• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 8
تعداد نظرات : 4
زمان آخرین مطلب : 5487روز قبل
داستان و حکایت

داستان پند آميز
پادشاهي كه يك كشور بزرگ را حكومت مي كرد ، باز هم از زندگي خود راضي نبود . اما خود نيز علت را نمي دانست .

روزي پادشاه در كاخ امپراتوري قدم مي زد . هنگامي كه از آشپزخانه عبور مي كرد ، صداي ترانه اي را شنيد . به دنبال صدا ، پادشاه متوجه يك آشپز شد كه روي صورتش برق سعادت و شادي ديده مي شد .

پادشاه بسيار تعجب كرد و از آشپز پرسيد : چرا اينقدر شاد هستي ؟ آشپز جواب داد : قربان ، من فقط يك آشپز هستم . تلاش مي كنم تا همسر و بچه ام را شاد كنم .

ما خانه حصيري تهيه كرده ايم و به اندازه كافي خوراك و پوشاك داريم . بدين سبب من راضي و خوشحال هستم . پس از شنيدن سخن آشپز ، پادشاه با نخست وزير در اين مورد صحبت كرد . نخست وزير به پادشاه گفت : قربان ، اين آشپز هنوز عضو گروه 99 نيست . اگر او به اين گروه نپيوندد ، نشانگر آن است كه مرد خوشبيني است .

پادشاه با تعجب پرسيد : گروه 99 چيست ؟ نخست وزير جواب داد : اگر مي خواهيد بدانيد كه گروه 99 چيست ، بايد چند كار انجام دهيد : يك كيسه با 99 سكه طلا در مقابل در خانه آشپز بگذاريد . به زودي خواهيد فهميد كه گروه 99 چيست .

پادشاه بر اساس حرفهاي نخست وزير فرمان داد يك كيسه با 99 سكه طلا را در مقابل در خانه آشپز قرار دهند .

آشپز پس از انجام كارها به خانه باز گشت و در مقابل در كيسه را ديد . با تعجب كيسه را به اتاق برد و باز كرد . با ديدن سكه هاي طلايي ابتدا متعجب شد و سپس از شادي آشفته و شوريده گشت . آشپز سكه هاي طلايي را روي ميز گذاشت و د آنها را شمرد . 99 سكه ؟ آشپز فكر كرد اشتباهي رخ داده است .

بارها طلاها را شمرد . ولي واقعا 99 سكه بود . او تعجب كرد كه چرا تنها 99 سكه است و 100 سكه نيست . فكر كرد كه يك سكه ديگر كجاست ؟ شروع به جستجوي سكه صدم كرد . اتاق ها و حتي حياط را زير و رو كرد . اما خسته و كوفته و نااميد به اين كار خاتمه داد .

آشپز بسيار دل شكسته شد و تصميم گرفت از فردا بسيار تلاش كند تا يك سكه طلايي ديگر بدست آورد و ثروت خود را هر چه زودتر به يكصد سكه طلا برساند .

تا ديروقت كار كرد . به همين دليل صبح روز بعد ديرتر از خواب بيدار شد و از همسر و فرزندش انتقاد كرد كه چرا وي را بيدار نكرده اند . . آشپز ديگر مانند گذشته خوشحال نبود و آواز هم نمي خواند . او فقط تا حد توان كار مي كرد .

پادشاه نمي دانست كه چرا اين كيسه چنين بلايي برسر آشپز آورده است و علت را از نخست وزير پرسيد .

نخست وزير جواب داد : قربان ، حالا اين آشپز رسما به عضويت گروه 99 درامد . اعضاي گروه 99 چنين افرادي هستند : آنان زياد دارند اما راضي نيستند . تا آخرين حد توان كار مي كنند تا بيشتر بدست آورند . آنان مي خواهند هر چه زودتر " يكصد " سكه را از آن خود كنند . اين علت اصلي نگراني ها و آلام آنان مي باشد . آنها به همين دليل شادي و رضايت را از دست مي دهند و البته همين افراد اعضاي گروه 99 ناميده مي شوند .

چهارشنبه 8/4/1390 - 0:33
داستان و حکایت
4نفر بودند. اسمشان:‌همه کس، يک کسي، هرکسي، هيچ کس. کار مهمي در پيش داشتند و همه مطمئن بودند که يک کسي اين کار را به انجام مي رساند. هرکسي مي توانست اين کار را بکند،‌اما هيچ کس اين کار را نکرد. يک کسي
 عصباني شد، چرا که اين کار، کار همه کس بود، اما هيچ کس متوجه نبود که همه کس اين کار را نخواهد کرد. سرانجام داستان اين طوري تمام شد که هرکسي يک کسي را سرزنش کرد که چرا هيچ کس کاري را نکرد که همه کس مي
توانست انجام بدهد
چهارشنبه 8/4/1390 - 0:30
اقتصاد

شرکت افرا نگین اسیا با مسئولیت محدود                            شماره ثبت:184425

مجری طراح و پروژه های الکترونیکی و حفاظتی

  1. دوربینهای مداربسته
  2. ایفون تصویری
  3. برق اضطراری
  4. اعلام حریق و سرقت
  5. در بازکن اتوماتیک                                                                                                          (با ارائه تخفیف و ضمانت و خدمات پس از فروش)
کارشناس فروش دقیانوسی تلفن:09370554932
شنبه 2/11/1389 - 23:29
کامپیوتر و اینترنت

http://mojol.blogfa.com/ دوستان عزیز این وبلاگ من هست خوشحال میشم یک سری بزنید

يکشنبه 26/10/1389 - 10:8
دعا و زیارت

حضرت مهدی(عج) می فرمایند:

 

« من برای مومنی که یادآور مصیبت جدّ شهیدم شود، سپس برای تعجیل فرج من دعا کند دعا می کنم»

 

السلام علیک یا ابا عبدالله 

باور نمی کنید که خداست خونخواه حسین... ؟

"ابن ریاح روایت میکند که مرد نابینایی راکه روز شهادت امام حسین علیه السلام در کربلا حاضر شده بود دیدم ... کسی علت نابینایی اورا سوال کرد .جواب داد :

ماده نفر رفیق بودیم که برای کشتن حسین (ع)به کربلا رفتیم.ولی من شمشیر و تیر و نیزه به کار نبردم .چون حسین (ع)کشته شد به خانه خود بازگشتم و نماز عشا خواندم و به خواب رفتم . در عالم خواب شخصی نزد من آمد و گفت:" رسول خدا (ص) تو را میخواند . برخیز و اجابت کن ."

گفتم : "مرا با رسول خدا چه کار است؟"

آن شخص در عالم خواب گریبان مرا گرفت و کشان کشان نزد رسول خدابرد

دیدم پیغمر اکرم در بیایانی نشسته و آستینهای خود را بالا زده و حربه ای در دست گرفته و فرشته ای برابر او ایستاده و در دست او نیز حربه ای ایست از آتش . نه نفر از دوستان مرا کشت و به هر کدام که ضربه میزد سر تاپای آنها از آتش فرا میگرفت و میسوزانید .

من نزدیک رسول خدا-ص- رفتم و مقابل او زانو برزمین زدم و گفتم :" السلام علیک یا رسول الله " ولی آن حضرت جواب نفرمود و مدت زیادی مکث کرد . پس از آن سر خود را بلند نمود و فرمود:

"ای دشمن خدا !!! هتک حرمت مرا نمودی و عترت مرا کشتی و حق مرا رعایت نکردی....!!!"

گفتم : یا رسول خدا به خدا قسم من در کشتن فرزندانت نه شمشیر زدم و نه نیزه به کار بردم و نه تیری انداختم.

فرمود :" راست گفتی ولی سیاهی لشکرکشندگان حسین علیه السلام را زیاد کردی ...نزدیک من بیا"

من نزدیک آن حضرت رفتم دیدم تشتی پر از خون نزد اوست . به من فرمود "این خون فرزندم حسین است " پس از آن خون به چشم من کشید . چون بیدار شدم تا کنون چیزی را نمی بینم .

( بر گرفته از وبلاگ تشنه لب کربلا)

سه شنبه 4/10/1386 - 19:30
بیماری ها
درسته، واقعیت این است که باید مفهوم ساده ای از ایدز داشته
 باشیم تا بتوانیم انتظار داشته باشیم که کلیت جامعه از خطر ایدز
مصون بمانند . برای مصون ماندن از ایدز باید این سه نکته را بدانیم :

1-     ایدز چیست ؟ نوعی بیماری است که سیستم ایمنی بدن را

تضعیف می کند به عبارت ساده تر ایدز موجب می شود که انسان

 در مقابل بیماری های عفونی مثلا سرماخوردگی ساده هیچ

بازدارنده ای نداشته باشد و غالبا با یک سرماخودگی ساده

 مرگ رخ می دهد .در حقیقت ایدز عاملی برای بی دفاع شدن

بدن می باشد.

2-     راههای پیش گیری از ایدز چیست ؟

برای پیش گیری از ایدز باید بدانیم که از چه راههای ایدز منتقل

می شود ،ویروس ایدز در ایران بیشتر بر اثر استفاده ی چند باره

از سرنگ در بین معتادان تزریقی و رفتارهای پر خطر  ابتلا به

 ایدز رخ می دهد البته راههای بسیار دیگری هم وجود دارد که از

 آن جمله انتقال آلودگی از طریق تیغ آلوده در آرایشگاه ها یا ابزار

آلوده ی دندان پزشکی نیز این ویروس منتقل می شود . اما از راه

 دست دادن، بوسیدن معمولی ، بغل کردن ، استخر شنا، استفاده

از لباس فرد آلوده ایدز منتقل نمی شود . در هر حال باید از تماس با

 افرادی که مبتلا به ایدز هستند و خونریزی و زخمی در بدنشان دارند

 تماس برقرار کرد چرا که احتمالا در بدن فرد سالم هم خراشی باشد

و از طریق خونی آلودگی رخ دهد .رعایت مسائل بهداشتی و اجتناب از

استفاده مشترک از وسایل دیگران و نداشتن رفتارهای پرخطر می توان

 انتظار داشت که ابتلا به ایدز رخ نخواهد داد.

3-     علائم ابتلا به ایدز چیست؟علایم ایدز در عرض 3تا6ماه به صورت یکه

 سرماخوردگی ساده تا شدید بروز می کند و در این موقع اگر به آزمایشگاه

 مراجعه شود اگر واقعا سرماخوردگی نباشد و مربوط به ایدز باشد ایدز

 تشخیص داده می شود ، و پس از این چند ماه فرد 5تا20سال اعلایم

نهایی ایدز را بروز نخواهد داد که این فاصله با وراثت و استفاده از

برخی داروها بیشتر خواهد شد و در نهایت فرد در اثر تضعیف سیستم

 ایمنی بدن با ابتلا به اولین بیماری عفونی خواهد مرد .

4-     درمان ایدز کدامند ؟  متأسّفانه تا کنون هیچ دارو و یا روشی برای

 درمان قطعی ایدز پیدا نشده است ، تنها با استفاده از برخی داروهای

 فوق العاده گران و کمیاب(لااقل در ایران) می توانند مدت بروز اعلایم

 و مرحله آخر ایدز را چند سالی به عقب بیندازند . در هر حال بهترین

 راه درمان مبتلا نشدن و پیشگیری از ایدز است .

سه شنبه 20/9/1386 - 11:33
دعا و زیارت

حج یکی از مهمترین آیین های دینی اسلام است و جزء فروعات دین است. مسلمانان با داشتن شرایطی مکلفند در دهه اول ماه ذی‌الحجه به شهر مکه در عربستان سعودی رفته و مجموعه‌ای از اعمال نیایشی را برجاآورند.

«حج» تقریبا برای تایید و تثبیت عادات قومی عرب مقرر شده است. تمام مناسک حج و عمره، احرام، لثم و لمس حجرالاسود، سعی بین صفا و مروه، وقفه در عرفات و رمی جمره، همگی در دوره جاهلیت متداول بود و تنها بعضی تعدیلات در حج اسلامی نسبت به دوره جاهلیت روی داده است.

اعراب قبل از اسلام هنگام طواف «لبیک یا لات»، «لبیک یا عزی» ئ «لبیک یا منات» می‌گفتند و هر قومی بت خود را می‌خواندو در اسلام، «اللهم» جای بتها را گرفت و آن عبارت بدین شکا تعدیل شد: لبیک اللهم لبیک.

عربها صید را در ماه حج حرام می‌دانستند. پیغمبر حرمت صید را مخصوص ایام حج و هنگام احرام مقرر فرمود. عربها گاهی لخت به طواف کعبه می‌پرداختند. اسلام آن را منع کرد و همان پوشیدن لباس دوخته نشده را مقرر کرد. عرب از خوردن گوشت قربانی اکراه داشت. و پیغمبر آن را مجاز ساخت.

مشهور است که مسلمانان پس از فتح مکه و برانداختن اصنام قریش از سعی بین صفا و مروه اکراه داشتند زیرا قبل از اسلام بر این دو کوه دو بت سنگی قرار داشت که حاجیان و زائران دوره جاهلیت سعی بین صفا و مروه را برای نزدیک شدن به آنها و دست کشیدن و بوسیدن آنها مسب تبرک می‌کردند. ولی پیغمبر نه تنها بین صفا و مروه را مجاز کرد، بلکه در آیه ۱۵۸ سوره بقره،‌آن را از شعائر الله قرار داد.

يکشنبه 18/9/1386 - 13:29
آموزش و تحقيقات
«در آینه که نگاه مى‌کنم نمى‌دانم بخندم یا گریه کنم. انگار یک آدم دیگر شده‌ام. بیشتر دقت مى‌کنم تا خودم را پیدا کنم اما طاقت نمى‌آورم و چشمانم را مى‌بندم. هنوز هم باورم نمى‌شود من همان دخترى بودم که صداى خنده‌ام خانه را پر مى‌کرد، اگر یک روز در خانه نبودم مادرم غصه‌اش مى‌گرفت.»
اما حالا وجود «الناز» براى خانواده شده مصیبت. نه مى‌تواند از خانه بیرون برود و نه اینکه دوست و آشنایى زنگ خانه را براى احوالپرسى‌‌اش مى‌فشارد. «الناز» بعد از ازدواج ناموفق‌اش دچار ناراحتى عصبى و افسردگى شدید شد، دیگر از خنده‌هاى او در خانه خبرى نبود. کم‌کم دیدن در و دیوار خانه برایش خسته‌کننده شد، بعد هم دوستان ناباب و پارتى‌هاى شبانه شدند تنها سرگرمى‌اش.
«یک روز به اتفاق دوستانم به یک پارتى رفتم. دیدم چند نفر مشغول مصرف چیزى هستند که هیچ بویى نداشت، وسوسه شدم و من هم شدم مثل آنها. دچار نوعى خودبزرگ‌بینى شده بودم. احساس مى‌کردم شخصیتم کامل شده و تمام غم و غصه‌ها از یادم رفت. اما تمام اینها فقط براى چند ساعت بود. بعد همه چیز تمام شد ولى فرداى آن روز که همه چیز به حالت عادى برگشت احساس نیاز کردم براى همین به سراغ دوستم رفتم....»
يکشنبه 18/9/1386 - 13:27
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته