• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 2
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 4762روز قبل
بهداشت روانی

بررسی رابطه شادکامی و تیپ شخصیتی(درون گرایی و برون گرایی) در بین دانشجویان دانشگاه آزاد ارومیه در سال تحصیلی92-91

مهدی محمودی[1]، مرضیه دهقانی[2]، فرزاد رضازاده[3]

چکیده:

در سال‌های اخیر با گسترش روان شناسی مثبت‌نگر، مطالعه شادکامی محور اساسی پژوهش‌های این حیطه بوده است. نظر به اهمیت شایان شادابی در کلیه ابعاد زندگی، تحقیق حاضرباهدف بررسی رابطه بین شادکامی با تیپ شخصیتی دانشجویان دانشگاه آزادارومیه در سال تحصیلی91-92انجام گرفته است. این پژوهش توصیفی وازنوع همبستگی بود. بدین منظور، 368نفراز دانشجویان (198مردو170زن) که در سال تحصیلی 92-91در دانشگاه آزاد ارومیه مشغول به تحصیل بودند، بااستفاده از آزمون شخصیت آیزنک و مقیاس شادکامی آکسفورد(آرگیل و دیگران، 1989) به روش تصادفی طبقه ایی انتخاب و مورد ارزیابی قرار گرفتند. . داده های حاصل با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و آزمون tمستقل تحلیل شدند. یافته ها نشان داد بین شادکامی و تیپ شخصیتی رابطه معناداری وجود دارد.

طبق نتایج بدست آمده ضریب همبستگی پیرسون، بین تیپ شخصیتی دانشجویان دختر و پسر رابطه معناداری وجود دارد(0.132=r، 0.006<p). همچنین بین درون گرایی وشادکامی(0.305-r=، 0.021<p) وبین برونگرایی و شادکامی (0.184-r=، 0.0113<p) رابطه معنا در وجود داشته در نهایت اینکه دانشجویان دختر (78.936t= وشادکام تر از دانشجویان پسر72.65t= هستند.

داینر و همکاران(1996)  نتیجه گرفتند که شخصیت نسبت به نژاد، طبقه اجتماعی، پول، ارتباط اجتماعی، کار، تفریح، مذهب ودیگر متغیر های محیطی اثر تعیین کننده بیشتری بر شادی دارد.

 

مقدمه:

در دهه گذشته در مورد جنبه های مختلف شادکامی پژوهش های زیادی انجام شده است (آرجیل، 1987؛ آیزنک، 1990). شادکامی هدف نهایی و مشترک همه انسانها است(اریکسون، 2003). شادکامی از اجزا شناختی، عاطفی-هیجانی و اجتماعی تشکیل یافته است. (داینروهمکاران، 1997). شادی فرایند پیشرفت مقبول به سمت هدف است وازدیدگاه نظریه پردازان شناختی، شادی چیزی است که فرد در مسیر هدف، تجربه میکند. واترمن دریافت که شادی لذت بخش، ارتباط نیرومندی با حس چالش، تجربه شایستگی، تلاش، تمرکز، حس ابراز وجود وداشتن هدف های مشخص دارد. لازاروس معتقداست که هیجان های مثبتی مثل شادی برای این وجوددارند تا رفتار هدفمند راتسهیل و حفظ کنند (فرانکن، 1384). ادبیات پژوهشی گسترده ای در مورد ارتباط صفات شخصیتی و شادکامی وجود دارد(آرگیل، 2001) . نخستین پژوهش انجام شده در زمینه ویژگی های شخصیتی و شادکامی (کاستا و مک کری، 1980) نشان داد که شادکامی با سطح بالای برون گرایی و سطح پایین روان رنجور خویی مرتبط است. پژوهش در مورد عوامل موثر برشادمانی در دهه 1980 تا آن جا پیش رفت که کاستا و مک کرا مدعی کشف ژن شادی شدند. (آیزنگ، ترجمه فارسی 1375). دوبررسی انجام شده در ایران(گروسی فرشی، مانی و

 

بخشی پور، 1385؛ مرادی، جعفری و عابدی،1384) نیز گویای آن است که شادکامی با برون گرایی ارتباط مثبت و با روان رنجور خویی ارتباط منفی دارد. یکی ازاین متغییرهای بسیار مهم در رابطه با احساس شادکامی، تیپ شخصیتی میباشد که ادبیات ارتباط شادمانی با اجتماعی بودن و برون گرایی ، میگوید که افراد شاد، شخصیت های برونگرایی دارند. برون گراها انسانهایی خون گرم، اجتماعی، معاشرتی ، علاقمند به اشیا جدید پذیرا، فعال، سرزنده و پرانرژی هستند (لوکاس، 2001). بررسی گروسی فرشی و همکاران(1385) درباره ویژگی های شخصیتی افراد شادکام نشان داد، بین روان رنجور خویی، برون گرایی، توافق و وظیفه شناسی با شادکامی همبستگی وجوددارد.  شادکامی با برون گرایی، شرکت در فعالیت اجتماعی و لذت بردن از آن ها ارتباط مثبت دارد. هیل و آرجیل (2001) نیز نشان دادندکه برون گرایی بهترین پیش بین شرکت در فعالیت های سرگرم کننده است که همین امر به شادکامی می انجامد. هم چنین، مک کری و نوریس(1981) نشان دادند که برون گرایی میتواند طی یک دوره 17 ساله شادکامی را پیش بینی کند. بنابراین همه بررسی های انجام شده بر پایه الگوی پنج عاملی شخصیت، نشان میدهند که دو عامل برون گرایی و ثبات هیجانی پیش بینی کننده شادکامی به شما میروند، در حالی که ارتباط توافق، وظیفه شناسی و گشودگی به تجربه با شادکامی نا پایدار است. از سوی دیگر و هماهنگ با باور آرگیل(1987) ممکن است ویژگی های شخصیت به گونه ی متفاوتی با شادکامی ارتباط داشته باشد. بنابراین هدف از پژوهش حاضر ارتباط شادکامی با تیپ شخصیتی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی ارومیه در سال تحصیلی92-91 میباشد.

 

روش پژوهش:

جامعه آماری این  پژوهش، کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی ارومیه می باشند که در سال تحصیلی 91 92 مشغول به تحصیل بوده اند. تعداد 368 نفر از این دانشجویان ( 198 پسر و 170 دختر)  با استفاده از برآورد جدول کرجسی و مورگان ( 1970) به روش تصادفی طبقه ای و براساس جنسیت انتخاب شدند. به این صورت که ابتدا از بین مقاطع تحصیلی موجود، پنج مقطع تحصیلی (کاردانی و کارشناسی ناپیوسته، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا )به طور تصادفی انتخاب شدند. داده های حاصل نیز با استفاده از آمار توصیفی ( میانگین و انحراف معیار) و استنباطی ( ضریب همبستگی پیرسون و آزمون t مستقل) تحلیل و تفسیر شدند.

به منظور گردآوری داده های پژوهشی از دو ابزار استفاده شده است.

1. سیاهه شادکامی آکسفورد (آرگیل و دیگران، 1989) بود. سیاهه شادكامی آكسفورد(آرگیل، مارتین و كراسلند،1989 ): این سیاهه 29 ماده چهارگزینه ای دارد كه گزینه های آن از یك تا چهار نمره گذاری می شوند . جمع نمره های ماده های 29 گانه، نمره كل مقیاس را تشكیل می دهد . نمره كل آزمودنی از صفر تا 87 در نوسان است .( نور 1993 به نقل از رجبی و همكاران ، 1391 ) با بررسی 180 آزمودنی، ضریب آلفای كرونباخ فرم كوتاه سیاهه شادکامی آکسفورد را 84/0 به دست آورید. در بررسی  فرانسیس، رابینز و وایت ( 2003 ) ضریب آلفای كرونباخ 92/0 گزارش شد. فرانسیس، جونز و ویل كاكس ( 2000 ) در یك بررسی بین فرهنگی در كشورهای انگلیس، آمریكا، استرالیا  و كانادا به ترتیب ضرایب آلفای كرونباخ 89/0، 90/0، 89/0 و 89/0 را گزارش كردند. در بررسی علی پور و نوربالا (1378) اعتبار فرم فارسی پرسشنامه شادكامی آكسفورد (OHI) با استفاده از ضریب آلفای كرونباخ 93/0، با روش دو نیمه کردن 58/0 و با روش گاتمن 91/0 بود.

2. آزمون شخصیت آیزنگ بزرگسالان(EPI) : به منظور سنجش درون گرایی و برون گرایی نوروتیک یا با ثباتی، ازاین آزمون استفاده شد. این آزمون از57 گویه تشکیل شده آزمودنی به صورت بلی و خیر پاسخ می دهد، و نمرات براساس رتبه بندی مورد تفسیر قرار می گیرد. 24 سوال به بعد درونگرایی- برون گرایی، 24 سوال به بعد ثبات-بی ثباتی(روان رنجوری) و 9سوال به مقیاس دروغ سنج اختصاص

 

دارد. به طوری که رتبه فرد در ملاک نوروتیک(N) ارز 50 بالاتر باشد فرد بی ثبات تر است و هر چه این رتبه از 50 پایین تر باشد فرد با ثبات تر است و اگر در ملاک برونگرایی-درون گرایی (E) رتبه درصدی فرد از 50بیشتر باشد اوبرونگرا تراست واگر این رتبه از 50 کمتر باشد فرد درونگرااست. براهنی و دیگران(1370) ضرایب پایایی نسبتا بالایی را در این آزمون در مورد عوامل برون گرایی- درون گرایی و نوروتیسم گزارش داده اند. این آزمون به لحاظ استاندار بودن و هنجار یابی در ایران توسط براهنی و دیگران(1370)، از اعتبار بالایی برخوردار است.

یافته ها:

طبق نتایج بدست آمده ضریب همبستگی پیرسون، بین تیپ شخصیتی دانشجویان دختر و پسر رابطه معناداری وجود دارد(0.132=r، 0.006<p). همچنین بین درون گرایی وشادکامی(0.305-r=، 0.021<p) وبین برونگرایی و شادکامی (0.184-r=، 0.0113<p) رابطه معنا در وجود داشته در نهایت اینکه دانشجویان دختر (78.936t= و

شادکام تر از دانشجویان پسر72.65t= هستند.

با توجه آزمون كولموگروف اسمیرنوف  چون سطح معنی داری كلیه متغیرها بالاتر از 0.05 می باشد، پس كلیه توزیع كلیه متغیرها نرمال می باشد. و می توانیم فرضیه ها را تحلیل كنیم.

 

 

 

تعداد

میانگین

میانه

واریانس

انحراف     معیار

تیپ شخصیتی

دختر ان

170

7.97

6

13.588

3.686

پسران

198

6.43

8

10932

3.306

تیپ شخصیتی با شادكامی

درونگرا

45

16.67

16

6.682

2.585

برونگرا

323

6.58

7

7.023

2.650

شادكامی

368

66.11

65

291.719

17.080

شادكامی

دختران

368

62.60

61

273.254

16.530

پسران

368

69.62

70

286.279

16.920

            جدول شماره  1 : نتایج آمار توصیفی برای نوع شخصیت و شادكامی دانشجویان دختر و پسر آن

 

 

جدول شماره 2 : نتایج آزمون همبستگی پیرسون برای نوع  شخصیتی(درون گرایی و برونگرایی) و شادكامی دانشجویان دختر و پسر آن

آزمون همبستگی پیرسون

ضریب همبستگی

سطح معنی داری

تعداد

نوع شخصیتی دانشجویان دختر و پسر

 

0.132

0.006

368

درونگرایی و شادكامی

 

0.305-

0.021

45

برونگرایی و شادكامی

 

0.184-

0.0113

323

شادكامی دختران و پسران

 

0.130

0.028

368

 

سطح معنی داری آزمون فوق كمتر از 0.05 می باشد پس بین فرضیه های فوق رابطه معنی داری وجود دارد.

بر اساس نتایج مندرج در جدول شماره 2:

بین تیپ شخصیتی دانشجویان دختر و پسر رابطه معناداری وجود دارد.

بین تیپ شخصیتی درونگرایی و برونگرایی و شادكامی رابطه معنادار وجود دارد.

بین شادكامی دانشجویان دختر و پسر رابطه معناداری وجود دارد.

 

جدول شماره 3 : نتایج آزمون t برای نوع شخصیت و شادكامی دانشجویان دختر و پسر آن

 

مقدار t

درجه آزادی

سطح معنی داری ((sig

فرضیه اول

5.623

367

0.00

فرضیه دوم و  سوم

شادكامی - درونگرا

16.117

44

0.00

شادكامی -برونگرا

91.352

691

0.00

فرضیه چهارم

پسران

72.65

169

0.00

دختران

78.936

198

0.00

بر اساس نتایج مندرج در جدول شماره 2:

بین تیپ شخصیتی دانشجویان دختر و پسر تفاوت معناداری وجود  دارد.

بین نوع شخصیت (درونگرایی و برونگرایی)  و شادكامی رابطه معناداری وجود دارد.

افراد برونگرا  شادكامترند.

چون مقدار 0.00 سطح معنی داری (sig) برای آماره t  كمتر از 0.05 می باشد، پس ضرایب قابل قبول بوده، و چون مقدار آمارهt  درونگرایی  16.117كمتراز مقدار آماره t برونگرایی91.352می باشد پس طبق نتایج آزمون فرضیه ها افراد دارای تیپ برونگرایان  شادكامترند

دختران از پسران شادکام ترند.

طبق فرضیه فوق ، چون مقدار 0.030 سطح معنی داری (sig) برای آماره t  كمتر از 0.05 می باشد، پس ضرایب قابل قبول بوده،و چون مقدار آماره t دختران 78.936 بیشتر از مقدار آماره t  پسران72.65  می باشدپس طبق نتایج آزمون فرضیه دختران از پسران شادكامترند.

نتیجه گیری:

هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی میزان شادکامی با تیپ شخصیتی(درونگرا و برونگرا) وجنسیت بود. در این زمینه یافته های حاصل از اجرای پژوهش حاضر وجود رابطه معناداری بین میزان شادکامی و تیپ شخصیتی برونگرارا نشان میدهد، که وجود این رابطه مشخصا بیشتر در زنان بارز است. بنابراین نتایج حاصل از پژوهش حاضر را می توان اینگونه تجزیه و تحلیل نمود که نوع تیپ شخصیتی، پیش بینی کننده میزان شادکامی در افراد(خصوصا زنان) است. به عبارت دیگر اینکه شادکامی صرف نظر از عامل تیپ شخصیتی و تنها با در نظر گرفتن عامل جنسیت در مردان بیشتر از زنان است در حالیکه شادکامی صرف نظر از عامل جنسیت و تنها با در نظر گرفتن عامال تیپ شخصیتی در برونگرا بیشتر از درونگرااست. توضیح این امر توسط داینر و داینر(1996) اینگونه

 

است که شخصیت نسبت به نژاد، طبقه اجتماعی، پول، ارتباط اجتماعی، کار، تفریح، مذهب و دیگر متغیر های محیطی اثر تعیین کننده بیشتری بر شادی دارد و زنان نسبت به مردان هم عاطفه منفی بیشتری و هم عاطفه مثبنت بیشتری را تجربه میکنند. این یافته ها درست مطابق با پژوهشهایی است که در این زمینه انجام شده است، بطور مثال: تحقیقات داینر و داینر1996؛ لوکاس، 2001؛ لوکاس و همکاران،2000؛ آرگیل و همکاران، 1995؛ لیوبومیرزکی، 2009 هماهنگ میباشد ولی در پژوهش رجبی(1391)  تفاوت معناداری بین دانشجویان دختر و پسر وجود ندارد که مغایر با یافته های پژوهش حاضر می باشد. دریافته دیگر این پژوهش، شادکامی با برون گرایی ارتباط مثبت و با روان رنجوری ارتباط منفی دارد که این یافته مطابق با پژوهش گروسی فرشی، مانی وبخشی پور،1385؛ مرادی، جعفری، عابدی، 1384 میباشد. از سوی دیگرو هماهنگ با باور آرگیل(1987) ممکن است ویژگی های شخصیت به گونه ی متفاوتی با شادکامی و به زیستی ذهنی(سلامت روانی و جسمانی) ارتباط داشته باشد(فارنهام و چنگ، 2000). در نهایت اینکه همانطور که اشاره شد و با توجه به پژوهش های انجام شده مهم ترین عامل موثر بر شادمانی، شخصیت شناخته شده است. از آنجا که شادمانی یک حس درونی با منشا باطنی است که آثار بیرونی نیز به همراه دارد، انرا میتوان قسمتی از فرد یا شخصیت وی در نظر گرفت به عبارت دیگر افراد تا قلبا خود را آماده خوشرفتاری و خوشرویی نکنند، شادمانی در رفتار آنها تجلی نخواهد کرد.

 

منابع:

1.         فرانکن، رابرت، (1384).انگیزش و هیجان. ترجمه شمس اسفندآباد، حسن. محمودی، غلامرضا و امامی پور، سوزان، تهران:انتشارات نی

2.        آیزنگ، مایکل (1375). روانشناس شادی. ترجمه مهرداد فیروز بخت و خشایار بیگی. تهران: انتشارات بدر.

3.        رجبی، محمد؛ صارمی، علی اکبرو بیاضی، محمد حسین. (1391). ارتباط بین الگوهای مقابله دینی با سلامت روانی و شادکامی. روانشناسی تحولی: روانشناسان ایرانی، سال هشتم، شماره 32، ص363-371.

4.        علی پور، او نور بالا، ا.ع. (1378). بررسی مقدماتی پایایی و روایی پرسشنامه شادکامی آکسفورد در دانشجویان دانشگاه های تهران.فصلنامه اندیشه و رفتار، 1و2 (5)، 55-65.

5.        علی پور،احمد؛ نوربالا، احمد علی؛ اژه ای، جواد؛ مطیعیان، حسین. (1379). شادکامی و عملکرد ایمنی بدن. مجله روانشناسی، شماره15، سال چهارم، ص219-229.

6.        گروسی فرشی، میرتقی؛ مانی، آرش؛ بخشی پور، عباس (1385). بررسی ارتباط بین ویژگی های شخصیتی و شادکامی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز، سال اول، شماره1، ص142-158.

7. Argyle, M. (1987). The Psychology of Happiness.  London: Methuen.

8. Argyle, M. (2001). The psychology of happiness (2nd. Ed.). London: Routledge.  

9.Argyle, m., Martin, M., & Crossland, J. (1989).Happiness as function of personality and social encounters. In firgas, J. P. & Innes, J. M. (Eds.), recent advance in social psychology (189-203). Holland: Elseveier science.

 

9.Costa, P. T., McCrae, R (1980). Influence of neuroticism on subjective well-being. Journal of Personality and Social Psychology, 338,668-678.

 

10.Diener, E., & Diener. C. (1996). Most people are happy. Psychological Science, 7, 181-185.

Diener,E.,Suh,E & Oishi,S, (1997).Recent findings on subjective well-being, Journal of clinical psychology, Volum 61, Page 27-56.

 

11. Erikson,K, (2003).Should happiness be our ultimate goal? www. Google Karlerksoneterprises.htm.

 

12.Francis, L. J., Robbins, M., & White, A. (2003). Correlation between religion and happiness: A replication. Psychological repots, 92 (1), 51-52.

13.Lucas, R. E.(2001). Pleasant affect and sociability: Towards a comprehenensive model of extraveteted feelings and bihaviors. Dissertation Abstracts International, 61.

 

14.Myers, D. G. (1992). The pursuit of happiness. New York: Avon Book.



[1] . دانشجوی کارشناسی ارشد رشته برنامه ریزی درسی دانشگاه آزاداسلامی ارومیه    

[2] . استادیار گروه روشها و برنامه های آموزشی و درسی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران

3. دانشجوی کارشناسی ارشد رشته برنامه ریزی درسی دانشگاه آزاداسلامی ارومیه     

يکشنبه 9/4/1392 - 14:36
سلامت و بهداشت جامعه
گرایش به فرهنگ غربی و فساد عوامل متعددی دارد از جمله: 
1- وجود گرایش های نیرومندی همچون غریزه جنسی كه فرد را به سوی محصولات وفرآورده های سکسی غربی می كشاند. فرهنگ غربی با مؤلّفه اباحی گری برای این قشر، جذابیت های زیادی دارد. البته طبع انسان ها به سمت افسار گسیختگی و رفع محدودیت ونبود مانع برای انجام کارهای خوشایند و دلخواه گرایش دارد؛ مگرکسی که از تربیت صحیح دینی برخوردار شود. 

2- استفاده غربی ها از عوامل. ابزارها و سرمایه های عظیم و به کارگیری تکنیک ها و شیوه های فریبنده در سطحی بسیار گسترده. 

3- ناآگاهی بسیاری از جوانان از اهداف و توطئه های دشمنان و نا دانسته پیروی نمودن از آنان. 
4- ضعف بینش صحیح اسلامی در برخی از عناصر نقش آفرین در صحنه تفکر اجتماعی (مانند برخی از دانشگاهیان و اهل فرهنگ...). 

5- به کار نگرفتن درست و کامل اصول و تعالیم اسلام در عرصه فرهنگ و بینش اجتماعی. 

6- عدم آشنایی بسیاری از خانواده ها با اصول تربیت اسلامی. 
7- غرب زدگی: «غرب زدگی» و تقلید كوركورانه از مظاهر تمدّن غرب، سابقه ای طولانی داشته و در میان جوانان كشورهای جهان سوم ـ از جمله كشورهای اسلامی ـ نیز رواج دارد. این پدیده شوم، علل متعددی دارد. نتایج تحقیقاتی كه در این زمینه انجام شده، نشان می دهد كه هر چه احساس بی هویتی اجتماعی جوانان نسبت به نظام اجتماعی و ارزش های حاكم در جامعه بیشتر شود، احساس تعلق هویت اجتماعی آنان نسبت به الگوهای شناختی و ارزشی رفتاری و نمادی حاكم بر گروه های غربی بیشتر می گردد. بر این اساس در ایران نظام اجتماعی، زمینه های لازم برای كسب هویت اجتماعی جوانان را بر اساس ارزش های نظام و انقلاب اسلامی ـ از طریق فرایندهای اصولی و مبنایی جامعه پذیری ـ فراهم نكرده است. از همین رو، گرایش های ارزشی و شناختی رفتاری و نمادی جوانان، متناسب با اهداف نظام و انقلاب اسلامی نیست. از طرف دیگر، الگوها و ارزش های فرهنگ غربی به وفور در دسترس جوانان قرار گرفته و نظام های غربی، به تناسب نیازهای جوانان، برای آنها الگوسازی كرده و نظام اجتماعی خودمان نیز به تبلیغ آنها پرداخته است! این امر باعث شده كه احساس هویت اجتماعی جوانان، متناسب با الگوهای غربی شكل گیرد و ویژگی های شناختی و ارزشی رفتاری و نمادی آنها نیز مبتنی بر همان الگوها جلوه گر شود. 

عوامل غرب زدگی: 
بعضی از عواملی كه زمینه های این روند را فراهم می كنند و به آن شدت می بخشند، عبارت است از: 
1- مظاهر زیبا و دلفریب حیات مادی غرب كه از سویی برآیند رشد تكنولوژی و از دیگر سو، محصول غارت و به كارگیری سرمایه های كشورهای عقب مانده و ضعیف است 
2- عملکرد نادرست برخی از مسلمانان ومدعیان فرهنگ اسلامی. 
3- به فراموشی سپردن منابع و ذخایر غنی و ارزشمند فرهنگی، اخلاقی، علمی و مادی خود. 
4- افتادن در دام هواها و تمایلات نفسانی كه در جهان غرب برآمدنی تر و با فرهنگ آن متناسب تر است. 

مقابله با غرب زدگی: 
در ارزیابی نهایی، حركت های موجود برای مبازره اصولی و ریشه ای با پدیده غرب گرایی كافی نیست، ولی هرگز نباید انتظار داشت كه حتی با كامل ترین برنامه ها بتوان به طور كلی ریشة این گونه گرایش ها را خشكاند؛ زیرا انسان ها بر اساس امیال و خواست های متفاوتی كه دارند و نیز متناسب با محیطی كه در آن رشد كرده اند و اندیشه های گوناگونی كه ذهنشان با آنها خو كرده است، گرایش های متفاوتی دارند. بنابر این، با آنكه تا حدی می توان كارنامه مبارزه با این پدیده را مثبت ارزیابی كرد، پرونده این گونه گرایش ها همواره باز است و حركت های موجود، یا هر حركت دیگری، می تواند آن را محدود سازد و بسیاری از جوانان را از خطر سوط در پرتگاه تباهی رب برهاند، اما تا زمانی که غرب باقی است وجاذبه های واقعی وحقیقی اسلام، به صورت مقبول برای جوانان آشکار نشود، نمی توان به طور كلی از خطر انحراف برخی جوانان جلوگیری کرد. از این رو اثبات عملی کارآمدی نظام اسلامی در تمامی زمینه ها و تأمین خواسته های قانونی جوانان می تواند بهترین راه پیشگیری و درمان در مقابل بحران غرب زدگی باشد.
يکشنبه 12/6/1391 - 12:57
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته