• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 4
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 4984روز قبل
اهل بیت

سلام بر ارادتمندان به خاندان عصمت وطهارت و بالاخص عاشقان سید وسالار وشهدا آقاامام حسین علیه السلام ؛دوستان عزیز پای صحبت های یک روحانی نشستم بودم که داستانی واقعی و جالبی تعریف کرد که حیف دیدم شما هم بی خبر باشید  میگفت: ما استادی داشتیم که جزعلمای بزرگ بوده است ،یک روزی یکی از دوستانش به او گفته بنده یک مرتاضی می شناسم که ایرانی الاصل است ولی بیشتر عمر خود را در هند گذرانده است وآدم عجیبی است و حالا در جاده کرج در یک کارخانه قدیمی زندگی می کنند ،استاد آن حاج آقا که عاشق چنین آدم های عجیب و غریب است گفت برویم پیش آن، رفتن به آنجادیدند یک کارخانه ای قدیمی و مخروبه ای در آنجاست،رفتن داخل دیدن پیرمردی با ریش وسبیل هایی بلند در آنجانشسته است وازصورتش معلوم است که در کارش خیلی سختی کشیده است استادش که اهل ادب وتواضع بود در نزد آن با ادب نشست و در مورد عرفان  با مرتاض  صحبت کرد  ،آن مرتاض گفت ما آداب هوشنگیه را در عمل طی  کرده ایم(آدابی است که پادشاه دوران هخامنشی برای پاک شدن از رذلیات اخلاقی انجام می دادند که وقتی به پادشاهی می رسیدند عجب وغرور انها را فرا نگیرد واداب هوشنگیه 70سال طول می کشد)وقتی استاد این راشنید دوزانو پیش آن نشست ،مرتاض به استاد گفت آیا می توانی روضه بخوانی گفت آره کار ماهمین است گفت روضه علی اکبر را برایم بخوان ،استاد برایش تعجب شد که روضه امام حسین و مرتاض بت پرست ،به مرتاض گفت شما  چکار به امام حسین دارید ،گفت مگر امام حسین فقط مال شماست ما در آداب مرتاضی اگر اشکی بر امام حسین نریزیم کارمان جلو نمی رود و این اشک تاثیر خاصی دارد،امام حسین مال همه است وهمه از برکات آن استفاده می کنند , و وقتی شروع به روضه خواندن کرد مرتاض ضجه می زد و خودش را می زد وانقدر گریه می کرد که تمام صورتش خیس می شد.

برگرفته از وبلاگ پیروان14 معصوم

http://perovan14masoom.parsiblog.com

شنبه 27/8/1391 - 23:8
موفقیت و مدیریت

 

دكتر نصرت الله پور افكاری «حافظه» را اینگونه تعریف كرده است: «این اصطلاح مفهومی كلی دارد و به آن گروه از جریانات روانی كه فرد را به ذخیره كردن تجارب و یادآوری مجدد آنها قادر می سازد، اطلاق می شود حافظه یكی از اجزای تعیین كنندة هوش افراد است.»[1]همچنین شعاری نژاد كار حافظه را یادآوری و بازشناسی چیزی كه قبلاً آموخته یا تجربه شده است، می داند.[2]

راه های تقویت حافظه

1. تمرین پراكنده با مطالعة با فاصله: در این روش، یاد گیرنده به جای اینكه سعی كند تا یكباره و در یك نوبت مطالب را حفظ كند، وقت خود را تقسیم می كند و چندین بار آن را مرور می نماید، اگر یاد گیرنده سعی كند تا در یك نوبت همة مطالب را حفظ كند و تمام دقت خود را در همان یك نوبت صرف یادگیری آن مطلب نماید، این امر باعث خستگی و از بین رفتن انگیزه در او می شود. علاوه بر این، معمولاً پس از پایان یافتن تمرین، فراموشی صورت می گیرد. اگر یاد گیرنده چندین نوبت، صرف مطالعة مطلب كند، آنچه در نوبت قبل فراموش شده است در نوبت بعد به سرعت آموخته می شود.[3]2. روش تداعی معانی: حافظه با یادآوری و بازیابی تقویت می شود. صورت ها و مضمونهایی كه شخص به خاطر می آورد نقطة شروعی برای تداعی است. كلمه‌ «تداعی» كه یك اصطلاح روان شناسی است به طور معمول با واژه «معانی» به كار می رود. «تداعی» به معنای دعوت كردن است؛ یعنی در حافظة‌ شخص هر مطلبی مطالب دیگر را به خاطر می آورد. آنگاه هر یك از این مفاهیم ذهنی جدید، اشیاء  و مفاهیم دیگری را به یاد می آورد و این امر مرتباً ادامه می یابد؛ ‌و به این ترتیب مخزن حافظه وسعت می یابد. «تداعی معانی» انواعی دارد كه عباتند از: تداعی در اثر «شباهت» «همراهی» «تقابل» و «تضاد». شباهت ممكن است در لفظ یا در معنی باشد. مثلاً «باران» «آب» را تداعی می كند. در تضاد، دو شیء یا دو واژه با مفهومهای متضاد در پی هم خواهند آمد، مانند سفید و سیاه. اشیایی كه همراه هم هستند و یا وقایعی كه همزمان و یا در پی هم رخ می دهند نیز سبب تداعی می شوند. مانند: رعد و برق. در تداعی معانی وقتی واژه را می شنویم واژة دیگری را كه با آن ارتباط دارد به یاد می آوریم. با این روش می توان بسیاری از مطالب را به یاد آورد. همچنین اگر مطالب جدید با مطالب گذشته ارتباط داده شوند، بهتر در حافظه باقی می مانند.اگر هنوز تحصیل می كنید می توانید موضوعات درسی خود را با موضوع های دیگر، مانند نقشة جغرافیا و یا تصویرهایی برای ایجاد تداعی معانی در موقع یادآوری، گره بزنید. حتی، وقتی یادداشت و یا كتابی را مطالعه می كنید سعی كنید تصویر آنها را نیز به خاطر بسپارید. مثلاً اگر جنگ نادر شاه در هندوستان را مطالعه می كنید، منظرة فیل ها و فنون جنگی نادرشاه را در نظر خود مجسم كنید تا مطالب در ذهن شما همراه با تصاویر ذهنی باقی بمانند.[4]3. استفاده از «پیش سازمان دهنده»: پیش سازمان دهنده به مجموعه ای از مفاهیم مربوط به مطلب یادگیری گفته می شود كه پیش از آموزش جزئیات تفصیلی مطلب، در اختیار یادگیرنده گذاشته می شود. نقش پیش سازمان دهنده، این است كه یادگیرنده را با مطالبی كه قرار است بیاموزد آشنا می سازد و كمك می كند تا اطلاعاتی را كه بتوان مطالب جدید را به آنها ربط داد به یاد آورند. بنابراین، پیش سازمان دهنده، یك بیان مقدماتی دربارة موضوع یادگیری است كه برای اطلاعات جدید، یك چهارچوب ذهنی فراهم می آورد و این اطلاعات جدید را به آنچه از قبل می داند ربط
می دهد.
[5]
4. روش «بند به بند»: این روش را دانشجویان زیادی طی سالهای متمادی به كار برده و عموماً از آن نتیجة مطلوب گرفته اند، جزئیات این روش به این شرح است.1. در اتاقی آرام پشت میز خود بنشینید پاهای خود را راحت روی زمین قرار دهید، كتاب را باز كنید و در مقابل خود قرار دهید چند صفحة یادداشت تمیز و دو سه مداد نیز در كنار دستتان بگذارید.2. اولین صفحة فصل را بیاورید، عنوان فصل و عنوان اول بعد از آن را ـ اگر وجود داشته باشد ـ یادداشت كنید.3. اولین بند را بخوانید و سپس خواندن را متوقف كنید.4. آنگاه به دقت به آنچه خواندید بیندیشید و در كلماتی هر چه كمتر و به زبان خودتان آن را خلاصه كنید. این خلاصه می تواند حتی چهار یا پنج كلمه باشد و به صورت جمله نباشد.5. با همین روش ادامه دهید و بندها را یكی یكی به زبان خودتان خلاصه كنید. عنوانهای فرعی فصل را نیز در لا به لای خلاصه های خود، در محل مناسب قرار دهید.فایدة واقعی این روش زمانی آشكار می شود كه بخواهید برای امتحان آماده شوید. اگر فصلها را خوب خلاصه كرده باشید، با مرور این خلاصه ها خود را از خواندن دوبارة كل كتاب معاف كرده اید.[6]5. مواد غذایی كه برای تقویت حافظه مفید است: متابولیسم مغز تحت تأثیر مبادلات كلسیم و فسفر قرار دارد. پس مواد غذایی ما باید از مقادیر كافی از این دو عنصر برخوردار باشند. برای «غذا دادن» به مغز و تقویت حافظه، خودرن مواد غذایی زیر توصیه می شود:ـ شیر، یكی از اصلی ترین غذاهای ضروری مغز، شیر است. شیر با مزاج بعضی افراد نمی سازد لذا می توان آن را به صورت شیر خشك و همراه با غذاهای دیگر مصرف كرد.ـ پنیر، به ویژه برای كسانی كه با مزاجشان سازگار است خوردن آنرا توصیه می كنیم.ـ جوانة گندم، این ماده را می توان بعنوان یكی از غذاهای اصلی مغز به شمار آورد. از حیث فسفر كلسیم و ویتامین ها بسیار غنی می باشد.ـ ماهی. این مادة خوراكی به جهت داشتن مواد فسفری فراوان، برای مغز بسیار نافع است.ـ تخم مرغ، در تخم مرغ مواد غذایی ارزنده به وفور دریافت می شود البته در خوردن آن افراط نكنید.ـ بادام، گردو، فندق. توجه داشته باشید كه هر چند خوردن این مواد كارخانة مغز را به تحرك وادار می سازد، به همان اندازه هضم آنها دشوار است و معده های ضعیف بایستی متوجه باشند كه بخصوص شبها از مصرف آنها خودداری كنند.[7]

توصیه های اسلام برای تقویت حافظه

در اینجا می پردازیم به بیان چیزهایی كه در تقویت حافظه از نظر اسلام نقش مؤثر دارند.ـ خواندن قرآن، به خصوص خواندن مداوم آیت الكرسیـ فرستادن صلوات بر محمد مصطفی ـ صلی الله عَلیهِ وَ اله و سَلَّم ـ و اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ ـ مسواك كردنـ عسل خوردنـ خوردن كشمش پیش از صبحانه؛ چرا كه این ماده حاوی مقدار زیادی فسفر است كه باعث رشد و سر زندگی قوای مغزی می شود.ـ تنظیم برنامه برای كارهای روزانهدر روایات معصومین ـ علیهم السلام ـ همچنین به عوامل نسیان و كم حافظگی اشاره شده است. به چند مورد از آنها اشاره می كنیم: 1. انجام گناهان 2. خوردن ترشیها 3. خندة زیاد و بلند 4. بی احترامی به استاد5. خوردن زیاد پنیر 6. خواندن نوشته های روی قبرها 7. خوردن و آشامیدن در حال جنابت 8. خوردن غذای داغ 9. زیاده روی در مباشرت جنسی 10. بوییدن بوهای بد.[8]

سؤال: راه های تمركز حواس چیست؟

در ابتدا تعریفی از «تمركز» ارائه می دهیم: تمركز حالتی است كه در آن از میان افكار و آراء مختلف شخص، یك فكر در مركز قرار می گیرد و بقیة افكار و آراء او نسبت به آن فكر، جنبة پیرامونی دارند. بنا به تعریفی دیگر، تمركز حواس یعنی توانایی ثابت نگه داشتن توجه و دقت روی موضوع یا كاری كه به میل و ارادة انتخاب شده است و مانع شدن از اینكه این دقت و توجه به سوی موضوعات دیگر منحرف شود.[9]برای ایجاد تمركز و تقویت آن ابتدا باید عواملی را كه باعث می شوند تمركز حواس شخص از بین برود شناسایی كرد و سپس با راه های مقابله با آنها آشنا شد. این عوامل عبارتند از:1. عدم علاقه نسبت به موضوع مورد مطالعه: از مهمترین عوامل عدم تمركز حواس، آن است كه خواننده نسبت به كتاب یا موضوع مورد مطالعه، علاقه نداشته باشد. بهترین شیوة مقابله با این حالت، آن است كه بین این موضوع یا كتاب، ‌با آنچه مورد علاقة شدید خواننده است ارتباطی برقرار شود. مثلاً دانش آموزی كه به قبولی در كنكور علاقة زیادی دارد، باید میان این كتاب و قبولی در كنكور ارتباطی برقرار كند تا از این راه، حالت بی علاقگی او زایل شود.[10]2. آشفتگی های درونی: منشأ این آشفتگی ها در درون انسان قرار دارد مانند: نگرانی، ترس، اندوه، حسادت و به طور كلی احساسات هیجان آمیزی كه در ذهن مانع تمركز می شود. بهترین راه برای منحرف كردن توجه فكر از نگرانیها این است كه آنها را در كاغذی یادداشت كنید و به خودتان بگویید كه بعد از مطالعه دربارة آنها فكر خواهید كرد. با این روش ساده، ذهن شما تنها متوجه مطالعه خواهد شد و به صورت موقت از پرداختن به نگرانیها منحرف می گردد و قدرت تمركز را افزایش می دهد.[11]3. عدم هماهنگی بین قدرت اراده و تخیل: اگر تخیّل خواننده با اراده اش هم سو نباشد نمی تواند تمركز حواس كافی داشته باشد. در روان شناسی ثابت شده است كه در این تضاد و ناهماهنگی، قدرت تخیّل قوی تر از اراده است. مثلاً دانشجویی كتابی را باز می كند و به مطالعه آن می پردازد، پس از مدّت كوتاهی افكاری به ذهنش خطور می كند مثلاً با دوستانش بازی می كند، به سینما می رود... این تخیلات باعث می شود كه خواننده تمركز خود را از دست دهد. برای غلبة بر این مشكل خواننده وقتی می خواهد موضوع خاصی را مطالعه كند بهتر است خود را در حال و هوای مخصوص آن موضوع قرار دهد. مثلاً اگر كتاب پزشكی می خواند، خود را در حال و هوای پزشك قرار دهد.[12]4. آشفتگی های بیرونی: این آشفتگی ها از تحریك های غیر عادی حواس مختلف انسان ایجاد می شود، هر گونه تحریك غیر عادی حواس، ممكن است فرایند تمركز را با اشكال مواجه كند. تشنگی، گرسنگی، درد، گرما، سرما و.. موجب بر هم خوردن تمركز می شود. برای رفع این آشفتگی ها باید تا حدّ امكان محیط مطالعه را از محرك های خارجی دور ساخت. مثلاً ‌محیطی را برای مطلاعه انتخاب كنید كه در آنجا صداهای ناهنجار، رفت و آمد وسایل نقلیه و.. نباشد. همچنین نور محل مطالعه هم باید به اندازة كافی باشد.[13]گوش دادن به موسیقی رادیو یا نوارهای آهنگ هنگام مطالعه باعث انحراف توجه و كاهش تمركز می شود. این كه بعضی ها می گویند كه صدای رادیو یا نوار موسیقی در تمركز به آنها كمك می كند درست نیست. اگر دانش آموزی با این طریق مطالعه، خوب یادمی‎گیرد با حذف موسیقی نمراتش بهتر خواهد شد.[14]اقدامات زیر همچنین برای ایجاد تمركز در هنگام مطالعه مفید خواهد بود:ـ طرح سؤالات و یافتن جواب آنها هنگام مطالعه موجب از بین رفتن بی حوصلگی و باعث تمركز بهتر می شود.ـ تجسم كردن، یعنی استفاده از حواس مختلف و تفكر بر روی مطالب و در نتیجه معنا بخشیدن به كلمات و پی بردن به هدف نویسنده.ـ یادداشت كردن، خلاصه كردن، علامت گزاری، حاشیه نویسی و مرور مطالب. تمام این كارها یادگیری را آسان و تمركز را بهبود می بخشد.عبارت خواندن، تمركز را افزایش می دهد. زیرا از طریق عبارت خوانی، شما با سرعت نزدیك به سرعت اندیشیدن خود، می خوانید. در حالی كه در كلمة خوانی مجبورید با پهلوی هم قرار دادن كلمات به معانی برسید، كه این خود باعث حواس پرتی می شود.[15]منابع بیشتر جهت مطالعه1. تقویت حافظه، محمد حسین حقجو2. چگونه حافظه خود را تقویت كنیم، جیمر وینلند، ترجمه شمس الدین زرین كلك.3. راهنمای تمركز بهتر، ملوین پاورز، رابرت اس، استارت، ترجمة حسین نیّر.4. روش های مطالعه، علی اكبر سیف.5. شرایط یادگیری، ترجمة‌ جعفر نجفی زند.


[1] . فرهنگ جامع روانشناسی روانپزشكی انگلیسی ـ فارسی پورافكاری، نصرت الله، جلد دوم، نشر فرهنگ معاصر.
[2] . فرهنگ علوم رفتاری، شعاری نژاد، علی اكبر، نشر امیر كبیر.
[3] . روشهای یادگیری مطالعه، سیف، علی اكبر، نشر دوران 1377.
[4] . حافظة برتر، هرو آبادی، نشر سالمی1381.
[5] . روش یادگیری و مطالعه، سیف، علی اكبر، نشر دوران، 1376.
[6] . فن مطالعه، فریل اینس، لیندا ترجمه صلحجو، علی، مركز نشر دانشگاهی، چاپ اول، 1373.
[7] . حافظه، رزم آزما، هوشیار، نشر سپنج.
[8] . راهنمای حفظ قرآن، البصری، صفاء الدین،‌ ترجمه محمد مهدی رضایی، دفتر نشر الهادی.
[9] . مطالعة روشمند، خادمی، عین الله ، نشر پارسیان.
[10] . همان.
[11] . عوامل موفقیت در تحصیل، نظری، مرتضی، نشر مدرسه برهان.
[12] . مطالعة روشمند، خادمی، عین الله ، نشر پارسایان.
[13] . عوامل موفقیت در تحصیل، نظری، مرتضی، نشر مدرسه برهان.
[14] . شیوه های یادگیر مطالعه، دلجو، شریعت. نشر زرین.

[15] . همان.

 

perovan14masoom
شنبه 4/6/1391 - 22:54
آموزش و تحقيقات
برخى جداسازى پسر و دختر در مدرسه ها و یا دانشگاه را صحیح ندانسته، قائل به اختلاط در محیط آموزشى شده اند.

در مجلّه اى در ضمن گفت و گو درباره ى  چگونگى روابط دختر و پسر آمده است:


نکته ى دیگر این که روش غلط جداسازى دختران و پسران را در دانشگاه هم اجرا کرده اند و موجب شده اند که معمّاى ارتباط دختر و پسر پیچیده تر شود; در حالى که دانشگاه محیط سالمى است.


 بحث اختلاط زنان و مردان در مراکز آموزشى، بحثى دامنه دار و بسیار مفصل و طولانى است که ما در این جا به اختصار آن را بررسى مى کنیم:


در ابتدا باید گفت: این مسئله حتى در میان خودِ غربیان و به خصوص بعضى از کشورهاى اروپایى و امریکایى داراى مخالفان بسیارى است. در بیش تر کشورهاى جهان، مدارس به صورت غیر مختلط اداره مى شوند و در بیش تر کشورهاى داراى مذهب کاتولیک در اروپا و امریکا، حتى فرانسه و انگلستان و نیز بسیارى از مدارس متوسطه و دانشکده ها در خود امریکا و امریکاى لاتین و بیش تر کشورهاى شرق، هنوز دختران در مدارس جدا از پسران تحصیل مى کنند. هم چنین در کشورهایى نظیر بلژیک، آلمان، اتریش، مجارستان، اسپانیا و یونان، از آموزش مختلط در سطح مدارس متوسطه استقبال نشده است.


حتى در کشورهایى نظیر شوروى سابق، تا اواسط قرن بیستم، اختلاط جنس ها در مدارس به صورت رسمى و جامع نبود و بیش تر مدارس به صورت غیر مختلط اداره مى شد.


قبل از هرگونه پیش داورى در این رابطه، ابتدا برخى از نظرات موافق و مخالف را با استفاده از منابع معتبر نقل مى کنیم و سپس به بررسى آن ها مى نشینم:


الف. نظر موافقان


موافقان و حامیان تعلیم و تربیت مختلط، مستندات و دلایل روى آورى جوامع گوناگون به این شیوه را ذکر کرده اند که مهم ترین آن ها بدین قرار است:


1. تعلیم و تربیت مختلط با عدالت و انصاف سازگارتر است و همه از فرصت هاى تحصیلى و امکانات آموزشى، به یک اندازه استفاده مى برند.


2. غالباً گفته مى شود که جوّ اخلاقى مؤسّسات آموزشى مختلط، بهتر از مؤسّسات غیر مختلط است.


3. تعلیم و تربیت مختلط از نوع غیر مختلط آن اقتصادى تر است. برخى از آن ها معتقدند که آموزش و تحصیل دختران جوان و زنان در کنار پسران و مردان، بسیارى از هزینه هاى اقتصادى را کاهش مى دهد و به عکس، اگر دو جنس در مدارس جدا از هم و در عرض یک دیگر تحصیل کنند، داراى هزینه هاى اضافى بسیارى خواهند بود. و این را یکى از دلایل مهمّ آموزش مختلط مى دانند.


4. تجربه ى تحصیل و آموزش دختران و پسران جوان در مدارس مختلط، براى کارهاى گروهى آن ها در آینده مفیدتر است.


5. مردان و زنانى که در مؤسّسات آموزشى، با فضاى باز و بدون قید و بند جنسیّتى تحصیل و کار کنند، براى انجام کارهاى مشترک در آینده و ساختن جهانى بهتر، آمادگى بیش ترى خواهند داشت. از مجموعه ى این دلایل استفاده مى شود که مراکز و مؤسّسات آموزش، نباید در انحصار مردان باشد; بلکه چنین مراکزى باید براى زنان نیز وجود داشته باشد تا آن ها ضمن تحصیل و کسب معلومات و معارف، براى کسب درآمد و شغل نیز آماده شوند.


در پاسخ باید گفت ریشه ى این تفکّر، تلقّىِ غلط از تساوى حقوق زن و مرد و پیروى از نهضت «فیمنیسم» است. پرسشى که مطرح است این است که به چه دلیلى حتماً باید این مراکز به صورت مختلط وجود داشته باشد و زنان در کنار مردان به تحصیل بپردازند؟ بلکه مى توان گفت به ظاهر یکسان قرار دادن زن و مرد در همه ى عرصه ها و کارها، در بسیارى از موارد نقض غرض نموده و سبب ظلم به زنان و نادیده گرفتن حقوق واقعى آنان مى شود; زیرا اصلى ترین حق زن آن است که توانایى ها و استعدادها و ویژگى هاى فطرى و طبیعى اش مورد توجه واقع شود. در زمینه ى مسئله ى آموزشى نیز مى توان گفت: باید پیرو آموزش جداگانه بود و با در نظر گرفتن استعدادها و نیازهاى هر یک از دو جنس، موادّ آموزشى را تدارک دید. همان طور که در بعضى از مناطق، نظیر کشور اسپانیا اجرا مى شود که مواد آموزشى در هر نظام براى هر یک از دو جنس دختر وپسر متفاوت بوده، براى هر کدام از آن ها به طور جداگانه کتاب هاى درسى متناسب با خودشان، با توجه به نیازهایشان، تهیّه و تدارک دیده شده است.علاوه بر این ها آثار و تبعات دیگرى - که در ضمن نظر مخالفان آموزش مختلط بیان مى شود - نیز دامن گیر آنان مى شود و همان طور که گفته شد در بسیارى از کشورها صاحب نظران، از آن استقبال ننموده اند.


این نکته که جوّ اخلاقى مؤسّسات در صورت اختلاط بهتر مى شود، بر پایه ى نظر «فروید و راسل» بنا شده است که مى گویند محدودیّت و جدا بودن از هم، سبب حرص و حسّاسیّت بیش تر مى شود، این را در ضمن عنوان دلیل دوم در بخش دوم کتاب پاسخ گفتیم.


اما دخالت مسائل اقتصادى، دلیل ناقص و نادرستى است. نکته ى مهم در این است که آیا یک مرکز آموزشى و تربیتى، یک بنگاه تولیدى و اقتصادى است تا پیش از هر چیز تنها بُعد اقتصادى و صرفه جویى مادى آن در نظر گرفته شود! مراکز آموزشى به هدف تولید کالا تأسیس نشده اند، بلکه مقصودشان تربیت صحیح و هر چه بهتر انسان است، تا تمام استعدادهاى او به صورت کامل، شکوفا و پرورش یابد و اگر لازمه ى آن صرف هزینه هایى هم باشد، باید براى تأمین هدف والاى تعلیم و تربیت آن را پذیرفت. ونکته ى دیگر آن که تربیت و بالندگى صحیح نیروى انسانى، از جهتى در دراز مدت، سبب صرفه جویى بسیار اقتصادى است.


آیا دلایل اقتصادى مى تواند توجیهى براى نادیده گرفتن آن همه تفاوت ها و نیازها باشد؟ جاى تأسف است که باید گفت به اعتراف این قائلین، تعلیم و تربیت مختلط، ابتدا از یک نیاز اقتصادى ناشى شده و آن گاه به یک اصل تربیتى تبدیل شده است.


 


ب. نظر مخالفان


بیش تر دانشمندان و صاحب نظران علوم تربیتى و علوم اجتماعى، با تعلیم و تربیت به شیوه ى مختلط به مخالفت پرداخته، آن را مخالف علایق و خصوصیّات و نیازهاى جنسى هر کدام از دو جنس و نیز مخالف علایق و ویژگى هاى فرهنگى در جوامع گوناگون دانسته اند.


1. به سبب تفاوت هاى زیستى و روانى دو جنس زن و مرد و در نتیجه، تفاوت آن ها در نیازهاى آموزشى، آموزش یکسان و مشابه براى دو جنس غیر ممکن مى نماید و باید براى هر گروه، برنامه ریزى آموزشى مطابق با نیازهاى آن ها صورت پذیرد.


2. به دلیل تفاوت هاى موجود، بخصوص اختلاف دختران و پسران در بلوغ، رقابت در مدارس مختلط، نابرابر شده، غالباً سبب افت تحصیلى پسران و ناراحتى هاى روحى آن ها مى شود.


3. هر یک از دانش آموزان دختر و پسر، در صورتى مى توانند با کیفیّت بهتر به تحصیل ادامه دهند که با هم جنس خود در یک کلاس بوده، داراى کادر آموزشى و ادارى هم جنس خود باشند.


به گفته ى «آستن» وقتى هم دانشجویان و هم اعضاى هیئت علمى یک آموزشکده، به طور عمده از یک جنس باشند، تحصیل دانشجویان در آن مؤسّسه ى آموزشى، تأثیرات مثبت بسیارى در پى خواهد داشت.


در تحقیقات دیگرى ثابت شده است که مهم ترین عامل تبیین الگوهاى شغلى موفّق براى زنان، تحصیل آن ها در مؤسّسات آموزشى زنانه است نه مختلط.


4. دوران جوانى و نوجوانى، زمان اوج احساسات و غرایز جنسى است و اختلاط سبب دل بستگى هر یک از دو جنس به دیگرى مى شود. همین مسئله، افت تحصیلى و افزایش انحرافات اخلاقى را در پى خواهد داشت و اداره ى آن مؤسّسات را براى مدیران آن ها با مشکلات بسیارى همراه خواهد کرد.


در مجله اى به نام «پلین تروت» آمده است: تا چند دهه ى پیش، داشتن یک طفل نامشروع یکى از بدترین اشتباهاتى بود که یک دختر جوان مى توانست در زندگى خود مرتکب شود; اما اکنون مدیر یک دبیرستان دخترانه در یکى از شهرهاى بزرگ امریکا مى گوید: این موضوعى است که به طور کلى از جانب بچه ها پذیرفته شده است و این دیگر یک داغ و نشان بدنامى - به آن صورتى که قبلا تصور مى شده - نیست.


در دهه ى 1980، تعداد اطفال نامشروعى که زاییده ى همین اختلاط و آزادى هاى جنسى است، سه برابر شده و میزان سقط جنین در دهه ى 1960، یکصد هزار مورد، در دهه ى 1970، بیش از پانصد هزار مورد، و در دهه ى 1980، به بیش از یک و نیم میلیون مورد افزایش یافته است


دلایل دیگرى نیز وجود دارد از قبیل: به خطر افتادن سلامت جسمى و روحى، به ویژه براى دختران; ازدواج هاى زودرس و بدون شناخت کامل و احساسى، که غالباً به جدایى و طلاق کشیده مى شوند; مشکلات برنامه ریزى مختلط براساس نیازهاى زیستى - روانى و تحصیلى دو جنس با در نظر گرفتن گرایش هاى تحصیلى و شغلى دختران و پسران که چه بسا غیر ممکن مى باشد. این دلایل و دلایل دیگرى از این قبیل، بسیارى از محقّقان و صاحب نظران علوم تربیتى را به مخالفت با این نظریه وادار مى کند.[ در نتیجه اختلاط در مراکز آموزشى، از جهات علمى مورد خدشه واقع شده و ذکر نکاتى کلّى و مبهم و بدون نظرات کارشناسى درباره ى اختلاط در دانشگاه ها صحیح نیست. در ضمن، جوان در دانشگاه نیز همچون سایر مراکز و نهادهاى اجتماعى، در معرض تبعات و آثار منفى اختلاط است.

 

منبع :

http://perovan14masoom.parsiblog.com

سه شنبه 4/5/1390 - 15:31
دعا و زیارت
رسول خدا صلى الله علیه و آله شبى در خانه همسرشان امّ سلمه بود. نیمه شب از خواب برخاست و در گوشه تاریكى مشغول دعا و گریه زارى شد.
امّ سلمه كه جاى رسول خدا صلى الله علیه و آله را ‍ خالى دید، حركت كرد تا ایشان را بیابد. متوجه شد رسول اكرم صلى الله علیه و آله در گوشه خانه ، جاى تاریكى ایستاده و دست به سوى آسمان بلند كرده اند. در حال گریه مى فرمود:
خدایا! آن نعمت هایى كه به من مرحمت نموده اى از من نگیر!
مرا مورد شماتت دشمنان قرار مده و حاسدانم را بر من مسلط مگردان !
خدایا! مرا به سوى آن بدیها و مكروههایى كه از آنها نجاتم داده اى برنگردان !
خدایا! مرا هیچ وقت و هیچ آنى به خودم وامگذار و خودت مرا از همه چیز و از هر گونه آفتى نگهدار!
در این هنگام ، امّ سلمه در حالى كه به شدت مى گریست به جاى خود برگشت . پیامبر صلى الله علیه و آله كه صداى گریه ایشان را شنیدند به طرف وى رفتند و علت گریه را جویا شدند.
امّ سلمه گفت :
- یا رسول الله ! گریه شما مرا گریان نموده است ، چرا مى گریید؟ وقتى شما با آن مقام و منزلت كه نزد خدا دارید، این گونه از خدا مى ترسید و از خدا مى خواهید لحظه اى حتى به اندازه یك چشم به هم زدن به خودتان وانگذارد، پس واى بر احوال ما!
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند:
- چگونه نترسم و چطور گریه نكنم و از عاقبت خود هراسان نباشم و به خودم و به مقام و منزلتم خاطر جمع باشم ، در حالى كه حضرت یونس ‍ علیه السلام را خداوند لحظه اى به خود واگذاشت و آمد بر سرش آنچه نمى بایست ! (حضرت یونس به رسالت مبعوث شد و در شهر نینوا به تبلیغ قوم خویش پرداخت مردم حقیقت را از او نپذیرفتند. یونس گمان كرد وظیفه اش به پایان رسیده ، پیش از آنكه فرمان الهى برسد، خشمگین شهرش را ترك نمود و از میان قومش بیرون رفت همچنان راه مى پیمود تا به كنار دریا رسید و در دریا گرفتار شكم ماهى شد یكدفعه به خود آمد كه باید صبر و تحمل مى كرد و بدون فرمان خداوند از میان قومش بیرون نمى آمد شاید گوش شنوا و دلى حقیقت پذیرى در میان ایشان پدید مى آمد از این جهت در میان ظلمت ها به مناجات پرداخت و نجاتش را از خداوند منان خواست ، خداوند نیز دعاى یونس را پذیرفت و او را نجات داد. ) بحارالانوار جلد 16 صفحه 217


شنبه 1/12/1388 - 22:29
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته