• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 23
تعداد نظرات : 11
زمان آخرین مطلب : 6065روز قبل
خواستگاری و نامزدی

ممکن است کلمه‌ی منفی و منفی‌گرایی را زیاد شنیده و یا خوانده باشید. این کلمه به‌ عنوان یک شوخی و یا لطیفه نیست، بلکه ابر سیاهی است که آفتاب نورانی را از شما گرفته و همه‌ی دنیا را با تمام زیبایی‌هایی که دارد، برایتان تاریک و مبهم می‌سازد و در این مبهم‌ بودن، خودتان را نشناخته، فریب داده‌ و نابود می‌سازید.

روح منفی، برخواسته از حالت‌های خستگی، افسردگی، ناامیدی، بد زبانی، حسادت و جملات را با طعنه و کنایه ادا ‌کردن است. تمام این اثرهای منفی، سرانجام بر شرایط جسمی اثر می‌گذارند. هر احساسی که به‌مدت زیاد به‌کار گرفته شود، ‌می‌تواند در عملکرد شیمیایی بدن اختلال ایجاد کند.

کسانی‌که همیشه در حالت ترس به‌ سر می‌برند، فعالیت غدد فوق‌ کلیوی آنان دچار عوارض می‌شود یا ممکن است تنظیمات شیمیایی بدنشان ‌مختل شود بنابراین در هر ناخوشی عاطفی مزمن، باید به‌دنبال اثرهای زیان‌بار جسمانی آن هم باشید. ریشه‌ی یک‌سری از اختلالات عاطفی را هم باید در موارد جسمانی و یا کمبودهای جسمی جست‌وجو کرد. کمبود آهن بدن، پایین بودن قند خون، عملکرد نامناسب غده‌ی تیروئید، اختلالات سوخت ‌و ‌ساز بدن و ... از‌جمله مواردی هستند که در بروز اختلالات عاطفی نقش‌ ‌دارند که این نقیصه‌ها یا مشکلات، با درمان دارویی برطرف می‌شوند.

اغلب دیده شده منفی‌گراها، با مشکلات پیچیده و بغرنجی دست‌ به ‌گریبان هستند و از ناراحتی‌های جسمی مختلفی رنج می‌برند. این‌گونه شخصیت‌ها، همیشه درمانده‌اند و هر عملی را تا پایان به انجام نمی‌رسانند و در بین راه، تصمیم و عمل و هدف خود را رها می‌سازند و در نتیجه، با کوهی از مشکلات که بر روی هم انباشته شده، مواجه می‌شوند. آنان چون به توانایی‌های خود واقف نمی‌باشند، با کلمات «نمی‌شود، سخت است، می‌ترسم آخرش شکست باشد، نمی‌توانم و...» خود را قانع می‌سازند. صبح، خسته و خواب ‌آلود از خواب بیدار می‌شوند، میلی به صبحانه ندارند و با یک نوشیدنی ساده از خود پذیرایی می‌کنند و تا شب، وقت خود‌ را با افکار درهم و ناخوش می‌گذرانند، به وضعیت خود سروسامانی نمی‌دهند و مدام در تکرار، زندگی می‌کنند و به یک شیوه عادت کرده‌اند.

لحظاتِ سرشار از لذت و شادی، فقط در‌نتیجه‌ ذهن باز به ‌دست می‌آیند. زمانی‌که ذهنتان به‌حرکت درمی‌آید و از خمودگی و ایستادگی، آن‌را نجات می‌دهید، دنیا را زیبا می‌بینید و تلاش می‌کنید برای بودن و رسیدن به هدف‌های از دست‌داده‌. حال، خود را باور دارید که: «می‌توانم از نو شروع کنم و آدم دیگری با تیپ و شخصیت واقعی خودم باشم.»

افرادی که در وضعیت روحی سالم قرار دارند، هدف برای‌شان مشخص و معنی‌دار است و خود را از سرگردانی نجات داده‌اند، پیشرفت‌ها و موفقیت‌های چشمگیری نصیبشان می‌شود و خود را فریب نمی‌دهند که: «تا این‌جا رسیده‌ایم و دیگر نیازی به تلاش نداریم». این‌گونه افکار، نزد مثبت‌گرایان دیده نمی‌شود چرا که آنان خود را مقید کرده‌اند که دنبال طرحی نو، دریافت اطلاعات تازه‌تر و کاری جدیدتر باشند.

باید حرکت کنید تا احساسات تضعیف‌کننده‌ای مانند «این‌کار بی‌معنی است، این طرح برایم بی‌مفهوم می‌باشد و...» از وجود‌تان حذف شود. این نخستین کمکی است که می‌توانید به‌خود بکنید. بگذارید دیگران در هدف شما، سهم داشته باشند تا بتوانید به کمک آنان ادامه دهید و انرژی بیشتری کسب نمایید.

اولین هدفتان، تغییر و اصلاح خود باشد تا بتوانید به ارزش‌ها و توانایی‌های موجود دست پیدا کنید و از جدال‌های درونی رهایی یابید. با این استدلال، از پیام‌های منفی دور شده‌ و درگیر طرح جدیدی شده‌اید که ذهنتان اجازه‌ی ساخت افکار منفی را نمی‌دهد. حال فکر منفی، شکست خورده است چرا که دیگر نمی‌تواند توقفی در شما ایجاد کند؛ پس آزادتان می‌گذارد تا بیشتر به طرح و برنامه و هدف‌هایتان توجه داشته باشید.

این احساس به شما دست می‌دهد که شفا پیدا کرده‌اید و اندامتان دیگر ضعیف نیست و ذهنتان هر روز با طرح و ایده‌ای نو، مشغول کار است و این حالت خلأ‌گونه‌ی ذهن که موجب تهاجم  افکار منفی می‌شده، از بین رفته است.

اگر احساس کردید طرح‌هایی که برای رشد و پیشرفت زندگی خود انتخاب می‌کنید، خسته‌کننده‌اند، آن‌ها را به قسمت‌های کوچک تقسیم کنید تا به‌راحتی بتوانید به مقصد نهایی برسانید. هدف‌های بزرگ، جرأت و جسارت به شما می‌دهد اما نباید دچار منفی‌گرایی شوید که: «راه سختی پیش رو دارید که از توان شما برنمی‌آید» در چنین تفکری، شما هرگز نخواهید توانست قدمی بردارید و چشم به‌ راه دیگران هستید تا شاید کسی یا کسانی بیایند و کمکی ناچیز کنند.

 

موفقیت

 

به انتظار دیگران نشستن، پایان غم‌انگیزی دارد. مواظب باشید، زمان به ‌سرعت در حرکت است؛ از آن غافل نشوید، همین حالا بلند شوید و شروع کنید. انرژیتان را به حرکت اندازید، زندگیتان تغییر خواهد کرد.

هر طرحی که به پایان می‌رسانید، طرح دیگری را شروع کنید. اگر قرارداد کاری با شرکتی را به‌ امضا رساندید، در فکر قراردادهای بیشتری با راه‌کارهای تازه باشید. نگذارید روزنه‌ای باز شود و شما را به سوی سستی و بی‌حرکتی سوق‌ دهد که توأم با فکرهای پلید، به شما حمله‌ور خواهد شد.

هیچ‌ وقت احساس تنهایی نکنید، شما تنها نیستید، خدایتان همه‌جا با شماست و در کنارتان، فکر مثبت که همانند موتوری با سرعت در حال حرکت است و از خود، ایده‌های سازنده تولید می‌کند و می‌تواند موجب نجات و پیشرفت و تعالی شما شود، وجود دارد.

فرض کنید در میان دریایی پهناور، در قایقی چوبی که از کف آن سوراخ و حفره‌ای باز شده، گرفتار شده‌اید. هیچ‌ وسیله‌ای برای نجات خود و پوشاندن آن حفره در دست ندارید. آب دریا به ‌سرعت از سوراخ، وارد قایق چوبی می‌شود؛ اگر فکرتان را به کار نیندازید، اگر ایمانتان را از دست دهید، اگر امیدی به دل راه ندهید، در وسط دریا باید جان‌ دهید. تمام لباس‌های خود را از تن در می‌آورید تا بتوانید جلوی آب را به قایق که از حفره با شتاب داخل می‌شود، بگیرید و مجبورید از پاهایتان هم استفاده کنید و از دست‌هایتان نیز برای پارو زدن. تمام تلاشتان برای بودن، زندگی کردن و به ساحل رسیدن است. قایق، پُر از آب است اما شما شن‌های ساحل را لمس کردید؛ اگر علاقه‌مند به خودتان، زندگیتان و این ‌که باید باشید‌ نبودید، تلاشی برای نجات خود از دریا نمی‌کردید اما چون علاقه به ‌خود داشتید، امیدوار بودید. پس نتیجه می‌گیریم هرگاه کسانی را یافتید که به چیزی علاقه‌مند نبودند، ناا‌مید هستند‌ یعنی اندوهی عظیم درون آنان وجود دارد که شادمانی را احساس نمی‌کنند.

البته گاهی پس از پایان انجام کار و کسب پیروزی، احساس افسردگی به شما دست می‌دهد که این به دلیل شرایط  روحی و خستگی گذرا بوده و دوباره علاقه و اشتیاق، به سوی شما باز خواهد گشت.

ناامیدی، بزرگ‌ترین دشمنی است که می‌تواند حالت این‌که هیچ‌ چیز برای شما خوب و جالب نیست ‌و نیز سرکوبی علاقه را در شما شدت دهد.

همه‌ی ما برای بودن و هستی زاده شده‌ایم نه برای نابودی خود و دیگران. بگذاریم نور به ذهن تاریکمان بتابد تا تفاوت‌ها را احساس کنیم و خود را از تنگناها رهایی بخشیم. بیاییم برای یک‌بار هم که شده، انتقادپذیر باشیم تا به کاستی‌ها و ضعف‌های خود پی‌ببریم نه این‌که سپر دفاع در برابر انتقادات بگیریم و همه‌چیز را از دریچه‌ی دشمنی و کینه‌جویی قلمداد کنیم اما لازم نیست همه‌ی انتقادات را هم بپذیریم زیرا دسته‌ای از انتقادات، ویرانگر و منحرف هستند و می‌توانند زندگی را سخت و دشوار سازند مانند: «تو زیاد به مردم ارزش و بها می‌دهی، تو خیلی ساده‌ای، باید امروزی باشی و حساب دو دوتا چهارتا داشته باشی، زرنگ باش، همه‌چیز را برای خودت بخواه و...» این انتقادات منفی، باعث می‌شود احساس ‌کنیم که دوست یا همکارمان، صحبت‌هایش متین است پس «باید مانند یک گرگ شوم تا سرم کلاه نرود». این دسته انتقادات، باعث می‌شود زندگی تبدیل به جنگ و جدال و ستیزه‌جویی شود.

افرادی که از زندگی گله‌مند هستند و اذعان می‌دارند که شادمانی و خوشی کامل ندارند، در ظاهر، از آن‌دسته افرادی می‌باشند که دچار منفی‌گرایی مزمن شده‌اند یعنی انتظارشان بیش از اندازه است و خوشی و شادمانی فراگیر طلب می‌کنند. باید زندگی را تا همین اندازه پذیرفت و تلاش برای بهتر شدن آن انجام داد، آن‌وقت درهای شادی، آرامش، زیبایی و پاکی به روی شما لبخند خواهند زد.

انسان‌های بزرگ، آنانی هستند که فرصت‌ها را غنیمت می‌شمارند و خود را برای ظهور مجدد، به‌طور کامل ایمن می‌سازند تا از زندگی والایی برخوردار شوند و آن‌ را پاس دارند. تصویرسازی ذهنی، رؤیاهای باشکوه و عظیمی هستند که باید به دنبالشان رفت و آن‌ها ‌را به مرحله‌ی عمل رساند تا شاهد موفقیتی بزرگ شد.

در حقیقت اگر ساخت رؤیاهای ذهنی برای کارهای بزرگ، درست و سنجیده، سازمان‌دهی شده باشد، شما به خواسته‌هایتان رسیده‌اید و درهای بهشت به روی شما باز است ولی اگر رؤیاهای ذهنی شما توأم با پیچیدگی و انتظارات غیرمنطقی و در حد توانایی شما نباشند، همیشه شب و روز کار می‌کنید، استرس زیادی را تحمل می‌کنید، خواب و خوراک خود را نمی‌فهمید و از خانواده‌تان فرسنگ‌ها فاصله می‌گیرید تا به امید این‌ که خوشی و راحتی کامل به‌دست آورید، اما این‌گونه نیست و سراسر زندگیتان با بحران روبه‌روست.

 

موفقیت

 

تصمیم‌ها و رؤیاهای بزرگ، همیشه پرخطر بوده‌اند و این مخصوص افراد بی‌نظیر است که انرژی خود را صرف کارهای کوچک و معمولی نکرده و اهداف شگفت‌انگیزی را دنبال می‌کنند. اینان دائم در خلق اثر با طرحی نو و بی‌نظیر، سخت‌تر و بیشتر به کار پرداخته و در سایه‌ی ذوق و استعداد همراه با صبر و شکیبایی به هنرنمایی می‌پردازند.

رؤیاهای شما زمانی تحقق می‌یابد که با تسلط و مهارت همراه باشد. اگر می‌خواهید به رؤیاهایتان دست‌یابید، باید به ‌پا خیزید و آغاز کنید. از دیگران و هم‌فکریشان بهره ببرید اما هیچ‌گاه انتظار بی‌معنا نداشته باشید که برای تحقق رؤیاهایتان، ‌منتظر دیگران باشید. این بزرگترین شکست در عالم زندگی خواهد بود. انتظار، بی‌معناست، باید با ایمان به‌خدا شروع کرد و خود بودن را تجربه نمود.         

 

يکشنبه 1/9/1388 - 14:17
دانستنی های علمی

کارما یا کارمه برگرفته از واژه سانسکریت کارما می‌باشد ؛ به معنای ((متعادل كردن)). همچنین می‌توان آن را چنین معنی كرد كه: هر عملی، عكس‌العملی در پی دارد. این مفهوم به اصل علت و معلول مربوط است. اگر به كسی بدی كنی انرژی آن باید متعادل شود. این را می‌توان چنین معنی كرد كه آن شخص زمانی دیگر رفتاری مشابه آن با شما خواهد داشت، یا این كه زمانی پیامدهای اعمالتان را درك خواهید كرد و تصمیم خواهید گرفت كه نگرش و رفتارتان را عوض كنید. زمانی كه به درك فكر یا عمل‌تان نایل شوید مقداری از نیروی كارمایی آزاد می‌گردد. معمولاً با انجام عملی كه اشتباهتان را اصلاح نماید خودتان را به قدر كافی تغییر خواهید داد تا اینكه دیگر در زیر بار عقوبت كارمایی نباشید.

بعنوان مثال اگر فردی منفی و ریاكار بوده‌اید و بعداً خود را اصلاح نموده‌اید، احتمال دارد خطایتان كاملاً پاك شود؛ یعنی آن را متعادل نموده‌اید.

اگر چه كارما به معنی متعادل كردن است اما اغلب آن را به معنی پرداختن هزینه‌ای برای اعمال بد می‌دانند. ممكن است معنای كارمای خوب اشتباه فهمیده شود؛ اما بنظر می‌رسد كه انجام اعمال خوب به منظور كسب كارمای خوب نتیجه‌ای عالی دارد. اما با این وجود اگر شخصی به این موضوع وابسته شود ممكن است كارمای خوب در زمان‌های نامناسب و به طرزی عجیب به سراغش بیاید.

كارمای بد را می‌توانیم فقدان رشد و درك بشماریم كه فقط ضربات سخت اتفاقات نامطلوب می‌توانند موجب آن شوند. به عنوان مثال رفتار ظالمانه داشتن با دیگران می‌تواند باعث شود كه بعداً در زمان دیگری خودمان رفتار ظالمانه‌ای را تحمل نماییم كه نتیجه آن، توجه و محبت نسبت به دیگران خواهد بود. اگر واقعا از زاویه‌‌ی گسترده‌تری نگاه كنیم، شاید چیزی بنام ((كارمای بد)) وجود نداشته باشد. می‌توان آن را به عنوان فرصتی در نظر آورد كه به ما كمك می‌كند رشد كنیم و راهی برای بهتر بودن را درك نماییم. كارمای خوب می‌تواند تنها چیز ساده‌ای در ردیف آرامش فوق‌العاده و عشق باشدكه به دست می‌آید؛ كه عشق غیر شرطی و ارائه خدمت عاشقانه وداوطلبانه به دیگران موجب آن بوده است.

كارما ممكن است بصورت عشق، نفرت، طمع یا دیگر احساسات و تمایلات بروز كند. این پدیده بصورت انرژی تظاهر پیدا می‌كند. كه میبایستی متعادل گردد. زمانی كه خود را دچار احساس خاصی، نظیر عشق یا نفرت می‌یابید، ممكن است بخواهید از منشاء آن اطلاع پیدا كنید.

پس از آن كه كسی از نوع كارمای ورای یك موقعیت مطلع می‌شود، مقدار زیادی از قدرت كارما آزاد می‌شود و فرد چندان در سیطره آن باقی نمی‌ماند. گاهی اوقات علت كارمایی مخفی و پوشیده می‌ماند تا زمانی كه شخص به قدر كافی تجربه بیندوزد تا رشد مطلوب حاصل شود.

تمام اتفاقاتی كه برای افراد حادث می‌شوند ناشی از كارما نیستند. بسیاری از اوقات اتفاقی از طریق ایعاد ژنتیكی عمل می‌كند كه یا موجب رشد شخص و یا موجب رشد دیگران می‌شود.


 

چهارشنبه 27/8/1388 - 10:48
آموزش و تحقيقات

اگر مردم در عظمت قدرت خدا، و بزرگی او می اندیشیدند، به راه راست باز می گشتند،و از آتش سوزان می ترسیدند، اما دلها بیمار ،وچشم ها معیوب است. آیا به مخلوقات کوچک خدا نمی نگرند؟که چگونه آفرینش آن را استحکام بخشید؟و ترکیب اندام آن را بر قرار، وگوش و چشم برای آن پدید آورد،واستخوان وپوست متناسب خلق کرد؟به مورچه و کوچکی جثه آن بنگرید، که چگونه لطافت خلقت او با چشم واندیشه انسان درک نمی شود،نگاه کنید چگونه روی زمین راه می رود،وبرای بدست آوردن روزی خود تلاش میکند؟دانه ها را به لانه خود منتقل می سازد،ودر جایگاه مخصوص نگه می دارد،در فصل گرما برای زمستان تلاش کرده،و به هنگام درون رفتن،بیرون آمدن را فراموش نمی کند!.روزی مورچه تضمین گردیده ، و غذاهای متناسب با طبعش آفریده شده است.خداوند منان از او غفلت نمیکند،وپروردگار پاداش دهنده محرومش نمی سازد،گرچه در دل سنگی سخت وصاف یا در میان صخره ای خشک باشد.اگر در مجاری خوراک وقسمتهای بالا وپائین دستگاه گوارش وآنچه در درون شکم او از غضروف های آویخته به دنده تا شکم، وآنچه در سر اوست از چشم وگوش،اندیشه نمائی،از آفرینش مورچه دچار شگفتی شده واز وصف او به زحمت خواهی افتاد.پس بزرگ است خدائی که مورچه را بر روی دست وپایش بر پا داشت،وپیکره وجودش را با استحکام نگاه داشت،در آفرینش آن هیچ قدرتی او را یاری نداد وهیچ آفریننده ای کمکش نکرد.اگر اندیشه ات را بکار گیری تا به راز آفرینش پی برده باشی،دلائل روشنی به تو خواهند گفت که آفریننده مورچه کوچک همان آفریدگار درخت بزرگ خرماست،به جهت دقتی که جدا جدا در آفرینش هر چیزی به کار رفته،واختلافات وتفاوتهای پیچیده ای که در خلقت هر پدیده حیاتی نهفته است.همه موجودات سنگین وسبک،بزرگ وکوچک،نیرومند وضعیف،در اصول حیات وهستی یکسانند،وخلقت آسمان و هوا  بادها و آب یکی است.پس اندیشه کن در آفتاب وماه،و درخت وگیاه،و آب و سنگ،و اختلاف شب و روز ،وجوشش دریاها،و فراوانی کوه ها،و بلندای قله ها،و گوناگونی لغتها،وتفاوت زبانها،که نشانه های روشن پروردگارند.پس وای بر آن کس که تقدیر کننده را نپذیرد،و تدبیر کننده را انکار کند!گمان کردند که چون گیاهانند وزارعی ندارند، واختلاف صورت هایشان را سازنده ای نیست،بر آنچه ادعا میکنند حجت و دلیلی ندارند،و بر آنچه در سر می پرورانند تحقیقی نمی کنند.آیا ممکن است ساختمانی بدون سازنده، یا جنایتی بدون جنایتکار باشد؟!


 شناساندن صحیح خداوند سبحان

کسی که کیفیتی برا خدا قائل شد یگانگی او را انکار کرده،وآن کس که همانندی برای او قرارداد به حقیقت خدا نرسیده است.کسی که خدا را به چیزی تشبیه کرد به مقصد نرسید.آن کس که به او اشاره کند یا در وهم آورد،خدا را بی نیاز ندانسته است.هر چه که ذاتش شناخته شده باشد آفریده است،وآنچه در هستی به دیگری متکی باشد دارای آفریننده است.سازنده ای غیر محتاج به ابزار ،اندازه گیرنده ای بی نیاز از فکر واندیشه،وبی نیاز از یاری دیگران است.با زمانها همراه نبوده،واز ابزار و وسائل کمک نگرفته است.هستی او برتر از زمان،و وجود او برنیستی مقدم است،و از ازلیت او را آغازی نیست.با پدید آوردن حواس،روشن می شود که حواسی ندارد.وبا آفرینش اشیاء متضاد،ثابت میشود که در آن ضدی نیست،و با هماهنگ کردن اشیاءدانسته میشود که همانندی ندارد.خدائی که روشنی را با تاریکی،آشکار را با نهان،خشکی را با تری،گرمی را با سردی،ضد هم قرار داد،وعناصر متضاد را با هم ترکیب وهماهنگ کرد،وبین موجودات ضد هم،وحدت ایجاد کرد،وبین آنها که با هم نزدیک بودند فاصله انداخت.خدائی که حدی ندارد،و با شماره محاسبه نمی گردد،که همانا ابزار وآلات،دلیل محدود بودن خویشند وبه همانند خود اشاره می شوند.اینکه می گوئیم موجودات از فلان زمان پدید آمده اند پس قدیم نمی توانند باشند و حادثند،و این که می گوئیم حتما" پدید آمدند،ازلی بودن آنها رد می شود،و اینکه می گوئیم اگر چنین بودند کامل می شدند،پس در تمام جهات کامل نیستند.خدا با خلق پدیده ها در برابر عقل ها جلوه کرد،و از مشاهده چشم ها برتر و والاتر است،وحرکت وسکون در او راه ندارد،زیرا او خود حرکت و سکون را آفرید،چگونه ممکن است آنچه را که خود آفریده در او اثر بگذارد؟یا خود از پدیده های خویش اثر پذیرد؟اگر چنین شود،ذاتش چون دیگر پدیده ها تغییر می کند،و اصل وجودش تجزیه می پذیرد،و دیگر ازلی نمی تواند باشد،وهنگامیکه«بر فرض محال»آغازی برای او تصور شود پس سر آمدی نیز خواهد داشت ،و این آغاز وانجام،دلیل روشن نقص ونقصان وضعف دلیل مخلوق بودن،ونیاز به خالقی دیگر داشتن است.پس نمی تواند آفریدگار همه هستی باشد،و از صفات پروردگار که«هیچ چیز در او مؤثر نیست، و نابودی وتغییر وپنهان شدن در او راه ندارد»خارج می شود.


والاتر از صفات پدیده ها

خدا فرزندی ندارد تا فرزند دیگری باشد،و زاده نشده تا محدود به حدودی گردد،و بر تر است از آن که پسرانی داشته باشد،ومنزه است که با زنانی از دواج کند.اندیشه ها به او نمی رسند تا اندازه ای برای خدا تصور کنند،وفکرهای تیزبین نمی توانند او را درک کند،تا صورتی از اوتصور نمایند،حواس از احساس کردن او عاجز،ودستها از لمس کردن او ناتوان است وتغییر ودگر گونی در او راه ندارد،وگذشت زمان تآثیری در او نمی گذارد،گذران روز وشب او را سالخورده نسازد،و روشنائی وتاریکی در او اثر ندارد.خدا با هیچ یک از اجزاءجوارح واعضاءواندام،ونه با عُرضی از اعراض،ونه با دگر گونی ها وتجزیه،وصف نمی گردد.برای او اندازه ونهایتی وجود ندارد،ونیستی وسر آمدی نخواهد داشت؛چیزی او را در خود نمی گنجاند که بالا وپائینش ببرد،ونه چیزی او را حمل می کند که کج یا راست نگهدارد؛نه در درون اشیاء قرار دارد و نه بیرون آن؛حرف می زند نه با زبان و کام و دهان ؛می شنود نه با سوراخهای گوش وعضو شنوائی؛سخن میگوید نه با بکار بردن الفاظ در بیان؛حفظ میکند نه با رنج به خاطر سپردن؛می خواهد نه با به کار گیری اندیشه؛دوست دارد وخوشنود میشود نه از راه دلسوزی؛دشمن می دارد وبه خشم می آید نه از روی رنج ونگرانی؛به هر چه اراده کند ،می فرماید«باش»پدید می آید نه با صوتی که در گوش ها نشیند،و نه فریادی که شنیده شود،بلکه سخن خدای سبحان همان کاری است که ایجاد می کند.


 

شناخت قدرت پروردگار

پیش از او چیزی وجود نداشته وگر نه خدای دیگری می بود.نمیشود گفت «خدا نبود وپدید آمد»که در آن صورت صفات پدیده ها را پیدا میکند،و نمی شود گفت«بین خدا وپدیده ها جدائی است»و«خدا بر پدیده ها برتری دارد»تا سازنده وساخته شده همانند تصور شوند،وخالق وپدید آمده با یکدیگر تشبیه گردند.مخلوقات را بدون استفاده از طرح و الگوی دیگران آفرید،و در آفرینش پدیده ها از هیچ کسی یاری نگرفت،زمین را آفرید وآن را بر پا نگهداشت بدون آن که مشغولش سازد، ودر حرکت وبی قراری،آن را نظم واعتدال بخشید،وبدون ستونی آن را به پا داشت،و بدون استوانه ها بالایش برد و از کجی و فرو ریختن نگهداشت واز سقوط ودر هم شکافتن حفظ کرد،میخ های زمین را محکم،و کوههای آن را استوار،وچشمه هایش را جاری،ودره ها را ایجاد کرد.آنچه بنا کرده به سستی نگرائید،و آنچه را که توانا کرد نا توان نشد.خدا با بزرگی وقدرت بر آفریده ها حاکم است،وبا علم وآگاهی از باطن و درونشان با خبر است،وبا جلال وعزت خود از همه برتر وبالاتر است،چیزی از فرمان او سر پیچی نمی کند،وچیزی قدرت مخالف با او را ندارد تا بر او پیروز گردد،و شتابنده ای از او توان گریختن ندارد که بر او پیشی گیرد،وبه سرمایه داری نیاز ندارد تا او را روزی دهد.همه در برابر او فروتنند،ودر برابر عظمت او ذلیل وخوارند.از قدرت وحکومت او به سوی دیگری نمی توان گریخت که از سود وزیانش در امان ماند.همتائی ندارد تا با او برابری کند،و او را همانندی نیست که شبیه او باشد.اوست نابود کننده پدیده ها پس از آفرینش،که گویا موجودی نبود.


 

چهارشنبه 27/8/1388 - 10:40
آموزش و تحقيقات
www.cloobmusic.com خوراکی علیه پوسیدگی دندان‌ها


نتایج یك تحقیق در دانشگاه علوم پزشكی یاسوج نشان داد: مصرف خرما به عنوان یك ماده غذایی به دلیل اثرات بازدارنده در رشد باكتری عامل پوسیدگی دندان در پیشگیری از بروز این عارضه موثر است.
این تحقیق با هدف تعیین تأثیر عصاره خرما بر رشد استرپتوكوك میوتانس عامل اصلی پوسیدگی دندان توسط دكتر اشرف سیدی ، متخصص پروتزهای دندانی و استادیار دانشگاه علوم پزشكی یاسوج و جمعی از همكارانش انجام شده است.

پوسیدگی دندان شایع‌ترین عفونت باكتریایی در انسان است كه اصلی‌ترین عامل شروع‌كننده آن استرپتوكوك میوتانس می‌باشد.

نتایج تحقیقات قبلی نشان داده است كه بعضی از مواد غذایی می‌توانند با جلوگیری از رشد استرپتوكوك میوتانس مانع از ایجاد پوسیدگی دندان شوند.
در این مطالعه اثر خرما بر رشد استرپتوكوك میوتانس در محیط آزمایشگاهی مورد بررسی قرار گرفت برای انجام این پژوهش پس از كشت استرپتوكوك میوتانس، محیط‌های كشت حاوی خرما با استفاده از میوه، شیره و عصاره خرما با غلظت‌های مختلف تهیه و میكروارگانیسم استرپتوكوك میوتانس در این محیط‌ها كشت داده شد.
یافته‌ها حاكی از آن است كه پس از 24 ساعت استرپتوكوك میوتانس در محیط‌های با غلظت كم خرما رشد اندكی داشت، ولی با افزایش غلظت خرما میكروارگانیسم‌ها قادر به رشد در محیط كشت نبودند.نتایج نشان می‌دهد با توجه به نقش باز دارندگی خرما از رشد استرپتوكوك میوتانس می‌توان خرما را به عنوان یك ماده غذایی پیشگیری كننده از ایجاد پوسیدگی معرفی كرد.
سه شنبه 26/8/1388 - 12:2
آموزش و تحقيقات
درباره تنقلات امروزی
هله‌هوله اصطلاحی است که ما درباره خوراکی‌هایی که بین‌وعده‌های غذایی به صورت تفننی می‌خوریم، به کار می‌بریم. اگرچه اصطلاح هله‌هوله در وهله اول، آدم را یاد بچه‌ها می‌اندازد ولی بزرگسالان هم به اندازه آنها به هله‌هوله علاقه نشان می‌دهند و بابتش پول خرج می‌کنند. اگر می‌خواهید بدانید هله‌هوله‌های خوشمزه چه فواید و مضراتی دارند و از نظر علم تغذیه، این خوراکی‌ها کجای برنامه غذایی ما قرار می‌گیرند، این گزارش را بخوانید...

شاید بهتر باشد اول بدانیم هله‌هوله اصلا یعنی چه؟ دکتر سعید حسینی، متخصص تغذیه و رژیم درمانی و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، در جواب این سوال می‌گوید: «ما اصطلاح پزشکی خاصی نداریم که با هله‌هوله مترادف باشد ولی منظور از هله هوله، عموما تنقلاتی است که در سوپرمارکت‌ها وجود دارد مانند انواع چیپس، پفک، شکلات، بستنی و... اگرچه به نظر می‌رسد که مصرف‌کننده این محصولات عمدتا بچه‌ها هستند ولی بزرگسالان هم سهم عمده‌ای از این خوراکی‌ها را مصرف می‌کنند؛ به خصوص وقتی که دچار اضطراب و هیجانات می‌شوند؛ مثلا هنگام تماشای فوتبال یا دیدن فیلم سینمایی به خوردن این محصولات روی می‌آورند. خوردن چیزهای شیرین مثل شکلات هم یکی از راه‌های برون‌رفت از هیجانات و خلاص شدن از کلافگی است که اغلب موجب روی آوردن بزرگسالان به هله‌هوله می‌شود. در واقع، یکی وقتی عصبی می‌شود پایش را تکان می‌دهد، یکی ناخنش را می‌جود و یکی دیگر هم چیپس و پفک می‌خورد!»

اما بچه‌ها که هیجان و استرسی ندارند پس دلیل استقبال زیادشان از هله‌هوله چه می‌تواند باشد؟ این طور که دکتر حسینی می‌گوید، مهم‌ترین دلیل اشتیاق بچه‌ها به این تنقلات، شکل ظاهری و بسته‌بندی‌های پرزرق و برق آنهاست: «ببینید؛ بچه‌ها چون معده‌شان کوچک است مجبورند به دفعات بیشتری غذا بخورند و برای همین احتیاج به میان وعده دارند. حالا اگر ما به بچه میان وعده سالم و مغذی ندهیم معلوم است که بچه برای تامین نیازش می‌رود، سراغ این جور خوراکی‌ها که هم ظاهر وسوسه‌انگیزتری دارند و هم در دسترس‌ترند.»


هله‌هوله‌ها؛ پرانرژی اما دردسرساز
حالا مگر این هله هوله‌های خوشمزه چه ایرادی دارند که همه این‌قدر درباره‌شان بد می‌گویند؟ این سوال خیلی خوبی است که دکتر حسینی پاسخش را به ما می‌گوید: «این تنقلات عیب‌شان این است که ارزش غذایی‌شان پایین است و انرژی‌شان بالا. یعنی کالری زیادی به بدن می‌رسانند ولی اغلب‌شان از نظر سایر مواد مغذی مثل ویتامین‌ها و پروتئین و مواد معدنی فقیرند. این گروه از خوراكی‌ها چرب، خیلی شور یا خیلی شیرین‌اند و اغلب ضررشان بیشتر از فایده‌شان است مثلا یک بسته چیپس که در وهله اول به نظر می‌رسد، از سیب‌زمینی درست شده و چندان مضر نیست اما از آنجا که با روغن فراوان تهیه شده، بسیارچرب بوده و از نظر ارزش غذایی هم فقیر است. پس یک بسته چیپس نه تنها مواد غذایی لازم را در اختیار کودک نمی‌گذارد بلكه احساس سیری هم در وی ایجاد می‌کند که باعث می‌شود چون حجم معده‌اش کوچک است، احساس بی‌اشتهایی کند و از وعده اصلی غذایی اش هم بازبماند.»

در مورد بزرگسالان هم هله هوله‌ها دقیقا به همین دلیل که کالری بالایی دارند و مملو از چربی‌های مضر هستند، باعث افزایش وزن و چاقی می‌شوند. یعنی شما هم اگر در مواقع هیجان یا کلافگی یا بیکاری هوس خوردن تنقلات می‌کنید باید بدانید که دارید مستقیما به سمت اضافه وزن می‌روید، پس بهتر است به فکر تنقلات کم‌کالری‌تری مثل میوه و سبزی‌ها باشید.


خوب‌هایی که بد شدند
البته بعضی از این تنقلات به اندازه بقیه مضر نیستند و حتی ارزش غذایی هم دارند مثل بستنی و بیسکویت و مغزهایی مثل بادام زمینی که در یکی دوسال اخیر به صورت بسته‌بندی وارد بازار شده‌اند. دکتر حسینی می‌گوید: «بیسکویت میان‌وعده خوبی هم برای بچه‌ها و هم بزرگسالان است به شرط این که با اضافه کردن خامه و کره یا چربی‌های اشباع شده و شکر، انرژی‌اش را بالا نبرند و همین‌طور بستنی می‌تواند به عنوان یکی از اعضای گروه لبنیات برخی نیازهای بدن به کلسیم و پروتئین را تامین کند ولی میزان مفید یا مضر بودنش بستگی به مقدار بستنی و نوع آن دارد؛ مثلا بعضی از بستنی‌ها را مملو از خامه، شکلات و شکر می‌کنند تا خوشمزه‌تر شوند اما این موضوع موجب خواهد شد تا هم کالری افزایش یابد و هم به دلیل خوش طعم بودن میزان بیشتری از آن مصرف شود که باز هم ضررش را می‌افزاید.» دکتر حسینی در مورد مغزهای مفیدی مثل بادام زمینی و بادام هندی و پسته که مدتی است در قالب بسته‌بندی‌های کارخانه‌ای به سوپرمارکت‌ها وارد شده‌اند، می‌گوید: «این مغزها برای رشد کودک خیلی مفیدند ولی مشکل اینجاست که برای خوشمزه شدن این مغزها به آنها نمک اضافه می‌کنند که ضرورتی ندارد و باعث تغییر ذائقه کودک می‌شود تا به غذاهای شور عادت کنند که عادت نامناسبی است و در آینده مشکل‌ساز خواهد بود.»


نون و پنیر و سبزی
شاید با این اطلاع‌رسانی‌ها که چند وقتی است درباره مضرات هله‌هوله‌ها در رسانه‌های جمعی انجام شده، خیلی‌ها دیگر می‌دانند که این خوراکی‌ها ارزش غذایی ندارند ولی نمی‌توانند جلوی بچه‌ها یا حتی خودشان را بگیرند و در مقابل وسوسه خوردن این تنقلات مقاومت کنند.دکتر حسینی در این باره می‌گوید: «بچه‌ها تقصیری ندارند چون ذایقه‌شان را ما می‌سازیم. وقتی از همان کودکی عادت کنند به خوردن این مواد، دیگر سخت می‌شود بهشان فهماند که اینها برای سلامتی مضر هستند چون کودک به این چیزها توجه نمی‌کند و بیشتر به شکل فریبنده بسته‌بندی‌شان دقت دارد. ما باید بچه‌ها را عادت دهیم به خوردن میوه و سبزی و مغزهای مفید، مثلا برای تغذیه مدرسه به بچه نان و پنیر و سبزی و گردو بدهیم و میوه‌های تازه در دسترسش بگذاریم که وقتی گرسنه می‌شود، نرود سراغ چیپس و پفک. یکی از دلایلی که بچه سراغ این خوراکی‌ها می‌رود ظاهر جذاب‌شان است و ما می‌توانیم میوه‌ها را در شکل‌های جالب به صورت پوست کنده و قطعه قطعه شده در اختیارش بگذاریم که هم خوردنش آسان باشد و هم شکل ظاهری‌اش جلب توجه کند. گاهی مادرها یک میوه کامل را جلوی بچه می‌گذارند و می‌گویند باید همه‌اش را بخوری و اگر کودک همه میوه را بخورد به دلیل فیبر موجود در آن احساس سیری و سنگینی ناخوشایندی پیدا می‌کند که باعث می‌شود دفعه بعد از خوردن آن امتناع کند. پس بهتر است تکه‌های متنوعی از میوه‌های مختلف را به شکل جذابی در اختیار کودک قرار بدهیم تا ذائقه‌اش به آن عادت کند.»

 

سه شنبه 26/8/1388 - 12:0
كودك

روانشناسان انگلیسی بر این باورند که نوازش و لمس کردن پوست روند کاهش دمای بدن کودکان بیمار را سرعت می‌بخشد.

بسیاری از کودکان به دلیل بروز برخی ناراحتیهای روحی و نیاز به لمس محبت والدین دچار بیماری و تب می‌شوند.

روانشناسان انگلیسی بر این باورند که والدین می‌بایست هرشب پیش از خواب برای کودکانشان لالایی بخوانند و آنها را چند دقیقه در آغوش بگیرند تا نه تنها سلامت روحی کودکانشان را حفظ ‌کنند بلکه تعداد دفعات بروز انواع بیماریها را در فرزند‌شان نیز کاهش دهند.
شنبه 23/8/1388 - 12:6
آموزش و تحقيقات

شهادت آب

یک محقق ژاپنی با انتشار یافته‌های تحقیقات خود مدعی شد که مولکول‌های آب نسبت به مفاهیم انسانی تأثیرپذیرند.
نظریه این محقق ژاپنی که تاکنون از سوی مؤسسات علمی فیزیکی و زیست‌شناسی مورد تأیید قرار گرفته است، مبتنی بر بررسی نمونه‌های فراوانی از کریستال‌های منجمدشده آب و مقایسه آن با یکدیگر است.
پروفسور «ایموتو»‌که یافته‌های خود را در سه جلد کتاب ارائه کرده است، معتقد است که مفاهیم متافیزیکی محیط بر روی ترکیب مولکولی آب تأثیر می‌گذارد. 
این دانشمند ژاپنی که فارغ‌التحصیل دانشگاه یوکوهاماست، دارای یک مؤسسه تحقیقاتی به نام SHM در ژاپن است که امور تحقیقاتی مربوط به کریستالیزه شدن آب را در آنجا انجام می‌دهد.

آب، پیام مهمی برای ما دارد. آب به ما می‌گوید که نگاه عمیق‌تری به خودمان بیندازیم. زمانی که با آیینه آب به تماشای خود می‌نشینیم، این پیام به طور شگفت‌آوری خود را شفاف و درخشان می‌کند. می‌دانیم که زندگی بشر مستقیما به کیفیت آبی که در اطراف ما یا درون بدن ماست، روی آورده است. تصاویر و اطلاعات ارائه‌شده در این مقاله،‌ بازتابی از فعالیت «ماسارو ایموتو»، محقق خلاق و رویاپرداز ژاپنی است. «ایموتو» کتابی با نام «پیغام آب» منتشر کرده که برگرفته از یافته‌های تحقیقات جهانی وی است. اگر شما نسبت به تأثیرپذیری افکارتان از وقایع درون یا پیرامونتان شک و تردید دارید، اطلاعات و عکس‌هایی که در اینجا آورده شده را ببیند. این تصاویر مستقیما بر اساس نتایج به دست آمده در کتاب انتشاریافته «ایموتو» است.

بنا بر آنچه در کتاب «ایموتو» آمده است، ما به مدارک حقیقی دست یافته‌ایم که نشان می‌دهد، انرژی ارتعاشی بشر، افکار، نظرات و موسیقی بر ساختار مولکولی آب اثر می‌گذارد. 
آب، ماده‌ای بسیار سازگار است، به گونه‌ای شکل فیزیکی آب به آسانی با محیطی که در آن هست، انطباق پیدا می‌کند و نه تنها از نظر فیزیکی تغییر می‌کند، بلکه شکل مولکولی آن نیز تغییر می‌یابد. انرژی یا ارتعاشات محیط، شکل مولکولی آب را تغییر می‌دهد. از این جنبه، نه تنها آب توانایی آن را دارد که از حیث دیداری، محیط خود را منعکس کند، بلکه از حیث مولکولی هم در انعکاس محیط اطراف خود عمل می‌کند.

«ایموتو»، تغییرات مولکولی آب را به وسیله تکنیک‌های عکسبرداری و مشاهده میکروسکوپی به صورت سند و مدرک درآورده است. به این صورت که وی قطراتی از آب را به صورت یخ درآورده و سپس آنها را در یک فضای تاریک میکروسکوپی مورد آزمایش که از قابلیت‌های عکاسی برخوردار بوده، قرار داده است. تحقیقات وی، آشکارا تغییر شکل ساختار مولکول آب را به نمایش گذاشته است و اثر محیط بر ساختار آب را نشان می‌دهد. 

«ایموتو» به تفاوت‌های جالب‌توجهی در ساختار کریستالی آب دست یافته است که از منابع گوناگون و شرایط مختلف در روی کره زمین تهیه شده‌اند. آبی که از نخستین محل خود از کوه جاری می‌شود و چشمه‌هایی که جاری هستند، طرح‌های هندسی بسیار زیبایی از الگوهای کریستالی‌شده خود ارائه می‌دهند. آب آلوده و سمی که از نواحی پرجمعیت و صنعتی به دست آمده است و آب راکد کوله‌های آب و سدهای ذخیره، به صراحت ساختارهای کریستالی تغییریافته و برحسب اتفاق شکل‌گرفته آب را نشان می‌دهد.

بنابراین، با توجه به عمومیت موسیقی درمانی، «ایموتو» تصمیم گرفت ببیند، موسیقی چه اثراتی بر شکل‌گیری ساختار آب دارد. او آب مقطر را ساعت‌ها بین دو نفر که در حال صحبت کردن بودند، قرار داد و سپس از کریستال‌های آن آب، پس از انجماد،‌ عکسبرداری کرد

آب به صورتی زنده و تأثیرپذیر به هر یک از احساسات و اندیشه‌هایمان پاسخ می‌دهد. کاملا روشن است که آب به آسانی، ارتعاشات و انرژی محیطش را به خود می‌گیرد و جذب می‌کند؛ خواه آلوده، سمی یا راکد و کهنه باشد. کار غیرعادی «ایموتو»، نمایشی پرهیبت است و ابزاری قدرتمند که می‌تواند، درک ما را از خودمان و جهانی که در آن زندگی می‌کنیم، برای همیشه تغییر دهد. هم‌اکنون مدرک قوی و محکمی داریم که می‌توانیم به طور مثبت، خود و سیاره خود را با انتخاب افکاری که برای اندیشیدن برمی‌گزینیم و راه‌هایی که این افکار را به فعلیت می‌رساند درمان نموده تغییر شکل دهیم.

 

  

مولکول آب پس از پخش موسیقی هوی متال

 

مولکول آب پس از بردن نام هیتلر

 

مولکول آب پس از ذکر کلمه عشق

 

مولکول آب پس از یادکردن مادر ترزا

 

مولکول آب پس از گفتن کلمه می کشمت

 

مولکول آب پس از رقص کاواچاکی

 

مولکول آب پس از گفتن متشکرم

 

مولکول آب پس از خواندن دعا

سه شنبه 21/7/1388 - 11:1
خواستگاری و نامزدی

خیلی گستاخانه است که بخواهیم درمورد طریقه نصیحت کردن، نصیحتتان کنیم اما درمیان گذاشتن ایده ها، نظرات و تجربیات همدیگر به این طریق می تواند بسیار مفید باشد. نصیحت خوبی که به درستی منتقل شود واقعاً ارزشمند است اما برای بد رساندن پند و اندرز به کسی راه های زیادی وجود دارد.

باید یاد بگیریم که اگر میخواهیم کسی را نصیحت کنیم، اینکار را به بهترین شکل ممکن انجام دهیم چون به این طریق همیشه مورد احترام اطرافیانی قرار می گیریم که به واسطه نصیحت های ما فهم، اعتماد به نفس و کنترل بیشتری نسبت به زندگی خود پیدا کرده اند.

برای اینکه کسی را به درستی نصیحت کنیم، کلید کار  دانستن تفاوت بین درددل منفعل و درخواست فعال است. وقتی کسی از شما برای پند و اندرز، کمک می خواهد، باید طوری به این موقعیت نزدیک شوید که مربیان زندگی به کارشان نزدیک میشوند. یعنی نه با جواب دادن سوالها، بلکه با پرسیدن سوال های درست.

اگر می خواهید بدانید که چطور باید بهترین نصیحت و اندرز را به اطرافیانتان ارائه کنید، به راهنمایی های زیر توجه کنید:

درددل و گوش کردن

درددل کردن تجربه ای ارضاءکننده است. چند روز است که مسئله ای فکرتان را مشغول کرده است و به طور ناگهانی سر درددلتان برای یکی از دوستان باز می شود. فقط درمورد آن موضوع سر صحبت را باز کرده اید اما این عمل به تنهایی فکرتان و روانتان را تصفیه می کند و حتی راه حلهایی هم پیش رویتان قرار می دهد. بعد، دوستتان اشتباهات کارتان را به شما نشان می دهد و به شما می گوید چه باید بکنید و او اگر جای شما بود چه میکرد.

نصیحت زمانی بهترین تاثیر را دارد که طرف مقابل خودش از شما بخواهد. بدترین نصیحت هایی که در عمرتان شنیده اید یا به کسی داده اید، نصیحت هایی است که بدون تقاضا مطرح شده اند. تقاضا مهمترین بخش فرایند کشف است و بهتر است به دوستتان اجازه دهید خودش درمورد مشکلاتش از شما کمک بخواهد و درغیراینصورت بهتر است که توصیه ها و نصیحت هایمان را برای خودمان نگه داریم.

این مسئله به خصوص اگر طرف مقابلمان خانم ها باشند اهمیت بیشتری پیدا میکند. اگر میخواهید خانمی را در کارهایش راهنمایی کنید بهتر است اجازه بدهید خودش از شما بخواهد آنوقت شنونده ای حامی و سنگ صبور باشید و صبر کنید تا طرفتان خودش نظرتان را جویا شود. اگر چنین اتفاقی نیفتاد، می توانید از او سوال کنید که "نظر من را می خواهی؟" و بعد منتظر جواب او بمانید.

سوال پرسیدن

اگر از شما خواسته شده که نصیحت کنید و پند بدهید، و می خواهید مقدس و همه چی تمام جلوه نکنید، موثرترین راه این است که سوال بپرسید، چون:

 - طرف را وادار می کند همه جنبه های مشکلش را خوب بررسی کند.
- به او این امکان را می دهد که راه حلهایی برای خود پیدا کند و تصمیمات و نتیجه آنها را تحت کنترل خود درآورد.
- به شما این امکان را می دهد که از دادن پاسخی که ممکن است نادرست باشد یا آمادگیش را نداشته باشید، جاخالی دهید.
- قدیس و واعظ جلوه نخواهید کرد چون وانمود نمی کنید که همه پاسخ پیش شماست

با اینکه هیچ فرمول قدم به قدمی برای سوالهایی که باید بپرسید وجود ندارد اما باید بتوانید این پرسشها را در قالب پنج پرسش کلیدی، چه چیز، چه وقت، چرا، چه کسی، و چطور  نگه دارید. این سوالات اگر خاص و صریح باشند و پاسخی که به آنها داده می شود هم به همان اندازه صریح باشد، بهترین فرصت را برای تاثیرگذاری در اختیارتان قرار می دهد.

برای مثال، این داستان رادر نظر بگیرید: دوستتان نگران این است که شاید دوست دخترش معتاد شده باشد، و از شما می خواهد کمکش کنید که آیا باید این مسئله را با کسی درمیان بگذارد یا نه.

چه چیزی: او چه کاری انجام داده که باعث شده فکر کنی که مشکلی دارد؟ فکر می کنی به چه موادی اعتیاد دارد؟ آیا درمورد مسائل کوچک دروغ می گوید؟ آیا چیزی را از شما پنهان می کند؟

چه کسی: وقتش را با چه کسی می گذراند؟ آیا تو این افراد را می شناسی؟ وقتی به فکر درمیان گذاشتن این مسئله با دیگران می افتی، چه کسانی به ذهنت می رسند؟ آیا با آنها در این مورد صحبت کرده ای؟

چرا: چرا فکر می کنی که باید مشکل را با دیگران درمیان بگذاری؟ قبل از اینکه اینقدر پیشروی کنید آیا با خودش صحبت کرده ای؟ آیا مستقیماً از خودش پرسیده ای؟ از دوستانش چطور؟

چطور: تصور کن که بقیه راهم از این موضوع باخبر کردی، فقط عده دیگری را در این مسئله درگیر و نگران کرده ای، بدون اینکه حتی مطمئن باشی که چنین مسئله ای صحت دارد. آنها را وارد این اتاق می کنی و به دوست دخترت به دروغ می گویی که می خواهی جای دیگری بروی.

چه زمان: فکر میکنی کی اینکار باید انجام شود؟ فوراً؟ آیا او وارد موقعیت های خطرناکی شده است؟ اگر موضوع را با خودش درمیان گذاشتی و او همه چیز را انکار کرد چه؟

 دست کمک

در وضعیت ایدآل این پروسه سوال پرسیدن—و پرسیدن سوالات بیشتر برحسب پاسخ هایی که دریافت می کنید—می تواند خیلی از شک ها و ابهامات مسئله را از بین ببرد و وقتی این پرسش و پاسخ ها تمام شد، طرف مقابلتان به یک راه حل درست و حسابی رسیده است. اینکار باعث می شود فرد بهتر بفهمد که در آن موقعیت چه کار باید بکند و چه انتخاب هایی پیش رو دارد. مطمئن باشید اگر همه چیز همینطور پیش برود، او باز هم برای کمک به سراغتان می آید.
سه شنبه 24/6/1388 - 11:3
رمضان
الف- چگونه به استقبال رمضان برویم:
هنگامی که انسان با دوستی دیدار کند یا از مکانی دیدن کند و در ضمن بداند که این دیدار تکرار نخواهد شد، احساس مضاعفی به وی دست خواهد داد تا از این دیدار بیشترین بهره را ببرد، از میان عبادات سالانه، روزه بیشترین امکان را دارد که دوباره تکرار نشود، زیرا آدمی نمی‌داند تا سال بعد زنده بماند تا از این فرصت بیکران معنویت دوباره بهره‌مند شود یا نه. لذا بسیار مناسب است در این راستا به نکات ذیل توجه نماییم:

1- با اخلاص نیت، تصمیم قطعی و جدی روزه گرفتن این ماه مبارک را داشته باشیم.
2- جستجو جهت رویت هلال ماه رمضان وخواندن این دعا درهنگام رویت:
" اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَیْنَا بِالْأَمْنِ وَالْإِیمَانِ وَالسَّلَامَةِ وَالْإِسْلَامِ رَبِّی وَرَبُّکَ اللَّهُ "

3- دعا کردن دردرگاه خداوند که به ما مهلت عمر دهد تا به ماه رمضان برسیم، تا بتوانیم روزه وعبادت این ماه رابه جا آوریم. هروقت ماه رجب فرامی‌رسید پیامبر(ص) می‌فرمود: " عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِکٍ قَالَ کَانَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهم عَلَیْهِ وَسَلَّمَ إِذَا دَخَلَ رَجَبٌ قَالَ اللَّهُمَّ بَارِکْ لَنَا فِی رَجَبٍ وَشَعْبَانَ وَبَلِّغْنَا رَمَضَانَ " پروردگارا در رجب و شعبان برکت بیانداز و ما را به ماه رمضان برسان"
4- اگرماه رمضان را درک کردیم دردرگاه خداوند سپاسگذارباشیم که به ما توفیق داد ماه پرفضیلت رمضان را دریابیم.
5-اظهار خوشحالی به خاطر فرارسیدن ماه مبارک رمضان، به خاطربرکات و فضیلت‌های عظیم آن.
6- برنامه‌ریزی جهت هرچه بهتراستفاده کردن از ماه مبارک رمضان و مناسبت‌های آن، خود و خانواده و غنیمت شمردن ایام و شب‌های رمضان.
7- آگاهی کسب کردن نسبت به احکام و مسائل روزه تا مبادا به خاطر جهالت دچاراشتباهی نشویم.
8- کسب کردن آمادگی روحی و روانی به خاطر قدوم ماه رمضان با گوش دادن به نوارها و سی‌دی‌ها و با خواندن کتاب‌هایی که در آن فضایل ماه رمضان و احکام آن بیان شده باشد تا نفس،‌ آمادگی فرمان‌برداری و طاعت را داشته باشد. چرا که پیامبر(ص) این آمادگی را در نفوس اصحابش ایجاد می‌نمود. در آخرین روزهای ماه شعبان می‌فرمود: ماه رمضان فرا می‌رسد، ماه رمضان فرا می‌رسد، ماه مبارکی است.
9- سعی کنیم در ابتدای رمضان توبه صادقانه نماییم و عزم کنیم که مافات را جبران نماییم تا این رمضان بهتر از رمضان گذشته باشد و با پدر، مادر، خانواده و ارحام با نیکی رفتار نماییم.
10- تصمیم جدی مبنی بر حذف شیوه‌ها و عادات غلط از زندگی در ماه مبارک رمضان بگیریم.

ب- ویژگی‌های ماه رمضان:

1- بوی دهان روزه‌دار در نزد خداوند ازبوی مشک خوشبوتر است.
2- فرشتگان برای روزه‌داران طلب مغفرت می‌کنند تا اینکه افطار کنند.
3- در ماه رمضان شیاطین به زنجیرکشیده می‌شوند(فعالیت آنها کم می‌شود).
4- در ماه رمضان دروازه‌های بهشت گشوده می‌شود و درهای جهنم بسته می‌شود.
5- در ماه رمضان شب قدر وجود دارد که ازهزارماه بهتراست.
6- خداوند در آخرین شب رمضان روزه‌داران را می‌آمرزد.
7- در هرشب رمضان خداوندعده‌ای را ازآتش جهنم آزاد می‌کند.
8- رمضان قطعه‌ای ازبهشت است. در واقع مسلمان درماه رمضان باید تمرین زندگی بهشتی نماید. وجه تشابه رمضان با زندگی بهشتی این است که همان‌طور که در رمضان وعده غذا به دو وعده (شام و سحر) تقلیل می‌یابد همانطور در بهشت نیز وعده رسمی غذا دو باراست (وَ لَهُمْ رِزْقُهُمْ فیها بُکْرَةً وَ عَشِیًّا). مریم62
9- رمضان، ماه دعا، توبه و استغفار است: دعا و توبه در این ماه بهتر پذیرفته می‌شود.
10- روزه‌ی ماه مبارک رمضان مبارزه با هوای نفس و شهوات است. روزه بزرگ‌ترین عامل کم‌رنگ شدن شهوات است. در واقع روزه کاخ شهوات را فرو می‌ریزد، زیرا در این ماه انسان از شهوات و خواسته‌های حلال، چشم می‌پوشد که این کارموجب تقویت اراده انسان می‌شود و به شخص کمک می‌کند تا از شهوات و خواسته‌های ناروا بیشتر دوری کند، و این‌چنین تقوای الهی حاصل می‌شود که بزگ‌ترین فایده‌ی روزه است.
11- رمضان ماه صبر است، صبر، با روزه پیوندی نا گسستنی دارد. صبر در برابر طاعات، صبر در برابر گناهان، و صبر در برابر دردها و دشواری‌ها، همه در روزه وجود دارد.

ج- چگونه از رمضان بهتراستفاده کنیم:

1- از مبطلات روزه بپرهیزیم:
روزه‌داران معمولاً از مفطرات (خوردن، آشامیدن وجماع) دوری می‌کنند اما بسیاری ازآنها توجهی به مبطلات روزه ندارند یعنی چیزهایی که سبب می‌شود اجر و پاداش روزه‌داران از بین برود. به فرموده‌ی پیامبر(ص): " رُبَّ صَائِمٍ حَظُّهُ مِنْ صِیَامِهِ الْجُوعُ وَالْعَطَشُ". چه بسا روزه‌دارانی که بهره‌شان ازروزه، گرسنگی وتشنگی است. یعنی ثوابی ندارند.
از آنجا که ثواب روزه بسیار زیاد است به طوری‌که خداوند خودش پاداش‌دادن به روزه‌داران را برعهده گرفته (قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهم عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ اللَّهُ کُلُّ عَمَلِ ابْنِ آدَمَ لَهُ إِلَّا الصِّیَامَ فَإِنَّهُ لِی وَأَنَا أَجْزِی بِهِ). این پاداش زیاد زمانی حاصل می‌شود که تمام اعضا و جوارح خویش را از چیزها و کارهای ناروا نگه داریم، زبان را از سخن‌های حرام مثل: غیبت، تهمت، مسخره، عیب‌جویی و.....چشم را از مشاهده‌ی صحنه‌های ناروا: نگاه به نامحرم، و گوش را از شنیدن سخن‌های ناروا، و دست و پا و سایر اعضا از انجام کارهای ناشایست نگه داریم.
به عبارت دیگر باید تمام اعضا و جوارح و بدنمان روزه باشند. تاحدّی که پیامبرمی‌فرماید: "اگرکسی به روزه‌دار فحش و ناسزاگفت، روزه‌دار نباید مقابله به مثل کند بلکه باید بگوید من روزه هستم". در صورت عدم رعایت موارد فوق چه بسا بهره‌ی ما از روزه فقط گرسنگی وتشنگی باشد.

2- شرکت در نماز تراویح (قیام):
نماز تراویح یکی ازسنت‌های بسیار بافضیلت درماه رمضان است. پیامبر به آن تشویق نموده آنجا که می‌فرماید: " «مَنْ قَامَ رَمَضَانَ إِیمَانًا وَاحْتِسَابًا غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ»
یعنی کسی که درشب‌های رمضان با ایمان و اخلاص نماز را به پادارد، گناهان گذشته وآینده‌ی اوبخشیده می‌شود.
سعی کنیم تا آخر ماه رمضان در نمازهای تراویح و قیام حضورداشته باشیم و از اجر و پاداش آن بهره‌مند گردیم.

3- صدقه دادن و بخشش درماه رمضان:
صدقه و بخشش‌کردن در ماه رمضان بسیار فضیلت دارد. پیامبر(ص) می‌فرماید: "أفضل الصدقه صدقة فی رمضان" بهترین صدقه صدقه‌ایست که در ماه رمضان داده شود. که به طرق مختلف می‌توان آن را انجام داد:
أ. هر نوع کمک کردن و یاری رساندن به محتاجان و افراد نیازمند.
ب.غذادادن به مردم نیازمند، خصوصاَ افطاری دادن به روزه‌داران.

4- قرائت قرآن:
رمضان ماه قرآن است، چرا که قرآن در آن نازل شده است. بنابراین باید تلاش کنیم که در این ماه بیشتر قرآن را تلاوت و مدارسه نماییم. آنچه مهم است این است که باید توجه داشته باشیم قرآن را با تدبّر و خشوع بخوانیم وسعی کنیم معنی ومفهوم آن را بفهمیم. تنها هدف، خواندن و زیاد ختم کردن نباشد.

5- دعا و استغفار:
روزها و شب‌های رمضان اوقات مناسبی است برای ذکر و دعا، استغفار و استجابت دعا به ویژه:
1- درهنگام افطاری که دعا اجابت می‌شود.
2- ثلث آخر شب، که خداوند درخواست و نیاز بندگان را برآورده می‌کند.
3- سحرگاهان که استغفار در آن اهمیت زیادی دارد.
4- روز جمعه به ویژه آخرین ساعات آن روز (یعنی بعد از نماز عصر).

6- عمره در رمضان:
اگر کسی توانایی داشته باشد و امکانات سفر برایش مهیا باشد، انجام عمره در رمضان ثواب بسیار زیادی دارد و برابراست با انجام حج. پیامبر(ص) می‌فرماید: " عَنِ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهم عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَنَّ عُمْرَةً فِی رَمَضَانَ تَعْدِلُ حَجَّةً" بخاری و مسلم. عمره در رمضان برابر است با یک حج.

7-اعتکاف خصوصا در دهه‌ی آخر:
سنت پیامبر، صالحان و بزرگان دین است و در روحیه و تزکیه انسان بسیار مؤثّر است.

8-دریافتن فضیلت دهه‌ی آخر رمضان خصوصاً لیلة القدر:
سعی کنیم در دهه‌ی آخرماه مبارک رمضان برای طاعت وعبادت کمرهمت بندیم و تمام اوقات را در طاعت و عبادت، صدقه و اعتکاف بگذرانیم. به امید اینکه شب قدری که ارزش آن از هزار ماه بهتر است را دریابیم.

9-نشستن در مسجد بعد از نماز صبح تا اینکه خورشید طلوع کند.
و بعد از بالا آمدن خورشید نمازضحی را بخوانیم که این کار به فرموده‌ی پیامبر ثواب حج و عمره کامل را دارد.

10-غنیمت شمردن اوقات و تنظیم وقت:
سعی کنیم درماه مبارک رمضان با توجه به کار و مشغله خویش برنامه‌ای داشته باشیم تا بتوانیم بهتر از این ایام پربرکت استفاده نمائیم.

11-رعایت آداب روزه بر اساس سنت نبوی (در رابطه باخوردن، آشامیدن و خوابیدن):
1- افطاری به شیوه نبوی: خوردن چند دانه خرما هنگام افطار، سپس خواندن نماز مغرب و بعد از آن به فاصله 30دقیقه شام مصرف شود.
2- پرهیز از خوردن شیرینی‌جات مصنوعی (قند و شکر) در هنگام افطاری و شام.
3- پرهیز از پرخوری در بین شام تا سحر.
4- برخاستن برای خوردن سحری و غذای سبک مصرف کردن در هنگام سحری.
5- پرهیز از خوابیدن زیاد در طول روز، مگر خواب قیلوله.
6- پرهیز از مصرف غذاهای مضر و غیرطیّب.
7- داشتن تحرک فیزیکی و فعالیت در طول روز.
امید است با رعایت موارد فوق، اهداف مهم روزه (حصول تقوی، تزکیه، سلامتی جسمی و روانی و..... ) بر آورده شود.
دوشنبه 26/5/1388 - 14:4
اخبار
اتفاقات باورنکردنی‌ای که تا 40سال دیگر رخ می‌دهند!!  46 کارشناس علم، پزشکی و فناوری 40 سال آینده علمی‌و فناوری دنیا را پیش بینی کردند. دیدار انسانهای زمینی با موجودات فرا زمینی، استخراج نفت از مریخ، کشف درمان قطعی سرطان و ... بخشی از این پیش بینی ها است.نسخه انگلیسی مجله "وایرد" با کمک گروهی از دانشمندان عرصه‌های مختلف علمی، فناوری و پزشکی به پیش بینی دنیای دانش در 40 سال آینده و تا سال 2049 پرداخت.دیدار انسانهای زمینی با موجودات فرازمینیاین پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که تا سال 2049 انسانهای زمینی با موجودات فرا زمینی دیدار می‌کنند.همچنین تا این سال انسان می‌تواند به رویای نامیرایی از طریق خواب طولانی فکر کند. اما با وجود این تا 40 سال آینده هنوز علم به حدی پیشرفت نخواهد کرد که بتواند در خصوص بیداری دوباره انسان‌های به خواب رفته اطمینان دهد.

انسان وارد مریخ می‌شود و نفت استخراج می‌کندبر اساس پیش بینی مجله وایرد، انسان تا سال 2040 قدم بر خاک مریخ می‌گذارد و با احداث پایگاههایی در صدد حفاری و کشف نفت در زیر سطح سیاره سرخ بر می‌آید.

کشف درمان قطعی سرطانهمچنین تا 40 سال آینده درمان قطعی سرطان کشف شده و واکسنی برای مقابله با بیماری ایدز ساخته می‌شود. علاوه بر این تا این سال انسان موفق به اختراع ماشینهای مجهز به هوش مصنوعی می‌شود. البته باید مراقب باشد که این ماشینهای هوشمند را تحت کنترل و سلطه خود نگه دارد. این مجله در این پیش‌بینی‌ها از مشاوره مختصصانی چون یان پیرسون، فیت پاپکورن و نورمن فاستر بهره جسته است. به اعتقاد این کارشناسان تا سال 2020 ماموریت فضایی انسان به مریخ انجام خواهد شد. این سفر فضایی بین 500 تا 900 روز طول خواهد کشید به طوریکه می‌تواند فضانوردان را در معرض تششعات شدید کیهانی قرار دهد و موجب بروز مشکلاتی در دستگاه استخوانی شود. همچنین می‌تواند دشواری‌هایی را در زمینه حمل مواد غذایی، آب و اکسیژن برای آنها ایجاد کند اما در صورتی که این دانشمندان موفق شوند قدم بر خاک مریخ بگذارند بر اساس عقیده بسیاری از سیاره شناسان امروز می‌توانند تا سال 2040 در زیر سطح سیاره سرخ نفت کشف کنند.

امکان تسلط روبات‌های انسان نما بر انسانهمچنین تا سال 2020 انسانها رایانه، روبات و ماشین‌هایی مجهز به هوش مصنوعی در اختیار خواهند داشت که توانایی صحبت کردن با انسان را دارند. این ماشینها به حدی طبیعی به نظر می‌رسند که امکان تشخیص آنها از انسانها بسیار مشکل خواهد بود بنابراین اگر این روبات‌های انسان نما تحت کنترل دائمی‌انسان نباشند می‌توانند بر انسان مسلط شوند.از سویی دیگر در عرصه توسعه‌های پزشکی، امکان ساخت واکسن ایدز در سال 2024، چشم‌های مصنوعی در سال 2030 و درمان قطعی سرطان در سال 2032 میسر می‌شود.

تولید خودروهایی که خود رانندگی می‌کنندمجله وایرد پیش بینی کرده است، در سال 2035 خودروهایی وارد بازار می‌شوند که به تنهایی رانندگی می‌کنند و در واقع راننده خودکار دارند.همچنین افرادی که در رویای نامیرایی به سر می‌برند، می‌توانند در سال 2037 به خواب مصنوعی طولانی فرو روند اما در آن زمان هنوز قطعیتی درخصوص بیدار شدن دوباره این افراد وجود ندارد.اما ملاقات انسان با موجودات فرا زمینی در سال 2038 اتفاق خواهد افتاد. آنها تنها میکروبهای فضایی خواهند بود که متاسفانه یا خوشبختانه بیگانگان هوشمند نیستند.مجله وایرد در سال 1996 در نسخه آمریکایی خود نظرسنجی آنالوگی را در میان دانشمندان و پژوهشگران عرصه های مختلف علمی‌انجام داد. در آن زمان بسیاری از این دانشمندان موفق به پیش بینی بسیاری از فناوری‌های که امروز در دسترس ساکنان روی زمین است برای مثال ابزاری مثل "آی- پاد" و به خصوص قدرت جادویی اینترنت نشدند  
دوشنبه 26/5/1388 - 13:32
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته