• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 2
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 6585روز قبل
شعر و قطعات ادبی
شعری از خسرو گلسرخی یک اگر با یک برابر بود معلم پای تخته داد می زد صورتش از خشم گلگون بود و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان ولی آخر کلاسی ها لواشک بین خود تقسیم می کردند و آن یکی در گوشه ای دیگر جوانان را ورق می زد با خطی خوانا بر روی تخته ای کز ظلمت تاریک غمگین بود تساوی را این چنین نوشت: یک با یک برابر است از میان جمع شاگردان یکی برخاست همیشه یک نفر باید به پا خیزد... به آرامی سخن سر داد: تساوی اشتباهی، فاحش و محض است نگاه بچه ها ناگه به یک سو خیره شد و معلم مات بر جا ماند و او پرسید: آیا باز یک با یک برابر بود سکوت مدهوشی بود و سوالی سخت معلم خشمگین فریاد زد آری برابر بود و او با پوزخندی گفت: اگر یک فرد انسان واحد یک بود آنکه زر و زور به دامن داشت بالا بود و آنکه قلبی پاک و دستی فاقد از زر داشت پایین بود اگر یک فرد انسان واحد یک بود آنکه صورت نقره گون چون قرص مه می داشت بالا بود وان سیه چهره که می نالید پایین بود اگر یک فرد انسان واحد یک بود این تساوی زیر و رو می شد حال می پرسیم یک اگر با یک برابر بود نان و مال مفتخوران از کجا آماده می گردید یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد یک اگر با یک برابر بود پس آنکه پشتش زیر بار فقر خم می شد یا که زیر ضربت شلاق له می شد معلم ناله آسا گفت : بچه ها در دفتر خود بنویسید : که یک با یک برابر نیست
پنج شنبه 13/4/1387 - 7:53
ازدواج و همسرداری
و خداوند زن را نمک زندگی آفرید تا به وسیله آن مرد را از گندیدن نجات دهد
پنج شنبه 13/4/1387 - 6:42
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته