• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 5
تعداد نظرات : 3
زمان آخرین مطلب : 6455روز قبل
دانستنی های علمی

 

سفر 2 خط موازی

     

_______________________________________________________________

 

_______________________________________________________________

  

 

دو خط موازی زاده شدند. پسرکی در کلاس درس آن ها را روی کاغذ کشید. آن وقت دو خط موازی  

چشمشان به هم افتاد و در همان یک نگاه قلبشان تپید و مهر یک دیگر را در سینه جای دادند. خط اولی گفت: ما می توانیم زندگی خوبی داشته باشیم. خط دومی از هیجان لرزید. خط اولی گفت: و خانه ای داشته باشیم در یک صفحه ی کاغذ. من روزها کار می کنم. می توانم بروم خط کنار یک جاده دور افتاده و متروک شوم، یا خط  کناریک نردبان. خط دومی گفت:من هم می توانم خط کنار یک گلدان چهار گوش گل سرخ شوم، یا خط یک نیمکت خالی دریک پارک کوچک و خلوت.خط اولی گفت: چه شغل شاعرانه ای و حتما زندگی خوشی  خواهیم داشت.در همین لحظه معلم فریاد زد: دو خط موازی هرگز به هم نمی رسند و بچه ها تکرار کردند: دو خط موازی هیچ وقت به هم نمی رسند.دو خط موازی لرزیدند. به هم دیگر نگاه کردند و خط دومی زد زیر گریه.خط اول گفت: نه این امکان ندارد. حتما راهی پیدا می شود. خط دومی گفت: شنیدی که چه گفتند؟ هیچ راهی وجود ندارد. ما هیچ وقت به هم نمی رسیم. و دوباره زد زیر گریه.خط اولی گفت: نباید نا امید شد. ما از این کاغذ خارج می شویم و دنیا را زیر پا می گذاریم. بالاخره کسی پیدا می شود که مشکل ما را حل کند.خط دومی آرام گرفت. و اندوهناک از صفحه ی کاغذ بیرون خزید. از زیر در کلاس گذشتند. و وارد حیاط شدند. و از آن لحظه به بعد سفرهای دو خط موازی آغاز شد.آن ها از دشت ها گذشتند ... از صحراهای سوزان... از کوه های بلند... از دره های عمیق... از دریاها... از شهرهای شلوغ ... . سال ها گذشت، و آن ها دانشمندان زیادی را ملاقات کردند. ریاضیدان به آن ها گفت: این محال است. هیچ فرمولی شما را به هم نخواهد رساند. شما همه چیز را خراب می کنید. فیزیکدان گفت: بگذارید همین الان نا امیدتان کنم. اگر میشد قوانین طبیعت را نا دیده گرفت، دیگر دانشی به نام فیزیک وجود نداشت. پزشک گفت:از من کاری ساخته نیست. دردتان بی درمان است. شیمی دان گفت: شما دو عنصر غیر قابل ترکیب هستید. اگرقرار باشد با یکدیگر ترکیب شوید، همه ی مواد خواص خود را از دست خواهند داد.ستاره شناس گفت: شما خودخود خواه ترین موجودات روی زمین هستید. رسیدن شما به هم مساوی است با نابودی جهان. سیارات از مدار خارج می شوند، وکرات با هم ببر خورد می کنند، و نظام دنیا از هم می پاشد. چون شما یک  قانون بزرگ را نغض کردهاید. فیلسوف گفت: متاسفم جمع نقیضین محال است.و بالاخره به کودکی رسیدند. کودک فقط یک جمله گفت: شما به هم می رسید.یک روذ به یک دشت رسیدند.یک نقاش میان سبزه ها ایستاده بود و نقاشی می کرد.

خط اولی گفت: بیا وارد آن بوم نقاشی شویم در آن حتما آرامش خواهیم یافت. و آن دو وارد دشت شدند. روی دست نقاش رفتند و بعد روی قلمش نقاش فکری کرد و قلمش را حرکت داد. و آن دو ریل قطار شدند که از دشتی می گذشت. و آن جا که خور شید سرخ آرام آرام پایین می رفت، سر دو خط موازی عاشقانه به هم میرسند.........

 

  ___________________________________________________                                 

____________________________________________________________

 

جمعه 17/8/1387 - 0:41
محبت و عاطفه
                                          

                             


جلسه محاكمه عشق بود
و قاضی عقل ،
و عشق محكوم به تبعید به دورترین نقطه مغز شده بود یعنی فراموشی ،
قلب تقاضای عفو عشق را داشت ولی همه اعضا با او مخالف بودند
قلب شروع كرد به طرفداری از عشق
آهای چشم مگر تو نبودی كه هر روز آرزوی دیدن اونو داشتی
ای گوش مگر تو نبودی كه در آرزوی شنیدن صدایش بودی
و شما پاها كه همیشه آماده رفتن به سویش بودید
حالا چرا اینچنین با او مخالفید؟
همه اعضا روی برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك كردند
تنها عقل و قلب در جلسه مادند
عقل گفت :دیدی قلب همه از عشق بیزارند !
ولی من متحیرم كه با وجودی كه عشق بیشتر از همه تو را آزرده
چرا هنوز از او حمایت میكنی !؟
قلب نالید:كه من بدون وجود عشق دیگر نخواهم بود
و تنها تكه گوشتی هستم كه هر ثانیه كار ثانیه قبل را تكرار میكند
و فقط با عشق میتوانم یك قلب واقعی باشم .


پس من همیشه از او حمایت خواهم كرد حتی اگر نابود شوم...

 
چهارشنبه 15/8/1387 - 22:15
شعر و قطعات ادبی

عاشقانه

عاشقی؟؟؟؟ پس گوش كن !این رو بدون كه یه عاشق هیچ موقع آبرو نداره .بدون عاشق به امید عشقش زندست .بدون یه عاشق،عاشق كشی بلد نیست .بدون یه عاشق هرگز دروغ نمیگه مخصوصاً به عشقش .بدون اگه به كسی دروغ گفتی یعنی اون رو كشتی .اگه عشقت رو دوست داری هرگز به اون قول نده.خجالت و غرور رو بذار كنار اگه دوسش داری بهش بگو ،به ساده ترین شكلی كه بلدی یا میدونی كه میفهمه كه دوسش داری

كسی می تواند به پای عشق بمیرد كه پیش از آن در زندگی پیش چشمانش مرده باشد

چهارشنبه 15/8/1387 - 21:52
خانواده

 

به نام خدا                          وقتی قرار بر نوشتن باشد موضوعات  زیادی پیدا می  شود که می توانیم در موردشان       بنویسیم .اما آیا می شود در مورد سکوت نوشت ؟ ؟ ؟نوشتن هم مثل هر کار دیگری جرئت و جسارت می خواهد .مثل جرئت ابراز عشق  ، فریاد ظلم و . . . چه بسا نوشته به دست کسی که  باید ، می رسد ، اما برداشت دیگری از آن می شود و اینجاست که جسارت نویسنده آزمون می شود .جرئت سکوت چیزی است مانند قبح شکستن آن یا وفادار به بودنش .سکوت همواره بر دو یا چند نفر دلالت نمی کند ، چرا که گاهی سکوت حرف من یا تو است که نمی خواهیم بگوییم ! .سکوت همواره مخوف است .چیزهای بسیاری وجود دارد تا ما را به ترس از سکوت وا دارد .مانند ترس از خراب کردن کاری یا شکستن دلی یا حتی ترس از گفتن همان حرفی که نمی خواستیم بگوییم .سکوت یک زبان است ، زیرا بسیاری با آن حرف می زنند .همانند زمانی که کسی تبسم می کند یا نگاهی که دزدیده می شود یا . . .سکوت دروازه یک قصر شیشه ای است .افرادی که داخل این قصر می مانند گاه به سلامت و گاهی به زحمت شکستن دیواره های قصر مجروح می شوند و خود را می رهانند .اما دسته ای سکوت را همدم خوبی می دانند شاید به خاطر آرامشش شاید به خاطر آنکه سکوت بهترین شنونده است .

سکوت بیرحم است . گاهی سکوت تو ، سبب سکوت من ، ناراحتی من ، و سکوت و ناراحتی همه آنهایی که من و تو را دوست می دارند ، می شود

 سکوت تنه ای از تنهایی است .امایک فرد ، یک صدا ،  یک چهره ، و گاه یک لبخند ، می تواند قفل سکوتمان را بشکند .سکوت را با  "س" می نویسند . سرد . مثل یخ ! . . .
چهارشنبه 15/8/1387 - 20:53
آموزش و تحقيقات

امضا شناسی


کسانی که به طرف عقربهای ساعت امضاء می‌کنند انسان‌های منطقی هستند

کسانی که بر عکس عقربه‌های ساعت امضاء می‌کنند دیر منطق را قبول می‌کنند و بیشتر غیر منطقی هستند

کسانی که از خطوط عمودی استفاده می‌کنند لجاجت و پافشاری در امور دارند

کسانی که از خطوط افقی استفاده می‌کنند انسان‌های منظّم هستند

کسانی ک با فشار امضاء می‌کنند در کودکی سختی کشیده‌اند

کسانی که پیچیده امضاء می‌کنند شکّاک هستند

کسانی که در امضای خود اسم و فامیل می‌نویسند خودشان را در فامیل برتر می‌دانند

کسانی که در امضای خود فامیل می‌نویسند دارای منزلت هستند

کسانی که اسمشان را می‌نویسند و روی اسمشان خط می‌زنند شخصیت خود را نشناخته‌اند

کسانی که به حالت دایره و بیضی امضاء می‌کنند ، کسانی هستند که می‌خواهند به قله برسند

بی شک بیان مطالب افکار مختلف نشانه ی تائید آن نمی باشد

سه شنبه 14/8/1387 - 15:34
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته