کربلا به اصل خود رسیدن است
"علیرضا قزوه"
ابتدای کربلا مدینه نیست ، ابتدای کربلا غدیر بود
ابرهای خونفشان نینوا
اشکهای حضرت امیر بود
بعد از آن فتوت همیشه سبز
برکت از حجاز و از عراق رفت
هر چه دانه کاشتند سنگ شد
پشت هر بهار ، صد کویر بود
بعد مکه و مدینه دام شد
کوفه صرف عیش و نوش شام شد
آفتاب سربلند سایه سوز
در حصار ، در حصار نیزه ها اسیر بود
الا امان زشام
الا امان ز درد غربت امام
شام بی مروت غربت کش
کاش کوفه بهانه گیر بود
هان هیا شدید
هان هدر شدید
مردم مدینه بی پدر شدید
این صدای غربت مدینه بود
این صدای زخمی بشیر بود
هر چه می روم به اصل خود نمی رسم
"چشم تا به هم زدم چه دیر شد
تا به خویش آمدم چه دیر بود"