• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 13
تعداد نظرات : 12
زمان آخرین مطلب : 5902روز قبل
دعا و زیارت

 

مناجات حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) :

خداوندا ! به حق عرش و آنکه علوش بخشید،

و به حق وحی و آنکه نازلش فرمود،

و به حق پیامبر و آنکه به او پیام داد،

و حق کعبه و آنکه آن را بنا کرد.

ای شنونده هرصدا وای جمع کننده همه ازدست رفته ها وای زنده کننده خلائق پس ازمرگ!

بر محمد و اهل بیت او درود فرست و به ما و جمیع مومنین و مومنات در شرق و غرب زمین

فرج و گشایشی نزدیک از جانب خودت عنایت فرما، به شهادت اینکه خدایی جز خدای یگانه

نیست و محمد بنده و رسول توست، درود خدا بر او و فرزندان پاک و شایسته اش.

(کشتی پهلو گرفته، سید مهدی شجاعی)

بانوی بی نشان

 

تمام افتخار زندگی من این است که اراده نمایی تا بنده بی تمنای تو باشم

و اگر هر از چندی رخصت دهی، مادر خطابت کنم.

من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه            ذره ای بودم و مهر تو مرا بالا برد

" ایام فاطمیه است، به رسم بی بی دو عالم : الجار ثم الدار ، التماس دعا! "

 

سه شنبه 14/2/1389 - 15:47
شعر و قطعات ادبی

بی تاب تر از جان پریشان در تب

 بی خواب تر از گردش هذیان بر لب

 بی رویت روی تو بلا تکلیفم از دهلاویه تا آسمان

 همچون گل آفتابگردان در شب

                 ...   (شاعر : مهدی سیار)

 

حاصل عمرم سه سخن بیش نیست

  خام بدم پخته شدم ...      

       کاش که ... سوختم

 

 

شنبه 28/1/1389 - 2:7
خانواده

 

زیباترین توصیفی که از تو شنیده ام این است که تو برترینی ولی علو و بالاییت تو را از

 مخلوقی دور نساخته و نزدیکیت به مخلوقات تورا درمکان با آنها مساوی ننموده است ...

در فیلم "دل شکسته" در صحنه ای مرحوم شکیبایی در دیالوگی خطاب به شهاب

 حسینی می گوید: "در مقابل تمام منطق من می گویی اهل بیت (ع) ؟!!!! "  ولی ...

تو "ای بزرگ بلند مرتبه در عین قرابت" ، اکنون در مقابل دست و پا شکسته ى تمام

یا حسین گفتن هایم از منطق سخن نگو تا من مجبور نشوم "با همه لحن خوش آوایی ام"

برای پاسخ به سوال تکراری همه در وصف حال خودم دست به دامان مثالهای فیزیک!

شوم و بگویم: حکایت من مثل خازن دشارژ! شده است، من تخلیه انرژی شده ام!

پ . ن : دریاب مرا آن هنگام که رحمتت وجودم را لبریز کرده است. (داره بارون میاد)

 

شنبه 1/12/1388 - 16:57
خانواده

 

آن روزها

هر وقت پرده خوان

از نقل شاهنامه و سهراب می گفت

به كربلا كه می رسید

نقل علی اكبر می خواند و می گریست

حتی گاهی قوّال با شمشیر

می زد به پهلوی خود

حالا به جای قاسم و عباس

دارند روضة سهراب می خوانند

به جای رقیه

دارند روضة ندا را فریاد می كنند...

این نقل

نقل پرده دران است

بزن به طبل لجاجت طبّال

كه میر بی بی سی

امشب به كربلا وارد می شود

از در پشتی

بزن به طبل لجاجت طبّال

كه شیخنا می رسد به كربلای مجازی

از راه اینترنت

از راه اعتمادالسلطنه

عمّه ببین به كربلا

این همه موبایل های دوربین دار آمده

عمه ببین كه علم ها خونی است

و میكروفون ها خونی

و صداها خونی

شاید به اشتباه

دو حسین آمده اند اینجا

جوانان بنی هاشم بیایید

راه این پیران فتنه را سد كنید

مسلم این اتفاق ها را دید و گریست

من مسلمم

و راه برگشت دارم

من مسلمم

این نامه را از خانه هانی می نویسم

مرام من كشتن نیست

ما سهراب كش نیستیم

"مستی بیاید قی كند

مستی جهان را طی كند "1

***

امشب دوباره مست حسینم

رباب ایرانی را برمی دارم و می گریم

و می زنم به سیم آخر

با گریه بر علی اكبر

كه بی تابم مانند او

و گریه می كنم سپید سپید

به غربت كسی كه شما نشناختیدش

و سرم می سوزد از این همه بدرقصی ها

چون بیمار كربلا

هنوز تاول بسیجی ها دارد می تركد

و شما اصحاب نمك و كورچشمی

چقدر زود حرمله شدید

در دو كربلا

دو دسته عزادار می بینم

كه هر كدام

دیگری را

یزید می داند

از میكروفون ها خون فوّاره می زند

امشب شهادت نامه ای امضا نمی شود

تنها خبرگزاری ها گفتند:

امشب بناست اتّفاق بدی بیفتد!

و افتاد

موبایل ها در تاریكی شب

ویبره می گریند

بلوتوث بلوتوث نوحه می خوانند

و می ریزند

به دریای سایت آل صهیون

از كمپ موج نو

اولین نفر به میدان رفت

شیخ متغیّر پیشانی اش را پوسید و گریست

بناست قورمه قورمه كنند

شاید كه انتخابات باطل شود

و از جناح روبرو

از اصحاب انتخابات علیه السلام!

بناست قیمه قیمه كنند

در كربلا دو حسین آمده است

اصحاب قورمه اند و قیمه!

اصحاب شیشه و بشكن بشكنه امشب

اصحاب قمه و قلیان

و بی شمار یزید

از این همه یزید

یكی منم

یكی هر آن كه غیر شما باشد

دعوا سر حسین اصلی ست

اگر حسین من تویی سرت كو؟

حسین من سر نداشت

حسین من پشت سرش سایت های سبز نداشت

اینجا حسین های زیادی می بینم

حسین من حسین ناز بود

حسین جاز نبود

حسین من

حسین بالاترین نبود

حسین من

حسین ساركوزی نبود

به كربلا رسیده اند جماعت

و دعوا سر حسین اصلی ست

و تشنگان دارند آب می شوند و

خلیفه ها دارند آب می فروشند و

سایت ها دارند ماهی شان را می گیرند

از مزرعه خدا

در ظهر كربلا

و شیعیان حسین(ع)

این بار

به جان حسین افتاده اند

اگر حسین من تویی رأیم كو؟

كه ما رأیت الا رأیی...

این را كسی می گوید

كه فكر می كند ابوالفضل

برادر عبّاس است

و فكر می كند كه رای او بالاترین است

و فكر می كند كه مردم ده

گوساله اند

كسی كه جای زنجیر زدن

زنجیر انداخته است این همه سال

و تازه از فرنگ رسیده است

آقای لیوایز و توییتر و باراك

آقای آدامس خروس و مك دونالد

تو ایرانی نیستی

یكی از شعبه های تیری هستی كه خورد

به گلوی اصغر شش ماهه

دخترانی كه گوشواره تان را به رخ می كشید

مردان انگشتر مطلّا...

دیگر اینجا سایت اللهی شدید

"بیش از این بابا دلم را خون نكن "2

نگاه كن چه میر و مرگی راه انداخته اند

مهلا مهلا...

***

بعد از آن همه جنگ

به كربلا رسیده ایم

عمه ببین به كربلا این همه لشكر آمده

با موبایل های چند جیبی

به عخش اختشاش

با همان آش و

همان كاسه

رییس سایت چلپاسه

دعوت به شام كریسمس می شود

در كاخ سفید

مبارك است اسرائیل

مبارك است جاسوسی گراز یك چشم...

مبارك است گره خوردن عاشورا و یلدا با كریسمس

مبارك است

"زیركی ظنّ است و حیرانی خبر "3

اصحاب او حیران الله بودند

و شما زیركان دنیایید

امّا همیشه مختاری هست

مختار این بار زودتر

به انتقام خون حسین آمد

در كاروان ما

مختارها كم نیستند

مختارهای مختار و بی اختیار

اما در كربلای ما

همیشه اتفاق ها

از جنس "ما رایت الا جمیلا " ست

از جنس ما رمیت ...

***

در محاصره این همه موبایل

كه زنگ می زنند كنار فرات

در محاصره این همه فتوشاپ و گوگل

كه رفته اند تا گودال قتلگاه

و پیش از این بازی ها

می خواستند سر حسین مرا

بر نیزه ها ببرند

از جانب فرات و از در مخفی

همین سپاه اشقیا

شما نبودید

داشتید علیه هم شعار می دادید

در دانشگاه

روزی كه دانشگاه

دانشكاه شد

حالا رسیده ایم به كربلا

و خیمه ها را قاطی می بینم

پرچم ها را خونی

و خبرگزاری ها

خیمه هایشان را علم كرده اند بر تل زینبیه

اینان كه رنگ خیمه شان سبز است

اصحاب آشنایی زدایی و تأویل اند

"باز این چه شورش است كه در خلق عالم است "4

مواظب باش

وگرنه حرمله خواهی شد

ساعتی بنشین كه باران بگذرد

حالا

چندی ست سپاه اشقیا سبزند

سپاه اتقیا قرمز

چندی ست شنود گذاشته اند

در حلق پاره پارة اصغر

مصاحبه سی ان ان

با نائب حسین عصر!

مصاحبه بی بی سی

با بی بی الفلان

زن پریزیدنت ثمّ الثانی!

تقدیر كاخ سفید از زحمتكشان بازی عاشورا

و این سریال ادامه دارد

و گریة من

از پی كاروان اسیرانی

كه بی صدا می گریند

من فكر می كنم

كه كربلا

باید جای دیگری باشد

و این حسین ها

نالوطیان همین شمرانند!

***

شما فروختید شام غریبان را به شب یلدا

سر حسین را به هندوانه ای

تمام هندوانه هاتان توزرد بود امسال

كه سرخ

سر حسین شهید بود

شما اصحاب تخمه اید

و سیب سرخ

سر بریدة مولا بود

انار دانه دانه

اشك زینب كبری بود

بروید سوار شتر شب شوید و

فیلترتان را بردارید و بروید...

**

شام غریبان حسین امشب است...

ما آب و آتش را با هم جمع می كنیم

دارند سیب سرخ سر حسین علی را می آورند

شما با محراب و منبر بازی كردید

چنگ بزن به شب یلدا

یا شیخنا المتغییر

كه رستگار شوی

شام غریبان روضه غیب هویت است

بسیجی آمده است كشته شود

سهراب را پدران فتنه كشتند

نه بسیجی ها

سهراب به دست سیاوش كشته نشد

سهراب را مثل همان سهراب

پدران فتنه گر كشتند

شما كه می خواستید

یك شبه هفت خوان را طی كنید، كشتید

**

نشسته ام در كنار خرابه

با گریه بر حسین دلم باز می شود

و نوحه می خوانم در دستگاه شور و ماهور

چون غمت را نتوان یافت مگر در دل شاد

ما به امید غمت خاطر شادی طلبیم

می گریم و شادم چون مولانا

و متّصلم چون او

به غم حسین

شما دنبال دیسكوتان باشید

المخملباف یكفی بالپاپیون

شما دنبال دین پاپتان باشید

دنبال جاز پاپ

سواران شتر شب مشروطه

برادران صفدر تقی زاده

كه دینداران اندك شده اند

قل الدیانون

بسی رنج بردیم در این سی سال انقلاب

عجب زنده كردند این دو

انگلیس را

در این سه چار ماه

شترانشان حامله اند

بناست خوك بزایند

خوكهای بریطانیای دسته دار

مرحبا به شیخنا المتغیِر

مرحبا به میر

برگریزان پاییز است و

و سرریزان خون حسین

حسین من در مهر وارد شد

اما شما نامهربان بودید

شما به من سنگ زدید

شما به كربلا سنگ زدید

در سایت بالاترین چلپاسه

كه كربلا ایرانی نیست

كه محمّد(ص) ایرانی نیست

كه خدا و پیغمبر ما بابك است و كورش و كمبوجیه

با این حساب

عمامه سیاه سیّد یزدی،

پر!

با این حساب

عبای شیخناالمتغیر،

پر!

"ای خون اصیلت ز شتكها به غدیران

افشانده شرفها به بلندای امیران

از كرببلا آمده جاری شده وانگاه

آمیخته با خون سیاووش در ایران... "5

سوگ سیاووشان است

من از جناح راست نیستم

و از جناح چپ هم

من از جناح ذوالجناحم

امام گفت :

چراغ را خاموش كنید

شتر شب را سوار شدید

اینها شترهایشان معجزه كرد

و با شترهاشان به استودیوی شب بی بی سی وارد شدند

اگر دین ندارید آزاده باشید

كه روز واقعه است

به روز واقعه تابوت ما ز سرو كنید

در روز واقعه تابوت خلق را

به رنگ سبز كردند

زردها بی خود قرمز نشدند

سبزها بی خود قرمز نشدند

**

نشسته ام در خیمه امام و كوثری می خواند

آه از آن لحظه ای كه با تن چاك چاك...

نشسته ام در خیمه غریبی این دل

و بچه ها دم گرفته اند:

سر حسین مظلوم از تن جداست امشب

سر حسین مرا بر اس ام اس می برند

و روضه خوان می خواند:

شام غریبان حسین امشب است...

                                                    علیرضا قزوه



1- از مولاناست

2- از عمان سامانی است

3- از مولاناست

4- از محتشم كاشانی است.

5- از حسین منزوی است.

 

پنج شنبه 10/10/1388 - 11:14
شعر و قطعات ادبی

 

بین این مردم سر در گم سرما خورده

دلم از سردى رفتار خودم جا خورده

هرم گرم نفسم یخ زده است از بس كه

شانه ام خورده بر این مردم سرما خورده

میروم گریه كنم غربت پر ابرم را

در دل سنگى خود، این دل تیپا خورده

در غرور شب این شهر نخواهد فهمید

تا ابد قرعه به نام شب یلدا خورده

كوچه ها را همه گشتم پى تو نامعلوم

كو؟ كدامین در لب تشنه شما را خورده

بر تهى دستى بى حد و حسابم بنگر

دست كوتاه من از دست تو منها خورده

 

شاعر : فرهاد صفریان

 

شنبه 23/8/1388 - 10:54
ادبی هنری

 

  8 ، 9 ، 10، 11 ... و روزهاست

  که دیگر استکان زندگی را به جای چای ازقند پرمی کنم وبازهم

تلخ

          تلخ

                     تلخ 

                              به گمانم فراموشی گرفته کامم ...

 

دوشنبه 20/7/1388 - 10:38
رمضان

 

كوله بارت بربند!

شاید این چند سحر فرصت آخر باشد!

كه به مقصد برسیم،

بشناسیم خدا

وبفهمیم كه یك عمر چه غافل بودیم.

می شود آسان رفت،

می شود كارى كرد كه رضا باشد او.

اى سبكبال در این راه شگرف،

دردعاى سحرت،

درمناجات خدایى شدنت،

هرگزازیاد نبر

من جامانده بسى محتاجم...

پنج شنبه 12/6/1388 - 19:15
دانستنی های علمی

شعبان شد وپیک عشق از راه آمد

عطر نفس "بقیة الله" آمد

با جلوه "سجاد" و "ابوالفضل" و "حسین"

یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد

شنبه 3/5/1388 - 9:57
شعر و قطعات ادبی

 

جمعه یعنی یک غروب وعده دار

             وعده ترمیم قلب یاس زار

                      جمعه یعنی مادر چشم انتظار

                                   در هوای دیدن روی نگار .

                                               جمعه یعنی یک سما دلواپسی

                                                     می شود مولا به داد ما رسی ؟؟؟


 

                                                                                       چه انتظار عجیبی !

                                   تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی !

               عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت .

                       چه بی خیال نشستیم ! نه کوششی نه وفایی

          فقط نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی ...

" التماس دعا "

.

.

.

پنج شنبه 25/4/1388 - 23:27
ادبی هنری

السلام علیك یا ابا صالح المهدى (عج)


دمى كه بى تـوبرآید ، خدا كنـد كه نیـاید

الا كه هستى مائى ، خدا كنـد كـه بیـایى

شب فراق تو جانا ، خـدا كنـد به سـرآید

سـرآیـد و تـوبـرآیى ، خدا كنـد كه بیایى


هیچكس تو را نمى خواند. هیچكس ازتو نمى گوید.
به چشم هاى رهگذركه مى نگرم اثرى از دورى و فراق تو در آنها نمى بینم.
روزنامه ها را كه ورق مى زنم نام نیكوى تو كمتر به چشم هاى كم سوى من مى خورد.
همه روزه به اخبار شهر و كشور و جهان توجه مى كنم تا شایدخبرى از تو بگوید
اما تنها تویى كه از خبرهاى جهانى در امانی!

سراغت را از هر زائر كه بر سر راهم باشد مى گیرم
اما آنها هم مثل من ، تو را ندیده اند یا دیده ولى نشناخته اند.
دوستدارانت، غربت و غیبت تو را چگونه تحمل مى كنند؟
آیا آب گوارا از حلقوم آنها فرو مى رود؟
آیا یاد تو ازخاطر آنها مى رود؟
آیا بر هر سفره ى غذا ، دعاى برتو فراموششان مى شود ؟

من كه در آخرین نقطه ى شعاع دایره ى دوستى تو بر خط مماس راه مى روم و تحمل غربت و دورى تو را ندارم .
پس آنها كه به مركز دایره نزدیكند چه حالى دارند؟
چگونه تو را از یاد ببرند درحالى كه به بركت وجود تو نفس مى كشند ؟!
چگونه فراموش كنند در حالى كه به خاطر توست كه روزى مى خورند و در آسایشند؟
همه برخوان گسترده تو میهمانیم و همه روزه به بركت تو از خواب برمى خیزیم.

آیا بى توجهى مارا بخششى هست ؟!
آیا راهى به تو داریم تاما را ببخشایى و از این همه ناشكرى و ناسپاسیمان در گذری؟
آیا به من عنایت مى كنى تا به اخبارى از دوستانت كه گوشه و كنار از تو یاد مى كنند كنجكاو شوم ؟

خبر برگزارى سمینارهایت، شب شعرها و نوشته هایى كه براى تو چاپ مى شود.
دعایى كه براى تو به آسمان مى رود،
فریاد هایى كه تو را مى خوانند،
همه را بشنوم و لااقل از شنیدن آنها خوشحال شوم به هركس برسم  از تو بگویم و از تو بشنوم.

اى كاش مى توانستم یاد تو را در لابلاى هر قلبى جاى دهم تا با هر تپش تورا بخواند.
اى كاش مى توانستم نام تو را بر سر در تمام خانه هاى شهرم نصب مى كردم.
اى كاش هر وقت به هر مغازه كه سر مى زدم نام تو را مى دیدم.
اى كاش به هر اداره كه مراجعه مى كردم چشمم به نام زیباى تو مى افتاد.
اى كاش همه تو را مى خواستند و همه تو را مى خواندند.
اى كاش همه نوشته هایى كه در وجود نازنین تو و قیام عظیم توست، مورد استقبال همگانى قرار مى گرفت. در آن صورت هیچ نویسنده اى بى یاد تو قلم را به دست نمى گرفت.

آیا اگر اینطور مى شد، زلزله ای جرات نزدیك شدن به شهرمان را داشتند ؟ به یقین خیر، چرا كه نام تو هر كجا كه بلند آوازه گردد، بركت با خود بهمراه دارد و به یقین اگر همه بر عهد خود ثابت و پایدار مى ماندیم ، بركت از بالا و پائین بر ما نازل مى شد. اینك نیز اگر به هوش آئیم و توبه كنیم و از سهل انگاریهاى قبلى دست برداریم و دل به تو بدهیم و راه خود را به سوى تو راست كنیم ، یقین دارم كه ولوله ى نامت جلوى هر زلزله ى را مى گیرد.

اینك كه قلب مهربان تو از این غم بزرگ گرفته است ، از تو مى خواهیم :
براى همه ى كودكان یتیم ، مهربان پدر باشى كه هستی
براى تمام عزیزانى كه برادر از دست داده اند، برادرى دلسوز باشى كه اینچنین هستى
چرا كه  تو حجت  خدائى ، چرا كه تو امام مائى.

و آخر كلام اینكه از تو مى خواهیم با قلب حزینت كه در این مصیبت و مصائب عدیده دیگر در طول سالیان سال بلكه قرون متمادى با چشمهاى پر اشكت دیده اى و تحمل كرده اى دست به دعا بردارى و ظهور پر سرورت را از خداوند متعال بخواهى
امیدكه در خواست حق تو به سرعت به اجابت شود. 

«« آمین یا رب العالمین »» 

»» اللهم عجل لولیک الفرج ««

 

دوشنبه 22/4/1388 - 10:50
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته