• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 4
تعداد نظرات : 5
زمان آخرین مطلب : 6593روز قبل
شعر و قطعات ادبی
بازم ببار ای آسمون شاید منم گریه کنم
بغض سکوت بشکنم اشکمو به تو هدیه کنم
نگاه نکن که ساکتم دلم اسیر سایه هاست
نگاه خستمو ببین که لبریز از گلایه هاست
کویر خشک گونه ام اشکی به روی خود ندید
لبام ز خنده دور شدن هیشکی کلامی نشنید
یه عمره غم تو دلمه نشسته بیرون نمی ره
لبای بی خنده من تو حسرت غم می میره
رفت و من تنها گذاشت تو می گی بر می گرده اون
روز و شبا یه عمریه منو به بازی می گیرن
ستاره های نقره ای تو دست ابرا اسیرن
ای آسمون تو هم ببار شاید یه  کم سبک بشی
نگاه به بغض من نکن نگو به زودی پیر می شی
دیگه گذشته از من و دل ،شکوفه ها منتظرن
دشتای سبز تو حسرتت یه عمریه که باریدن
بازم ببار ای آسمون دل از خودت خسته تره
از این کویر لعنتی کی منو خونه می بره؟
يکشنبه 2/4/1387 - 14:24
شعر و قطعات ادبی

بعد از من اکر روزی 

 بغض گلویت را فشرد

 پای احساست اگر بر سنگ خورد

 یا اگر یک روز دستان تو هم

 گرمی دست کسی را در میان خود ندید

 و ندر آن هنگام تلخ

 که فضای سینه ات جز آه آتشناک

 چیزی را نمی داد گذر

 یادی از این عاشق افسرده کن

 بعد ازمن روزی اگر زین کوچه ها ، مرد تنهایی گذشت

 در نگاه او گر برق نیاز ،بر دو پایش پینه بود

یادی از این خسته دل مرده کن

 روزگاری بعد از این شاخه خشکی اگر دیدی به باغ

 یا گل پژمرده ای دیدی به خاک

 بلبل افسرده ای دیدی شاخ

یادی از این شاعر پژمرده کن

 گر شبی تنها شدی در خلوتی ،یافتی از بهر گریه مهلتی

 لیک اشکی گونه ات را تر کرد

 درد خود را با خدا گفتی ولی باور نکرد

روزگازی بعد از این ،گر تو هم عاشق شدی

  یاد کن از من که دیگر نیستم  

يکشنبه 2/4/1387 - 12:31
شعر و قطعات ادبی

        اگر دیدی نگاهی خسته دارم                    حس کردی که خیلی بی قرارم

بدان تو با عبور از کوچه دل

در آوردی دمار از روزگارم

کنار لحظه های سرد هستم

و در آغوش فصل زرد هستم

از آن روزی که با من قهر کردی

رفیق سینه چاک درد هستم

               

يکشنبه 2/4/1387 - 11:55
شعر و قطعات ادبی

وقتی خدای آسمون بنده هاشو می آفرید

 رو پیشونی هر کسی قصه سرنوشت رو چید

 با قلم طلایی رنگ با جوهر بلوری رنگ

 رو پیشونی ها می نوشت قصه غروب سرنوشت

 وقتی که نوبتم رسید قلم نوک طلا شکست

 کفتر پر طلا پرید

 خدای آسمون که دید از مرغ غم یه پر گرفت

 رو پیشونی من نوشت قصه تلخ سرنوشت 

جمعه 31/3/1387 - 19:25
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته