طنز و سرگرمی
_ بومیان ، قرن ها پیش ، طبیعت را به خود حلقه آویز میکردند . آنها معتقـد بودند طبیعت ، تمام قدرت جادویی خود را در گل و برگ و چوب و سنگ ذخیره کرده و آنهایـی که حلقهای از گل یا نخ یا سنگ به دور گردن و کمر خود میآویزند ، قدرت طبیعت را به بهای رواج زیبایی میخرند . تاریخ بشریـت از تاریخ زیورآلات جدا نیست . گرایش بـه زیبایی و زیباتـر شدن همیشـه در همه جا وجود داشته. با ظهور اولین مدسازان ماقبل تاریخ ( نخستین انسانهایی که به لحاظ آناتومیک میتوان آنها را انسان مدرن نامیـد ) قدرتهای جادویی و نمادین زیورآلات به سراپای تاریخ بشریـت آویخته شد . حالا هم برخی از مردم با این باور که ارواح شرور از خانه و خانوادهشان دور میشود ، نماد دلفین یا اسب تکشاخ را روی سنگ میتراشند و بر سر در خانهشان نصب میکنند . بـرخی مسیحیان برای دفع ارواح بد و خبیث، دوری از گناه ، حمایت در برابر انواع خطرها و دشمنی و نجات زن باردار حین زایمان، شمایل مسیح و حواریون را از طلا و کهربا میسازند و روی میز دعا میگذارند .مردها پیشگام بودند گرچه امـروز اغلب طرفداران وسایل زینتی را خانمها تشکیل میدهـنـد ولی هزاران سال پـیـش ، مردها بـودنـد که برای اولیـن بار با برگ درختان ، موهایشان را زیـنـت دادند . 3 هزار سال پیش از میلاد مسیح ، هنـرمنـدان سرزمین فـراعـنـه اولین کسانی بـودنـد که طلا را کشف کردنـد و چـون چکشخور خوبی داشت ، از آن برای فراعنه تاج و گردن بند ساختند . سال پیش از میلاد مسیح، در یونان باستان ، مرواریدهای زیبا به شکل گل و صدف و پروانه تراش خورد. هزار و 100 سال بعد ، یعنی دقیقا 300 سال پیش از تولد مسیح ، یونانیان دست به ساخت زیورآلات چند رنگ زدند و در این میان از زمـرد ، عقیق سرخ ، لعل کبـود و مروارید استفاده کردند. آنها سنگهای رنگی ، شیشه و مینا را هم در کارهای خود به کار بردند . طلای معـروف ایتالیا 8 سال پیش از تولد مسیح به بازار آمد و از آن پس ، آوازهی زیبایی آن طلاها سراسر جهان را پر کرد. در قرن 13 میلادی، استفاده از جواهرات در اروپای باستان متداول شد و میشد بـه وفـور لباسهای اشرافی مملو از جواهرات را بـر تـن زنان دید . این در حالی بـود که در فرانسه، به تن داشتنِ کمربند زینتی و جواهرات برای شهروندان ، ممنوع بـود . با شروع رنسانس در قـرن 14 و کشف راههای دریایـی و سرزمیـنهای جدیـد در آمریکا و استخراج طلا ، استفاده از گردنبند و گوشواره و سنجاق لباس در طبقه اشراف رایج شد. در این عصر، زیورآلات بـرای مراسم مذهبی استفاده میشد و فقط تاجران قـدرت خریـد آن را داشتند . اما کمکم جواهرات هم مانند تمام چیزهای دیگر فراگیر و همگانی شد. طراحی جواهرات به صورت آنچه امروز میشناسیم، از قرن 16 آغاز شد . تمام زیورآلاتی که برای اولیـن بار در ایتالیا و فـرانسه ساختـه شده هم اکنـون در مـوزه هنـر لنـدن و لوور پـاریـس نگهداری میشود. جواهرات رمانتیک در قرن 17 برای اولین بار حلقـه ، انـگشتـر و زنـجیـر ساعت در فـرانسه ساختـه شد . همـزمان با انقلاب صنعتی در سال 1789 طراحی ، ساخت و فروش جواهرات ممنوع شد و در حدود 3 سال بعد مجددا رواج پیـدا کرد . آغاز شکوفایی جواهرات در اروپا را باید قرن 19 دانست . وقتی ویکتوریا در سال 1837 ملکهی انگلستان شد، جواهرات بیشتر حالتی رمانتیک یا ناسیونالیستی داشتند. با به سلطنت رسیـدن ملکه ویکتوریـا ، آمریکاییها و انگلیسیها هم دست بـه ساخت جـواهـرات زدند. گولزنکهای پرخریدار ونیزیها کمکم برای آن که فروش و سودشان را بالاتر ببرند به فکر افتادند که سنگهای مصنوعی شبیه مروارید بسازند و بـه قیمت پایـیـنتـر بـه مردم عادی بـفـروشنـد و سرانجام 1300 سال پـیـش ، با مخلوط کردن پـودر شیشه سفید، سفیده تخممرغ و ماده لزج حلزون ، مروارید مصنوعی ساختند . جواهرات جواهـرات مردگان با فـوت شاهـزاده آلبرت باب شد . جـواهـرات مـرده ، شامل تمامی سنگهای گرانبهای مشکی میشد که به صورت تاج روی سر مرده قرار میدادند . اطرافیان آنها تا ماهها از هیچ جواهری استفاده نمیکردند . فانـتـزی تـرها از سال 1960 بـه بـعـد ، طراحان جواهرات تصمیم گرفتـنـد از روش ها و طرح های سنتی کمی فاصله بگیـرنـد و فانـتـزی تـر بـشونـد . اولیـن کسانـی که مشتـاقـانه بـه سمـت ایـن جواهرات رفتند ، بازیگـران بنام هالیوود بودند که باعث شدند ایـن سبک از جواهر سازی در تمامی جهان رونـق پـیـدا کنـد . امروز هم میتوانیـد انواع و اقسام این جواهرات فانتزی را که مخلوطی از طلای زرد (طلا+ آلیاژ برنز)، طلای سفید (طلا+ آلیاژ نقره) و انواع سنگهای قیمتی است، بیابید.
شنبه 30/6/1387 - 15:0
دانستنی های علمی
تـنها در طول زمانی که این جمله را می خوانید در حدود 50 هزار سلول بدنتان میمیرد و سلول های جدید جایگزین آن می شود! • در طـول یـک ساعت قلب شما آنقدر سخت کار می کند کـه مــی تـــوانــد انرژی حمل یک جسم یک تنی به اندازه یک کیلومتر از سطح زمین را تامین کند. • محـقـقان اخـیـراً بـه ایـــن نتیجه رسیده اند که کلیه 500 عملکرد متفاوت دارد. • در هـر 3 سـانـتی متـر از پـــوست: 4 هزار بافت عصبی، 1300 ســلول عصبی، 100 غده عرق، 3 میلیون سلول، و 3000 رگ خونی وجود دارد. ساختمان عملکرد دست وال، سگ، پرندگان (بال ها) و انسان دقیقاً مشابه است. • اولین دوقلوهای آزمایشگاهی اولین بار در سال 1981 به دنیا آمدن • اگر سلول های موجود بر روی پوست بدن انسان را به دنبال هم بچینیم، طول آن به 45 مایل خواهد رسید. • در طول یک سال، قلب یک انسان عادی 40 میلیون بار می تپد. • بیشتر انسانها در یک دقیقه 25 مرتبه پلک می زنند. • اگر رگ های خونی موجود در 5 سانتی متر از پوست را در امتداد هم قرار دهیم، طول آن به 20 فوت می رسد.
• پیام های عصبی با سرعتی برابر با 170 مایل در ساعت به مغز رسیده و از مغز به سلول های عصبی می رسند.
معده شما باید هر دو هفته یکبار ماده مخاطی جدید ترشح کند در غیر اینصورت خودش را هضم خواهد کرد. • شش سمت چپ کوچکتر از شش سمت راست است تا فضایی برای قلب ایجاد شود.
• برای اخم کردن باید 43 ماهیچه را به کار گیرید.
برای لبخند زدن در حدود 17 ماهیچه به کار می افتد.
• هر دو هزار اخم، یک چروک بر روی صورت ایجاد می کند.
• در هر سال، یک انسان در حدود 6 میلیون و دویست پنج هزار بار پلک می زند.
• یک انسان عادی روزانه یک لیتر بزاق دهان ترشح می کند که میزان آن در طول کل عمر او به 10 هزار گالن خواهد رسید.
• رد زبان همه ی انسان ها با یکدیگر متفاوت است.
قلب یک انسان معمولی در بازه عمر او در حدود 3 هزار میلیون بار می تپد و 48 میلیون گالن خون را به رگ ها پمپاژ می نماید. • بدن یک انسان معمولی به اندازه کافی شامل: سولفور برای کشتن تمام شپش های بدن یک سگ، کربن برای ساخت 900 مداد، پتاسیم برای آتش زدن یک توپ فوتبال، چربی برای ساختن 7 قالب صابون، فسفر برای درست کردن سر 2200 کبریت و آب برای پر کردن 10 تنگ دارد.
• به عنوان اولین دندانپزشک ها می توان از " اتروسکان" نام برد. 700 سال پیش از میلاد مسیح او دندان های چهارپایان مختلف را شکل می داد و به عنوان دندان بریج برای انسان ها استفاده می نمود.
جراحی چشم یکی از پیشرفت های چشمگیر در طب باستان به شمار می رود. جزئیاتی در مورد جراحی آب مروارید به وسیله سرنگ های مصنوعی در نوشته های سلسیوس به چشم می خورد. ( 14-37 پس از میلاد مسیح)
• عطسه در هنگام خارج شدن از دهان، سرعتی بالغ بر 100 مایل بر ساعت دارد.
• اگر بدن شما خشک و یخ زده شود 10% به وزن آن اضافه خواهد شد که این مقدار وزن ضافی را مایکرو ارگانیسم هایی که بر روی بدن قرار دارند، تشکیل می دهند.
• بر اساس آمار های اخیر سازمان جهانی سلامتی، روزانه در حدود 100 میلیون فعالیت جنسی رخ می دهد.
• گوش و بینی شما در تمام طول عمر به رشد خود ادامه می دهند. • زمانیکه گوشت و شیر را با هم می خورید، بدن به هیچ وجه کلسیم شیر را جذب نمی کند. بهتر است میان مصرف گوشت و شیر حداقل 2 ساعت فاصله باشد.
دندان تنها بخش از بدن انسان است که ترمیم نمی شود. • هر انسان در حدود نیم ساعت یک تک سلولی بوده. • مغز یک انسان در طول یک روز بیشتر از تمام تلفن های جهان به سلول ها پیام عصبی می فرستد. ( برگرفته از روزنامه مصور تیانا، 2 آپریل 2000) • ما یک داروخانه کامل در بدن خود داریم و می توانیم هر دارویی را در بدن خود تولید کنیم.
• بدن ما به طور مداوم خود را ترمیم می کند. هر سه ماه یکبار بافت استخوانی به طور کامل تعویض می شود، و هر ماه پوست جدید رشد می کند. به راحتی می توانیم فرآیند پیری را به تاخیر بیندازیم!!
شنبه 30/6/1387 - 14:57
دانستنی های علمی
_ مصرف نوشابه های گازدار علاوه بر بروز چاقی، سبب پوکی استخوان در بزرگسالی می شود . نوشابه های گازدار حاوی مقادیر زیادی قند است و مصـرف مداوم آنها می تواند منجر بـه چاقی شود . همچنین به دلیل میزان فسفات بالا در این نوشیدنی ها جذب کلسیم مواد غذایی در بدن مختل می شود . متخصصان تـوصیـه می کنند ، نوشابه های گازدار همـراه با غـذا مصرف نشوند زیـرا مانـع از جـذب کلسیم غذا شده و به تدریج موجب کمبود کلسیم بدن و در نتیجه پوکی استخوان میشوند . مصـرف دوغ کم نمک و انواع شربـت های خانگی کم شیـریـن به جای نوشابه های گازدار تـوصیـه می شود . مـواد افـزودنی و نگهدارنده نوشابـه ها در بـرخی کودکان نیـز موجب بروز آلرژی و انواع حساسیتها می شود . کودکان می تواننـد بـه جای نـوشابه از نـوشیدنی های سالم ماننـد آب میوه ها ، شیـر ، دوغ کم نمک استفاده کنند . این نوشیدنی ها حاوی مواد مغذی همچون انواع ویتامین ها و املاح به ویژه کلسیم هستند و حتی اگر هر روز مصرف شوند ضرری ندارند.
شنبه 30/6/1387 - 14:51
موبایل
داستان موفقیت بیل گیتس ایرانى
در دورانى كه دیگر كمتر از معجزه اقتصاد نوین یاد مى شود، یك ایرانى مقیم آمریكا باعث شده تا هنوز هم اعتبار دست اندركاران اقتصاد نوین و آینده آن حفظ شود. طى دهه نود چنان اقتصاد نوین همه كس و همه چیز را متوجه خود ساخت كه همگان باور كردند به زودى ساختارهاى سنتى اقتصاد و صنعت تحت تاثیر آن بسیار كم رنگ و كم رونق خواهند شد. رشد سرسام آور اینترنت و شركت هاى نوپاى اینترنتى حتى نوعى فرهنگ جدید را در بین مدیران و فعالان اقتصادى ایجاد كرد. این فرهنگ از پوشش و لباس گرفته تا نحوه حرف زدن و فكر كردن را تحت تاثیر خود قرار مى داد. به عنوان مثال در بسیارى از شركت هاى نوین و نوپا لباس رسمى از كت و شلوار و كراوات به یك تى شرت و شلوار ساده بدل شد. مدیران شركت هاى اینترنتى كه یك شبه ثروتمند شده بودند معتقد بودند بین فضاى سنتى خانه و محیط شركت نباید مرزىگذاشت و لباس خانه و محل كار باید تا حد ممكن نزدیك به هم باشد تا بدین ترتیب مرز میان كار و «بقیه زندگى» از میان رفته و مرزهاى كار و اداره از میان بروند. در دوران ریاست جمهورى بیل كلینتون رشد بسیار بالا و بى سابقه بورس این تحول را مضاعف كرد. اما اكنون خبر چندانى از آن سروصداها و جار و جنجال هاى خیره كننده نیست. با این حال پیر امیدیار بیش از هر كس دیگرى باعث مى شود تا تصور گذشته از اقتصاد نوین حفظ شود. این مرد ایرانى الاصل با بنیان نهادن سایت حراج اینترنتى Ebay به یكى از سردمداران اقتصاد نوین بدل شده است.
قصه از كجا شروع شد
همانند بسیارى از داستان هاى موفقیت آمیز در رشته اینترنت داستان سایت Ebay هم در یك اتاق نشیمن آغاز شد. پیر امیدیار كه تخصص وى در زمینه برنامه سازى رایانه اى است در اوقات فراغت خویش و در اتاق نشیمن خانه اش چند سایت اینترنتى را تحت یك مجموعه واحد و با آدرس www.ebay.com گرد آورده و اداره مى كرد. یك بار وقتى كه تعطیلات آخر هفته اش طولانى شد تصمیم گرفت جایى را براى برگزارى حراج در اینترنت شكل دهد. وى این كار را انجام داد و حاصل كارش را «حراج شبكه» نامید. براى آنكه كارایى سایت خود را امتحان كند یك دستگاه سوراخ كن لیزرى را كه ایراد فنى هم داشت به حراج گذاشت دو هفته بعد این دستگاه به قیمت ۱۴ دلار حراج شد. بدین ترتیب اولین كالا در این سایت حراج شد و رسماً سایت مذكور آغاز به كار كرد. این اتفاق در سال ۱۹۹۵ روى داد و از آن به بعد چنان رشدى در Ebay پدید آمد كه وضعیت فعلى آن با شرایط سال ۱۹۹۵ اصلاً قابل مقایسه نیست. سایت مذكور پس از شكل گیرى در سال ۱۹۹۵ تا مدتى با همان نام «حراج شبكه» فعالیت مى كرد. پس از مدتى امیدیار نامش را تغییر داد و آن را Ebay نامید. ایده تشكیل این سایت به گفته خود امیدیار خیلى ساده و البته ایده آلیستى بود: «از طریق اینترنت مى توان بازارى كامل و جامع ایجاد كرد كه در آن وضعیت عرضه و تقاضا براى همگان شفاف و روشن باشد.» اخیراً مصاحبه اى از امیدیار چاپ شده كه وى طى آن با یادآورى آن دوران مى گوید: «مى خواستم چیزى متفاوت انجام داده باشم تا هر فرد خود به تنهایى بتواند هم تولیدكننده و هم مصرف كننده باشد.» به تازگى هم یك نویسنده آمریكایى به نام آدام كوهن كتابى را با نام یى بى (Ebay من» منتشر ساخته كه در آن به رموز موفقیت امیدیار و سایتش پرداخته است. به اعتقاد كوهن، امیدیار خیلى زود دریافت كه ایده ساده اش یعنى همان چیزى كه چند سطر بالاتر از آن یاد كردیم مى تواند بسیار موفقیت آمیز باشد و ثروت كلانى را نصیب وى سازد. او ابتدا كارش را براى تفریح و سپرى كردن اوقات فراغت انجام مى داد اما همین سرگرمى بدل به شركتى با رشد فوق العاده بالا شد. دو سال بعد از آنكه اولین حراج در سال ۱۹۹۵ صورت گرفت شركت به حدى رشد كرده بود كه روزانه بیش از یك میلیون نفر از سایت Ebay بازدید مى كردند.
بزرگترین فروشگاه دنیا
رشد این شركت اینترنتى و سایت آن به حدى بالا است كه امروز دیگر هیچ فروشگاهى را چه در میان سایت هاى حراج اینترنتى و چه در میان لیست بزرگترین فروشگاه ها و سوپرماركت هاى جهان نمى توان با آن مقایسه كرد. هیچ فروشگاهى را نمى توان در دنیا پیدا كرد كه میزان خرید و فروش كالا در آن به اندازه این سایت اینترنتى باشد. امروز به طور متوسط روزانه ۱۲ میلیون عدد كالا در سایت Ebay به فروش مى رود. تعداد مشتریان ثبت شده Ebay هم ۱۴۴ میلیون نفر است. به عبارت دیگر ۱۴۴ میلیون نفر از مردم كره زمین مشتریان رسمى و دائم آن محسوب مى شوند. یكى از بهترین سال هاى امیدیار و سایتش سال ۱۹۹۷ بود كه در آن سال بالاترین رشد این فروشگاه اینترنتى به دست آمد. در آن سال همچنین اولین مدیران شركت منصوب شدند. امیدیار در همین سال هم تصمیم گرفت كه براى تداوم رشد شركتش مدیران با تجربه را وارد Ebay كرده و خود نقش مشاور و «رئیس در سایه» را بر عهده گیرد. او در تاسیس شركت یك شریك زیرك هم داشت: جف اسكول. اسكول نیز این دیدگاه امیدیار را قبول داشت كه اگرچه ایده وى بسیار خوب بوده اما آنها خود به تنهایى نمى توانند در اقتصاد پررقابت امروز هر كارى را انجام دهند. این دو مدیرى را به ریاست شركت خویش برگزیدند كه هنوز هم ریاست Ebay را بر عهده دارد. وى كه مگ ویتمن نام دارد اندكى پس از آغاز ریاست خود، توانست در سال ۱۹۹۸ Ebay را با موفقیت وارد بورس سازد. حضور موفق Ebay در بورس ثروت بنیانگذار آن یعنى امیدیار را چند برابر كرد. در آن زمان دیگر ایده ساده مرد جوان موجب پدید آمدن بزرگترین فروشگاه و مركز حراج دنیا شده بود. آدام كوهن كه براى نوشتن كتاب خود اجازه یافته بود تمامى سوراخ ها و گوشه هاى نادیده شركت را مورد بررسى قرار دهد، در كتاب خود مصاحبه هاى متعددى با امیدیار و تعداد زیادى از پرسنل شركت انجام داده و حتى نظرات سرمایه گذاران را هم جویا شده است. وى در پایان تمامى این اقدامات نتیجه مى گیرد كه در میان شركت هاى بزرگ دنیا، نهاد اداره كننده سایت Ebay یكى از كم تنش ترین هاى آنهاست. او یكى از دلایل این امر را نوع نگاه و رفتار مدیریتى امیدیار مى داند. وى خود نیز طى مدت تحقیقات خویش به یكى از شیفتگان و طرفداران سرسخت امیدیار و سایت وى بدل شده است. لذا تقریباً تمام كتابش كه بیش از ۳۰۰ صفحه است صرف تعریف و تمجید از مرد جوان شده است.
مشابهت با بیل گیتس
بسیارى معتقدند آن كارى كه امیدیار انجام مى دهد نمونه مشابهى است با عملكرد غول نرم افزارسازى دنیا یعنى بیل گیتس و شركت وى - مایكروسافت. هر دوى اینها در عالم رایانه سیر مى كنند و هر دو نیز انحصارگرند. گیتس در رشته نرم افزارسازى قدرت بلامنازع دنیاست و از این جایگاه نیز به هر وسیله اى كه شده دفاع مى كند _ ولو با شیوه هاى نه چندان اخلاقى. مخالفان سایت Ebay و شخص امیدیار هم مى گویند همه چیز آن پول و مسائل مادى است و آنقدر بر این امر اصرار مى شود كه حتى حاضرند برخى موضوعات و پیش شرط هاى لازم را نادیده بگیرند. در حال حاضر مى توان گفت Ebay تنها سایت جدى حراج در اینترنت است و سایرین در مقابل آن به هیچ وجه مجالى براى فعالیت ندارند. امیدیار در مقابل این مخالفان بارها كوشیده با یك عبارت خاص و كلى جواب بدهد: «انسان اساساً موجود خوبى است. اگر به او فرصت خوب عمل كردن داده شود عموماً رفتارش نیز خوب خواهد بود.» در بسیارى از صفحات اینترنتى مرتبط با Ebay وى همین عبارت را هم به صورت یك پند اخلاقى در گوشه اى از صفحه آورده ا ست.
زندگى خصوصى
امیدیار به رغم مشابهت در رفتار به بیل گیتس برخى ویژگى هاى جالب دارد. غالباً لباس ساده به تن دارد و در اغلب عكس هایى كه از وى به چاپ مى رسد كراوات و كت و شلوار نپوشیده است. پیراهن معمولى و كاپشن چرمى ظاهراً لباس هاى محبوبش هستند _ درست مثل مدیران اقتصاد نوین. در سایت اینترنتى شخصى خویش كه در آن با مخاطبان و علاقه مندان پیغام رد و بدل مى كند، خودش را چنین معرفى كرده است: «من بیشتر عمرم فردى طرفدار تكنولوژى بوده ام. اگرچه شهرتم به واسطه ابداع Ebay است، اما سعى ام بر آن است كه دنیا را به مكانى بهتر بدل كنم.» امیدیار در حال حاضر ثروتمندترین ایرانى است و در لیست ثروتمندترین ساكنان آمریكا هم مكان بیست و هفتم را به خود اختصاص داده است. البته به رغم بحث ایرانى بودن وى، تنها یكى از والدینش ایرانى است و خودش هم در پاریس به دنیا آمده. اول خرداد او سى و هفتمین سال تولدش را جشن گرفت. در سال ۱۹۶۷ یعنى زمانى كه خانواده اش در پاریس زندگى مى كردند، به دنیا آمد. پس از آن پدرش براى تحصیل در رشته فیزیك عازم مریلند آمریكا شد تا در دانشگاه جان هاپكینز رشته محبوبش را دنبال كند. پیر امیدیار كه به همراه پدر و مادرش به آمریكا رفته بود طى دوران دبیرستان عاشق رایانه شد. بالاخره هم توانست در سال ۱۹۸۸ در رشته رایانه از دانشگاه «تافتس» فارغ التحصیل شود. پس از فارغ التحصیلى در شركت اپل (Apple) _ سازنده رایانه _ مشغول به كار شد. طى همین دوران با خانمى به نام پاملا آشنا شد و مدتى بعد هم با وى ازدواج كرد. جالب است بدانید كه خانم پاملا نیز فامیل خود را به امیدیار تغییر داده است. این زوج همانند بیل گیتس و همسرش اعلام كرده اند كه قصد دارند طى سال هاى آینده بخش عمده ثروت خود را خرج كنند. آنها گفته اند كه تا بیست سال آینده به جز یك درصد از ثروتشان بقیه آن را خرج مى كنند. امیدیار چندان علاقه اى به موضوعات سیاسى ندارد و معمولاً در مورد ایران نیز اظهارنظر چندانى نمى كند. او چند سال قبل بخشى از ثروت خود را در سایت گوگل كه بزرگترین موتور جست وجوى دنیاست سرمایه گذارى كرد. چند ماه قبل ورود موفق گوگل به بورس باعث شد تا از این رهگذر نیز مبلغ كلان دیگرى نصیبش شده و باز هم بر ثروتش افزوده شود. مى گویند كسى تاكنون چهره او را بدون ریش ندیده است.
جمعه 29/6/1387 - 14:28
دانستنی های علمی
آیا تا به حال در جلسهای بودهاید كه در آن از آدمها بخواهند در موردِ یك موضوعِ مشخص نظر بدهند؟ آیا خودِ شما هم ایده داشتید؟ جلسه چه طور بود؟ چند تا ایده جالب و غیرِ منتظره جمع شد؟ یك روز تعدادی از كاركنانِ یك شركتِ ساختمانسازی دورِ هم جمع شدند و تشكیلِ یك جلسه فوری دادند. مسألهای كه آنها را دور هم جمع كرد، این بود كه چطور میتوان وسایلِ ساختمانی و بعد هم اثاثِ واحدهای مسكونی را از طبقه اول به طبقاتِ دیگرِ ساختمان رساند و این كار را در كمترین وقت و به آسانترین شكل انجام داد. بعد از اینكه همه كاركنان نشستند، یك نفر از میانِ جمع جلو رفت و یك ورق كاغذِ سفید و یك مداد برداشت. از افراد خواست سكوت و نظمِ جلسه را رعایت كنند. او صورتِ مسأله را توضیح داد. سپس از همه خواست بدونِ اینكه كسی حرفِ دیگری را قطع كند، هر راهحلی كه برای این مشكل به نظر میرسد پیشنهاد كنند.
در ضمن این نكته را اعلام كرد كه هیچكس نباید ایده کسِ دیگری را هر چند كه به نظرش یك شوخی باشد، مسخره كند و به آن بخندد.
جلسه رسماً شروع شد. به هركس نوبت میرسید، ایدهاش را بلند میگفت. یك نفر هم ایدهها را مینوشت.
یكی گفت «میشود پلهها را كم ارتفاع كنیم.» دیگری گفت «میشود به جای پلهها یك جور سطح شیبدار درست كرد و با چرخ وسایل را از رویش بالا برد.» به این ترتیب هركس ایدهای میداد كه شاید حتی تا آن لحظه در موردش فكر هم نكرده بود.
یك دفعه یك نفر از بینِ كاركنان بلند شد و گفت «من میگویم سقف را سوراخ كنیم!»
همه خندیدند.
مدیرِ جلسه همه را آرام كرد. پرسید: خوب… حالا سقفِ طبقهی اول را سوراخ كردیم، بعدش چی؟»
ـ «سقفِ طبقهی بعد را هم سوراخ میكنیم»
ـ «طبقاتِ بعدی چطور؟»
ـ «این كه كاری ندارد، تا طبقهی آخر سقفِ همه طبقات را سوراخ میكنیم.»
و این طور بود كه آسانسور ساخته شد.
این یكی از هزاران مثالی بود كه نشان میدهد جلسه طوفان فکری چهطور جلسهای است. حدودِ پنجاه سال از اختراعِ این روش میگذرد. این روش نخستین بار در سال 1953 توسطِ دكتر الكس اس اسبورن تعریف شد. امروزه این روش چنان در آمریكا رواج یافته است كه میتوان گفت جزئی از زندگیِ مردمِ آن شده است.
همانطور كه از مثال هم پیداست، این تكنیك در واقع یك نوع ایدهیابیِ گروهی و سازمان یافته است. اساسِ كارِ طوفان فکری این است كه با جمعآوریِ تمامِ ایدههایی كه هم زمان در جلسه به وسیلهی اعضا ارائه میشود، راهحلِ مناسبی برای یك مسأله خاص پیدا شود.
توجه به چهار اصل در برگزاریِ جلساتِ طوفان فکری اهمیت دارد.
اول اینكه هر چه بیشتر ایده خلق شود، احتمالِ پیدا كردنِ ایده مناسب بیشتر میشود.
دوم اینكه كه ارزیابی، تمسخر و قضاوتِ عجولانه اعضای جلسه مانعِ تصور و خیالپردازیِ افراد میشود. در نتیجه تولیدِ ایده به حداقل میرسد.
از آن جایی كه هر ایده جدید خود به وجود آورنده ایدههای تازه است، اصل سوم این است كه توجه داشته باشیم افراد در مواجهه با ایده جدید، موضوعِ جدیدی در ذهنشان مطرح میشود و تعدادِ بیشتری ایده در ذهنِ افراد جرقه خواهد زد.
و بالاخره اصلِ چهارم، این كه اگر دو یا چند چیز با هم تركیب شوند، نتیجه حاصل چیزی بیش از جمعِ آنها است. به عبارتِ دیگر، ایدههای ایجاد شده در گروه، بهتر و بیشتر از ایدههایی است كه مجموعِ افراد به تنهایی پیشنهاد میكنند.
در این مورد كه تعدادِ افرادِ شركت كننده در جلسهی طوفان فکری چند نفر باید باشد، تحقیقاتِ زیادی شده است. نتایجِ این تحقیقات نشان میدهد بهتر است جلسات با 12 تا 15 نفر تشكیل شود.
كارِ مدیر جلسه اهمیت زیادی دارد. او است كه باید تا جایی كه ممكن است جلسه را كنترل، تشویق و هدایت كند و همین كه احساس كرد ایدههای افراد پاسخِ درستی به مشكلِ مطرح شده نیست، با دوباره طرح كردنِ مسأله و توضیح دادنِ بیشتر، صورتِ مسأله را در ذهن افراد روشنتر كند.
حال اگر شما همین امروز و یا در آینده نزدیك قصدِ برگزاری و یا شركت در یكی از این جلساتِ طوفان فکری را دارید، بهتر است قواعدِ كلیِ ذهنانگیزی را به خوبی به یاد داشته باشید، چرا که مهمتر از هر چیز در این تکنیک همین قواعد ساده هستند. شما و دوستان نزدیکتان به راحتی در هر محلی میتوانید این تکنیک را امتحان کنید و از نتیجهی اعجاب بر انگیز آن آگاه شوید.
تکنیک طوفان فکری معکوس
این تكنیك بسیار شبیهِ تكنیكِ طوفان فکری است، با این تفاوت مهم كه در این روش، انتقاد و ارزیابی نه تنها بد نیست، بلكه اساسِ این تكنیك است. در واقع پایهی این تكنیك پرسیدنِ سؤالهای مختلف است. مهم این است كه در ذهنِ افراد این سؤال شكل بگیرد كه
ایدهی مطرح شده در كجاها جواب نمیدهد؟
چه مسائلی موفقیتش را تهدید میكند؟
و این كه واقعاً چهقدر كارایی دارد؟
در حقیقت این تكنیك بر پایهی منفی بینی گذاشته شده است. تكنیكِ طوفان فکریِ معكوس روشِ خوبی است، به شرطی كه قبل از روشهای دیگر به كار گرفته شود. علتِ اینكه استفاده از این روش را قبل از روشهای دیگر توصیه میكنیم، این است كه میتواند به خوبی سببِ تفكرِ خلاق شود. فرآیندِ استفاده از این تكنیك به این شكل است كه تمامیِ اشكالاتِ مربوط به پدیدهی موردِ نظر گفته و جمع میشوند و در موردِ آنها بحث و گفتوگو میشود و بالاخره راهحلِ مؤثر پیدا میشود.
برای مثال یك شركتِ لیوانسازیِ سرامیك تصمیم گرفت نوعِ جدیدی از لیوان را وارد بازار كند.
مدیرِ تولید در پیِ بهترین ایده برای تولیدِ لیوانِ جدید بود. او یك جلسهی طوفان فکریِ معكوس تشكیل داد و لیوانِ قدیمی را كه سالیانِ سال بود شركت تولید میكرد، وسطِ میز گذاشت. او از افراد خواست لیوان را نقد كنند.
یكی گفت «دستهاش چرا این قدر گرد است؟»
دیگری گفت «قدش زیادی كوتاهه.»
یكی دیگر گفت «رنگش زیادی تیره است. گُلدار بشه بهتره.»
و به همین ترتیب هر كس چیزی گفت. بعد از تمام شدنِ جلسه، آدمهایی جمع شدند و نظرِ افرادِ جلسه را كنارِ هم گذاشتند به آنها خوب فكر كردند. طرحِ جدیدِ لیوان از بینِ نظرهای جمع شده كمكم مشخص شد. حالا شركت لیوانی تولید میكند كه اصلاً شبیهِ لیوانِ سابق نیست و بازارِ خیلی خوبی هم دارد.
تكنیكِ Do IT
اسمِ این تكنیك از حروفِ چهار كلمهی انگلیسی تشكیل شده است. علتِ انتخابِ این چهار كلمه این است كه برای حلِ مشكل، ابتدا لازم است موضوع یا مسأله را دقیقاً تعریف و مشخص كنیم. سپس ذهن را برای پیدا كردنِ راهحلهای مختلف باز نگه داریم تا بهترین راه پیدا شود.
در زیر این كلمات را تعریف كردهایم. هر یك از آنها به شما دیدِ خوبی برای استفاده از این تكنیك میدهد.
مسأله را واضح مطرح كنید.
سؤال كنید چرا این مشكل به وجود آمده است؟ سعی كنید مشكل را به مشكلاتِ كوچكتر تقسیم كنید. حال این مشكل را در دو كلمه بیان كنید. هدفها، معیارها و موانعِ كارتان را مشخص كنید و دربارهی آنها توضیح دهید.
در این مرحله با تمركز بیشتر بر موضوع و دركِ عمیقِ آن میتوان به تعریفِ درستتری از آن رسید. تعریفِ دقیقِ مسأله، به قدری به حلِ خلاقِ آن كمك میكند كه گفته میشود نود درصدِ حلِ مسأله، خوب فهمیدنِ آن است.
از زاویههای مختلف مسأله را ببینید.
فكرِ خود را محدود نكنید. در موردِ مشكلتان، از دیگران سؤال كنید و از پاسخهایشان برای تولیدِ ایدههای جدید استفاده كنید. ایدهها را هر چند خندهدار لیست كنید. ایدههای جدید را با هم تركیب كنید و در دستههای مختلف گروهبندی كنید. ایدهها را ارزیابی نكنید، یعنی هر چیزی به نظرتان رسید، فكر نكنید مسخره است یا عملی نیست. تشویق در ایده دادن و لیست كردنِ آنها، در تولیدِ انبوهی ایده بسیار مؤثر خواهد بود.
از بینِ ایدهها بهترین را پیدا كنید.
به هدف و معیارهایتان توجه كنید. ایدههای جمع شده را بر اساسِ آنها تجزیه و تحلیل كنید. نقاطِ ضعفِ هر ایده را پیدا كنید و فكر كنید چگونه میتوان آنها را به نقطهی قوت تبدیل كرد. در مورد نقاطِ مثبت اغراق كنید، شما را در اجرای ایدهتان دلگرم میكند.
ایده را به راهحلِ عملی تبدیل كنید.
بعد از ارزیابی و انتخابِ بهترین ایده، حالا وقتِ این است كه به عملی كردنِ ایده فكر كنید. این مرحلهای است كه فكر و ذهنیتِ شما میخواهد به یك چیزِ جدی تبدیل شود. یك ایدهی خوب اگر بد اجرا شود نه تنها سودی ندارد، بلكه گاهی موجب زیانهای جبران ناپذیر میشود.
تكنیكِ توهمِ خلاقخیلی وقتها آنچه ما فكر میكنیم واقعیت است، واقعیت نیست. واقعیتها با پنج حسِ انسان درك میشوند. فرض بر این است كه حواسِ پنجگانه گزارشِ دقیق و درستی از محیطِ اطراف به انسان میدهند. آیا واقعاً همینطور است؟
چیزهایی كه چشم شما میبیند و طوری كه مغزتان آن را تفسیر میكند باعثِ این خطا یا توهم میشود. چشم میبیند، اما وظیفهی ذهن چیز دیگری است. كارِ ذهن مرتب كردن، دستهبندی و قابلِ فهم كردنِ جرقههایی است كه پس از دیدن، مغز آن را ایجاد میكند. بنابراین تصاویری كه در ذهن شما است، كپیِ مستقیم اشیاء نیست، بلكه كدهای خلاصهای است كه از طریقِ شبكهی عصبی به مغز میرسند.
همهی افراد در همهی مواقع دركِ یكسانی از یك موضوع ندارند و ارتباطِ ادراكیِ چشم و مغز همیشه منجر به دركی منسجم از واقعیت نمیشود. حتی گاهی این دو با هم تضاد هستند.
از طرفی تجربیاتِ قبلی در موضوعِ رؤیت شده بسیار تأثیرگذار است. در واقع بیشترِ اوقات، تمایلات، انتظارات و تجربیاتِ قبلی باعث میشود ما آنچه را مایلیم ببینیم، نه آنچه را كه واقعاً در خارج وجود دارد.
شاید تنها راهی كه به وسیلهی آن بتوان واقعیت را شناخت، حذفِ پیش فرضها، تمایلات و یا فیلترهای پنهانی است كه بر موضوع اثر گذاشته است.
برای این منظور، اولین قدم این است كه متوجه باشیم حواسِ پنجگانه نشان نمیدهد واقعیتِ بیرونی دقیقاً چیست. این خود از ضرورتهای یك فكرِ خلاق است.
منظور و هدفِ این تكنیك این است كه شما بتوانید با قدرتِ توهم و خیال طورِ دیگری به مسائل نگاه كنید، تا بلكه اصل و واقعیتِ موضوع را دریابید. این سعی باعث میشود الگوی ذهنیِ جدیدی در مغزِ شما ساخته شود و در نهایت این فعل و انفعالها موجبِ كشفِ ناگهانی و غیرمنتظرهای گردد.
بنابراین، برای این كه بتوانیم خلاقانه با موضوعات برخورد كنیم و راهحلهای جدید برای مسائلمان پیدا كنیم، گاهی احتیاج است با قدرتِ خیال و توهم موضوع را از زوایای دیگری هم ببینیم. هر چند كه دیدن از آن زاویه اشتباه به نظر آید. شاید به همین دلیل است كه بسیاری از افرادِ خلاق كارهایی میكنند كه در ابتدا احمقانه به نظر میرسد.
تكنیكِ دفترچه یادداشت
شما كسی هستید كه جایی كار میكنید، شاید هم فقط درس میخوانید، و یا بیشترِ اوقاتِ خود را در خانه سپری میكنید. تا حالا شده است به جای موضوعِ اصلی كه مشغولِ آن هستید، به چیزی كه در حاشیهی موضوعِ اصلی قرار گرفته است دقیق شوید و فكر كنید؟ چه قدر به آن فكر كردید؟ چه ایدههایی به ذهنتان رسید؟ میدانید اگر همین فكرهایی كه در حینِ كار روی موضوعِ اصلی ناگهان ذهنتان را مشغول كرده و بعضی وقتها اتفاقاً ایدههای جالبی از آن خلق شده، به چه درد میخورند؟
به یك نجار فكر كنید. تصور كنید میخواهد یك میز بسازد. چوب، سطل چسب، چند تا میخ، چكش و اره حاضر است. همه چیز آماده است كه آقای نجار شروع به ساختنِ میز كند. اره را بر میدارد، جای برش را تنظیم میكند و كار شروع میشود. در حینِ كار، یا مثلاً هنگامِ استراحت توجهِ او به سطلِ چسب و دستهی آن جلب میشود. این دستهی پلاستیكی چهطور ساخته شده است؟ چهطور روی بدنه قرار گرفته است؟ چه كار میتوان كرد كه دسته قائم بایستد و روی لبهی سطل كه معمولاً آغشته به چسب است، نیفتد؟
بعد از ظهر آن روز را آقای نجار به دستهی سطلِ چسب فكر میكند. البته ممكن است به نتیجهی مشخصی نرسد، اما اگر ایدهای به ذهنش رسید و در نگاه اول به نظر رسید كه جواب میدهد، تا آخرِ شب سرحال و راضی است. شاید فردا كه دوباره به كارگاهش برگشت، دوباره به یادِ راهحلِ ابداعیِ خودش بیفتد. شاید هم نه. شاید فردا آنقدر روزِ شلوغی است كه آقای نجار ایدهاش را به كلی فراموش كند و سطل و دستهاش را همانطور كه هست ببیند و استفاده كند.
مستقل از این كه صورتِ مسأله مورد بحث، به حرفهی اصلیِ شما مربوط باشد یا نه، وقتی كه روی مسألهای تمركز میكنید و برای آن دنبال راهحل میگردید، ناخودآگاه ذهنتان را عادت میدهید كه
1. پذیرای صورت مسألهی جدید باشد و نسبت به آن حالتِ تدافعی به خود نگیرد.
2. در پردازشِ اطلاعاتِ ورودی از پدیدههای بیرونی، دقیق و ظریف عمل كند و به همهی نكات توجه كند.
دفترچهی یادداشتِ ایده به شما این امكان را میدهد كه بعد از یك بازهی زمانیِ مشخص، چندین راهحلِ متفاوت برای یك موضوع گرد آورید. نوشتن هم ذهنِ شما را مرتب میكند، هم جلوی آفتِ فراموشی را میگیرد.
این دفترچه، نه دفترچه یادداشتِ روزانه است كه قرارِ ملاقاتِ هفتهی بعد در آن نوشته شود، و نه دفترچه تلفن. بلكه محیطی است كه در آن به خودمان اجازه میدهیم ساده و كودكانه فكر كنیم، به ذهن اجازه خلاقیت دهیم و فكرهای خوبی را كه ممكن است تعدادِ زیادیشان در مدتِ كوتاهی تولید شوند ثبت كنیم. هرچه این فكرها نامأنوستر باشند و قالبها و پیش فرضهای اضافیِ مرسوم را بشكنند، با ارزشترند.
دفترچه ایده به ما كمك میكند كه به اطرافمان دقیقتر نگاه كنیم و سعی كنیم نكاتِ ریز و ظریفِ پدیدهها را درك كنیم. كلنجار رفتن با یك مسأله كه هیچ اجبارِ بیرونی برای حلِ سریعِ آن ندارید، بهترین راهی است كه میتواند ذهن شما را همیشه باز و خلاق نگه دارد.
جمعه 29/6/1387 - 14:22
خواستگاری و نامزدی
بیل گیتس هر از گاهی در دانشگاهها و دبیرستانهای آمریکا با دانشجویان و دانش آموزان ملاقات داشته و برای آنها سخنرانی می کند. گیتس اخیرا طی یک سخنرانی در یکی از دبیرستانهای آمریکا خطاب به دانش آموزان جمله ای گفت که خیلی سروصدا کرد. او گفت در دبیرستان های آمریکا خیلی چیزها را به دانش آموزان نمی آموزند. او در ادامه سخنرانی اش هفت اصل مهم را که دانش آموزان در دبیرستان فرا نمی گیرند به شرح زیر نام برد:
اصل اول : در زندگی هیچ چیز عادلانه نیست و بهتر است با این حقیقت کنار بیایید.
اصل دوم: دنیا هیچ ارزشی برای عزت نفس شما قایل نیست. در این دنیا از شما انتظار می رود قبل از اینکه نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید کار مثبتی انجام دهید.
اصل سوم : پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان و استخدام شدن، کسی به شما حقوق فوق العاده زیادی پرداخت نخواهد کرد. به همین ترتیب قبل از آنکه بتوانید به مقام و موقعیت بالاتری برسید باید برای مقام و مزایایش زحمت بکشید.
اصل چهارم : اگر فکر می کنید آموزگارتان سخت گیر است در اشتباه هستید. پس از استخدام شدن متوجه خواهید شد که رییس شما سخت گیرتر از آموزگارتان است چون امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد.
اصل پنجم : آشپزی در رستورانها با غرور و شان شما تضاد ندارد. پدربزرگ های ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند از نظر آنها این کار یک فرصت بود.
اصل ششم : اگر در کارتان موفق نیستید والدین خودتان را ملامت نکنید از نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید.
اصل هفتم : قبل از آنکه شما متولد بشوید والدین شما هم جوانان پر شوری بودند و شاید هرگز به قدری که اکنون به نظر شما می رسد ملال آور نبوده اند.
ده فرمان کارآفرینی
1- هر روز با اشتیاق در محل کار خود حاضر شوید.
2- بر هر دستوری که هدفش توقف آرمان شماست، پیش دستی کنید.
3- هر کاری که برای تکمیل پروژه تان لازم است، بدون توجه به شرح شغل خود انجام دهید.
4- افرادی را برای کمک به خود پیدا کنید.
5- درباره افرادی که انتخاب می کنید از شهود خود کمک بگیرید و فقط با بهترین ها کار کنید.
6- تا جایی که می توانید پنهان کاری کنید، جنجال و تبلیغات، ساز و کارهای امن را به خطر می اندازد.
7- هیچ وقت روی یک مسابقه شرط بندی نکنید، مگر آنکه خودتان گرداننده اش باشید.
8- به یاد داشته باشید درخواست بخشش آسانتر از درخواست اجازه است.
9- در اهداف خود ثابت قدم بوده و وفادار بمانید، اما درباره تحقق آن اهداف واقع گرا باشید.
10- حامیان خود را گرامی بدارید.
جمعه 29/6/1387 - 14:20
اقتصاد
انواع تجارت الکترونیک
Business to business
B2B
تجارت فروشنده با فروشنده
B2B اولین خرید و فروش معاملات الکترونیکی است و هنوز هم طبق آخرین آمار بیشترین عایدی را کسب می کند. در B2B تجار نه تنها مجبورند مشتریان خود را بشناسند، بلکه باید واسطه ها را نیز شناسایی کنند. در این مدل همه ی شرکاء و خدمات مرتبط با تجارت بین المللی از قبیل: تأمین کنندگان، خریداران، فرستندگان دریایی کالا، لجستیک (پشتیبانی)، خدمات (سرویس های) بازرسی، اخبار بازاریابی و کاربریهای نرم افزار را که موجب سهولت در امور تولید، خرید و فروش می گردند در یک محل گرد هم می آیند.
B2B در جایی استفاده می گردد که بخواهیم خرید و فروش عمده را به کمک تجارت الکترونیکی انجام و خارج از حیطه خرده فروشان عمل نماییم. چرا که خرده فروشی در اینترنت با خطرات بسیار همراه است زیرا مشتریان تمایل ندارند تا همه چیز را از روی اینترنت خردیداری کنند و فقط روی برخی از اجناس دست می گذارند و سایر موارد برایشان اهمیت چندانی ندارد. شرکت Cisco یکی از اولین شرکت های بزرگی بود که در جولای 1996 سایت تجارت الکترونیکی خود را راه اندازی کرد و بعد از آن تلاش جدی، بقیه ی شرکت ها برای چنین امری آغاز شد. یک ماه بعد شرکت های کامپیوتری عظیمی نظیر Microsoft و IBM نرم افزارهای تجاری خود را که امکان انجام فروش از طریق اینترنت را فراهم می کرد به بازار عرضه نمودند.
Forrester Research که به تجزیه و تحلیل فعل و انفعالات در بخش فناوری مشغول است در 1999 تخمین زد که حجم مبادلات B2B تا سال 2004 در ایالات متحده به یک تریلیون دلار و در سال بعد از آن به 2/7 تریلیون دلار برسد. دولت استرالیا با همکاری شرکت معتبر ITOL قصد دارد در یک برنامه 5 سال مبلغ 6/6 میلیون دلار برای زیر ساخت های تجارت الکترونیک هزینه کند. این مبلغ صرف برنامه B2B خواهد شد. به صورت طبیعی در B2B فروش مستقیم، منبع اصلی درآمد به حساب می آید، مانند وقتی که یک فروشنده محصول خود را به یک فروشنده دیگر مستقیماً می فروشد. با این وجود وب می تواند روی فروش مستقیم تأثیر بگذارد و این قاعده را بر هم بزند.
در این نظام جدید اقتصاد جهانی که به سمت تداوم ارتباطات الکترونیکی در حال پیش روی است مشکلاتی نیز وجود دارد. از جمله اینکه رو در رو نبودن مشتری و فروشنده باعث می شود تا معامله به صورت گیرد. این مشتریان برای دریافت اطلاعات بیشتر باید به تلفن به مرکز اصلی وصل شوند، اما هیچ تضمینی برای اینکه کسی آن سوی خط باشد وجود ندارد.
Business to Consumer
B2C
تجارت فروشنده با مصرف کننده
بیشترین سهم در انجام تجارت الکترونیکی از نوع B2C را خرده فروشی تشکیل می دهد. این نوع تجارت با گسترش وب به سرعت افزایش پیدا کرد و اکنون به راحتی می توان انواع و اقسام کالاها از شیرینی گرفته تا اتومبیل و نرم افزارهای کامپیوتری را از طریق اینترنت خریداری کرد. B2C از حدود 5 سال پیش با راه اندازی سایت هایی چون amazon و CDNOW آغاز شد. Jeff Bezor مؤسس شرکت amazon، سایت خود را فقط برای فروش کتاب از طریق اینترنت راه اندازی کرد و این ایده ساده مقدمه ای بود برای یک تحول جهانی.
در تجارت الکترونیکی B2C در یک طرف معامله، تولید کننده (فروشنده) محصول و در طرف دیگر، خریدار (مصرف کننده نهایی) قرار دارد. موفقیت در این مدل وابسته به تجربیاتی است که به مشتری ارائه می گردد . باید به مشتری سرویس های ارائه گردد که در مدل سنتی به آنها خود خو گرفته است و شرایط مشابه را به وجود آورد. شرکت هایی نظیر amazon و REI روی شهرت خود محیط نیرومند online را تدارک دیده اند که بتوانند رضایت بی چون و چرای مشتری را جلب نمایند. شکل دیگر تجربیات Online مشتری این است که رابطه تصویری با مشتری به درستی انتخاب گردد. متن و گرافیکی که مشتری باید با آن به جای فروشنده تبادل نظر کند باید خوب طراحی شده باشد.
پس از هک شدن بسیاری از وب سایت های خرده فروشان اینترنتی مانند Creditcards و egghead و ... بسیاری از مشتریان نسبت به دزدیده شدن اطلاعات شخصی شان توسط هکرها بسیار حساس شده اند، که این امر باعث کاهش معاملات الکترونیکی در مقاطع و فواصل زمانی زیادی شده، اما معاملات را به نقطه صفر نرسانده است و مردم هنوز از فروشگاه های Online استفاده می کنند.
هم اکنون این روش در کشور ما موجود است و مورد استفاده قرار می گیرد و در این روش خریدار به طور مستقیم با توزیع کننده از طریق اینترنت وارد معامله می شود. هم اکنون سازمانی هایی مانند شهروند چنین خدماتی را ارائه می کنند، اما این خدمات هنوز به صورت عامله در میان ما جا نیفتاده است. حتی میان کاربران حرفه ای اینترنت در ایران استفاده از این خدمات کمتر مرسوم است.
Consumer to Consumer
C2C
تجارت مصرف کننده با مصرف کننده
در این مدل تجارت الکترونیکی، مزایده ها و مناقصه های کالال از طریق اینترنت انجام می گیرد. مدل C2C شبیه نیازمندیهای طبقه بندی شده یک روزنامه و یا شبیه به یک دکه در بازار دست دوم یا سمساری است. ایده اصلی این مدل این است که مصرف کنندگان با یکدیگر بدون واسطه به خرید و فروش بپردازد. ebey غول حراجی Online بزرگ ترین نمونه اولیه مدل C2C می باشد. ebey خود چیزی نمی فروشد و به عنوان واسطی بین خریداران و فروشندگان به ارائه محصولاتتی در حراجی Online عمل می کند. به عنوان مثال ebay اجازه می دهد فروشنده قیمت اولیه خود را در حراجی قرار دهد و سپس شرکت کنندگان در حراج قبل از اتمام مدت باید روی کالای به حراج گذاشته شده اظهار نظر کنند. سایت های اینترنتی دیگر نظیر Autobytel و Carsmart نمونه هایی از مدل C2C می باشد.
به دلیل ناچیز بودن هزینه تبلیغات در اینترنت استفاده از مدل C2C توسط کاربران اینترنتی جهت فروش کالاهای مورد نظر خود توجه قرار گرفته است.
Consumer to Business
C2B
تجارت مصرف کننده با فروشنده
در حالیکه بازار مصرف کننده Online روز به روز در حال گسترش است، بسیاری از خریداران دریافته اند که شیوه انتخاب محصول بسیار گسترده و ممکن است آنان را غوطه ور سازد. چرا که وقتی مصرف کنندگان، سایت هایی را در ارتباط با فروش محصول مورد نظر خود می یابند، یافتن خود محصول در آن سایت و به دست آوردن قیمت محصول اغلب کار دشوار است.
بنابراین جهت راحت تر نمودن امر خرید، نیاز به روشهای جدید خرید و فروش اینترنتی Online است که در آژانس های فروش به سوددهی منتهی شود بایستی از یک استرتژی فروش استفاده نمایند مانند Priceline که خود را با این استراتژی تطبیق داده است.
Peer to Peer
P2P
تجارت نقطه به نقطه
مدل تجارت الکترونیکی P2P برای تسویه حساب کردن شرکت کنندگان در حراج با فروشنده است که مشهورترین آنها سرویسی است به نام Paypal. تجارت P2P در چهار چوبی کار می کند که افراد بتوانند مستقیماً باهم پول رد و بدل کنند و در حالیکه سهم اصلی داد و ستد پولی را نقل و انتقالات رو در رو بعهده دارد، فناوری تلفن های همراه تعداد افراد بیشتری را در داد و ستد غیر حضوری سهیم می کند. قبل از Paypal بسیاری از تاجران Online در قد و قواره های متفاوت پرداخت مشتریها را از طریق حساب کارت های اعتباری تجارت دریافت می کردند.
با استفاده از سخت افزار Mondex که زیر مجموعه Mastercard می باشد، کاربران قادرند نقل و انتقالاات الکترونیکی پولی خود را انجام دهند و پول خود را از یک کارت اعتباری به کارت اعتباری دیگر منتقل نمایند. تحوه استفاده از تلفن همراه بدین صورت است که به جای فناوری GSM که استاندارد معمول ارتباطی تلفن همراه در بسیاری از کشورها به ویژه در اروپاست، فناوری دیگری تحت پروتکل بکارگیری نرم افزار کاربردی از طریق تجهیزات بی سیم (Wireless Application Protocol)که به اختصار WAP نامیده می شود، جایگزین می گردد. در این شیوه جدید، هر تلفن همراه از طریق مرکز تلفن با یک کامپیوتر سرویسگر مرتبط می شود و می تواند نرم افزار مورد نیاز کاربر خود را بر روی کامپیوتر مذکور فعال نماید. بدین ترتیب استفاده کننده می تواند اطلاعات خود را از طریق کامپیوتر سرویسگر که خود از طریق اینترنت و یا شبکه های ارزش افزوده (VAN) به مراکز تجاری و خدماتی متصل است ارسال و یا دریافت نماید.
Business to Administration
B2A
تجارت فروشنده با اداره
این نوع تجارت الکترونیکی شامل تمامی مبادلات تجاری ــ مالی بین شرکت ها و سازمان های دولتی است. تأمین نیازهای دولت توسط شرکت ها و پرداخت عوارض مالیات ها از جمله مواردی است که می توان در این گروه گنجاند. تجارت B2A در حال حاضر دوران کودکی خود را طی می کند ولی در آینده ای نزدیک زمانی که دولت ها به ارتقاء ارتباطات خود تمایل و توجه نشان دهند، به سرعت رشد خواهد نمود.
Consumer to Administration
C2A
تجارت مصرف کننده با اداره
مدل تجارت الکترونیکی C2A هنوز پدیدار نشده است. ولی به دنبال رشد انواع B2C و B2A، دولت ها احتمالاً مبادلات الکترونیکی را به حیطه هایی همچون جمع آوری کمک های مردمی، پرداخت مالیات بر درآمد و هر گونه امور تجاری دیگری که بین دولت ها و مردم انجام می شود، گسترش خواهند داد.
با تجربه و آزمایش تمام مدل های تجاری Online که تا کنون بیان شد، مشخص است که با وجودی که تجارت الکترونیک که پدیده تقریباً جدید و نوپاست اما بسیار فعال است. دانشمندان صنعتی معتقدند که یافتن منابع درآمد Online مطمئن، با سعی و خطا آزمایش می شود. مدل های B2C و B2B بیشترین توجه را امروزه به خود جلب کرده اند ولی مدل های دیگر هنوز در حال تعدیل استراتژیهایشان هستند و روشهایشان را گسترش می دهند. به هر حال عاقلانه است که ما راجع به 5 سال ابتدای کار تجارت الکترونیک مانند 5 سال ابتدای زندگی یک کودک بیندیشیم.
مزایای تجارت الکترونیکی از نوع B2C
تجارت الکترونیکی یک فناوری برای تغییر است. شرکت هایی که از آن به هدف ارتقاء سیستم فعلی خود استفاده می کنند از مزایای آن بطور کامل بهره نخواهند برد. بیشترین امتیازات تجارت الکترونیکی نصیب سازمان هایی خواهد شد که می خواهند روش و ساختار تجارت خود را تغییر داده و آن با تجارت الکترونیکی همگون سازند.
* از دید خریداران فروشگاههای الکترونیکی، مهمترین امتیازاتی که می توان به تجارت الکترونیکی منسوب کرد که عبارتند از:
1- کاتالوگ و مشخصات کالاها به سهولت قابل دسترسی و مشاهده بوده و مشتری همچنین قادر است براساس ویژگیهای متعدد (همچون نام، نوع، رنگ، وزن، قیمت و ...) کالای مورد نظر خود را جستجو نماید. توضیح کالاها می تواند به همراه تصاویر متعدد بوده و در عین حال می تواند شامل تصاویر سه بعدی نیز باشد که مشتری از زوایای گوناگون کالای مورد نظر را مشاهده نماید.
2- کالاها و خدمات می توانند توسط بقیه خریداران نظر دهی شوند و مشتری قادر است از نظرات بقیه خریداران در مورد کالای مورد نظر خود مطلع شود.
3- خرید از فروشگاه می تواند بصورت 24 ساعته و در تمام روزهای هفته انجام گیرد.
4- بعضی از محصولات (همچون نرم افزار، کتابهای الکترونیکی، موسیقی، فیلم، ...) در همان زمان خرید قابل دریافت از سایت فروشگاه هستند.
5- کالاها معمولاً از فروشگاههای فیزیکی ارزان تر خواهد بود (به علت کم بودن هزینه های سربار فروشگاه و زیاد بودن تعداد خریداران).
6- فشار و استرس معمول در هنگام خرید از یک فروشگاه فیزیکی، به هنگام خرید از یک فروشگاه الکترونیکی وجود نخواهد داشت.
7- مقایسه انواع گوناگون یک کالای خاص در فروشگاههای مختلف می تواند به راحتی انجام گیرد. فاصله بین این فروشگاهها به اندازه یک Click است.
8- خریدار قادر است کلیه فروشگاهها را برای یافتن مناسب ترین قیمت بری کالای مورد نظر خود جستجو کند.
9- خریدار پس از انتخاب کالا، بسادگی و با فشردن چند کلید قاد به انجام سفارش و پرداخت هزینه ها بوده و بعد از مدت معینی کالای خریداری شده را در منزل خود دریافت خواهد کرد.
10- بعد از دریافت کالا، اگر مشکلی در کالای دریافت شده موجود باشد، خریدار می تواند به سایت فروشگاه مراجعه کرده و از امکانات ارجاع کالا استفاده نماید.
از دید فروشندگان و صاحبان فروشگاههای الکترونیکی، موارد زیر نیز بعنوان امتیازات تجارت الکترونیکی محسوب می گردند:
1- هزینه راه اندازی فروشگاه الکترونیکی بسیار کمتر از فروشگاههای فیزیکی است.
2- مشتریان، منحصر به یک منطقه یا کشور خاص نبوده و محیط فروشگاه با مرزهای جغرافیایی محدود نخواهد بود.
3- رقابت برای جذب مشتری سبب ارتقاء کیفیت محصولات و خدمات خواهد شد.
4- مدیریت فروشگاه و تعیین راهکارهای آتی کاملاً ساخت یافته می گردد.
5- فروشگاهها قادر خواهند بود مشتریان خود را براساس سلیقه، علاقه و انتخابهای ایشان شناسایی کرده و آنها را در انتخاب کالای مورد نظر خود راهنمایی کنند.
6- اضافه کردن سرویسهای جدید نظیر پشتیبانی خدمات، جوابگویی به سؤالات مشتریان و غیره می تواند به سهولت انجام پذیرد.
7- رقابت و بازاریابی می تواند با ایجاد یک بازار مناسب و حضور جذاب در شبکه جهانی اینترنت انجام گیرد.
8- ارتباط با مشتریان، تولید کنندگان، و دیگر افراد درگیر، می تواند با استفاده از صفحات WEB، نامه های الکترونیکی و EDI تسهیل شود.
9- سفارشات می توانند بصورت الکترونیکی ارسال و دریافت شوند.
10- تعداد مشتریان و خریداران به سرعت قابل افزایش است.
11- نرخ سود در مقابل هزینه های مصرفی افزایش خواهد یافت.
12- ارتباط با تولیدکنندگان کالاها، با حذف واسطه ها، بهینه می گردد.
روشهای ایجاد یک تجارت الکترونیکی از نوع B2C
اجزای اصلی یک تجارت الکترونیکی از نوع B2C عبارتند از یک فروشگاه الکترونیکی (که به شکل صفحات متعدد WEB ساخته شده و توسط مرورگرهای مشتریان مورد استفاده قرار می گیرند) و یک سرویس دهنده WEB که کلیه مسائل مدیریتی فروشگاه و هرآنچه که دید مشتریان به دور است بواسطه آن انجام خواهد گرفت.
بجز این دو جزء اصلی، بسیاری از فروشگاههای الکترونیکی نیازمند یک بانک اطلاعاتی نیز می باشند تا مشخصات کالاها، مشتریان و اطلاعات دیگر را در آن ذخیره کنند. همچنین اجزای فرعی دیگری نیز ممکن است بنا به ویژگی های فروشگاه مورد نیاز باشند. از جمله این اجزاء می توان برای ارسال محصولات و خدمات از طریق اینترنت نام برد.
* فروشنده ای که خواهان راه اندازی یک تجارت الکترونیکی از نوع B2C باشد، به روشهای متعدد می تواند این امر را به انجام برساند. سه روش اصلی برای برقراری یک B2C عبارتند از:
1- خرید یک بسته نرم افزاری آماده که شامل یک فروشگاه الکترونیکی و ابزارهای لازم دیگر باشد.
محصولات Easy cart، InterShop، Open Market و Net Commerce نمونه هایی از این بسته های آماده به شمار می آیند. این محصولات پس از خرید، مطابق سلیقه صاحب فروشگاه تغییر یافته و آماده استفاده بعنوان یک فروشگاه الکترونیکی بر روی اینترنت خواهند شد. بعضی از انواع این بسته های آماده، فروشگاه را ملزم می کنند که به ازای هر فروش، مبلغی را به ایشان بپردازد.
2- سفارش ساخت سیستم به شرکت هایی که اینگونه امور را به انجام می رسانند. با گسترش تجارت الکترونیکی، اینگونه شرکتها نیز رشد سریعی داشته اند و قادرند با استفاده از فناوریهای جدید، در زمانی کوتاه یک فروشگاه الکترونیکی برای متقاضیان بر روی اینترنت راه اندازی نمایند.
3- اجاره قسمتی از یک فروشگاه موجود.
جمعه 29/6/1387 - 14:18
موبایل
عوامل موفقیت یک وب سایت در عرصه تجارت الكترونیك
مقدمه
اساساً تجارت الكترونیكی به مفهوم تسهیل معاملات بازرگانی بواسطه بهره گیری از شبكه جهانی اینترنت است. به عبارتی در محیط تجارت الكترونیك، كلیه فعالیتها و عملیاتهای توزیع، خرید، فروش، بازاریابی و ارائه خدمات و بسط فرآیندهای تولید، از طریق سیستمهای الكترونیكی، بستههای رایانهای و اینترنت انجام میشود. امروزه، در صنعت فناوری اطلاعات از تجارت الكترونیك به عنوان یك تجارت هدفمند ، سودمند و تسهیل كننده معاملات بازرگانی در عرصههای جهانی یاد میشود. انتقال الكترونیك وجوه، مدیریت زنجیرهای، بازاریابی الكترونیكی، بازاریابی روی خط، پردازش و فرآوری معاملات به صورت روی خط، مبادله دادههای الكترونیكی سیستمهای خودكار موجودی اموال و سیستمهای مجموعه داده جزء مواردی هستند كه در قالب تجارت الكترونیك میگنجند. در این میان فناوریهای نوین ارتباطی نظیر؛ اینترنت، اكسترانت، پست الكترونیك، كتاب الكترونیك و تلفنهای همراه در گسترش و توسعه تجارت الكترونیك نقش بسزایی ایفا نموده اند. تحقیقات بعمل آمده حاكی از آن است كه در سال 2003 تجارت الكترونیك، فروشی در حدود 2/12 میلیارد دلار ایجاد نموده است ( Gregorio et.al, 2005).
در مقاله، سعی میگردد مسائل مترتب بر تجارت الكترونیك مورد بررسی قرار گیرند.
تجارت الكترونیك در گذار زمان:
اساساً تجارت الكترونیكی به مفهوم تسهیل معاملات بازرگانی بواسطه الكترونیك است. البته بدیهی است كه با گذشت زمان « تجارت الكترونیك» از نظر معنا، مفهوم و فرِآیند تغییر بطنی و تكاملی داشته است. بگونهای كه در دهه 1970 از معاوضه دادههای الكترونیكی (EDI) جهت ارسال سندهای تجاری همچون سفارشهای خرید یا صورت حسابهای الكترونیكی استفاده شده است. بعداً با گسترش كاربرد آن لغت «تجارت از طریق شبكه وب» به جهت خرید كالا و خدمات از طریق شبكه جهانی وب و پشیبانی سیستم امنیتی (نظیر https؛ پروتكل مخصوص ارائه خدمت كه داده خیلی محرمانه سفارشی را برای حمایت از مشتری و پرداخت الكترونیكی، نظیر كارتهای اعتباری و واگذاری پرداخت بواسطه كارت اعتباری) پدید آمد.
در واقع، زمانیكه اولین وب، به صورت فراگیر و شناخته شده در سال 1994 پدید آمد خیلی از ژورنالیستها و متخصصان پیشبینی نمودند كه «تجارت الكترونیكی» به زودی یك بخش مهم اقتصادی خواهد شد. به هرحال حدود چهار سال طول كشید تا پروتكلهای https به طور مناسب و فراگیر گسترش یافته و توسعه یابند (توسعهای كه توامان با جنگ و رقابت بین جستجوگرها بود). ( e-Business Watch, (2004
متعاقباً بین 1998و 2000 تعدادی از كسب و كارهای معتبر در آمریكا و اروپای غربی وب سایتهای ابتدایی را راهاندازی و توسعه دادند. نتیجه اینكه، تعداد زیادی از شركتها و كمپانیهای «اصیل تجارت الكترونیك» در میان بارش دات ـ كام ها در سال 2001 و 2002 ناپدید شدند. در این بین خیلی از خرده فروشها دریافتند كه چالشهای موجود در بازار كنونی چیست و شروع به افزودن قابلیتهای تجارت الكترونیكی به سایتهایشان نمودند برای مثال، بعد از فروپاشی فروشگاه اینترنتی خواروبار فروشی Web Van، سوپر ماركت زنجیرهای سنتی، آلبرمتسولسن و Safeway، هر دو شروع كردند به تقویت تجارت الكترونیكی بواسطه مشتریانی كه میتوانستند سفارش خرید آن لاین را به مغازههای خواروبار فروش ارائه دهند.
در سال 2005 ، تجارت الكترونیك در عمده شهرهای كشورهای آمریكای شمالی، اروپای غربی، آسیای شرقی، خیلی خوب توسعه یافته است.لیكن هنوز در برخی از كشورهای صنعتی نظیر استرالیا و همچنین كشورهای در حال توسعه به خصوص ایران میبایست زمینه برای رشد سریع فراهم گردد.
عوامل اصلی موفقیت در تجارت الكترونیكی
عوامل متعددی وجود دارند كه در موفقیت تجارت الكترونیكی نقش ایفاء میكنند. در ذیل به برخی از مهمترین عوامل اشاره میگردد( Gregorio D.D. and Kassicieh S.K. 2005)
1 ـ ایجاد ارزش برای مشتركان: فروشندگان میتوانند به این مورد بواسطه سفارش یك تولید یا خط تولید دست یابند همانگونه كه در تجارت غیر الكترونیك وجود داشته و میتوانند پتانسیلهای مشتریان را در یك قیمت رقابتی جذب كنند.
2 ـ ارائه خدمات و عملكرد كار با ارائه نمایندگی: برقراری ارتباط با مشتری از طریق روشهای جدید میتواند زمینههای نیل به هدف عملكرد و خدمت كارآمد را فراهم آورد.
3 ـ تدارك یك وب سابت جذاب: استفاده از رنگ گرافیك و انیمیشن گیرا، عكسها و فونتها و خلق فضاهای مناسب میتواند. این چشمانداز را فراهم نماید.
4 ـ تدارك جایزه و پاداش برای مشتریان: به خاطر خرید و مراجعت و معرفی خدمات به سایرین، ترفیعات و ارتقای روشهای فروش نظیر كوپنها، خدمات ویژه و تخفیف، شركت دادن در قرعهكشیها، ایجاد لینكهای وابسته به خدمات تكمیلی برای مشتری، پخش برنامههای تبلیغاتی مربوطه از طریق رسانههای فراگیر.
5 ـ تدارك خدمات ویژه شخصی: ایجاد وب سایتهای شخصی (ایمیل رایگان، پیشنهادهای خرید مطابق با سلیقههای روانشناسی و شخصیتی و سفارش ویژه خصوصی میتواند در موفقیت تجارت الكترونیك مؤثر باشد.
6 ـ تدارك فكر و مسئولیت اجتماعی: اتاقهای ویژه گفتگو. گروههای بحث و تبادل نظر به صورت فیزیكی و به صورت مجازی، دریافت دادههای مشتریان، انتقادات و پیشنهادات آنها، برنامههای مستمر و هدفمند میتواند به این هدف كمك نماید.
7 ـ قابلیت اطمینان پایایی و امنیت به كلیه فعالیتها و خدمات كسب و كار: خدمات تكمیلی و نه موازی، سخت افزارجانبی و نه مازاد بر نیاز (اضافی)، وجود فناوری قابل اطمینان، اطلاعات شفاف غیرمهم در كسب و كار و احترام به اطلاعات مربوط به حیطه خصوصی افراد میتواند در بهبود و ارتقای این اطمینان موثر باشد.
( Clinton W. J., A. Gore 1997) , (Morgan J. P., A. Gidari, 2004)
8 ـ تدارك چشمانداز و منظر 360 درجه: ارتباط با مشتری بدین معنی كه كلیه كاركنان عرضهكنندگان و شركاء یك نظر كامل دارند و همین منظر برای مشتری وجود دارد.
9 ـ فراهم نمودن زمینهای برای دریافت كلیه تجارب مشتریان: مدیریت كسب و كار میتواند پتانسیلها و امكانات و شیوههای برقراری كلیه راههای ارتباط با مشتری با تجربه زمینه را برای دریافت تجارت ایشان فراهم نماید.
10 ـ كارآمد ساختن فرآیندهای كسب و كار: این موضوع از طریق مهندسی مجدد و بكارگیری و فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی میسر خواهد گردید.
11 ـ ایجاد امكاناتی كه مشتریان خودشان بدون نیاز به دستیار یا راهنما، راهنمایی و رهبری شوند. این امكان بواسطه تهیه یك سایت خودكار و جامع كه كار با آن آسان ـ بدون نیاز به دانش فنی ـ باشد، امكانپذیر میگردد.
12 ـ بنا گذاشتن یك مدل كسب و كار بازرگانی: امروزه خیلی از كسب و كارهای تجاری موفق كه سایتهای آن در اختیار همگان قرار دارد. وجود دارند. كه از مدل قوی و ریشهداری برخور دارند.
13ـ مهندسی یك زنجیره «ارزش الكترونیكی» كه در آن بر یك تعداد محدود و معینی از صلاحیتها و قابلیتهای اساسی تمركز میكند. (مغازههای الكترونیكی میتواند به صورت تخصصی و یا به صورت عمومی به گونه ای كه خوب، برنامهریزی شده باشد، ظاهر شوند.
14 ـ تنظیم و دایر كردن سازمان كسب و كار مبتنی بر هوشیاری و چابكی در پاسخ سریع به هرگونه تغییرات اقتصادی، اجتماعی و فیزیكی در محیط.
مسائل و مشكلات مترتب بر تجارت الكترونیكی:
حتی اگر یك ارایه كننده كالا و خدمات تجارت الكترونیكی 14 عامل كلیدی بالا را با جدیت پیگیری نماید، جهت تعبیه نمودن یك استراتژی تجارت الكترونیكی نمونه و سرمشق، مشكلات و مسایل همچنان میتوانند افزایش یابند برخی این منابع مشكلات و مسایل عبارتند از:
1ـ نارسایی در درك مشتریان: اینكه چرا و چگونه آنها خرید میكنند. حتی یك تولید یا طرح معتبر و دارای ارزش میتواند شكست بخورد، اگر تولیدكنندگان و خردهفروشها رفتارها و عادات مشتریان، انتظارات و انگیزش آنان را درك نكنند.
تجارت الكترونیك به طور بالقوه میتواند این مسایل و مشكلات اجتماعی را با تحقیقات بازاریابی متمركز و بازدارنده، همانطور كه یك خردهفروشی سنتی ممكن است انجام دهد، تخفیف دهد. ( UNCTAD 2005),
2 ـ عدم توفیق در درك موقعیت رقابتی: یك نفر ممكن است توانایی بنا نهادن یك مدل كسب و كار كتاب الكترونیكی خردهفروشی را داشته باشد، اما بدون اینكه بخواهد با Amazon.com رقابت كند. یا ممكن است شما در برخورد با افرادیكه به تازگی قصد راهاندازی كسب و كار خود را دارند اگر از رقبای كسب و كار و تجارت مورد نظر سؤال گردد، پاسخ دهند كه اصلاً رقیبی ندارند كه مسلماً در پاسخ باید گفت اگر رقابتی نیست پس بازاری وجود ندارد؟( Peha J. M. 1999)
3 ـ ناتوانی در پیشبینی كردن واكنشهای محیطی : اینكه رقبا چه كاری انجام خواهند داد؟ آیا آنها علایم تجاری یا سایتهای رقابتی را معرفی خواهند نمود؟ آیا آنها به ارایه خدمات تملیكی اقدام خواهند نمود؟ آیا آنها به خرابكاری عمدی در سایت رقبا روی خواهند آورد؟ آیا موج جنگ قیمتها شكسته خواهد شد؟ دولت چه اقدامی انجام خواهد داد؟ انجام تحقیقات درباره بازار و رقبا ممكن است برخی از پیامدهای مربوط به آن را تخفیف دهد.
4 ـ تخمین قابلیت منابع: كلیه منابع، كاركنان، سختافزار، نرمافزار و فرآیندهای كسب و كار چگونه میتوانند در استراتژی پیشنهاد شده به كارگرفته شوند؟ آیا خرده فروشان الكترونیكی در توسعه مهارتهای مدیریت و كاركنان شكست خوردهاند؟ این موضوعات مواردی هستند كه توجه به آنها ممكن است در حین برنامهریزی منابع و آموزش كاركنان ایجاب كند.
5 ـ عدم توفیق در تعدیل و هماهنگی: اگر گرایش موجود و روابط كنترلی كفایت نكند میتوان به سمت ساختار سازمانی انعطافپذیر، قابل محاسبه هموار حركت نمود كه ممكن است همكاری لازم برای تعدیل در سازمان صورت نپذیرد ـ سازمان انعطافپذیر نباشد.
6 ـ عدم توفیق در جلب حمایت و الزام یا تفسیر در اعتقاد مدیریت ارشد سازمان كسب و كار به نوآوری و ابتكارات فردی در بدنه سازمان. این موضوع اغلب ناشی از عدم توفیق یا عدم توانایی در بكار گماردن نیروهای متخصص و شایسته است به عبارت دیگر هر فرد در سازمان در جایگاه خودكار نمیكند. بكارگیری مدیریت موفق و متخصص از ابتدای شروع هر سازمان در ارتقای نوآوری سازمان مؤثر خواهد بود.
7ـ درك ناقص از نیازمندیهای زمان در تنظیم و راهاندازی: یك فعالیت تجارت الكترونیك میبایست زمان و پول مورد نیاز را در نظر داشته باشد. عدم توفیق در درك زمانبندی و برنامهریزیها میتواند منجر به تخمین هزینه اضافی بر كسب و كار گردد. طراحی پروژه اصلی، مدیریت مسیر بحرانی، تحلیل زمانی PERT ممكن است این عدم توفیق را تخفیف دهد. قابلیت سود در كسب و كار ممكن است جهت دستیابی به سهم بازار، صبر و گذشت زمان را الزام نماید.
8 ـ عدم توفیق در پیگیری یك طرح:
پیگیری ضعیف بعد از برنامهریزی اولیه، پیشرفت ناكافی كار، برخلاف آنچه كه در طرح آورده شده، میتواند منجر به بروز مشكلاتی گردد.
شایستگی و برازندگی تولید در تجارت الكترونیك:
برخی خدمات/تولیدات ویژه برای فروش آن لاین مناسب هستند و برخی دیگر برای فروش غیر آنلاین. عمده كمپانیهای كاملاً مجازی- نمونههای این نوع شركتها، مواردی نظیر Paybal , ebay , googel است- از طریق تولیدات دیجیتالی نظیر ذخیره، بازیابی و تعدیل اطلاعات، موسیقی، فیلم، آموزش، ارتباطات نرمافزار، كسب و معاملات مالی بازارهای مجازی میتوانند برخی تولیدات و خدمات غیر دیجیتالی خود را با موفقیت به فروش رسانند. یك چنین تولیداتی به طور معمول ارزش نسبتا بالایی دارند كه معمولا شامل CD ها، DVD ها و كتابهای با ارزش هنری، علمی و فرهنگی میشوند. Amazon.com، در واقع یكی از معدود شركتهای dot.com بادوام و پایدار است كه مدت مدیدی روی این زمینه فعالیتهای خود را متمركز نموده است.
از سوی دیگر به نظر میرسد برخی از تولیدات قطعات یدكی ـ فراتر از نیاز و مصرف آنی هم برای نمونههای مصرف خانگی نظیر ماشین شستشو و برای تجهیزات صنعتی نظیر پمپهای مكش نیز نمونههایی خوبی برای فروش آنلاین هستند.
یكی از دلایل موفقیت در اینباره میتواند تهیه و تدارك اطلاعات دقیق همچون ارایه شماره سریال نسخه تولید مورد نیاز سال تولید، میزان استقبال و … به هنگام ارایه به مشتری باشد.
موفقیت برخی تولیدات در فروش با مؤلفههای حسی همچون رنگ ارتباط بسیار نزدیكی دارد در اینباره Tesco.com موقعیت خوبی در انگلستان توانسته است كسب كند.
جمع بندی و نتیجه گیری:
آنچه مسلم است اینكه استفاده از تجارت الكترونیك، یك فرصت تجاری برای ایجاد رشد اقتصادی در سطح كلان و توسعه اقتصاد بخشی بویژه در حوزه خدمات تخصصی را فراهم میآورد. از سوی دیگر بدلیل حضور گسترده و اجتنابناپذیر دولت در بسیاری از مناسبات اقتصادی و تجاری (بویژه در سطوح بینالمللی) نیاز به تطبیق سازمانهای دولتی با عملیات تجارت الكترونیك (ایجاد دولت الكترونیك) بسیار محسوس میباشد و گرنه رشد سریع تجارت الكترونیك در سایه دولتی كه برآیندهای ارتباطی درون سازمانی در آن هنوز حالت سنتی (كاغذی!) دارند، چندان خوشبینانه به نظر نمیرسد. در این راستا، تدوین و اجرای سیاستهای كلان در قالب برنامههای توسعه، برای ایجاد «جامعة اطلاعاتی» یكپارچه با جامعة جهانی، میتواند بسیار امید بخش باشد. این امر به رشد ابزارهای آموزشی و در نهایت به رشد فرصتهای بالقوه كمك میكند. و سرانجام آزادسازی اقتصادی و سیاسی میتواند به تسریع روندهای فوق كمك كند. هرچند كه آزادسازی در اقتصاد و سیاست، خود از رشد و توسعة ارتباطات و تجارت الكترونیك تأثیر عمده میگیرد و در حقیقت این تأثیرگذاری دوطرفه است.
در مجموع می توان گفت كه تجارت الكترونیك دارای مزایا و نقاط قوتی است از جمله موارد ذیل:
- امكان بازاریابی وسیعتر بر اساس امكان مبادله اطلاعاتی سریع با بازارهای جهانی در سطحی كاراتر
- كاهش هزینههای مبادلاتی بر اساس حذف بسیاری از واسطههای تجاری و صرفهجویی در زمان مبادلات
- كاهش هزینههای ناشی از اشتباهات انسانی و ایجاد امكانات بهتر برای مدیریت بنگاه
- امكان استفاده بهتر از مقیاس تولید بالا برای كاهش سرانه هزینههای سربار و هزینههای ثابت بر اساس تقاضای بالا برای كالا و خدمات تولیدی
- افزایش سرمایهگذاری و اشتغال در بخشهای تحت پوشش تجارت الكترونیك بویژه در بخشهای خدماتی
- افزایش فروش، درآمد و بهبود تراز تجاری كشور و در نهایت افزایش سطح رفاهی بویژه در بخشهای تحت پوشش تجارت الكترونیك
- امكان حضور و رقابت واحدهای تجاری كوچك در بازارهای جهانی بشرط تعریف دقیق و تخصصی از نوع فعالیت
كه با در نظر داشتن عوامل موثر بر موفقیت تجارت الكترونیك از یك سو و مشكلات و مسایل مترتب بر آن از سوی دیگر می توان به یك نگاه استراتژیك در حوزه مذكور دست یافت
فهرست منابع:
Clinton W. J., A. Gore (1997),A Framework for Global Electronic Commerce, July 1, ,
www.iitf.nist.gov/eleccomm/ecom.htm
e-Business Watch (2004), The European e-Business Report: A portrait of e-business in 10 sectors of the EU economy, European Commission, Enterprise Directorate General.
Gregorio D.D. and Kassicieh S.K. (2005), “Drivers of E-Business Activity in Developed and Emerging Markets”, IEEE Transactions on Engineering Management, vol. 52, 2, pp. 155–166.
Hillman. R. J., (1999),"Securities Fraud: The Internet Poses Challenges to Regulators and
Investors,"US General Accounting Office Report GAO/T-GGD-99-34, March 22,
, www.gao.gov/AIndexFY99/abstracts/gg99034t.htm
Morgan J. P., A. Gidari,(2004) Survey of State Electronic and Digital Signature Legislative Initiatives, www.ilpf.org/digsig/disrep.htm
Peha J. M. (1999),"Making Electronic Transactions Auditable and Private," Proceedings of the Internet Society"s INET-99, June, www.ece.cmu.edu/~peha/commerce.html
UNCTAD (2005), Information Economy Report 2005: E-Commerce and Development, United Nations, Geneva and New York
جمعه 29/6/1387 - 14:15
دانستنی های علمی
آیا معمولاً توانایی های خودتان را زیر سوال می برید؟ آیـا بـرای ایـن عدم اطمینان به خود توجیهی دارید یا فقـط بـه دلایل واهی این کار را می کنید؟
اگـر ایـنطـور اسـت، احـتـمالاً شما دچار کمبود اطمینـان و اعـتـمـاد به نفس هستیـد. تـا همین لحظه افراد بسیاری هستند که از همه تواناییهای خود به طور کامل استفـاده نمیکنند،ممکن است شما هم یکی از همین افراد بوده و به جای انجام کارهای مفید و سودمند، همیشه مشغول فکر کردن به این مسئله هستید که چه زندگی بیمصرفی دارید و چقدر محیط اطرافتان کسل کننده است.
اگـر چـه مـمکن اسـت که کمی از خود دور افتاده باشید و ارزش خود را فراموش کرده باشید، اما هیچگاه برای تغییر دیر نیست.
اعتماد به نفس چیست؟
اعتماد به نفس به میزان علاقه، اطمینان و غروری که نسبت به خود دارید می گویند. اما همیشه افراد زیادی وجود داشته اند که به دلایل بسیاری زندگی را دو بعدی میبینند و به همین دلیل پیدا کردن توانایی های خودشان برایشان مشکل شده و زندگی برایشان بی معنی شده است.
هر چند ممکن است افرادی باشند که در هیچ زمینه ای اعتماد به نفس ندارند اما معمولاً کمبود اعتماد به نفس افراد در جنبه های بخصوص هر فرد است. به طور مثال، آنها که از لحاظ ظاهر اعتماد به نفس ندارند، زندگی اجتماعی برایشان بسیار دشوار خواهد شد. این افراد تصور خواهند کرد که در مجامع عمومی کسی به آنها توجه نخواهد کرد و مجبور خواهند شد که از اول تا آخر مجلس در گوشه ای تنها بنشینند.
در زندگی زناشویی هم ممکن است کمبود اعتماد به نفس مشکلات زیادی ایجاد کند. ممکن است فرد همچنان در رابطه ای که خود می داند بسیار برای وی مسموم و ناسالم است باقی بماند در حالیکه آگهی کامل دارد که اصلاً از این رابطه خوشحال نیست. این به این دلیل است که فرد تصور می کند که قادر نیست این وضعیت را بهبود بخشد.
این مسئله می تواند در زندگی کاری افراد هم تاثیر منفی بگذارد. کمبود اعتماد به نفس منجر به فقدان انگیزه و علاقه در فرد برای پیشرفت خواهد شد.
اما اگر این مسئله را در مقیاس کلی تر بررسی کنیم، فرد فاقد اعتماد به نفس ممکن است از انجام همه کارها سر باز زند و بی هدف باشد فقط به این دلیل که تصور میکند که توانایی انجام کاری را ندارد. اما الان دیگر زمانش رسیده است که این رویه را تغییر داده و این را باور کنید که شما قادر به انجام هر کاری که می خواهید هستید.
چه چیز منجر به فقدان اعتماد به نفس می شود؟
اعتماد به نفس پایین ممکن است درشرایط مختلف ایجاد شود. در محیط های اجتماعی ممکن است با افرادی سر و کار داشته باشید که شما را تحقیر می کنند. وضعیت ظاهریتان نیز تا حد زیادی در این زمینه موثر است.
محیطی که در آن به دنیا آمده و پرورش یافته اید نیز بسیار روی اعتماد به نفس شما تاثیر دارد. بچه ای که هیچ وقت احساس نکرده است که فردی بخصوص است و از طرف والدین حمایت نمی شده است، با این تفکر رشد خواهد کرد که هیچ کس او را دوست نداشته و برای او ارزشی قائل نیست.
محیط کار شما نیز روی اعتماد به نفستان تاثیر دارد. اگر کارهایتان مورد تشویق قرار نگیرد و توجهی به آنها نشود و همکارانتان وجودتان را نادیده بگیرند، اعتماد به نفستان کاهش پیدا خواهد کرد.
چه کسانی در معرض ابتلا به آن هستند؟
چون عوامل بسیاری ممکن است به از دست دادن اعتماد به نفس بیانجامد، می توان گفت که همه در معرض خطر ابتلا به آن هستند اما بعضی شرایط نسبتاً جدی تری دارند.
همه انسانها ممکن است در یک جنبه از زندگی خود احساس کمبود اعتماد به نفس داشته باشند. اما همیشه راه هایی برای مقابله با این مشکلات وجود دارد. در اینجا راه هایی را به شما معرفی می کنیم که با انجام آنها بتوانید ارزش خود را در نظر خودتان بالاتر ببرید و اعتماد به نفستان را افزایش دهید.
اگر می خواهید اعتماد به نفستان را دوباره به دست آورید، در اینجا شش راه به شما معرفی می کنیم:
1- خود را با دیگران مقایسه نکنید
همیشه به یاد داشته باشید که انسانها با هم متفاوت اند. دلیلی ندارد که همه ما توانایی های یکسانی داشته باشیم و کارهای مشابهی انجام دهیم. اگر سعی کنید که خود را با هر کسی که سر راهتان قرار می گیرد مقایسه کنید، خیلی زود از خودتان خسته و دلسرد خواهید شد و دیگر قدرت انجام کاری را نخواهید داشت.
2- خود را دست کم نگیرید
سعی کنید که ارزش خود را به عنوان یک انسان کشف کنید. دلیل نمی شود که اگر کسی از شما خوشش نیامد و شما را فرد جالبی تصور نکرد، تصور همه مردم این باشد. اگر کسی از شما خوشش نیامد اصلاً ناراحت نشوید، مشکل خودش است نه شما. چون افراد زیادی هستند که شما را دوست می دارند و برایتان ارزش قائل اند.
3- فهرستی از کارهایی که انجام داده اید و در آنها موفق بوده اید تهیه کنید
سعی کنید روی کارهایی که در آن موفق بوده اید متمرکز شوید. اما اگر چنین چیزی در سابقه کاریتان پیدا نکردید اصلاً ناراحت نباشید. شاید پشت این همه ناتوانی لبخندی نهفته باشد و قدرتی باشد که بتواند باعث خنده دیگران شود و یا حتی شاید توانایی در شما وجود داشته باشد که هنوز کشفش نکرده اید. سعی کنید لیستی از کارهای انجام شده تان تهیه کنید. مهم نیست که کوتاه یا بلند باشد. با اینکه حتی ممکن است نتوانید فکرش را بکنید اما همین کارها می تواند اعتماد شما را دوباره به خودتان جلب کند.
4- سر خود را بیشتر گرم کنید
سعی کنید تفریحاتی برای خود درست کنید که به آنها علاقه دارید. ممکن است به کتاب خواندن علاقه مند باشید، یا به باشگاه بروید یا هر کار دیگری...هر چه زمان بیشتری به انجام کارهای مورد علاقه تان اختصاص دهید، کمتر وقت برای سرزنش خود و متاسف شدن برای خودتان خواهید گذاشت. اما مسئله مهم تر این است که این کار باعث می شود که شما احساس مفید بودن کنید و این به شما هدف می دهد.
5- با افراد مثبت نشست و برخاست کنید:
گاهی اوقات بودن در جمع افرادی که از خودتان هم دلسردتر و افسرده تر هستند، بیشتر به ضررتان خواهد بود. حتی اگر تنها باشید بیشتر به نفعتان خواهد بود تا با آنها. به جای چنین افرادی سعی کنید با افرادی مراوده کنید که می توانند شما را شاد کنند. اگر دور و اطرافتان را از دوستان نزدیک و خانواده پر کنید که شما را قبول دارند، می تواند سبب شود که شما هم خودتان را قبول داشته باشید.
6- در جلسات روانشناسی شرکت کنید
امروزه درمان های زیادی برای این مشکل پیشنهاد می شود. مجمع های بسیاری هم برای این منظور تشکیل می شود. به این افراد توصیه می شود که در این جلسات روانشناسی شرکت کنند چون بسیار موثر بوده است. کتاب ها و نوارهای زیادی هم در این زمینه ارائه می شود.
با خودتان صادق باشید
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــ
من چیزی در مورد شما نمی دانم، اما می دانم که امروز در این دنیا کینه و نفرت به اندازه کافی وجود دارد و در این موقعیت بدترین کار این است که شروع کنیم که از خودمان هم متنفر شویم. شما فقط یکبار به دنیا می آیید، و همین یکبار هم زندگی خیلی کوتاهی خواهید داشت، پس نگذارید که دیگران مانع شادی شما شوند.
سعی کنید که توانایی های خود را بشناسید و ببینید که در چه زمینه هایی فردی ویژه هستید. افرادی که نمی توانند توانایی های شما را ببینند ارزش این را ندارند که دور و برتان باشند.
جمعه 29/6/1387 - 14:13
دانستنی های علمی
حفظ ارزش فردی در محیط کار
" شان افراد در گرفتن مقام نیست، بلکه در استحقاق آنها در بدست آوردن آن مقام خلاصه می شود."
-- ارسطو
شما به پیشرفت های تحصیلی و شغلی خود افتخار می کنید و مشتاقید تا به عرصه چالش های جدید قدم بگذارید. این چالش ها برای شما موقعیت ها و آزمایشاتی را فراهم می آورند که شخصیت و شان شما را زیر بوته آزمایش خواهد برد. به خاطر داشته باشید: نگه داشتن شان شخصی تماما در اعتماد به نفس، عزت نفس و عدالت خلاصه می شود.
در این قسمت چند نکته وجود دارد که با استفاده از آنها ارزش شخصی و عزت نفستان در محل کار هیچ گاه از بین نخواهد رفت.
1- بدون کوچک کردن خود رئیستان را کارآمد جلوه دهید
زمانی که کارفرمای شما ترفیع رتبه می گیرد برای شما دو موقعیت مختلف پیش می آید، یکی اینکه به شما اهمیت نداده و برایتان خلاء ایجاد کند، و دیگر اینکه چون شما یکی از سرمایه های با ارزش شرکت هستید شما را با خود به بخش جدیدی که منتقل شده است ببرد. تنها کاری که باید بکنید این است که مطمئن شوید که او و دیگران از سهم بزرگی که برای شرکت انجام می دهید، آگاه می شوند. خود را در معرض دید قرار دهید، سودمند واقع شوید و برای قبول مسئولیت های جدید آماده باشید، اما به هیچ وجه چاپلوسی نکنید. به ندرت اتفاق می افتد که یک رهبر پر قدرت اطراف خود را با "بله قربان گو" ها پر کند. به موفقیت های خود افتخار کنید و استعداد ها و توانایی هایتان را بروز دهید.
2- گله و شکایت نکنید
اگر همیشه از کارفرمای خود تقاضای مرخصی کنید و زمانی که به مهلت تحویل پروژه ها نزدیک می شوید از او بخواهید تا وقت بیشتری را در اختیار شما قرار دهد، او به طور حتم از شما منزجر می شود و تاثیر مخالفی بر روی شغل و در نتیجه بر روی عزت نفستان می گذارد. کسانی که دائما در حال گله و شکایت کردن هستند هیچ گاه ترفیع رتبه نمی گیرند. (مدیران همیشه سعی می کنند آنها را به شعبه های دیگر انتقال دهند تا از دستشان راحت شوند.) شما می خواهید رئیستان دوستتان باشد نه دشمنتان؛ پس سعی کنید اسباب ناراحتی و رنجش او را فراهم نسازید. زمانی که میخواهید نزد او بروید مجددا فکر کنید و تمام جوانب گفته های خود را در نظر بگیرید. ارزش خود را با تصمیم گیری های مناسبی که مربوط به حیطه کاری خودتان می شود، حفظ کنید و به دنبال تعریف و تمجید بیهوده از جانب کارفرمایتان نباشید.
3- مطمئن شوید که شرایط کاری مناسب است
آیا شما حقوق کافی دریافت می کنید، و در یک محیط کاری امن مشغول به کار هستید. برای بدست آوردن حقوق خود قد علم کنید و هیچ گاه عزت نفس و ارزش خود را به خاطر فیش حقوقیتان زیر پا نگذارید. باید به راحتی مواردی که برایتان مهم است را با رئیستان در میان بگذارید، مثلا: ساعات فراغت، کاهش ساعات هفتگی کاری، کارکردن در خانه و فرستادن اطلاعات از طریق رایانه. مدعی باشید اما پرخاشگر نباشید؛ و همیشه بر روی فواید و مزایای کارهای خود برای شرکت تاکید داشته باشید. با ارزشی که برای کارفرمایتان قائل هستید و با اتکا به عزت نفس، احتمال پذیرش طرح ها و پیشنهاداتتان را افزایش دهید.
4- همیشه از اکثریت پیروی نکنید
همکاری و تشریک مساعی داشته باشید، اما هیچ گاه اجازه ندهید تا دیگران از شما استفاده کنند. اگر اجازه دهید تا همکارانتان تمام کارها را بر روی سر شما بریزند ارزش و احترامتان پایین می آید و در عوض آنها به وسیله کاری که شما را آنرا به خوبی انجام داده اید افتخار کسب می کنند. بد نیست گاهی استقلال خود را امتحان کنید. اگر همه از ساعت 9 صبح تا 5 بعد از ظهر سر خود را با کارهای غیركاری گرم می کنند لازم نیست که شما هم مشابه آنها عمل کنید. برای مسائل مهم مثل ایمنی در محل کار، حقوق و مزایا خوب است به جمع بپیوندید، اما علاوه بر اینکه در چنین جمع های شرکت می کنید، بهتر است برای افزایش درآمد با مدیریت رودررو صحبت کنید. اگر دوربین های ایمنی در تمام قسمت های محل کار شما برای جلوگیری از تقلب نصب شده و تصور می کنید که این امر به حقوق و استقلال شما آسب می رساند، ارزش آنرا دارد که در مقابل آنها بایستید. پیش از اینکه به دیگران برای محافظت از حقوقشان بپیوندید، تمام جوانب کار خود را در نظر بگیرید.
5- اجازه ندهید تا عنوان دلقک و یا لوده بخش را به شما بدهند
بد نیست که در ساعات بی کاری و اوقات فراغت خود بخندید و شادی کنید اما نباید زیاده روی کنید. ادب مساوی است با ارزش. خنداندن مردم در زمان سخنرانی و یا کنفرانس یک ویژگی شایان ذکر است اما اگر همکارانتان شما را به عنوان دلقک و جوکر بشناسند، هیچ کس شما را جدی نمی گیرد و چیزی نمی گذرد که عزت نفس خود را از دست خواهید داد.
6- مشکلات شخصی را به محل کار نبرید
بلند صحبت کردن با تلفن در محل کار هیچ جایی ندارد. اگر شما جر و بحث دارید و یا برای بخشش از طرف کسی که آنسوی خط تلفن است گریه زاری سر دهید و یا او را ببوسید، باید آنرا در خارج از دفتر کار و به وسیله تلفن همراه انجام دهید. پیش از اینکه بخواهید با هر یک از همکارانتان ارتباط برقرار کنید به تاثیراتی که ممکن است او بر روی مسائل کاری شما بگذارد به دقت فکر کنید. اگر به خاطر کارهایی بدی که با یکی از همکارانتان انجام داده اید، ارتباط خود را با او قطع کرده اید این امر منجر به نابودی شان و ارزش شما خواهد شد، چرا که به زودی تمام کارمندان از تمام مواردی که شما سعی می کنید مخفی نگه دارید، آگاه خواهند شد.
7- جلوی خشم خود را بگیرید و احساساتتان را کنترل کنید
زمانی که یکی از همکاران، کار خود را سر موقع انجام ندهد و تاثیر آن مستقیما بر روی بازده شما تاثیر بگذارد، طبیعی است که شما ناراحت، رنجیده و عصبانی شوید. اما نحوه برخورد شما با قضیه، میزان ادراک شما را برای سایرین روشن می کند. اگر انسان کم طاقتی هستید باید مراقب باشید که در زمان عصبانیت حرکت ناشایستی از شما سرنزند. با کنترل احساسات، ارزش و شان خود را بالا ببرید. اگر چیزی بگویید و یا حرکتی انجام دهید که نباید، سریعا برای نجات ابروی خود عذر خواهی کنید.
8- مراقب آزار و اذیت ها باشید
خط مشی و سیاست های شرکت را به دقت بررسی کنید. اگر همواره از طریق یکی از همکارانتان تحقیر می شوید، و یا یکی از کارمندان ارتباط نا مناسب جنسی با ارباب رجوع برقرار می کند، اعتراض کنید. درست مثل قلدری کردن در حیاط مدرسه، آزارهایی که در محل کار به وقوع می پیوندد، بر روی ارزش و شان شخصی شما تاثیر می گذارد.
9- خلاقیت و توانایی خود را در مدیریت اثبات کنید
ابتکار و نوآوری به عنوان رمز تجارت آینده محسوب می شود. در حین انجام کارهای روزمره دید خود را بر روی تصاویر بزرگتر معطوف کنید. همیشه از فعالیت ها و تغییرات رقبا مطلع باشید. اگر بر اساس غریزه و درک شغلی خود عمل کنید، همیشه رضایت شغلی بیشتری کسب کرده و اعتماد به نفستان افزایش پیدا خواهد کرد. شالوده دانش خود را افزایش داده و از استعدادها و خلاقیت های خود در زمینه رشد شرکت بهره بگیرید.
ارزش های خود را زیر پا نگذارید
مسئولیت رفتار هر کس به عهده خودش می باشد. اگر از شما خواسته شد که یک کار غیر قانونی و یا غیر اخلاقی انجام دهید بر روی تاثیرات دراز مدت آن فکر کنید. رفتاری موقر، با احترام و معزز به همراه درستی و غرور از خود نشان دهید. برای اینکه به شانتان آسیبی وارد نیاید باید در یک آینه به خود نگاه کنید و مطمئن شوید که از روی وجدان کار می کنید و از انجام هر چه در حد توانتان باشد کوتاهی نمی کنید. اگر این موارد را رعایت کنید در پایان هر روز، حس رضایت و موفقیت در انجام کارها به شما دست خواهد داد.
جمعه 29/6/1387 - 14:10