شما میتوانید با ورود به سایت زیر وشرکت در مسابقه مهیج آن توپ اورجینال جام جهانی هدیه بگیرید. فرصت را از دست ندهید
لینک سایت
برگزاری اجلاسی با عنوان غزه مدلی برای خاورمیانه در حاشیه اجلاس جهانی داووس با درگیری لفظی شدید رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه و شیمون پرز رئیس جمهور اسرائیل نیمه کاره ماند در آغاز این جلسه که عمر موسی دبیر کل اتحادیه عرب نیز در آن حضور داشت شیمون پرز با حرکات دست و انگشت به طرزی تحقیرآمیز اردوغان را خطاب قرار داد و گفت: شما از مبارک رئیس جمهور مصر و مسئول فتح اطلاع بیشتری ندارید. مبارک حماس را تقبیح کرده است. شما چگونه می توانید در این زمینه اظهار نظر کنید؟ سخنان 25 دقیقه ای رئیس جمهور اسرائیل که مشخص بود از موضع برتر صحبت می کند باعث واکنش اردوغان شد و او از رئیس جلسه درخواست وقت کرد. با عدم موافقت رئیس جلسه، اردوغان آرامش خود را از دست داد و گفت: یک دقیقه وقت می خواهم. و سپس شروع به انتقاد شدید از اسرائیل نموده و گفت: آقای پرز، شما سنتان از من بیشتر است، به سنتان احترام می گذارم و صدای من بلند نیست، صدای شما بلند است چرا که به لحاظ روانی آشفته هستید. صدای شما بلند است چرا که به دلیل جرمهایی که انجام داده اید روحیه خود را باخته اید. شما کشتن انسانها را به خوبی بلد هستید. خوب می دانم که چگونه کودکان را هدف قرار می دهید و می کشید. دو نخست وزیر شما حرفهای مهمی را به من گفته اند. نخست وزیرانی دارید که می گویند هنگامی که با تانک وارد فلسطین می شویم خود را بسیار خوشبخت احساس می کنیم. در این هنگام مجری برنامه با زدن به پشت اردوغان خواست سخنان او را قطع کند و به میان حرفهای وی پرید تا سخنان او شنیده نشود. این امر باعث عصبانیت اردوغان شد و وی گفت: در ماده شش تورات آمده است که انسانها را نکشید، اما شما می کشید. این هم بسیار عجیب است. و بعد در حالی که مجری برنامه - که نویسنده روزنامه واشنگتن پست است - سعی در قطع سخنان اردوغان داشت وی از نویسندگان یهودی مطالبی را مبنی بر انسان کشی اسرائیل آورد. و در اخر گفت: اجلاس داووس برای من تمام شده است، هرگز پا به داووس نخواهم گذاشت. دموکراسی شما این است؟ (برای پرز) 25 دقیقه وقت داده اید و من 12 دقیقه صحبت کرده ام. این قابل قبول نیست. بعد از این اتفاق، شیمون پرز ضمن تماس تلفنی با اردوغان از وی معذرت خواهی کرد. بسیاری از روزنامه نگاران و شبکه های تلویزیونی ترکیه، اقدام مجری این نشست را مبنی بر قطع سخنان اردوغان غیرقابل پذیرش خواندند. اردوغان در پاسخ به سئوالی درباره مناقشه لفظی وی با رئیس جمهور اسرائیل گفت: پرز با یک رئیس یک قبیله صحبت نمی کند، او با نخست وزیر کشور ترکیه صحبت می کند و باید طرز صحبت کردن را یاد بگیرد. نخست وزیر ترکیه ساعت 3 بامداد جمعه به وقت ایران وارد فرودگاه استانبول شد و هزاران نفر از مردم استانبول در نصفه های شب به فرودگاه آمده و استقبال باشکوهی از وی به عمل آوردند. ترکیه یکی از کشورهایی بود که از ابتدای حمله اسرائیل به غزه این عمل را شدیدا محکوم کرده بود و هر روز هزاران نفر از مردم آن کشور تظاهرات خودجوشی را در حمایت از فلسطینیان انجام داده اند. ضمن آنکه در چارچوب برنامه شبکه تلویزیون دولتی ترکیه در حمایت از مردم غزه تا کنون میلیونها دلار کمک مردمی برای غزه جمع آوری شده است.
دشمن اولین عملیاتی بود که شرکت می کردم. بس که گفته بودند ممکن است موقع حرکت به سوی مواضع دشمن، در دل شب عراقی ها بپرند تو ستون و سرتان را با سیم مخصوص از جا بکنند، دچار وهم و ترس شده بودم. ساکت و بی صدا در یک ستون طولانی که مثل مار در دشتی صاف می خزید، جلو می رفتیم. جایی نشستیم. یک موقع دیدم که یک نفر کنار دستم نشسته و نفس نفس میزند. کم مانده بود از ترس سکته کنم. فهمیدم که همان عراقی سر پران است. تا دست طرف، رفت بالا، معطل نکردم. با قنداق سلاحم محکم کوبیدم تو پهلویش و فرار را بر قرار ترجیح دادم. لحظاتی بعد عملیات شروع شد. روز بعد در خط بودیم که فرمانده گروهانمان گفت:« دیشب اتفاق عجیبی افتاده، معلوم نیست که کدام شیر پاک خورده ای به پهلوی فرمانده کوبیده که همان اول بسم الله دنده هایش خرد و روانه ی عقب شده.» از ترس صدایش را در نیاوردم که آن« شیر پاک خورده» من بوده ام!
رفاقت به سبک تانک داوود امیریان نشریه یادواره شهدا سربند
sarbandnet
مثل این که اولین بارش بود پا به منطقه عملیاتی می گذاشت. از آن آدم هایی بود که فکر می کرد مأمور شده است که انسانهای گناهکار، به خصوص عراقی های فریب خورده را به راه راست هدایت کرده، کلید بهشت را دستشان بدهد. شده بود مسؤول تبلیغات گردان. دیگر از دستش ذله شده بودیم. وقت و بی وقت بلندگوهای خط اول را به کار می انداخت و صدای نوحه و مارش عملیات تو آسمان پخش می شد و عراقی ها مگسی می شدند و هر چی مهمات داشتند سر مای بدبخت خالی می کردند. از رو هم نمی رفت. تا این که انگار طرف مقابل، یعنی عراقی ها هم دست به مقابله به مثل زدند و آن ها هم بلندگو آوردند و نمایش تکمیل شد. مسؤول تبلیغات برای این که روی آنها را کم کند، نوار «کربلا، کربلا، ما داریم می آییم» را گذاشت. لحظه ای بعد صدای نعره خری از بلندگوی عراقی ها پخش شد که: «آمدی، آمدی، خوش آمدی جانم به قربان شما. قدمت روی چشام. صفا آوردی تو برام!» تمام بچه ها از خنده ریسه رفتند و مسؤول تبلیغات رویش را کم کرد و کاسه کوزه اش را جمع کرد و رفت.» (ص 20)
کتاب رفاقت به سبک تانک _داوود امیریان نشریه یادواره شهدا سربند