• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 18
تعداد نظرات : 34
زمان آخرین مطلب : 5528روز قبل
مهدویت

بسم الله الرحمن الرحیم

قال‌ الله‌ تبارک‌ و تعالی‌: إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمْ اللهُ فِی‌ الدُّنْیَاوَالاْ´خِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَاباً مُهِیناً .احزاب‌ ـ 57

قال‌ رسول‌ الله‌ ( ص): ( فاطمة‌ُ بَضعَةٌ‌ مِنِّی‌ مَن‌ آذاها فَقَد آذاِنی‌ )

آنان که خدا و رسول را به عصیان و مخالفت آزار و اذیت می کنند خدا آنها را در دنیا و آخرت لعن کرده و از رحمت خود دور فرموده و بر آنان عذابی با ذلت و خواری مهیا ساخته است.

حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند : ( فاطمه پاره تن من است هر کس او را آزار دهد مرا آزار داده است.

حضرت زهراازپا فتاده پا و ز کار اوفتاده دست

بازو به ناتوانی من گــریه می‌کند

گل‌های من هنوز شکوفا نگشته‌اند

شبنم به باغبانی من گریـه می‌کند

باران تندتند به پنجره ی اتاقم می خورد ؛ و آسمان هر از گاهی با غرشش احساس وجود می کند و دوباره به دنیا آمدنش را نوید می دهد. ابرها در دور دست متراکم هستند ، دیگر در آسمان گوی زرین و منور را که هر صبحگاه با پرتوهای ملایمش ، مرا از بستر بلند می کند ، نمی بینم . نسیمی که در هوا متراکم شده است بوی بهشتی دارد.

آری بهار با نسیمی از انتظار ، جمعه را تحفه آورده و منتظر ندبه خوانی است اما ...

صورت جمعه را که نظاره می کنم گویی که سرخی آفتاب طلوعش محزون تر از همیشه نوید غمی عظما دارد ، گویی که افلاکیانفلسفه امتحان الهی صورت خود را سرخ کرده اند و مویه کنان هستند که آفتاب روز انتظار چنین سرخی اش کبود رنگ گشته...

آری ندبه های امروزمان پر سوز تر از همیشه و ناله های فراقمان غمبارتر از گذشته هست چرا که ایام عزای محور آفرینش ، دختر رسالت ، همسر ولایت و مادر امامت است ...

آری فاطمیه از راه رسیده است ...

 

در این روزهای پر درد و آه در محضر منتقم صدیقه ی شهیده چنین نجوا میکنیم :

 ای معشوق ما که در عشقبازی ممتازی و در محبت استادی. ای آیینه کمال خلقت و ای زیباترین مصداق حضور خدا، اعجاز کن. ای معروف خدا! از احرام انتظار خارج شو و اعتکاف هجران را بشکن. روزه غربت را افطار کن و نفوس مردگان را زندگی بخش.

دلبرا! چمن چمن نرگسان بر آستانت خیمه زدند و در اشتیاق جمعه موعود گریبان می درند. نسیم نسیم در پی تو می وزند تا یک پیچک موی تو را بنوازند. عندلیب عندلیب نغمه کنان بال می سایند که واژه ای از اشعار تو را بربایند.

یارا! دستانمان را می گشاییم تا به شبنم پیشانی تو وضو سازیم و سر می ساییم بر عبادت تا به غبارش سجده کنیم.

 

 

ای سبزتر از برگ بهشت خوشبوتر از عطر سرشت! رقیبانت را در خاکستر توبه دفن کردیم تا فقط با تو دلدادگی کنیم.

بسیجی

آقای من، عزیز من در انتظار تو ماندن، همه را به تنگ آورده و لحظه دیدارت رؤیایی بزرگ شده است. یارانت به تیغ جاهلیت کافران گرفتار گشته اند و در خموشی غروب دلتنگ و طولانی ات سخت غمینند. هرشب جمعه به همراهت رو به درگاه معبودشان دست به دعا برمی دارند که ای یکتای بی همتا، تو عنایتی بنما و آن دلداده را به دلدار رسان که اگر بر شکستن است سنگ صبور دل نیز شکست.

 

عزیز دل زهرا! باغ آرزوها به ‏شوق بهار روى ‏تو خزان ها را مى‏شمارد و چکامه‏هاى خونین شقایق را مى‏نگارد؛ نرگس ها داغ هجر تو بر سینه دارند؛ و لحظه  لحظه های عمرمان نمی گذرد مگر اینکه سراسر وجودمان پر است از انتقام صورت سیلی خورده و پهلوی شکسته ی ستون خیمه ی علی علیه السلام و به عشق نوای حیدری تو هستیم که آوای ملکوتیت را بشنویم که :

 أنا المنتقم

دل ، بی قرار نیست ادا در می آوریم

چشم انتظارنیست ادا در می آوریم

عمریست درتلاطم دنیا ولذّت است

وقف نگار نیست ادا در می آوریم

مرغی که هر زمان سر یک بام می پرد

دنبال یار نیست ادا در می آوریم

قلبی که دل به صحبت سرما سپرده است

فکر بهار نیست ادا در می آوریم

اصلاً دلی که مست ریا و ربا شود

گوشش به کار نیست ادا در می آوریم

برلب دعای ندبه و دل غرق شهوت است

این انتظار نیست ادا در می آوریم

آقا محبّ واقعی ات در میان ما

یک از هزار نیست ادا در می آوریم

ای امید سبز ما !

هر جمعه به جاده آبی نگاه می کنم و در انتظار قاصدکی می نشینم که قرار است خبر گامهای تو را برای من بیاورد، گامهای استوار و دستهای سبزت را. اگر بیایی، چشمهایم را سنگفرش راهت خواهم کرد. تو می آیی و در هر قدم، شاخه ای از عاطفه خواهی کاشت و قاصدکی را آزاد خواهی کرد. تو می آیی و روی هر درخت پر شکوه لانه ای از امید برای کبوتران غریب خواهی ساخت. صدای تو، بغض فضا را می شکافد. فضای مه آلودی که قلب چکاوکها را از هر شاخه درختش آویزان کرده اند. تو با دستهایت بر قلبهای شقایق ها رنگ سبز امید خواهی زد و با رنگ پر معنای دریا خواهی نوشت:" به نام خدای امیدها"!

تو می آیی در حالی که دستهایت پر از گلهایامام زمان علیه السلام نرگس است. تو دل سرد یکایک ما را با نواهای گرمت آفتابی می کنی و کعبه عشق را در آنها بنا خواهی کرد. دست نوازش بر سر میخک هایی خواهی کشید که باد کمرشان را خم کرده است. تو حتی بر قلب کاکتوسها هم رنگ مهربانی خواهی زد. تو می آیی و با آمدنت خون طراوت و زندگی در رگهای صبح جریان پیدا خواهد کرد...

مولای من ! وقتی بغض ناباور درد در حنجره ام زندانی است ، وقتی واژه ها در پستوی خاطرات گرد گرفته اند ، وقتی زبانم از تکرار کلام عاجز است ، وقتی می توانم با چشمانم سخن بگویم ، به کلام احتیاج نیست. وقتی نگاه من با نگاه تو آشناست ، زبان احتیاج نیست . پس چشمانم را به تو می سپارم تا در وسعت روشن نگاهت ، بغض های سبز درونم را با تو نجوا کنم.

اللهم عجـــــل لولیک الفرج

نویسنده : رشید داودی

التماس دعا

جمعه 23/2/1390 - 6:35
مهدویت

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل فی فرج ولد علی مهدی علیهما السلام

ویژه عید غدیر خم

الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیر المؤمنین علیه السلام

 

غدیر آمد و من خواب دیده‌ام دیشب

کسی سراغ من گوشه گیر می‌آید

کسی به کلبه شاعر، به کلبه درویش

به دیده بوسی عید غدیر می‌آید

شبیه چشمه کسی جاری و تبپنده، کسی

شبیه آینه روشن ضمیر می‌آید

علی (ع) همیشه بزرگ است در تمام فصول

امیر عشق همیشه امیر می‌آید

به سربلندی او هر که معترف نشود

به هر کجا که رود سر به زیر می‌آید

شبیه آیه قرآن نمی‌توان آورد

کجا شبیه به این مرد، گیر می‌آید؟

مگر ندیده‌ای آن اتفاق روشن را؟

به این محله خبرها چه دیر می‌آید!

بیا که منکر مولا اگر چه آزاد است

به عرصه گاه قیامت اسیر می‌آید

بیا که منکر مولا اگر چه پخته، ولی

هنوز از دهنش بوی شیر می‌آید

علی همیشه بزرگ است در تمام فصول

امیر عشق همیشه امیر می‌آید...

شعر به صورت کامل در ادامه مطلب آمده

 

 

شاعر : مرتضی امیری اسفندقه

ذکر همه خاکیان و افلاکیان دراین ثانیه ها و ترنم بی قراری زمان در سالروز بزرگترین عید خدا یعنی غدیر خم ، علی علی علی علی ... است .

کدام علی؟

همو که پیغمبر خاتم در وصفش بهت آورترین الفاظ را بیان می کند همو که قلب قران است و قلبش از قران

علی مع القران و القران مع علی لن یفترقا حتی یردا علی الحوض

این چه معیتی است که این دو با هم دارند؟

برای اینکه دنیا بداند علی کیست و مسلمین بی ولایت علی تهی بودن اعتقادشان را بفهمند همین کافی است که قران چیست و بعد خواهند فهمید که علی کیست...

قرانی که به نص خود تبیانا لکل شیئ هست و علم ماکان و مایکون را در سینه دارد همو ست که قلب علی است و علی قلب اوست که ندا می دهد برای جاودانه ماندن در عالم که:

سلونی قبل أن تفقدونی...

و غدیر را فریاد می کنم که ای جاودانه تاریخ بیاد غفلت زدگان تاریخ بیاورکه :

بخ بخ گویان روز غدیر چه کردند بعد از عروج نبی خاتم وچه ظلمی را بر بشریت تا رو قیامت روا داشتند.....

عید غدیر متن مجریو ما امروز در میان ندبه های دلتنگی مان در روز جمعه ی بعد از غدیر ناله سر می دهیم :

...  فلما انقضت ایامه اقام ولیه على‏بن ابى طالب صلواتک علیهما و آلهما هادیا اذ کان هوالمنذر و لکل قوم هاد فقال و الملاء امامه

من کنت مولاه فعلى مولاه ...

ما امروز نجوایمان با صاحب غدیر ، مهدی موعود است همو که در روز غدیر پیامبر عظیم الشأنمام چنین خواندش:

... مَعاشِرَالنّاسِ، النُّورُ مِنَ‏اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مَسْلوکٌ فِىَّ ثُمَّ فى عَلِىِّ بْنِ أَبى طالِبٍ، ثُمَّ فِى النَّسْلِ مِنْهُ إِلَى الْقائِمِ الْمَهْدِىِّ ، الَّذِی یَأْخُذُ بِحَقِّ اللَّهِ وَ بِکُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنَا ...

دلهایمان به حقیقت تاریخ ایمان دارد که تاج ولایت را اعظم و اشرف موجودات عالم بر سر علی و اولاد علی تا بقیة الله الاعظم که خاتم اولیاء الاهی است، گذاشته و فرموده :

مَعاشِرَالنّاسِ، أَلاوَإِنِّى رَسولٌ وَ عَلِىٌّ الْإِمامُ وَالْوَصِىُّ مِنْ بَعْدى،... أَلا إِنَّ خاتَمَ الْأَئِمَةِ مِنَّا الْقائِمَ الْمَهْدِى

و امروز جا دارد که ما در فراق علی دوران مهدی صاحب زمان مویه کنیم و ناله سر دهیم که عیدمان بی حضور ایشان شاد نیست...

اى همه آروزهایم!

عمرى است که اشک هایم را در کوره حسرت ها انباشته‌ام و انتظار جمعه‌اى را مى‌کشم که جویبار ظهورت از پشت کوه‌هاى غیبت سرازیر شود، تا آن کوزه و آن حسرت ها را به آن دریا بریزم و سبکبار تن خسته‌ام را در زلال آن بشویم.

نام تو حلاوت هر صبح جمعه است و مهتاب انتظار در شبهاى غیبت سوسوزنان چراغ دلهاى ماست.

مولای ما!

حکایت حضور، براى من یادآور صبحى است که از خواب سیاهى برخاستم و بهانه پدر گرفتم. من همیشه سرماى غم را میان گرمى دست هاى پدرم گم مى کردم. کاشکى کلمات من بى صدا بودند; کاشکى نوشتن نمى دانستم و فقط با تو حرف مى زدم;گل نرگس

اى باغ آرزوهاى من!

مرا ببخش که آداب نجوا نمى‌دانم.

مرا ببخش که در پرده خیالم، رشته کلمات، سررشته خود را از کف داده‌اند و نه از این رشته سر مى تابند و نه سررشته را مى‌یابند.

مى‌دانم که تو زبان ندبه را بیشتر از هر زبان دیگرى دوست مى دارى. مى‌دانم که تو جمعه‌ها را خوب مى‌شناسى و هر عصر آدینه خود در گوشه‌اى اشک مى‌ریزى.

اى همه دردهایم!

 از تو درمان نمى خواهم که درد تنها سرمایه من در این آشفته بازار دنیاست.

تنها اجابتى که انتظار آن را مى کشم جماعت ناله‌هاست; تنها آرزویى که منت پذیر آنم، خاموشى هر صدایى جز اذان «یا مهدى» است.

 

 

حضرت مهدی

 

آقا اجازه! این دو سه خط را خودت بخوان!

قبل از هجوم سرزنش و حرف دیگران

من خسته ام از آتش و از خاک، از زمین

از احتمال فاجعه، از آخرالزمان!

آقا اجازه! سنگ شدم، مانده در کویر

باران بیار و باز بباران از آسمان

آقا اجازه!............................

.......................................!

باشد! صبور می شوم اما تو لااقل

 

دستی برای من بده از دورها تکان... 

 

 

 

 

 

جمعه 5/9/1389 - 10:39
دعا و زیارت

بسم الله ارحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه وانصر ...

... و هوَ شهر الذی فرضتَ صیامَهُ علیَّ و هوَ شهرالرمضان الذیِ أنزلتَ فیهِ القرآن

چو خوش است صوت قرآن زِ تو دلربا شنیدن

آقـای خوبـم !

امام زمانچندی است مشغله ام زیاد است و کمتر فرصت قلم زنی در این کلبه ی انتظار " ابر باران " پیدا می کنم؛ اما امروز بالاخره اومدم ؛ حرف برا گفتن زیاد دارد دلنوشته های نانوشتم زیادن اما میگذرم . و فقط و فقط از تو میخانم و می گویم و مویه میکنم :

 

صبحِ بی تو، رنگِ بعد از ظهر یک آدینه دارد

بی تو حتّی مهربانی حالتی از کینه دارد

بی تو می‌گویند: تعطیل است کار عشق‌بازی

عشق امّا کی خبر از شنبه و آدینه دارد؟

یوسف گمگشته عالم !

امام زمانچشم عالمیان در فراقت کور شده ، قلب عالم شکسته ، و گوش عالمیان به دنبال نجوای عاشقانه ایست که در بیست و سوم رمضان مژده و بشارت ظهورتان را بدهد... .

عزیز دل زهرا !

ما بسان برادران یوسفیم که بی شرمانه با شما رفتار کردیم و تو را به قعر چاه غیبت افکندیم ... اما آمده ایم ، آمده ایم تا ما را دریابی!

متاع ناچیز و قلیلمان سری است که از شرمساری به زمین افکنده ایم و چشمانی است که در فراقتان بسان ابر باران در بهاران گریسته است... .

ظهور خورشید عالم تاب، مهدی موعود(علیه السلام)، مقارن با ندای آسمانی جبرئیل امین و در شب جمعه، 23 ماه مبارک رمضان است. بحارالانوار، ج52، ص230. با شنیدن این ندا، همه، سراسیمه از خانه های خود بیرون آیند و به خواب رفتگان بیدار گردند.

امام باقر(علیه السلام) فرموده است:

فریادگری از آسمان به اسم قائم آل محمد(صلی الله علیه و آله) ندایی می دهد که همه کسانی که در مشرق و مغرب عالم هستند می شنوند. هیچ به خواب رفته ای نیست، مگر اینکه بیدار گردد و هیچ ایستاده ای نیست، مگر اینکه بنشیند و هیچ نشسته ای نیست، مگر اینکه از ترس بایستد. خدا رحمت کند کسی که آن ندای آسمانی را پاسخ مثبت دهد. این ندای اول صدای جبرئیل روح الأمین است. حلیةالأبرار، ج5، ص310؛ اختصاص، ص256؛ معجم احادیث الامام المهدی، ج4، ص43

یا بقّیةالله !

خستهایم و افسرده ، نالانیم و پژمرده،

گریه امانمان را بریده است .  غم دوری، دیوانهمان کرده است .

اما نمیدانیم چه شیرینی و حلاوتی در این درد و دوری است که میگوییم:

کجاست آن که از غم هجران تو ناشکیبایی کند .

تا من نیز در بی قراری، یاریش دهم

کجاست آن چشم گریانی که از دوری تو اشک بریزد؟

تا من او را در گریه یاری دهم

امام زمان

مولای من! دیدگانمان از فراق تو بی فروغ گشتهاند .

و میدانیم پیراهن یوسف، یادگار ابراهیم، نزد توست .

و ای کاش نسیمی از کوی تو ،

بوی آن پیراهن را به مشام جان ما برساند .

و ای کاش پیکی، پیراهن ترا به ارمغان بیاورد

تا نور دیدگانمان گردد .

ای کاش پیش از مردن، یک بار ترا به یک نگاه ببینیم .

درازی دوران غیبت، فروغ از چشمانمان برده است 

کی میشود شب و روز ترا ببینیم و چشمانمان به دیدار تو روشن گردد؟

شکست و سرافکندگی، خوار و بی مقدارمان کرده است .

کی میشود ترا ببینیم که پرچم پیروزی را برافراشتهای؟

و ببینیم طعم تلخ شکست و سرافکندگی را به دشمن چشاندهای .

آقای ما ! دعا کن برای ما !

مولای من درآخر این ترانه ی انتظار را ترنم میکنم که :

 

اگـرچــه از غــم دوری شـکسته ام، سردم

و مـثل بــغـض خزان، در درون خود زردم

مــبـاد خــسـتــه بـبـیـنـم نــگـــاه خـوبــت را

مــبـــاد درد تـــو آیــد بــــه روی صد دردم

تــو نـور قـبـلـه پــروانـــه هــای جان سوزی

که من به دور وجودت همیشه می گردم

بخوان که بشکفد احساس این غزل امشب

بـبـیـن! بــــرای گــلــویــت تـــرانــه آوردم

اگرچه غم زده هــستم و می روم از دسـت

نـبـود، گـر غم عشقت بگو، چه می کردم

تـمــام گــریــه مـــن، نــذر ایـنـــکــه بازآیی

وبـشـکـفـد غــزل از قـلــب زار شب گردم

چهارشنبه 3/6/1389 - 3:0
دعا و زیارت

تاریخ تولد: ابوالحسن موسی بن جعفر علیه السلام امام هفتم از ائمه اثنی عشر علیه السلام ونهمین معصوم از چهارده معصوم علیه السلام تولد آن حضرت در ابواء(محلی میان مکه و مدینه) به روز یکشنبه هفتم صفر سال 128 یا 129 ق واقع شد.

نام و القاب شریف امام علیه السلام : نام مبارکش موسی و القاب و کنیه هایش متعدد است؛ مشهورترین لقبش کاظم و صابر و معروف‌ترین کنیه‌اش ابوالحسن است. امام موسی کاظم علیه السلام با خویشتن داری خشم خود را برای رضای خدا، فرو می‏نشاندند، لذا به کاظم (فرو برنده خشم) معروف بودند. آن حضرت به تناسب صفات پسندیده دیگری که داشته‏اند، دارای القابی چون صابر، صالح و امین و باب الحوائج نیز بوده‏اند.

پدر که مهرش را در دل می‏پروراند، او را «موسی» نامید تا با اعجاز «موسوی‏اش» کاخ فرعونیان را ویران سازد و مردمان رنج دیده را به وادی ایمن رساند. او که آستان ولایتش، پناهگاه شیعیان و «باب حوایج» دردمندان بود، با دستان پرکرامتش نهالِ سخاوت می‏کاشت و خشم را اسیر صبر خویش می‏ساخت. «عبد صالحی» که مهر توحید بر پیشانی و تسبیح خدا بر لب داشت. مردمان، صبوری‏اش را می‏ستودند و کاظمش می‏خواندند، ولی فرعونیان صلابتش را دیدند و تاب نیاوردند و در زندان، در محرابِ عبادت مسمومش کردند و جام شهادتش نوشاندند و به وصال معشوقش رساندند.

والدین : پدر بزرگوارش حضرت امام جعفر صادق علیه السلام و مادر گرامی آن حضرت حمیده کنیزی از اهل مغرب یا اندلس (اسپانیا) بوده است و نام پدر حمیده را صاعد مغربی (بربری) گفته اند ..... برادران دیگر امام از این بانو اسحاق و محمد دیباج بوده اند.

حمیده، مادر امام موسی کاظم علیه السلام به گونه‏ای به احکام و مسائل شرعی و دینی آگاه بود که امام صادق علیه السلام  از زنهایی که مسائل شرعی داشتند، می‏خواستند به حمیده مراجعه کنند و پاسخِ سؤالات خود را از آن بزرگوار بپرسند. همچنین امام باقرعلیه السلام در تجلیل از این بانوی مکرم اسلام فرموده است «حمیده، در دنیا پسندیده و در آخرت ستایش شده است.»

از یعقوب سرّاج نقل است: روزی خدمت امام صادق علیه‏السلام رفتم، دیدم بر سر گهواره امام کاظم علیه‏السلام ایستاده است و با او حرف می‏زند. نشستم و منتظر شدم تا آنکه حضرت فراغتی یافت. پس برخاستم و نزدیک آن حضرت شدم. ایشان رو به من کرد و فرمود: «برو نزدیک مولای خود و بر او سلام کن». من نیز نزدیک گهواره رفتم و بر امام کاظم علیه‏السلام سلام کردم. آن حضرت مسیح گونه به زبان فصیح سلام مرا پاسخ داد و آن گاه فرمود: «برو و نام دخترت را که دیروز بر او نهاده‏ای تغییر بده؛ زیرا نام او، اسم دشمنان ماست و خداوند آن را دوست ندارد.» سپس امام صادق علیه‏السلام رو به من کرد و فرمود: «به هر چه مأمور شده‏ای عمل کن، تا هدایت یابی». من به خانه رفتم و نام دخترم را تغییر دادم.

امامت : او که براساس تقدیر الهی قرار بود پس از پدر بزرگوارش امامت امت را به عهده بگیرد، تحت تربیت فوق‌العاده امام صادق مراحل رشد و کمال را پشت سر گذاشت و مرحله نوجوانی و جوانی را طی نمود، به گونه ای که تا آخر عمر، جلال و جمال الهی در صورت و سیرتش مشهود بود.

 

از حوادث مهم دوران جوانی آن امام، مرگ نابهنگام برادر بزرگترش، اسماعیل، بود که از الطاف خفیّه الهیّه محسوب می‌شد و زمینه‌ساز تثبیت امامت وی شد. تلاش امام جعفر صادق علیه السلام نیز در این راستا و به منظور جلوگیری از انحراف جریان امامت بود. هر چند بعدها نیز گروهی پیدا شدند و پس از امام صادق علیه السلام معتقد به امامت اسماعیل گشتند و مرگ او را انکار نمودند.

سرانجام پس از شهادت جانگداز امام صادق، موسی بن جعفر علیه السلام در سن بیست سالگی مسؤولیت بزرگ امامت و هدایت امّت را در یکی از بحرانی‌ترین دوران‌ها به دوش گرفت.

چگونگی به امامت رسیدن آن حضرت: در زمان حیات امام صادق علیه السلام کسانی از اصحاب آن حضرت معتقد بودند پس از ایشان اسماعیل امام خواهد شد. اما اسماعیل در زمان حیات پدر از دنیا رفت ولی کسانی مرگ او را باور نکردند و او را همچنان امام دانستند پس از وفات حضرت صادق علیه السلام عده ای چون از حیات اسماعیل مأیوس شدند پسر او محمد بن اسماعیل را امام دانستند و اسماعیلیه امروز بر این عقیده هستند و پس از او پسر او را امام می دانند و همینطور به ترتیب و به تفضیلی که در کتب اسماعیلیه مذکور است. ـ پس از وفات حضرت صادق علیه السلام بزرگترین فرزند ایشان عبدالله نام داشت که بعضی او را عبدالله افطحمی دانند این عبدالله مقام و منزلت پسران دیگر حضرت صادق علیه السلام را نداشت و به قول شیخ مفید در کتاب ارشاد متهم بود که در اعتقادات با پدرش مخالف است و چون بزرگترین برادرانش از جهت سن و سال بود ادعای امامت کرد و برخی نیز از او پیروی کردند اما چون ضعف دعوی و دانش او را دیدند روی از او برتافتند و فقط عده قلیلی از او پیروی کردند که فطحیه موسوم هستند.

ـ برادر دیگر امام موسی کاظم علیه السلام اسحق که برادر تنی آن حضرت بود به ورع و صلاح و اجتهاد معروف بود اما برادرش موسی کاظم علیه السلام را قبول داشت و حتی از پدرش روایت می کرد که او تصریح بر امامت آن حضرت کرده است.

ـ برادر دیگر آن حضرت به نام محمد بن جعفر مردی سخی و شجاع بود و از زیدیه جارودیه بود و در زمان مامون در خراسان وفات یافت اماجلالت قدر و علو شأن و مکارم اخلاق و دانش وسیع امام موسی کاظم علیه السلام بقدری بارز و روشن بود که اکثریت شیعه پس از وفات امام صادق علیه السلام به امامت او گرویدند و علاوه بر این بسیاری از شیوخ و خواص اصحاب حضرت صادق علیه السلام مانند مفضل ابن عمر جعفی و معاذین کثیر و صغوان جمال و یعقوب سراج نص صریح امامت حضرت امام موسی الکاظم علیه السلام را از امام صادق علیه السلام روایت کردند و بدین ترتیب امامت ایشان در نظر اکثریت شیعه مسجل گردید.

دوران امامت : دوران سی و پنج ساله امامت موسی بن جعفر مصادف بود با اوج قدرت حکومت بنی عباس و هم‌زمان با چهار تن از حاکمان عیّاش و خون‌آشام عباسی به‌نامهای منصور دوانیقی ، مهدی عباسی ، هادی عباسی و هارون الرشید که حضرت نیز به فراخور شرایط زمانیِ حساسِ هر یک، وظیفه سنگین امامت و هدایت امّت را به بهترین شکل ممکن به دوش کشید، و اگر چه با حوادث سهمگین و خونینی همچون واقعه فخ و شهادت مظلومانه گروهی از آل علی علیه السلام روبرو گردید، ولی لحظه‌ای از وظیفه خطیر خود کوتاهی ننمود و تلاش مستمر خویش را عمدتا در محورهای زیر متمرکز ساخت:

اول - تبلیغ دین خداوند و گسترش فرهنگ اسلام، تبیین و تشریح معارف و احکام الهی در قالب احادیث بلند و کوتاه و پاسخ به سوالات شفاهی و کتبی و. . .

دوم- پرورش انسان‌های مستعد و تربیت شاگردان والامقام و شاخص در میدان علم و عمل و حفظ و حراست آنان.

سوم- مبارزه بی‌امان با حاکمان جور و ستم و غاصبان خلافت و شکستن صولت شیطانی آنان در میدان‌های مختلف و تشریح مبانی حق.

چهارم- تربیت یاران مدیر و مدبّر و خودساخته و نفوذ دادن آنان در مراکز حساس حکومتی، تا مرز وزارت و استانداری، به منظور خنثی‌سازی نقشه‌های مخرب و دین‌سوز دشمنان، کمک به مظلومان و محرومان و دفاع از حریم شیعیان .

پنجم- سامان‌دهی شیعیان با شیوه‌های مختلف تربیتی، عملی، مناظره‌های سیاسی و. . .

امام علیه‌السلام در این مسیر، نهایت تلاش خویش را مبذول داشت و در مواقع لازم از اهرم‌های فوق‌العاده‌ای همچون استفاده از معجزه، دعای مستجاب و به‌کارگیری علم امامت امام کاظم علیه السلام بهره برد.

حوزه علمیه امام کاظم علیه‏السلام :پس از شهادت امام صادق علیه‏السلام، امام کاظم علیه‏السلام شاگردان برجسته پدر را به گرد خودجمع کرد و با توجه ویژه به آنها، در حفظ و پاسداری از دانشگاه جعفری تلاش بسیاری کرد و با مناظره‏های خود، همه را تحت تأثیر مقام علمی خود قرار داد.

شاگردان تربیت شده آن حضرت، مانند صفوان، بهلول، یونس بن عبدالرحمان، هشام بن حَکَم، علی بن یقطین و... نیز هر کدام از برجستگان حوزه تشیع به شمار می‏آیند. سید بن طاووس نقل می‏کند: جماعتی از یاران خاص امام کاظم علیه‏السلام از بستگان و شیعیان درمحضر او حاضر شدند و صفحه‏های نازک و لطیفی از آبنوس و قلم به همراه خود داشتند. هنگامی که امام کاظم علیه‏السلام سخن می‏گفت یا مسئله‏ای را فتوا می‏داد، آنها آنچه را می‏شنیدند می‏نوشتند.

مقام والای شاگردان امام کاظم علیه‏السلام :در مورد بزرگی و مقام والای شاگردان امام کاظم علیه‏السلام، سخنان بسیاری نقل شده است؛ از جمله امام رضا علیه‏السلام در شأن یونس بن عبدالرحمان فرمود: «یونس در زمان خود، مانند سلمان فارسی است در زمان پیامبر». همچنین روزی علی بن یقطین از دور می‏آمد تا به خدمت امام کاظم علیه‏السلام برسد. امام با دیدن او رو به یارانش کرد و فرمود: «هرکس خوشحال می‏شود مردی از اصحاب رسول خدا را ببیند، به علی بن یقطین نظر کند که من شهادت میدهم او از اهل بهشت است».

درایت امام :روش امام آنچنان دقیق و حساس بود که تلاش چشمگیر و جاسوسی‌های مداوم حاکمان عباسی برای به‌دست آوردن سرنخی از اقدامات امام علیه السلام بی‌نتیجه بود، و امام همچنان در همه زمینه‌ها موفق و کارآمد به پیش می‌رفت و در اوج اقتدار معنوی و اجتماعی قرار داشت، به گونه‌ای که نگاه کل جهان اسلام متوجّه ایشان بود.

سرانجام هارون الرشید برای دستگیری امام شخصاً به صحنه آمد و طی صحنه‌سازی در کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله به جوسازی علیه امام پرداخت و او را در یک جلالت ظاهری ولی در پرده‌ای از ابهام با تشکیل دو کاروان مختلف از مدینه تبعید کرد و بارها به زندان انداخت. هارون چندین بار به ترور حضرت اقدام نمود و در بعضی موارد شخصاً وارد شد که هر بار ناموفّق بود.

ترور شخصیت امام : از این رو هارون در یک حرکت جدید، اقدام به ترور شخصیت امام کرد که آن هم ناکام ‌ماند و وی از صحنه‌سازی و اقرار و اعتراف‌گیری هم طرفی نیست. رفتار حضرت در زندان در زمینه‌های مختلف عبادی، تربیتی، ارتباط با دیگران، و تأثیرگذاری بر دوست و دشمن و . . . چنان عمیق و موثر بود که هارون نهایتاً دستور داد سندی بن شاهک ، امام علیه السلام را در جمعه هفتم صفر یا بیست و پنجم رجب سال 183 هجری قمری در پنجاه و پنج سالگی با خرمای زهرآلوده به شهادت برساند.

چگونگی زندان نمودن امام و شهادت ایشان : درباره حبس امام موسی علیه السلام  به دست هارون الرشید شیخ مفید در ارشاد روایت می کند که علت گرفتاری و زندانی شدن امام، یحیی بن خالد بن بر مک بوده است زیرا هارون فرزند خود امین را به یکی از مقربان خود به امام جعفربن محمد ابن اشعث که مدتی هم والی خراسان بوده است سپرده بود و یحیی بن خالد بیم آن را داشت که اگر خلافت به امین برسد جعفربن محمد را همه کاره دستگاه خلافت سازد و یحیی و بر مکیان از مقام خود بیفتند. جعفر بن محمد بن اشعث شیعه بود و قایل به امامت موسی علیه السلام و یحیی این معنی را به هارون اعلام می داشت. سرانجام یحیی پسر برادر امام را به نام علی بن اسماعیل بن جعفر از مدینه خواست تا به وسیله او از امام و جعفر نزد هارون بدگویی کند. گویند امام هنگام حرکت علی بن اسماعیل از مدینه او را احضار کرد و از او خواست که از این سفر منصرف شود. و اگر ناچار می خواهد برود از او سعایت نکند. علی قبول نکرد و نزد یحیی رفت و بوسیله او پیش هارون بار یافت و گفت از شرق و غرب ممالک اسلامی مال به او می دهند تا آنجا که ملکی را توانست به هزار دینار بخرد. هارون در آن سال به حج رفت و در مدینه امام و جمعی از اشراف به استقبال او رفتند. اما هارون در قبر حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم گفت یا رسول الله از تو پوزش می خواهم که می خواهم موسی بن جعفر را به زندان افکنم زیرا او می خواهد امت ترا برهم زند و خونشان بریزد. آنگاه دستور داد تا امام را از مسجد بیرون بردند و او را پوشیده به بصره  نزدوالی آن عیسی بن جعفربن منصور بردند.

 عیسی پس از مدتی نامه ای به هارون نوشت وگفت که موسی بن جعفر در زندان جز عبادت ونماز کاری ندارد یا کسی بفرست که او را تحویل بگیرد یا من او را آزاد خواهم کرد. هارون امام را به بغداد آورد و به فضل بن ربیع سپرد و پس از مدتی از او خواست که امام را آزاری برساند اما فضل نپذیرفت و هارون او را به فضل بن یحیی بن خالد برمکی سپرد. چون امام در خانه فضل نیز به نماز و روزه و قرائت قرآن اشتغال داشت فضل بر او تنگ نگرفت و هارون از شنیدن این خبر در خشم شد و آخر الامر یحیی امام را  به سندی بن شاهک سپرد و سندی آن حضرت را در زندان مسموم کرد و چون آن حضرت از سم وفات یافت سندی جسد آن حضرت را به فقها و اعیان بغداد نشان داد که ببیند در بدن او اثر زخم یا خفگی نیست. بعد او را در باب التبن در موضعی به نام مقابر قریش دفن کردند.

سعی فراوان دستگاه حکومتی هارون برای مخفی نگه‌داشتن شهادت امام علیه السلام و تلاش گسترده آنان برای عادی جلوه‌دادن مرگ حضرت، نشانه‌ی پایگاه رفیع اجتماعی امام و وحشت عباسیان از اوست.

پیکر مطهرش پس از تحمّل سال‌ها زندان به‌طور معجزه‌آسایی توسط فرزندش علی بن موسی الرضا علیه االسلام غسل داده شد و در مقابر قریش در مدینه السلام ـ در حاشیه بغداد ـ مدفون گردید. مزار شریفش مورد توجه عموم قرار گرفت و سالها بعد نوه بزرگوارش حضرت امام جواد علیه السلام در کنارش دفن شد و شیعیان دلباخته‌ی آنها شهر کاظمین را در کنار تربت پاکشان تأسیس نمودند.

از امام موسی بن جعفر دریای بیکرانی از معارف اسلام در توحید و نبوت و امامت و معاد، و احکام و آداب تربیتی ـ اخلاقی در قالب هزاران حدیث کوتاه و بلند، و شاگردان عالم عامل، و سیره عملی ارزشمند در میدان‌های مختلف، و نسلی پاک و بابرکت به یادگار مانده است.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

اللهم عجل لولیک الفرج

رشید داودی

پنج شنبه 17/4/1389 - 3:45
دعا و زیارت
بسم الله الرحمن الرحیمالسلام على المعذَّبِ فى قَعرِ السُّجُونامام رضاعلیه السلام: زیارَةُ قَبرِ أبی مِثلُ زِیارَةِ قَبِر الحُسَینِ؛در آن سكوت مه آلود صحرا، آسمان مات و مبهوت ماند تا آن زمان كه پیكر تو - كه مردى از تیره روشنیها بودى - بر سریر تخته پاره‏اى روى دوش چهار غلام زنگى تا اوج فردا مى‏رفت. هفت پشت آسمان لرزید؛ آن هنگام كه روح بلندت از قید و بند زمان مردمان پست دنیازده رهایى مى‏یافت و هق هق گریه عرش شانه‏هاى زمین را تكان داد؛ آن زمان كه با تمام وجودت دست اجابت به آسمان بلند كردى: «خدایا! از قفس تنگ تن رهایم كن». این نگاه ستاره‏هاست كه امشب چون نگاه خسته تو به خواب رفته و شب ناله‏اى غریب در عزایت سر مى‏دهد و باز دوباره چشم مبهوت زمان گل پرپر دیگرى را دید كه در هجوم بادهاى فتنه، در شراره آتش كینه سوخت. آقاى من! اى غربت بى‏نهایت! پژواك صدایت دایره در دایره از فراسوى ازل تا ابد مى‏رود و تا قیامت همه‏جا محشر كبراى تو خواهد بود؛ تو كه یك جهان پنجره از بانگ رسایت بیدار شد.و هم اکنون این ماییم که فراسوی زمان و وسعت آسمان ماتم کده گشته دل هایمان در عزای شما ؛و این ماییم که منتظریم !!!منتظر ندای عالم گیر " أنا المنتقم " و در این راه سخت با نام شما از خدای جلّ و علا مدد می گیریم ، که خود فرموده اید :
طوبی لشیعتنا المتمسكین بحبلنا فی غیبه قائمنا الثابتین علی موالاتنا و البرائه من اعدائنا ، اولئك منا و نحن منهم قد رضو بنا ائمه و رضینا بهم شیعه فطوبی لهم قم طبی لهم ، و هم والله معنا فی درجتنا یوم القیامه . [كشف الغمه ، ج 3 ، ص 444]
 حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمود :   خوشا به حال آن گروه از شیعیان ما كه در زمان ( طولانی شدن ) غیبت قائم ما متمسك می شوند به ریسمان ما و برم والات ( محبت )ما و بیزاری از اعداء ( دشمنان) ما و ثابت قدم و استوار باشند ، آنان از ما هستند و ما از آنها هستیم ، به ولایت و امامت ما بر آنان راضی می باشند و ما از ایشان راضی هستیم كه شیعیان و پیروان ما باشند ، پس خوشا به حال ایشان و خوشا بر این عقیده و مرام به خدا قسم كه ایشان( شیعیان ) در درجه ما ( و در جوار ما ) در روز قیامت قرار دارند .
پنج شنبه 17/4/1389 - 3:41
دعا و زیارت

آنان که کمر همت بر بسته اند که از قعر جان تا اوج جانان سفر کنند، چه راست گفته اند که سالک را در این راه پر فراز و نشیب و سخت کرانه ناپدید، بی گذر از شاهراه ولایت و بی مدد از خضر راه، امید نجاتی نیست.

عارفان بالله و استوانه های اخلاق که در طریق سلوک الی الله از خود رسته و به خالق پیوسته اند؛ این همه را وامدار عنایات و توجهات آن امام یگانه دانسته و می دانند. از این روست که می کوشند تا هماره در مجرای فیض بخشی ولی اعظم خدا قرار گیرند.

 

http://i26.tinypic.com/1ylc8o.gifhttp://i26.tinypic.com/1ylc8o.gifوبلاگ "گل نرگس فدای رنگ و بویت"http://i26.tinypic.com/1ylc8o.gifhttp://i26.tinypic.com/1ylc8o.gif

 

احساس تشنه بودن انسان را پی زلال آب می برد و نتیجه و مقصود یعنی سیراب شدن می رساند

گرچه در این طریق گه گاهی سراب هوش را می فریبد و چشمه ی زلال را اشتباه می گیرد،

اما درد عطش یک راه بیشتر ندارد و آن دوای آب است و اگر انسان عطشان به زلال آب منتهی نشود نتیجه اش رخت بر بستن از دنیاست ... ،

انتظار شبیه انسان تشنه است که اگر منتظِر به زلال امام منتهی شود سیراب شود و الا نتیجه اش مرگ است و این است معنی روایت " مَن ماتَ و لَم یعرَف إمامَ زَمانِهِ کان مِیتةَ الجاهلیة "

مهدی

و چه دردناک است عمری پی اغیار دویدن؟!!!

و چه سخت است با درد عطش و رسیدن به سراب به جای آب؟!!!

و چه قدر سوزناک است گذر ثانیه ثانیه ی عمر بدون رسیدن به زلال و کوثر امام؟!!!

و ... .

دوشنبه 23/9/1388 - 4:18
دعا و زیارت

الهی ! آمدم ردم مکن

 آتشینم کرده ای ، سردم نکن

آی خدای گمشدگان در بیابان زندگی! در پی رسیدن به دلدار منتظرانیم ، به دادمان برس و سیرابمان کن با جرعه ای از کوثر انتظار؛

حسین

در آستانه ی محرم غمبار هستیم و باز شاهد رسیدن فصل عذا و باز هم فریادمان یالثارات الحسین است و منتظر منتقم خون حسینیم،

السلام علیک یا أبا عبـــــد الله

و علی الارواح التی حلت بفنائک

 

 

امروز آخرین جلسه ی درس خارج فخر الفقهاء و المجتهدین العظام استاد اساطین الشیعه حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی دامت ظله العالی قبل از ماه محرم بود که در بیانات الهی شان نکاتی در مورد محرم و تعظیم شعائر حسینی فرمودند که تصمیم گرفتم منور کنم این پست از وبلاگ را به کلام دُر بار ایشان. 

http://i26.tinypic.com/1ylc8o.gifhttp://i26.tinypic.com/1ylc8o.gifوبلاگ "گل نرگس فدای رنگ و بویت"http://i26.tinypic.com/1ylc8o.gifhttp://i26.tinypic.com/1ylc8o.gif

 

آیت‌الله العظمی وحید خراسانی فرمودند : دین، توحید و قرآن فقط به خون سیدالشهدا (ع) زنده است. او پرده از چهره قرآن برداشت و ایمان و دین خدا را او زنده کرد و اگر عاشورایش نبود، آنچه انبیا و مرسلین آوردند، به باد فنا می‌رفت.

آیت‌الله العظمی وحید خراسانی، امروز با توجه به نزدیک شدن ماه محرم در مسجد اعظم قم اظهار داشت: دراین ایام، سه مهم پیش رو داریم: اول، نسبت به خودمان، دوم نسبت به مردم و سوم، نسبت به صاحب این ایام.

وی افزود: هرسه بحثش مفصل است، اما اجمال مطلب این است که فرصتی برای شما پیش آمده و این فرصت برق‌آسا می‌گذرد و حسرت کبرایش برای فرد فرد ما می‌ماند. در حالیکه هریک از شما می‌توانید امر هدایت نفوس را متصدی بشوید.

این مرجع تقلید با بیان اینکه گفتن این کلمه سهل است، اما به کنه مطلب رسیدن در کمال صعوبت است، اضافه کرد: تخصیص آیه نفر، اهمیت نفر را نشان می‌دهد: فلولا نفر. این نفر برای چیست؟ لیتفقهوا فی‌الدین. شرح این آیه در این مجال میسر نیست. متعلّق هیأت، یک ماده است و آن ماده، مضاف است. فهم هریک از این دو بسیار دشوار است. آیت‌الله وحید خراسانی ادامه داد: متعلق، امر تفقه است. خود تفقه یک هیأت دارد و یک ماده. هم هیأت را باید فهمید و هم ماده را.

اما هیأت چیست؟ بین هیئات مختلف، هیأت، هیأت تفعل است. ماده‌ای که تحت این هیأت رفته، فقه است. فقه امر ذات تعلق است. فقه در قرآن فهم است. این فهم متعلَّق به چیست؟ این دین چیست؟

بقیه در ادامه مطلب


همان دینی است که ان الدین عندالله الاسلام. این همان دین است که ابراهیم خلیل با آن عظمت، وقت بنای بیت، آرزویش این بود: «رَبَّنا وَاجْعَلْنا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَکَ.» آن وقت، کار شما تفقه در این دین است.

وی ادامه داد: منتها این کار به این سادگی میسر نمی‌شود. افسوس که عمر گذشت، آن وقتی که توانستیم نفهمیدیم وآن وقت که فهمیدیم نتوانستیم. خوشا به حال آنها که در وقت توانستن بفهمند.

آیت‌الله وحید خراسانی تصریح کرد: اگر این برنامه را از امروز عملی کنید، خودتان انقلاب نفس را درک خواهید کرد. خوب حدیث را بفهمید: «اشراف امتی حمله القرآن و اصحاب اللیل» اولاً امت او چه امتی است؟ «وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ.» این ارزش امت اوست. شهدا بر عموم بشر امت اویند. حال باید دید اشراف این امت کیان‌اند؟ آن هم اشرافی که حضرت خاتم (ص) سکه شرف به سینه آنها نصب کند. «اشراف امتی حملةالقرآن و اصحاب‌اللیل.»

وی ادامه داد: این بیان عصاره می‌شود در دوکلمه؛ شرف آن هم شرفی که اشرف عالم او را شرف بداند در این دو کلمه جمع است. «اشراف امتی حمله القرآن و اصحاب اللیل» از امروز شروع کنید بدون استثنا، هیچ شب و روزی بر شما نگذرد، مگر با این عمل. اما روز، حملةالقران؛ «فاقروا ماتیسر من القرآن.» آن اندازه که میسر است قرآن بخوانید، ولی راه باید طوری رفت که سریع به مقصد رسید. تمام دقائق کمال در روایات متشتت است. باید اینها را جمع کرد. این جا این جمله را فرموده و جای دیگر باز فرموده چطور حامل قرآن شو. قرآن بخوانید، اما آن قرآن را هدیه کنید به صاحب عصر ولی زمان (عج). عمل را از خود منقطع و به او متصل کنید. چه می‌کند این فرموده؟ بحث فنی عظیمی دارد. خود انقطاع عمل از نفس و ربط عمل به مبدأ فیض وجود. حکم اکسیری پیدا می‌کند که فلز را منقلب می‌کند.

این مرجع شیعی اضافه کرد: اما کلمه دوم، به اصحاب اللیل مربوط است. به هر وضعی که هست، آخر شب بیدار شوید و روی این مطالب فکر کنید. بالاترین مقام چه مقامی است؟ مقامی که خدا برای شخص اول عالم معین کرده است. دیگر از نظر عقل و نقل غیر از این غیرمعقول است. چنین مقامی را خدا به همچو کسی وعده داد، اما به یک خصوصیت فرمود: «وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَکَ عَسى‏ أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْمُوداً» از این جا باید فهمید چطور عمر ما گذشت و راه را طی نکردیم. به این شرف نرسیدیم. اشراف امتی حملةالقرآن و اصحاب اللیل.

آیت‌الله وحید خراسانی افزود: اگر این طور شدیم، نفس ما به مبدأ نور وصل می‌شود. از آن جا مدد می‌شود. آن وقت است که بشر خواهد فهمید اثر تربیت این دین چیست؟ این کاری است که باید با خودمان کنیم. اما کاری که با مردم است که این فرصت‌ها از دست نرود، سعی کنید در این دهه که بهار حیات دل‌هاست به هر قیمتی که هست این دو کار را انجام دهید؛ چرا که بالاتر از این دو پیش خدا هیچ عملی نیست: یک گمراه از خدا را به خدا برگردانید. عبد آبق از این مولا را برگردانید به عبودیت او و یک کسی که امام زمانش را گم کرده با ولی عصر (عج) آشنایش کنید.

این مرجع تقلید با بیان اینکه مجالستان را منحصراً در این دو کلمه صرف کنید، گفت: ارزش این دو مقوله به حدی است که نباید وقت را ببازید و از دست بدهید. اول، آن قرآن و شب‌زنده‌داری را عملی کنید. بعد متصدی هدایت مردم شوید. آن وقت، اثرش این است اگر یک گنهکار را از گناه توبه دهید و بیگانه از امام زمان (عج) را با او آشنا کنید. اجرش، ثواب صد سال است که همه روزها را روزه بگیرید و شب‌ها تا به صبح عبادت کنید. «اغتنموا الفرص.» فرصت‌ها را از دست ندهید.

آیت‌الله وحید خراسانی درباره مطلب سوم گفت: باید وظیفه‌مان را نسبت به صاحب این ایام بدانیم و بفهمیم که چه خونی ریخته شده است؟ هیچ دانستیم که چه کسی کشته شد؟ شیخ طوسی، شیخ صدوق و ابن قولویه این روایت را نقل کرده‌اند. مختصری از این روایت بس است. این نص حدیث صحیحی است که مثل شیخ انصاری در موارد احتیاط در نفوس طبق سند این حدیث فتوا می‌دهد. در این حدیث مسأله این است: «اشهد انّ دمک سکن فی‌الخلد» شهادت می‌دهم خون تو در خلد مسکن کرده است. کیست که بفهمد حسین بن علی کیست؟ خلد کجاست؟ در آن ملأ اعلی که مرکز قدیسین عالم است، خون او زینت آن عالم است. کسی که جسمش آنجاست، روحش کجاست؟ کیست که بفهمد چه کسی کشته شد؟ چطور کشته شد؟ برای چه کشته شد؟

وی ادامه داد: ما در آن حد نیستیم که خود او را بشناسیم. باید نگاه کنیم ببینیم آن آخرین مرحله‌ای که شعاع وجود او تابیده به کجا رسیده، بعد کشف کنیم که آن آفتاب چیست وکجاست؟ وقتی شعاعش به زائر قبرش می‌خورد، اثرش معلوم می‌شود. فرمود: پیاده اگر بروی به هر قدمی یک حسنه برایت می‌نویسند و یک سیئه محو می‌کنند. سواره بروی به هرجا که سُم اسبت برسد به هر قدمی یک حسنه ثبت و یک سیئه محو می‌شود. یعنی از آنجا تصفیه‌ات می‌کنند تا لیاقت پیدا کنی. فرمود، وقتی رسیدی به در حرم، خدا تورا از مفلحین قرار می‌دهد. خود من هنوز متحیرم چه خبر است. وقتی رسیدی به در حرمش می‌شوی از مفلحین. یعنی چه از مفلحین؟ به قرآن رجوع کنید و ببینید به فلاح رسیدن چه شرایطی دارد؟ بعد بفهمید این دستگاه چه دستگاهی است.

این مرجع شیعی با اشاره به آیات شریف قرآن گفت: در سوره مومنون می‌خوانیم: «قد افلح المومنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون.» تا برسد به اینجا که «والذین هم عن اللغو معرضون.» وقتی به این جا رسید، می‌شود «المفلحون.» این مقام به قدری عظیم است که «ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین الذین یومنون بالغیب و یقیمون الصلاة و مما رزقناهم ینفقون والذین یومنون بما انزل الیک و ما انزل من قبلک و بالاخرة هم یوقنون اولئک علی هدی من ربهم و اولئک هم المفلحون.»

آیت‌الله وحید خراسانی اضافه کرد: این چه اکسیری است که این طور منقلب می‌کند؟ آهنی را به طلای احمر مبدل می‌کند که در راه قبر او قدم زده است. مهم این است که فرمود وقتی فرغت من مناسکک، وقتی از مناسکت فارغ شدی، آنجا حج بیت است، با این افتراق که آن حج، حج بیت است و اینجا حج خود خداست. حج قصد است و مقصد در آنجا عبارت است از کعبه، اما مقصد در این زیارت، خود خداست، چون به نص صحیح: «من زار الحسین بکربلا کان کمن زارالله فی عرشه.»

پس از حج خدا که فارغ شدی، آنکه محیرالعقول است، این است که فرمود: وقتی فرغت من مناسکک، خدا می‌نویسد تو را از فائزین. دیگر از مقام مفلحین از در قبر او به بالا سر او متقلب می‌شود به فائزین. متن کلام خدا را باید دید تا حدیث را فهمید. «الذین آمنوا و‌هاجروا و جاهدوا فی سبیل‌الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله والئک هم الفائزون.» مقام فائزون این مقام است: «یبشرهم ربهم برحمة منه و رضوان و جنات لهم فیها نعیم مقیم خالدین فیها ابدا ان الله عنده اجر عظیم.»

این مرجع جهان اسلام خاطرنشان کرد: این مرحله که مرحله کمال سعادت بشری است، در گرو بالای قبر سر حسین بن علی (ع) است. کسی که این طور زیارت قبرش او را منقلب می‌کند، آیا روز قیامت وقتی مادرش با آن پهلوی شکسته با آن بازوی ورم کرده، آن پیراهنی که به همچو خونی آغشته بر سر بیندازد، چه خواهد شد و چه خواهد کرد؟ این است که مملکت باید یکپارچه «یا حسین» بشود. باید سراسر این مملکت شیون و صیحه در عزای یک همچو کسی باشد.

عالمی منقلب است و مردم خیال می‌کنند این عزاداری‌ها در حد افراط است. عقل کجا، شعور کجا! هرچه هست، تفریط است. واقعه، واقعه‌ای است که نص صحیح این است: «جمیع‌الخلائق بکت السموات السبع.» هفت آسمان بر او گریه کرد. «بکت‌السموات السبع والارضون السبع و ما فیهن و ما بینهن و ما یری و ما لایری.» مردم باید بیدار شوند. ابن حجر هیثمی کتابی در رد شیعه نوشته و در این کتاب تصریح کرده که تمام رجال عامه ـ آنها که اهل حدیث و نظرند ـ ضبط کردند که وقتی سر او بالای نیزه رفت، در تمام زمین هرجا سنگ از کره برداشتند، خون جوشید. وظیفه مردم در ایام عاشورا چیست؟ ‌ای شیعه علی بن ابی طالب! به این لاطائلات گوش نده. اگر دستتان از دامن او کوتاه شد، خسرالدنیا و الاخره‌اید.

آیت‌الله وحید خراسانی در پایان گفت: این دین، این توحید و این قرآن فقط زنده به خون اوست. اوست که با این قدم و با این عمل، کاری کرد که تا روز قیامت این دین آسیب نبیند. او پرده از چهره قرآن برداشت و ایمان و دین خدا را او زنده کرد. چرا یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر مثل پروانه دور قبرش می‌گردند؛ چون اگر عاشورای او نبود، آنچه انبیا و مرسلین آورده بودند به باد فنا رفته بود.

دوشنبه 23/9/1388 - 4:15
دعا و زیارت

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام بر امام عشق

  

مَنْ لَمْ‏ یُغْفَرْ لَهُ فی شَهْرِ رَمَضانَ لَمْ ‏یُغْفَرْ لَهُ إلی قابِلٍ إلا أنْ ‏یَشْهَدَ عَرَفَةَ

امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: اگر ماه مبارک رمضان بر کسی گذشت و او آمرزیده نشد، تا ماه مبارک آینده به آمرزش او امیدی نیست مگر آنکه عرفه را با شرایط آن ادراک کند کافی، ج4، ص66.

 

عرفاتدسته دسته زائران حضرت معبود بی همتا و رب یکتا از سرزمین معرفت و شناخت "عرفات" ره به سوی مشعر درک و شعور آمدند .

کوله بارشان پر بود از عطر حضور و چهرهاشان پر از التماس از ذات اقدس بی نیاز، وقتی خوب به چشم هاشان خیره می شوی نگاه شان را غرق در نیاز و متورم از ناله های درخواست می بینی

 

 

آنها را می بینی در حالی که در غروب دلگیر صحرای عرفات ندای " ماذا وَجَدَ مَن فَقَدَک و مَاالّذِی فَقَدَ مَن وَجَدَک " را به اوج افلاک رسانده بودند گویی که تمام ما سوی الله زمزمه کنان شده اند که : آی خدای قلب های ناآرام فریاد های   عشق بازی ما را به گوش عرشیان و فرشیان برسان

 

آنها آمدند اما خوب که دقت کنی می بینی که در میان خیل سبک بالان دریای عظیم و موج خروشان مردم که فوج فوج به طرف صحرای عرفات در حرکتند گویی عده اصلا میل به حرکت ندارند و دوست دارند که وقوفشان در این صحرا را ادامه دهند ... گویی گمشده ای را می جویند که سالها ناله ی فراقش را ندبه کرده اند

http://i26.tinypic.com/1ylc8o.gif http://i26.tinypic.com/1ylc8o.gif

 

عده ای را می بینی که بسان فرزندان مادر مرده در گوشه ای ناله سر می دهند وقتی به نجوایشان گوش میکنی می بینی از کسی می خوانند که نامش محبوب دلهای نا آرام است و بردن اسم زیبایش دلها به اوج تلاطم می رسد و گویی درونشان را زلزله ای چند ریشتری لرزانده است که این چنین قرار از کف ربوده اند ... آری آنها زمزمه دستگیر بی دست کربلا عباس را سر داده اند که شنیده اند راه رسیدن و درک حضور امام عاشقان همو که ساله از غم هجرانش ناله سر داده اند در این صحرا رمزی است چون حیدر کربلا عباس ...

این قصه سر دراز دارد ...

امام مهدیبگذریم امروز جمعه است و دلم به اندازه ی تمام ثانیه های انتظار و دقایق فراق و ساعت های هجران و روز های بی کسی مان گرفته است سالها ندبه فراق را سر دادیم و نجویمان شده بود : "أین استَقَرَّت بِک النَّوَی" ، که آی امام خوبی ها کجایی ، "بل أیُّ أرضٍ تقلُّک أو ثری أبرضوی أو غیرها أم ذی طوی..." امروز فرق می کند چون میدانیم محل استقرارشان در میان صفوف حجاج است میدانیم که در کجا بیتوته کرده اند اما ناله ی مان این است که :"عزیزٌ علیّ أن أری الخلقَ و لا تُری" ، آقای ما ای عزیز جانهای ما تو ما را شاهد و ناظری ولی چشم های ما را پرده ی عصیان  بسته است ...؛

http://i26.tinypic.com/1ylc8o.gifوبلاگ "گل نرگس فدای رنگ و بویت"http://i26.tinypic.com/1ylc8o.gif

 

مولای من ! "إلی متی أحارُ فیک" ، تا کی در انتظارتان حیران و سر گردان بمانیم ، "و إلی متی و أیَّ خطابٍ أصِفُ فیکَ و أیَّ نجوی" ، تا به کی و با چه کلمات و الفاظی خطابت کنم که شایسته توصیف تان باشد و چگونه راز دلم را برایتان زمزمه کنم ای ملای بی همتایم؟

"هل إلیک یا ابن أحمدَ سبیلٌ فتُلقَی !" ای فرزند رسول خاتم آیا راهی هست که به دیدارتان نایل شویم و جمال دل آرایتان را ببینیم، "هل یتَّصِلُ یومُنا مِنک بعِدَةٍ فنَحظَی،" عزیز دلهای منتظران! آیا انتظار امروزمان در فراقتان به فردایی می رسد که چهره ی منورتان را به نظاره بنشینیم؟

http://i26.tinypic.com/1ylc8o.gifوبلاگ "گل نرگس فدای رنگ و بویت"http://i26.tinypic.com/1ylc8o.gif

 

مولای ما! کی شود روزی که به جویبار های رحمت تو درآییم  و سیراب از حضورتان شویم ؟ کی شود که از چشمه ی فیاض حضورتان جرعه ای آب حیات به ما تشنگان انتظار بدهند ، آقای ما ! ما بی کسیم ، "فقَد طالَ الصَّـــدَی" ، عطش ما را کشت و دوریتان بسیار طولانی گشت ؛" متی نُغادیک و نُراوحُک فنُقِرُّ عیناً،" ای غایب از نظر ای حجت ثانی عشر ! کی می شود که با شما و در حضور شما صبح و شام کنیم و چشم ما به جمالتان روشن شود؟؟؟

 

http://i26.tinypic.com/1ylc8o.gifوبلاگ "گل نرگس فدای رنگ و بویت"http://i26.tinypic.com/1ylc8o.gif

 

 

امروز ناله های ندبه خوانان و ضجه زنانی که سلاحی غیر از اشک و بکاء ندارند آسمانی تر از همیشه شده ...

امروز غصه هایمان بیش از تمام داغ هاست که باید صبحش را ناله هجران یوسف فاطمه را سر دهیم و غروبش باید نجوای عرفانی حسین علیه السلام در صحرای عرفات را زمزمه کنیم و وای بر ما اگر این غروب را سیاهی شب فرا بگیرد و باز هم ندای " ألا یا أهل العالم أنا المهدی " را نشنویم و دوباره به انتظار عید قربان و شش ماهه قربانی حسین در کربلا شویم

 

ناز غزل

کدام گوشه ی دنیا نهفته روی چو ماهت 

اله من ز که پرسم نشان یوسف چاهت 

چقدر ناز غزل را کشیده ام که سراید 

تمام سوز دلم را ز دوردست نگاهت 

به کوچه های عبورت چقدر اب بپاشیم 

یواشکی من و این چشم های مانده به راهت

هنوز می رسد از لا به لای این همه تقویم 

صدای ندبه و زاری ز جمعه های پگاهت 

چه قصه ها که شنیدم ز کودکی ز ظهورت

نیامدی و شدم خود چه قصه گوی پر اهت

چقدر هلهله دارد طنین سبز طلوعت 

چقدر همهمه دارد گدای این همه جاهت 

چگونه جان بسپارم به پای سرخ ظهورت

به وقت گفتن این شعر و یا رکاب سپاهت

شکسته بال عروجم ز تیرهای معاصی

خدا کند که نیفتم ز دیدگان سیاهت 

تمام شهر و محل را سپرده ام که بگویند

به هر کجا که تو هستی خدا به پشت و پناهت 

دعاترین دعاها همین دعای نگار است

امان بده که بمیرم به پای بقیت الاهت

 

دعاى عرفه امام حسین (علیه السلام)

بشیر و بشر فرزندان غالب اسدى روایت کردهاند:

در روز عرفه در عرفات خدمت امام حسین(علیهالسلام) بودیم. آن حضرت با گروهى از اهل بیت، فرزندان و شیعیان خود با نهایت تذلّل و خشوع از خیمه خود بیرون آمدند و در جانب چپ کوه ایستادند.

آنان روى مبارک را به سوى کعبه گردانیدند و دستها را برابر صورت گرفتند و مانند مسکینى که طعام طلبد، این دعا را خواندند:

« الحمدلله الذى لیس لقضائه دافع ولا لعطائه مانع ... اللهّم إنّى أرغبُ و أشهد بالرُّبوبیّة لک مقرّاً بأنک ربّى و أنّ إلیک مردّى... »

آن حضرت مقدارى از دعا را که خواند، اشک از چشمان مبارکش جارى شد و کسانى که در اطرافش بودند، دعا و گریه او را شنیده و مىدیدند و آمین مىگفتند و همگى با صداى بلند مىگریستند تا آفتاب غروب کرد.

عرفه، سرزمین عشق است و شور؛ نور است و سرور؛ توبه است و تقوا؛ ارتباط است و اتصال؛ درد است و درمان؛ خداى است خدا و رحمت اوست که در انتظار رهپویان راه رسول الله است.

در عرفات است که آدمى به خود و خدایش معرفت پیدا مىکند و درهاى سعادت و نیک بختى را به روى خود مىگشاید و ... .

جمعه 6/9/1388 - 9:24
دعا و زیارت

بسم الله الرحمن الرحیم

الهی !

مَاذا وَجَدَ مَن فَقَدَک وَ مَا الّذِی فَقَدَ مَن وَجَدَک

معبود من چه یافته آنکه تو را نیافته و چه به دست نیاورده آنکه تو را یافته است؟

امام زمان (عج)باز هم غروب سرخ و دلگیر آدینه به تاریکی شب منتهی شد و لحظه قبض و سنگینى روح بر قلب

باز هم فارغ از تمام افکار زمینى با دلى آکنده از عشق به افق سرخ و خونین چشم دوخته‏ و دلتنگ دیدار تو ، چشمهایم دیگر از اشک پر شده و افق را تار مى‏بینم و درخشش آسمان در قطرات اشکم محو مى‏شود، دلم طاقت نمى‏آورد مى‏خواهم فریادى از عمق جان برآورم و به همه بگویم دیگر تاب این همه انتظار ندارم ناگهان طنین دل نواز الله اکبر گوش را نوازش داد و دوباره اذان فراق را سر دادم  و با ندای قد قامت اذان ، قامت بی قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف بستم ...

    

شنبه دوباره شنبه دوباره ..... 

ای آخرین توسل سبز دعای ما

آیا نمی رسد به حضورت صدای ما؟

شنبه دوباره شنبه دوباره سه نقطه چین

بی تو چه زود می گذرد هفته های ما

در این فراق تا که ببینی چه می کشیم

بگذار چشمهای خودت را به جای ما

موعود خانواده کی از راه می رسی

کی مستجاب می شود "آقا بیای ما" ؟

کی می شود بیایی واز پشت ابرها

خورشید های تازه بیاری برای ما

آقا اگر نیایی و بالی نیاوری

از دست میرود سفر کربلای ما

 

امام مهدی(عج)

آی خدای عاشقا !

این روزا بد جوره دلگیرم ، دلم هوای تو کرده ، هوای میکده ات...

معبود من ! دلم برا خوندن عرفه ی حسینت تو صحرای معرفت عرفه می تپه

دلم برا طواف کعبه عشق بازی تنگ شده ،

دلم برا زمزمه " یا صاحب الزمان ادرکنی " گفتن توی طواف تنگ شده

گردیـدن دور حرمـــــــم گشتـه بهـانه

شاید که شوم با تو دمی شانه به شانه

  

امسال در حج همه منتظر هستند. از حاجی اندونزیائی که مهدی را "ولی اله" می خواند تا زائر هندی که او را "قائد اعظم" می داند، از عرب عراقی که "ناجی امت" را صدا می زند، تا مسلمانان سیه چرده آفریقائی که او را "حامی مظلوم" می شمارد همه منتظر او هستند.

 http://i26.tinypic.com/1ylc8o.gifhttp://i26.tinypic.com/1ylc8o.gif http://i26.tinypic.com/1ylc8o.gif

در حج همه منتظرند انتظار، شعار حج شده است. همه جا حرف از اوست. از نسب او می پرسند که به "احمد" می رسد، از نام او می گویند که "محمد" است. کلام او را قرآن و صوت او را جمیل توصیف می کنند. مردمان حرفها از "ذوالفقار" او دارند و نامردمان با شنیدن نام او ابرو در هم می کشند.

http://i26.tinypic.com/1ylc8o.gifhttp://i26.tinypic.com/1ylc8o.gif http://i26.tinypic.com/1ylc8o.gif

همه می گویند او می آید. در یکی از جمعه های نور، در کنار همین کعبه ظاهر می شود و با صدای بلند بانگ بر می دارد که منم مهدی، امام آخرین.

می گویند او با عصای موسی می آید و دم مسیحائی، بیرق احمدی را بلند می کند و با ذوالفقار علی به محو کژی ها و پلشتی ها می نشیند.

http://i26.tinypic.com/1ylc8o.gifhttp://i26.tinypic.com/1ylc8o.gif http://i26.tinypic.com/1ylc8o.gif

شاید او همان "یوسف گمگشته "حافظ است یا "یار غایب از نظر" سعدی، شاید هم "تجسم هجران" مولوی می باشد، راستی آیا او همان نیست که خمینی را به خال لب خود گرفتار کرد؟

امسال همه از او می گویند. فرقی ندارد، شیعه، حنفی، مالکی، شافعی، حنبلی، حتی بهره های هند، اباضی های عمان و زیدی های یمن، همه و همه در جستجوی اویند.

http://i26.tinypic.com/1ylc8o.gifhttp://i26.tinypic.com/1ylc8o.gif http://i26.tinypic.com/1ylc8o.gif

امسال همه حضور او را باور دارند و دعا وسیله ای برای تعجیل در ظهور شده است. سحرها می توان دانه دانه های اشک حاجیان را در فراق او دید. در مقابل ناودان طلا فریاد "اللهم عجل لولیک الفرج" بلند است و در چهار گوشه کعبه ندای یا مهدی را می توان شنید.

http://i26.tinypic.com/1ylc8o.gifhttp://i26.tinypic.com/1ylc8o.gif http://i26.tinypic.com/1ylc8o.gif

آری او می آید او که خود مشتاق ظهور است و دلتنگ امت، می آید و شوکت مستکبران را فرو می ریزد، می آید و عزت مستضعفان را احیا می کند.

امسال همه منتظرند، امسال سمفونی انتظار از فریاد لبیک های حاجیان ساخته شده است. "حج امسال حج انتظار است."

هر چند که مطلبم باز هم طولانی شد اما چه کنیم کار دله دیگه !!! در آخر میخام یه شعر رو که خیلی با دلم بازی کرد رو بهتون هدیه کنم ؛

آقا تو بیا ولی فقط با یک شرط...

از دوری تو غمین و نالان هستیم

وز کردۀ خود کمی پشیمان هستیم

اصلیت ما را تو اگر می پرسی

از کوفه ولی مقیم تهران هستیم!

ما لشگری از سلاح روسی داریم

در دوز و کلک رگ ونوسی داریم

هر جمعه که شد بیا که ما منتظریم

این هفته فقط نیا عروسی داریم

 از جور زمانه ما شکایت داریم

اندازۀ کوه و صخره حاجت داریم

ما مشکلمان گرانی و بیکاریست

آقا به نبودنت که عادت داریم...

ما قیمت روز ارز را می دانیم

معیار بهای بورس در تهرانیم

فعلا دو سه روزیست هوا پس شده است

هر روز دعای عهد را می خوانیم

صد موعظه کن ولی ز تسلیم نگو

از خمس و زکات و ضرب و تقسیم نگو

آقا تو بیا ولی فقط با یک شرط...

ار آنچه که ما دوست نداریم نگو!

شنبه 30/8/1388 - 7:48
دعا و زیارت
 

   

مهدویت:یكی از علائم امام زمان(عج) این است كه بزرگ سن و جوان منظر است و تا فرارسیدن مرگ اثر پیری در او ظاهر نمی شود.

حسن بن محبوب از وجود مقدّس حضرت ثامن الائمّه علی بن موسی الرّضا (علیه السلام) حدیثی بیان كرده آست در این حدیث آمده است: انّه قال لابدّ من فتنه صمّاء صیلم یسقط فیها كلّ بطانه و ولیجه وذلك عند فقدان الشّیعه الثالث من ولدی یبكی علیه اهل السّماء و اهل الارض و كم من مؤمن متأسّف حرّان حزین عند فقد الماء المعین كانّی بهم اسرّما یكونون وقد نودوا نداءً یسمعه من بعد كما یسمعه من قرب یكون رحمه للمؤمنین و عذاباً للكافرین فقلت وایّ نداء هو (قال علیه السلام) ینادون رجب ثلاثه اصوات من السّماء صوتاً‌منها الا لعنه الله علی الّظالمین و الصّوت الثّانی ازفت الآزفه یا معشر المؤمنین والصّوت الثّالث یرون بدناً‌ بارزاً نحو عین الشّمس هذا امیرالمؤمنین قدكرّ فی هلاك الظّالمین (وفی روایه الحمیری) والصّوت بدن یری فی قرن الشّمس یقول انّ‌ الله بعث فلاناً فاسمعوا واطیعوا وقالا جمیعاً فعند ذلك یأتی النّاس الفرج و تودّ النّاس لو كانوا احیاءً ویشفی الله صدور قومٍ مؤمنین.(1)
امام (علیه السلام) فرمودند: ناچار باید فتنه ای سخت و بزرگ و بلایی و بنیان كن دامن مردم را بگیرد كه تمام سدهای دوستی و رابطه های خویشاوندی و اعتمادهای قومی و دسوتی درهم كوبیده شود (پناهگاهی نباشد) و این سختیها و بلاها در وقتی است كه شیعه سومین فرزندم را از دست بدهند (یعنی امام حسن عسكری وفات كند و حضرت مهدی (علیه السلام) غایب باشد). پنهان بودن او چندنان سنگین است كه ساكنان آسمانها و نیز اهل زمین بر او و از فراق او گریه می كنند و چه بسیار افراد با ایمان كه در این زمان در آتش هجران می سوزند و به آب گوارا (ماء معین) دست نمیa یابند. گویی می بینم سرور و خوشحالی آنان را كه در نتیجة شنیدن یك صدا به آنها دست می دهد. شنیدن این صدا برای آنهایی كه نزدیك یا دورند یكسان است (همه می شنوند) و آن ندا رحمت است برای اهل ایمان و عذاب است برای كافران. عرض كردم: آن ندا چیست؟ فرمودند: سه صدا در ماه مبارك رجب شنیده می شود البتّه از آسمان:
اوّل. آگاه باشید كه ستمگران از رحمت خداوند دور و معلون‌اند.
دوّم. «ازفت الآزفه یا معشر المؤمنین» (نزدیك شد نزدیك شونده ای گروه مؤمنان!).
سوّم. بدنی را در خورشید می بینند. گویندة‌ آسمانی فریاد می زند: این است امیرالمؤمنین كه به دنیا برگشته است برای هلاك كردن ستمگران (این بدن، وجود مقدّس حضرت المیرالمؤمنین (علیه السلام) است).
روایت حمیری می گوید: صوت سوّم از آسمان گوینده ای می گوید: ای مردم! خداوند فلان بن فلان (یعنی حجه بن الحسن العسكری) را مأمور فرموده است بر شما، واجب است او را اطاعت كنید. در این موقع برای همة مردم فرج می شود و آنهایی كه از این دنیا رفته اند آرزو می كنند ای كاش زنده بودند. و خداوند دلهای مؤمنان را شفا می دهد.

امام رضا (علیه السلام) و اجتماع شیعه در ظهور

والله لو انّ قائمنا قام یجمع الله الیه شیعته من جمیع البلدان.
به خدا سوگند اگر مهدی ما قیام كند خداوند تمام شیعیانش را از سرتاسر جهان در اطراف او جمع می كند.
اباصلت می گوید: به حضرت علی بن موسی الرّضا (علیه السلام) عرض كردم نشانة قائم چیست؟ فرمودند:
ما علامه قائمكم قال علامته ان یكون شیخ السّن شابّ المنظر حتّی انّ‌ النّاظر لیحسبه ابن اربعین سنه او ما دونها و انّ من علاماته ان لایهرم بمرور اللّیالی والایّام حتّی یأئیه اجله.(2)
یكی از علائم قائم ما این است كه بزرگ سن و جوان منظر است به طوری كه بیننده خیال می كند او چهل سال یا كمتر دارد و تا فرارسیدن مرگ اثر پیری در او ظاهر نخواهد شد.
این است معنی خلیفه الله و فرمانروای عالم هستی كه تمام قوانین و سنن طبیعی این جهان محكوم ارادة او هستند.
بزنطی از حضرت علی بن موسی الرّضا (علیه السلام) در باب نشانه های ظهور حضرت بقیّه‌الله روحی له الفداء نقل می كند كه آن حضرت می فرمایند:
قبل هذا الامر السّفیانیّ والیمانیّ والمروانیّ وشعیب بن صالح وكفّ یقول هذا وهذا.(3)

در مقدّمة قیام فرزندم حضرت مهدی (علیه السلام) پنج علامت دیده می شود:

1. خروج سفیانی
2. قیام یمانی
3. خروج مروانی
4. شعیب بن صالح
5. بیرون آمدن دستی از آسمان به طوری كه افراد آن را به یكدیگر نشان بدهند.

پی نوشتها :

1. غیبت طوسی، ص 268.
2. اثباه الهداه، ج 7 / ص 398.
3. مكیال المكارم، ج 2 / ص 186.

شنبه 9/8/1388 - 4:41
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته