیدن یك باغچه از شیشه مسدود هواپیماست

خبر رفتن یك موشك به فضا

لمس تنهایی ماهفكر بوییدن گل در كره ای دیگر

زندگی شستن یك بشقاب است

..............

هر كجا هستم باشم آسمان مال من است

پنجره فكر هوا عشق زمین مال من است

چه اهمیت دارد گاه اگر می رویندقارچ های غربت

.............

پشت سر نیست فضایی زنده

پشت سر مرغ نمی خواند

 پشت سر باد نمی آید

پشت سر پنجره سبز سنوبر بسته است

پشت سر روی همه فرفره ها خاك نشسته است

پشت سر خستگی تاریخ است

پشت سر خاطره موج به ساحل صدف سرد سكون می ریزد

...........

لب دریا برویم

تور در آب بیندازیمو بگیریم طراوت از آب.

...........

و نترسیم از مرگ

مرگ پایان كبوتر نیست

مرگ وارونه یك زنجره نیست

مرگ در ذهن اقاقی جاریست

مرگ در ذات شب دهكده از صبح سخن می گوید

مرگ با خوشه انگور می آید به دهان

مرگ مسئول قشنگی پر شاپرك است

مرگ گاهی ریحان می چیند

مرگ گاهی ودكا می نوشد

گاه در سایه نشسته است به ما می نگرد

و همه می دانیم

ریه های لذت پر اكسیژن مرگ است.

.........

.پرده را برداریم

بگذاریم كه احساس هوایی بخورد

بگذرایم بلوغ زیر هر بوته كه می خواهد بیتوته كند

بگذرایم غریزه پی بازی برودكفش ها را بكند و به دنبال فصول از سر گل ها بپرد

بگذاریم كه تنهایی آواز بخواندچیز بنویسدبه خیابان برودساده باشیم

ساده باشیم چه در باجه یك بانك چه در زیر درخت

...............

كار ما نیست شناسایی راز گل سرخ

كار ما شاید این است

كه میان گل نیلوفر و قرن

پی آواز حقیقت بدویم       

چهارشنبه 1/7/1388 - 11:28
خاطرات و روز نوشت

سلام

همین طوری

سه شنبه 26/6/1387 - 10:35
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته