• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 10
تعداد نظرات : 21
زمان آخرین مطلب : 4876روز قبل
اهل بیت

ما معتقدیم که عشق سر خواهد رد،بر پشت ستم کسی تبر خواهد زد

سوگند به چهارده آیه ی نور،سوگند به زخمهای سرشار غرور

آخر شب ما سحر می گردد،مهدی عج به میان شیعه بر می گردد .

يکشنبه 6/12/1391 - 16:2
دانستنی های علمی

The

SCWR

)Supercritical water cooled reactor(

 

 

راکتور آب فوق بحرانی( SCWR)

    SCWR ها دارای دمای بالا و فشار بالای آب می باشند که در بالای نقطهٔبحرانی آب عمل می کنند.( 374 ºc٬ 22.1MPa یا 705 ºf٬ 3208psia) .

این سیستم ها دارای یک طیف نوترون سریع یا حرارتی (بسته به طراحی قلب رآکتور) می باشند.SCWR ها دارای ویژگی های بی نظیری در مقایسه با LWR ها در زمینه های زیر می باشند. 

این خنک کنندهٔ خاص درشرایط ترمودینامیکی ذکرشده دارای یک بازدهٔ حرارتی حدود یک سوم بالاترازجریان آب سبک می باشد . همینطورکه درسیستم شبیه سازی دیده میشود دراین سیستم سوخت اکسید اورانیوم با سیستم ایمنی Passive می باشد .

راکتور SCLWR ژاپنی ها با طیف گرمایی در 10 الی 15 سال اخیر موضوع بیشترین کارتوسعه قرار گرفته است.مخزن  SCLWRبسیارشبیه مخزن راکتور PWR می باشد (اگرچه سیستم خنک کننده اصلی آن مانندBWR یک چرخه مستقیم می باشد).خنک کننده بافشارزیادی (25.0 MPa) وارد مخزن در می شود.  جریان ورودی به دو قسمت تقسیم می شود: بخشی به لوله های  انتقال می رود وبخشی به فضای اشغالی دربالای قلب راکتورمی رود تاازمیان قلب راکتور وازطریق لوله های مخصوص آب به سمت پایین جریان یابد.این کار خود به عنوان یک کاهنده عمل می کند (کاهنده ای در دمای ).

توربین های فشار بالا فشار،متوسط وفشار پایین با دوچرخه باز گرمایی ((Reheat به کار گرفته می شود.باتوجه به تاثیرات ساده سازی، متراکم سازی واقتصادی سازی بایک حساب سرانگشتی هزینه ی یک 1700 MWe  SCWLRرا می توان کمتر از$900/MWe(حدود نصف هزینه یک ALWR)تخمین زد.سرمایه بکار انداختن یک SCWRمی تواند 35%کمترازLWR های کنونی باشد). همچنین SCWR رامی توان به صورت راکتور سریع طراحی کرد. تفاوت بین نوع سریع وگرمایی در مقدارماده ی کاهنده ی آن در قلبSCWR می باشد.راکتور حرارتی نیاز به یک ماده کاهنده ی اضافی دارد درحالی که راکتور سریع به کاهنده ی اضافی احتیاجی ندارد.

خلاصه ای از پارامترهای طراحی برای SCWRدر جدول زیر آمده است:

مقادیر

پارامترهای راکتور

$900/MWe

1700 MWe

طیف گرمایی

%44

 ، 25.0 MPa

25.0 MPa ،

100 MWth/ ~

با غلاف آلیاژ نیکل

شبیه ALWR

هزینه دستگاه

قدرت واحد

طیف نوترونی

بازده خالص

فشار و دمای ورودی خنک کننده

فشار و دمای خروجی خنک کننده

میانگین  چگالی توان

سوخت

امنیت

پایه های تکنولوژی برای  SCWR

بیشتر پایه های تکنولوزی برای SCWRرا می توان در LWR های کنونی ونیروگاههای فسیلی با خنک کننده آب بحرانی یافت.هرچندبعضیوابستگیهادیدهنمیشود. تحقیقات زیادی در 10الی 15سال اخیر در ژاپن ،کانادا وروسیه برای ساخت SCWRانجام گرفته است اما تاکنون هیچ نمونه اولیه ای ازSCWR ها ساخته وآزمایش نشده است. پشرفتهای زیادی در توربین های مولدها، لوله های انتقال وسایر تجهیزات بکار رفته در نیروگاههای فسیلی با خنک کننده ی آب سنگین انجام گرفته است که برای طراحی SCWRازاین تحقیقات کمک گرفته می شود.

کاهنده

SCWR از آب به عنوان کاهنده نوترون استفاده می کند. اصولاً کاهش توسط آب بحرانی با چگالی زیاد رخ می دهد. این آب باچگالی زیاد، می تواند از طریق لوله های خنک کننده ی قرار گرفته در قلب راکتور، ویا از بازتابنده ویا قسمت های کاهش یافته قلب راکتور وارد شود.

طیف نوترونی فقط می تواند تاحدی کاهش یابد (شاید تا نقطه ای که SCWR به طور تکنیکی یک راکتور سریع شود). سه مزیت مهم برای داشتن طیف نوترونی سریع وجود دارد: نخست، راکتورهای سریع توان بیشتری دارند و نسبت به راکتورهای نوترون گرمایی قدرت بیشتری تولید می کنند. دوماً، نوترونهای سریع توانایی شکافتن اکتینیدهای دارای عمر طولانی و نابود کردن بیشتر زباله های هسته ای دارای عمر طولانی را در میان تبدیل هسته ای دارند. سوماً، از آنجایی که شکافت های انجام شده توسط نوترونهای سریع، نوترونهای بیشتری را در شکافت تولید می کند، تولید راکتورهای زاینده را امکان پذیر می سازد.

سوخت

محیط آب بحرانی (SCW) منحصر به فرد است و اطلاعات کمی در مورد رفتار مواد در SCW تحت تابش و پرتوافکنی و دما و فشار زیاد وجود دارد.

در حال حاضر هیچ آلیاژی برای استفاده به عنوان غلاف سوخت در SCWR های حرارتی یا سریع  تایید نشده است. غلافهای پیشنهادی شامل مواد زیر است:

 

 

 

 

در SCWR های سریع غلاف ها ،پوشش ها و مواد ساختاری باید طوری طراحی شوند تا بتوانند تا 5 برابر دوز بیشتری را نسبت به SCWRحرارتی تحمل کنند. بیشینه دوزها در قلب راکتور در حدود dpa10-30 در راکتور حرارتی وdpa100-150 در راکتور سریع دستیافتنی است.

همچنین تولید هلیوم توسط استحاله نیکل هم در راکتورهای سریع و هم در راکتورهای حرارتی مسئله ی مهمی است زیرا می تواند منجر به اماس شدن و شکنندگی در دمای دماهای بالا شود. برای پرداختن به این چالشها، R&Dبرای غلاف سوخت ومواد ساختاری در SCWR ها برای بدست آوردن اطلاعاتی در مورد رابطه و وابستگی موارد زیر متمرکز می شود: خوردگی و SCC  ، پرتوکافت ، خاصیت شیمیایی آب ، پایداری ابعادی ، پایداری ساختار میکروسکوپی و مقاومت در برابر وارفتگی

سوخت پیشنهاد شده برای SCWR شباهت زیادی با سوختLWR  دارد. اگرچه این احتمال وجود دارد که SCWR از مجموعه سوخت شبیه BWR استفاده کند. معیارها و ضوابط جدید برای مواد قلب راکتور (مخصوصاً برای غلاف سوخت) باید توسعه یابد تا بتواند عملکرد امنی را برای حفاظت از میله های سوخت بی نقص در طول وضعیت های غیرعادی زودگذر تامین کند. لازم به ذکر است که هیدروژن را برای کاهش خوردگی غلاف به داخل خنک کننده تزریق می کنند.

خنک کننده

خنک کننده آب فوق بحرانی می باشد. زیرا اگر فشار پایین باشد آب جوش خواهد آمد و حباب با چگالی کم تولید می کند و در نتیجه تاثیر کاهندگی کمتری خواهد داشت. در فشار بسیار زیاد ،بالای نقطه بحرانی، بخار و مایع باچگالی یکسان تولید می شود و درنتیجه غیر قابل تمییز خواهند بود.

این امید وجود دارد که بیشتر گرمای تولید شده از شکافت در راکتورهای خنک شونده ویا کاهش یابنده توسط آب بحرانی به الکتریسیته تبدیل شوند. باید اضافه کنم که تغییر فاز از مایع به گاز (که در راکتورهای متداول آب سبک اتفاق می افتد) در SCWR صورت نمی گیرد. این ساده سازی می تواند باعث کاهش هزینه ساخت و افزایش ضریب اطمینان وامنیت شود و بر خلاف LWR دیگر به بازجریانی(Recirculation)  ،پمپ های جت ، فشارنده(pressurizer) ، مولد بخار(steam generator) ، جداکننده بخار(steam separater) ،خشک کننده بخار(steam dryer) احتیاجی نمی باشد.

کنترل

در SCWR نیز مانند PWR میله های کنترل از بالا وارد زاکتور می شود.

مواد

به دلیل اینکه آب بحرانیخواص شیمیایی متفاوتی با آب مایع دارد و به دلیل اینکه در دماهای بالا مورد استفاده قرار می گیرد مواد مورد استفاده در راکتورهای سنتی برای استفاده در این راکتور مناسب نمی باشد تا کنون آزمایشات زیادی با آب فوق بحرانی صورت گرفته است. شدت الکترونهای تابشی حاضر دریک راکتو نشان می دهد که موادمورد استفاده در SCWR با دستگاههای سوخت فسیلی متفاوت است:

سه شنبه 17/12/1389 - 14:32
موبایل

لل و زمینه پیدایش فیلترینگ

گسترش اینترنت زمینه ای را به وجود آورد که طیف وسیعی از اطلاعات بدون هیچگونه محدودیتی و فراتر از مرزهای جغرافیایی در سراسر جهان منتشر شود و به نحو چشمگیری به یک رسانه ارتباطی و اطلاعاتی تبدیل گردد. ضمن اینکه مخاطبان و کاربران اینترنت هم به همان اندازه افزایش مداومی داشته اند. خصوصیت و ویژگی اینترنت و سهولت انتشار مطالب و اطلاعات وعلاوه بر آن راحتی دستیابی به انواع مختلف اطلاعات در وب اعم از متن، صوت و تصویر و داده های گرافیکی متنوع، به اندازه ای شدت یافته است که در برخی موارد اطلاعات حاوی مطالب مخرب و زیانباری نیز در وب منتشر می شود که زمینه سوء استفاده های مختلف را فراهم آورده است. هرزه نگاری های جنسی بخصوص در زمینه سوء استفاده از کودکان، ترویج خشونت و فساد، خرید و فروش مواد مخدر و زیانبار، اشاعه اطلاعات خصوصی افراد و سازمانها، استفاده از اطلاعات وب در جهت اهداف تروریستی وموارد مشابه، ضرورت کنترل محتوای وب را ناگزیرساخته است، ولی این کنترل و نظارت برانتشار اطلاعات در جوامع مختلف و بر حسب خط مشی های سیاسی و فرهنگی هر جامعه ای نمودهای متفاوتی داشته است. در برخی جوامع غربی تاکید بیشتر بر عدم سوء استفاده از اطلاعات خصوصی افراد و جلوگیری از انتشار تصاویر جنسی کودکان و ممانعت از دسترسی سازمانهای تروریستی به اطلاعات خاص و مهم است اما کنترل محتوای اینترنت در جوامع شرقی و مذهبی فراتر از موارد فوق است و نظارت شدید بر اشاعه افکار و عقاید سیاسی در شبکه جهانی را نیز شامل می شود. بطور مثال در کشور چین که مقام اول را در جهان از نظر تعداد کاربران اینترنت داراست، نظارت گسترده ای بر محتوای اطلاعات سیاسی صورت می گیرد و کنترل جدی بر عقاید و اندیشه های متضاد با حکومت کمونیستی چین در وب حاکم است و به این منظور "پلیس اینترنت" در این کشور نیز با این هدف شکل گرفته است.
عمده دلایل فیلتر کردن اینترنت در کشورهای مختلف را می‌توان در چهار تقسیم بندی کلی گنجاند: "مسائل سیاسی"، "مسائل اجتماعی"، " مسائل امنیتی" و "مسائل اخلاقی".
آنچه باعث تفاوت مبنایی هر کشور برای فیلترینگ می‌شود، ارزش های بنیادین مورد توجه در هر مقوله در آن کشورها است. در مجموع می‌توان گفت تعداد کشورهایی که در منطقه و جهان به نحوی با مساله فیلترینگ و سانسور در اینترنت مواجه هستند نسبتا قابل توجه است.
کشورهایی مانند سوئد، فرانسه وآلمان در قاره اروپا و کشورهایی مانند هند، عربستان، کره جنوبی، مالزی و در مجموع آسیا به عنوان بزرگترین قاره دنیا و نیز کانادا دارای گسترده‌ترین میزان تنوع فیلترینگ می‌باشند.
گزارش زیر بر تجارب دیگر کشورها در امر فیلترینگ مروری اجمالی دارد.


آمریکا
در آغاز دوران رشد چشمگیر اینترنت و افزایش تصاعدی محتوا در آن، والدین آمریکایی تحت تاثیر چند مورد منتشر شده در رسانه های بزرگ، از دسترسی فرزندانشان به اینترنت به هراس افتادند و فشاری را آغاز کردند که منجر به تصویب “قانون نزاکت ارتباطات” Communications Decencey Act در کنگره آمریکا شد. این قانون، فیلتر و مسدود ساختن محتویات “غیر اخلاقی” را مجاز دانسته است.
بدنبال تصویب این قانون، شرکت های سازنده نرم افزارهای امنیتی برای رایانه ها و شبکه ها، برنامه های فیلترینگی را عرضه کردند که یا در مبدا خدمات اینترنتی یعنی شرکت های “رسا” ISP و یا بصورت مجزا توسط شرکت ها یا کاربران عادی بر روی رایانه ها نصب می شوند.
بسیاری از شرکت های تولیدکننده برنامه های امنیتی تمایل ندارند برنامه هایشان را تحت عنوان “سانسور افزار” Censorware معرفی کنند. با توجه به جنبه منفی این عنوان، آنها عناوینی چون فیلترینگ را ترجیح می دهند. سانسور افزارها می توانند با یافتن کلماتی خاص در یک آدرس اینترنتی دسترسی به آن سایت را مسدود کنند یا حتی در نمونه های پیشرفته تر، محتوای سایت ها را نیز برای یافتن کلید واژه ها و تصاویر تعیین شده کاوش نمایند. البته هم اکنون برخی نرم افزار ها با عنوان detection porn در بازار وجود دارد که ضمن تشخیص محتوای مستجن به فیلتر نمودن آنها اقدام می نماید.
آدرس های اینترنتی وب سایت های مورد نظر نیز می توانند به این برنامه ها شناسانده شده و مسدود شوند. نمونه های خانگی چنین نرم افزارهایی امکان فعال کردن “قفل والدین” Parental Lock را به پدر و مادران می دهد تا مانع دسترسی کودکان به سایت های غیر اخلاقی شوند.

پس از حوادث یازدهم سپتامبر 2001 نیز، پاى دولت‌ها و حکومت‌هاى فراوانى به حیطه فیلترینگ باز شد و در این میان نقش کشورهاى اروپایى و به ویژه ایالات متحده پر رنگ‌تر از سایرین بود. ایالات متحده به عنوان پیشروترین کشور دنیا هم در زمینه به کارگیرى و توسعه تجهیزات اینترنت و هم در زمینه تولید محتواى اینترنتى، پس از حملات 11 سپتامبر، با چالش جدى در مواجهه با اینترنت رو به رو شد و دولت این کشور، قوانین محکمى را در این مورد وضع کرد تا جایى که حامیان حریم شخصى و آزادى‌هاى مدنى به اعتراضات گسترده‌اى علیه دولت بوش دست زدند. آمریکا در تاریخ 24 اکتبر 2001، قانونى تحت عنوان Patriot Act را تصویب کرد که به موجب آن، کنترل و نظارت بر تبادل داده‌هاى online کاربران، رنگ قانونى به خود مى‌گرفت؛ این قانون که در قالب مبارزه با تروریسم به تصویب رسیده بود، موجى از مخالفت‌ و اعتراض را هم در میان جمهورى خواهان و هم در بین دموکرات‌ها برانگیخت. پیاده‌سازى Patriot Act که به شدت از سوى دادستانى امریکا دنبال مى‌شود، در نوامبر 2003 با اعطاى اختیارات بیشتر به پلیس امریکا-FBI - از این نیرو خواست تا کلیه اطلاعات مربوط به کاربران اینترنتى را، حتى براى تحقیقات غیررسمى، جمع‌آورى کند. از سوى دیگر، برخى ایالت‌هاى امریکا مثل پنسیلوانیا قوانین مخصوص به خود را براى فیلتر کردن محتواى اینترنتى دارند. علاوه بر این، در سال 2000 نیز کلیه کتابخانه‌هاى امریکا موظف شدند براى انجام فعالیت‌هاى اینترنتى، فیلترهاى مربوط به تصاویر غیر اخلاقى را در کامپیوترهاى خود نصب کنند. اجراى نامناسب این قانون با عنوان فیلتر شدن اشتباهى بعضى از سایت‌ها باعث شد تا برخى گروه‌هاى مدافع حقوق مدنى در سال 2002 به دولت بوش اعتراض کنند.
تغییر رییس جمهور در امریکا نیز باعث تغییر در سیاست نقض حریم خصوص افراد نشده و اوباما نیز پس از روی کار آمدن اقدام به تمدید قانون شنود در این کشور کرد.

جاسوسی دولت امریکا از سرویس جی میل
پس از این‌که وزیر ارتباطات استرالیا، «استفان کانروی» سیاست‌های حریم شخصی گوگل را به چالش کشید و این شرکت را تهدید به فیلتر کردن نمود، سایت اخبار فناوری اطلاعات استرالیا با نقل پاسخ این شرکت، تأیید کرد که گوگل اجازۀ دسترسی دولت آمریکا به جیمیل را فراهم کرده است. پس از تصویب لایحۀ میهن‌پرستی (Patriot Act) که توسط دولت بوش ارائه شده بود، دولت آمریکا اجازه یافت که کنترل گسترده و جامعی بر مخابرات و ارتباطات رایانه‌ای از جمله تلفن، فکس، ایمیل و ... داشته باشد. هر چند قبل از آن نیز چنین کنترل‌هائی با قواعد مشخص انجام می‌شد، اما هیچ‌گاه امکان کنترل کامل و گسترده‌ای به مانند این قانون در اختیار دولت قرار داده نشده بود. در این میان، گوگل زیرساخت عظیمی را برای کنترل ارتباطات اینترنتی کاربران فراهم ساخته که به خوبی توسط دولت آمریکا مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد. هر چند گوگل ادعا کرده که تجسس در چارچوب قانون انجام می‌شود، اما طبعاً این قانون برای مردم کشورهایی که آمریکا با آن‌ها مشکل دارد، از جمله ایرانیان کاربردی ندارد.

تاریخچۀ جی میل
از ابتدای راه‌اندازی جیمیل، به دلیل نقض حریم شخصی کاربران انتقادات زیادی به آن وارد شد. ایدۀ ایندکس کردن ایمیل کاربران و جستجو در آن‌ها، نگهداری دائمی ایمیل‌ها، سیستم ثبت نام دعوت‌نامه‌ای و ایجاد فضای فراوان برای جلوگیری از حذف پیام‌ها همگی نکاتی بود که حتی پیش از راه‌اندازی سرویس ایمیل گوگل توسط رسانه‌های فعال در زمینۀ فناوری اطلاعات بر روی آن تأکید شده و کاربران از استفاده از جیمیل برحذر داشته می‌شدند. البته گوگل برای همۀ این‌ها توجیهی را عرضه می‌کرد: این اطلاعات را برای تبلیغات روی صفحات وب لازم داریم! پس از راه‌اندازی این سرویس ایمیل، به دلیل عدم وجود سرویس مشابه (حتی سرویس تجاری) در کشورمان، بسیاری از کاربران به استفاده از آن روی آوردند و حتی دعوت‌نامۀ این سرویس رایگان به جهت باکلاس بودن در بعضی نقاط تهران به قیمت‌هایی در حدود 50-100 هزار تومان خرید و فروش می‌شد. هم اکنون نیز بسیاری از هموطنانمان در مسائل خصوصی و تجاری و حتی دولتی از این سرویس بهره می‌گیرند.

وضعیت قانونی
در برخی از کشورها مانند کشورهای اروپائی، استرالیا و ...، امکان شکایت از جی میل در صورت نقض حریم شخصی و سوء استفاده از این اطلاعات وجود دارد. گوگل در این کشورها دفتر دارد و در صورت سوء استفاده، باید پاسخگو باشد. با این همه در این کشورها نیز انتقادات گسترده‌ای از گوگل شده و این شرکت با چالش‌های قانونی بزرگی مواجه شده است. متأسفانه به دلیل دشمنی طولانی مدت آمریکا با ایران، این اقدامات قانونی برای ایرانیان ممکن نیست.

اقدامات چین و استرالیا
دو کشور چین و استرالیا که نه تنها از توانائی فنی کافی برای ارائۀ خدمات جایگزین برخوردارند، بلکه سرویس‌دهنده‌های اینترنتی در این دو کشور به طور فعال سرویس‌های جایگزین را با کیفیت مناسب عرضه می‌کنند، دست به اقدام زده‌اند. چین دسترسی به سرویس‌های گوگل را محدود کرد و پس از آن استرالیا نیز در پی اقدام مشابهی است. حتی اگر بخواهیم چین را به سانسور متهم کنیم، استرالیا در این چارچوب نمی‌گنجد. مشکل اساسی با گوگل، نقض حریم شخصی و سوء استفاده از اطلاعات شخصی کاربران است و این ارتباطی با سانسور (که مسئولین گوگل مرتب بر آن تأکید می‌کنند) ندارد.

نمونه‌های از سوء استفاده از ایمیل
هم اکنون، هم وطن خبرنگارمان، حمید معصومی‌نژاد در ایتالیا دستگیر شده و به اتهاماتی واهی (ارسال ایمیل های شخصی یا کاری به شهروندان ایتالیایی در راستای ماموریت خبرنگاری) در زندان به سر می‌برد. اتهامات او شامل ارتباطات گسترده با ایتالیایی‌هاست که از وظایف طبیعی یک خبرنگار به شمار می‌رود. چندی پیش نیز رمز عبور ایمیل سفارت‌های ایران در چند کشور خارجی به سرقت رفته بود. ما با کشورهائی طرف هستیم که ارزشی را برای حقوق شهروندی ایرانیان قائل نیستند؛ دولت و نیز شرکت‌های خصوصی سرویس دهندۀ اینترنت باید به فکر راهی برای حل این مشکل باشند.

  وضعیت ایران
در این بین ایرانیان وضعیت ویژه‌ای دارند؛ هر چند آمریکا از شهروندان خود جاسوسی گسترده‌ای را به انجام می‌رساند و این جاسوسی پس از 11 سپتامبر و تصویب قانون میهن‌پرستی (Patriot Act) گسترده‌تر و نیز آزادانه‌تر به انجام می‌رسد، اما به هر حال در یک چارچوبۀ مشخص انجام می‌گیرد. اما در مورد کشورهائی که به صراحت مورد تحریم آمریکا قرار دارند، هیچ محدودیتی وجود ندارد. اطلاعات شخصی کاربران ایرانی بدون هیچ محدودیتی در اختیار سرویس‌های امنیتی آمریکا قرار می‌گیرد. این اطلاعات شامل ایمیل‌های فرستاده شده، افرادی که با آن‌ها ارتباط برقرار شده است، آدرس اینترنتی که از آن‌ها به جیمیل وصل شده‌اند و ... می‌شود. چندی پیش دولت آمریکا این تحریم‌ها را برای سرویس‌های اینترنتی که به جمع‌آوری اطلاعات از کاربران ایرانی می‌پردازند لغو کرد. اما سرویس‌های شامل ارزش افزوده یا سرویس‌های مهم و مفید مانند Google Code Search هنوز هم در فهرست تحریم‌های گوگل علیه ایران قرار دارند. این خود نشان می‌دهد که دولت آمریکا از سرویس‌های مانند جی میل به ایرانیان نه تنها نگران نیست، بلکه بر روی آن تأکید دارد. جی میل چندی است که با ارائه سرویس Buzz، دسترسی به سایت‌های فیلتر شده مانند Twitter را نیز فراهم کرده است. این امکان در سرویس دیگر گوگل به نام Google Reader نیز وجود دارد و این خدمات، قوانین ایران را به سخره می‌گیرد. البته این کارها با آگاهی کامل ارائه می‌شود و هر از چند گاهی مسئولین گوگل با پیامی در وبلاگ رسمی خود، به آن مباهات می‌کنند! کشوری که به راحتی هواپیمای ایرباس ایران را مورد هدف موشک قرار داد، از زیر پا گذاشتن قوانین ایران و به تاراج بردن اطلاعات شخصی کاربران ایرانی چه ابائی دارد؟

وضعیت دیگر سرویس‌های اینترنتی
در بین سرویس‌های اینترنتی گوگل، مشکل تنها جی میل نیست؛ شرکت موزیلا که کار توسعۀ نرم‌افزار فایرفاکس را بر عهده دارد، حدود 90 درصد درآمد خود را به طور مستقیم از گوگل دریافت می‌کند. در مقابل، موزیلا نیز دسترسی به سرویس‌های گوگل را تضمین کرده است؛ نکتۀ جالب دیگر در مورد فایرفاکس این است که از طریق سرویس Safe Browsing گوگل، آدرس هر صفحه‌ای که در فایرفاکس دیده شود، به سرورهای گوگل فرستاده می‌شود تا از سلامت و مشکل‌دار نبودن آن (به طور مثال ویروسی نبودن آن) اطمینان حاصل شود. این سرویس نیز امکان خوبی را برای گوگل فراهم می‌آورد تا صفحات بازدید شده توسط کاربران را ردیابی کند. با ساز و کارهای دیگری که گوگل در سرویس‌های اینترنتی مختلف دارد -از جمله سرویس Adsense و جیمیل- و ترکیب اطلاعات، گوگل نه تنها می‌تواند تشخیص دهد که از چه آدرس IP صفحات اینترنتی بازدید می‌شوند، بلکه می‌تواند هویت دقیق فرد بازبینی کننده را نیز تشخیص دهد. این بخش نیاز به توضیح فنی بیشتری دارد که در این مقال مجال پرداختن آن نیست.

  اروپا
اما قصه فیلترینگ در اروپا و کشورهاى عضو اتحادیه اروپا، داستان دیگرى دارد؛ فرانسه به عنوان کشورى با تمدن و فرهنگ کهن، براى حفظ ارزش‌هاى فرهنگى خود، نتایج موتورهاى جست‌وجوى اینترنتى از جمله گوگل Google را دستکارى کرده و به زعم خود، آن را بومى مى کند. علاوه بر این، با وجودى که تصمیمات اصلى و عمده پیرامون آزادى بیان در اینترنت و حفظ حریم خصوصى افراد در این عرصه، توسط اتحادیه اروپا اتخاذ مى‌شود، اما کشور فرانسه یکى از معدود اعضاى این اتحادیه است که در پذیرش آنها مقاومت زیادى کرده و سعى دارد قوانین خود را اجرا کند.
در بحث نظارتى نیز، کشور فرانسه با تصویب قانون LSQ در سال 2001، کلیه ISP هاى این کشور را موظف کرد تا فعالیت‌هاى اینترنتى و پیام‌هاى پست‌الکترونیک مشتریان خود را حداقل به مدت یک سال، ذخیره و نگهدارى کنند. همچنین این قانون به قضات و پلیس این کشور اجازه مى‌داد تا در پیام‌هاى شخصى کاربران به منظور کشف یا اثبات جرم، به تفحص بپردازند. این کشور نزدیک به 22 میلیون کاربر اینترنت دارد که یک سوم جمعیتش را تشکیل می‌دهند. به این ترتیب مردم فرانسه یکی از آنلاین‌ترین کشورهای دنیا به نسبت جمعیتش است. قوانین اینترنتی در این کشور بیش‌تر شامل قوانین تجارت الکترونیک و رعایت حریم شخصی و جرایم رایانه‌ای آن بیش‌تر مربوط به مسایل امنیت ملی و آسیب‌های اقتصادی است. ضمن اینکه فیلترینگ به طور جدی در مدارس این کشور و با بستن IP ها اعمال می‌شود. در اکثر کشورهای اروپایی از جمله "انگلیس" فیلترینگ بیشتر بر روی مسائلی مانند پورنوگرافی کودکان، نژاد پرستی و مسائل تروریستی اعمال می شود. در "کانادا" و "استرالیا" نیز ماجرا کم و بیش مانند اروپاست.

  استرالیا
فیلترینگ اینترنت در استرالیا عمدتا به طرح‌های ممنوعیت محتوای مجرمانه اینترنتی برمی‌گردد و دولت فدرال این کشور به واسطه ارایه‌دهندگان اینترنت دسترسی به برخی سایت‌ها را محدود می‌کند. حزب کارگر استرالیا در سال 2008، طرح اجباری فیلترینگ اینترنت را برای تمامی شهروندان معرفی کرد. البته هنوز این طرح کاملا اجرایی نشده است. نهاد مدیریت ارتباطات و رسانه استرالیا (ACMA) در راستای این طرح، لیست سیاهی از وب‌سایت‌هایی را که محتوای مجرمانه دارند، فراهم کرده‌ و سایت‌هایی که در این لیست سیاه قرار می‌گیرند،‌ به ازای هر یک روز فعالیت، 11 هزار دلار جریمه می‌شوند. از اواسط ماه میلادی گذشته نیز قانون جدیدی با عنوان “شاخص‌های افزایش ایمنی اینترنت برای خانواده‌ها” در استرالیا مطرح شد که از طرح قبلی فیلترینگ اینترنت حمایت می‌کند.

قوانین استرالیا در زمینه سانسور اینترنت با عناوینی چون دیواره آتش بزرگ استرالیا، دیواره آتش ضد خرگوش(که برگرفته از نام دیوار ضد خرگوش در این کشور است) مطرح شده که می‌توان گفت مجموعه‌ای از قوانین ایالتی و فدرال است ولی مساله مهم در اینجا مقررات مربوط به برنامه پنجم طرح خدمات پخش رسانه‌ای سال 1992 است که بر اساس آن، اگر شکایتی در زمینه محتوای اینترنتی صادر شود، ACMA حق دخالت دارد و می‌تواند محتوای فیلم و ویدیوی آنلاین را بررسی کند. اگر محتوای سایتی در رده +R18 و +X18 قرار گیرد، سیستم شناسایی بزرگسال نداشته باشد و در استرالیا هم میزبانی‌ شده باشد، باید محتوای نامناسب از سایت حذف شود. اما اگر این سایت در خارج از استرالیا میزبانی شده باشد، نام سایت در لیست سیاه وارد می‌شود و بعد از طریق نرم‌افزار فیلترینگ مسدود می‌شود و نرم‌افزار فیلترینگ از سوی ارایه‌دهندگان اینترنت به مشتریان توصیه می‌شود.

در اکتبر سال 2000‌ سازمان غیر‌انتفاعی (EFA(Electronic Frontiers Australia بر اساس طرح آزادی اطلاعات(FOI) مبادرت به فراهم کردن اسنادی مرتبط با پیاده‌سازی فیلتر اینترنت کرد، حال آنکه تنها تعداد کمی از این اسناد منتشر شده بود. با این حال در سال 2003 قانون جدیدی با نام تصویب‌نامه قانونی ارتباطات سال 2002 مطرح شد که مورد تایید دولت لیبرال و چهار نهاد غیر وابسته قرار گرفت ولی حزب کارگر با آن مخالفت کرد. در حالی که دلیل تصویب این طرح را جلوگیری از دسترسی افراد به محتوای هرزه‌نگاری کودکان با بررسی سایت‌های مسدود اعلام کردند،‌ این تصویب‌نامه تمامی اسناد طرح آزادی اطلاعات حتی آنهایی را که التزامی نداشتند در بر می‌گرفت. EFA نیز اعلام کرد که این تصویب‌نامه برای جلوگیری از ارایه طرح‌های موشکافانه‌تر فیلترینگ اینترنت مطرح شده است. اصلاحیه قانون کپی‌رایت سال 2004، در نهایت در 9 دسامبر همان سال توسط مجلس سنا تصویب شد و بر اساس توافق‌نامه تجارت آزاد آمریکا- استرالیا، کپی‌رایت در این کشور توسعه یافت. تاثیر این توافق‌نامه بیش‌تر روی ارایه‌دهندگان اینترنت نمود کرد، ولی انجمن صنعت اینترنت و EFA به مخالفت با این طرح برآمدند.
در سال 2006 پارلمان فدرال طرحی ارایه کرد که بر اساس آن محتواهای مربوط به خودکشی در سایت‌ها ممنوع شد.

کنترل و بررسی محتوایی تمامی اشکال وسایل ارتباطی
در ماه ژوییه سال 2007 نیز طرح دیگری با نام برنامه هفتم طرح خدمات پخش رسانه‌ای سال 1992 مطرح شد که تمامی اشکال وسایل ارتباطی در رده آن قرار می‌گرفت و طبق آن حتی موبایل نیز از نظر محتوایی باید مورد بررسی قرار می‌گرفت. بر این اساس اگر ارایه دهنده‌ای محتوایی را ارایه دهد که جزو محتواهای مربوط به افراد بالای 18سال باشد، باید ارایه‌دهنده اینترنت یا موبایل با استفاده از سیستم شناسایی، سن کاربر خود را تشخیص داده و بعد این محتوا را در اختیارش قرار دهد. از این رو، در کل محتواهایی که مربوط به سنین بالای 18 سال می‌شد در استرالیا ممنوع اعلام شد ولی در عوض این محتواها در ازای مبلغی برای افراد بالای 18 سال قابل دسترس بود.
برخی از دولت‌های ایالتی نیز قوانینی تصویب کردند که انتقال محتوای نامناسب به افراد زیر 18 سال را ممنوع می‌کرد. در ایالت نیوساوث ولز(NSW) قانون سانسور اینترنت در سال 2001 معرفی شد که محتوای آنلاین مجرمانه را برای افراد زیر 18 سال کاملا ممنوع کرد.
در نهایت نیز در ماه دسامبر گذشته،‌ دولت این کشور قانون جدیدی با عنوان شاخص‌های افزایش ایمنی اینترنت برای خانواده‌ها معرفی کرد که قرار است بعد از همفکری عمومی در پاییز 2010 به طور رسمی معرفی شود. این قانون هم از فیلترینگ اینترنت حمایت می‌کند. با این تفاوت که بنابر اعلام دولت هدف از آن شفاف‌سازی فرآیند رد محتوای آنلاین، اعطای اختیارات بیش‌تر به ISP ها، اجازه فیلتر انتخابی به مشترکان و فراهم کردن زمینه برای رایزنی است.
لیست‌های سیاه
در اکتبر سال 2008 دو لیست سیاه توسط مقامات استرالیا ارایه شد. یکی از این لیست‌ها مربوط به محتوای غیرقانونی و دومی مربوط به محتوای نامناسب برای کودکان است. اولین فیلتر برای تمامی کاربران اینترنت این کشور الزامی است، اما دومی تنها برای کودکان ضرورت دارد. دولت استرالیا هنوز جزییات این طرح را اعلام نکرده، اما اشاره کرده که الزام فیلتر شامل 9 هزار سایت می‌شود و هم لیست سیاه ACMA و هم لیست سیاه بنیاد نظارت بر اینترنت بریتانیا(IWF) را دربرمی‌گیرد.
ابن لیست IWF در ماه دسامبر سال 2008 مشکلاتی را به وجود آورد زیرا یکی از مقالات ویکی‌پدیا جزو این لیست فهرست شده بود و بسیاری از بریتانیایی‌ها تا مدت‌ها نمی‌توانستند آن را ویرایش کنند.
محتواهای مجرمانه از نظر ACMA عبارتند از:
- هر گونه محتوایی که در رده بالای 18 سال قرار می‌گیرد که شامل هرزه‌نگاری، هرزه‌نگاری کودکان، محتواهای خشونت‌آمیز، تصاویر یا مطالب مربوط به مواد مخدر، نمایش ارتکاب جرم و اقدامات تروریستی می‌شود.
- هر محتوایی که مربوط به افراد بالای 18 سال است، ولی کودکان به آن دسترسی دارند.
به گزارش خبرنگاران بدون مرز در گزارش “دشمنان اینترنت” این سازمان، استرالیا را در فهرست دشمنان اینترنت در کنار کشورهایی مانند کره شمالی، ترکیه و روسیه قرار داد.
طبق اعلام این گروه مدافع مطبوعات، در حالی که استرالیا در زمینه سانسور در ردیف این کشورها قرار نمی‌گیرد اما پیشنهادش برای به‌کارگیری فیلتر اجباری در اینترنت برای حذف مطالب غیرقانونی بازتاب های مختلفی داشته است.
استفان کانروی، وزیر ارتباطات استرالیا، خواهان فیلتر وب توسط فراهم‌کنندگان خدمات اینترنتی است تا دنیای آنلاین نیز با استانداردهای سانسور به‌کارگرفته شده برای مطالبی مانند فیلم‌ها، کتاب‌ها و DVD مطابق شود.
به گفته سخنگوی این وزارتخانه، دولت استرالیا از قرارگیری محتوای رتبه‌بندی شده تحت درجه RC در اینترنت پشتیبانی نمی‌کند؛ این محتوا شامل تصاویر سوءاستفاده از کودکان، خشونت، دستورالعمل‌های مفصل برای انجام اعمال تروریستی یا استفاده از مواد مخدر و مطالب حمایت‌کننده از اعمال تروریستی می‌شوند. تحت قوانین طبقه‌بندی شده استرالیا، این مطالب در نشریه‌های خبری یا کتابخانه‌ها موجود نبوده و در سینما یا تلویزیون مشاهده نمی‌شوند و برروی وب سایت‌های تحت میزبانی استرالیا قابل دسترس نیستند.
اما طبق پیشنهاد دولت این کشور، با الزام خدمات‌دهندگان برای مسدود کردن محتوای اینترنتی میزبانی شده در خارج از این کشور که مطالب آن‌ها به عنوان RC شناخته شده، این نوع مطالب سازماندهی می‌شوند. با این همه گروه مدافع آنلاین Electronic Frontiers استرالیا اعلام کرده این فیلتر همچنان ایده خوبی نیست و بر این باور است که به‌کارگیری چنین سیستمی راه را برای سانسور گسترده‌تر در آینده هموار می‌کند.

کانادا
کشور کانادا یکی از 10 کشور برتر در زمینه ارتباط اینترنتی‌ست. ISP ها بر طبق قانون این کشور موظف به ثبت اطلاعات تمامی فعالیت‌های اینترنتی کاربران به مدت 6 ماه هستند. این مساله مخالفت‌هایی را از میان گروه‌های مختلف به همراه داشته و این افراد آن را نوعی نقض حریم شخصی توسط قوانین دولتی می‌شمارند.

چین
در بخشی از تحقیقی که در دانشکده حقوق دانشگاه "هاروارد" در آمریکا در زمینه فیلتر کردن سایت های اینترنتی در سال گذشته انجام شد، مشخص شدکشور "چین" در صدر جدول فیلترینگ سایت های اینترنتی قرار دارد. از جمله مواردی که دولت چین به آن حساس است، می‌توان به استقلال تایوان و تبت، خشونت پلیس، واقعه تاریخی میدان "تیانمن" در ۱۹۸۹‬، پورنوگرافی، سایت‌های "بی بی‌سی" و "ویکی پدیا" اشاره کرد. گفته می‌شود چین اخیرا شیوه خاصی از فیلترینگ را در سایت "گوگل" اعمال می‌کند. به این نحو که موتور جستجوگر گوگل بنا به تقاضای مقام های چین از ارائه برخی سایت‌ها در جستجوهای کاربران چینی خودداری می‌کند. یعنی ممکن است جستجوی واژه‌ای که در چین ناممکن و بی‌نتیجه است در مکان جغرافیایی دیگری نتایج بسیار متفاوتی داشته باشد.
مسدود کردن سایت اشتراک عکس "فلیکر" به دلیل ارسال تصاویری از کشتار میدان "تیانمن" در سال ۱۹۸۹‬ یکی از بارزترین تلاش های چین برای کنترل سایت های اینترنتی است.
ویکی پدیا و جمعی از وب سایت های معروف دیگر، اغلب سایت های خبری و وبلاگ های شخصی نیز مشمول فیلترینگ در این کشور هستند. چین سیستم پیچیده ای از فیلترها و ارتشی از ده‌ها هزار کنترل کننده انسانی را به کار برده که بر اعمال ‪ کاربران اینترنتی این کشور نظارت می‌کنند. دولت این کشور این دستگاه نظارتی را که به نام "دیوار آتش بزرگ" شناخته شده، برای ایجاد یک "محیط سالم اینترنتی" برای مردم این کشور ضروری می‌داند.
گروه گزارش‌گران بدون مرز در چین اظهار می‌دارند که مقامات چینی بطور روز افزونی از تکنولوژی‌های جدیدی برای کنترل اطلاعات استفاده می‌کنند، این گروه می‌افزاید که یک کمپانی تجاری چینی با نصب سیستم خاصی روی مانیتور تلفن‌های همراه ادعا می‌کند که قصد دارد، شایعات کاذب سیاسی و یا بیانیه‌های ارتجاعی را ردیابی کند. این شرکت چینی که VENUS INFO TECH نام دارد در یک نشست مطبوعاتی اظهار داشته است که سیستم‌های مراقبت و حفاظت توسط الگوریتم‌های فیلترینگ مستقر روی صفحه کلید عمل می‌کنند. مطمئنا این صفحه کلید، صفحه اخطار نصب شده را به طور اتومات به گونه‌ای تنظیم می‌کند که پلیس را آگاه کند. در خصوص شیوع بیماری سارس اولیای امور در چین سعی کردند فاجعه این بیماری سارس را مخفی کنند، اما میلیون‌ها SMS فرستاده شده مانع از پنهان کاری‌های دولت در این زمینه شد. سانسور اینترنت در چین سابقه‌ای چند ساله دارد و دولت چین تقریبا از سال 1996 مبارزه خود را با فیلترینگ 100 سایت آغاز نمود و در سال 2002 به آن شدت بیشتری بخشید. بر طبق تحقیقات منتشر شده توسط دانشگاه هاروارد، بسیاری از سایت‌های تحت فیلتر چین را سایت‌هایی با محتوای بیماری‌های جنسی، اخبار و حتی در مقاطعی موتورهای جستجو تشکیل می‌دهند. براساس اقدامات جدیدى که مقامات چینى اجراى آن را اعلام کرده اند، کسانى که از امکانات اینترنت یا تلفن همراه براى انتشار مطالب خلاف اخلاق در این کشور استفاده کنند با مجازات حبس و جریمه سنگین نقدى مواجه مى‌شوند. این تدابیر طى بخشنامه‌اى اعلام شده که اعضاى دادگاه عالى خلق چین و دادستان کل آن کشور صادر کرده‌اند.

عربستان سعودی
عربستان یک و نیم میلیون کاربر اینترنتی دارد که دو سوم آن را زنان تشکیل می‌دهند. با توجه به گستره وسیع سایت‌های سانسور شده اعم از مذهبی، سیاسی، جنسی عملا دسترسی به بسیاری از سایت‌ها قطع شده و تنها دسترسی محدود به برخی از منابع و مراجع آزاد است. واحد خدمات اینترنت یا (Internet Services Unit (ISU نهادی است که وظیفه فیلتر کردن را در این کشور بر عهده دارد. بسیاری از سایت‌ها از جمله سایت‌های فیلترشکن، مترجم‌های آنلاین و حتی بسیاری از سایت‌های طنز و سرگرمی از جمله سایت‌هایی هستند که در فهرست سیاه این کشور قرار دارند.
سایت‌های فیلتر شده در عربستان علاوه بر سایت های غیراخلاقی، برخی سایت های مذهبی، پزشکی، فکاهی، فیلم و موسیقی را نیز شامل می‌شوند. بررسی ها نشان می‌دهد که سایت های غیر اخلاقی بیش از سایر سایت‌ها فیلتر می‌شوند و در مجموع حدود ‪۸۶‬ درصد از سایت های غیر اخلاقی در عربستان غیرقابل دسترس هستند.
وبلاگ های شخصی افراد نیز فیلتر می شوند و دسترسی به آنها به سادگی امکان پذیر نیست. بر پایه این گزارش هم چنین سایت‌هایی که به کاربر اجازه می‌دهند تا با استفاده از آنها از فیلترها عبور کند همگی فیلتر شده اند. نکته قابل توجه آن که در میان سایت های فیلتر نشده، بسیاری سایت های خبری، سایت های دولتی آمریکا و اسرائیل (به جز یک مورد) قراردارند.

هندوستان
این کشور تقریبا بیش‌ترین سایت‌های خبری و مطبوعاتی را در آسیا داراست. ضمن اینکه جنگ مجازی بین این کشور و کشور پاکستان سال‌هاست که جریان دارد و هکرهای دو کشور وب‌سایت‌های یکدیگر را مرتبا تهدید می‌کنند. موارد مورد فیلتر در این کشور شامل افترا و اتهام، شرط‌بندی، نژادپرستی، تروریسم و سوءاستفاده از کودکان و موارد مشابه دیگر است. موارد کنترل دیگر در این کشور کافی‌نت‌ها هستند که بر طبق قانون موظفند تا شماره ملی و آدرس پستی کاربران را ثبت نمایند. همچنین کافی‌نت‌ها ملزم به نصب برنامه‌های فیلترینگی هستند که بر طبق قانون سایت‌ها را فیلتر می‌کند.

سایر کشورها
بر اساس گزارش دانشگاه هاروراد در خصوص فیلترینگ، "ویتنام" بیشتر در مورد سایت‌هایی اعمال فیلترینگ می کند که مطالبی بر خلاف دولت می‌نویسند. در "ازبکستان" اغلب سایت های طرفداران آزادی رسانه‌ها و معترضان به عدم رعایت حقوق بشر فیلتر می‌شود. در کره جنوبی (متحد آمریکا) یشترین حساسیت روی مسائل همسایه شمالی این کشور (کره شمالی) است

منبع: وبلاگ پاسداران

دوشنبه 3/3/1389 - 9:34
ورزش و تحرک

تعریف:

شنا، مهارت یا ورزش شناور ماندن و حرکت، درون آب است. شنا کردن به معنی حرکت انسان، حیوانات بدون هر گونه کمک خارجی درون آب می‌باشد. آموختن شنا، علاوه بر تقویت جسم، در مواقع اضطراری و افتادن ناگهانی درون آب، زندگی انسان را نجات خواهد داد. بسیاری از حیوانات، هنگام تولد و به طور غریزی، قادر به شنا کردن هستند؛ اما انسان باید شنا کردن را یاد بگیرد                                                                                              .
یادگیرندگان شنا، تمرین‌های خود را اغلب در استخرهای کم عمق و کناره دریاها شروع می‌کنند. آنها ابتدا شناور ماندن روی آب و سپس حرکت‌های پا را می‌آموزند و در پایان حرکت‌های دست را نیز یاد خواهند گرفت. برای‌ شنا کردن‌ آسان‌ و روان، شناگران‌ در مفاصل‌ اصلیشان، به‌ انعطاف‌پذیری‌ مطلوبی‌ نیاز دارند                                                              .
شناگران تازه کار باید چگونگی حرکت‌های هماهنگ دست با نفس کشیدن را تمرین کنند. شناگران، معمولاً یک یا چند شنا می‌آموزند.

تاریخچه شنا در جهان             
شواهد باستان‌شناسی نشان می‌دهند که قدمت شنا و شنا کردن به ۲۵۰۰ سال قبل از میلاد در تمدن مصر و بعد از آن در تمدن‌های آشور و یونان و روم باستان باز می‌گردد. آنچه از گذشته آموزش شنا می‌دانیم بر اساس یافته‌هایی است که از «حروف تصویری» هیروگلیف مصریان به دست آورده‌ایم. یونانی‌های باستان و رومی‌ها شنا را جزو برنامه‌های مهم آموزش نظامی خود قرار داده بودند، و مانند الفبا یکی از مواد درسی در آموزش مردان بوده‌است. شنا در شرق به قرن اول قبل از میلاد باز می‌گردد. ژاپن جایی است که شواهد و مدارکی از مسابقات شنا در آن وجود دارد. در قرن هفدهم به دستور رسمی حکومتی شنا به صورت اجباری در مدارس تدریس می‌شد                                   .
مسابقات سازمان یافته شنا در قرن ۱۹ میلادی قبل از ورود ژاپن به دنیای غرب شکل گرفت. از قرار معلوم مردم ساحل نشین اقیانوس آرام، به کودکان هنگامی که به راه می‌افتادند یا حتی پیش تر شنا می‌آموختند. نشانه‌هایی از مسابقات گاه و بی گاه میان مردم یونان باستان وجود دارد و همچنین یکی از بوکسورهای معروف یونان شنا را به عنوان تمرین در برنامه ورزشی خود گنجانیده بود. رومی‌ها اولین استخرهای شنا را بنا کردند و گفته می‌شود که در سدهٔ یکم پیش از میلاد گایوس ماسناس رایزن سیاسی سزار آگوست رومی، نخستین استخر آب گرم را ساخت                            .
برخی عدم تمایل اروپائیان به شنا را در سده‌های میانه ترس از گسترش و سرایت عفونت و بیماری‌های مسری می‌دانند از طرفی شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد در سواحل بریتانیای کبیر در اواخر قرن ۱۷ میلادی از شنا در آب به عنوان وسیله‌ای برای درمان استفاده می‌شود. البته تا پیش از قرن نوزدهم شنا به عنوان تفریح و ورزش در میان مردم جایگاهی پیدا نکرد. زمانی که نخستین سازمان شنا در سال ۱۸۳۷ تأسیس شد در پایتخت بریتانیا یعنی لندن، ۶ استخر سر پوشیده وجود داشت که مجهز به تخته شیرجه بودند. در سال ۱۸۴۶ اولین مسابقه شنا در مسافت ۴۴۰ یارد در استرالیا بر پا شد که بعد از آن هر ساله نیز به اجرا در آمد. باشگاه شنای «متروپولیتین» لندن در سال ۱۸۶۹ تأسیس شد که بعدها به انجمن شنای غیر حرفه‌ای تغییر نام پیدا کردکه در واقع هیئت رئیسه شنای غیر حرفه‌ای بریتانیا بود. فدراسیون‌های ملی شنا در چندین کشور اروپایی در سال ۱۸۸۲ تا ۱۸۸۹ شکل گرفتند.

تاریخچه شنا در ایران                                
تاریخچه شنا به عنوان یک ورزش، در ایران، بسیار کوتاه است و به طور کلی هم این رشته از ورزش به نسبت دیگر رشته‌ها در کشور ایران چندان پیشرفتی حاصل نکرده‌است. در حالی که به جهت موقعیت جغرافیایی ایران که در شمال و جنوب کشور به دریا متصل است و هم به جهت تأکیدات مذهبی، می‌بایستی این ورزش را مورد توجه قرار می‌دادند  .
در قدیم، مکان‌هایی شبیه استخر سرپوشیده در حمام‌ها می‌ساختند، به نام چال حوض.این چال حوض‌ها، که حداکثر از ۱۰ متر تجاوز نمی‌کرد، برای شنا کردن و آب بازی بود. در اطراف چال حوض‌ها، سکوهایی به ارتفاع ۲ یا ۳ متر وجود داشت که از بالای آن به درون آب می‌پریدند و عملیاتی مانند پشتک و وارو انجام می‌دادند. روشنایی چال حوض‌ها از سوراخ کوچکی که در سقف بود، تأمین می‌شد. در این گونه آبگیرهای غیر بهداشتی، هیچ گونه مقرراتی وجود نداشت و هر کس می‌توانست قبل از استحمام یا پس از آن وارد چال حوض شود و به آب بازی و شنا که به معنای واقعی هم شنا نبود بپردازد. تا سال ۱۳۱۴ در سراسر ایران حتی یک استخر شنا هم نبود و فقط در اردوگاه نظامی اقدسیه تهران یک استخر برای آموزش شنا به دانشجویان دانشکده افسری ساخته بودند. در سال ۱۳۱۴، استخر دیگری در باغ فردوس شمیران احداث شد که به وزارت فرهنگ تعلق داشت. نخستین استخری که برای استفاده ورزشکاران و تعلیم اصول جدید شنا به آنها به وجود آمد، در سال ۱۳۱۴در منظریه تهران بود که یک مربی ورزش خارجی به نام «گیبسون» بر آن نظارت می‌کرد. پایه‌های ورزش شنای نوین در ایران از همان استخر منظریه گذاشته شد.

تاریخچه شنا در کشورهای دیگر                                                  

مصر       
مصریان‌ قدیم‌ که‌ اساساً‌ مردم‌ کوشا و فعالی‌ بوده‌اند و به‌ فعالیتهای‌ گوناگون‌ بدنی‌ می‌پرداختند، شنا از جمله‌ ورزشهای‌ بسیار متداول‌ نزد آنان‌ بوده‌ و مرد و زن‌ بدان‌ علاقه‌ فراوانی‌ داشتند                                             .
میان‌رودان                
در میان‌رودان که‌ در تاریخ‌ کهن، اهمیتی‌ همپایه‌ مصر دارد، شنا به‌ عنوان‌ هنری‌ جنگی‌ تلقی‌ می‌گردید و برخی‌ از شناگران‌ نظامی‌ به‌ پوستهای‌ پر از باد مجهز می‌شدند تا جریان‌ آب‌ را بهتر تحمل‌ کنند.این ورزش در ایران نیز از دوران باستان دارای طرفداران زیادی بوده‌است                                                          .
روم قدیم                                                
تمرینهای‌ ورزشی‌ رومیان‌ قدیم‌ را اسب‌ سواری، تیراندازی، پرتاب‌ نیزه‌ و شنا در رودخانه‌های‌ تند و سیلابی‌ تشکیل‌ می‌داده‌است. همچنین‌ دو، شنا، شکار، توپ‌بازی، ماهیگیری، و قایقرانی‌ ورزشهای‌ مورد علاقه‌ مردم‌ روم‌ جدید بوده‌ است.

رشد شنا از قرن نوزدهم                               
با شروع‌ قرن‌ نوزدهم‌ رشد کمی‌ و کیفی‌ شنا چشمگیر می‌شود. در سال‌ ۱۸۱۰ لرد بایرون شاعر نامدار بریتانیا تنگه‌ داردانل را با شنا می‌پیماید. اولین‌ مدرسه‌ای‌ که‌ در سال ۱۸۱۰ شنا را در برنامه‌ خودگنجاند، مدرسه‌ (فورتا) در آلمان‌ بوده‌ است‌ و به‌ تدریج‌ سایر مدارس‌ از این‌ برنامه‌ استقبال‌ کرده‌اند. (گوتس‌ موتس) در مورد توسعه‌ ورزش‌ شنا در مدارس‌ نقش‌ اساسی‌ داشته‌ و این‌ نقل‌ از اوست‌ که‌ (ورزش‌ شنا باید قسمت‌ اصلی‌ تعلیم‌ و تربیت‌ باشد) وی‌ به‌ کمک‌ طناب، کمربند و قلاب، مبتدیان‌ را در آب‌ تعلیم‌ می‌داد                                                   .
سال ۱۸۷۵ شناگر آمریکایی‌ (ماتیووب) دریای‌ مانش‌ را به‌ وسیله‌ شنای‌ قورباغه‌ در مدت ۲۲ ساعت‌ طی‌ کرد و شاهکار او انعکاس‌ بزرگی داشت                                             .
در سال ۱۸۷۸ شنای‌ (تروجن) ابداع‌ شد که‌ نام‌ نخستین‌ نمایش دهنده‌ آن (جیمزتروج) بر روی‌ آن‌ نهاده‌ شده‌است. تروجن با مشاهده‌ بومیان‌ آمریکای‌ جنوبی، استراحت‌ هر دو دست‌ را به طور متناوب‌ در خارج‌ از آب‌ قرار داد. وی‌ در همین‌ دوره‌ این‌ شنای‌ کرال‌ را با یک‌ ضربه‌ پای‌ قورباغه‌ ترکیب‌ کرد. پیشرفت‌ بعدی، اجرای‌ دو ضربه‌ پا در یک‌ دور بود یعنی‌ دو ضربه‌ پا در هر حرکت‌ دست‌ که‌ موجب‌ کوتاهتر و سریعتر شدن‌ حرکات‌ دست‌ شد. در آخر ضربه‌ پای‌ شنای‌ قورباغه‌ با ضربه‌ عمودی‌ جایگزین‌ و شنای‌ کرال‌ سینه‌ متولد شد. ابداع‌ کننده‌ این‌ سبک‌ شناگر استرالیایی‌ (ریچارد کاویل) در آستانه‌ قرن‌ بیستم‌ بوده‌ است. ضربه‌ پا در شنای‌ کاویل‌ به‌ (ضربه‌ کرال‌ استرالیایی) معروف‌ و آن‌ عبارت‌اند از ۴ ضربه‌ پا در هر حرکت‌ دست‌ می‌شد                                                         .
در سال‌۱۹۰۶ هم وطن‌ او (سیسیل‌ هالی) این‌ حرکت‌ را به‌ اروپا برد. در همین‌ زمان‌ کرال‌ در آمریکا نیز پیشرفت‌ کرد و بالاخره‌ شیوه‌ آمریکایی ۶ ضربه‌ پا، جهان‌ را فتح‌ کرد                                  .
نخستین‌ رقابتهای‌ بین‌المللی‌ به‌ نام‌ (قهرمانی‌۱۰۰ یارد جهان) در سال ۱۸۵۸ در استرالیا برگزار شد. بعد از آن‌ طرح‌ برگزاری‌ مسابقات‌ شنا در کشورهای‌ مختلف‌ توسعه‌ یافت‌ و در نیمه‌ دوم‌ قرن‌ نوزدهم‌ این‌ مسابقات‌ شروع‌ شده‌است.

*
سال ۱۸۶۹ اولین‌ دوره‌ مسابقات‌ شنای‌ قهرمانی‌ انگلستان‌                                                

*
سال ۱۸۷۷ اولین‌ دوره‌ مسابقات‌ شنای‌ قهرمانی‌ آمریکا                                              

*
سال‌ ۱۸۹۹اولین‌ دوره‌ مسابقات‌ شنای‌ قهرمانی‌ فرانسه‌                                       

*
سال ۱۸۹۶ اولین‌ دوره‌ مسابقات‌ شنا در بازیهای‌ المپیک‌ (دوران‌ جدید)                                                (((
برنامه‌ مسابقات‌ شنای‌ مردان‌ در المپیک‌ شامل‌ رقابتهای‌ کرال‌ سینه، کرال‌ پشت‌ و شنای قورباغه‌ می‌شد که‌ تقریباً‌ در سال ۱۹۰۸ جنبه‌ استاندارد پیدا کرد و تا سال ۱۹۵۲ بدون‌ تغییر باقی‌ می‌ماند. برای‌ اولین‌ بار در المپیک ۱۹۰۸ لندن‌ مسابقه‌های‌ شنا در استخرهایی‌ انجام‌ گرفت‌ که‌ طول‌ آن ۱۰۰ متر بوده‌ است. در مسابقات‌ المپیک ۱۹۵۶ ملبورن‌ مشکل‌ جدیدی‌ بروز کرد. در این‌ مسابقات‌ (ماسارو یوروکاوا) قهرمان‌ المپیک‌ و همچنین‌ تعداد دیگری‌ از شناگران‌ بیشتر مسیر خود را در زیر آب‌ طی‌ کردند. این‌ مساله‌ باعث‌ شد تا قانون‌ جدیدی‌ از سوی‌ کنگره‌ فینا وضع‌ شود و شنای‌ زیر آبی‌ حذف‌ گردید، بدین‌ ترتیب‌ که‌ پس‌ از شیرجه‌ و یا برگشت‌، با هر ضربه‌ پا سر شناگر باید سطح‌ آب‌ را بشکافد            .
افزایش‌ بحث و جدل‌ در مورد قوانین‌ شنا به‌ خصوص‌ شنای‌ قورباغه‌ سبب‌ پدید آمدن‌ کمیته‌ فنی‌ شنا در فینا در سال ۱۹۵۴ شد. استفاده‌ از وسایل‌ زمان‌ سنجش‌ الکترونیکی‌ و رایانه ای کردن‌ اطلاعات‌ مربوط‌ به‌ شنا و نیز استفاده‌ از دستگاههای‌ تلویزیونی‌ مدار بسته‌ برای‌ رده‌بندی‌ شناگران‌ در پایان‌ شناها از سال ۱۹۶۴ و از بازیهای‌ المپیک‌ توکیو آغاز شده‌ است                 .
در خصوص‌ پیشینه‌ استارت‌ و برگشت‌ گفتنی‌ است‌ که‌ استارت‌ در ابتدا در آب‌ انجام‌ می‌شد، بدین‌صورت‌ که‌ شناگران‌ در آب‌ می‌ایستادند و یا دراز می‌کشیدند، این‌ شیوه‌ تا زمان‌ ساخت‌ سکوهایی‌ که‌ شیرجه‌ به‌ درون‌ آب‌ را ممکن‌ گردانید، ادامه‌ یافت.

نخبگان‌ تاریخ‌ شنا                                                                                                                            ا 
اولین‌ شناگر مردی‌ که‌ شنای ۱۰۰ متر کرال‌ سینه‌ را زیر یک‌ دقیقه‌ شنا کرد، جانی‌ ویسمولر آمریکایی‌ بود. وی‌ این‌ مسافت‌ را در۵۸ ثانیه‌ و۶ دهم‌ ثانیه‌ در سال‌۱۹۲۲ شنا کرد. اولین‌ زنی‌ که‌ این‌ مسافت‌ را زیر یک‌ دقیقه‌ شنا کرد داون‌ فریزر است. او در سال ۱۹۶۲، ۱۰۰ متر کرال‌ سینه‌ را در ۵۹ ثانیه‌ و ۹ دهم‌ ثانیه‌ پیمود.
موفقترین‌ قهرمان‌ مرد المپیک‌ تمامی‌ ادوار شنا (مایکل فلپس) آمریکایی‌ است. این‌ شناگر در المپیک ۲۰۰۸ پکن‌ صاحب ۸ مدال‌ طلا شد. در میان‌ زنان‌ (کریستین‌ اتو) با کسب ۶ مدال‌ طلا در المپیک ۱۹۸۸ سئول، ۴ مدال‌ طلا در رشته‌های‌ انفرادی‌ و ۲ مدال‌ طلا در مسابقات‌ تیمی، پرافتخارترین‌ زن‌ شناگر می‌باشد.

تاریخ‌ فدراسیون‌ بین‌المللی‌ شنا                                         
فدراسیون‌ بین‌المللی‌ شنا (FINA) در سال ۱۹۰۸ نه‌ بر اثر یک‌ حادثه‌ بلکه‌ از روی‌ قصد و نیت‌ بنیان‌ نهاده‌ شد. جورج‌ دبلیو هرن دبیر موسس‌ این‌ فدراسیون، ایجاد این‌ نهاد بین‌المللی‌ را نتیجه‌ افزایش‌ تماسهای بین‌المللی‌ در ورزش‌ و مخصوصاً‌ به‌ تأ‌سّی‌ از بازیهای‌ المپیک‌ آن‌ روز ذکر می‌کند. طرز برگزاری‌ مسابقات‌ باعث‌ بالا گرفتن‌ مخالفتهایی‌ شد که‌ نتیجه‌ آن‌ برگزاری‌ کنفرانس‌ بین‌المللی‌ لندن‌ در تاریخ ۱۹ ژوئیه ۱۹۰۸ است. ثمره‌ و میوه‌ این‌ کنفرانس‌ تاسیس‌ فینا بود                     .
با شروع‌ جنگ‌ جهانی‌ اول، ادامه‌ پیشرفت‌ سازمان‌ جوان‌ فینا حداقل‌ به‌ مدت ۴ سال‌ متوقف‌ شد و حتی‌ پس‌ از جنگ‌ به‌ علت‌ سردی‌ بین‌ کشورها و روابط‌ ورزشی‌ عملاً‌ ادامه‌ کار فینا میسر نشد و این‌ امر تا سال‌۱۹۲۵ به‌ درازا کشید. با پشت‌ سرگذاشته‌ شدن‌ این‌ مدت، فدراسیون‌ مجدداً‌ فعال‌ شد. بدین‌ترتیب‌ که‌ هیئت‌ اجرایی‌ فینا مرکب‌ از ۵ عضو تشکیل‌ شد تا بتوانند در فواصل‌ نزدیک‌ به‌ راحتی‌ گرد هم‌ آیند و نیز دفتر فینا برقرار گردید                           .
در سال ۱۹۲۸ هیئت‌ مدیره‌ بین‌المللی‌ واترپلو و کمیته‌ بین‌المللی‌ شنا نیز پا گرفتند. در کنگره‌ فینا که‌ در همان‌ سال‌ برگزار شد، جورج‌ دبلیو هرن دبیر موسس‌ فینا از سمت‌ خود کناره‌گیری‌ کرد و به‌ عنوان‌ اولین‌ رئیس‌ افتخاری‌ فینا برگزیده‌ شد. با شروع‌ جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ به‌ ناگاه‌ پیشرفت‌ مستمر مجدداً‌ متوقف‌ شد (سالهای ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۵)، زیرا جنگ‌ مانع‌ از تماسهای‌ بین‌المللی‌ در ورزش‌ گردید. با پایان‌ یافتن‌ جنگ‌ پر مشقت‌ دوم، بیشتر از یک‌ سال‌ طول‌ کشید تا هیئت‌ اجرایی‌ فینا توانستند در ۱۴ ژوئن ۱۹۴۶ در لندن‌ گرد هم‌ جمع‌ شوند. دوره‌ مربوط‌ به‌ جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ در سال‌۱۹۵۰ خاتمه‌ یافت‌ و تماسها و ارتباطهای‌ ورزشی‌ روزبه‌روز بیشتر گشت                                .
در سال ۱۹۵۸، فینا پنجاهمین‌ سالگرد خود را برگزار کرد. در این‌ سال‌ تعداد اعضای‌ فینا به ۷۵ فدراسیون‌ ملی‌ رسیده‌ بود. در سال ۱۹۹۲ اعضای‌ فینا به ۱۳۷ فدراسیون‌ ملی‌ ارتقاء یافت.

مشخصات استخر                                                                                                                           ر     
استخر، محل خصوصی است برای شنا، شیرجه، و واترپولو که در اندازه‌های مختلف ساخته می‌شود. ولی، استخرهایی که در آنها مسابقات رسمی را برگزار می‌کنند باید دارای مشخصاتی معین باشد. این مشخصات از طرف فدراسیون بین المللی شنای آماتور، که آن را فینا (FINA) می‌خوانند به شرح زیر تعیین شده‌است   :

1.
طول: ۵۰ متر ؛ عرض: حداقل ۲۱ متر                                            
2.
عمق: حداقل ۸۰/ ۱ متر                                            
3.
شمار خطوط : ۸ خط (عرض هر خط ۵/ ۲ متر                                                      )
در استخرهایی که رکوردگیری می‌کنند، دمای آب باید ۲۲ تا ۲۴ درجه سانتی گراد باشد.

تجهیزات                                                                                                                                        ت      
لباس شنا                         
لباس مخصوص شنا یک شلوار کوتاه و چسبیده به بدن است که باید وزن آن بسیار کم باشد و آب را در خود نگاه ندارد. طبق مقررات بین المللی، شلوار شنا هنگام مسابقات بین المللی و رکوردگیری، باید از پارچه‌ای به رنگ تیره و به صورت یک تکه باشد. در حال حاضر لباس شناگران را از پوست کوسه ها درست می‌کنند که کل بدن را می‌پوشاند.
کلاه شنا                                 
عینک شنا

قوانین و مقررات رشته ورزشی شنا

آشنایی با استخر : اندازه های فنی و نکات بهداشتی

اندازه های فنی: استخرهای موجود با توجه به نحوه استفاده به دو دسته تقسیم می شوند:

1-استخر آموزشی  2- استخر قهرمانی

1-استخر آموزشی: معمولاً در ابعاد 8*8 و یا 8*10 متر طوری طراحی و ساخته می شود که الگوهای آموزشی و یا ابزارهای کمک آموزشی در آن مد نظر باشد، مثلاً عمق آن حداکثر به 1/20 متر و به صورت شیب دار به نحوی ساخته که لااقل یک ضلع استخر علاوه بر کم عمق بودن قسمتی از آن به صورت پلکان وارد استخر شده تا برای آن دسته از اشخاصی که از وارد شدن ناگهانی در آب وحشت دارند مناسب باشد. میله هایی استیل در اطراف دیواره ها و در قسمت سطح آب نصب شده که حدود 10 سانتیمتر با دیواره فاصله دارند که برای غوطه ور شدن و آموزش دست و پا بسیار مورد استفاده قرار می گیرد، عمق آب اینگونه استخرها قابل تنظیم است. جدای از میله استخرهای آموزشی لوازم کمک آموزشی نظیر: تخته شنا به ابعاد مختلف - دوقلوی شنا - حلقه لاستیکی - کمربند نجات - بازوبند نجات - دماغ گیر - گوشی پای دولفینی (قورباغه) - و....که هر کدام موارد خاص خودش را دارد، برای افراد مختلف مورد استفاده قرار می گیرد.

2-استخرهای قهرمانی: طول اینگونه استخرها 33/33 متر - 25 متر 50 متر و عرض آن 10-21 متر متغیر است و عمق آن کمتر از 1/80 متر نیست اینگونه استخرها به دو صورت روباز یا سر پوشیده مورد بهره برداری قرار می گیرد. در استخرهای سرپوشیده معمولاً از آب گرم استفاده می شود - ولی در استخرهای رو باز اکثر از آب سرد طبیعی بهره می گیرد.

در ضلع عرض استخر سکوهایی نصب می شود که به عنوان سکوی استارت مورد استفاده شناگران است این سکوها به ابعاد 50*50 سانتیمتر با شیب 10 سانتیمتر به صورت ثابت یا سیار نصب می شود و ارتفاع تا سطح آب باید بین 50تا70 سانتیمتر باشد. دستگیره های کرال پشت باید طوری به سکو وصل باشد که در ارتفاع 30تا60 سانتیمتر و جلوتر از دیواره استخر نباشد، هر چهار طرف سکوها باید شماره گذاری شود و این شماره طوری نصب می شود که اگر پشت به سکو ها بایستیم سکوی شماره 1 در طرف راست و شماره 2 بعد از آن و بقیه به همین ترتیب شماره گذاری خواهد شد. تعداد خطوط شنا (لاین) بسته به عرض استخر بین 6تا8 خط متغیر است، این خطوط به وسیله طنابی که دو سر آن با قلابهایی به دیواره استخر وصل است در طول استخر کشیده می شود روی طناب اجسام غوطه ور دو انتهای طناب با رنگ سایر قسمتها متفاوت است. عرض هر خط شنا باید 2/5 متر باشد.

طناب نشانه برای برگشت کرال پشت باید در عرض استخر و در 1/80 سانتی بالای سطح آب قرار داشته ضمناً این طنابها برای برگشت کرال پشت باید 5 متر از دیوار انتهای استخر فاصله داشته باشد. خطوطی در کف استخر و در وسط خطوط شنا و به رنگ تیره کشیده شده که عرض آن 20 سانتیمتر است و در طول استخر کشیده می شود و فاصله آن با دیواره عرضی 2 متر است که به وسیله خط عرضی دیگر که پهنای آن 20 سانت است قطع می شود (به صورت T) طول این خط یک متر است. نور استخر باید کافی و طوری از بالا به آب بتابد که در سر تا سر استخر نور مناسب وجود داشته باشد، برای دید بهتر شناگران از چراغهای که در دیواره داخلی استخر نصب می شود ولتاژ آن حدود 12 ولت است استفاده می دشود.

2- نکات بهداشتی استخر:در استخرهای سر پوشیده به دلیل سیستم آب گرم محیط برای رشد میکروب و عوامل بیماری زا بیشتر از استخر های رو باز فراهم است لزا علاوه بر وجود دستگاه تصفیه آب که مداوم در حال فعالیت است و با مکش آب استخر به داخل تصفیه خانه و برگشت آن به استخر و وجود دستگاه کلرزنی اتو ماتیک آب آن تصفیه و کلر زده می شود، لازم است حتماً نکات بهداشتی آن نیز رعایت گردد:

1-دیواره و کف استخر به وسیله کاشی و یا سرامیک برای شستشوی بهتر پوشانده می شود.

2- لبه های استخر نسبت به سطوح اطراف آن کمی بر آمده و شیب آن به طرف داخل استخر است. تا آبهای سطحی با برخورد  به برآمدگی ها وارد استخر نشود (شیب دار بودن  لبه به خاطر جلوگیری از مواج شدن آب است).

3- قبل از ورود به استخر، گرفتن دوش و زدن شامپو به منظور رعایت نظافت آب استخر ضروری است.

4-پس از خاتمه و خروج از استخر جهت نظافت شخصی زدن صابون و شامپو و گرفتن دوش ضروری است.

5- حد فاصل بین رختکن و استخر و قبل از ورود به آن حوضچه آب کلر قرار دارد که برای ضد عفونی کردن پاها استفاده می شود.

6- علاوه بر زدن شامپو پیشنهاد می شود حتماً لای انگشتان دست و پاها و زیر بغل هم با صابون شسته شده تا مانع از رشد میکرب و قارچ شود.

7. برای استفاده صحیح از استخر و رعایت حقوق دیگران توجه به نکات بهداشتی و ایمنی که در تابلوها و اعلایم هشدار دهنده نصب و اعلان می شود، همچنین گوش دادن به تذکرات ناجیان غریق استخر، محیطی دلنشین و نشاط آور را به وجود می آورد و شنای در آن موجبات خاطر اطمینان  کسانی است که از استخر وحشت دارند.

آشنایی با رشته ها و مواد مختلف شنا:

در کلیه مسابقات رسمی و بین المللی 4 نوع با استیل های زیر مورد استفاده قرار می گیرد:

1- شنای آزاد (هر نوع شنایی می تواند باشد به جز کرال پشت - قورباغه - پروانه) 2- کرال پشت 3- شنای قورباغه 4- شنای پروانه. این چهار شنا از رده های مختلف سنی با متراژهای مختلف برگزار می شود، در برگزاری مسابقات رسمی سه رده سنی وجود دارد:

نوجوانان در سنین: زیر ده سال - 11 و 12 سال - 13 و 14 سال جوانان در سنین: 15 و 16 و 17 سال بزرگسال (عموم) در سنین: 18 به بالا. علاوه بر مسابقات انفرادی مسابقاتی نیز به صورت امدادی (4 نفره) مختلط - آزاد برگزار می شود. در مسابقات امدادی (مختلط امدادی) حتماً باید از 4 شناگر استفاده شود که نفر اول آن کرال پشت - نفر دوم قورباغه و شناگر سوم پروانه و آخرین شناگر شنای آزاد انجام دهد. در شنای مختلط انفرادی یک شناگر که شنای اول آن پروانه شنای دوم آن پشت و دو شنای آخر قورباغه و آزاد می باشد.

 

مواد مسابقه دو سال: 50 متر آزاد - 50 متر قورباغه - 50 متر پشت - 50 متر پروانه - 50*4 آزاد انفرادی و تیمی

مواد مسابقه 11 -12 سال: 50 متر آزاد - 100 و 200  آزاد - 100 قورباغه - 100 پشت - 100 پروانه - 200 مختلط انفرادی - 10*4 تیمی

 

مواد مسابقات 13 - 14 سال: 100  و 200 و 400 آزاد - 100 و 200 قورباغه - 100 و 200 پشت - 100 و200 پروانه - 50*4 مختلط انفرادی -100 *4 آزاد تیمی 100 *4 مختلط تیمی

موارد مسابقات 17-16-15 سال: شنا 100 و 200 و 400 و 500 آزاد - 100 و 200 پشت - 100 و 200 قورباغه - 100و200 پروانه - 50*4 و100*4 مختلط انفرادی - 100*4 و200*4 مختلط تیمی.

یک شناگر می تواند در همه موارد بالا شرکت کند و از هر تیم در هر مواد 2 نفر بیشتر نمی توانند شرکت نمایند.

مقررات برگزاری مسابقه: در هر مسابقه شنا اگر به صورت کشوری و رسمی برگزار شود حداقل 30 داور نیاز دارد که این تعداد را در مسابقه داخلی می توان به 15-10 نفر کاهش یابد داوران مسابقه شامل: سرداور 1 نفر - استارتر-داوران وقت نگهدار برای هر خط 3 نفر - سرپرست وقت نگهداران - داور برگشت - سرپرست داوران برگشت2 نفر - داوران استیل 2 نفر - داور برگشت در ابتدا و انتهای استخر 1 نفر - منشی کل 1 نفر - هماهنگ کننده 2 نفر - گوینده 1نفر - داور رده بنده دست کم برای هر خط 1 نفر - سرپرست داوران رده بندی

وظایف سرداور: که بر کل مسابقات و داوران و وقت نگهداران نظارت دارد و شروع مسابقه را به استارتر اعلام می کند و همچنین تصمیم گیری نهایی در مورد مسایلی که در مسابقه پیش می آید با اوست. در آغاز مسابقه سرداور با زدن چند سوت کوتاه به شناگران علامت داده تا لباسهای اضافی را خارج و آماده شوند، سپس با زدن یک سوت ممتد از شناگران دعوت می کند تا پشت سکوی استارت قرار گیرند (در شنای پشت پس از شنیدن سوت ممتد شناگران وارد آب می شوند) پس از آماده شدن شناگران و داوران وقت نگهدار با بالا بردن دست به صورت کشیده به استارتر علامت می دهند.

وظایف استارتر: کنترل شناگران را به عهده گرفته و هر شناگری که مرتکب یکی از خطا های زیر شود به سرداور گزارش می نماید:

1-از استارت خود داری نماید. 2- عمداً از قوانین اطاعت نکرده باشد. 3- در هنگام استارت باید در کنار استخر و در فاصله 5 متری از سکوی استارت بایستد،تا وقت نگهداران بتوانند علامت استارت را ببینند و هم شناگران علامت استارت را  بشنوند.

وظایف داور وقت نگهدار: کنترل زمان و دقت انجام هر خط به عهده اوست او با صدای سوت استارتر تایمر را به کار انداخته و تا زمانی که در پایان هر مسابقه یک قسمت بدن شناگر به دیواره پایانی برخورد و یا تماس حاصل نماید او وقت را می خواباند و سپس زمان شناگر را روی برگه مخصوص ثبت رکورد نوشته به سر داور تحویل می نماید.

وظایف داوران استیل: که در طول استخر قرار دارند چنانچه شناگران از استیل مربوط به هر شنا خود داری نموده و دست و  یا پای شناگر حرکتی غیر از استیل مربوط انجام دهد علت خطا را نوشته و به داور گزارش میدهد.

داوران رده بندی: که انتهای استخر قرار دارند مراقب تماس بدن شناگر به خطوط مربوط می باشند تا تعیین نمایند شناگر کدام خط زودتر از بقیه به خط پایان رسیده است و شناگران بعدی کدامند.

منشی کل: نتایج مربوط به شناگران را در برگه مخصوص ثبت نموده و نتایج کل در چند نسخه تهیه و به هیأت و یا کمیته برگزار کننده تحویل می نماید.

نحوه امتیاز بندی: در استخرهایی که 6 سکو دارد مقام اول 7 امتیاز - مقام دوم 5 امتیاز - مقام سوم 4 امتیاز - مقام چهارم 3 امتیاز - مقام پنجم 2 امتیاز و مقام ششم 1 امتیاز کسب خواهد کرد.

در استخرهای که سکوهای آن 8 تاست به نفر اول 9 امتیاز تعلق خواهد گرفت در مجموع شنا های انجام هر شناگر امتیازات آن پشت و محاسبه می شود و مقامهای اول تا ششم اعلام می شود. همین روش برای مسابقات تیمی نیز انجام می شود (امدادی) با این تفاوت که تیم اول 14 امتیاز و تیم دوم 12 امتیاز و الی آخر.
يکشنبه 26/2/1389 - 16:35
شعر و قطعات ادبی
حوزه > صفحه كتابخانه

مداحى و ذكر اهل بیت عصمت و طهارت (ع)

برادران عزیز خیلى لطف كردید،بلبلان خوشخوان گلزار نبوى دل ما را روشن كردید و محیط كار ما را با عطر این مدایح و این كلمات زیبا و شیوا معطر كردید..انشاء الله نه فقط این جلسه، بلكه جلسات و كارها و حركات و سكنات ما مورد عنایت فاطمه‏ى زهرا (س) قرار بگیرد. (1)

شجره‏ى شما و سلسله‏ى شما یك سلسله‏ى طولانى و یك شجره‏ى طیبه است و از زمان ائمه علیهم السلام همیشه سخت‏ترین كارهاى تبلیغى را در مقایسه با دشمنان حق و حقیقت،شما بر دوش گرفته‏اید...شجره‏ى شما،سلسله‏ى معنوى شما به‏«دعبل‏»،و«كمیت‏»و سید حمیرى و از این قبیل مى‏رسد.همان كسانى كه در سخت‏ترین دورانهاى تاریخ اسلام پرچمى را بر دوش گرفتند كه هر كس آن پرچم را بر دوش مى‏گرفت،سخت‏ترین شكنجه‏ها براى او وجود داشت.

مساله آن بود كه این اشعار حامل پیك پیام بود،حامل یك رسالت‏بود.دعبل مى‏گفت:من پنجاه سال است كه دار خودم را بر دوش مى‏كشم.اگر این پیام‏نبود،هیچ كار با آنها نداشتند... سید حمیرى كسیست كه خواندن اشعار او حتى در مجالس سه نفره و چهار نفره ممنوع بود، چرا؟براى خاطر آنكه حامل همان پیام بود.كمیت كسیست كه به جرم محبت اهل بیت (ع) پس از سالها در بدرى بدست‏حكام بنى امیه مظلومانه به شهادت رسید.

...هیچ خلیفه‏اى در زمان دعبل نیامد مگر اینكه دعبل یك داغ باطله‏اى از شعر خود بر پیشانى او كوبید...و براى هر كدام بر یك كتیبه‏ى پاك نشدنى و محو نشدنى در تاریخ یك نقش زشتى كشید كه از دهها سخنرانى بالاتر بود.

شما باید آن پیامى را كه به مادحان اهل بیت ارزش مى‏داده حفظ كنید و آن پیام عبارتست از:

پیام حفظ دین حق الهى در سایه‏ى ولایت اهل بیت،مبارزه با دشمنان اهل بیت،مبارزه با دشمنان حق و مبارزه با تمام طواغیت و عصیانگرانى كه در مقابل حق قرار دارند.

برادران!این انقلاب برادران دشمن دارد،دشمنان جدى هم دارد.این انقلاب در مقابل آن دشمنان روى دوش ایمان مردم قرار گرفته است و این ایمان باید عمق پیدا كند.و صفا و جلا پیدا كند...كدام زبان از زبان مادحان اهل بیت مناسب‏تر؟این شما هستید كه باید شعرهاى استوار و قوى،از لحاظ معیارهاى شعرى:بالا،و در عین حال حامل پیام انقلاب را...براى مردم بخوانید...با همان پیامى كه همه‏ى پیامبران و اولیاء و اوصیاء داشتند:پیام دفاع از حق و مبارزه با باطل،باطلى كه امروز دنیا را فرا گرفته است.

الحمد لله امروز شاعر هم زیاد داریم،شعراى خوب.این برادر عزیزمان شعرى خواندند...چون جاهایى از آن به بنده اشاره داشت،نمى‏خواستم تحسین كنم،اما انصافا شعر بسیار قوى و زیبایى بود.

بنابر این اولین چیزى كه باید مورد توجه قرار گیرد،پیام انقلاب است.در مصیبت،در مدح و در اخلاقیات...چه بهتر كه شعر با زبانى مردمى كه شمادارید و با آهنگى كه شما درست مى‏كنید...به مردم آموخته شود.

آمریكا را به مردم بشناسانید،هر صحبتى كه مى‏كنید و هر منبرى كه مى‏روید و هر جا كه مى‏خوانید،یزید این روزگار و شمر این روزگار و بنى امیه و استثمارگر این روزگار را مشخص كنید.

مساله‏ى دیگر زبان است.مى‏دانید كه ادبیات ما امروز تا حدود زیادى در گرو همین خواندنها و گفتنهاست.شعرهاى خوب و مایه‏هاى شعرى خوب انتخاب كنید...ما شعراى خوبى داریم. شما مى‏توانید ادبیات خوب و ادبیات فاخر فارسى را با محتواهایى كه حامل همان پیام است، در سطح توده‏ى مردم منتشر كنید...امیدوارم كه خداى متعال به شما توفیق دهد و این دعاهایى را كه امروز به زبان شعر و نثر كردید،مستجاب فرماید.

سخنرانى در جمع مداحان اهل بیت علیهم السلام (2)

بسم الله الرحمن الرحیم

...بسیار دنیاى خوبى‏ست این دنیاى ذكر و مدح و غرق شدن در عشق اهل بیت و مستغرق كردن دیگران و روشن نگهداشتن شعله‏ى محبت‏خاندان پیغمبر در دلها و تشویق دلها به عشق ورزیدن روز افزون به این شجره‏ى طیبه.به نظرم این بیت صائب را یكبار دیگر براى شما خواندم كه:

عشاق را به تیغ زبان گرم مى‏كنیم چون شمع،تازیانه‏ى پروانه‏ایم ما

شما مصداق این بیتید،آرى:

عمرى است‏حلقه‏ى در میخانه‏ایم ما در حلقه‏ى تصرف پیمانه‏ایم ما از نو رسیدگان خرابات نیستیم چون خشت،پا شكسته‏ى میخانه‏ایم ما عشاق را به تیغ زبان گرم مى‏كنیم چون شمع،تازیانه‏ى پروانه‏ایم ما

حقا شما مصداق این همه‏اید.

بسیار دنیاى خوبى‏ست و حرفه‏ى مباركى‏ست،و در خدمت‏بهترین محبت‏ها و عشق‏هاست،كه خود عشق براى بشر بهترین خصلت‏هاست،و بهترینش را كه محبت‏به عباد الله الصالحین و اولیاء الله و خاندان پیغمبر است،در پى این عالم شما هم مى‏توان مشاهده كرد و آن بخش عمده این است كه شما به مردم ارائه مى‏دهید.من چون در باره‏ى ذكر و مدح و ستایشگرى خاندان پیغمبر (ص) در سالهاى قبل دو سه نكته به برادران عرض كرده‏ام،نمى‏خواهم آنها را تكرار كنم،لكن یك نكته را مى‏خواهم تاكید كنم،شاید قبلا هم آن را گفته باشیم،ایرادى ندارد كه تكرار بشود،و آن این است كه انقلاب ما بر پایه‏ى معرفت و درك مردم بنا شده است. من در یك سخنرانى گفتم:بیشتر انقلابهاى دیگر جهان بر پایه‏ى گرسنگى بنا شده است: انقلاب اكتبر،به خاطر گرسنه بودن مردم صورت گرفت،یعنى در انقلاب اولى (چون در سال 1917 در فاصله‏ى چند ماه دو حركت عظیم مردمى در روسیه انجام گرفت كه دومى انقلاب بلشویكى بود و در اكتبر واقع شد) اگر مردم نان داشتند و گرسنه نبودند،در پایتخت‏به خیابانها نمى‏ریختند.پایتخت روسیه آن روز پتروگراد بود.سربازخانه‏ها را تصرف كردند و ادارات را و قصر پادشاه مخلوع روسیه را گرفتند و همان گرسنگى وسیله‏ى یك حركت عظیم عمومى شد.این صریح تاریخ است و تحلیل و برداشت من نیست.در جاهاى دیگر نیز نیازهاى مادى تاثیر زیاد و تعیین كننده داشت.اما در كشور ما این گونه نبود،پایه‏ى این انقلاب معرفت مردم بود،درك مردم بود،سال 49 این گروههاى چپ كه تازه شروع كرده بودند به كارهاى عملى و مبارزات،با ما هم بعضى‏شان ارتباط داشتند،این جوانها چریك بودند و وضع ما به گونه‏اى بود كه آن جوانها مى‏آمدند سراغ ما،یك روز به یكى از آنها گفتم:شما در مردم مقبولیت ندارید،براى مقدمه‏ى یك كار سیاسى-نظامى،باید كار فرهنگى انجام گیرد.با لبخند تمسخر آمیزى گفت كه:این طرز فكر اسلامى‏ست!طبق طرز فكر شما همینجور است، اما طرز فكر ما این نیست،ما باید برویم جنگ مسلحانه را شروع كنیم و بر آنها تحمیل كنیم. دیدیم چكار كردند،یك سه چهار سالى كه آن كارها را ادامه دادند،اختناق را در مملكت ما بیشتر كردند،اگر آنها نبودند مبارزه ما بهتر پیش مى‏رفت،مزاحم كار مبارزه اسلامى ما هم شدند،مبارزه‏ى اسلامى بر پایه‏ى معرفت است،امروز هم این معرفت هر چه در مردم عمیق‏تر بشود این انقلاب راسخ‏تر خواهد شد.معرفت‏به چه؟به همه‏ى چیزهایى كه باید به آن معرفت ورزید،معرفت‏به اصول عقاید،توحید،معاد،نبوت و امامت.معرفت‏به معارف گوناگون دینى:قضا و قدر،اخلاقیات،صفات مذموم،صفات ممدوح،آداب معاشرت،مفاهیم رایج در عرف قرآن و حدیث مانند:صبر،جهاد،تقیه،دنیا و آخرت و...همچنین معرفت‏به امور سیاسى:شناخت جریانهاى عظیم سیاسى در دنیا،شناخت دوستان،شناخت دشمنان،شناخت‏شیوه‏ها،شناخت دشمنى‏ها،دشمن چه گونه ضربه مى‏زند،از كجا وارد مى‏شود،ما در مقابلش باید چه بكنیم. امروز تكلیف ما معرفت دادن به مردم و قدرت تحلیل دادن به مردم است،این معرفتها باید در مردم ما عمق پیدا بكند،از توحید گرفتیم تا مرگ بر آمریكا كه اینها همه یكى‏ست،به هم وصل مى‏شود،شعار مرگ بر آمریكا هم،كار سیاسى هم بر پایه‏ى دین،بر پایه‏ى توحید و بر پایه‏ى عقاید است،طیف وسیعى از معارف،از اصول عقاید گرفته تا آداب معاشرت،تا اخلاق،تا وظایف دینى،تا احكام،تا توجه در نماز،تا اهتمام به حج،تا كار سیاست،تا آگاه‏گرى سیاسى، همه و همه باید در مردم عمق پیدا كند.اگر عمق‏پیدا كرد،انقلاب همچنان استوار خواهد شد به طوریكه اگر كسى مشت هم به آن بزند،مشت‏خودش خرد مى‏شود،توجه كردید؟

حالا،این آگاهى مردم به وسیله‏ى چه كسى باید انجام بگیرد؟به دهها وسیله،و یكى از مهمترینش شما هستید.من مى‏گویم جامعه‏ى مداح باید نقش آگاه سازى را در جامعه ایفا كند.ممكن است‏شما بگویید در زمینه‏هایى كه تو گفتى گیرم در مورد سیاست‏بتوان كارى كرد،اما در زمینه‏هاى فرهنگى عمیق و وسیع چكار كنیم؟بحمد الله شعر فراوان است،كما اینكه شما مى‏بینید برادرانى كه در دواوین شعرا غور مى‏كنند و نمونه‏هایش را بعضى از برادرها خواندند،مى‏بینید همه چیز هست،در همه‏ى زمینه‏ها گفته‏اند،مخصوصا همانطور كه آقاى انسانى اشاره كردند علاقه‏ى من به سبك هندى به خاطر همین است چون شعراى سبك هندى هر چه را بخواهید به بهترین زبان گفته‏اند.آن برادر عزیزمان كه اول یك غزل خواندند و نمى‏دانم از كه بود مربوط به اخلاقیات بود و بسیار خوب،آغاز مجلس را اگر با اخلاق،با سیاست،با معارف،آداب معاشرت،با همینگونه شعرها پر كنید مى‏بینید كه فوق العاده است.با همین اشعارى كه ایشان خواندند با آن صداى گرم خوبشان،با آن برادر عزیزمان كه از قم تشریف آوردند و خواندند.خوب الحمد لله یكى از یكى بهتر،آدم نمى‏تواند یكى یكى بشمرد،یادم نمى‏ماند و الا اگر یادم مى‏ماند مى‏توانستم یكى یكى به برخى از خصوصیات آن اشعار اشاره كنم.اینها در بالا بردن سطح فرهنگ جامعه بسیار مؤثر است.در مدح اهل بیت هم همینطور.

دو خصوصیت عمده در مدح اهل بیت وجود دارد كه لا اقل یكى از آنها باید رعایت‏شود:یكى اینكه محبت ما را به اهل بیت زیاد كند،هر شعرى كه محبت انسان را،مستمع را،به اهل بیت زیاد كند از مدایح خوب است.این یك امر اصولى‏ست،خیال نشود كه فرعى‏ست،چون خود محبت ضامن همه چیز است.شعرهایى هست راجع به اخلاق‏شان،مكارمشان،علمشان، نسبشان،فضائلشان،اینها خیلى خوب و تامین كننده‏ى این خصوصیت است.دوم آنكه دستور العمل و الگوى زندگى را در زندگى آنها به ما نشان دهد:صراحتشان،شجاعتشان، حق‏گویى‏شان،ایثارشان،جهادشان،انفاقشان،محو كردن خود در مقابل خدایشان و از این قبیل.این دو خصوصیت عمده است.البته چیزهاى دیگر هم هست كه در درجه‏ى بعدى‏ست. مدایحى كه این دو خصوصیت را ندارد براى جامعه‏ى ما مفید نیست.نمونه‏هاى آن دو شعرى كه اشاره كردم در همین مجلس خوانده شد،در باره‏ى ائمه (ع) و حضرت زهرا سلام الله علیها.

در باب زندگى ائمه (ع) و در اخلاقیات و در معارف،همیشه مى‏توان اشعارى آموزنده و بسیار مفید جست و خواند و جامعه‏ى مداح و ذاكر و ستایشگران اهل بیت،طبقه‏اى هستند كه در سایه‏ى این روش مى‏توانند بیشترین تاثیر را در تعمیق فرهنگ اسلامى و معارف اسلامى در ذهن مردم داشته باشند.این البته انجمن‏هایى مى‏خواهد،انجمن‏هایى كه در آن شعرشناسان و نقادان ادبى از یكسو و صاحبنظران كار مدح،اساتید همین فن،كه این كارها را در فن شما تجربه كرده‏اند،از یكسو شركت داشته باشند و آن شعرى را كه خوانده مى‏شود،آن شعرى را كه گفته مى‏شود نقد كنند،مثلا الآن برادران شعرهایى خواندند،بسیار خوب اما گاهى مثلا یك كلمه‏یى‏«به تو»در شعرى شده است:«بر تو»،همین شعر را خراب مى‏كند.چقدر خوب است كه از لحاظ ادبى این ظرافتها،دقتها،كاملا مورد رعایت قرار بگیرد تا شما زبان فارسى را هم ضمنا به محافل توده‏ى مردم منتقل كنید.زبان فارسى امروز زبان انقلاب است،زبان دین است، باید آن را محكم كرد.استوار كرد تا معارف اسلام را در سراسر عالم پخش كند.پس با رعایت موازین ادبى در شعر،زبان هم ضمنا تقویت‏خواهد شد.در آن انجمن‏ها عده‏اى از این جهات شعر را بسنجند،مضمونا و لفظا.یك عده هم هنر مداحى را.امروز بحمد الله مداح زیاد است. در گذشته،مداحان خیلى كم بودند،سى چهل سال پیش،ما در مشهد دو نفر مداح داشتیم، اما انصافا مداحهاى خوبى بودند.خدا رحمت كند هر دوشان را،حالا كه در جمع شما هستیم، یادى از این دو نفر شده باشد:یكى مرحوم ستایشگر،كه بسیار هم سید خوش سیما و خوش صدایى بود و یكى هم مرحوم افصح كه ایشان تا این اواخر زنده بود.در تهران هم چند نفرى بودند،البته در تهران بیشتر بودند،اما اینقدر كه حالا در تهران و در همه‏ى شهرستانها،با لباسهاى مختلف،با تیپ‏هاى مختلف و با سبك‏هاى مختلف هستند،آن وقتها نبود.حالا كه هست‏باید از این فرصت‏براى اسلام و انقلاب و ایمان مردم حداكثر استفاده را كرد و مى‏توان كرد و اعتقاد من بر این است كه این كار عملى‏ست.

پى‏نوشتها:

1) -سخنرانى در جمع‏«مداحان و ذاكران اهل بیت عصمت و طهارت‏»از تهران و قم، 23/12/1363.

2) -این سخنرانى در مراسم دیدار مداحان و ذاكران اهل بیت در تاریخ 20/11/1366 ایراد شده است.

چهارشنبه 3/4/1388 - 22:33
شعر و قطعات ادبی

شعر

من از اینكه احساس مى‏كنم كه بحمد لله در جامعه‏ى ما شعر این چنین با مفاهیم زنده‏ى این جامعه آمیخته شده،و از یكنواختى و تكرار بیرون آمده،به عنوان یك دوستدار ادبیات و شعر احساس خوشحالى مى‏كنم...البته استثناء همیشه بوده و هست...اما قبلا جریان شعر كلا تكرارى بود و شعر در خدمت آرمانهاى عالى و بلند انسان و در اختیار مسائل اساسى زندگى انسانها،نبود. (1)

در هر دوره‏اى كه تحولى در جامعه بوجود آمده،تغییرى در خط مشى جامعه ایجاد شده و... شعر هم تغییرى كرده لكن باز برگشته به روال معمولى.مثلا در كشور خود ما،شعر در دوران مشروطیت تكانى خورد،مضمونها نو شد و در خط جدیدى افتاد اما باز تدریجا برگشت‏به همان آهنگ و روال سابق. (2)

...آنچه بود تكرارى بود و چیز جدیدى براى مردم زمان خودشان نداشت،پیامى،خبرى، احساسى.انقلاب ما بحمد لله در ادبیات و هنر و بخصوص درشعر یك تحول ایجاد كرده است. (3)

یكى از پرشورترین موضوعات...همین موضوع شهادت و شهید است...همین چند تا شعر كه خوانده شد...اینها را بگذارید پهلوى مرثیه‏هاى معروفى كه در تاریخ هست...مثل خاقانى كه مرثیه براى پسر خودش سروده...بینى و بین الله،این شعرى كه امروز براى یك شهید گفته شد،با آن تلقى از شهادت،با آن معناى زیبا و فاخر،مردن در راه خدا و به خون غلطیدن در راه آرمانهاى انسانى،كه این شاعر آن را حس مى‏كند،لمس مى‏كند...این شعر اصلا یك نوع دیگر است...و قابل مقایسه با آن شعر بلند و محكم فلان شاعر بزرگ در مرثیه فلان عزیزش نیست. اگر چه زبان آن شاعر بزرگ و هنر شعرى او ممكن است‏بالاتر هم باشد،این یك راه و یك پدیده‏ى تازه است و باید آن را دنبال گرفت. (4)

...این مفاهیمى كه امروز در انقلاب ما وجود دارد:مساله‏ى مجاهدت در راه خدا،مساله‏ى طرفدارى از مستضعفین،مساله‏ى مبارزه با مستكبران و ظالمان این مساله‏ى همگانى عشق به رهبر و احساسات عاشقانه و صادقانه نسبت‏به امام...اینها همه موضوعات جدید و پر طراوتى‏ست. (5)

آدم معمولى براى اینكه بفهمد،احتیاج دارد كه توجهش جلب شود...دل و نگاهش كشیده شود...چه موقع نگاه خواهد كرد؟آن وقتى كه جاذبه وجود داشته باشد،آن وقتى كه هنر باشد، زیبایى باشد،شعر،تجسم زیبایى است پس‏براى تبیین و تفهیم حقیقت‏شعر باید رشد كند. (6)

این برادران جوان كه اینجا شعر خواندند،این استعدادها و چشمه‏هاى جوشان...من تعجب مى‏كنم كه اینهمه استعداد در این مملكت كجا بود،چرا قبل از انقلاب نبود یا پیدا نبود؟ آنروزها ما خبر داشتیم در عالم ادبیات و شعر چه مى‏گذرد،این همه استعداد جوشان وجود نداشت و خود انقلاب بود كه دلها را براى جوشش این استعدادها آماده كرد...تا دلى آتش نگیرد حرف جانسوزى نگوید.این دلها كه باز شد،زبانها هم باز شد،گنجینه‏هاى هنر از جانها استخراج و آشكار شد. (7)

بحمد لله این همه استعداد خوب در جامعه‏ى ما وجود دارد،اینها باید كار كنند.من توصیه‏ام به جوانهاى هنرمند،به جوانهاى شاعر این است كه استعداد،كافى نیست،كار باید بشود. (8)

در گذشته...شجاعتى چشم یك شاعر را بخود جلب مى‏كرد...در وصف شجعان چه سخنها كه گفته شده.خوب بفرمایید امروز،این شجاعت‏ها در میدان نبرد،...شجاعت جوانان،شجاعت مردان،شجاعت زنان و همسران،شجاعت مادران،آن مادرى كه چهار یا پنج‏شهید مى‏دهد،هیچ دلى به شجاعت این گونه خانواده‏ها در تاریخ نبوده است...این زیبایى‏هاى چشمگیر گوناگون معنوى كه همیشه شعرا و اهل زبان و اهل دل به دنبال آنها بودند تا هنر خودشان را به پاى آن زیبایى معنوى بریزند.پس آنانكه هنر دارند بریزند در پاى‏این زیباییها. (9)

كارگردانان سلطه‏ى فرهنگى غرب،تلاش گسترده‏اى كردند كه شعر و ادب فارسى را در خدمت هدفهاى انحرافى یا پوچ در آورند و در اوج حركتى كه‏«تجدد مآبى‏»نامیده و پنداشته مى‏شد،كوشیدند شعر را...به فساد و هرزگى و پستى آلوده كنند...حجم شعرى كه به كار ضلال ذهن و دل مردم گرفته شد یا به آستان جباران قدر ناشناس نثار گشت،در دوران سلطه فرهنگى كم نیست. (10)

اسلام كلام والا،و نیز،سخنسراى خداجوى را ارج مى‏نهد.سخن زیبا نشانه‏اى از خداوند جمیل است و خداوند،زیباترین گفته‏ها را كه كلام الهى‏ست،بر بالهاى فصاحت و بلاغت نشانیده،به پروازى جاودانه درآورده و همه‏ى تاریخ را با فروغ درخشان آن،منور ساخته است. (11)

رسول امین پروردگار...شاعران متعهد را فرمانروایان كشور سخن مى‏خواند.

این سیره‏ى نیكوى اولیاء الله است كه ارجمندترین حقایق را در نفیس‏ترین حله‏هاى بیان،بر دلهاى پاك عرضه كنند و سخن فاخر و برنده‏ى خود را همچون ذوالفقارى پیروز بر پیكر سیه كاران دوران فرود آورند. (12)

به بركت صدور همین بیانات شیوا و شور انگیز كربلاست كه عاشورا فقطیك حادثه نیست، یك فرهنگ است،تابلویى است كه در آن شعر بلند عشق را با خون نگاشته‏اند و بر تاریخ عرضه كرده‏اند. (13)

جنگ،خود شعرى‏ست كه رساتر از هر سخن بر صفحه‏ى روزگار نقش مى‏بندد و آزادگان جهان بیت الغزل عشق و ایمان و ایثار را بر سنگرهاى جوانمردان رشید،خواهند خواند. (14)

چگونه مى‏توان هنرمند و شاعر بود و جدال خونین حق و باطل را،و نور و ظلمت را،كه امروز از همه جا برجسته‏تر در جبهه‏هاى نبرد شجاعانه‏ى ما با دشمن مهاجم و متجاوز در جریان است،ندید و حس نكرد و از آن سخن نگفت؟ (15)

من گاهى دیده‏ام كه در صفحه‏ى اول روزنامه شعرهایى از یك برادر خوب،آورده‏اند كه آن برادر خودش خوب است اما شعرش خوب نیست...آنوقت این شعر را در صفحه‏ى اول و با حروف برجسته چاپ كرده‏اند.در حالیكه از نظر معیارهاى ادبى خیلى پیش پا افتاده است، غلط هم دارد آنهم غلط چاروادارى،نه غلط انجمنى (×) ،یعنى قافیه و وزن و همه چیزش خراب است‏یا حشو زشت چشمگیرى دارد كه وقتى یك آدم اهل ذوق و شعر روزنامه را بردارد،ولو به عنوان اینكه خبرش را بخواند و چشمش به چنین‏چیزى بیفتد،روزنامه را دور مى‏اندازد. (16)

بدون مجاهدت وقفه‏ناپذیر شما شاعران،آگاه و متعهد،جبران خسارتهاى دوران سلطه‏ى فرهنگى میسر نخواهد شد و شعر انقلابى آن شكوفایى و جهش متناسب را نخواهد یافت.باید:

اولا-همه‏ى ظرفیت‏شعرى جامعه به كار بیفتد،استعدادهاى جوشان شناخته و تربیت‏شود و فعلیت‏هاى فراموش شده و به دست غفلت‏یا تغافل سپرده شده در صورت سلامت‏به صحنه باز گردانده و نواخته شود.

ثانیا-باید شعر به فخامت و شیوایى لازم برسد و سخافت و سستى و خشكى مطلقا از آن زدوده شود.

ثالثا-در موضوعات و اهداف شعرى بیشتر به مسائل مهم كنونى جامعه و نیز به معارف اسلامى كه مایه‏ى رسوخ پایه‏هاى نظام اسلامى‏ست،پرداخته شود و شعر كاملا در جهت هدفهاى انقلابى حركت كند.

رابعا-در زبان و تعبیر و زیبایى آرایش،و اگر لازم شود،در شیوه و قالب،ابتكار و نوآورى شود.و بسى بایدها و كارهاى دیگر نیز هست كه كمال مطلوب ارباب شعر این زمان از آن بى‏نیاز نیست. (17)

استمرار و تداوم این حركت دانشجویى،نوید بخش آن است كه نهال شعر جوان انقلاب،در كار بالندگى و شكوفایى‏ست...در حقیقت‏شعر دوران انقلاب باید چاووش خوان قافله‏ى انقلاب باشد. (18)

شاعران جوان مى‏توانند منعكس كننده‏ى همه‏ى آرمانها،سیاستها،روشها و واقعیتهاى انقلاب در آثار شعرى خود باشند...پیام انقلاب باید به زبان شعر و هنر كه اصیل‏ترین و خالص‏ترین و گیراترین زبانهاست‏به آنان منتقل شود. (19)

پى‏نوشتها:

1) -سخنرانى در كنگره‏ى شعر شاهد (در حسینیه‏ى ارشاد) ،14/11/1365.

2) -همانجا.

3) -همانجا.

4) -سخنرانى در كنگره‏ى شعر شاهد (در حسینیه‏ى ارشاد) ،14/11/1365.

5) -همانجا.

6) -همانجا.

7) -همانجا.

8) -سخنرانى در كنگره‏ى شعر شاهد (در حسینیه‏ى ارشاد) ،14/11/1365.

9) -همانجا.

10) -پیام به‏«كنگره‏ى شعر و ادب نهضت‏سواد آموزى خراسان‏»،9/7/1364.

11) -پیام به‏«كنگره‏ى شعر جنگ (اهواز) »،5/9/1365.

12) -همانجا.

13) -همانجا.

14) -همانجا.

15) -همانجا.

×) -منظور غلط‏«ادبى‏»و«آكادمیك‏»است،از نوع ایراداتى كه در یك انجمن ادبى مى‏تواند مطرح شود،نه اغلاط دستورى و بدیهى.

16) -گفتگو با اعضاى‏«واحد فرهنگى روزنامه جمهورى اسلامى‏»،26/11/1360.

17) -پیام به‏«كنگره‏ى شعر و ادب نهضت‏سواد آموزى خراسان‏»،9/7/1364.

18) -پیام به‏«دومین كنگره‏ى شعر و ادب دانشجویان سراسر كشور»،27/9/1364.

19) -همانجا.

چهارشنبه 3/4/1388 - 22:29
موسيقي
حوزه > صفحه كتابخانه

موسیقى-غنا

...اما در مورد موسیقى،باید اعتراف كنم هنوز در این مساله ما آن پاسخ روشن و كامل را نداریم،لا اقل من ندارم.در گذشته،[و الآن نیز بر آن عقیده هستم].روى این جمله تكیه مى‏كردیم كه آهنگ مخصوص مجالس لهو،گناه و حرام است...آن وقتها ما فكر مى‏كردیم آهنگ‏هاى ترانه‏اى،مخصوص مجالس لهو است...اما دستگاهها،فرض كنیم دستگاه شور یا ابو عطا یا همایون و امثال آن چطور؟همه‏ى كسانى كه حنجره‏ى آنها یك نوایى را بیرون داده،با یكى از همین دستگاههاى دوازده‏گانه بوده است.پس این حرام نیست و اصلا موسیقى همین آهنگها و ریتم‏هاى مخصوص است...اینها حرام نیست مگر آن كه باز در لابلاى آن یك چیزى بگنجانند كه آن حرام باشد. (26) و (27)

بعدها یك حرفى پیدا شد كه خود ما هم،بصورت یك احتمال مى‏گفتیم-وقتى كه حضرت آقاى منتظرى در طبس تبعید بودند...ایشان هم همین حرف رامى‏گفتند-...وقتى ایشان گفتند در ذهن ما قوى‏تر شد،آن حرف این بود كه بگوییم:غنا كه در شرع اسلام حرام است، اشاره به شكل ندارد بلكه اشاره به محتوى مى‏كند.اصلا وقتى مى‏خواهید به دنبال غنا بگردید،آن آهنگ را از لحاظ شكل مطالعه نكنید تا بگویید حرام است‏یا حلال است،بلكه آهنگ را به لحاظ محتوى مطالعه كنید.یعنى غنا یك امر محتوایى‏ست،نه یك امر قالبى.اگر شما با زیباترین ترانه‏ها یا هر كیفیتى یك محتواى توحیدى را بیان كنید،این حرام نیست.اما اگر مثلا با همان آهنگ متین و موقر همایون و با یك لحن خیلى عادى یك چیز حرام و گناهى را بیان كنید،این غناست.البته این به عنوان فتوا نبود...و ما هم مسجلا نمى‏گفتیم... (28)

این حرفى بود كه آن وقت‏براى ما مطرح بود لكن الآن...آنچه مطرح است اینست كه از قول امام نقل شد:كه ایشان در مورد بعضى از آهنگهایى كه حتى با ساز همراه بود،فرمودند این مقدار اشكالى ندارد...چنین استنباط كردیم كه نظر امام بر اینست كه:ساز بطور مطلق حرام نیست و ترانه هم همینطور.یعنى ترانه‏اى كه محتواى درستى دارد و با یك ساز ملایمى همراه است،این اشكالى ندارد.اما اگر یك ساز جلفى بود و محتواى نادرستى هم داشت،هر كدامش موجب حرمت مى‏شود.

البته این را هم باید عرض كنم كه سازها عموما انسان را مقدارى از حالت جد خارج مى‏كند و از حق نباید گذشت كه آهنگ این چنین است.مگر آنكه آنچنان محتوایى داشته باشد كه نگذارد،مثل قرآن،یعنى آهنگ قرآن این هنر را دارد كه...به آنچه قرائت‏شده جان مى‏دهد و آن را در نظر انسان برجسته‏تر مى‏كند و كلمه به كلمه را در مغز مى‏نشاند،مثل آبى در روح جریان پیدا مى‏كند،لذا آن حالت منفى ناشى از صداى خوش مثلا شیخ مصطفى اسماعیل را از بین مى‏برد...همین سرود مرحوم شهید بهشتى...من خودم وقتى بار اول شنیدم با توجه به خاطرات و سوابق ذهنى كه تاثیرات آهنگ و موسیقى براى من بیش از یك آدم معمولى‏ست و محتوى در من یك اثر بیشترى مى‏گذارد تا آن آدمى كه به آن اندازه با مساله آشنایى ندارد، دیدم این ترانه مرا كاملا از حالت جد خارج مى‏كند و الآن هم وقتى گذاشته مى‏شود،مى‏روم در عالم ذهنیات...یك چیزى كه شاید خیلى لطف نداشته باشد. (29)

(سئوال بعدى اینست كه:هنوز موضع مشخصى در مورد موسیقى در جامعه‏ى اسلامى اتخاذ نشده است و نحوه‏ى برخورد از سوى مسؤولین و آیات عظام در این مورد متفاوت است،چرا؟) (30)

پاسخ:این از آن اشكالات كاملا وارد است و من تصدیق مى‏كنم كه ما خیلى زودتر از این بایستى تكلیف موسیقى را روشن مى‏كردیم.البته من یك جمله به شما بگویم،آن چیزى كه در اسلام حرام است،غناست،نه موسیقى،موسیقى هر آهنگ و صدایى است كه از حنجره یا وسیله‏اى،به یك شكل حساب شده بیرون مى‏آید.اما آن چیزى كه حرام است نوع خاصى از موسیقى‏ست كه غنا باشد.علت اینكه نظرات مختلف است،این است كه در مورد غنا،ما آیات و روایات صریح كه مشخص كند غنا چگونه چیزى‏ست،نداریم،لذا استنباط فقهى از غنا متفاوت است.مثلا مرحوم آیت الله العظمى بروجردى رضوان الله علیه معتقد بودند:غنا آن چیزى‏ست كه مخصوص مجالس لهو باشد یعنى آن آهنگها و آوازهایى كه فقط در مجالس لهو و خوشگذرانى خوانده مى‏شود،حرام است و لو اینكه در بیرون مجلس لهو خوانده بشود.و ما آن‏زمان كه مرحوم آیت الله بروجردى حیات داشتند،این را تطبیق مى‏كردیم با آن آهنگها و ترانه‏هایى كه در آن وقت معمول بود اینها را ما قدر مسلم از غنا مى‏دانستیم ولى موارد دیگر مسلم نبود.

حضرت آیت الله العظمى منتظرى نظر خیلى جالبى در باب غنا دارند من وقتى ایشان در طبس تبعید بودند،به دیدنشان رفتم و اولین بار آنجا از ایشان شنیدم.ایشان مى‏گویند:غنا یك امر محتوایى‏ست و از آیاتى كه در قرآن هست و در روایات به آن آیات استناد شده،ایشان استنباط مى‏كنند كه غنا یك امر محتوایى است.یعنى اگر شما یك چیزى را به آواز بخوانید كه محتواى بدى داشته باشد،حرام است،البته با همان آواز و آهنگ خاص موسیقى.لكن اگر محتواى خوبى داشته باشد و«لهو الحدیث‏»و«لیضل عن سبیل الله بغیر علم‏»نباشد،این غنا نیست و حرام نمى‏باشد.

البته این را ایشان آن وقت‏به صورت قطعى بیان نكردند بلكه نظر فقهى‏شان را به ما گفتند كه بعد ما هم از قول ایشان در بسیارى جاها نقل كردیم.و در این اواخر من به خود ایشان گفتم شما این نظرتان را بیاد دارید كه آنوقت‏به ما گفتید؟و ایشان گفتند:بله،كه معلوم مى‏شود الآن نظرشان همان است و تغییر نكرده.اما در مواردى كه شبهه وجود داشته باشد كه آیا این مثلا غنا هست‏یا غنا نیست،طبق اصطلاح متدیك علماى اصول،این‏«شبهه‏ى مفهومى‏»ست و در شبهه‏ى مفهومى،بیشتر بزرگان و علماى علم اصول،برائت جارى مى‏كنند، یعنى هر جا كه ما شك كردیم كه آیا این غنا هست‏یا نیست،باید بگوییم غنا نیست و حرام نیست. (پس شما براى اینكه یك چیزى را بخواهید گوش كنید،كافى‏ست‏شك كنید كه غنا هست‏یا نیست! (×) ) و لیكن ماوراى این همه،خیلى لازم است كه ما در این زمینه كاردرستى بكنیم و این به عهده‏ى فقهاى ماست.من بارها این مطلب را به برادران بزرگ خودمان از فقها و اساتید گفته‏ام كه ما فعلا وقت نمى‏كنیم بنشینیم این مسائل را بررسى كنیم و واقعا امروز مجال كار علمى و فقهى نداریم.لذا برادرانى كه در قم از زمره‏ى فقها و آگاهان از رموز اسلامى هستند،باید بنشینند،مساله‏ى غنا و موسیقى را براى مردم حل كنند. (31)

از زحمات آقاى توكلى باید حقیقة سپاسگزارى كرد كه ایشان فرآورده‏ى بسیار ذیقیمتى را براى انقلاب فراهم كردند.یعنى هر یك از این ترانه‏ها و سروده‏هایى كه خوانده شد،فرآورده و محصولى‏ست‏براى انقلاب.و این سرود:از طرفى شعر،از طرفى آهنگ و از طرفى تشكیل گروه سرود و اجراء با این انتخاب خوب،هر كدام به نوبه‏ى خود حقیقة یك هنر است كه باید از این مرد زحمتكش و صبور-كه بدون صبر و خون دل خوردن اینطور چیزها درست نمى‏شود-تشكر كرد و تبریك گفت كه الحمد لله خوب توانستند از عهده برآیند.یكایك این عزیزان هم كه در گروه سرود هستند،كارشان را خیلى خوب انجام مى‏دهند،هم این آقازاده‏اى كه الآن خواند و هم آن آقایى كه سرود قبل از ظهر را خواند،اینها را من،هم در تلویزیون دقت كردم هم حالا،حقیقة مثل خواننده‏هاى حرفه‏اى،ژست‏ها و حركات و كارهایشان نشان پختگى‏ست كه با آنها كار شده است.صدایشان نیز خیلى متناسب است چون در همخوانى‏ها صداى نامتناسب كار را خراب مى‏كند،لكن شما صداهاى متناسب پیدا كرده‏اید و همه‏ى صداها هم خوش.ایشان این همه ما شا الله جوان و نوجوان خوش صدا و یكدست از لحاظ صدا پیدا كرده‏اند.از یكایك این عزیزان تشكر مى‏كنم.بخصوص و از همه بیشتر از خود آقاى توكلى تشكر مى‏كنم و از آن آقا هم كه آن نى خوبشان را آرام آرام و چاشنى‏وارمى‏نواختند-كه واقعا باید همینطور باشد،چون ساز در مجموعه‏ى سرود،حكم نمك طعام را دارد و لذا نباید زیادى بكار برود.اثر اصلى متعلق به نفس انسان است و این نفس انسانهاست كه آن تاثیر اساسى و مضمون همه كس فهم را دارد. (32)

پى‏نوشتها:

1) -سخنرانى افتتاحیه‏«تالار حوزه اندیشه و هنر»،15/12/1363.

2) -پیام به‏«دومین جشنواره تئآتر دانشجویان كشور»،14/8/1365.

3) -بازدید از«مجتمع ادب و هنر در خدمت جنگ‏»در میدان آزادى،30/6/1364.

4) -همانجا.

5) -پیام به‏«نخستین كنگره‏ى دانشجویى شعر و ادب‏»،27/9/1363.

6) -سخنرانى افتتاحیه‏«مجتمع ادب و هنر در خدمت جنگ‏»،30/6/1363.

7) -سخنرانى افتتاحیه‏«مجتمع ادب و هنر در خدمت جنگ‏»،30/6/1363.

8) -پیام به‏«چهارمین كنگره‏ى شعر و ادب و هنر»،26/2/1363.

9) -پیام به‏«نخستین كنگره‏ى دانشجویى شعر و ادب‏»،27/9/1363.

10) -سخنرانى افتتاحیه در«تالار حوزه اندیشه و هنر»،15/12/1363.

11) -همانجا.

12) -سخنرانى افتتاحیه در«تالار حوزه اندیشه و هنر»،15/12/1363.

13) -پیام به‏«كنگره شعر و ادب نهضت‏سواد آموزى خراسان‏»،9/7/1364.

14) -پیام به‏«پنجمین كنگره‏ى شعر و هنر»،15/2/1364.

15) -همانجا.

16) -همانجا.

17) -پیام به دومین‏«كنگره‏ى شعر و ادب دانشجویان سراسر كشور»،27/9/1364.

18) -همانجا.

19) -گفتگو با اعضاى‏«واحد فرهنگى روزنامه جمهورى اسلامى‏»،26/11/1360.

20) -گفتگو با اعضاى‏«واحد فرهنگى روزنامه جمهورى اسلامى‏»،26/11/1360.

21) -همانجا.

22) -سخنرانى در مراسم‏«سالگرد تاسیس سازمان تبلیغات اسلامى‏»،1/4/1366.

23) -همانجا.

24) -همانجا.

25) -سخنرانى در مراسم‏«چهارمین دوره‏ى كتاب سال‏»جمهورى اسلامى ایران،دهه‏ى فجر 1365.

26) -مراسم دیدار اعضاى‏«واحد فرهنگى روزنامه جمهورى اسلامى‏»،26/11/1360.

27) -مثل چهچه‏ها و غلت‏هاى خیلى زیاد.

28) -مراسم دیدار اعضاى‏«واحد فرهنگى روزنامه جمهورى اسلامى‏»،26/11/1360.

29) -مراسم دیدار اعضاى‏«واحد فرهنگى روزنامه جمهورى اسلامى‏»،26/11/1360.

30) -جلسه‏«پرسش و پاسخ‏»در دانشگاه،25/9/1366 (این جزوات جداگانه تحت عنوان‏«پرسش و پاسخ‏»توسط روابط عمومى نهاد ریاست جمهورى چاپ شده است.)

×) -این جمله طبق ضبط نوار،با لحن شوخى ادا شده است.

31) -جلسه‏«پرسش و پاسخ در دانشگاه‏»،25/9/1366.

32) -صحبت پس از اجراى‏«برنامه سرود خوانى در استاندارى شیراز»،7/9/1366.

چهارشنبه 3/4/1388 - 22:23
بیوگرافی و تصاویر بازیگران
حوزه > صفحه كتابخانه

هنر امروز و آینده

صحنه‏اى را كه قلم‏هاى بد سابقه یا بد دل (از انقلاب شما) چه در داخل كشور یا در هر جاى دنیا،ارائه كردند،چهره‏هاى معروف،آلوده‏كنندگان صفاى طینت انسانى...شما پاك كنید، مدعى شما فقط هنرمندان بدبخت‏سیه رویى نیستند كه از انقلاب رو برگرداندند و خود را محكوم به فنا كردند،بلكه پیكر عظیم هنرى دنیا،تا آنجا كه در مشت‏سیاست‏هاى استكبارى‏ست،مدعى شماست (1) .

مسلم است كه:اگر جوانان معتقد ما با ذخیره‏اى ارزشمند استعداد كه در آنان هست،و با زمینه‏ى مساعدى كه انقلاب براى آنان فراهم آورده و با بهره‏گیرى از سوژه‏هاى بدیع و بى‏نظیرى كه صحنه‏هاى انقلاب و جنگ تحمیلى در اختیار آنان نهاده،و نیاز مبرمى كه امروز به هنر نمایشى براى رسوخ و گسترش مفاهیم انقلابى احساس مى‏شود،همت‏خود را صرف تئآتر و سینما كنند و تكنیك و محتوى را به پیش ببرند،پس از چندى انقلاب اسلامى خواهد توانست‏برجسته‏ترین آثار هنرى در این رشته را به دنیا عرضه كند وبشریت‏به یكى از ارزشمندترین هدایاى اندیشه الهى و اسلامى دست‏یابد. (2)

...خواه و ناخواه آنچه امروز در جامعه‏ى ما مى‏گذرد،در آیینه روشن ذوق و استعداد هنرمندان و ادیبان این روزگار منعكس خواهد شد.منتها هنرمند و ادیب با فرهنگ این وظیفه را هم دارد كه این آیینه را هر چه صیقلى‏تر و صاف‏تر و روشن‏تر كند...همیشه این آیینه منعكس كننده‏ى دقیق واقعیات نیست.

گاهى كج و معوج نشان مى‏دهد. (اما) یك روز سرانجام حقیقت روشن خواهد شد و آنان كه سعى كرده‏اند آن را زشت و منحرف نشان دهند،افشاء خواهند شد. (3)

ما عقیده داریم كه هنرمند جوان امروز كه صادقانه دل به انقلاب سپرده و در خدمت انقلاب و در خدمت آرمانها و ارزشهاى انقلاب قرار گرفته است و مؤمنانه از انقلاب حرف مى‏زند، همان گزارشگر جاودانه‏ى تاریخ این روزگار و حقایق این روزگار است. (4)

روزى كه ادبیات انقلابى ما روند كنونى رشد و تعالى را پیموده باشد،مى‏تواند الگوى تازه‏اى براى ادبیات این عصر شود.تصویر آرمانى زندگى و تشریح نقاط زشت و زیباى انسان امروز،و ترسیم راهى كه آدمى را به آسایش و رستگارى و تعالى حقیقى مى‏رساند،بیش از همه،از آن شاعر و هنرمندى ساخته است كه در مهد انقلابى خدایى و مردمى زیسته و نظام ارزشى متعالى را در صفا و قداست فضایى كه وحى الهى بر آن حاكم است،آموخته باشد. (5)

البته هنر انقلابى هنوز جوان است،از پیش آزموده و تجربه نشده.این طبیعت جوان و این نهال تازه روییده،بتدریج رشد مى‏كند.شما عزیزان،همه هنرمندان،همه شاعران،قصه نویسها، سازندگان نمایشنامه‏ها و فیلمنامه‏ها و تابلوها و همه‏ى آثار هنرى و نمودارهاى زیبایى‏هاى آفرینش موظفید،نه به وظیفه‏اى خارج از الهام درونى خودتان،بلكه به وظیفه‏ى هنرى،به وظیفه‏ى اخلاقى،این نهال جوان را بارور و شكوفا سازید. (6)

عزیزان،توجه داشته باشید هنرى كه امروز به نام هنر اسلامى و هنر انقلابى ارائه مى‏شود، آبروى جمهورى اسلامى و انقلاب اسلامى‏ست،لذا باید هم از لحاظ تكنیك هم از لحاظ محتوى،همواره در منتهاى قوت باشد...

ما امیدوار هستیم كه آن اوج و جهش را بعد از چند سال بدست‏بیاوریم...باید محتواى هنر و قالب هنر هر دو با هم و به موازات هم ترقى و پیشرفت داشته باشد. (7)

انقلاب اسلامى ماندگار است چرا كه هدایت الهى و حمایت مردمى پشتوانه‏ى آن است.هنر شما باید در راه تعمیق ارزش‏هاى آن بكار رود.شما باید از ابزار هنر خود شمشیرى بسازید تا ناپاكى‏ها و ناخالصى‏ها را بزداید،تا راه رشد پاكى و خلوص و تقوى در جامعه باز و هموار شود. (8)

امروز با حاكم شدن ارزشهاى الهى و با ورود توده‏هاى مردم در صحنه‏هاى جدى و واقعى زندگى میدان هنر آزمایى به روى همه باز است.فضاى انقلاب‏آنهم انقلابى كه به معناى حقیقى كلمه،متكى به دست و دل مردم است،خود بزرگ‏ترین مشوق است.مفاهیم انقلابى و حماسه‏هاى مردمى و آرمانهاى انقلاب،وسیع‏ترین عرصه‏ى جولان ذهن شاعر و هنرمند است. هر ذهن آفریننده مى‏تواند:در شرف و شجاعت این مردم،در مبارزه به خاطر زندگى شایسته با گرگان درنده‏ى استكبار،در شكستن بت‏هاى زر و زور و تزویر،در صفاى دل جوانان،در استحكام و مقاومت مادران...در افراشتن پرچم حمایت از مستضعفین و در صدها جلوه‏ى انقلاب اسلامى،مسحور كننده‏ترین زیبایى‏ها را ببیند و با سرانگشت ذهن خلاق خود براى دیگران ترسیم كند.این طبیعى‏ترین توقعى‏ست كه انقلاب از شاعر و هنرمند امروز دارد، انقلاب بى‏شك چشم به راه آنها كه مى‏گفتند«بر طاغوت‏»اند اما در عمل‏«با طاغوت‏»رفتند، نخواهد ماند.بیشترین تكیه‏ى انقلاب بر نیروهاى زاییده از انقلاب و پرورش یافته در مهد آن است. (9)

هزاران چشمه‏ى جوشنده هنرى را دستهاى پلید و خائن آلوده كردند...ما امروز آثار فرهنگى حركت‏به اصطلاح هنرى دوران گذشته را از نزدیك مى‏بینیم.شما مسؤولیت‏سنگینى بر دوش دارید،بخصوص شما هنرمندان،و همه‏ى هنرمندانى كه اكنون در این جمع حضور ندارند.كار بسیار دشوار است.منتها به فضل الهى یك امتیاز داریم-و آن انقلاب است.امتیاز انقلاب،امتیاز عجیبى است...مثل هواى بهارى‏ست...گل را در گلدان،در گلخانه و در اتاق هم مى‏توان رشد داد،اما با صحراى باز قابل مقایسه نیست و با طراوت گسترده‏اى كه باران بهارى بر او مى‏بارد و آفتاب بر آن مى‏تابد و زمین حاصلخیز آن را...با سرعت و شتاب بارور مى‏كند... (10)

استعدادهاى مردم گنجى پایان ناپذیر و معدنى بى‏انتها و قیمتى‏ست.كسانى مایل بودند از آن استفاده‏هاى سوء بشود.امروز این معدن قیمتى در اختیار انقلاب است،در اختیار اسلام است.این معدن قیمتى،ذوق و استعداد و خلاقیت و هنر انسان است:«الناس معادن كمعادن الذهب و الفضه‏»...هر چه ممكن است‏بهتر و خالص‏تر و بى‏غش‏تر آن را استخراج كنید،بسازید و تولید كنید. (11)

بنده از ته دل و از بن دندان ایمان راسخ و قطعى دارم كه هنر آینده‏ى این كشور،هنرى جوشنده و هنرى برتر خواهد بود.همانطور كه در میدانهاى دیگر مشاهده كردیم.مثلا،شما خیال مى‏كنید،نیروهاى نظامى ما،در جنگ چقدر هنر رزمندگى مى‏توانستند داشته باشند؟. ..ملت ما چقدر مى‏توانست‏بجنگد،چقدر مى‏توانست مقاومت كند؟حالا شما ببینید چه خبر است،حماسه‏هاى بى‏نظیر در میدان‏ها...شما گزارشگران این صحنه‏ها هستید...گزارش این صحنه‏ها كار هر كس نیست.شما هستید كه روایتتان و حكایتتان مى‏تواند این زیبایى‏ها را به چشم بكشاند...باید مایه‏هاى هنرى‏تان را هر چه ممكن است قوى كنید،ضعف‏هاى مختلف را برطرف كنید،اغماض نكنید. (12)

بدون مجاهدت وقفه ناپذیر شما شاعران آگاه و متعهد،جبران خسارتهاى دوران سلطه‏ى فرهنگى میسر نخواهد شد و شعر انقلابى آن شكوفایى و جهش متناسب را نخواهد یافت.باید:

اولا:همه‏ى ظرفیت‏شعرى جامعه به كار بیفتد،استعدادهاى جوشان شناخته و تربیت‏شود و فعلیت‏هاى فراموش شده و به دست‏غفلت‏یا تغافل سپرده،در صورت سلامت‏به صحنه باز گردانده و نواخته شوند.

ثانیا:باید شعر به فخامت و شیوایى لازم برسد و سخافت و سستى و خشكى مطلقا از آن زدوده شود.

ثالثا:در موضوعات و اهداف شعرى‏«بیشتر به مسائل مهم كنونى جامعه و نیز به معارف اسلامى كه مایه‏ى رسوخ پایه‏هاى نظام اسلامى‏ست،پرداخته شود و شعر كاملا در جهت هدفهاى انقلاب حركت كند.

رابعا:در زبان و تعبیر و زیبایى و آرایش،و اگر لازم شود،در شیوه و قالب،ابتكار و نوآورى شود.و بسى بایدها كه كمال مطلوب در باب شعر این زمان،از آن بى‏نیاز نیست. (13)

هنر امروز ایران هنر«مقاومت‏»است،نه هنر«تسلیم و سازش‏».اینگونه هنر،شرط اصلى آگاهى و زمان شناسى و نیز شجاعت و گستاخى در برابر تهاجم وحشیانه‏اى‏ست كه در آن از همه‏ى ابزارها براى سركوبى و به ذلت كشانیدن ملت ما استفاده مى‏شود. (14) بقایاى هنر دوران طاغوت كه تسلیم در برابر تهاجم فرهنگى بیگانگان،روح و ویژگى اصلى آن بود،نمى‏تواند در بناى فرهنگ و هنر انقلابى این روزگار نقشى و سهمى داشته باشد. (15) باید به كارى همه جانبه و خستگى ناپذیر در زمینه‏ى آموزش و پرورش هنرى پرداخته شود و مسؤولان و دست اندركاران امور فرهنگ و هنر در دولت جمهورى اسلامى همه‏ى امكانات لازم را براى این رویش و پرورش در اختیار هنرمندان و هنر پژوهان بگذارند. (16)

استمرار و تداوم این حركت دانشجویى،نوید بخش آن است كه نهال شعر جوان و انقلابى،در كار بالندگى و شكوفایى‏ست...همزمانى این اجلاس با جنبش راهیان كربلا...مضمون تازه و شور و حالى مخصوص به آن مى‏بخشد.روح و تپش این حركت فداكارانه...مخصوصا در مضمون و قالب شعر و ادب فارسى باید نمودى برجسته و واضح داشته باشد.در حقیقت،شعر دوران انقلاب باید چاووش خوان قافله‏ى انقلاب باشد. (17)

شاعران جوان مى‏توانند منعكس كننده‏ى همه‏ى آرمانها،سیاستها،روشها و واقعیتهاى انقلابشان در آثار شعرى خود باشند...امروز ملت‏ها همچون الگویى به انقلاب ما و ملت ما و كشور ما و نظام ما مى‏نگرند،بسیارند آنها كه مى‏خواهند سرنوشت‏خود را در آیینه‏ى این انقلاب ببینند.پیام انقلاب باید به زبان شعر و هنر كه اصیل‏ترین و خالص‏ترین و گیراترین زبانهاست،به آنان منتقل شود.انقلاب در قالب هنر و ادبیات آسان‏تر و صادقانه‏تر از هر قالب دیگر قابل صدور است. (18)

ما باید قرص و محكم مواضع خودمان را بگوییم كه:اى نویسنده!فیلمساز!نمایشنامه نویس! تو اگر واقعا مى‏خواهى براى این انقلاب و با مردم باشى،ایدئولوژى این مردم را بفهم و با این ایدئولوژى حركت كن و شاعر مردمى و هنرمند مردمى باش.اما اینكه تو بخواهى در برج عاج خودت بنشینى و همان ذهنیات قدیمى را مطرح كنى،از مردم جدا مى‏مانى و منزوى مى‏شوى،و چون این حكومت،حكومتى مردمى‏ست وقتى از مردم جدا شدى از همه جا منزوى و بیگانه خواهى شد. (19)

...جزو نامه‏هایى كه برایم آمده بود،یك نامه از شاعر معروفى بود،نمى‏خواهم اسمش را بیاورم.. .او ضمن تقدیر از اینكه شما به شعر پرداخته‏اید...از باب گله نوشته بود كه ما بعد از انقلاب شعرهایى گفتیم و چنین و چنان...و كسى به سراغمان نیامد...وقتى به شعرش نگاه كردم دیدم در همان شعرها نوید مى‏دهد كه این خزان خواهد گذشت!...من به یكى از برادران گفتم در جوابش بنویسد:تو اینقدر دید ضعیفى دارى كه گمان مى‏كنى حالا دوران خزان است،و این بهارى را كه دمیده نمى‏بینى...آنوقت گله مى‏كنى كه چرا از مردم جدا هستم.بهار آمده منتها بهارى‏ست كه دست تطاول گلچین در آن بیداد مى‏كند،لذا كارى كه باید كرد اینست كه باید رفت جلو دست گلچین را گرفت و الاغى را كه در میان گلزار افتاده،بیرون كرد،نه اینكه منكر وجود بهار شد.بهار با همه‏ى سرسبزى و زیبایى دمیده،لكن تو نمى‏توانى آنرا ببینى،یا اینكه گفته‏اى:صبح خواهد دمید!این چه دیدى‏ست كه صبح دمیده را نمى‏توانى ببینى؟!...او مجددا نامه نوشت و خیلى خوشحال شده بود و توضیحاتى داد...و آن برادر ما هم مجددا درجوابش یك نامه‏ى بسیار جالبى فرستاد... (20)

به هر حال،این قشر هنرمند از معدود قشرهایى‏ست كه بیش از هر كس مى‏خواهد قدرش شناخته شود،اینكه مى‏بینید اینها زود رنج و زود قهر و حساس هستند بخاطر همین است. بنابر این وقتى با یك نفر صحبت مى‏كنند و مى‏بینند كه او حرف آنها را نمى‏فهمد،به خودشان مى‏گویند به كسى كه حرف مرا نمى‏فهمد،چه بگویم؟!لذا قهر مى‏كنند و مى‏روند و به خودشان دردسر بحث و مباحثه نمى‏دهند. (21)

...موضوع را مى‏توان داد به یك نویسنده یا هنرمند تا او به صورت ابتكارى از هنر خود استفاده كند...این جزو مصادیق محدود كردن هنر هنرمند نیست كه یك عده‏اى پیدا شده‏اند. ..و مى‏گویند:شما دارید هنرمندان را به زنجیر مى‏كشید،دارید محدودشان مى‏كنید،هنرمند آزاد است،هنر در چارچوب عقاید و تفكرات و ایدئولوژى‏ها قرار نمى‏گیرد!این دروغ محض است...هنر همواره بهترین زبان تبیین ایدئولوژیها بوده است.بنابر این...اولویتهایى را كه مخاطب امروز به آنها احتیاج دارد،باید به هنرمند ارائه بدهیم. (22)

لازم است عرض كنم كه در زمینه‏ى هنر و تربیت هنرى و كار هنرى،در گذشته،پیش از انقلاب،متاسفانه خیلى كم كارى داشته‏ایم،این بایدجبران شود. (23)

مخاطب من كسانى هستند كه مى‏توانند كار هنرى فعال و پر تلاش انجام دهند و پیام هنرى را ابلاغ كنند.البته باید كار كنند،باید تلاش كنند،باید از قالبهاى خوب و تكنیك‏هاى خوب قابل قبول و قابل ارائه در همه‏ى رشته‏ها و شعبه‏هاى هنر استفاده كنند. (24)

...بى‏شك معارف كنونى كه در اختیار ماست،به خاطر ضعف و انحطاط فرهنگى دوران گذشته با برخى زواید مضر همراه است،باید فرهنگ ملت ما كه بر پایه‏هاى اسلامى و بینش اسلامى متكى‏ست از آنها خلاص بشود.

بنده به عنوان یك مسؤول و یك ایرانى انتظارم از وضع كنونى اجتماع خودمان اینست كه حالا دیگر به طریقى عمل كنیم كه بتوانیم عقب ماندگى فرهنگى خود را كه بتدریج در طول چند قرن مخصوصا همین اواخر به آن دچار شده‏ایم،جبران كنیم...آیا واقعا نمى‏توانیم در زمان كنونى و در جامعه علمى خود،فلاسفه‏اى داشته باشیم مثل فارابى و ابن سینا،و دانشمندانى داشته باشیم چون خوارزمى و زكریاى رازى و ابو ریحان بیرونى و خیام و شعرا و ادبا و هنرمندانى داشته باشیم مثل فردوسى و سعدى و حافظ و فقهایى مانند شیخ طوسى و محقق و علامه حلى...آیا ما حق نداریم توقع داشته باشیم كه در دوره‏ى خود فلاسفه‏اى، دانشمندانى،فقهایى،شعرا و ادبایى و مورخانى و محققانى آنچنان،باز هم داشته باشیم؟چرا، مگر چه اتفاق افتاده؟

ایرانى همان ایرانى‏ست،سرزمین همان سرزمین است،شرایط تاریخى و اوضاع‏اجتماعى بهتر از آن دورانهاست.پیشرفت دانش و علوم نیز به ما كمك مى‏كند.زبان ما زبانى غنى و رسا و پر ظرفیت است و خود زبان در پیشرفت دانش و علوم و معارف و گسترش و ارائه‏ى آن و تبادل آن نقش مؤثرى دارد.با این زبان،با این استعداد،با این وضع،با آگاهى از پیشرفتهاى جدید جهانى چه دلیلى دارد كه ما این انتظار را در دلمان نپرورانیم كه ایران همان نبوغ و همان برجستگى‏هاى علمى و شكوفایى فرهنگى اسلامى قرون میانه‏ى اسلامى را امروز هم ارائه كند.

یك سلسله اتفاقها روى داد...و دانش در غرب آن جوشش را پیدا كرد.آنها نه استعدادشان بیشتر از مردم مشرق زمین است،نه سابقه‏ى تمدنى مانند شرق دارند،و نه اوضاع اجتماعى و وضع حكومتها و اوضاع سیاسى و تشكیلات سیاسى‏شان بهتر از تشكیلات سیاسى شرق بود، بلكه گاهى ظالمانه‏تر و سخت‏تر هم بوده است.

بنابر این،بر حسب یك سلسله امكانات،غرب در مسابقه‏ى دانش از شرق جلو افتاد،از شرق اسلامى و از ایران.ایران مهمترین و گرم‏ترین كانون دانش و معرفت.در طول این چند قرن در بین كشورهاى اسلامى دیگر بود.حالا چرا باید تصور بكنیم كه تا ابد باید اوضاع همین گونه باشد؟به چه دلیل؟

اولین قدم این است كه ما محتاج دیگران نباشیم،البته همه‏ى انسانها به هم محتاجند،در حقیقت متكى به دیگران نباشیم یعنى اگر عصایشان را از زیر بغل ما كشیدند،ما به زمین بیفتیم!!این اولین قدم است. (25)

موسیقى-غنا

...اما در مورد موسیقى،باید اعتراف كنم هنوز در این مساله ما آن پاسخ روشن و كامل را نداریم،لا اقل من ندارم.در گذشته،[و الآن نیز بر آن عقیده هستم].روى این جمله تكیه مى‏كردیم كه آهنگ مخصوص مجالس لهو،گناه و حرام است...آن وقتها ما فكر مى‏كردیم آهنگ‏هاى ترانه‏اى،مخصوص مجالس لهو است...اما دستگاهها،فرض كنیم دستگاه شور یا ابو عطا یا همایون و امثال آن چطور؟همه‏ى كسانى كه حنجره‏ى آنها یك نوایى را بیرون داده،با یكى از همین دستگاههاى دوازده‏گانه بوده است.پس این حرام نیست و اصلا موسیقى همین آهنگها و ریتم‏هاى مخصوص است...اینها حرام نیست مگر آن كه باز در لابلاى آن یك چیزى بگنجانند كه آن حرام باشد. (26) و (27)

بعدها یك حرفى پیدا شد كه خود ما هم،بصورت یك احتمال مى‏گفتیم-وقتى كه حضرت آقاى منتظرى در طبس تبعید بودند...ایشان هم همین حرف رامى‏گفتند-...وقتى ایشان گفتند در ذهن ما قوى‏تر شد،آن حرف این بود كه بگوییم:غنا كه در شرع اسلام حرام است، اشاره به شكل ندارد بلكه اشاره به محتوى مى‏كند.اصلا وقتى مى‏خواهید به دنبال غنا بگردید،آن آهنگ را از لحاظ شكل مطالعه نكنید تا بگویید حرام است‏یا حلال است،بلكه آهنگ را به لحاظ محتوى مطالعه كنید.یعنى غنا یك امر محتوایى‏ست،نه یك امر قالبى.اگر شما با زیباترین ترانه‏ها یا هر كیفیتى یك محتواى توحیدى را بیان كنید،این حرام نیست.اما اگر مثلا با همان آهنگ متین و موقر همایون و با یك لحن خیلى عادى یك چیز حرام و گناهى را بیان كنید،این غناست.البته این به عنوان فتوا نبود...و ما هم مسجلا نمى‏گفتیم... (28)

این حرفى بود كه آن وقت‏براى ما مطرح بود لكن الآن...آنچه مطرح است اینست كه از قول امام نقل شد:كه ایشان در مورد بعضى از آهنگهایى كه حتى با ساز همراه بود،فرمودند این مقدار اشكالى ندارد...چنین استنباط كردیم كه نظر امام بر اینست كه:ساز بطور مطلق حرام نیست و ترانه هم همینطور.یعنى ترانه‏اى كه محتواى درستى دارد و با یك ساز ملایمى همراه است،این اشكالى ندارد.اما اگر یك ساز جلفى بود و محتواى نادرستى هم داشت،هر كدامش موجب حرمت مى‏شود.

البته این را هم باید عرض كنم كه سازها عموما انسان را مقدارى از حالت جد خارج مى‏كند و از حق نباید گذشت كه آهنگ این چنین است.مگر آنكه آنچنان محتوایى داشته باشد كه نگذارد،مثل قرآن،یعنى آهنگ قرآن این هنر را دارد كه...به آنچه قرائت‏شده جان مى‏دهد و آن را در نظر انسان برجسته‏تر مى‏كند و كلمه به كلمه را در مغز مى‏نشاند،مثل آبى در روح جریان پیدا مى‏كند،لذا آن حالت منفى ناشى از صداى خوش مثلا شیخ مصطفى اسماعیل را از بین مى‏برد...همین سرود مرحوم شهید بهشتى...من خودم وقتى بار اول شنیدم با توجه به خاطرات و سوابق ذهنى كه تاثیرات آهنگ و موسیقى براى من بیش از یك آدم معمولى‏ست و محتوى در من یك اثر بیشترى مى‏گذارد تا آن آدمى كه به آن اندازه با مساله آشنایى ندارد، دیدم این ترانه مرا كاملا از حالت جد خارج مى‏كند و الآن هم وقتى گذاشته مى‏شود،مى‏روم در عالم ذهنیات...یك چیزى كه شاید خیلى لطف نداشته باشد. (29)

(سئوال بعدى اینست كه:هنوز موضع مشخصى در مورد موسیقى در جامعه‏ى اسلامى اتخاذ نشده است و نحوه‏ى برخورد از سوى مسؤولین و آیات عظام در این مورد متفاوت است،چرا؟) (30)

پاسخ:این از آن اشكالات كاملا وارد است و من تصدیق مى‏كنم كه ما خیلى زودتر از این بایستى تكلیف موسیقى را روشن مى‏كردیم.البته من یك جمله به شما بگویم،آن چیزى كه در اسلام حرام است،غناست،نه موسیقى،موسیقى هر آهنگ و صدایى است كه از حنجره یا وسیله‏اى،به یك شكل حساب شده بیرون مى‏آید.اما آن چیزى كه حرام است نوع خاصى از موسیقى‏ست كه غنا باشد.علت اینكه نظرات مختلف است،این است كه در مورد غنا،ما آیات و روایات صریح كه مشخص كند غنا چگونه چیزى‏ست،نداریم،لذا استنباط فقهى از غنا متفاوت است.مثلا مرحوم آیت الله العظمى بروجردى رضوان الله علیه معتقد بودند:غنا آن چیزى‏ست كه مخصوص مجالس لهو باشد یعنى آن آهنگها و آوازهایى كه فقط در مجالس لهو و خوشگذرانى خوانده مى‏شود،حرام است و لو اینكه در بیرون مجلس لهو خوانده بشود.و ما آن‏زمان كه مرحوم آیت الله بروجردى حیات داشتند،این را تطبیق مى‏كردیم با آن آهنگها و ترانه‏هایى كه در آن وقت معمول بود اینها را ما قدر مسلم از غنا مى‏دانستیم ولى موارد دیگر مسلم نبود.

حضرت آیت الله العظمى منتظرى نظر خیلى جالبى در باب غنا دارند من وقتى ایشان در طبس تبعید بودند،به دیدنشان رفتم و اولین بار آنجا از ایشان شنیدم.ایشان مى‏گویند:غنا یك امر محتوایى‏ست و از آیاتى كه در قرآن هست و در روایات به آن آیات استناد شده،ایشان استنباط مى‏كنند كه غنا یك امر محتوایى است.یعنى اگر شما یك چیزى را به آواز بخوانید كه محتواى بدى داشته باشد،حرام است،البته با همان آواز و آهنگ خاص موسیقى.لكن اگر محتواى خوبى داشته باشد و«لهو الحدیث‏»و«لیضل عن سبیل الله بغیر علم‏»نباشد،این غنا نیست و حرام نمى‏باشد.

البته این را ایشان آن وقت‏به صورت قطعى بیان نكردند بلكه نظر فقهى‏شان را به ما گفتند كه بعد ما هم از قول ایشان در بسیارى جاها نقل كردیم.و در این اواخر من به خود ایشان گفتم شما این نظرتان را بیاد دارید كه آنوقت‏به ما گفتید؟و ایشان گفتند:بله،كه معلوم مى‏شود الآن نظرشان همان است و تغییر نكرده.اما در مواردى كه شبهه وجود داشته باشد كه آیا این مثلا غنا هست‏یا غنا نیست،طبق اصطلاح متدیك علماى اصول،این‏«شبهه‏ى مفهومى‏»ست و در شبهه‏ى مفهومى،بیشتر بزرگان و علماى علم اصول،برائت جارى مى‏كنند، یعنى هر جا كه ما شك كردیم كه آیا این غنا هست‏یا نیست،باید بگوییم غنا نیست و حرام نیست. (پس شما براى اینكه یك چیزى را بخواهید گوش كنید،كافى‏ست‏شك كنید كه غنا هست‏یا نیست! (×) ) و لیكن ماوراى این همه،خیلى لازم است كه ما در این زمینه كاردرستى بكنیم و این به عهده‏ى فقهاى ماست.من بارها این مطلب را به برادران بزرگ خودمان از فقها و اساتید گفته‏ام كه ما فعلا وقت نمى‏كنیم بنشینیم این مسائل را بررسى كنیم و واقعا امروز مجال كار علمى و فقهى نداریم.لذا برادرانى كه در قم از زمره‏ى فقها و آگاهان از رموز اسلامى هستند،باید بنشینند،مساله‏ى غنا و موسیقى را براى مردم حل كنند. (31)

از زحمات آقاى توكلى باید حقیقة سپاسگزارى كرد كه ایشان فرآورده‏ى بسیار ذیقیمتى را براى انقلاب فراهم كردند.یعنى هر یك از این ترانه‏ها و سروده‏هایى كه خوانده شد،فرآورده و محصولى‏ست‏براى انقلاب.و این سرود:از طرفى شعر،از طرفى آهنگ و از طرفى تشكیل گروه سرود و اجراء با این انتخاب خوب،هر كدام به نوبه‏ى خود حقیقة یك هنر است كه باید از این مرد زحمتكش و صبور-كه بدون صبر و خون دل خوردن اینطور چیزها درست نمى‏شود-تشكر كرد و تبریك گفت كه الحمد لله خوب توانستند از عهده برآیند.یكایك این عزیزان هم كه در گروه سرود هستند،كارشان را خیلى خوب انجام مى‏دهند،هم این آقازاده‏اى كه الآن خواند و هم آن آقایى كه سرود قبل از ظهر را خواند،اینها را من،هم در تلویزیون دقت كردم هم حالا،حقیقة مثل خواننده‏هاى حرفه‏اى،ژست‏ها و حركات و كارهایشان نشان پختگى‏ست كه با آنها كار شده است.صدایشان نیز خیلى متناسب است چون در همخوانى‏ها صداى نامتناسب كار را خراب مى‏كند،لكن شما صداهاى متناسب پیدا كرده‏اید و همه‏ى صداها هم خوش.ایشان این همه ما شا الله جوان و نوجوان خوش صدا و یكدست از لحاظ صدا پیدا كرده‏اند.از یكایك این عزیزان تشكر مى‏كنم.بخصوص و از همه بیشتر از خود آقاى توكلى تشكر مى‏كنم و از آن آقا هم كه آن نى خوبشان را آرام آرام و چاشنى‏وارمى‏نواختند-كه واقعا باید همینطور باشد،چون ساز در مجموعه‏ى سرود،حكم نمك طعام را دارد و لذا نباید زیادى بكار برود.اثر اصلى متعلق به نفس انسان است و این نفس انسانهاست كه آن تاثیر اساسى و مضمون همه كس فهم را دارد. (32)

پى‏نوشتها:

1) -سخنرانى افتتاحیه‏«تالار حوزه اندیشه و هنر»،15/12/1363.

2) -پیام به‏«دومین جشنواره تئآتر دانشجویان كشور»،14/8/1365.

3) -بازدید از«مجتمع ادب و هنر در خدمت جنگ‏»در میدان آزادى،30/6/1364.

4) -همانجا.

5) -پیام به‏«نخستین كنگره‏ى دانشجویى شعر و ادب‏»،27/9/1363.

6) -سخنرانى افتتاحیه‏«مجتمع ادب و هنر در خدمت جنگ‏»،30/6/1363.

7) -سخنرانى افتتاحیه‏«مجتمع ادب و هنر در خدمت جنگ‏»،30/6/1363.

8) -پیام به‏«چهارمین كنگره‏ى شعر و ادب و هنر»،26/2/1363.

9) -پیام به‏«نخستین كنگره‏ى دانشجویى شعر و ادب‏»،27/9/1363.

10) -سخنرانى افتتاحیه در«تالار حوزه اندیشه و هنر»،15/12/1363.

11) -همانجا.

12) -سخنرانى افتتاحیه در«تالار حوزه اندیشه و هنر»،15/12/1363.

13) -پیام به‏«كنگره شعر و ادب نهضت‏سواد آموزى خراسان‏»،9/7/1364.

14) -پیام به‏«پنجمین كنگره‏ى شعر و هنر»،15/2/1364.

15) -همانجا.

16) -همانجا.

17) -پیام به دومین‏«كنگره‏ى شعر و ادب دانشجویان سراسر كشور»،27/9/1364.

18) -همانجا.

19) -گفتگو با اعضاى‏«واحد فرهنگى روزنامه جمهورى اسلامى‏»،26/11/1360.

20) -گفتگو با اعضاى‏«واحد فرهنگى روزنامه جمهورى اسلامى‏»،26/11/1360.

21) -همانجا.

22) -سخنرانى در مراسم‏«سالگرد تاسیس سازمان تبلیغات اسلامى‏»،1/4/1366.

23) -همانجا.

24) -همانجا.

25) -سخنرانى در مراسم‏«چهارمین دوره‏ى كتاب سال‏»جمهورى اسلامى ایران،دهه‏ى فجر 1365.

26) -مراسم دیدار اعضاى‏«واحد فرهنگى روزنامه جمهورى اسلامى‏»،26/11/1360.

27) -مثل چهچه‏ها و غلت‏هاى خیلى زیاد.

28) -مراسم دیدار اعضاى‏«واحد فرهنگى روزنامه جمهورى اسلامى‏»،26/11/1360.

29) -مراسم دیدار اعضاى‏«واحد فرهنگى روزنامه جمهورى اسلامى‏»،26/11/1360.

30) -جلسه‏«پرسش و پاسخ‏»در دانشگاه،25/9/1366 (این جزوات جداگانه تحت عنوان‏«پرسش و پاسخ‏»توسط روابط عمومى نهاد ریاست جمهورى چاپ شده است.)

×) -این جمله طبق ضبط نوار،با لحن شوخى ادا شده است.

31) -جلسه‏«پرسش و پاسخ در دانشگاه‏»،25/9/1366.

32) -صحبت پس از اجراى‏«برنامه سرود خوانى در استاندارى شیراز»،7/9/1366.

چهارشنبه 3/4/1388 - 22:19
بیوگرافی و تصاویر بازیگران
حوزه > صفحه كتابخانه

اهمیت هنر

ابزارهاى هنرى،بى‏شك،رساترین،بلیغ‏ترین و كارى‏ترین ابزار ابلاغ و تبلیغ پیام است. (1)

...هنر یك شیوه‏ى بیان است،یك شیوه‏ى ادا كردن است.منتها این شیوه‏ى بیان از هر تبیین دیگر رساتر،دقیق‏تر،نافذتر و ماندگارتر است.دقت در هر یك از این چند تعبیرى كه عرض كردم:رساتر بودن،دقیق‏تر بودن،نافذتر و ماندگارتر بودن،در فهم معناى هنر كمك كند.اى بسا كه یك گزارش غیر هنرى،گر چه علمى و تحقیقى و دقیق،خاصیت ارائه‏ى هنرى را نداشته باشد.

بارها گفته‏ام كه هر پیامى،هر دعوتى،هر انقلابى،هر تمدنى و هر فرهنگى تا در قالب هنر ریخته نشود،شانس نفوذ و گسترش ندارد و ماندگار نخواهد بود و فرقى هم بین پیام‏هاى حق و باطل نیست. (2)

شك نباید كرد كه انقلاب،به هنر نیازمند است،و هنر انقلاب از آنجا كه باید حامل مفاهیمى نو و قهرا ناآشنا باشد،و از آنجا كه باید با همه‏ى معارضه‏ها و خصومتهایى كه هیچ انقلابى از آن مصون نیست،درگیر شود و از آنجا كه باید معارف نوین را در ذهن‏ها راسخ و ماندگار سازد، ناگزیر باید هنرى ممتاز و فاخر و پیشرو باشد. (3)

شعر و هنر،زیباترین قالب براى همه‏ى پیام‏هاى نوین و مایه‏ى گسترش و نفوذ این پیام‏ها تا هر سوى خطه‏ى وسیع دلها و جانهاى انسانى است و شاعران و سخنسرایان آگاه همیشه توانسته‏اند والاترین معارف انسانى را در كتیبه‏ى روزگار با نقشى جاودانه،به نسل‏هاى بعد از خود بنمایانند. (4)

امروز حركتى جدى و مستمر براى تعالى هنر در جامعه ضرورت دارد،این حركت را آغاز كنید.دست‏خدا با شما و حمایت مردم و امكانات كشور در اختیار شماست. (5)

شاعر و هنرمند متعهد،حله فاخر خلاقیت‏خود را جز بر اندام ارزش‏ها و اصالت‏ها نمى‏پوشاند. و این همان معرفت درست از لطیف‏ترین نمودهاى روح آدمى است. (6)

زبانى كه مى‏تواند پیام انقلاب را به اعماق جامعه رسوخ دهد،زبان شعر و ادبیات است،زبان هنر است...شعر انقلاب باید بتواند لب لباب انقلاب و مضمون حقیقى انقلاب را در بهترین قالبها منعكس كند...شعر امروز آئینه‏ى آینده است،انسانهاى قرنهاى بعد چطور بفهمند در جامعه‏ى امروز ما چه مى‏گذشته است...واقعا پنجاه سال دیگر خیلى مشكل است‏به آیندگان این جامعه و فرزندان ما كه این روزگار را ندیده‏اند فهماند كه در روزگار انقلاب،در روزگار جنگ تحمیلى،...هنگام پیروزى انقلاب،هنگام ورود امام،در این سالهاى عجیبى كه هر لحظه‏اش یك حادثه است،در این مملكت و در این جامعه چه گذشته است...تنها چیزى كه مى‏تواند این پیام را به نسلهاى بعد منتقل كند،همین شعر و هنر و ادبیات است. (7)

باید هنرمند به عنوان رساترین زبان براى انتقال ایده‏هاى شریف مورد توجه باشد و تشویق هنرمندان متعهد جامعه و نیز پرورش هنرمند یك اقدام اساسى تلقى گردد. (8)

مى‏دانید هنر این خصوصیت را دارد كه به خاطر ملایمت‏با طبع آدمى،بى‏شك در طبع او اثر مى‏كند.هر هنرى در طبع آدمى اثر مى‏گذارد،اگر چه آن كسى كه مورد اثر قرار گرفته،نتواند آن هنر را تحلیل كند.هنر اثر خود را مى‏گذارد،یعنى دل را منقلب مى‏كند و...اثرى در روح باقى مى‏گذارد،هر چه مایه‏ى هنرى كم‏تر باشد،این اثر هم كم‏تر مى‏شود. (9)

پیام انقلاب باید به زبان شعر و هنر كه اصیل‏ترین و خالص‏ترین و گیراترین زبانهاست،منتقل شود.انقلاب در قالب هنر و ادبیات آسانتر و صادقانه‏تر از هر قالب دیگرى قابل صدور است. (10)

محتواى هنر

اسلامى بودن بعضى از كارهاى هنرى به محتواى آن بستگى دارد،مثل قصه و نمایشنامه. براى یك قصه،با یك مقاله اسلامى چه تعریفى ارائه مى‏كنید؟اینكه معیارهاى اسلامى یا مفاهیم اسلامى را درست‏بیان كند.اگر هم مسائل،مذهبى به معناى خاص آن،نیست‏بلكه اجتماعى یا سیاسى و امثال آنهاست،در آنها هم نباید با اصول اسلامى مغایرتى وجود داشته باشد.اینها را كه تامین كردید،آن مقاله اسلامى است،حداقل ضد اسلامى یا غیر اسلامى نیست. (11)

از جنبه‏ى هنرى كه در قصه‏نویسى هست،هیچ چیز خاصى كه بتوان آن را معیار اسلامى یا غیر اسلامى بودن دانست،وجود ندارد،هر چه كه بتواند قصه را زیباتر و هنرمندانه‏تر كند،نه تنها اشكالى ندارد،بلكه بهتر است.نمایشنامه هم همینطور. (12) اما اگر بد آموزى در آن بود،كج اندیشى در آن بود،اغوا در آن بود و تهمت و افترا و فحاشى و بد زبانى در آن وجود داشت، غیراسلامى است.

تئآتر و دیگر هنرهایى كه در نیم قرن اخیر یعنى در روزگار غربت و محكومیت ارزشهاى اسلامى و تهاجم همه جانبه به آن،وارد كشور ما شد،طبیعة بر پایه‏اى غیر اسلامى بنا گشت و در جهت مغایر و حتى متضاد با مفاهیم اسلامى رشد كرد.غربزدگانى كه نخستین رویش این رشته‏هاى اساسى هنر را در كشور اسلامى ما ارائه كردند،از اسلام كاملا بیگانه و شاید با آن معاند بودند.لذا بتدریج این تصور را در ذهن همه،مخصوصا نسل‏هاى نوخاسته برمى‏انگیختند كه تئآتر و سینما داراى طبیعتى غیر مذهبى و ضد مذهبى است و نمى‏توان و نباید از آن براى ارائه‏ى پیامهاى اسلامى بهره گرفت. (13)

...آن دو نوع تفكر یكى عبارت است از تفكر اسلام منهاى گرایش‏هاى انقلابى.لذا شما مى‏بینید در باره‏ى مفاهیم گوناگون اسلامى اشعار بسیار خوب و عالى گفته شده،منتها اینها زمینه‏هایى از فكر اسلامى‏ست كه جنبه‏هاى انقلابى و رگه‏هاى انقلابى ندارد...ترجیع بند معروف جمال الدین عبد الرزاق،ترجیع بند هاتف و برخى از شعرهاى دیگر،از لحاظ هنرى ممتاز است و واقعا بعضى در حد اوج هنرى است.آنچه در مقدمه‏ى نظامى یا در برخى كتب عرفانى وجود دارد،یا قصائد سعدى در توحید و اخلاقیات،اینها همه مفاهیم اسلامى‏ست كه گفته شده،اما اینها على رغم داشتن حیثیت و بعد بالاى هنرى،شعر انقلاب نیست.اگر چه بعدا عرض خواهم كرد كه انقلاب مى‏تواند از آنها استفاده كند.اما شعر انقلاب نیست.اسلامى است،هنرى هم هست اما انقلابى نیست.زیرا ابعاد انقلابى اسلام در این شعرها دیده نمى‏شود. (14)

در زمینه‏ى معیار اسلامى یا غیر اسلامى،غیر از محتواى،شكل هم مؤثر است مثلا در هنرهاى تجسمى.یك وقت است كه عكس یك زن عریان كشیده مى‏شود یا فرض بفرمایید یك شكل اغواگر دیگر یا یك منظره‏ى دروغ و تهمت آمیز،اینها محتوى است.اما ظاهر و شكل هم مى‏تواند معیار اسلامى بودن قرار بگیرد،یعنى خود مجسمه،منهاى اینكه این مجسمه انسان پوشیده است‏یا عریان،كه از نظر بعضى فتاوى درست كردن آن خلاف شرع است.اینجا دیگر بحث این نیست كه این مجسمه‏ى زن،روسرى دارد یا ندارد،بحث این است كه خود تهیه‏ى این عكس یا مجسمه‏ى انسان اشكال دارد یا ندارد. (15)

در اجراى نمایشنامه،منهاى محتواى آن،نوع بازى مى‏تواند در اسلامى بودن یا نبودن اثر بگذارد.فرضا زنى كه لباس مردى را پوشیده یا مردى كه لباس زنى را پوشیده،این شرعا حرام است.چه آن زن بیاید آیه‏ى قرآن بخواند،یا سخن شهوت‏انگیزى بر زبان بیاورد. (16)

هنر اسلامى اساسا غیر از هنر مسلمانان است.این را من بارها در صحبتهایم گفته‏ام،غالبا هنر مسلمانان با هنر اسلامى اشتباه مى‏شود.خوب اگر یك مسلمانى یك آهنگ یا یك فیلم ساخت، آن آهنگ یا فیلم ساخته‏ى یك مسلمان است اما لزوما اسلامى نیست.هنر اسلامى آن چیزى است كه در آن عنصر سازنده‏اى از اندیشه‏ى اسلامى وجود داشته باشد...یعنى در قالب هنرى آن،نه فقط در محتواى،چیزى از اسلام و اندیشه‏ى اسلامى وجود داشته‏باشد.این مى‏شود هنر اسلامى...بروید دنبال این كه بتوانید سر رشته هنر اسلامى را پیدا كنید. (17)

پیام همین خونها و حكایت پر ماجراى ایثارگریهاى رزم آوران تاریخ‏ساز اسلام،بهترین موضوع و محتوایى‏ست كه به كمك هنر و ابزار و تكنیك مناسب آن،رسالت تئآتر در جمهورى اسلامى را به نحو شایسته‏اى به انجام مى‏رساند (18) .

اگر مساله‏ى هنر براى مردم،و«در خدمت مردم‏»،یك چیز جدى است و فقط شعار نیست، یقینا یكى از چیزهایى كه باید محتواى هنر امروز را تشكیل دهد،مساله‏ى جنگ است،در حقیقت جنگ مظهرى است از بزرگ‏ترین حماسه‏ها و هنرنمایى‏ها و ارزش آفرینى‏هاى مردم ما در این دوران. (19)

اما در مورد سینما و تئآتر كه سؤال شد آیا در آن زن مى‏تواند وجود داشته باشد یا نه؟در جواب باید گفت:اگر زن در فیلم یا نمایش به آن شكلى ظاهر بشود كه در غیر فیلم و نمایش حرام نیست،اینجا هم حرام نیست.پس نقش بازى كردن زن در فیلم و نمایش حرمت ندارد. منتها یك وقت هست كه زن و مرد نامحرم یكدیگر را در آغوش مى‏گیرند كه این كار در همه جا حرام است از جمله در فیلم و نمایش.یا اگر زن به شكلى ظاهر شود یا به لحنى سخن بگوید یا حركاتى انجام دهد كه شهوت انگیز باشد،این حرام است.لذا ظاهر شدن زن در فیلم یا تئآتر در صورتى كه از موجبات اشكال خالى باشد،هیچ مانعى ندارد. (20)

...براى مثال:آهنگ‏هاى قرآن یك هنر اسلامى و یك موسیقى كامل است،مثلا در برخى از كشورهاى عربى خوش ذوق‏ترین و هنرمندترین خواننده‏ها (در این زمینه) وجود دارند.این همان كیفیت‏خواندن قرآن است.

قرآن به همین كیفیت‏باید خوانده شود تا درست مضمون خودش را برساند.

مدتى پیش،مقاله‏اى از یك نویسنده‏ى خارجى مى‏خواندم.او در این باب خیلى خوب تشبیه كرده و نمونه‏ها و مثالهایى آورده بود.از جمله هنر اسلامى را در مسجد نشان داده و گفته بود كه گنبد مسجد دقیقا یك هنر اسلامى است و این نشان دهنده‏ى جهان بینى اسلام بر محور توحید است،یعنى همه چیز در جهان بینى اسلام بر یك محور حركت مى‏كند كه آن‏«الله‏»است.وقتى انسان زیر آن گنبد مى‏نشیند خود را در مركز عالم احساس مى‏كند و خود را با همه‏ى كائنات مرتبط مى‏داند.محراب جایى‏ست كه پیشنماز مى‏ایستد و قاعدة قرآن یا كتاب در دست مى‏گیرد تا چیزى را به مردم یاد بدهد.

جایى كه مردم او را مى‏بینند.لذا بالاى سر محراب حتما یك چراغ هست كه به مرور در محرابهاى جدید به شكل چراغها و لوسترهاى زیبا مشاهده مى‏شود.

حتى در محراب‏هاى قدیمى هم،چراغى از یك زنجیر آویزان است،این همان مفهوم‏«الله نور السموات و الارض‏»است كه‏«مثل نوره كمشكوة فیها مصباح،المصباح فی زجاجة‏»یعنى آن چراغ داخل یك شیشه است.یا پاى ستون مساجد به صورت سنتى مقدارى پهن‏تر است‏یعنى با یك قاعده‏ى استوانه‏اى مستقیم بطرف پایین نیامده،این نخل‏هاى ستون مسجد پیغمبر اكرم (ص) را تداعى مى‏كند.چون مسجد الرسول را با ستونهایى از نخل ساخته‏اند،و همینطور گلدسته‏ها و چیزهاى دیگر را كه در معمارى،هنر اسلامى به حساب مى‏آیند. (21)

قالب هنر

كار هنر با محتوى پایان نمى‏یابد،قالب نیز ارزش بسیار دارد.ظرف نازیبا،مظروف زیبا را زشت جلوه مى‏دهد.و براى ساختن ظرف زیبا در عرصه‏ى هنر تنها استعداد كافى نیست، آموزش هم ضرورت دارد.هنرمندانى كه قدرت آموزش اصول هنرى را در خود مى‏بینند،باید به یارى جوانان بشتابند. (22)

شعر و نیز همه‏ى قالب‏هاى هنرى،موهبت‏هاى خدایى‏اند كه باید در خدمت‏خلق خدا و حامل آرمان‏هاى والاى خدایى باشند. (23)

یك نكته را هم اینجا عرض كنم:آن هنرى،آن شعرى این خصوصیات را دارد كه استخوان‏بندى هنرى آن واقعا محكم باشد یعنى واقعا هنر باشد،چون اگر هنر نباشد، نمى‏ماند،اصلا منتقل نمى‏شود...آنكه جاذبه دارد،زیبایى است،زیبایى اگر نبود كسى نگاه نمى‏كند تا از آنچه كه در آن وجود دارد،چیزى بفهمد. (24)

...دیگر آنكه باید در زبان و تعبیر و زیبایى و آرایش،و اگر لازم شود،در شیوه و قالب،ابتكار و نوآورى شود.و بسى بایدهاى دیگر...كه كمال مطلوب در باب شعر این زمان،از آن بى‏نیاز نیست. (25)

این نوجوانان حقیقة مثل خواننده‏هاى حرفه‏اى سرود خواندند،ژست‏ها و حركات و كارهایشان نشانه‏ى پختگى است.صداهایشان نیز خیلى متناسب است چون در همخوانى صداى نامتناسب كار را خراب مى‏كند،لیكن شما (26) صداهاى متناسب را پیدا كرده‏اید. (27)

اگر بهترین مضامین در یك قالب شعرى بد ریخته شود،اثر مطلوب را نخواهد بخشید،البته ما در یك شعر نمى‏توانیم مضمون را درجه دوم بگیریم.

خیر،مضمون در درجه‏ى اول است.منتها آن مضمون خوب،بدون تكنیك خوب شعرى اصلا فایده‏اى ندارد،مفید نیست و تبلیغ را كه كار اساسى هنر است،نمى‏توان انجام داد. (28)

شعر و هنر،زیباترین قالب براى همه‏ى پیام‏هاى نوین و مایه‏ى گسترش و نفوذ این پیام‏ها تا همه جاى خطه‏ى وسیع دلها و جانهاى انسانى‏ست و شاعران و سخنسرایان آگاه همیشه توانسته‏اند والاترین معارف انسانى را در كتیبه‏ى روزگار با نقشى جاودانه،به نسل‏هاى بعد از خود بنمایانند. (29)

...مخاطب من آن كسانى هستند كه مى‏توانند كار هنرى فعال و پر تلاش كنند و پیام هنرى را ابلاغ كنند.البته باید از قالب‏هاى خوب و تكنیك‏هاى خوب و قابل قبول و قابل ارائه در همه رشته‏ها و شعبه‏هاى هنر استفاده كنند. (30)

هنر در رژیم گذشته

هنر در نظام قدیم،مظلوم بود،چون از ارزشها و آرمانهاى انسانى جدایش كرده بودند...آنها كه به زور و زر تكیه داشتند،ابزارى براى استوار ماندن تخت و قدرت خود مى‏خواستند.هنر محكوم بود كه در خدمت هدفهاى زورگویان و زراندوزان در آید،هر جا لازم شد توجیه‏گر راه و كار آنها و هر گاه نیاز افتاد حربه‏اى بر ضد ارزشهاى اصیل و در همه حال مخدر و گمراه كننده باشد.تنها هنگامى كه ایمان و گستاخى در هنرمندى به هم مى‏رسید،هنر در خدمت اصالتها و ارزشهاى حقیقى در مى‏آمد و این بسى كمیاب و زودگذر بود. (31)

انقلاب اسلامى،زنجیر ستم را از گردن هنر هم گشوده است.اما طوق فرهنگ منحط و اغواگر غربى را از گردن آنها كه به آن خو گرفته و دل بسته‏اند،به آسانى نمى‏توان گشود.هنرمندان تربیت‏یافته در نظام منحط ستمشاهى از این جمله‏اند و چنین است كه امروز هم باید هنر روئیده در گلخن ارزش‏هاى طاغوتى را به چشم یك خطر دید. (32)

در اواخر دهه‏ى 30 و در طول دهه‏ى 40 كه تئآتر و سینماى پیشرو تدریجا به گرایشهاى چپ نیز آمیخته شد،صحنه‏ى ضد دینى در آن برجسته و واضح‏تر گشت.و باید دانست كه پس از شعله‏ور شدن نهضت روحانیت در سال 41،دستگاه جبار هر گرایش ضد دینى،هر چند چپ را، براى مقابله با رواج اسلام انقلابى در میان نسل جوان،مغتنم مى‏شمرد و تایید مى‏كرد. (33)

در طول سالهاى قبل از پیروزى انقلاب،هنر در نوعى غربت‏بسر مى‏برد،زیرا در مجرا و بستر اصلى خود قرار نداشت.نه این كه هنر مردمى هیچ نداشتیم.

چون به هر حال همیشه هستند كسانى كه آنچه سرمایه دارند،انفاق مى‏كنند،یعنى آن را در جاى خود خرج مى‏كنند،اما نمود عمومى هنر در جامعه،اینگونه نبود...هنر در خدمت ارباب قدرت و صاحبان حكومت‏بود...تمام ابزارهاى هنر و همه‏ى سرچشمه‏هاى خلاقیت‏هاى هنرى در وجود انسانها،در گوشه و كنار و از هر جنسى و از هر صنفى در اختیار آن دستگاهها قرار داشت. (34)

وقتى انقلاب شد،همه چیز ما عوض شد...همه‏ى جریانها تغییر پیدا كرد،هنر هم همینطور. بگذریم از یك تعداد هنرمندى كه باز هم حاضر نشدند با مردم راه بیایند و در خدمت مردم قرار بگیرند و آرزوهاى مردم و عشق‏هاى مردم و درخواستهاى مردم را اولا بفهمند،ثانیا آنرا پاسخ بگویند. (35)

این سؤال پیوسته براى مردم محفوظ است كه چرا پاره‏اى از هنرمندان در روزگارى كه میان آنان و مردم دیارشان هیچ حائل و مانعى نبود،از مردم‏مهربان و قدردان سرزمین‏شان بریدند؟ این یك سؤال تاریخى‏ست:در زبان و بینش پاره‏اى از هنرمندان چه نارسایى و نقصانى وجود داشت كه در روزگارى كه عظمت‏حركت‏هاى انسانى مردم میهنشان،دنیا را به اعجاب و تحسین واداشته بود،زبان و قلم برخى از آنانكه پیش از این داعیه‏ى هنرمندى داشتند،یكباره از گفتن و نوشتن فرو ماند...یا به یكباره بر خلاف اعتقادات و خواستهاى ملتشان گفتند و نوشتند؟ (36)

بى‏شك شعر و هنر نیز مانند همه‏ى جلوه‏هاى زیباى زندگى،دیر زمانى با وسوسه‏هاى زور و زر به تصرف گردنكشان و طاغوتیان اعصار در آمده و به زیان خلق خدا و در خدمت هوسها و خواسته‏هاى خداوندان ملك و ثروت بكار رفته است.ولى با وجود این پیرایه‏هاى زشتى كه بدخواهان و بد آموزان بر قامت این موهبت آسمانى بستند،هرگز نخواهند توانست لطف و ارزش حقیقى آن را از بین ببرند.در تاریخ آنها كه زبان به ستایش ستمگران گشودند یا شعر را وسیله‏ى ترویج فساد و تباهى و قاصد زشتى و نامردمى كردند،نتوانسته‏اند آبروى شعر را ببرند،بلكه فقط آبروى خود را برده‏اند. (37)

در گذشته،تشویق به شعر و هنر خدعه‏اى بیش نبود.اولا گروهى خاص و تنها كسانى را شامل مى‏شد كه آماده بودند،آن‏«حله تنیده ز دل،بافته ز جان‏»را زیر پاى جباران فرش كنند و با هدیه ارزشمند خدا،دل خداوندان زور و زر را به دست آورند...ثانیا دستهاى زر و زور و تزویر، چشمها را از دیدن افق روشن و زیبایى كه مفهوم الهى جامعه و انسان بر آن ترسیم شده است، بسته بودند. (38)

شاعر و هنرمند كه مى‏تواند با چشم تیز بین و موشكاف خود حقایق را ببیند و آن را در كارگاه معجزه‏آساى ذهن خلاق خود،به شكل بدیعى در آورد و در منظر انسانها بگذارد،وقتى در واقعیت زندگى جامعه‏ى خود مى‏نگریست،آن را سرشار از پوچى و فساد و ظلم و تجاوز و زحمت و جهالت و عصبیت جاهلانه و خواسته‏هاى حقیر و آرزوهاى خواب و خیال گونه مى‏یافت.پول و شهوت جنسى و عیش حیوانى را مرغوبترین كالاى آن نظام ارزشى مى‏دید... شاعر و هنرمند مجبور بود یا تسلیم شود یا منزوى بماند یا به آن سمتى كه سلطه‏ى سیاسى مایل بود،رانده شود.كسان زیادى بودند كه هر چند رسما به دست‏سلطه‏گران بوسه نزدند، عملا غبار راه آنان را سرمه‏ى چشم كردند.بدین ترتیب،سرگذشت‏شعر و ادب و هنر در دوران گذشته به راستى تاسف انگیز و مایه‏ى دریغ و افسوس است. (39)

هزاران چشمه‏ى جوشنده را دستهاى پلید و خائن آلوده كردند،نه فقط در دوران رژیم ستمشاهى وابسته-كه اوج محنت و نكبت‏بود-بلكه در طول قرنها.ما از لحاظ هنرى ملتى هستیم كه استعدادمان از ملت‏هاى دیگر كمتر نیست...تا آن حد كه من با هنر و هنرمندى آشنا هستم،مى‏بینم كه ما خیلى سابقه داریم...مضامینى كه در شعرهاى ما،در قصه‏هاى ما و در برخى از انواع دیگر هنر در كشور و ملت ما هست و از دیر زمان وجود داشته،برجسته است. در زمان خودمان هم،آن دوران محنت‏بزرگ تاریخ ملت ایران...كه آمده بودند همه چیز را غارت كنند و ببرند و خورده بودند،مى‏دیدیم استعدادهاى بسیار برجسته‏اى در زمینه‏ى شعر، در زمینه قصه‏نویسى و در زمینه‏ى فیلم و عكس و چیزهاى دیگر وجود داشت،اما این سرچشمه‏ها را با دستهاى آلوده‏ى خودشان آنچنان آلودند كه نه فقط تشنگى را برطرف نمى‏كرد،نه‏فقط شفا بخش نبود،كه كشنده بود. (40)

...یك نوع هم ایده‏هاى غیر اسلامى و ضد اسلامى‏ست.مثل آنچه در این چهل پنجاه سال اخیر داخل ادبیات ما شد،كه بعضى ایده‏هاى ماركسیستى و بعضى ایده‏هاى ضد اسلامى است و به فرهنگ غربى و تجدد غربى گرایش دارد،مانند شعرهایى كه در سروده‏هاى بعضى شعراى اوائل این قرن مشاهده مى‏شود.اینان شعرهایى دارند،كه در آنها حرفى را مى‏خواهند بزنند.اما این حرفها بهیچوجه رنگ و بوى اسلامى ندارد و گاهى بطور واضح ضد اسلامى هم هست...امروز هم هستند شعرایى كه همان خط را ادامه مى‏دهند...پس شعرى كه مى‏خواست در دوره‏ى گذشته ایده‏اى،هدفى را تعقیب كند-اگر اسلامى بود،از گرایشهاى انقلابى اسلام خالى و اگر غیر اسلامى بود كه،تكلیفش روشن بود:هیچكدام به درد انقلاب ما نمى‏خورد و شعر انقلاب ما نیست. (41)

پى‏نوشتها:

1) -سخنرانى در مراسم‏«سالگرد تاسیس سازمان تبلیغات اسلامى‏»،1/4/1366.

2) -گفتگو با اعضاى‏«سومین كنگره‏ى شعر و ادب دانشجویان سراسر كشور-جهاددانشگاهى‏»،27/9/1365-این گفتگو به علت اهمیت آن به عنوان ضمیمه‏ى بخش‏«شعر»تماما نقل شده است.

3) -پیام به‏«دومین جشنواره‏ى تئآتر دانشجویان كشور»،14/8/1365.

4) -پیام به‏«نخستین كنگره‏ى دانشجویى شعر و ادب‏»،27/9/1363.

5) -پیام به‏«چهارمین كنگره‏ى شعر و ادب و هنر»،26/2/1363.

6) -پیام به‏«كنگره‏ى شعر و ادب نهضت‏سواد آموزى خراسان‏»،9/7/1364.

7) -سخنرانى در كنگره شعر شاهد (در حسینیه‏ى ارشاد) ،14/11/1365.

8) -پیام به مناسبت‏«آغاز چهارمین سال فعالیت‏حزب‏»،29/11/1360.

9) -سخنرانى در«جمع شعراى مشهد»،4/1/1365.

10) -پیام به‏«پنجمین كنگره‏ى شعر و ادب‏»،15/2/1364.

11) -گفتگو با اعضاى‏«واحد فرهنگى روزنامه جمهورى اسلامى‏»،16/11/1360.

12) -همانجا.

13) -پیام به‏«دومین جشنواره تئآتر دانشجویان كشور»،14/8/1365.

14) -گفتگو با اعضاى‏«سومین كنگره شعر و ادب دانشجویان سراسر كشور-جهاددانشگاهى‏»، 27/9/1365.

15) -«گفتگو با واحد فرهنگى روزنامه جمهورى اسلامى‏»،16/11/1360.

16) -همانجا.

17) -گفتگو با اعضاى‏«واحد فرهنگى روزنامه جمهورى اسلامى‏»،16/11/1360.

18) -پیام به‏«یادواره تئآتر 17 شهریور»،17/6/1361.

19) -سخنرانى افتتاحیه‏«مجتمع ادب و هنر در خدمت جنگ‏»،30/6/1363.

20) -مراسم دیدار اعضاى‏«واحد فرهنگى روزنامه جمهورى اسلامى‏»،16/11/1360.

21) -گفتگو با اعضاى‏«واحد فرهنگى روزنامه جمهورى اسلامى‏»،26/11/1360.

22) -پیام به‏«چهارمین كنگره‏ى شعر و ادب و هنر»،26/2/1363.

23) -پیام به‏«نخستین كنگره‏ى دانشجویى شعر و ادب‏»،27/9/1363.

24) -پیام به‏«كنگره‏ى شعر و ادب نهضت‏سواد آموزى خراسان‏»،9/7/1364.

25) -سخنرانى در«كنگره شعر شاهد» (حسینیه ارشاد) ،14/11/1365.

26) -خطاب به رهبر گروه سرود.

27) -صحبت پس از اجراى‏«برنامه سرودخوانى در استاندارى شیراز»،7/9/1366.

28) -مصاحبه با معاونت‏سینمایى وزارت ارشاد اسلامى-مجله صحیفه-یكم اردیبهشت 1364.

29) -پیام به‏«نخستین كنگره دانشجویى شعر و ادب‏»،27/9/1363.

30) -سخنرانى در مراسم‏«سالگرد تاسیس سازمان تبلیغات اسلامى‏»،1/4/1366.

31) -پیام به‏«نخستین جشنواره سراسرى تئآتر دانشجویان‏»،16/5/1364.

32) -همانجا.

33) -پیام به‏«دومین جشنواره‏ى تئآتر دانشجویان كشور»،14/8/1365.

34) -سخنرانى افتتاحیه‏«مجتمع ادب و هنر در خدمت جنگ‏»،30/6/1363.

35) -همانجا.

36) -پیام به‏«چهارمین كنگره‏ى شعر و ادب و هنر»،26/2/1362.

37) -پیام به‏«نخستین كنگره‏ى دانشجویى شعر و ادب‏»،27/9/1363.

38) -همانجا.

39) -پیام به‏«نخستین كنگره‏ى دانشجویى شعر و ادب‏»،27/9/1363.

40) -سخنرانى افتتاحیه در تالار«حوزه‏ى اندیشه و هنر»،15/12/1363.

41) -گفتگو با اعضاى‏«سومین كنگره‏ى شعر و ادب دانشجویان سراسر كشور»-جهاد دانشگاهى،27/9/1365.

چهارشنبه 3/4/1388 - 22:17
آموزش و تحقيقات
توسعه علمی و جنبش نرم افزاری جنبش نرم افزاری هر چند از لحاظ صورت ترکیبی بدیع به نظر می رسد اما از لحاظ محتوا و هدف تباری دیرینه دارد. جنبش نرم افزاری را می توان بطور عام با هر حرکت و تلاشی که در جهت تولید علم و دانش و نیز پیشبرد اهداف تمدنی نظام بشری در طول تاریخ صورت پذیرفته است مرتبط و همراستا دانست. جنبش نرم افزاری از آنجا که یک جنبش است در رهیافت کلی خویش معطوف به پویایی و تحرک است و همین امر آن را با روند طبیعی رشد و توسعه تمدن و جوامع بشری همراه و همگام می سازد. این نكته از دیر باز مورد توجه بوده است كه جوامع بشری همواره دستخوش تغییر و تحول بوده اند. از همین رو فرق بین جوامع ایستا (static) و پویا (dynamic) از نوع درجه خاصی است. بدین معنی كه در عین حال كه دگرگونی در بعضی جوامع و در برخی از دوره ها سریعتر است با اینحال همه جوامع در حال دگرگونی مستمر هستند. (1) جامعه های پر تغییر اصطلاحاً «جامعه پویا» یا «جامعه متغیر» و جامعه های بسیار كم تغییر، «جامعه ایستا» یا «جامعه ساكن» نامیده می شوند. (2) جامعه ما از دیرباز جامعه ای پویا و متحرک بوده است و رمز ماندگاری و تاثیر گزاری آن در سیر تمدن بشری را نیز باید همین پویایی و تحرک فراوان آن در جهت کسب علم و معارف در زمینه های گوناگون در دوره های مختلف بخصوص دوران طلایی تمدن ایرانی- اسلامی دانست. در دوران طلایی تمدن ایرانی – اسلامی بخصوص در قرون چهارم و پنجم هجری ما شاهد تحقق نوعی جنبش نرم افزاری در عرصه های گوناگون علم و دانش در این پهنه سرزمینی بودیم. در جهان امروز توسعه به مفهوم عام آن و نیز «توسعه علمی» به معنای اخص، جایگزین حرکتهای علمی گذشته در تاریخ بشر شده است. جنبش نرم افزاری که امروز از آن صحبت به میان می آید را می توان در نسبت با مفهوم توسعه علمی نیز تعریف و تبیین نمود. جنبش نرم افزاری از سویی به دلیل آنکه کلیه عرصه های معرفتی اعم از علم و دانش و دین و هنر و فرهنگ و حتی عرصه های گوناگون روابط اجتماعی و نظام های تولید علم و دانش و فرهنگ را در بر می گیرد کاربرد و معنایی اعم از توسعه علمی متداول در جهان امروز را در بر می گیرد. اما از سوی دیگر از آنجا که توسعه علمی نقشی محوری در کلیه عرصه های توسعه ایفا نموده و در واقع تمامی عرصه های توسعه به نوعی متاثر از آن هستند، از اینرو می توان مهمترین اولویت جنبش نرم افزاری را نیز توسعه همه جانبه علمی تعریف نمود. هر چند همانگونه که ذکر شد چنین ترادف و نسبتی خالی از تقلیل مفهوم جنبش نرم افزاری نخواهد بود. از آنجا که دیر گاهی است مفاهیم و مباحث مربوط به توسعه در جامعه ما موضوع متداول روز شده است و دولتمردان و کارگزاران تقنینی و اجرایی ما نیز بر مبنای آن به برنامه ریزی و اداره کشور می پردازند و نیز با توجه به آنکه مفهوم جنبش نرم افزاری امری متاخرتر نسبت به مقوله توسعه در جامعه ما بوده است به نظر می رسد ایجاد نسبتی مناسب میان توسعه و بخصوص توسعه علمی با جنبش نرم افزاری اهمیتی فراوان در مسیر حرکت هر دو مقوله داشته باشد. برای فتح بابی در این زمینه در این نوشتار تلاش می شود مقدمه ای از تعاریف توسعه و توسعه علمی آورده شود تا زمینه مناسبی برای ایجاد ارتباط میان توسعه علمی و جنبش نرم افزاری آماده گردد. زمینه و تعریف توسعه: مفهوم توسعه برای نخستین بار در حوزه علم اقتصاد توسط «‌آدام اسمیت» در كتاب «‌ثروت ملل» ‌در قرن هیجدهم مطرح گردید. (3) اولین تلاشهای فكری در این زمینه توسعه را معادل رشد اقتصادی می دانست. رشد اقتصادی مفهومی كمی است كه با شاخص در آمد ملی یا تولید ملی تعریف می شود. این دیدگاه بر تراكم سرمایه به عنوان مهمترین عامل رشد اقتصادی در كنار سایر عوامل تولید چون نیروی انسانی، منابع طبیعی و … تأكید می كند. بخش اعظم ادبیات توسعه مربوط به دهه نخستن پس از پایان جنگ دوم جهانی با هدف قرار دادن رشد اقتصادی به تشریح و تبیین علل و عوامل رشد پرداختند. (4) نظریات مربوط به توسعه مدرنیزاسیون به سبك غربی، اساسا پس از جنگ جهانی دوم، بویژه در آمریكا طرح و ارائه گردید. جایگاه آمریكا پس از جنگ جهانی دوم، به عنوان یك ابرقدرت در رقابت با بلوك شرق، سبب شد تا در كنار برنامه مارشال ـ در سال 1949 ـ مبنی بر ارائه كمك به كشورهای علاقمند به توسعه و مدرنیزاسیون، برای مقابله با نفوذ كمونیسم زمینه طرح نظریه‏ها، كه عمدتا تحت تأثیر مكتب كاركردگرایی بودند، ایجاد شود. از جمله تلاشهای مذكور می‏توان به تألیف كتاب مراحل «رشد اقتصادی» امر «والت روستو» اشاره كرد كه به عنوان یك بیانیه شبه كمونیستی منتشر گردید. در كتاب روستو از پنج مرحله تحول، رشد و توسعه كشورهای جهان سوم و همچنین غایات این توسعه، سخن به میان آمده بود. اغلب نظریه‏های توسعه خطی، در راستای نظریات قدیمی مربوط به توسعه مطرح شدند كه از آغاز دوره سرمایه‏داری؛ یعنی اواخر قرن 16، تا اواخر قرن 19، در غرب مطرح بود و معمولاً، برگزاره‏های دوگانه كه متأثر از ذهنیت مدرنیته علمی بود، تأكید داشتند. تحت تأثیر همین ذهنیت بود كه اندیشه دوگانه مبتنی بر تقابل مدرنیته و سنت، جایگاه بالایی دراین دسته از نظریات به خود اختصاص داد. از این بستر اندیشگی است كه گذار از مرحله دینی ـ فلسفی، به مرحله علم اثباتی و به عبارتی؛ گذاراز جامعه مهر پیوند به جامعه سود پیوند، گذار از فئودالیته به سرمایه‏داری، عبور از همبستگی ابزارگونه به همبستگی اندام‏وار و غیره اجتناب‏ناپذیر تلقی شدند.(5) اصطلاح توسعه به معنای امروزی آن که همانگونه که ذکر شد به طور فراگیر پس از جنگ جهانی دوم مطرح شده است در لغت به معنای خروج از «لفاف و پوشش» است. در قالب نظریه نوسازی، لفاف همان جامعه سنتی و فرهنگی و ارزشهای مربوط به آن است كه جوامع برای متجدد شدن باید از این مرحله سنتی خارج شوند.(6) همچنین در جایی دیگر به لحاظ لغوی، توسعه با توجه به مصدر عربی آن به معنای فراخی و وسعت آمده است. (7) تمایل ملتها برای نیل به رفاه و آبادانی همراه حفظ هویّت و كرامت انسانی ریشه در تاریخ دارد. این امر در دهه های اخیر تحت عنوان «توسعه»شدت بیشتری گرفته است. دانشمندان علوم اجتماعی از توسعه تعاریف متعددی ارائه كرده اندكه در ذیل چند نمونه از آنها آمده است: الف) از نظرتودارو:«توسعه را باید جریانی چند بعدی دانست كه مستلزم تغییرات اساسی درساخت اجتماعی، طرز تلقی عامه مردم ونهادهای ملی ونیز تسریع رشد اقتصادی ؛كاهش نابرابری وریشه كن كردن فقر مطلق است.»(8) ب) توسعه به معنای ارتقاء مستمركل جامعه و نظام اجتماعی به سوی زندگی بهتر و یا انسانی تر است.برای درك معنای درونی توسعه باید حداقل سه ارزش اصلی به عنوان پایه فكری و رهنمود عملی در نظر گرفته شود. این ارزشهای اصلی عبارتند از: معاش زندگی، اعتماد به نفس و آزادی كه نمایانگر هدفهای مشتركی است كه به وسیله تمام افراد و جوامع دنبال می شود.(9) ج) توسعه را می توان مجموعه فعالیتهایی برای هدایت درجهت ایجاد شرایط مطلوب زندگی براساس نظم ارزشی مورد پذیرش جامعه تعریف كرد.پس توسعه طیفی از تغییرات به هم پیوسته در جهت تامین نیازهای رو به گسترش جامعه است وبه عبارت دیگر توسعه فراگردی است كه شرایط زندگی نامطلوب را به مطلوب تبدیل می كنند. (10) د) توسعه فرایندی است كه موجب رشد كمی تولیدات كالا و خدمات می شود و در روند آن پدیده های ناباب اجتماعی (نظیرفقر ومحرومیت یا بی سوادی وغیره)از بین می روند و ضمن حصول استقلال اقتصادی و تقویت بنیه مالی ومادی جامعه، تحقق عدالت اجتماعی، ترقی فرهنگی، علمی و فنی صورت می پذیرد. (11) ه) توسعه به فراگردی گفته می شود كه درآن جامعه از وضع نامطلوبی متحول می شود. این فراگرد تمامی نهادهای جامعه را در بر می گیرد وماهیت آن اساساً آن است كه توان و ظرفیت بالقوه جامعه به صورت بالفعل درآید. به عبارت دیگر در فرایند توسعه، استعدادهای سازماندهی جامعه از هرجهت بارور و شكوفا می شود، چه از نظر اقتصادی وچه از نظر اجتماعی فرهنگی و سیاسی.(12) و) توسعه مجموعه فعالیتهایی است كه جامعه را به سوی زندگی بهتر ومتوازن جمعی و فردی و تامین نیازهای افراد جامعه در جهت خیر وصلاح آنان، سوق می دهد. (13) ز) توسعه اقتصادى به زبان ساده، عبارت است از: رشد اقتصادى همراه با تغییرات و تحوّلات كیفى. توسعه اقتصادى هدف و آرمانى بزرگ براى تمامى كشورهایى است كه هنوز به دلایلى نتوانسته اند در این مسیر گام بردارند. (14) ح) توسعه عبارت است از یك تحوّل تاریخى در جمیع جنبه هاى سیاسى، اقتصادى، فرهنگى و اجتماعى جامعه (15) و)توسعه، تغییر هدف دار براى حصول به هدفى خاص است. جامعه به مثابه فرد، مراحل گوناگونى از رشد و تكامل را طى مى كند تا به حدّ مشخصّى از بلوغ فیزیكى و فكرى برسد. (16) ط)توسعه عبارت است از یک رشته کم و بیش خطی از تغییرات، که طی آن از روشهای ابتدایی به روشهای پیچیده تر تولید می رسیم و از سختیهای روزمره زندگی، به یک زندگی راحت تر، به یاری پیشرفتهای فن آورانه نائل می آییم. پطروس غالی در مصاحبه ای با لومند در پاریس در 4 اکتبر 1994 می گوید: " توسعه را نمی توان تنها به رشد اقتصادی محدود کرد، بلکه شامل بعدی سیاسی، انسانی و زیست محیطی و همچنین فرهنگی است."(17) از لحاظ جامعه شناسی، توسعه به عنوان مفهومی برگرفته شده از تغییرات اجتماعی و از زاویه تغییر شكل جامعه «روستایی» یعنی گروهی و كشاورزی به جامعه «شهری» یعنی خردگرا و قرار دادی مورد توجه جامعه شناسان قرار گرفته و «‌فردیناندتونیس» ‌آلمانی از روابط اجتماعی مبتنی بر پیوستگیهای سنتی ( اجتماع) و پیوستگیهای قرار دادی مبتنی بر روابط منطقی جامعه society سخن گفت و هم وطن او «جورج زیمل» نیز موضوع جوامع شهری و جوامع روستایی را مطرح ساخت. (18) در بستری اسلامی، توسعه را مسیری برای تحقق عدالت در استفاده از مواهب طبیعی، روابط اجتماعی وامكان رشد افراد در كلیه وجوه انسانی تعریف می كنیم وتلاش برای آن را بارمسئولیتی بردوش افراد جامعه تا با سلطه بر طبیعت در حد توان به كار وكوشش بپردازند.(19) زمینه و تعاریف توسعه علمی: توسعه كار منظمی است كه با استفاده از دانش موجود به دست آمده از تحقیق و یا تجربه عملی، به سمت تولید محصولات و ابزار جدید هدایت می شود، درك فرآیندهای جدید و نیز بهبود و اصلاح قابل توجه مواد و فرآیندهایی كه قبلاً تولید یا كشف شده اند، در محدوده فعالیتهای توسعه قرار می گیرند.(20) بنا به این تعریف، برای توسعه، تحرك در همه زمینه ها ضروری است. بالا بردن سطح آگاهیهای عمومی، گسترش اندیشه فنی، تحقیق و بسط رشته های علوم اجتماعی، علوم انسانی و علوم طبیعی از ضروریات یك توسعه هماهنگ محسوب می شوند.(21) برای نیل به توسعه همه جانبه باید در میدان علم و تكنیك حضور یافت و نتایج تحقیقات جدید را در علوم پایه ای قدیم عجین نمود. شایسته فهمید و مناسب فهماند، خدمتگزاری به جامعه را شرافت دانست وسازندگی را كمال تلقی كرد، نظم و انضباط پیشه نمود و علم و عمل را درهم آمیخت(22) از آنجا كه توسعه دارای اصولی است و از قانونمندی هایی پیروی می كند، باید این قوانین و اصول را شناسایی كرد و مركز ثقل آنها را بدست آورد.(23) تعاریف بسیار زیادی می توان برای علم قائل شد. برخی علم را به معنای «كسب معلومات به صورت سیستماتیك وتنظیم یافته» می دانند و برخی نیز علم را به معنای «ایجاد خلاقیت»، برخی دیگر به معنای «یك نوع فعالیت فكری واجتماعی» وگروهی علم را یك «تحول فرهنگی» دانسته اند.(24) علم در بستر پر فراز ونشیب تاریخ ودر آمیزش انسان با طبیعت واز تفكر انسان و پاسخگویی به نخستین چرا، چگونه وكجا، تولد یافته و در همین بستر روبه تكامل و توسعه نهاده و نیازهای روز افزون جامعه را پاسخ گفته است. در هر جامعه و در هر زمانی كه به علم بهای بیشتری داده شده، ریشه های خرافه پرستی، توسعه نیافتگی و فقر خشكیده است، زیرا كه هر سه عامل یاد شده ریشه در جهل دارند.(25) تاریخ علم چنانچه به انباشته شدن تدریجی راه و رسم ها و تلطیف كمی روشهای عملی در مطالعه طبیعت محدود گردد، تنها علم عصر حاضر معتبر می شود و دستاوردهای علمی تمدنهای گذشته از نظر علم جدید می بایست مورد ارزیابی قرار گیرد. حال آنكه علم به عنوان فرآیند اجتماعی در تمدن ها و جوامع گوناگون وجود داشته است. (26) تا چند دهه پیش در مجموعه پارامترهای قدرتی كشورها، قدرت نظامی از مهمترین عوامل محسوب می شد. اما در دنیای امروز در محور اصلی قدرت و اقتدار، نهادهای دانشگاهی در دو عرصه آموزش و پژوهش قرار می گیرند. با علم به این معنا دولتهای پیشرفته بالاترین انرژی خود را صرف توسعه علم و تحقیق می كنند. چرا كه آنها به خوبی دریافته اند اقتدارشان یا به عبارت دیگر توانایی اعمال و كنترل قدرت منوط به گسترش توانائیهای علمی است و این امر نیز جز با انجام اصلاحات در استراتژیها و تاكتیكهای مربوط به مدیریت و ادارة مراكز علمی و پژوهشی قابل تحقق نمی باشد. (27) تجارب كشورهای مختلف نشان می دهد كه با ارادة ملی و برنامه ریزی صحیح می توان بر توسعه نیافتگی علمی غلبه كرد مدلهایی كه كشورهای مختلف اختیار كرده اند یكسان نیست، مدلی كه راهگشای مسائل كشورها باشد مدل متفاوتی خواهد بود اما مشتركات نشان می دهد برای توسعه اصولی دستور كاری وجود دارد كه باید از آن متابعت نمود. (28) تحقیق و توسعه عبارت از كار خلاقی است كه بطور منظم برای افزایش ذخیرة علمی و دانش فنی و نیز استفاده از این دانش در اختراع و طرح كار برهای جدید انجام می شود (29) به عبارت دیگر، فرایند تحقیق و توسعه عبارت از شناسائی نیاز یا استعداد، پیدایش اندیشه ها، آفرینش، طراحی، تولید و معرفی و انتشار یك محصول یا نظام تكنولوژیك تازه است.(30) یونسكو تحقیق و توسعه راچنین تعریف كرده است: هر گونه فعالیت منسجم، خلاق در جهت افزایش سطح دانش و معرفت علم اعم از دانش مربوط به انسان، فرهنگ، جامعه و استفاده از این دانش برای كاربردهای جدید. (31) توسعه علمی نیز به این معنی است که ساختار علمی جامعه وارد مرحله محاسبات عقلانی و یافتن روابط ضروری بین اشیا شده تا بتواند از بهار طبیعت و پدیده‌های مورد نظر به نفع بشر استفاده ببرد.... ما هیچگاه شاهد چینن ساختار خود جوش در جامعه ایران نبوده‌ایم. (32) آینده توسعه جهانی و جایگاه هر كشور در جهان، منوط به ایجاد ظرفیت بالا در كسب، نگهداری و بالا بردن سطح علم ودانش نیروی انسانی آن كشور است. این ظرفیت تا حدود زیادی وابسته به آن بخش از جمعیت كشور است كه سواد خواندن، نوشتن، حساب كردن، مهارت در ارتباطات وحل مسائل را كسب كرده باشد لذا بالا بردن سطح آموزش وتربیت و حرفه آموزی نیروی كار محور اساسی مباحث توسعه، انسانی برای همه كشورهای در حال توسعه است.(33) جایگاه توسعه علمی در اسلام: لازم به ذکر نیست که در اسلام تاكید بسیاری بر یادگیری و كسب دانش شده است. آیات متعددی موید این مطلب است و روایات بسیاری نیز دراین زمینه موجود می باشد. آیات قرآنی واحادیث نبوی كه درباره اهمیت علم ومعرفت است، علم ودین را از یكدیگر جدایی ناپذیر ساخته است. جامعه ای كه علم مدار است، می تواند در همه عرصه ها، تفكر علمی و روش علمی را مبنای حل موانع و تنگناهای خود قرار دهد. برای دستیابی به زمینه ها، نتایج و دستاوردهای پیشرفت علمی باید سازمان اجتماعی مناسب وجود داشته باشد. نمی توان به اهمیت و اولویت علم پرداخت، درحالی كه زمینه ها، نهادها و لوازم توسعه علمی از توام و دوام لازم برخوردار نباشند.(34) از آیات و روایت فراوانی که در این زمینه وجود دارند می توان به موارد زیر اشاره نمود: ‹‹قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون انما یتذكر اولوالالباب ›› (سوره زمر، آیه 9) یعنی بگو آیا آنان كه می دانند با كسانی كه نمی دانید، یكسانند ؟! تنها خردمندان متذكر می شوند. پیامبر اكرم (ص) می فرمایند: ‹‹ طلب العلم فریضه علی كل مسلم ومسلمه ›› (35) یعنی فرا گرفتن علم بر هر مرد و زن مسلمانی واجب است. امام علی (ع) می فرماید: ‹‹ العلم اصل كل خیر والجهل اصل كل شر››(36) یعنی علم ودانش پایه واساس هر كار نیكویی و جهل و نادانی اساس هر شر و بدی است. امام صادق (ع) فرموده است: ‹‹ طلب العلم فریضه فی كل حال ››(37) یعنی: فراگرفتن علم ودانش در هر حالی(درهمه شرایط) ضروری است امام علی (ع) می فرمایند: «لاِعبادِهِ كَالْتَفَكَّرَ، لاعِلْمَ كَالْتَفَكُّرْ، … به این معنی که هیچ عبادتی با ارزش تر از تفكر و نیز هیچ علم مانند تفكر نیست» (38) قرآن می فرماید:«وَلا تَقَفَ مالَیْسَ لَكَ بِه عِلْم … به این معنی که به آنچه كه بدان علم و آگاهی نداری تسلیم مشو زیرا چشم و گوش و دل بر آنچه كه می بینند، می شنوند و در می یابند مسؤولند.» (سوره اسراء، ‌آیه 36) امام باقر (ع) به شاگردانش می فرمود: «هرگاه درباره امری سخنی به شما گفتم از من بپرسید كه این سخن در كجای قرآن است و از كجا استخراج شده است» (39) مجموعه این تاكیدهای مكرر از جانب خداوند متعال و اولیای دین مبین اسلام است كه توانست در زمانی كوتاه، از مردمی بدوی و نیمه وحشی، آن هم از سرزمینی خشك و سوزان و فراموش شده، فرهنگ و تمدنی علم مدار ایجاد كند، اما علمی متعهد و جهت دار به سوی كانون هستی وكمال مطلق. (40) و در پرتو این تازیانه های فرهنگی بود كه جنبش علمی در گرفت و مسلمانان علاوه بر خوشه چینی از خوان گسترده معارف دینی و غوص در ژرفای آن، در راستای عینیت بخشیدن به آموزه های بلند دین مبین اسلام، مبنی بر ضرورت آشنایی با دستاوردهای علمی سایر ملل و اخذ دانش ایشان به هر سو شتافتند.(41) بدینسان بود كه عصر ترجمه آغازشد. علوم زمان از هر نقطه و با هر زبان به جهان اسلام منتقل شد. جهان اسلام كانون علم شد و به صورت نخستین بانك اطلاعاتی جهان وچهار راه علمی بین الملل در صحنه تمدن بشری ظاهر گشت، تا آن جا كه اگر مسلمانان نبودند، ارتباط علمی غرب جدید با غرب كهن قطع می شد. (42) موفقیت جنبش نرم افزاری منوط به آن است که با بهره گیری از این سنت اسلامی، به تبیین راهکاری اصولی در نحوه تعامل خویش با روند توسعه علمی پرداخته و نسبت خویش را با حوزه های مختلف توسعه بخصوص توسعه علمی مشخص سازد. جنبش نرم افزاری می بایست روند رو به رشد خود را با بهره گیری از آراء و تجارب نظری و عملی در کلیه عرصه های علمی بخصوص رهیافتهای موجود در توسعه علم تثبیت و تضمین نماید. جنبش نرم افزاری می تواند به عنوان یک رهیافت عام در زمینه پیشبرد تمدنی نظام اسلامی، مقوله مهم توسعه علمی را نیز به عنوان موتور توسعه در حیطه اداره و نظارت خویش قرار دهد و بدین ترتیب توسعه علمی در جامعه همراستا با اهداف کلان جنبش نرم افزاری بسط و گسترش یابد. پی نوشتها: 1- جوزف روسك، ولندوارن، مقدمه ای برجامعه شناسی، ترجمه دكتر بهروز نبوی و احمد كریمی، انتشارات كتابخانه فروردین، تهران، 1355، ص 239 2- آریان پور، ا. ح، زمینه جامعه شناسی، شركت سهامی كتابهای حبیبی، 1357، ص 478 به بعد 3- تودارو، مایكل، توسعه اقتصادی در جهان سوم، ترجمه دكتر غلامعلی فرجادی، سازمان برنامه و بودجه، تهران 1370، ص 39 4- جرالدام، مایر دادلی سیرز، پیشگامان توسعه، ترجمه سید علی اصغر هدایتی و علی یاسری، انتشارات سمت، تهران 1368، ص 17 5- دی. سی. آلوین، تغییرات اجتماعی و توسعه، ترجمه محمود مظاهری، (تهران: انتشارات پژوهشكده مطالعات راهبردی، 1378) ص 31. 6- زهرا صیامی دودران، چرا صنعتی نشدیم، انتشارات امیركبیر، چاپ اول، تهران، 1381، ص29 7- سیاح، ‌احمد، فرهنگ دانشگاهی عربی به فارسی، انتشارات اسلام، تهران، 1372، ص 320 8- همان ص 30 9- مسعود نژاد، اقتصاد توسعه، انتشارات كوشا مهر، چاپ اول، تهران، ص 3 10- همان 11- همان 12- همان ص 4 13- مرتضی مجد فر، تكنولوژی وتكنولوژی آموزشی، انتشارات انیس، چاپ اول، تهران 1374، ص47 14- محمود متوسلى، نگرشى بر دیدگاه ها، تئورى ها و سیاست هاى توسعه اقتصادى، تهران، دانشكده روابط بین الملل، 1372، ص: 9 15- حسین عظیمى، مجله ایران فردا، سال اول، شماره 1، ص 14 16- سید عبدالعلى قوام، نقد نظریه هاى نوسازى و توسعه سیاسى، تهران دانشگاه شهید بهشتى، 1374، ص 23. 17- محمدی، تیمور؛ "بعد فرهنگی توسعه به سوی یک رهیافت عملی"؛ موسسه زحل؛ پیشگفتار؛ 1376 18- مولانا، گذر از نوگرایی، ترجمه یونس شكرخواه، مركز مطالعات تحقیقات و رسانه ها، تهران 1371 ص 31 19- مسعود نونژاد، اقتصاد وتوسعه، ص 4 20- علی رضا علی احمد، مدیریت تحقیق تا توسعه تكنولوژی، ص 20 21- ناصرخادم آدم، اصلاحات در سیاست توسعه، انتشارات موسسه اطلاعات، تهران، 1370، ص 229 22- همان منبع، ص 358و357 23- دفتر تبلیغات اسلامی شعبه خراسان، پدیده شناسی فقر وتوسعه، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، تهران، 1380، جلد 4، ص 99علی طایفی، موانع فرهنگی توسعه تحقیق در ایران، ص 91 24- علی رضا علی احمد، مدیریت تحقیق تا توسعه تكنولوژی، انتشارات مركز علمی دانشگاه آزاد اسلامی، چاپ اول، تهران 1377، ص 20 25- احمد مومنی و...، تنگناهای آموزشی تكنولوژی در ایران، انتشارات موسسه مطالعات و برنامه ریزی آموزشی سازمان گسترش، چاپ اول، تهران، 1377، ص 162 26- علی طایفی، موانع فرهنگی وتوسعه تحقیق در ایران، انتشارات آزاد اندیشان، چاپ اول، تهران، 1380، ص 88 27- سیمبر، رضا، اصول روابط بین الملل، انتشارات دانشگاه گیلان، 1379، صص 79-34 28- همان 29- فرهاد ملک زادگان باشگاه اندیشه 30- همان 31- همان 32- رضا قلی، علی؛ جامعه شناسی خودکامگی؛ نشر نی؛ تهران؛ ص 139؛ 1370 33- ابریشمی، ح؛1375، اقتصاد ایران، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، چاپ اول. 34- علی طایفی، موانع فرهنگی توسعه وتحقیق درایران، ص 91 35- علامه مجلسی، بحارالانوار، انتشارات مكتبه الاسلامیه، تهران، 1366، جلد 1، ص 177 36- آمدی، غررالحكم، ص 20 37- حر آملی، وسائل الشیعه، ج 27، ص 27 38- غرر الحكم 39- اصول كافی، ج 1، كتاب فضل العلم 40- معاونت پژوهشی مركز مدیریت حوزه علمیه قم، پژوهش وحوزه، فصلنامه اطلاع رسانی – پژوهشی، سال سوم، شماره دوازدهم، زمستان 1381، ص 70 41- معاونت پژوهشی مركز مدیریت حوزه علمیه قم، پژوهش وحوزه، فصلنامه اطلاع رسانی – پژوهشی، سال سوم، شماره دوازدهم، زمستان 1381، ص 70 42- همان منبع، ص 71، 70
دوشنبه 24/1/1388 - 15:25
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته