بررسی
رابطه شادکامی و تیپ شخصیتی(درون گرایی و برون گرایی) در بین دانشجویان دانشگاه
آزاد ارومیه در سال تحصیلی92-91
مهدی
محمودی،
مرضیه دهقانی،
فرزاد رضازاده
چکیده:
در
سالهای اخیر با گسترش روان شناسی مثبتنگر، مطالعه شادکامی محور اساسی پژوهشهای
این حیطه بوده است. نظر به اهمیت شایان شادابی در کلیه ابعاد زندگی، تحقیق حاضرباهدف
بررسی رابطه بین شادکامی با تیپ شخصیتی دانشجویان دانشگاه آزادارومیه در سال
تحصیلی91-92انجام گرفته است. این پژوهش توصیفی وازنوع همبستگی بود. بدین منظور،
368نفراز دانشجویان (198مردو170زن) که در سال تحصیلی 92-91در دانشگاه آزاد ارومیه مشغول
به تحصیل بودند، بااستفاده از آزمون شخصیت آیزنک و مقیاس شادکامی آکسفورد(آرگیل و
دیگران، 1989) به روش تصادفی طبقه ایی انتخاب و مورد ارزیابی قرار گرفتند. . داده
های حاصل با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و آزمون tمستقل تحلیل شدند. یافته ها نشان داد بین شادکامی و تیپ شخصیتی رابطه
معناداری وجود دارد.
طبق
نتایج بدست آمده ضریب همبستگی پیرسون، بین تیپ شخصیتی دانشجویان دختر و پسر رابطه معناداری
وجود دارد(0.132=r، 0.006<p). همچنین بین درون گرایی وشادکامی(0.305-r=، 0.021<p) وبین
برونگرایی و شادکامی (0.184-r=،
0.0113<p) رابطه معنا در وجود داشته در نهایت اینکه
دانشجویان دختر (78.936t= وشادکام تر از دانشجویان پسر72.65t= هستند.
داینر
و همکاران(1996) نتیجه گرفتند که شخصیت
نسبت به نژاد، طبقه اجتماعی، پول، ارتباط اجتماعی، کار، تفریح، مذهب ودیگر متغیر
های محیطی اثر تعیین کننده بیشتری بر شادی دارد.
مقدمه:
در دهه گذشته در مورد جنبه های مختلف شادکامی پژوهش های
زیادی انجام شده است (آرجیل، 1987؛ آیزنک، 1990). شادکامی هدف نهایی و مشترک همه
انسانها است(اریکسون، 2003). شادکامی از اجزا
شناختی، عاطفی-هیجانی و اجتماعی تشکیل یافته است.
(داینروهمکاران، 1997). شادی فرایند پیشرفت مقبول به سمت هدف است
وازدیدگاه نظریه پردازان شناختی، شادی چیزی است که فرد در
مسیر هدف، تجربه میکند. واترمن دریافت که شادی لذت بخش،
ارتباط نیرومندی با حس چالش، تجربه شایستگی،
تلاش، تمرکز، حس ابراز وجود وداشتن
هدف های مشخص دارد. لازاروس معتقداست که هیجان های مثبتی مثل شادی برای این
وجوددارند تا رفتار هدفمند راتسهیل و حفظ کنند (فرانکن،
1384). ادبیات پژوهشی گسترده ای در مورد ارتباط صفات شخصیتی و شادکامی وجود
دارد(آرگیل، 2001) . نخستین پژوهش انجام شده در زمینه ویژگی های شخصیتی و شادکامی
(کاستا و مک کری، 1980) نشان داد که شادکامی با سطح بالای برون گرایی و سطح پایین
روان رنجور خویی مرتبط است. پژوهش در مورد عوامل موثر برشادمانی در دهه 1980 تا آن
جا پیش رفت که کاستا و مک کرا مدعی کشف ژن شادی شدند. (آیزنگ، ترجمه فارسی 1375).
دوبررسی انجام شده در ایران(گروسی فرشی، مانی و
بخشی پور، 1385؛ مرادی، جعفری و عابدی،1384) نیز گویای آن
است که شادکامی با برون گرایی ارتباط مثبت و با روان رنجور خویی ارتباط منفی دارد.
یکی ازاین متغییرهای بسیار مهم در رابطه با احساس شادکامی، تیپ شخصیتی میباشد که
ادبیات ارتباط شادمانی با اجتماعی بودن و برون گرایی ، میگوید که افراد شاد، شخصیت
های برونگرایی دارند. برون گراها انسانهایی خون گرم، اجتماعی، معاشرتی ، علاقمند
به اشیا جدید پذیرا، فعال، سرزنده و پرانرژی هستند (لوکاس، 2001). بررسی گروسی
فرشی و همکاران(1385) درباره ویژگی های شخصیتی افراد شادکام نشان داد، بین روان
رنجور خویی، برون گرایی، توافق و وظیفه شناسی با شادکامی همبستگی وجوددارد. شادکامی با برون گرایی، شرکت در فعالیت اجتماعی
و لذت بردن از آن ها ارتباط مثبت دارد. هیل و آرجیل (2001) نیز نشان دادندکه برون
گرایی بهترین پیش بین شرکت در فعالیت های سرگرم کننده است که همین امر به شادکامی
می انجامد. هم چنین، مک کری و نوریس(1981) نشان دادند که برون گرایی میتواند طی یک
دوره 17 ساله شادکامی را پیش بینی کند. بنابراین همه بررسی های انجام شده بر پایه
الگوی پنج عاملی شخصیت، نشان میدهند که دو عامل برون گرایی و ثبات هیجانی پیش بینی
کننده شادکامی به شما میروند، در حالی که ارتباط توافق، وظیفه شناسی و گشودگی به
تجربه با شادکامی نا پایدار است. از سوی دیگر و هماهنگ با باور آرگیل(1987) ممکن
است ویژگی های شخصیت به گونه ی متفاوتی با شادکامی ارتباط داشته باشد. بنابراین
هدف از پژوهش حاضر ارتباط شادکامی با تیپ شخصیتی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی
ارومیه در سال تحصیلی92-91 میباشد.
روش
پژوهش:
جامعه آماری این پژوهش،
کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی ارومیه می باشند که در سال تحصیلی 91 – 92 مشغول به تحصیل بوده
اند. تعداد 368 نفر از این دانشجویان ( 198 پسر و 170 دختر) با استفاده از برآورد جدول کرجسی و مورگان ( 1970) به روش تصادفی طبقه ای و
براساس جنسیت انتخاب شدند. به این صورت که ابتدا از بین مقاطع تحصیلی موجود، پنج
مقطع تحصیلی (کاردانی و کارشناسی ناپیوسته، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا )به
طور تصادفی انتخاب شدند. داده های حاصل نیز با استفاده از آمار توصیفی ( میانگین و
انحراف معیار) و استنباطی ( ضریب همبستگی پیرسون و آزمون t مستقل) تحلیل و تفسیر شدند.
به منظور گردآوری داده های پژوهشی از دو ابزار استفاده شده
است.
1. سیاهه شادکامی آکسفورد (آرگیل
و دیگران، 1989) بود. سیاهه شادكامی
آكسفورد(آرگیل، مارتین و كراسلند،1989 ): این سیاهه 29 ماده چهارگزینه ای دارد كه گزینه
های آن از یك تا چهار نمره گذاری می شوند . جمع نمره های ماده های 29 گانه، نمره كل
مقیاس را تشكیل می دهد . نمره كل آزمودنی از صفر تا 87 در نوسان است .( نور 1993 به
نقل از رجبی و همكاران ، 1391 ) با بررسی 180 آزمودنی، ضریب آلفای كرونباخ فرم كوتاه
سیاهه شادکامی آکسفورد را 84/0 به دست
آورید. در بررسی فرانسیس، رابینز و وایت (
2003 ) ضریب آلفای كرونباخ 92/0 گزارش شد. فرانسیس، جونز و ویل كاكس ( 2000 ) در یك
بررسی بین فرهنگی در كشورهای انگلیس، آمریكا، استرالیا و كانادا به ترتیب ضرایب آلفای كرونباخ 89/0،
90/0، 89/0 و 89/0 را گزارش كردند. در بررسی علی پور و نوربالا (1378) اعتبار فرم فارسی
پرسشنامه شادكامی آكسفورد (OHI) با استفاده
از ضریب آلفای كرونباخ 93/0، با روش دو نیمه کردن 58/0 و با روش گاتمن 91/0 بود.
2. آزمون شخصیت آیزنگ بزرگسالان(EPI) : به منظور سنجش درون گرایی و برون گرایی نوروتیک یا با ثباتی، ازاین
آزمون استفاده شد. این آزمون از57 گویه تشکیل شده آزمودنی به صورت بلی و خیر پاسخ می
دهد، و نمرات براساس رتبه بندی مورد تفسیر قرار می گیرد. 24 سوال به بعد درونگرایی-
برون گرایی، 24 سوال به بعد ثبات-بی ثباتی(روان رنجوری) و 9سوال به مقیاس دروغ سنج
اختصاص
دارد. به طوری که رتبه فرد در ملاک نوروتیک(N) ارز 50 بالاتر باشد فرد بی ثبات تر است و هر چه این رتبه از 50 پایین
تر باشد فرد با ثبات تر است و اگر در ملاک برونگرایی-درون گرایی (E) رتبه درصدی فرد از 50بیشتر باشد اوبرونگرا تراست واگر این رتبه از
50 کمتر باشد فرد درونگرااست. براهنی و دیگران(1370) ضرایب پایایی نسبتا بالایی را
در این آزمون در مورد عوامل برون گرایی- درون گرایی و نوروتیسم گزارش داده اند. این
آزمون به لحاظ استاندار بودن و هنجار یابی در ایران توسط براهنی و دیگران(1370)، از
اعتبار بالایی برخوردار است.
یافته ها:
طبق نتایج بدست آمده ضریب همبستگی پیرسون، بین تیپ شخصیتی دانشجویان
دختر و پسر رابطه معناداری وجود دارد(0.132=r، 0.006<p).
همچنین بین درون گرایی وشادکامی(0.305-r=، 0.021<p)
وبین برونگرایی و شادکامی (0.184-r=، 0.0113<p)
رابطه معنا در وجود داشته در نهایت اینکه دانشجویان دختر (78.936t= و
شادکام تر از دانشجویان پسر72.65t= هستند.
با توجه آزمون كولموگروف اسمیرنوف چون سطح معنی داری كلیه متغیرها بالاتر از 0.05
می باشد، پس كلیه توزیع كلیه متغیرها نرمال می باشد. و می توانیم فرضیه ها را تحلیل
كنیم.
| | تعداد | میانگین | میانه | واریانس | انحراف معیار |
| تیپ
شخصیتی | دختر
ان | 170 | 7.97 | 6 | 13.588 | 3.686 |
| پسران | 198 | 6.43 | 8 | 10932 | 3.306 |
| تیپ
شخصیتی با شادكامی | درونگرا | 45 | 16.67 | 16 | 6.682 | 2.585 |
| برونگرا | 323 | 6.58 | 7 | 7.023 | 2.650 |
| شادكامی | 368 | 66.11 | 65 | 291.719 | 17.080 |
| شادكامی | دختران | 368 | 62.60 | 61 | 273.254 | 16.530 |
| پسران | 368 | 69.62 | 70 | 286.279 | 16.920 |
جدول شماره 1 : نتایج آمار توصیفی برای نوع شخصیت و شادكامی
دانشجویان دختر و پسر آن
جدول شماره 2 : نتایج آزمون همبستگی
پیرسون برای
نوع شخصیتی(درون گرایی و برونگرایی) و شادكامی
دانشجویان دختر و پسر آن
| آزمون همبستگی پیرسون | ضریب همبستگی | سطح معنی داری | تعداد |
| نوع شخصیتی دانشجویان دختر و پسر | | 0.132 | 0.006 | 368 |
| درونگرایی و شادكامی | | 0.305- | 0.021 | 45 |
| برونگرایی و شادكامی | | 0.184- | 0.0113 | 323 |
| شادكامی دختران و پسران | | 0.130 | 0.028 | 368 |
سطح معنی داری آزمون فوق كمتر از 0.05 می باشد پس بین فرضیه های فوق رابطه
معنی داری وجود دارد.
بر اساس نتایج مندرج در جدول شماره 2:
بین تیپ شخصیتی دانشجویان دختر و پسر رابطه معناداری وجود دارد.
بین تیپ شخصیتی درونگرایی و برونگرایی و شادكامی رابطه معنادار وجود
دارد.
بین شادكامی دانشجویان دختر و پسر رابطه معناداری وجود دارد.
جدول شماره 3 : نتایج آزمون t برای نوع
شخصیت و شادكامی دانشجویان دختر و پسر آن
| | مقدار t | درجه آزادی | سطح معنی داری ((sig |
| فرضیه اول | 5.623 | 367 | 0.00 |
| فرضیه دوم و سوم | شادكامی - درونگرا | 16.117 | 44 | 0.00 |
| شادكامی -برونگرا | 91.352 | 691 | 0.00 |
| فرضیه چهارم | پسران | 72.65 | 169 | 0.00 |
| دختران | 78.936 | 198 | 0.00 |
بر اساس نتایج مندرج در جدول شماره 2:
بین تیپ شخصیتی دانشجویان دختر و پسر تفاوت
معناداری وجود دارد.
بین نوع شخصیت (درونگرایی و برونگرایی) و شادكامی رابطه معناداری وجود دارد.
افراد برونگرا شادكامترند.
چون مقدار 0.00 سطح معنی داری (sig)
برای آماره t كمتر
از 0.05 می باشد، پس ضرایب قابل قبول بوده، و چون مقدار آمارهt درونگرایی
16.117كمتراز مقدار آماره t برونگرایی91.352می باشد پس طبق
نتایج آزمون فرضیه ها افراد دارای تیپ برونگرایان
شادكامترند
دختران از پسران شادکام ترند.
طبق فرضیه فوق ، چون مقدار 0.030 سطح معنی
داری (sig) برای آماره t كمتر از 0.05 می باشد، پس ضرایب قابل قبول بوده،و
چون مقدار آماره t دختران 78.936 بیشتر از مقدار آماره t پسران72.65
می باشدپس طبق نتایج آزمون فرضیه دختران از پسران شادكامترند.
نتیجه گیری:
هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی میزان شادکامی
با تیپ شخصیتی(درونگرا و برونگرا) وجنسیت بود. در این زمینه یافته های حاصل از
اجرای پژوهش حاضر وجود رابطه معناداری بین میزان شادکامی و تیپ شخصیتی برونگرارا
نشان میدهد، که وجود این رابطه مشخصا بیشتر در زنان بارز است. بنابراین نتایج حاصل
از پژوهش حاضر را می توان اینگونه تجزیه و تحلیل نمود که نوع تیپ شخصیتی، پیش بینی
کننده میزان شادکامی در افراد(خصوصا زنان) است. به عبارت دیگر اینکه شادکامی صرف
نظر از عامل تیپ شخصیتی و تنها با در نظر گرفتن عامل جنسیت در مردان بیشتر از زنان
است در حالیکه شادکامی صرف نظر از عامل جنسیت و تنها با در نظر گرفتن عامال تیپ
شخصیتی در برونگرا بیشتر از درونگرااست. توضیح این امر توسط داینر و داینر(1996)
اینگونه
است که شخصیت نسبت به نژاد، طبقه اجتماعی،
پول، ارتباط اجتماعی، کار، تفریح، مذهب و دیگر متغیر های محیطی اثر تعیین کننده
بیشتری بر شادی دارد و زنان نسبت به مردان هم عاطفه منفی بیشتری و هم عاطفه مثبنت
بیشتری را تجربه میکنند. این یافته ها درست مطابق با پژوهشهایی است که در این
زمینه انجام شده است، بطور مثال: تحقیقات داینر و داینر1996؛ لوکاس، 2001؛ لوکاس و
همکاران،2000؛ آرگیل و همکاران، 1995؛ لیوبومیرزکی، 2009 هماهنگ میباشد ولی در
پژوهش رجبی(1391) تفاوت معناداری بین
دانشجویان دختر و پسر وجود ندارد که مغایر با یافته های پژوهش حاضر می باشد.
دریافته دیگر این پژوهش، شادکامی با برون گرایی ارتباط مثبت و با روان رنجوری
ارتباط منفی دارد که این یافته مطابق با پژوهش گروسی فرشی، مانی وبخشی پور،1385؛
مرادی، جعفری، عابدی، 1384 میباشد. از سوی دیگرو هماهنگ با باور آرگیل(1987) ممکن
است ویژگی های شخصیت به گونه ی متفاوتی با شادکامی و به زیستی ذهنی(سلامت روانی و
جسمانی) ارتباط داشته باشد(فارنهام و چنگ، 2000). در نهایت اینکه همانطور که اشاره
شد و با توجه به پژوهش های انجام شده مهم ترین عامل موثر بر شادمانی، شخصیت شناخته
شده است. از آنجا که شادمانی یک حس درونی با منشا باطنی است که آثار بیرونی نیز به
همراه دارد، انرا میتوان قسمتی از فرد یا شخصیت وی در نظر گرفت به عبارت دیگر
افراد تا قلبا خود را آماده خوشرفتاری و خوشرویی نکنند، شادمانی در رفتار آنها
تجلی نخواهد کرد.
منابع:
1.
فرانکن، رابرت، (1384).انگیزش و هیجان. ترجمه شمس
اسفندآباد، حسن. محمودی، غلامرضا و امامی پور، سوزان، تهران:انتشارات نی
2.
آیزنگ، مایکل (1375). روانشناس شادی. ترجمه مهرداد
فیروز بخت و خشایار بیگی. تهران: انتشارات بدر.
3.
رجبی، محمد؛ صارمی، علی اکبرو بیاضی، محمد حسین.
(1391). ارتباط بین الگوهای مقابله دینی با سلامت روانی و شادکامی. روانشناسی
تحولی: روانشناسان ایرانی، سال هشتم، شماره 32، ص363-371.
4.
علی پور، او نور بالا، ا.ع. (1378). بررسی مقدماتی
پایایی و روایی پرسشنامه شادکامی آکسفورد در دانشجویان دانشگاه های تهران.فصلنامه اندیشه
و رفتار، 1و2 (5)، 55-65.
5.
علی پور،احمد؛ نوربالا، احمد علی؛ اژه ای، جواد؛
مطیعیان، حسین. (1379). شادکامی و عملکرد ایمنی بدن. مجله روانشناسی، شماره15، سال
چهارم، ص219-229.
6.
گروسی فرشی، میرتقی؛ مانی، آرش؛ بخشی پور، عباس
(1385). بررسی ارتباط بین ویژگی های شخصیتی و شادکامی در بین دانشجویان دانشگاه
آزاد تبریز، سال اول، شماره1، ص142-158.
7. Argyle, M. (1987).
The Psychology of Happiness. London:
Methuen.
8. Argyle, M. (2001). The
psychology of happiness (2nd. Ed.). London: Routledge.
9.Argyle, m.,
Martin, M., & Crossland, J. (1989).Happiness as function of personality and
social encounters. In firgas, J. P. & Innes, J. M. (Eds.), recent
advance in social psychology (189-203). Holland: Elseveier science.
9.Costa, P. T., McCrae, R (1980). Influence of neuroticism on
subjective well-being. Journal of Personality and Social Psychology, 338,668-678.
10.Diener, E., & Diener. C. (1996). Most people are happy. Psychological
Science, 7, 181-185.
Diener,E.,Suh,E & Oishi,S,
(1997).Recent findings on subjective well-being, Journal of clinical
psychology, Volum 61, Page 27-56.
11. Erikson,K, (2003).Should
happiness be our ultimate goal? www. Google Karlerksoneterprises.htm.
12.Francis, L. J.,
Robbins, M., & White, A. (2003). Correlation between religion and
happiness: A replication. Psychological repots, 92 (1), 51-52.
13.Lucas, R. E.(2001). Pleasant affect and sociability: Towards a
comprehenensive model of extraveteted feelings and bihaviors. Dissertation
Abstracts International, 61.
14.Myers, D. G. (1992). The pursuit of happiness. New York: Avon
Book.