طنز و سرگرمی
ژاپن: به شدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!
مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!
هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه واکشنی(ACTION) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!
عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند!
چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!
اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید!
گینه بی صاحاب!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند!
کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند!
پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!
اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!
انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!
ایران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند! عاشق عبارت «خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! (فهمیدین به منم بگین) او چت می کند! خیابان متر می کند، ودر یک کلام عشق و حال می کند! همه کار می کند جز اینکه درس بخواند نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است! از من می شنوین بی خیال دانشگاه بشین بهتره (تفریحات بهتر و کم دردسرتر هست)خود دانید.
پنج شنبه 5/1/1389 - 15:41
شعر و قطعات ادبی
چهره ی او گشته نهان حضور او چو شمس عیان و لیک چشم مردمان را نبود لیاقتش
معشوق کل دلبران در طلبش پیر و جوان لیک به غیر عاشقان کس نکند زیازتش
سرور و شاه شیعیان یاور و یار مومنان لیک در این دور و زمان کس نکند فکر غمش
پادشه کل شهان امیر هرکون ومکان لیک همه جای این جهان شاهد حس غربتش
باد به امر او وزان رود به امر او روان لیک جهان گشته خزان از غم جان خسته اش
بحر سخای بیکران جود خداوند منان لیک ز افعال ددان گشته نهان کرامتش
جان زمین و آسمان امام عصر انس و جان لیک گناه عاصیان دشنه شود به پیکرش
قامت او گشته کمان زلف سیاه او نهان لیک هنوز است جوان لطف خدای عاشقش
منتظر منتظران دیده براه یاوران لیک میان مردمان کس نبود منتظرش
دیده ی او گریه کنان بهر شهید تشنگان لیک عوض آب روان خون جگر روانه اش
awaw11aw
شنبه 17/11/1388 - 11:3
شعر و قطعات ادبی
صبح جمعه هاتفی خوابم ربود گفت پس منتظر مهدی که بود
گفتم ای هاتف طلوع نزدیک شد اندکی مهلت نمازم دیر شد
چون نمازم لب طلایی بی حضور قلب بود بعد از آن کارم دعا بهر امام عصر بود
گفتم ای آقا که اینک آمدی آمدی اما چرا دیر آمدی
چشم من دیگر نمی بیند تورا چون که پر شد از نگاه ناروا
گوش من هم نشنود صوت تورا چون که پر شد از گناهان و غنا
دست پاکم نیست تا یارت شود غم گداز چهره ی پاکت شود
پای من در مجلس اغیار رفت زین سبب در وقت یاریت نشست
جسمم از مال حرام انباشته مونسم چادر زسر برداشته
غربت قرآن ز رفتار من است ویل هایش شامل حال من است
چهره ام دیگر شبیه شیعه نیست ندبه ام با سوز و اشک دیده نیست
من دگر یار ولایت نیستم گوش بر فرمان رهبر نیستم
قلب من از معصیت گشته سیاه انتظارم در گنه گشته تباه
کاش این جمعه نمیکردی ظهور من نی ام آماده ی دیدار نور
من غلط گفتم چرا دیر آمدی من نبودم منتظر زود آمدی
گفت مولا قلبمان بگرفته است از ستمکاری یاران خسته است
آگهم از حال و روز یار خویش من بدانستم جوابت پیش پیش
غیبتم اینک نگردیده تمام خواستم بیدار گردی از نیام
خود موانع را شمردی یک به یک درد های قلب ما را صد به یک
منتظر بودن کلامت گشته بود لیک هنگام عمل هیچت نبود
منتظر یعنی تلاش بی حساب پاکی اعمال هنگام حساب
منتظر یعنی نماز با حضور پاکی نیت در انجام امور
منتظر یعنی دلی معشوق یار لحظه لحظه درتمنای جوار
منتظر در این زمانه سوختم چشم بر یاری یاران دوختم...
awaw11aw
شنبه 17/11/1388 - 10:58
طنز و سرگرمی
آقاهه میره سربازی، دور كلاش قرمزی،آچین و واچین....با صدای چی؟ با صدای مرغ.....یه مرغ دارم ر وزی 2 تا تخم میكنه، چرا 2 تا؟ چون دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده....شاید پشت كوه انداختی؟ نه خیر ، زنجیر منو بافتی، بله . بابا اومده ، با كی اومده؟ اون كیه باهاش؟ چی چی آورده ؟ نخود و كیشمیش ، با صدای چی؟ با صدای گاو ، گاو حسن چه جوره ؟ نه شیر داره نه ............... واقعاَ نشستی همشو خوندی؟! متاسفم
گفتم مواظب باش سرکار نری
شنبه 10/11/1388 - 11:29
ادبی هنری
روزی دروغ به حقیقت گفت: مــــیل داری با هم به دریـــا برویم و شنـــا کنیم؟ حقیقــت ساده لــوح پذیرفت و گول خورد. آن دو با هم به کنار ساحل رفتند، وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباسهایش را در آورد. دروغ حیلــــه گـــر لباسهای او را پوشید و رفت. از آن روز همیشه حقیقت عــــریان و زشت است، اما دروغ درلبــــــاس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان می شود
شنبه 10/11/1388 - 11:25
دانستنی های علمی
رستورانی واقع در یكی از خیابان های شهر نیس در جنوب فرانسه "دوزخ دانته" نام گذاری شده است. ولی روی در ورودی این رستوران این تابلو به چشم می خورد:
با تهویه هوای مطبوع
2-در یكی از آرایشگاه های اسكاتلند این آگهی جلب توجه می كند:
"غیبت باعث بلند شدن موها می شود."
3-بر سر در یك خانه قدیمی در انگلستان ای تابلو نصب شده است:
"مدرسه دخترانه "سنت مارگریت" كلاس های آمادگی برای پسران!"
4- در یكی از رستوران های شهر"شیكاگو" این آگهی جلب توجه می كند:
"اگر عادت دارید كه خاكستر سیگار خود را توی فنجان بریزید. پس به خدمتكار رستوران بگویید كه قهوه شما را درون یك زیر سیگاری بیاورد!"
5-این آگهی در یك هتل آمریكا نصب شده است:
"در بستر سیگار نكشید. چون خاكستری كه فرو می ریزد ممكن است خاكستر خود شما باشد!"
6-بر بالای سر در یك كلیسادر انگلستان تابلویی بدین مضمون نصب شده است:
"كمك كنید تا جلوی فاسد شدن حقیقت و ایمان را بگیریم."
7-صاحب یكی از رستوران های سوئد ای اطلاعیه كوچك را پشت پنجره رستوران خود چسبانده است:
"داخل شوید.خستگی را از تن بیرون كنید و ناهار را در كمال آرامش صرف نمایید. زیرا دستگاه تلویزین ما در دست تعمیر است."
8-در كمپ سربازان امریكایی در ویتنام كه قسمتی از مهمات در آنجا نگهداری میشد روی یكی از اتاقها این اخطار به چشم می خورد:
"انبار مهمات.لطفا آهسته در بزنید."
9-یكی از گدایان هند این تابلو را بر سینه خود نصب كرده بود:
"از پذیرفتن سكه های تقلبی معذور هستم!"
10-در یكی از رستوران های قدیمی سوئس این آگهی به چشم می خورد:
"دزدیدن هر گونه كارد و چنگال و نمكدان برای توریست ها آزاد است."
11-در یكی از جاده های جنگلی امریكا كه محل رفت و آمد گوزن ها است این تابلو وجود دارد كه:
"گوزن ها مراقب اتو مبیل ها باشید!"
12-این آگهی در یكی از سوپر ماركت های فرانسه كه این روز ها گرانی در آن كشور كولاك می كند به چشم می خورد:
"اگر می خواهی فردا یك "فرانك"منفعت كنی هر چیزی را امروز بخر:"
شنبه 16/8/1388 - 21:10
ادبی هنری
آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم . از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم.
تقصیر کسی نیست که این گونه غربیم. شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم.
شنبه 16/8/1388 - 21:7
طنز و سرگرمی
آخرین کلمات یک برقکار : خوب حالا روشنش کن...
آخرین کلمات یک انسان عصر حجر: فکر میکنی توی این غار چیه؟
آخرین کلمات یک بندباز: نمیدونم چرا چشمام سیاهی میره...
آخرین کلمات یک بیمار: مطمئنید که این آمپول بی خطره؟
آخرین کلمات یک پزشک: راستش تشخیص اولیهام صحیح نبود. بیماریتون لاعلاجه...
آخرین کلمات یک پلیس: شیش بار شلیک کرده، دیگه گلوله نداره...
آخرین کلمات یک پیشخدمت رستوران: باب میلتون بود؟
آخرین کلمات یک جلاد: ای بابا، باز تیغهء گیوتین گیر کرد...
آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون: این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست...
آخرین کلمات یک چترباز: پس چترم کو؟
آخرین کلمات یک خبرنگار: بله، سیل داره به طرفمون میاد...
آخرین کلمات یک خلبان: ببینم چرخها باز شدند یا نه؟
آخرین کلمات یک خونآشام: نه بابا خورشید یه ساعت دیگه طلوع میکنه!
آخرین کلمات یک داور فوتبال: نخیر آفساید نبود!
آخرین کلمات یک دربان: مگه از روی نعش من رد بشی...
آخرین کلمات یک دوچرخهسوار: نخیر تقدم با منه!
آخرین کلمات یک دیوانه: من یه پرندهام!
آخرین کلمات یک سرنشین اتوموبیل: برو سمت راست راه بازه...
آخرین کلمات یک شکارچی: مامانت کجاست کوچولو؟.
آخرین کلمات یک غواص: نه این طرفها کوسه وجود نداره...
آخرین کلمات یک فضانورد: برای یک ربع دیگه هوا دارم...
آخرین کلمات یک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببینم...
آخرین کلمات یک قهرمان: کمک نمیخوام، همهاش سه نفرند...
آخرین کلمات یک قهرمان اتوموبیلرانی: مکانیک یادش رفته ترمز ماشین رو درست کنه!
آخرین کلمات یک کارآگاه خصوصی: قضیه روشنه، قاتل شما هستید!
آخرین کلمات یک کامپیوتر: هارددیسک پاک شده است...
آخرین کلمات یک کوهنورد: سر طناب رو محکم بگیری ها...
آخرین کلمات یک گروگان: من که میدونم تو عرضهء شلیک کردن نداری...
آخرین کلمات یک گیتاریست: یه خرده ولوم بده...
آخرین کلمات یک مادر: بالأخره سیدیهات رو مرتب کردم...
آخرین کلمات یک متخصص آزمایشگاه: این آزمایش کاملاً بیخطره...
آخرین کلمات یک متخصص خنثی کردن بمب: این سیم آخری رو که قطع کنم تمومه...
آخرین کلمات یک متخصص کامپیوتر: معلومه که ازش بکآپ گرفتم!
آخرین کلمات یک معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه!
آخرین کلمات یک ملوان: من چه میدونستم که باید شنا بلد باشم؟
آخرین کلمات یک ملوان زیردریایی: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم...
آخرین کلمات یک نارنجکانداز: گفتی تا چند بشمرم؟
شنبه 16/8/1388 - 21:4
اقتصاد
عنوان هایى همچون «بدون دردسر صاحب 000/30 دلار شوید!»، «بازاریابى جهانى با درآمد عالى!»، «آیا به دست آوردن 640/116 دلار تحوّلى در زندگیتان ایجاد نمى كند؟»، «هدیه طلائى» «كارگشا»، «شما هم مى توانید در یك شب 000/000/20 تومان پول حلال به دست آورید!» مخصوصاً هنگامى كه چهره واقعى خود را تحت جملات و نام هاى مقدّسى همچون «طرح ملّى باقیات صالحات»، «هماى رحمت»، «امیدآوران ابتسام»، «طرح پیوند و همكارى»، «شجره انفاق»، «خیراندیشان جوان»، «كارگشاى انصار الموحّدین» و مانند آن پنهان نماید، هر انسانى را وسوسه مى كند.
عدّه اى، كه تعداد آنها كم نیست، در مقابل چنین وسوسه هایى مقاومت نموده، و با تفكّر و اندیشه پیرامون ماهیّت واقعى این نوع مؤسّسات فریبكار، یا با مشورت با كسانى كه پیرامون چنین فعالیّت هاى مرموزى از تجربه وتخصّص كافى برخوردار هستند، یا با مشاهده قربانیان این دام هاى به ظاهر زیبا، اعتنایى به این چراغ سبزها ننموده، و با كنار زدن جملات فریبنده فوق، به ماهیّت واقعى آن پى برده، و خود را آلوده آن نمى كنند. مگر ممكن است فرد با ایمانى بوى تعفّن گناه را استشمام كند، و آلوده آن شود؟
بیش از ده سال قبل، سؤالى از یكى از مسلمانان مقیم اتریش به دست ما رسید كه خواستار حكم شرعى فعالیّت مؤسّسه اى در كشورش بود، كه با عنوان فریبنده «بدون دردسر صاحب 000/30 دلار شوید» فعالیّت مرموزى را در آن كشور آغاز كرده بود. سؤال و جواب مذكور در جلد اوّل استفتائات جدید، صفحه 150 بطور مفصّل آمده است. ما از آن زمان با این نوع فعالیّت هاى فریبنده و ناسالم اقتصادى آشنا شدیم. آشنایى ما با چنین فعالیّت هایى به آن تاریخ باز مى گردد، نه این كه عمر این نوع فعالیّت هاى مرموز اقتصادى به مقدار مذكور باشد; زیرا طبق آنچه در شماره 2723 روزنامه قدس به تاریخ 10/9/79 آمده، در سال 1910 میلادى در مسكو، و در سال 1920 در فرانسه، پدیده هاى مشابهى به نام «بهمن» در روسیه، و «گلوله برفى» در فرانسه مشهور بوده است. روزنامه شرق، مورّخ 31/4/1384، نوع اوّل را مفصّل توضیح داده است.
برخوردهاى قضایى جسته و گریخته اى در برخى از شهرها، با بعضى از شركت هاى داخلى و خارجى صورت گرفت، كه آن هم غالباً علاج واقعه بعد از وقوع، و در پى شكایت مالباختگان فراوان و قربانیان زیاد این شركت ها بود، تا این كه بالاخره مسئولین امر به فكر برخورد قانونى و همه جانبه با این ویروس خطرناك، كه بیشتر شهرها را آلوده كرده بود، افتادند; و مجلس شوراى اسلامى در تاریخ 4/3/1384 یك فوریّت طرح مبارزه با شركت هاى فوق الذكر را تصویب كرد. امیدواریم قانون جامعى براى جلوگیرى از این فعالیّت ناسالم اقتصادى و قمارگونه تصویب شود، هر چند دستگاه هاى قضایى با همین قوانین موجود نیز جلوى بسیارى از آنها را گرفته اند، ولى این مقدار براى ریشه كن كردن این خطر بزرگ كافى به نظر نمى رسد.
گلدکوئیست
داوطلب، كه توسّط یكى از اعضاى شركت معرّفى مى شود، در خرید اقساطى مبلغ 000/550 تومان جهت خرید یك سكّه طلاى كلكسیونى (كه ارزش واقعى آن حدود 000/200 تومان است) به حساب شركت واریز مى كند، سپس به فعالیّت و جذب مشترى مى پردازد. چنانچه موفّق شود یك نفر در بال راست، و یك نفر در بال چپ خود جذب كند، و آن دو نیز به همین ترتیب موفّق به جذب دو نفر دیگر شوند، یعنى مجموعاً شش نفر از طریق او (دو نفر بدون واسطه، و چهار نفر با واسطه) جذب شوند، و هر كدام 000/550 تومان به حساب شركت واریز كنند، شركت 250 دلار (تقریباً معادل 000/225 تومان) به عنوان پورسانت به وى مى دهد. (البتّه در مورد برخى كالاها پورسانت زمانى پرداخت مى شود كه ده نفر مشترى جذب گردد، كه در ازاى جذب هر 10 مشترى 400 دلار پورسانت پرداخت مى شود).
یعنى اگر با فعالیّت داوطلب، 6 نفر جذب، و 000/300/3 تومان به حساب شركت واریز شود، شركت در حدود 000/000/2 تومان سود مى كند. و تنها 101 سود خود را به عنوان پورسانت به متقاضى داده، و 109 آن را به جیب مى زند!
علاوه بر این، چنانچه مشترى ها به صورت متعادل جذب نشوند، یعنى اگر فرضاً در بال چپ پنج مشترى، و در بال راست فقط یك یا دو مشترى جذب شود، هیچ پورسانتى تعلّق نمى گیرد.
اضافه بر این كه پورسانت مذكور كار خارق العاده اى نیست، زیرا اگر آنها از طریق تبلیغات كالاهاى خود را به مردم معرّفى مى كردند، چندین برابر پورسانت هاى اعطایى باید هزینه مى نمودند; بنابراین فعالیّت شركت مذكور و شركت هاى مشابه چیزى جز یك كلاهبردارى آشكار، و قمارى مرموز نیست; چرا كه اموال عدّه زیادى از مردم گرفته مى شود، وتنها حدود 101 آن در بین سرشاخه ها تقسیم، و باقیمانده (109 آن) به شكل ارز توسّط این شركت از كشور خارج مى گردد. آیا مى توان براى این كار جز غارتِ اموال مردم، و چپاول ثروت عمومى كشور، نامى دیگرى انتخاب كرد؟
گلد ماین
براى ورود به این تجارت توسّط یكى از مشتریان شركت معرّفى شده، و مبلغ 60 دلار بابت پیش قسط سكّه مى پردازید. سپس یك نام تجارى به شما مى دهند، و شما به بازاریابى مى پردازید. چنانچه یك نفر در بال راست و یك نفر در بال چپ خود جذب كنید، 4 دلار به شما پاداش مى دهند. و از آن به بعد، به شرط تعادل سه به سه (یعنى در ازاى جذب هر شش مشترى كه مع الواسطه توسّط شما جذب مى شوند) 30 دلار به شما پورسانت داده مى شود. و هرگاه تعادل مشتریان شما به مضربى از 5 برسد 30 دلار به عنوان قسط كالا برداشته مى شود، و این كار ادامه خواهد داشت تا اقساط جنس خریدارى شما مستهلك گردد. در این صورت كالاى شما ارسال، و پس از آن پورسانت ها به صورت كامل به حساب شما واریز مى شود.
یك نكته: در مرحله اوّل اگر شما هشت مشترى جذب كنید 34 دلار به شما پرداخت مى شود، در حالى كه 480 دلار نصیب شركت شده است; یعنى حدود چهارده برابر سود مشترى. تصوّر مى شد كه این شركت، كه از همان ابتدا شروع به پرداخت پورسانت مى كند، از دیگر شركت ها با انصاف تر است، امّا با یك حساب ساده معلوم شد كلاهبردارى آن شدیدتر است!
روش کار
زمان تأسیس : سال 2003 میلادى
محصول شركت : كارت pmt كه حاوى ترجمه X كلمه به 12 زبان دنیاست.
دفتر مركزى : مالزى
شعبه فعّال دیگر : شهر اینترنتى «دبى اینترنت سیتى» واقع در كشور دبى.
محلّ فعالیت : در حال حاضر در كشورهایى همچون مالزى، سنگاپور، اندونزى، چین، امارات متّحده عربى، ایران، ژاپن، تایوان و آمریكا فعالیّت دارد.
تذكّر : در هیچ یك از كشورهاى اروپایى كاربر و مشترى ندارد!
ادّعا مى كند : 1ـ در ایران دفتر نمایندگى دارد.2ـ از سوى دولت اجازه فعالیّت گرفته است.3ـ با برخى از بانك هاى دولتى قرارداد بسته است.4ـ برخى از مسئولین از آنها حمایت كرده اند.5ـ برخلاف دیگر شركت ها شش نوع سود به مشتریان مى دهد!6ـ فعّالان این سیستم زود به سود مى رسند.7ـ محصولات متنوّعى عرضه مى كند.
خداوند متعال در آیه 29 و 30 سوره نساء مى فرماید:
«(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَیْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ إِلاَّ أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرَاض مِّنْكُمْ وَلاَ تَقْتُلُوا أَنفُسَكُمْ إِنَّ اللهَ كَانَ بِكُمْ رَحِیماً * وَمَنْ یَفْعَلْ ذَلِكَ عُدْوَاناً وَظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِیهِ نَاراً وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللهِ یَسِیراً); اى كسانى كه ایمان آورده اید! اموال یكدیگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخورید! مگر این كه تجارتى با رضایت شما انجام گیرد. و خودكشى نكنید! خداوند نسبت به شما مهربان است. و هر كس این عمل را از روى تجاوز و ستم انجام دهد، به زودى او را در آتش وارد خواهیم ساخت; و این كار براى خدا آسان است».
موضوع «اكل مال به باطل، و درآمدهاى نامشروع» و برخورد شدید خداوند با آن، علاوه بر آیه فوق، در آیات 188 سوره بقره، 161 سوره نساء، و 34 سوره توبه نیز آمده است.
بنابراین، اكل مال بالباطل طبق صریح چهار آیه از قرآن مجید حرام، و از گناهان بزرگ است، و انسان را به سوى جهنّم سوق مى دهد. و شك نیست كه درآمد حاصل از عضویّت در شركت هاى مورد بحث، كه مبتنى بر بازاریابى شبكه اى (Network Marketing) مى باشد، مصداق روشن اكل مال به باطل، و در نتیجه حرام است.
«منظور از اكل مال به باطل این است كه انسان بى آن كه فعالیّت مثبتى داشته باشد اموال بادآورده اى را تملّك كند، و در گلدكوئست و مانند آن چنین مطلبى به خوبى دیده مى شود. افرادى كه در شاخه هاى اوّل قرار مى گیرند، بى آن كه كار مهمّى انجام داده باشند، اموال هنگفتى را تصاحب مى كنند، و افرادى كه در شاخه هاى آخر مى باشند، مال باختگان واقعى هستند; درست شبیه به قمار».
یكى از نمایندگان مجلس شوراى اسلامى در تشریح فعالیّت شركت هاى مذكور مى گوید:
«در شركت هایى كه هر عضو باید دو عضو دیگر جذب كند، بر اساس محاسبه انجام شده به 75% این افراد هیچ چیز تعلّق نمى گیرد، و به 15% اعضا معادل نیمى از آنچه هزینه كرده اند تعلّق مى گیرد، و 7% افراد معادل حقّ عضویّت خود را دریافت داشته، و فقط 3% افراد كه در رأس هرم هستند سودسرشارى به دست خواهند آورد».
وى در ادامه گفت : «در شركت هاى هرمى كه هر عضو باید پنج عضو دیگر جذب كند، 96% اعضاى شبكه هیچ درآمدى نخواهند داشت، و 2% افراد نصف آورده خود را مى گیرند، و 1% آنان عین پول، و كمتر از 1% هم كه در رأس هرم هستند سود سرشارى مى برند»(2) و بقیّه این اموال هنگفت به جیب مؤسسات مذكور مى ریزد!
خداوند متعال در آیه شریفه 219 سوره بقره، كه سخن از تحریم شراب و قمار به میان آمده، از قمار به «مَیْسِرْ» تعبیر كرده است. «میسر» از ماده «یُسْرْ» است، و این مادّه هم به معنى سهل و آسان، و هم به معنى قماربازى مى آید. و به نظر مى رسد كه معنى اوّلى همان سهل و آسان باشد، منتهى نظر به این كه شخص قمارباز مى خواهد به آسانى به مال و ثروتى نائل شود، از این رو به قمار میسر گفته مى شود.اگر بخواهیم تعریف جامعى براى قمار ارائه دهیم، باید بگوییم: قمار یعنى قربانى كردن مال و شرف براى به دست آوردن مال دیگران با خدعه و نیرنگ و تزویر، و احیاناً به عنوان تفریح، و نرسیدن به هیچ كدام.آیا هدف شركت هاى مورد بحث جز بدست آوردن اموال مردم با فریب و نیرنگ چیز دیگرى است؟
در آیه شریفه سوم سوره مائده، در مورد حرمت یازده چیز سخن به میان آمده، كه یك مورد آن گوشت هایى است كه در مسابقه بخت آزمایى نصیب برندگان مى شد. توجّه شما عزیزان را به آنچه در تفسیر این قسمت از آیه، در تفسیر نمونه، جلد 4، صفحه 260 آمده جلب مى كنیم:
«نوع دیگرى از حیوانات كه تحریم آن در آیه فوق آمده، حیواناتى است كه به صورت «بخت آزمایى» ذبح و تقسیم مى گردیده، و روش كار به این ترتیب بوده كه مثلا ده نفر با هم شرط بندى مى كردند، و حیوانى را خریدارى و ذبح نموده، سپس ده چوبه تیر كه روى هفت عدد از آنها عنوان «برنده» و سه عدد عنوان «بازنده» ثبت شده بود، در كیسه مخصوصى مى ریختند، و به صورت قرعه كشى آنها را به نام یك یك از آن ده نفر بیرون مى آوردند، هفت چوبه برنده به نام هر كس مى افتاد سهمى از گوشت بر مى داشت، (هر كدام71) و پولى در برابر آن نمى پرداخت، ولى آن سه نفر كه تیرهاى بازنده را دریافت داشته بودند، باید هر كدام 31 قیمت حیوان را بپردازند، بى آن كه سهمى از گوشت داشته باشند، این چوبه هاى تیر را «ازلام» جمع «زلم» (بر وزن قلم) مى نامیدند. اسلام خوردن این گوشت ها را تحریم كرده (و آن را در ردیف خوردن خون و خوك و مردار و مانند آن قرار داد). البتّه نه به خاطر این كه اصل گوشت حرام بوده باشد، بلكه به خاطر این كه جنبه قمار و بخت آزمایى دارد. روشن است كه تحریم قمار و مانند آن اختصاص به گوشت حیوانات ندارد، بلكه در هر چیزى انجام گیرد ممنوع است، و تمام زیان هاى فعالیّت هاى حساب نشده اجتماعى، و برنامه هاى خرافى در آن جمع مى باشد».
آیا آنچه در شركت هاى مورد بحث انجام مى شود تفاوتى با آنچه در بالا آمد دارد؟ نه تنها تفاوت ندارد، بلكه در بخت آزمایى هاى نو و جدید، قبح و زشتى كار بیشتر است. زیرا در مثالى كه در تفسیر آیه شریفه مطرح شد، پول 31 شركت كنندگان نصیب 32 دیگر مى شود، در حالى كه در شركت هاى مورد بحث، پول 109 شركت كنندگان به جیب این مؤسّسات كلاهبردار مى ریزد، و 101 آن نصیب بعضى از شركت كنندگان دیگر مى شود!
در گزارش محرمانه اداره كلّ اطّلاعات یكى از استان ها، كه فعالیّت یكى از شركت هاى مورد بحث در آن استان رواج زیادى گرفته بود، آمده است:
«جوّ ملتهبى در سطح شهر در خصوص این گونه خرید و فروش ها ایجاد شده، و باعث بى انگیزه شدن كارمندان زحمتكش بخش دولتى و خصوصى گردیده است. ضمن این كه ادامه این روند و به دست آوردن پول بدون زحمت (بدون این كه تولید و نفعى براى جامعه ایجاد كند) ضربات مهلكى بر اقتصاد جامعه وارد مى نماید».
جالب این كه مؤسّسات زنجیره اى مورد بحث در كشورهاى خود حقّ فعالیّت ندارند، بدین جهت در سال هاى اخیر حتّى یك مورد سؤال یا نامه یا ایمیلى از كشورهاى اروپایى در مورد این نوع فعالیّت ها دریافت نكرده ایم، در حالى كه هر روز سؤالات گوناگونى در مورد موضوعات مختلف از كشورهاى مذكور به دست ما مى رسد.
كیهان، مورّخ 27/7/83، در این زمینه نوشت: «فعالیّت هاى اقتصادى از این قبیل، كه در دنیا به فعالیّت هاى هرمى و درختى معروف هستند، بیش از یك دهه است كه در قطب هاى اقتصادى دنیا، از قبیل آمریكا، آلمان، انگلستان و فرانسه، به دلیل ضربات جبران ناپذیرى كه بر پیكره اقتصاد كشورها وارد مى آورند، ممنوع اعلام شده است».
باز هم به گزارش محرمانه اداره كلّ اطّلاعات یكى از استان ها توجّه كنید:
«تاكنون بیش از 150 نفر از فعّالین شركت... كه به سرگروهى رسیده اند شناسایى شده، و میزان افراد درگیر در این بازى، و مقدار ارز خروجى از كشور به شرح ذیل مى باشد:
حداقلّ افراد درگیر 163950=150×1093
حداكثر افراد درگیر 492000=150×3280
حداقل ارز خارج شده 800/535/6 دلار=163950×40 دلار
حداكثر ارز خارج شده 000/680/19 دلار=492000×40 دلار
توضیح این كه هر فرد كه به سرگروهى برسد حداقل 1093، و حداكثر 3280 نفر را درگیر این بازى مى كند.
مدیر اداره روابط عمومى بانك مركزى در گفتگوى تلفنى خود با برنامه فقه و زندگى رادیو معارف اعلان كرد كه بر اثر شدّت فعالیّت شركت هاى مرموز اقتصادى مورد بحث در كشور آلبانى، و خروج ارز بصورت گسترده، حكومت آن كشور سقوط كرد!»
بخشى از فعالیّت هاى قوّه قضائیّه و نیروى انتظامى، در مبارزه با شركت هاى مورد بحث به شرح زیر است:
الف) اعلان غیر قانونى بودن فعالیّت آنان از رسانه هاى همگانى. ب) بستن سایت اینترنتى آنان. ج) تشكیل پرونده شكایت مالباختگان. د) هشدار به مردم كه مبادا اسیر دام آنها شوند. هـ) الزام شركت هاى مذكور به جبران خسارت مالباختگان. و) كشف و ضبط مرسوله هاى غیر قانونى آنان. ز) توزیع كالاهاى كشف شده در بین مالباختگان. ح) دستگیرى تعدادى از سر شاخه ها. ط) تعقیب متّهمان خارج از كشور با همكارى پلیس بین الملل (اینترپل). شرح فعالیّت هاى مذكور را در روزنامه «آشتى» مورّخ 17/1/84، و «ابرار» مورّخ 6 و 17/8/83، و 25/9/83 و «اطّلاعات» مورّخ 21/8/83 و 28/2/84، و «ایران» مورّخ 2/7/83 و 3/8/83 و 2 و 29/9/83 و 2/3/84، و «توسعه» مورّخ 10/9/83، و «خراسان» مورّخ 20/10/79، و «جوان» مورّخ 27/4/84، و «جمهورى اسلامى» مورّخ 16 و 26/7/83 و 17/12/83، و «رسالت» مورّخ 10/8/83، و «قدس» مورّخ 19 و 24/10/79 و 25/2/82 و 5/3/84، و «كیهان» مورّخ 2/7/83 و 25/4/83 و 28/7/83، و 5 و 7 و 9 و 16/3/84، و «همشهرى» مورّخ 27/7/83 مطالعه فرمایید.
سوء استفاده ها
«ضرب سكّه اى با تصویر امام خمینى(قدس سره) توسط مؤسّسه و ضرابخانه «بى اچ مایر» در سال گذشته، و قرار گرفتن این سكّه در فهرست كالاهاى گلدكوئست ترفندى براى جذب پتانسیل بالقوّه در ایران است. بازاریاب ها و مبلّغان گلدكوئست، ضرب چنین سكّه اى را دلیلى براى توجیه این طرح در كشورمان اعلام مى كنند. آنها با نشان دادن یك كپى از مجوّز مؤسّسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى، كه براى ضرّابخانه آلمانى صادر شده، مدّعى هستند فعّالیّت گلدكوئست در ایران تأیید شده، و هیچ منع قانونى ندارد.مدیر روابط عمومى دادسراى انقلاب تهران، در مورد شایعه ارائه مجوّز از سوى دفتر حفظ و نشر آثار و ارزش هاى حضرت امام(قدس سره) به شركت گلدكوئست، پیرامون ضرب سكّه امام در برخى محصولات این شركت، گفت:«این مؤسّسه تاكنون هیچ مجوّزى جهت این كار صادر ننموده، و حتّى اعتراض نیز كرده است».
یكى از مخاطبان روزنامه در نامه اى به ما نوشته است:
«در جلسه عضوگیرى گلدكوئست، راهنما (لیدر) با نشان دادن استفتایى از آیة الله العظمى مكارم شیرازى (مدّ ظلّه) مدّعى بود كه ایشان درآمد عاید از گلدكوئست را بدون اشكال دانسته است!(1)
از آن جا كه مهر ایشان را مى شناختم، برگه استفتاء و امضاى ایشان را به دقّت بررسى كردم. در ابتدا همه چیز به نظرم درست آمد، امّا به وسیله دوستى خبردار شدم كه فتواى صریح ایشان قبلا در روزنامه كیهان چاپ شده است.
به همین بهانه به دفتر آن مرجع عالى قدر در قم رفتم، و یك كپى از آن استفتاء را نشان دادم. همان جا دریافتم كه عوامل گلدكوئست براى سوء استفاده از باورهاى مذهبى مردم، به جعل مهر و امضاى این مرجع عالى قدر و بزرگ اقدام كرده اند».
استفتاء های بی ربط
بعضی از شرکتها برای شرعی نشان دادن کار خود این استفتاء را نشان میدهند:
بسمه تعالى
دفتر حضرت آیة الله العظمى مكارم شیرازى (مدّ ظلّه)
با اهداء سلام و احترام
اگر كسى مالى را به كسى ببخشد، به شرط آن كه دریافت كننده بخشش به عوض آن چیزى پرداخت كند، و یا كارى انجام دهد. (لطفاً بفرمایید:)
الف) آیا مى توان نام آن را هبه یا بخشش گذاشت؟
جواب : این كار هبه معوّضه نام دارد
ب) در صورتى كه دریافت كننده بخشش، عوض آن را نپردازد، و به شرط خود عمل ننماید، آیا مال بخشیده شده قابل برگشت به بخشش كننده است؟
جواب : چنانچه موهوب له به شرط عمل نكند، واهب حقّ بازگشت در هبه را دارد.
تفسیر غلط از فتاواى برخى از مراجع تقلید
در یكى از نامه هاى اعتراض آمیز به فتواى تحریم بازاریابى شبكه اى، نویسنده نامه به مسأله 2870 رساله امام خمینى(قدس سره)استدلال كرده بود، تا فعّالیّت هاى مورد بحث را مجاز بشمارد. مسأله مورد اشاره، طبق آنچه ایشان نوشته بود، به شرح زیر است:
«اگر فرضاً یك شركت یا مؤسّسه پیدا شود، و براى اعانت به مؤسّسات خیریّه از قبیل بیمارستان یا مدارس اسلامى بلیط هایى منتشر كند، و مردم براى اعانت این مؤسّسات مبلغى بدهند، و آن شركت از مال خودش یا وجوهى كه از انتشار بلیط به دست مى آید با اجازه تمام پول دهندگان مبلغى به اشخاصى كه قرعه به نام آنها بیرون مى آید بدهد، مانع ندارد».
هنگامى كه به رساله توضیح المسائل معظّم له مراجعه كردم، متوجّه شدم نویسنده نامه آن مقدار از مسأله را كه امكان سوء استفاده از آن بوده نقل كرده، و از ذكر ذیل آن اجتناب ورزیده است. به ذیل مسأله توجّه فرمایید:«لكن این مجرّد فرض است، و بلیط هایى كه اكنون فروخته مى شود، و قرعه كشى هایى كه اكنون عمل مى شود، به این نحو نیست، و پول بلیط و قرعه حرام است».
بنابراین، اوّلا: ذیل مسأله كه نویسنده مذكور نقل نكرده، پاسخ ایشان را مى دهد.
ثانیاً: بر فرض كه ذیل مسأله وجود نداشت، صدر مسأله كه ایشان به آن استناد كرده، با كار آنها هماهنگى ندارد، زیرا اگر مشتریان بدانند پورسانتى نصیب آنها نمى شود، هرگز به دادن پول و شركت در آن كار رضایت نخواهند داد.
نتیجه این كه همان گونه كه امام راحل(قدس سره) در ذیل مسأله مورد بحث فرموده اند: «این مجرّد فرض است» و مصداق خارجى ندارد.
روشن است كه خلاف گویى هاى آنها بسیار فراوان است،ازجمله مى توان به دروغ هاى زیر اشاره كرد:
الف) با مقامات ایران به توافق رسیده ایم! ب) نام شركت گلدكوئست به ثبت رسیده است! ج) بانكداران معروف جهان عضو شركت ما هستند! د) ضرب سكّه ها دستى است! هـ) پلیس بین الملل بر كار ما نظارت دارد! كه تمام اینها كذب و دروغ محض است.
بازاریاب هاى «نت ورك ماركتینگ» مدّعى اند:«این جریان نه تنها موجب خروج ارز نمى شود، بلكه ارز هم وارد كشور مى كند! زیرا هر چند در بدو امر با خرید محصولات این شركت ها ارز از كشور خارج مى گردد، امّا پس از این كه خریدار موفّق به دریافت پورسانت هایش شود، ارز بیشترى نیز وارد كشور خواهد شد!»
جواب : نادرست بودن این ادّعا با یك حساب سرانگشتى مشخّص مى شود. چرا كه پرداخت پورسانت به یك فرد تنها در صورتى امكان پذیر خواهد بود كه تعداد مشخّصى مشترى، و تحت شرایط معیّنى توسّط آن فرد وارد شبكه شده، و از شركت خرید نمایند. به این ترتیب، واضح است كه مبلغ پورسانت، درصد كوچكى از میزان مبلغى است كه توسّط مشتریان جدید به شركت پرداخت مى شود.(8) به عنوان مثال، اگر قیمت هر سكّه 860 دلار باشد، خریدار اوّلیّه و شش نفرى كه توسّط او معرّفى شده اند، 6020 دلار به حساب شركت واریز كرده اند، كه اگر معادل 31 مجموع پول واریز شده، براى آنها سكّه طلا فرستاده شود، 32 دیگر 4014 دلار مى شود، كه در قبال خروج این مقدار ارز، فقط 250 دلار به عنوان پورسانت براى خریدار اوّلیّه فرستاده شده است. و چنانچه پورسانت مذكور را از32 ارز واریز شده كسر كنیم، 3764 دلار بطور خالص ارز خارج شده است.این پیامد منفى بزرگ، با توجّه به اظهارات كارشناسان ، به قدرى واضح و روشن است كه نیازى به توضیح بیشتر نیست
برای کسب اطلاعات بیشتر به کتاب بازاریابی شبکه ای یا کلاهبرداری مرموز نوشته آیت الله مکارم شیرازی مراجعه نمایید.
www.makaremshirazi.com
شنبه 16/8/1388 - 21:0
دانستنی های علمی
مقدمه
خواص رنگ ها بر همگان پوشیده نیست. رنگ ها می توانند از طریق چشم و دیدن تأثیرات شگفت انگیزی بر سلامت انسان بگذارند و حتی بسیاری از بیماری ها به وسیله استفاده درست از رنگ ها می توانند به راحتی و بدون هزینه درمان شوند. (اگر چشم را ببندیم، هیچ رنگی تأثیر ندارد). در این قسمت به بررسی تأثیرات رنگ ها بر سلامت انسان می پردازیم.
رنگ قرمز:
قرمز تسكین دهنده بیماری های پوستی است - متابولیسم بدن را بالا می برد (اشتها را بالا می برد و برای كم اشتهاها خوب است)- گردش خون را سریع می كند - هضم غذا را راحت تر می كند - گرم كننده بدن است ( به علت سریع كردن گردش خون) - احساسات را شدید می كند (افراد عصبی از این رنگ استفاده نكنند) - كشش را زیاد می كند (سرد مزاج ها از این رنگ استفاده كنند) - ایجاد هیجان - نیروبخش
سه شنبه 24/6/1388 - 18:13