ادبی هنری
دیگر بس است
شرح حال گریه ی جان سوز ما
لامپی ، چراغی
، ساقیا تاریک شد امروز ما
بر ناله اند
اهل زمین از ناله و افغان ما
شهره شده بر
خاکیان این آه عالم سوز ما
از بس که بد
کردیم ما بر این امام پاکمان
قهقه بزد از
عمق جان غرب از غم دیروز ما
گر هم نتابد
آفتاب و هم نتابد ماهتاب
تاریک باشد
خانمان با کرم شب افروز ما !
این بیت هم مال
تو باشد جاهل دیوانه خو
اصلاح و تغییر
تو هم شد قوز بالا قوز ما !
شنبه 21/9/1388 - 23:8
طنز و سرگرمی
نامه ی
دل های پرخون خوانده ای ؟
یا تو
هم از قافله جا مانده ای ؟
کس
نگیرد حق خود در تبیان
تا
توانی خنده کن بر این بیان
کس
نباشد خوب و بد تعیین کند
سایت
تنها ادعای دین کند
عاقبت
اوضاع خنده می شوی
یک شبی
تو هم برنده می شوی
عاقبت
شعر تو آهنگین شود
وزن و
آهنگ تو هم سنگین شود
عاقبت
روزی تو هم عالی شوی
همدم
برنج و باقالی شوی
تا
توانی تو بگو از اهل فن
منتشر
فرما در اینترنت سخن
در دو
گوشش پنبه کرده این بشر
کیف
ساعدت التبیان ؟ قل بشر
آفرین
بر شعر آهنگین تو
بر
زبان و لهجه ی شیرین تو
تو
همیشه در مقام اولی
گر
بیارد سایت اما و ولی
شنبه 14/9/1388 - 23:1
طنز و سرگرمی
هنوز
رخ تابان شمس جهان افروز از پس حجاب سپید رنگ ابر بیرون نیامده بود که از خانه
برون شدم ، در راه درویشی دیدم دون که " رنگ رخش خبر می داد از سر درون
" از جهت کسب رضای حق 25 تومان به وی تقدیم کردم دیدم رنگ رخش از زردی به سرخی گرایید از غایت
غضب و با تاب و تب شروع به فحاشی نمود گفتمش چرا اینچنین بی داد می کنی من از جهت
برقراری داد این 25 تومانی را به تو دادم خدا پدرت را بیمرزد .
نشاید
غضب در جواب چو من به صحرا شو و
مثل بز خور چمن !
دیدم
درزه ای که حدود 10 تراول چک در آن بود از لباس کهنه و مندرسش برون آورد و روی به
من کرد و گفت :
چو تو
بنده دارم در عالم بسی چو باشد
چنین بخششت ناکسی !
شرمند
شدم و از جناب " گرگ بره نما "
عذر خواهی کردم و پس از آن از سر عجز مشکلات زندگی ام را برایش شرح دادم ، آن پدر
بیامرز هم بسیاری از مشکلات را مثل شکلات به برکت پولی که از جان انسان های مجنون
و احساساتی جدا ساخته بود حل نمود .
پیام
اخلاقی :
خداوندی که بر عالم
محیطه گذاشته توی شهر تو کمیته
! --------------------------------------------------------------------------------------------------------------
توضیحات : درزه : بسته - در بیت آخر گذاشته را جهت برقراری وزن گُذُشته تلفظ کنید ! ( لهجه شیرازی )
جمعه 13/9/1388 - 12:30
طنز و سرگرمی
یکی از
دوستان که در کجاوه انیس من بود و در حجره جلیس به رسم قدیم بدون دق
الباب از در ، درآمد . چندان که بساط سبک بازی و زبان درازی گسترد ، به ناگاه ضربت
محکمی بر رخش زدم چندان که برق از سرش بپرید رنجیده نگه کرد و گفت :
کنونت
که ضربت زنی این چنین
کنی
خُلق ما را تو یارا سگین
و
ناراحت و گریان ما را ترک گفت . روز دگر یکی از متعلقان منش برحسب واقعه مطلع
گردانید که فلان عزم کرده است و نیت جزم که دهان شما را سرویس کند . تو نیز اگر
توانی ، دوستان را برای حربی عظیم خبر ده . گفتم به کشور لیبی و جان بی بی که قدم
در کارزار نگذلرم مگر اینکه سپاهی فراهم سازم ، که کشتن نارفیق سهل است و زنده
گذاشتنش جهل . فی الجمله تمامی دوستان را مهیا ساختم و خبر از حربی مفروض با رفیقی
قدیمی دادم . چندی از رفقا - لعنه الله علیهم - دامن از جنگ برکشیدند و خاطر
بازگشتشان به منزل بر رای جنگ غالب آمد .
بالاخره
روز جنگ فرا رسید تمامی رفقا بر مرکبشان بنشستند و به اتفاق به موقع حرب رسیدیم .
من در قلب سپاه ایستادم و برای هر یک از سایر بندگان حواشی خدمتی تعیین کردم و به
ایشان گوشزد کردم که اگر در ادای برخی از واجبات تهاون و تکاسل روا دارند در معرض
خطاب آیند و محل عتاب و خون ایشان را بریزم به شتاب .
جمعیت
مقابل کم می نمود و تعداد ما کمر ایشان را خم .
اما
این بار بخت با دوستی که قصد جنگ با او را داشتیم یار بود ، چرا که به اعتماد
سِعَت بزرگان ، که چشم از عوایب زیر دستان بپوشند و در افشای جرایم خاک بر سران
نکوشند او را برای رضای خداوند عفو کردیم .
جمعه 13/9/1388 - 3:1
دعا و زیارت
مقدمه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ
الرَّحِیم
وَ نُرِیدُ أَن نَّمُنَّ
عَلىَ الَّذِینَ اسْتُضْعِفُواْ فىِ الْأَرْضِ وَ نجَْعَلَهُمْ أَئمَّةً وَ
نجَْعَلَهُمُ الْوَارِثِین [1]
اى ستمكار بر اندیش از ان روز سیاه كه ترا شومى ظلم افگند از جاه بچاه
آنكه اكنون بحقارت نگرى جانب وى بشماتت كند آنروز بسوى تو نگاه
این كه به سبب وجود پزشك بیمارى شفا پیدا
كند، امرى شناخته شده است، ولى اگر پزشكى مدعى آن شود كه بیمارى را كه از مرض خود
لرزان است نیرومندترین مرد جهان سازد، امرى بعید و مستبعد است، و قرآن مىگوید كه
اراده خدا نه تنها استضعاف را از مستضعفان دور مىسازد، بلكه آنان را پیشوایان و
رهبران بشر قرار مىدهد، و این هدف برتر حرکت تاریخ است .
آنان هر چه زودتر به آنچه در تصرف مستكبران
است، از نعمتها و زیورها و كالاها، دست خواهند یافت
«وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ- و
آنان را میراثبران قرار دهیم.»
و هنگامى كه مستضعفان به قدرت
برسند، در زمین استقرار پیدا مىكنند و سلطه خود را برقرار مىسازند، و آن در
هنگامى است كه ریشههاى فساد را از بن بركنند، و مستكبران را به بیابان پرت كنند،
یعنى چنان كنند كه خداوند متعال با فرعون و اطرافیان او كرد، و از حقایق تاریخ
است: این كه قبطیانى كه بر بنى اسراییل تحكم مىكردند، تا زمان ما به حالت محكومى
باقى ماندهاند، و بار دیگر سلطه و قدرت هرگز به
ایشان باز نگشته است .
و ببینید که چقدر این دو آیه گویا و امیدبخش
است؟ چرا كه به صورت یك قانون كلى و در شكل فعل مضارع و مستمر بیان شده است، تا
تصور نشود اختصاص به مستضعفان بنى اسرائیل و حكومت فرعونیان داشته، مىگوید: ما
مىخواهیم چنین كنیم...
یعنى فرعون مىخواست بنى اسرائیل را تار و
مار كند و قدرت و شوكتشان را درهم بشكند، اما ما مىخواستیم آنها قوى و پیروز شوند.
او مىخواست حكومت تا ابد در دست مستكبران
باشد اما ما اراده كرده بودیم كه حكومت را به مستضعفان بسپاریم! و سرانجام چنین شد.
در این دو آیه خداوند پرده از روى اراده و
مشیت خود در مورد مستضعفان برداشته خداوندی که هر گاه ارادهاش بر تحقّق امرى
تعلّق گیرد آن مسئله قطعاً عملى خواهد شد و هیچ مانعى نمىتواند سدّ راه آن گردد،
خداوند متعال در قرآن مىفرماید: «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ
شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ كُنْ فَیَكُونُ» [2] همانا فرمان اوست كه هر گاه چیزى
را اراده كند كه باشد، پس آن چیز خواهد بود و محقّق خواهد شد . در اینجا پنج امر
را که خداوند در این زمینه بیان مىكند كه با هم پیوند و ارتباط نزدیك دارند بیان
می کنیم :
نخست اینكه ما مىخواهیم آنها را مشمول
نعمتهاى خود كنیم... (وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ)
دیگر اینكه ما مىخواهیم آنها را پیشوایان
نمائیم (نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّة)
سوم اینكه ما مىخواهیم آنها را وارثان حكومت
جباران قرار دهیم (وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ )
چهارم اینكه ما حكومت قوى و پا بر جا به آنها
مىدهیم (وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ)
و بالآخره پنجم اینكه آنچه را دشمنانشان از
آن بیم داشتند و تمام نیروهاى خود را بر ضد آن بسیج كرده بودند به آنها نشان دهیم
(وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا یَحْذَرُونَ)
[3]
چنین است لطف و عنایت پروردگار در مورد"
مستضعفین"
حضرت مهدی ( عج ) در هنگام
تولد آیه را تلاوت کرده اند ! [4]
ادامه ی این مطلب را می توانید در آدرس وبلاگ ما www.qaem-ale-mohammad.blogfa.com
پیگیری کنید
يکشنبه 4/12/1387 - 13:12