کامپیوتر و اینترنت
در گزارشی برگرفته از منابع اینترنتی آماری در مورد وضعیت
ایران در زمینه فناوری اطلاعات ارائه کرده است. در این گزارش وضعیت ایران در
مخابرات، اینترنت، میزان صمیمیت خانواده ها با تلویزیون، تعداد رایانه های شخصی و
تعداد مشترکان موبایل ارائه شده است.
برطبق اطلاعات EJISDC (ژورنال الکترونیک درباره سیستمهای اطلاعات
در توسعه کشورها) در سال 2002 بخش فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) در ایران بین 1/1 تا
3/1 درصد از تولید ناخالص ملی را به خود اختصاص داده بود و در حدود 150 هزار نفر
در بخش ICT
مشغول به کار بودند که از این تعداد در حدود 20 هزار نفر در صنایع نرم افزار
فعالیت می کردند.
در سال 2002 هزار و 200 شرکت فناوری اطلاعات (IT) در کشورمان به ثبت رسیده بود که از این
مجموع 200 شرکت متخصص در بخش توسعه نرم افزار بودند.
طرح "تکفا" اولین طرح ملی بخش فناوری اطلاعات و ارتباطات در ایران به
شمار می رود که معادل "مواد مورد بحث ICT ملی" است که در بسیاری از کشورها اجرا
می شود.
در بخش رسانه های ارتباط جمعی، اطلاعات مربوط به سال 2000 نشان می دهد که به ازای
هر هزار شهروند ایرانی 252 رادیو، 158 دستگاه تلویزیون، 219 خط تلفن و 110 رایانه
شخصی وجود دارد.
رایانه های شخصی و خانگی نخستین بار از نیمه دهه 90 وارد ایران شدند و از زمان
ورود اینترنت به کشورمان بر تعداد رایانه های شخصی به سرعت افزوده شد.
در سال 1998 وزارت پست و تلگراف و تلفن وقت (وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات)
ارائه "اکانت" اینترنت به عموم مردم را آغاز کرد و در سال 2006 در آمد
صنعت "تله کام ایران" به 2/1 میلیارد دلار رسید.
مخابرات
اولین سیستمهای ارتباطات همراه (موبایل) در سال 1994 و تقریبا همزمان با سایر
کشورها وارد ایران شد و تعداد کاربران ایرانی موبایل با یک رشد سریع از 3/4 میلیون
نفر در سال 2004 به 19 میلیون در سال 2007 رسید.
همچنین براساس اطلاعات مربوط به سال 2006 تعداد خطوط ثابت تلفن در کشورمان بالغ بر
22 میلیون خط است.
اینترنت
از زمان عرضه اینترنت در ایران، شبکه پهنای جهانی وب به سرعت توانست جایگاه خود را
در میان جوانان باز کند.
به طوری که در حال حاضر ایران چهارمین کشور پیشگام دنیا در عرصه وبلاگ نویسی به
شمار می رود. هر چند سرعت پایین اینترنت در ایران به دلیل مشکلات زیرساختی همواره
مشکلاتی را برای کاربران ایرانی شبکه فراهم کرده است.
اطلاعات سال 2002 نشان می دهد که 12 ارائه دهنده اینترنت (ISPs) به ارائه خدمات
اینترنتی از قیبل اتصال با پهنای باند ADSL حداکثر با سرعت 512 کیلوبیت برثانیه، +ADSL2 ، خطوط دایل آپ
حداکثر سرعت 56 کیلوبیت برثانیه و اتصال بی سیم با حداکثر سرعت 512 کیلوبیت
برثانیه می پردازند و تعداد کاربران ایرانی شبکه براساس آمار سال 2006 بیش از 18
میلیون نفر است.
عملکرد بخش ICT
در ایران
به گزارش مهر ، در فاصله سالهای 2000 تا 2005 تعداد خطوط تلفن ثابت به ازای هر
هزار نفر از 149 به 278 و ترافیک صدا در سطح بین المللی در ایران در این فاصله
زمانی به ازای هر دقیقه در هر نفر از 7 به 8 دقیقه رسیده است.
تعداد مشترکان تلفن همراه به ازای هر هزار نفر از 15 نفر سال 2000 به 106 نفر در
سال 2005 افزایش یافته است. این بدان معنی است که در سال 2000 تنها 10 درصد از
شهروندان ایرانی مشترک تلفن همراه بودند که این رقم در سال 2005 به 103 درصد رسید.
تعداد کاربران اینترنت به ازای هر هزار نفر از 10 در سال 2000 به 103 درسال 2005 و
تعداد رایانه های شخصی موجود در کشور برای هزار نفر از 63 رایانه به 109 رایانه
افزایش یافته است.
همچنین میزان صمیمیت خانواده با تلویزیون از 68 درصد در سال 2000 به 77 درصد در
سال 2005 رسیده است
يکشنبه 31/6/1387 - 23:48
محبت و عاطفه
عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی،
دوست داشتن پیوندی خودآگاه واز روی بصیرت
روشن و زلال.
عشق بیشتر از غریزه آب می خورد وهرچه از غریزه سر زند بی ارزش است،
دوست داشتن از روح طلوع می کند وتا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج
میگیرد.
عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست،و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر میگذارد
دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی میکند.
عشق طوفانی ومتلاطم است،
دوست داشتن آرام و استوار و پروقار وسرشاراز نجابت.
عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی "فهمیدن و اندیشیدن "نیست،
دوست داشتن ،دراوج،از سر حد عقل فراتر میرودو فهمیدن و اندیشیدن را از زمین میکند
و باخود به قله ی بلند اشراق میبرد.
عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند،
دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد.
عشق یک فریب بزرگ و قوی است ، دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی،بی انتها و
مطلق.
عشق در دریا غرق شدن است،
دوست داشتن در دریا شنا کردن.
عشق بینایی را میگیرد،
دوست داشتن بینایی میدهد.
عشق خشن است و شدید و ناپایدار،
دوست داشتن لطیف است و نرم و پایدار.
عشق همواره با شک آلوده است،
دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر.
ازعشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر میشویم،
از دوست داشتن هرچه بیشتر ،تشنه تر.
عشق نیرویی است در عاشق ،که او را به معشوق میکشاند،
دوست داشتن جاذبه ای در دوست ، که دوست را به دوست می برد.
عشق تملک معشوق است،
دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست.
عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند،
دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز میخواهد ومیخواهد که همه ی دلها آنچه را او از
دوست در خود دارد ،داشته باشند.
در عشق رقیب منفور است،
در دوست داشتن است که:“هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند”
که حسد شاخصه ی عشق است
عشق معشوق را طعمه ی خویش میبیند
و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید
و اگر ربود با هردو دشمنی می ورزد و معشوق نیز منفور میگردد
دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است
یک ابدیت بی مرز است ; که از جنس این عالم نیست.
يکشنبه 31/6/1387 - 23:38
دانستنی های علمی
چرا باید از كسی كه لطفی به ما كرده است سپاسگزاری كنیم؟سپاسگزاری «شكر» است. شكر را اگر با كسره بخوانید، میشود چیزی كه فنجان چایتان را شیرین میكند، نه فقط چای، كه قهوه تلختان را هم شیرین خواهد كرد و خدا را چه دیدید، شاید همان قهوه، خاطره انگیزهترین قهوهای شد كه مینوشید!
اما این شكر را باید با ضمه بخوانید تا معادل این متن بشود. با همه این حرفها، چه این شكر چه آن شكر، هر دو در یك چیز مشتركند، شیرینی! واقعیت این است كه شكر با ضمه هم خیلی چیزها را شیرین میكند. چیزهایی بسیار بزرگتر و دلچسبتر از فنجانی چای یا قهوه. در نوشیدن قهوه، شاید نوعی آسودگی و آرامش را تجربه كنید؛ در عادت به شاكر بودن هم، زندگی آرام و محبتی را خواهید چشید كه كم شیرین نیست و خیلیها در به در دنبالش هستند! اگر جور دیگری فكر میكنید همچنان به خواندن مطلب ادامه دهید!
- چرا تشكر میكنم؟ چرا تشكر میكنی؟ چرا شكر میكند؟ تا دنیا دنیا بوده، نیروی جاذبه زمین بوده؛ البته مثل خیلیها كه علت نیروی جاذبه زمین را نمیدانند، كم نیستند كسانی هم كه دلیل شكر كردن را نمیدانند. شاید خود شما یكی از آنها باشید! خجالت نكشید؛ قرار نیست كسی بفهمد! كافی است بیصدا به خواندن خطهای زیر مشغول شوید تا دستگیرتان شود چرا اگر عادت تشكر كردن ندارید خیلی زود باید به آن عادت كنید.
تشكر كنید تا نعمتهایتان زیادتر شود؛ رابطه شكر و نعمت مثل رابطه نور و دیدن است. نور اگر نباشد، دیدن تعطیل است. شكر نعمتهای قبلی اگر نباشد، نعمتهای بعدی هم تعطیل اند. این یكی از قانونهای جهان است و برو برگرد ندارد. پس آنها كه میخواهند نعمتهای بیشتری به سمتشان سرازیر شود، تشكر از نعمتهایی را كه دارند، پشت گوش نیندازند! در لغتنامه دهخدا مقابل «نعمت» نوشته شده: احسان، نیكی، آنچه از نیكویی كه در حق كسی كرده شود.. این را نوشتیم تا «نعمت» را یك لغت خاص یا لغتی كه برای چیزهای خاصی به كار میرود، ندانیم هر كاری كه دیگران به لطف در حق ما كنند، نعمت است. به عنوان مثال خدا نعمت سلامتی داده؛ یا مردم دور و اطراف و كوچه و خیابان وقتی وسط پیاده رو كیسه پرتقالها پاره میشود، خم میشوند و پرتقالهایی را كه هر كدام دارد به سمتی قل میخورند برایمان جمع میكنند.(اگر چه اینها دو تا نیستند! مردم دور و اطراف و كوچه و خیابان هم اگر لطفی به ما كنند و چیزی از آنها به ما برسد، از خدا بوده و فقط مستقیم و غیرمستثنی است كه فرق میكند). اگر كسی كاری برایمان كرد یا كمكی به ما كرد، باید از او تشكر كنیم. این، یكی از واضحترین علامتها برای تشخیص انسان بودن است. واقعا چطور باید توضیح داد كسی كه مدام دلش میخواهد مورد لطف قرار بگیرد ولی حس تشكر كردن از آنهایی را كه به او لطف میكنند ندارد، آدم متمدن و انسانی نیست؟! تشكر كنید تا محبوب و محترم باشید؛ چه كسی از دیدن آدم طلبكاری كه هر چه با او صحبت كنید، برنمیگردد و یك «خیلی ممنون» خفیف بگوید لذت میبرد؟ چه كسی از بودن با آدم پررویی كه حتی به اندازه گفتن یك متشكرم، خشك و خالی هم با ادب و سخاوتمند نیست خوشحال میشود؟ كر كنید تا بهترین عبادت را كرده باشید؛ شكر بهترین عبادت خداست ظاهرا ما آدمها، طایفه فراموشكاری هستیم، حواسمان به آنچه داریم، اصلا نیست و خیلی وقتها یادمان میرود از سوی كسی و توسط چه كسانی به این داراییها رسیدهایم، دقیقا به همین خاطر است كه خدا میگوید: «بندههای شكرگویم، خیلی كماند»
سه شنبه 29/5/1387 - 11:39
ادبی هنری
یک داستان جالب
یک روز آفتابی، خرگوشی خارج از لانه خود به جدیت هرچه تمام در حال تایپ بود. در همین حین، یک روباه او را دید.
روباه: خرگوش داری چیکار میکنی؟
خرگوش: دارم پایان نامه مینویسم.
روباه: جالبه، حالا موضوع پایان نامت چی هست؟
خرگوش: من در مورد اینکه یک خرگوش چطور می تونه یک روباه رو بخوره، دارم مطلب مینویسم.
روباه: احمقانه است، هر کسی میدونه که خرگوش ها، روباه نمیخورند.
خرگوش: مطمئن باش که می تونند، من می تونم این رو بهت ثابت کنم، دنبال من بیا.
خرگوش و روباه با هم داخل لانه خرگوش شدند و بعد از مدتی خرگوش به تنهایی از لانه خارج شد و بشدت به نوشتن خود ادامه داد.
در همین حال، گرگی از آنجا رد میشد..
گرگ: خرگوش این چیه داری مینویسی؟
خرگوش: من دارم روی پایان نامم که یک خرگوش چطور می تونه یک گرگ رو بخوره، کار می کنم.
گرگ: تو که تصمیم نداری این مزخرفات رو چاپ کنی؟
خرگوش: مساله ای نیست، می خواهی بهت ثابت کنم؟
بعد گرگ و خرگوش وارد لانه خرگوش شدند.
خرگوش پس از مدتی به تنهایی برگشت و به کار خود ادامه داد.
حال ببینیم در لانه خرگوش چه خبره
در لانه خرگوش، در یک گوشه موها و استخوان های روباه و در گوشه ای دیگر موها و استخوان های گرگ ریخته بود.
در گوشه دیگر لانه، شیر قوی هیکلی در حال تمیز کردن دهان خود بود.
نتیجه:
هیچ مهم نیست که موضوع پایان نامه شما چه باشد
هیچ مهم نیست که شما اطلاعات بدرد بخوری در مورد پایان نامهتان داشته باشید
آن چیزی که مهم است این است که استاد راهنمای شما کیست؟
دوشنبه 28/5/1387 - 10:47
آموزش و تحقيقات
علاقه به خواب و رویا پیشینه ای به قدمت تاریخ بشریت
دارد. برخی از کتاب های آسمانی مانند "قرآن" و "انجیل" سرشار
از داستان های مختلف در مورد خواب و رویا است که شامل اولین رویاها که تقریبا 1900
سال قبل از میلاد مسیح به وقوع پیوستند ، نیز می باشد. مردم یونان، روم و بابل به
خواب و رویا ، به ویژه در شب های جنگ، اعتقاد محکمی داشتند. آنها تصور می کردند که
خدا از طریق رویا به آنها راه پیروزی را نشان می دهد.
امروزه اعتقاد به خواب و رویا و تفسیر آن مانند گذشته عمیق نمی باشد. در آغاز قرن
20 "زیگموند فروید" خواب را به این صورت تعریف کرد: "راهی ملکوتی
به ضمیر ناخودآگاه" او تصور خود را از رویا نشئت گرفته از احساسات سرکوب شده
فرد و به ویژه امیال جنسی می دانست. امروزه خیلی ها بر این باورند که تعبیر فروید
اندکی ساده انگارانه بوده است. اما به راستی ما برای چه خواب می بینیم؟
خواب هایی که می بینیم معمولا نوعی واکنش نسبت به افکار، فعالیت ها و احساساتی
هستند که در طول روز داشته ایم. آنها بازتاب افکاری هستند که در یکی دو روز گذشته
در ذهن ما خطور می کرده اند. رویاها ظاهرا یکی از بخش های جدا نشدنی موجودیت ما
هستند.
چندی پیش آزمایشی انجام شد که طی آن به افراد بالغ داروهایی داده می شد که اجازه
حرکت سریع مردمک چشم در خواب (rem) را از آنها می
گرفت. زمانی که چشم چنین حرکتی دارد، فرد مورد نظر خواب می بیند. حذف توانایی خواب
دیدن تضادهای اخلاقی شدیدی را در افراد تحت آزمایش ایجاد کرد. آنها به شدت مضطرب و
خشن شده بودند و نمی توانستند به راحتی بر روی مطلبی تمرکز کنند. در این آزمایش
همچنین ثابت شد که هر چه فردی جوانتر باشد رویا برای حفظ سلامت او نقش محوری تری
را بازی می کند.
مطالعه و تحقیق دانشمندان در زمینه خواب و رویا به یکسری نتایج جهان شمول ختم شده
است. اول اینکه تمام افراد حتی آنهایی که این امر را انکار می کنند ، خواب می
بینند. خواب دیدن یک امری بدیهی است. کودکان خیلی بیشتر از بزرگترها خواب می
بینند. نوزادان در حدود 70درصد از زمان خواب ، در حال دیدن رویاهای متعدد هستند.
در مقایسه، بزرگسالان تنها در 25درصد از خواب خود رویا می بینند. در برخی موارد
ثابت شده است که حیوانات نیز خواب می بینند.
تحقیقات نشان می دهد که خواب هر فردی دارای 2 مرحله مختلف می باشد. در ابتدا افراد
به خواب سبک فرو می روند. از آن به بعد به طور تدریجی وارد مراحل بعدی شده تا به
مرحله ای می رسیم که به عنوان iv شناخته می شود. این مرحله یک قدم پیش تر از مرحله
خواب سنگین (rem) است. در این مرحله با وجود اینکه چشم ها بسته هستند ، اما مردمک
با حرکات تندی همراه می باشد. درست مثل این است که چشم ها در حال نگاه کردن به
فیلمی هستند که بر روی پرده بسته پلک ها در حال نمایش است. در طول این مرحله مغز
همانطور که در بیداری فعالیت می کند از خود واکنش نشان می دهد . در این زمان است
که عمل خواب دیدن اتفاق می افتد.
تقریبا حدود 90 دقیقه زمان لازم است تا فرد به خواب عمیق فرو رود. زمانی که مرحله rem سپری شد، مجددا
این فرایند تکرار می شود.. در مرحله اول حدود 5 دقیقه است. این میزان در طول چرخه
افزایش پیدا می کند و در آخرین مرحله ممکن است تا حدود 50 دقیقه نیز به طول
بینجامد. بنابراین در یک شب فرد به طور نرمال حدود 20 تا 90 دقیقه خواب می بیند.
خواب ها به راحتی فراموش می شوند. در حقیقت ما فقط خواب های آخری را که می بینیم
به یاد می آوریم.. همه ما اغلب خواب می بینیم و این امر باعث می شود تا در زمان
بیداری به یک تعادل نسبی دست پیدا کنیم. خواب یک رویداد ویژه با یک معنای خاص
نیست. چیزی است که هر شب برای تمام افراد پیش می آید. افراد بسیار زیادی هستند که
خواب های شما را برایتان تعبیر می کنند. اما حقیقت اینجاست که تفاوت و تضادهای بی
شماری در بین تعابیر متفاوت وجود دارد. شاید یک کارشناس به شما بگوید که تعبیر
خواب شما این است در حالی که کارشناس دیگر تعبیر کاملا متفاوتی از آن برای شما
بیاورد. مشکل دیگر این است که روان درمانگرهای هر کشور با توجه به فرهنگ خود و
نمادها و سمبل هایی که برای خود دارند به تعبیر و تفسیر خواب ها می پردازند. این
امر مجددا باعث می شود که یک خواب تعابیر کاملا متفاوتی داشته باشد.
امروزه تحلیلگران قصد دارند تا به افراد آموزش دهند خودشان خواب هایشان را تعبیر
کنند. هر کس از افکار، احساسات و تجربیات خود بیشتر از هر فردی آگاه است و
بنابراین می تواند تحلیل درست تری از خوابش داشته باشد. به عبارت دیگر ما می
توانیم خواب هایمان را هر طوری که دلمان می خواهد تعبیر کنیم.
مجمع عمومی علوم اظهار می دارد که رویا یکی از ضروریات برای تمرین ضمیر ناخودآگاه
می باشد. آنها اخطار داده اند که نباید تحلیل های غیر اصولی از خواب ها داشته
باشیم. آنها پیشنهاد می کنند که رویاهایتان را خیلی جدی نگیرید و فقط سعی کنید از
آنها لذت ببرید چراکه مرحله ضروری از خواب شما هستند.
يکشنبه 27/5/1387 - 18:33
فلسفه و عرفان
کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و پرسید: “ میگویند
فردا شما مرا به زمین میفرستید اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه میتوانم
برای زندگی به آنجا بروم؟” خداوند پاسخ داد: “ از میان تعداد بسیاری از فرشتگان،
من یکی را برای تو در نظر گرفتهام او از تو نگهداری خواهد کرد.اما کودک هنوز
مطمئن نبود که میخواهد برود یا نه: “ اما اینجا در بهشت، من هیچ کاری جز خندیدن و
آواز خواندن ندارم و اینها برای شادی من کافی هستند.” خداوند لبخند زد: “ فرشته تو
برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد. تو عشق او را احساس خواهی
کرد و شاد خواهی بود.” کودک ادامه داد:“ من چطور میتوانم بفهمم مردم چه میگویند
وقتی زبان آنها را نمیدانم.”
خداوند او را نوازش کرد و گفت: “ فرشته تو زیباترین و شیرینترین واژههایی را که
ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد
که چگونه صحبت کنی.” کودک با ناراحتی گفت: “ وقتی میخواهم با شما صحبت کنم چه
کنم؟” اما خدا برای این سوال هم پاسخی داشت: “ فرشتهات دستهایت را در کنار هم
قرار خواهد داد و به تو یاد خواهد داد که چگونه دعا کنی.” کودک سرش را برگرداند و
پرسید: “ شنیدهام که در زمین انسانهای بدی هم زندگی میکنند چه کسی از من محافظت
خواهد کرد؟” - فرشتهات از تو محافظت خواهد کرد. حتی اگر به قیمت جانش تمام شود.
کودک با نگرانی ادامه داد: “ اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمیتوانم شما را
ببینم ناراحت خواهم بود.” خداوند لبخند زد و گفت: “ فرشتهات همیشه درباره من با
تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت. گرچه من همیشه در
کنار تو خواهم بود.” در آن هنگام بهشت آرام بود اما صدایی از زمین شنیده میشد.
کودک میدانست که باید به زودی سفرش را آغاز کند. او به آرامی یک سوال دیگر از خدا
پرسید: “ خدایا اگر من باید همین حالا بروم لطفاً نام فرشتهام را به من بگو.”
خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد: “ نام فرشتهات اهمیتی ندارد. به راحتی
میتوانی او را مادر صدا کنی.
يکشنبه 27/5/1387 - 18:29
فلسفه و عرفان
پیرمردی صبح زود از خانهاش خارج شد. در
راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید .
عابرانی که رد میشدند به سرعت او را به
اولین درمانگاه رساندند .
پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد
را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازت عکسبرداری بشه تا جائی از بدنت آسیب و
شکستگی ندیده باشه"
پیرمرد غمگین
شد، گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست .
پرستاران از او دلیل عجلهاش
را پرسیدند .
زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا میروم و صبحانه را با
او میخورم. نمیخواهم دیر شود !
پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر میدهیم.
پیرمرد با اندوه گفت :
خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتا مرا هم نمیشناسد !
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمیداند شما چه کسی هستید،
چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او میروید؟
پیرمرد با صدایی گرفته، به آرامی گفت: اما من که میدانم او
چه کسی است ...! يکشنبه 27/5/1387 - 18:21
کامپیوتر و اینترنت
همه چیز درباره مدارك مایكروسافت
از وقتی
موسسات داخلی بسیاری كلاسهایی را برای دریافت این مدارك برگزار و برای آن تبلیغ
كردهاند. اسامی این مدارك بیش از پیش سر زبانها افتاده است. اما این مدارك چیست؟
این مدارك كه به مجموعه آنها(Microsoft Certified
Professional) MCP
گفته میشود. طی امتحانات استانداردی،
به افرادی داده میشود كه در به كارگیری یا پیاده كردن یكی از محصولات یا فناوریهای
مایكروسافت مهارت كافی كسب كردهاند. كسب این مدارك، نشان دهنده آن است كه صاحب
مدرك در به كارگیری آن محصول، محصولات یا فناوریها از نظر شركت مایكروسافت تخصص
كافی دارد. از سوی دیگر، صاحب مدرك میتواند به بعضی اطلاعات فنی موجود روی سایت
مایكروسافت دسترسی مستقیم داشته باشد. مایكروسافت صاحبان این مدارك را به كنفرانسها
و سمینارهای فنی خود دعوت میكند و مجلهای را هم ویژه این افراد منتشر میكند.
انواع
مختلف این مدارك كدامند؟
• مدرك MCSA: مدرك System
Administor Microsoft Certified به افرادی
داده میشود كه در زمینه مدیریت شبكه و محیطهای سیستمی مبتنی بر سیستم عاملهای
ویندوز، مهارت كافی داشته باشند.
درحال
حاضر، این مدارك روی ویندوز 2000 داده میشود و برای كسب آن باید از توانایی
مدیریت این سیستم عامل و مدیریت شبكه با استفاده از آن برخوردار بود. كسی نامزد
دریافت این مدارك میشود و برای كسب آن در آزمون شركت میكند. باید 6 تا 12 ماه
تجربه پیاده كردن و مدیریت یك سیستم عامل روی رایانه شخصی، پیاده كردن و مدیریت یك
سیستم عامل روی شبكه و مدیریت شبكههایی با بیش از 200كاربر را داشته باشد.
• مدرك MCSE: افرادی
كه به تحلیل نیازهای یك طرح تجاری، طراحی و پیاده كردن یك زیرساخت مبتنی بر
محصولات و سیستم عاملهای مایكروسافت میپردازد و بر این اساس ، راه حلهایی را به
كارفرمایان ارائه میدهند. مدرك Systems Engineer Microsoft Certified را به عنوان تایید تواناییهایشان اخذ
میكنند. در واقع، این مدرك برای مهندسان سیستم، مهندسان پشتیبانی فنی، تحلیلگران
سیستم، تحلیلگران شبكه و مشاوران فنی مناسب است. این مدرك، از پرطرفدارترین و
معروفترین مدارك فنی به حساب میآید. كسی كه برای كسب این مدرك اقدام میكند،
باید دست كم تجربهای یك ساله در پیاده كردن و مدیریت یك سیستم عامل تحت شبكه با
2000 كاربر و در 5 نقطه فیزیكی داشته باشد. علاوه بر آن، نامزد MCSE باید دست كم یك سال تجربه در زمینه پیاده كردن و مدیریت سیستم
عامل روی رایانه شخصی و طراحی زیرساخت شبكه داشته باشند.
• مدرك MCDBA: مخفف عبارت Database Administrator Microsoft
Certified به مدیران
پایگاه دادههای (SQL DATABASE) اختصاص
دارد. كه به طراحی، پیاده سازی و مدیریت این كارگزار (Server) مشغولند. در حال حاضر، این مدرك روی SQL Server 2000 ارائه میشود.
• مدرك MCT: دارندگان مدرك Microsoft Certified Trained، استادانی
هستند كه از سوی مایكروسافت، برای تدریس و آموزش دورههای مایكروسافت تاییده شدهاند.
برای دریافت این مدرك باید یكی از دیگر مدارك MCP را داشت.
• مدرك MCDA: كه
مخفف عبارت Microsoft Certified Application Developer میباشد. مدركی است برای كسانی كه از
فناوریهای مایكروسافت برای توسعه و نگهداری برنامههای كاربردی، برنامههای تحت
وب و سرویسهای داده ایاستفاده میكنند. افرادی كه به XML یا.NET تسلط
دارند و از آنها برای ارائه برنامههای مختلف استفاده میكنند. در این گروه قرار
میگیرند. كسانی كه برای دریافت این مدرك، نامزد میشوند باید یك یا 2سال تجربه در
این زمینه داشته باشند. برنامه
نویسان، تحلیلگران برنامه و تولیدكنندگان نرمافزار میتوانند برای كسب این مدرك
اقدام كنند.
• مدرك MCSD: دارندگان
مدرك Microsoft
Certified Solution Develper افرادی
هستند كه با فناوریها، سیستمهای عامل و معماری ویندوز، راهكارهای مناسبی را برای
صاحبان صنایع و تجارت طراحی كرده و توسعه میدهند. دست كم یك تجربه 2ساله كاری
برای خواستاران این مدرك لازم است. مهندسان نرمافزار. تحلیلگران و تولیدكنندگان
برنامههای كاربردی و مشاوران فنی كسانی هستند كه داشتن این مدرك را به آنها توصیه
میكنیم.
• مدرک Microsoft Office Specialist: به
كسانی داده میشود كه در كار با مجموعه نرمافزارهای Office یعنی Word,Excel, outlook,powerpoint,
Access و MS project مهارت كافی داشته باشند. از آنجا كه
مجموعه Office در
بیش از 100كشور و با 18 زبان در اختیار كاربران قرار میگیرند. MOS را فراگیرترین مدرك مایكروسافت دانست. بد نیست بدانید كه ماهانه 32هزار نفر
در سراسر دنیا این مدرك را دریافت میكنند.
• مدرك Specialist Master Instructor Microsoft
Office: این مدرك به كسانی داده میشود كه برای تدریس بخشهای مختلف Office مهارت كافی داشته باشند. خواستاران
این مدرك باید دست كم از 2 سال تجربه تدریس این نرمافزارها بهره مند باشند.
نحوه
کسب مدرک مایکروسافت
حال كه با
مدارك مختلف مایكروسافت و كاربرد هریك آشنا شدیم. پرسش بعدی در ذهن ما جرقه میزند:
چگونه میتوانیم یك مدرك مایكروسافت دریافت كنیم؟ مایكروسافت، 6 مرحله و گاه برای
شركت موفق در امتحان و كسب مدرك ذكر میكند:
1. ابتدا تصمیم بگیرید كدام مدرك برای
شما مناسب است. در این تصمیم گیری، باید تجربهها و مهارتهای كاری خود را دخیل
كنید و با توجه به شناختی كه از كاربرد هر یك از مدارك دارید تصمیم بگیرید.
2. تجربه كافی كاری كسب كنید. همانطور كه
اشاره كردیم، مدارك MCDBA, MCSAو
MCSE دست كم یك تجربه یك ساله و MCDA, MCSA و MCT یك تجربه 6 تا 12 ماهه كاری لازم دارند. پس عجله نكنید و به
تمرین عملی بپردازید.
3. تجربههای خود را با دورههای آموزشی
تكمیل كنید. دورههای آموزشی مختلف با استفاده از منابع معتبری همانند (MSDN
(Microsoft Developer Network یا
(Microsoft Officicial Curriculum) برگزار میشوند.
گذراندن این دورهها به كامل شدن تجربههای شما كمك میكند.
4. راهنمای آزمون را در سایت مایكروسافت
مطالعه كنید.
5. در یك آزمون غیررسمی برای كنترل
تواناییهای خود شركت كنید.
6. برای شركت در امتحان شركت كنید.
رعایت این
گامها و مراحل، شما را در كسب مدرك مورد علاقهتان یاری میكند. اما به یاد داشته
باشید كه هریك از این مراحل در شرایط مناسب میتوانند نقش مثبتی در این روند داشته
باشند. به طور مثال تكمیل تجربهها با استفاده از دورههای آموزشی زمانی موفق است
كه این دورههای آموزشی از سوی موسسات معتبر و استادانی كه از MCT برخوردارند، ارائه شوند. استادانی كه
خود موفق به كسب این مدرك نشدهاند، نمیتوانند راهنمای خوبی برای شما به حساب
آیند. انتخاب و شركت در آزمونی برای كنترل تواناییها نیز در صورتی موفق و موثر
است كه آزمونها با پرسشهای استاندارد و با توجه به نكات مدنظر مایكروسافت برگزار
شوند. پس دقت كنید كه چه مدركی برای شما مفید است و دورههای آموزشی آن را كجا فرا
میگیرد.
منبع:
جام جم
جمعه 25/5/1387 - 15:15
خاطرات و روز نوشت
اقا امیر فامیل تولدت مبارک
روان شناسان شخصیتی براین
عقیده اند که شماره تولد، شما را از آن چیزی که می خواهید باشید دور نمی کند، بلکه
مانند رنگی است که نوع آن و زیبایی اش برای افراد مختلف متفاوت است. به مثال زیر
توجه کنید :
فرض می کنیم
که شما متولد 8 مهر 1355 هستید.مهر ماه هفتم (7) سال است پس :
2 = 1+1 = 11 =
0+7+3+1 = 1370 = 1355+7+8
شماره تولد 2 است و اکنون می توانید آنچه راکه مربوط به این شماره
است با خود مطابقت دهید .
تفسیر اعداد :
1- خالق و مبتکر :
" یک" ها پایه و اساس زندگی هستند. همیشه عقاید جدید و
بدیع دارند و این حالت در آنها طبیعی است. همیشه دوست دارند تمامی کارها و مسائل
بر حول محوری که آنها می گویند و تعیین می کنند در گردش باشد و چون مبتکر هستند،
گاهی خود خواه می شوند. با این حال "یک" ها بشدت صادق و وفادارند و به خوبی
مهارتهای سیاسی را یاد میگیرند . همیشه دوست دارند حرف اول را بزنند و غالبا رهبر و
فرمانده هستند، چون عاشق این هستند که "بهترین" باشند . در استخدام خود بودن و
برای خود کار کردن بزرگترین کمک به آنهاست ولی باید یاد بگیرند عقاید دیگران ممکن
است بهتر باشد و باید با رویی باز آنها را نیز بشنوند .
2- پیام آور صلح :
" دو" ها سیاستمدار به دنیا می آیند ! از نیاز دیگران خبر
دارند و غالبا پیش از دیگران به آنها فکر می کنند . اصلا تنهایی را دوست ندارند .
دوستی و همراهی با دیگران برایشان بسیار مهم است و می تواند آنها را به موفقیت در
زندگی رهنمون سازد . اما از طرف دیگر ، چنانچه
در دوستی با کسی احساس ناراحتی کنند ترجیح می دهند تنها باشند.از آنجایی که ذاتا
خجالتی هستند باید در تقویت اعتماد به نفس خود تلاش کنند و با استفاده از لحظه ها
و فرصت ها آنها را از دست ندهند .
3- قلب تپنده زندگی :
" سه " ها ایده آلیست هستند، بسیار
فعال،اجتماعی،جذاب،رمانتیک وبسیار بردبار و پر تحمل .خیلی کارها را با هم شروع می
کنند اما همه آنها را پیگیری نمی کنند. دوست دارند که دیگران شاد باشند و برای این
کار تمام تلاش خود رابه کار می گیرند. بسیار محبوب اجتماعی و ایده آلیست هستند اما
باید یاد بگیرند که دنیا را از دید واقعگرایایه تری هم ببینند .
4- محافظه کار :
" چهار" ها بسیار حساس و سنتی هستند. آنها عاشق کارهای
روزمره، روتین و پیرو نظم و انضباط هستند و تنها زمانی وارد عمل می شوند که دقیقا
بدانند چه کاری باید انجام دهند. به سختی کار و تلاش می کنند. عاشق طبیعت و محیط
خارج از خانه هستند . بسیار مقاوم و با پشتکار
هستند. اما باید یاد بگیرند که انعطاف پذیری بیشتری داشته و با خود مهربانتر باشند
.
5- ناهماهنگ با
جماعت :
" پنج" ها جهانگرد هستند و کنجکاوی ذاتی، خطر پذیری و
اشتیاق سیری ناپذیر آنها به جهان هستی و دیدن محیط اطراف خود،غالبا برایشان درد سر
ساز می شود. آنها عاشق تنوع هستند ودوست ندارند مانند درخت در یک جا ثابت بمانند.
تمام دنیا مدرسه آنهاست و در هر موقعیتی به دنبال یادگیری هستند. سوالات آنها هرگز
تمام نمی شود. آنها به خوبی یاد گرفته اند که قبل از اقدام به عمل، تمامی جوانب
کار را سنجیده و مطمئن شوند که پیش از نتیجه گیری ،تمامی حقایق را مد نظر قرار
داده اند .
6- رمانتیک و
احساساتی :
" شش" ها ایده آلیست هستند و زمانی خوشحال می شوند که
احساس مفید بودن کنند . یک رابطه خانوادگی بسیار محکم برای آنها از اهمیت ویژه
ای برخوردار است. اعمالشان بر تصمیم گیری هایشان موثر است و آنها حس غریب برای
مراقبت از دیگران و کمک به آنها دارند. بسیار وفادار و صادق بوده و معلمان بزرگی
می شوند. عاشق هنرو موسیقی هستند .. دوستانی صادق و در دوستی ثابت قدم هستند."شش" ها باید
بین چیزهایی که می توانند آنها را تغییر دهند و چیزهایی که نمی توانند، تفاوت قائل
شوند .
7- عاقل و خردمند :
" هفت" ها جستجو گر هستند. آنها همیشه به دنبال اطلاعات
پنهان و مخفی بوده و به سختی اطلاعات به دست آمده را با ارزش حقیقی آن می
پذیرند.احساسات هیچ ارتباطی با تصمیم گیری های آنها ندارد. با اینکه در مورد همه
چیز در زندگی سوال می کنند اما دوست ندارند مورد پرسش واقع
شوند و هیچگاه کاری را ابتدا به ساکن با سرعت شروع نمی کنند و شعارآنها این است که
به آرامی می توان مسابقه را برد. آنها فیلسوفهای آینده هستند؛ طالبان علم که به هر
چه می خواهند می رسند و سوال بی جوابی ندارند . مرموز هستند و در دنیای خودشان
زندگی می کنند و باید یاد بگیرند در این دنیا چه چیزی قابل قبول است و چه چیزی نه !
8- آدم کله گنده :
" هشت " ها حلال مشکلات هستند. اساسی و حرفه ای سراغ مشکل
رفته و آن را حل می کنند. قضاوتی درست دارند و بسیار مصمم هستندو طرحهاو نقشه های
بزرگی دارند و دوست دارند زندگی خوبی داشته باشند. مسوولیت افراد را بر عهده می
گیرند و مردم را با هدف خاص خود می بینند. با شرایط ویژه ای این امکان رابه وجود
می آورند که دیگران همیشه آنها را رئیس ببینند .
9- اجرا کننده و
بازیگر :
" نه " ها ذاتا هنرمند هستند . بسیار دلسوز دیگران و
بخشنده بوده و آخرین پول جیب خود را نیز برای کمک به دیگران خرج میکنند . با
جذابیت ذاتی شان اصلا در دوست یابی مشکلی ندارند و هیچ كـس برای آنها فرد غریبه ای
به حساب نمی آید.در حالات مختلف شخصیت های متفاوتی از خود بروز می دهند و برای
افرادی که اطرافشان هستند شناخت این افراد کمی دشوار به نظر می رسد . آنها شبیه
بازیگرانی هستند که در موقعیت های مختلف رفتارهای متفاوتی نشان می دهند. افرادی
خوش شانس هستند اما خیلی وقتها از آینده خود بیمناک و نسبت به آن هراسان هستند. آنها
برای موفقیت باید به یک دوستی و عشق دو جانبه که می تواند مکملشان در زندگی باشد
دست یابند. جمعه 25/5/1387 - 15:12
خواستگاری و نامزدی
رازهای عشق
گفته
های دونالد والترز خیلی کوتاه است گاهی به یک خط
هم نمی رسد. اما اگر هر یک از آن ها را برای چند بار در روز بخوانید اثر
عمیقی در روح شما خواهد داشت. هر گفتار برای یک روز است. روزهای زندگی
شما با تکرار این جملات و ورود مفهمومشان به ضمیر ناخود آگاه شما خیلی
زیبا تر خواهد شد. در هر حالی که هستید به خصوص پیش از خواب یکی از گفتار ها را
تکرار کنید. ابتدا با صدای بلند و کم کم به شکل زمزمه. بله به همین سادگی...
1. راز عشق در تواضع است.
این
صفت به هیچ وجه نشانه تظاهر نیست. بلکه نشان دهنده احساس و تفکری قوی است. میان دو
نفری که یک دیگر را دوست دارند، تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه محبت آن ها
را تازه و با طراوت نگه می دارد.
2. راز عشق در احترام متقابل است.
احساسات
متغیر اند، اما احترام دو طرف ثابت می ماند. اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو
متفاوت است، با احترام به نظریاتش گوش کن. احترام باعث می شود که او بتواند
خودش باشد.
3. راز عشق در این است که به یک دیگر سخت
نگیرید.
عشقی که آزادانه هدیه نشود اسارت است.
4. راز عشق در این است که هر روز کاری کنی که شریک
زندگی ات را خوشحال کند، کاری
مثل دادن هدیه ای کوچک، تحسین، لبخندی از روی محبت. نگذار که جویبار محبت از
کمی باران، بخشکد.
5. راز عشق در این است که رابطه تان را
مانند یک باغ، با محبت تزئین کنید. بذر
علاقه ها و عقیده های تازه را بکار که زیبایی بروید. ضمنا فراموش نکن که باغ را
باید هرس کرد، مبادا غنچه های گل پوشیده از علف های هرز عادت شود. برای این که عشق
همواره با طراوت بماند باید به آن مثل هنر خلاقانه نگاه کرد.
6. راز عشق در خوش مشربی است. شوخی با دیگران را فراموش نکن، در
ضمن مراقب شوخی هایت هم باش. شوخی نا پسند نکن. شوخی باید از روی حسن نیت
باشد، نه نیشدار.
7. راز عشق در این است که حقیقت اصلی عشق، یعنی
تفکر را از یاد نبری. آیا
یک رابطه دراز مدت، مهم تر از اختلافات کوچک و زود گذر نیست؟
8. راز عشق در این است که مانع بروز هیجانات
منفی در وجودت شوی، و صبر کنی تا خون سردی را دوباره به دست آوری. با این که احساس جلوه الهام است، اما شخص عصبانی نمی تواند
چیزها را با وضوح درک کند. قلبت را آرام کن. تنها به این وسیله است که می توانی
چیز ها را آن گونه که هستند، در یابی .
9. راز عشق در این است که طرف مقابلت را
تحسین کنی. هر گز با فرض این که خودش این چیز ها
را می داند، از تحسین غافل نشو. مشکلی پیش نخواهد آمد اگر بار ها با خلوص نیت
بگویی: دوستت دارم. گر چه احساسات بشری به قدمت نسل بشر است، اما کلمات
همواره تازه و جوان خواهند ماند.
10. راز عشق در این است که در سکوت دست
یکدیگر را بگیرید. کم
کم یاد می گیرید که بدون کلام رابطه برقرار کنید.
11. راز عشق در توجه کردن به لحن صدا است. برای تقویت گیرایی صدا، باید آن را از قلب برآورید، سپس رهایش
کنید تا بلند بشود وبه سمت پیشانی برود تارهای صوتی را آرام و رها نگه دار. اگر
احساسات قلبی ات را به وسیله صدا بیان کنی، آن صدا باعث ایجاد شادی در دیگری
خواهد شد.
12. راز عشق در این است که بیشتر با نگاه حرف بزنی، زیرا چشم ها پنجره های روح هستند. اگر هنگام صحبت کردن از نگاه
استفاده کنی، مثل آن است که پنجره ها را با پرده های زیبایی بیارایی و به خانه
گرما و جذابیت ببخشی.
13. راز عشق دراین است که از یک دیگر انتظارات بی
جا نداشته باشید، زیرا نقص همواره جزء لا ینفک انسان
است ذهنت را بر ارزش هایی متمرکز کن که شما را به یک دیگر نزدیک تر می کند نه بر
مسائلی که بین شما فاصله می اندازد.
14. راز عشق در این است که حس تملک را از
خود دور کنی. درحقیقت هیچ کس نمی تواند مال کسی
شود. شریک زندگی ات را با طناب نیازمبند. گیاه هنگامی رشد می کند که آزادانه از
هوا و نور آفتاب استفاده کند.
15. راز عشق در این است که شریک زدگی ات را
در چار چوبی که خودت می پسندی حبس نکنی. عیب جویی باعث تباهی می شود. همه چیز را همان طور که هست
بپذیر، تا هر دو شاد باشید. قانون طلایی این است:
نقاط قوت را تقویت کن، و ضعف ها را نه تقویت کن نه
تقبیح. هرگز سعی نکن با سوزاندن، جلوی خونریزی زخم را بگیری..
16. راز عشق در این است که هنگام سوء تفاهم، فقط
به این فکر نکنی که طرف مقابل چگونه ناراحتت کرده است.. در عوض به راه حلی فکر کنی که در
آینده از بروز چنین سوء تفاهم هایی جلو گیری کنی .
17. راز عشق در این است که وقتی پیشنهادی به
ذهنت می رسد، به نیاز خودت برای بیان آن فکر نکنی، بلکه به علاقه دیگری به شنیدن آن فکر کنی. اگر لازم بود، حتی
ماه ها صبر کن تا آمادگی شنیدن آن چه را می خواهی بگویی پیدا کند.
18. راز عشق در آرامش است، زیرا آرامش باعث تکامل عشق می شود. عشق، هوای نفس و احساست
شدید نیست. عشق انسان ها نسبت به یک دیگر بازتابی از عشق ازلی است خداوندگار آرامش
کامل است.
19. راز عشق در این است که در وجود یک دیگر
عاشق خدا باشید،
تا همواره علی رغم همه اشتباهات، تشنه
رسیدن به کمال باشید، چرا که بشر همواره علی رغم موانع فراوان، سعی می کند
به سمت آرمان های جاودانه حرکت کند.
20. راز عشق در این است که محبت تان را بسط
دهید تا تبدیل به عشق واقعی میان دو انسان
شود. سپس آن عشق را که دست پرورده پروردگار است بسط دهید تا بشریت و کل مخلوقات را
در بر گیرد.
21. راز عشق در این است که به دیگری لذت
ببخشی، ولی عشق را برای لذت نخواهی. زیرا عشق
حقیقی هوا و هوس نیست. هر چه نفس قوی تر باشد، تقاضاهایش بیشتر می شود و هر چه
تقاضاهای نفس قوی تر باشد، خودپرستی را در تو بیشتر و بیشتر تقویت می کند. عشق
چهره واقعی خود را در ملایمت و مهربانی آشکار می کند، نه در لذت جویی .
22. راز عشق در مراعات حال دیگری است. هر قدر که ملاحظه حال دیگران را می کنی، کسی را که دوست
داری بیشتر ملاحظه کن.
23. راز عشق در این است که جاذبه های خود را
با دیگری قسمت کنی . جاذبه
نیرویی لطیف و نافذ است که از دیگری دریافت می کنی . این نیرو تنها با بخشش
رشد میکند .
24. راز عشق در ایجاد تنوع در زندگی است. نگذار که روزمرگی ها مثل سیم های کوک نشده ساز، نغمه زندگی
عاشقانه تان را به نوایی غم انگیز تبدیل کند.
25. راز عشق در این است که در هر فر صتی در
کنار هم آرام بگیرید، با
هم تنها باشید، و افکارتان را با یک دیگر در میان بگذارید. لازم نیست برای سرگرم
شدن حتما از محرکات خارجی استفاده کنید. قرار بگذارید که بیشتر با هم تنها
باشید تا بتوانید خودتان باشید.
26. راز عشق در این است که با زمانه کنار
بیایید. مایع عشقتان را طوری نگه دارید
که بتوانید گودال هایی را که زندگی پیش پایتان می گذارد، پر کنی.
27. راز عشق در این است که به محبوبتان قدرت
و آرامش بدهید
و از او قدرت و آرامش دریافت کنید، اما
نه با اصرار.
28. راز عشق در استواری است. در فصول مختلف زندگی، عشقتان را مانند کوه بلندی
استوار، مانند خاک حاصلخیزی پر ثمر و مانند آفتاب چنان در مرکزیت نگه دارید، که
همه ستارگان گسترده زمان و فضا به دور آن گردش کنند. جمعه 25/5/1387 - 15:10