• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 3
تعداد نظرات : 2
زمان آخرین مطلب : 6362روز قبل
دانستنی های علمی

انقلاب اسلامی ایران بیش از هر چیز مرهون فرهنگ اسلامی و تعالیم حیات بخش اسلام، و تداوم و گسترش چنین انقلابی در گرو بقا و رشد فرهنگ اسلامی در نسلهای موجود و آینده است. این وظیفه بیش از همه بر عهده نهادهای آموزشی و پرورشی، بخصوص دانشگاههاست.اما بافت دانشگاهی ایران در سالهای پیش از انقلاب اسلامی و همچنین نظام آموزشی و محتوای دروس و كتابها بویژه در علوم انسانی آن دوره، متناسب با این وظیفه نبود و چه بسا دانشگاههای ما به وسیله خارجیان هدایت می شد و شكل و محتوای آنها تابع اراده بیگانگان و خط مشی آنها در جهت حفظ و تقویت سلطه سیاسی اقتصادی امریكا و سایر دول استعمارگر بوده است؛ به همین علت پس از پیروزی انقلاب، دانشجویان و استادان متعهد دانشگاهها تصمیم گرفتند انقلابی فرهنگی به وجود بیاورند تا در سایه آن بتوانند ضمانتی برای بقا و تداوم انقلاب اسلامی و همچنین عامل نیرومندی برای صدور و گسترش فرهنگ انقلاب ایجاد كنند. این كار مستلزم اموری بود كه كم و بیش اجرا شده و یا در دست اجراست.

1ـ تصفیه دانشگاهها از عناصر وابسته به استعمارگران و ابرقدرتها و به طور كلی از عناصر ضد انقلاب.

2ـ تجدید نظر در نظام آموزشی و ساختاری دانشگاهها و متحول ساختن آنها به گونه ای كه متناسب با نیازهای كشور و تأمین استقلال سیاسی ـ اقتصادی جمهوری اسلامی ایران باشد و كشور را از وابستگی فرهنگی و دیگر وابستگی ها نجات دهد.

3ـ گنجاندن دروس خاصی در برنامه های دانشكده ها كه آشنایی لازم دانشجویان را با اهداف انقلاب و معارف و دیدگاههای اسلام تأمین كند.اینها كارهایی است كه لازم است در همه دانشگاهها انجام شود و ستاد انقلاب فرهنگی مسئول اجرای آنهاست.

سه شنبه 22/11/1387 - 9:22
آموزش و تحقيقات
در خصوص آنالیز قیمت سهام و سرمایه گذاری در دارائیهای مالی در ادبیات مالی سه دیدگاه کلی وجود دارد که شامل روش بنیادین (Fundamental) روش چارتیست یا تکنیکال (Technical) و روش تئوری مدرن پرتفولیو (MPT) است که در ادامه این مبحث به آنها پرداخته می شود . 1- روش بنیادین در بازار سرمایه ارزش سهام بر اساس میزان منافع آتی و اطمینان از تحقق آنها تعیین می گردد و هر اندازه اطمینان نسبت به کسب بازده بیشتر باشد مخاطره از دست دادن اصل سرمایه و سود آن کمتر می رسد . عوامل و متغیرهای متعددی در بازار سرمایه و در سطح کلان کشور بر روی قطعیت یا عدم قطعیت سود و نیز تغییرات قیمت دارائیهای مالی اثر می گذارد . به همین خاطر روش بنیادین به بررسی دقیق عوامل محیطی که ممکن است بر روند حرکت قیمت سهام و به تبع آن بر بازده دارائیهای مالی تاثیر گذارد می پردازد . در این روش به منظور تحلیل گزینه های سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار قاعدتاً بایستی به سه مرحله اساسی ذیل که ارکان اصلی تحلیل بنیادین است توجه نمود . الف- بررسی و تحلیل اوضاع اقتصادی کشور : در نظام کنونی اقتصاد جهانی ، بورس اوراق بهادار نقش دماسنج اقتصادی را ایفاء می کند و وضعیت اقتصادی و حتی سیاسی و اجتماعی کشور در حال و آینده تاثیر بسزایی بر میزان سود آوری شرکتها خواهد گذاشت . بنابراین در تحلیل بنیادین ابتداً بایستی تغییر و تحولات اوضاع اقتصادی حال و جهت گیری های آتی بدقت مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد . این تجزیه و تحلیل شامل بررسی شاخص های کلان اقتصادی از قبیل نرخ تورم ، تولیدات ملی ، نرخ بهره ، نرخ ارز ، میزان بیکاری ، نرخهای رشد اقتصادی و سیاستهای پولی و مالی دولت و سایر نهادهای تاثیر گذار است که تحلیل گر با بررسی آنها پیش بینی های دقیق تری از وضعیت بازار سهام و صنعت خاص بعمل می آورد و از دور نمای آتی سهام موجود در بازار و بالحض سهام شرکت مورد نظر مطلع می گردد . ب – بررسی صنعت مورد نظر : دومین مرحله از تحلیل بنیادین بررسی وضعیت و موقعیت فعلی صنعت مورد نظر و روند رشد آتی آن است . سهامداران و معامله گران برای شرکتهایی که در صنایع روبه رشد و سود آور فعالیت می کند ارزش بیشتری قایل هستند . عوامل مطلوب صنعت در این تحلیل عبارتند از : ب – 1- تقاضای رو به رشد و فزاینده برای محصولات یا خدمات آن صنعت ب – 2- برخورداری از ویژگی ممتاز به گونه ای که محصولات مشابه خارجی یا رقیب تهدید جدی برای نفوذ در بازار داخلی نباشند . ویژگی ممتاز می تواند از نیروی کار ماهر و متخصص ، اسم و رسم تجاری مناسب ، فناوری پیشرفته تولید و سهم بازار در خور توجه ناشی شود . ب – 3- محدود بودن کالاهای جانشین برای محصولات آن صنعت که در این حالت هر چقدر تعداد کالاهای جانشین محدودتر باشد موقعیت بازاری آن صنعت ، مطلوبتر خواهد بود . ب-4- دخالت محدود ارگانهای تصمیم گیرنده دولتی در تعیین قیمت محصولات صنعت و کم و کیف فعالیت آنها یک عامل مثبت تلقی می گردد زیرا مداخله نهادهای دولتی در فعالیت شرکتها و اتخاذ تصمیمات اثرگذار توسط آنها موجبات تضعیف حیطه عملکرد مدیریت و نوسانات حاد قیمت سهام و بازده شرکت را فراهم می آورد . ب-5- استراتژیک بودن محصولات صنعت و نیز گاهاً فشردگی بازار صنعت مورد نظر باعث می گردد که رقباء جدید به آسانی وارد آن صنعت نگردند و بازار صنعت دستخوش نوسانات ناشی از ورود آنها قرار نگیرد . ج- تجزیه و تحلیل شرکت : در مرحله سوم تحلیل بنیادین ، تحلیل گر بازار سرمایه بعد از انتخاب صنعت مناسب بایستی شرکتی را از میان شرکتهای موجود در آن صنعت با توجه به معیارهای زیر انتخاب نماید . ج-1- موقعیت رقابتی برتر شرکت : در هر صنعتی شاید دهها شرکت و موسسه به فعالیت بپردازند لیکن ممکن است تنها چند شرکت عمده موفقیت چشمگیری در بازار داشته باشند بررسی موقعیت رقابتی شامل میزان فروش و نرخ رشد آن ، سهم بازار شرکت از صنعت ، کیفیت محصولات یا خدمات و تمایز آنها و سایر عوامل خاص رقابتی می باشد . ج-2- کیفیت عملکرد مدیریت شرکت : از آنجا که موقعیت هر شرکت وابسته به قابلیت ها و تواناییهای مدیریت آن است لذا بایستی در وهله اول به خصوصیات و ویژگیهای مدیران آن شرکت همانند تجربه ، تحصیلات ، موفقیت های قبلی ، نوآوری ، ابتکارات و جدیت و تلاش آنها توجه نمود . و در وهله دوم اعمال مدیریت یعنی کارایی مدیریت در اداره دارائیها ، تولید و عملیات ، فروش محصولات ، به خدمت گرفتن فناوری جدید وعرضه محصولات جدید مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می گیرد . ج-3- بررسی موقعیت مالی شرکت از قبیل نسبت های سود آوری ، بدهی ، کارایی و نقدینگی و مقایسه آن با گذشته شرکت و رقباء موجود در صنعت است . بررسی ها نشان می دهد که تحلیل بنیادین از توان بالقوه ای برای تشخیص وضعیت کلان اقتصاد حاکم برخوردار است و تغییر و تحولات جاری شرکتها را به خوبی در تیررس نگاه خود قرار میدهدو نیز مهارت نگاه نمودن از بالا به پائین را به تحلیل گران می آموزاند و با این مشخصه ها ضمن اینکه احتمال بدست آوردن منفعت مورد انتظار را تقویت می کند نوعی منطق گرایی مالی را نیز به سرمایه گذاران عرضه می دارد . مزیت اصلی تحلیل بنیادین کاربرد فراوان اش در سرمایه گذاری های میان مدت وبلند مدت است . 2- روش تکنیکال متخصصین و معتقدین روش تکنیکال (Technical) بر این باورند که در بازار سهام ، تمامی اطلاعات موردنیاز در قیمتها نهفته است . و با تمرکز بر روی قیمت های دوره های قبل و زمان حال سهام و پیش بینی آتی آن می توان از یک انتخاب مناسب در بازار سود جست . در واقع تکنیکالیست ها بر عکس بنیادگراها که به چرایی قیمت ها تاکید داشتند بر روی «چیستی قیمت تمرکز دارند» . این نوع سرمایه گذاری با استفاده از مطالعه رفتار و حرکات قیمت سهام در گذشته و تعیین قیمت و روند آینده آن و امکان تکرار الگوهایی مشابه صورت می پذیرد . زیرا تکنیکالها ابراز می دارند که تمامی وقایع جاری اقتصادی کشور و نیز صنعت و انتظارات سهامداران نهایتاً بر قیمت سهام تاثیر گذاشته است . لذا بایستی پیشینه تاریخی و نمودار قیمت سهام بدقت بررسی گردد . در واقع تحلیل گر یا تکنسین صرفاً به یک روند قیمتی نیاز دارد که در قالب نمودار (Chart) عرضه می شود به همین دلیل به تکنسین ها ، چارتیست نیز گویند . چارتیست ها عنوان می دارند که قیمتهای کنونی یک سهم که به نظر تصادفی می رسد ممکن است بتدریج به الگوهای قابل تکراری تبدیل شوند . این تکرار قیمتها یک روند (Trend) را ایجام می کند که می تواند حالت صعودی (uptrend) یا نزولی (Down Trend) به خود گیرد و نوع معامله (Trade) در هر یک از حالت متمایز از دیگری خواهد بود . استراتژی معامله گر ( یا سهامدار ) برای تعیین زمانهای خرید یا فروش بستگی مستقیم به مدت انتظار او برای رسیدن به سود دارد. این زمانها می تواند بسیار کوتاه در حد چند ساعت یا نسبتاً طولانی به چندین سال برسد . که عملاً در بازار سهام ایران بدلیل محدودیت های قانونی موجود و فقدان سیستمهای خرید و فروش بلادرنگ (Real Time) خرید و فروش در کمتر از یک هفته عملاً امکان پذیر نیست . این متد تحلیل نیاز به یک شعور باز و عاری از هرگونه تعصب به سهام شرکت مورد نظر دارد تا تحت تاثیر شایعات و اطلاعات نادرست و گمراه کننده قرار نگیرد و همچنین نیاز به نرم افزار محاسباتی است که اطلاعات شرکتها را بعنوان ورودی پذیرفته و خروجی آن نموداری از روند قیمت ها باشد . عوامل اصلی موفقیت در این روش نیازمند داشتن تبحر ، ممارست و یادگیری مداوم و توانایی در مهارتهای زیر است . 1- مطالعه و بررسی عمیق که باید با صرف وقت و در آرامش و بدور از هیاهوی بازار و خصوصاً شایعات صورت گیرد . 2- تصمیم گیری به موقع و قاطعانه خرید یا فروش که بلافاصله باید به آن عمل کرد . 3- بعد از اقدام ( خرید یا فروش سهم ) رفتار آن همواره زیر ذره بین قرار گیرد و بررسی و تحلیل حالت استمرار داشته باشد . مراحل بررسی قیمت سهام توسط چارتیست ها یا تکنیکالیست ها به قرار زیر است : 1- انتخاب نوع نمودار از لحاظ بعد زمانی ( همانند تغییرات قیمت در هر ساعت ، روز ، هفته ، ماه و ... ) و نیز انتخاب اشکال نمودار از قبیل میله ای ، خطی ، شمعی (Gandlistick) که معمولاً از مورد آخری جهت نشان دادن روند ها استفاده بعمل می آورند . 2- بررسی روند شاخص کل 3- بررسی روند شاخص 50 شرکت برتر ( خصوصاً اگر سهم مورد نظر بین این شرکتها باشد ) 4- روند قیمتی سهم که برای معاملات میان مدت و کوتاه مدت دوره های روزانه وهفتگی و برای افق بلند مدت دوره های ماهانه بررسی می گردد . 5- تعیین سطح مقاومت (Risstance) یا حد بالای قیمت و سطح حمایت (Support) یا حد پائین قیمت و نقطه پرش (Breakout) یا قیمتهای بالاتر از دو نقطه فوق الذکر است . در این حالت فرصت های خرید یا فروش از راه برآورد محدوده نوسانات در دو سطح حمایتی و مقاومتی مشخص می شود که نحوه تعیین اینگونه فرصتها خود به مهارت و تبحر و درک تکنسین ها بستگی دارد که بدقت حرکات بازار را تشخیص می دهند و از روند گذشته نتیجه گیری بهتری داشته باشند . 3- روش تئوری مدرن پرتفولیو (MPT)[1]این روش که ابتدا توسط هری مارکویتز[2] بصورت عملی بیان شد بر اساس یک سری مفروضات خاصی است که اهم آن گویای این است که بازار کارا است و انتشار اطلاعات بصورت یکپارچه و در اختیار همکان است و شفافیت اطلاعات در معاملات حاکم است . مبنای این روش بر پایه این استدلال استوار است که احتمال خطر از دست دادن سرمایه یا سود یک نوع سهام در بازار بسیار بیشتر از مجموعه یا ترکیب سهام است. لذا قاعدتاً سرمایه گذار حرفه ای نباید تمامی سرمایه خود را دریک قلم دارایی سرمایه گذاری کند ( و منطق اقتصادی نیز این را تایید می کند ) . بلکه بایستی آن را در مجموعه ای از سهام یا دارائیها سرمایه گذاری کند که این مجموعه به پرتفوی معروف است . پرتفوی[3] یا سبد سهام متشکل از سهام متعدد شرکتهایی است که در شرایط عادی احتمال کاهش بازده همه دارائیها تا حدودی به صفر نزدیک است . و تلاشها بر این است که ریسک غیر سیستماتیک یا تنوع پذیر به حداقل ممکن تقلیل یابد . به همین جهت ترکیب پرتفوی بهتر است به گونه ای باشد که نوسانات مشابهی نداشته باشند یعنی زمانیکه بازده یکی کاهش پیدا می کند بازده دیگری افزایش یابد در این راستا مراحل زیر توسط سرمایه گذار و یا معاملگر در بازار رعایت می گردد . 1- تعیین بازده مورد انتظار سبد سهام و تک تک سهام 2- ارزیابی وضعیت سهام مختلف و انتخاب آنها 3- بهینه نمودن ترکیب سهام ( پرتفوی ) 4- ارزیابی پرتفوی و بازنگری در مجموعه سهامتحلیل پرتفوی ، کاربرد زیادی در آنالیز ریسک و بازده و نیز تجزیه و تحلیل بازار دارد و به همین خاطر نرم افزارهای طراحی شده است که قابلیت محاسبه ریسک بازار و مقایسه آن با ریسک صنعت و شرکتها را دارد . در روش پرتفوی مدرن مجموعه تلاشها وقف این است که بازده پرتفوی فرد سرمایه گذار به بازده بازار نزدیک گردد و در وضعیت مطلوب ، بازدهی بیشتر از آن بدست آورد. در این حالت پرتفوی کل بازار یک شاخص ارزیابی است که ریسک آن نیز با شاخص بتا (Beta)محاسبه می شود . این تحلیل کاربرد زیادی در آنالیز ریسک و تجزیه و تحلیل بازار دارد و مبنای کار سرمایه گذاران حرفه ای است . نتیجه گیری :

در تجزیه و تحلیل قیمتهای سهام و گزینش تصمیمات سرمایه گذاری هر سه روش فوق الذکر کاربرد زیادی دارند لیکن ترکیبی از هر سه متد قدرت تشخیص و رویه های انتخاب بهتری را به سرمایه گذارعرضه می دارد . بطوریکه روش بنیادین از دید کلی وضعیت کنونی بازار و دور نمای آتی را شناسایی می کند . روش تکنیکال با بررسی دقیق قیمتها می خواهد اشتباهات گذشته تصمیم گیری را تکرار نکند و از لغزش ها دوری جوید و پیش بینی خود را بر منطق دقیق و عاری از هرگونه احساسات فردی استوار نماید . در حالیکه روش MPT نیز که اساس و پایه تحلیل های موجود بازار سرمایه است درصدد این است که از ریسک های غیرسیستماتیک اجتناب نموده و یا کاهش داده و به کسب بازده معقول ( نسبت به ریسک آن ) بیاندیشد. اما تجربه نشان داده است که ترکیب روشهای فوق ابزاری به مراتب بهتر جهت تحلیل قیمت و بازده سهام است مخصوصاً در بازارهای سهامی که سرمایه گذاران آن زیاد حرفه ای بنظر نمی رسند .

چهارشنبه 1/3/1387 - 13:55
اقتصاد

انواع EPS

   محاسبه EPS  ساده است اما امروزه انواع و تعاریف متعددی از آن وجود دارد و اگر سرمایه گذاران در صدد سرمایه‌گذاری مبتنی بر تصمیم‌گیری آگاهانه باشند لازم است مفهوم هریك از انواع EPS را بدانند.  به عنوان مثال، ممكن است تفاوت شگرفی در EPS اعلامی توسط شركت با آنچه كه در صورتهای مالی و روزنامه‌ها  گزارش می‌شود وجود داشته باشد و در نتیجه، سهام  ممكن است بسته به EPS مورد استفاده ، بیشتر یا كمتر از ارزش ذاتی به نظر برسند. در این مقاله به تعریف برخی از انواع EPS خواهیم پرداخت.EPS  عبارت است از سود ویژه هر سهم پس از كسر مالیات ، تقسیم بر تعداد سهام منتشره . نكته قابل توجه این است که هم صورت و هم مخرج كسر بسته به نحوه تعریف سود و سهام منتشره متغیر اند زیرا روشهای بسیاری برای محاسبه سود وجود دارد. ابتدا در مورد سهام منتشر شده بحث می‌كنیم. سهام منتشر شدهسهام منتشر شده را می‌توان به اصلی (EPS اصلی) (1)و یا  كاملاً رقیق شده (EPS رقیق شده ) (2) طبقه بندی نمود.EPS اصلی ، بر مبنای تعداد سهام منتشر شده كه نزد سهامداران است (سهامی كه در حال حاضر در بازار وجود دارد و قابل معامله می باشد) ، محاسبه می‌شود.EPS رقیق شده مستلزم محاسبات پیچیده ای است که معمولا تعیین کننده تعداد سهام منتشره در پایان هر فصل می باشد ، به شرطی که كلیه اختیارات خرید (3) و اختیارات معامله (4) و ... در  یك نقطه زمانی به سهام تبدیل شوند .اغلب EPS رقیق شده را ترجیح می‌دهیم زیرا كلیه سهام ممكن را منتشر شده در نظر می‌گیرد و رقم  مطمئن‌تری از EPS بدست می آید. با تغییر قیمت سهام،  تعداد سهام رقیق شده نیز تغییر می كند،( و علت آن قرار گرفتن اختیارات معامله در محدوده یا خارج از محدوده قیمتی مؤثر می‌باشد).شركتها  ، هم EPS اصلی و هم EPS رقیق شده را گزارش می‌كنند و تمركز  بیشتر بر EPS رقیق شده است، ولی سرمایه گذاران نباید فرض كنند كه همیشه اینچنین است زیرا گاهی مشاهده شده است که شركت هیچ اختیار معامله، اختیار خرید یا اوراق قرضه قابل تبدیل در محدوده قیمتی معتبر نداشته و از این رو EPS اصلی و رقیق شده یكی می‌باشد. شركتها می توانند هریك از این EPS ها را گزارش نمایند، بنابراین  سرمایه‌گذاران باید مطمئن شوند كه كدام یك مورد استفاده قرار گرفته است. سودهمانگونه كه اشاره شد، بسته به مفروضات و سیاستهای حسابداری، EPS می‌تواند هر آنچه كه شركت بخواهد باشد. تحلیلگران و تفسیر کنندگان، توجه رسانه‌ها را به عددی كه مدنظر شركت است، متمركز می‌نمایند كه ممكن است با  EPS گزارش شده به كمیسیون اوراق بها دار و بورس  (SEC) (5) برابر یا متفاوت باشد.شركتها می‌توانند بر مبنای یك سری مفروضات ، EPS بالایی را گزارش و ضریب P/E را كاهش دهند كه باعث می‌شود سهام كمتر از ارزش ذاتی آن برآورد گردد.در اینجاست كه  لزوم بررسی و كسب اطمینان از سود و محاسبات EPS توسط سرمایه‌گذاران آشكار می‌گردد.حال بر پنج نوع EPS متمركز شده و براساس نوع سود كه در محاسبه آنها به كار می‌رود تعاریفی را ارائه میکنیم . EPS اعلام شده (EPS  GAAP) (6)عبارت است از ارقام استخراج شده از اصول عمومی پذیرفته شده حسابداری (GAAP) كه براساس نسخه SEC یا كمیسیون اوراق بهادار و بورس گزارش می‌شود.شركت در این حالت سود را مطابق خط مشی‌های متداول حسابداری استخراج می نماید.(توجه:اینكه چگونه شركتی می‌تواند EPS را تحت GAAP دستكاری نماید فراتر از بحث این مقاله است ولی سرمایه گذاران باید توجه  كنند كه این موضوع ممكن است رخ دهد. ‌ تمركز ما بر این است كه چگونه درآمد غیر واقعی ارائه می شود  حتی اگر نیت ، دستكاری نتایج نباشد.)همانگونه كه ذكر شد تحریف سود تحت GAAP امکان پذیراست؛ به عنوان مثال: تحصیل درآمد از طریق فروش ماشین آلات یا یک شرکت فرعی كه فقط برای یكبار صورت می‌پذیرد، تحت GAAP به عنوان درآمد عملیاتی تلقی می گردد و سبب می شود EPS دوره نسبت به دوره قبل و یا دوره بعد بیشتر باشد.همچنین شركت می‌تواند حجم زیادی از هزینه‌های معمول عملیاتی را به عنوان هزینه غیر عادی طبقه‌بندی نموده و  از آنجائیكه هزینه‌های غیر عادی از محاسبات مستثنی می‌‌باشند رقم EPS  بالاتری  نشان داده ‌شود. سرمایه‌گذاران باید یادداشتهای صورتهای مالی را مطالعه كنند تا بتوانند عواملی را كه باید جزء درآمد عادی لحاظ گردد، مشخص و در محاسباتشان تعدیلات لازم را به عمل آورند. EPS جاریاین EPS براساس سود ویژه نرمال شده یا جاری محاسبه می‌شود و هر درآمدی را كه فقط برای یك بار رخ می‌دهد مستثنی می‌كند. هدف یافتن جریان  درآمد از طریق فعالیتهای اصلی است كه می‌تواند در پیش بینی EPS آتی مورد استفاده قرار گیرد.برای محاسبهEPS جاری ، یك سود بزرگ که برای یكبار از محل فروش تجهیزات بدست می آید ویا هزینه های غیر عادی ، از حساب ها مستثنی می گردد. تعیین EPS بدست آمده از این روش ، EPS فرضی (7) نامیده می‌شود. EPS فرضیEPS  فرضی بدین معناست كه از مفروضات ، جهت استخراج رقم مورد بحث استفاده می‌شود. در مقایسه با  EPS گزارش شده، EPS فرضی برخی هزینه ها یا درآمدها را كه در محاسبه سود گزارش شده مورد استفاده قرار می‌گیرد، نادیده می‌گیرد . به عنوان مثال اگر شركتی یكی از شعبات بزرگ خود را بفروشد، در گزارش نتایج تاریخی می‌تواند هزینه‌ها و درآمدهای مربوط به آن واحد را خارج سازد و امكان مقایسه دو چیز یكسان (سیب با سیب) را افزایش دهد. در مثال دیگر می‌توان به شركتی اشاره نمود كه بعضی از هزینه‌ها به دلیل آنكه مدیریت احساس می‌كند تكرار نشدنی است، استثناء می‌شوند و سود واقعی شركت منحرف می‌گردد. این روزها احتمال وقوع هزینه‌های تكرار نشدنی افزایش یافته است. EPSرسانه ای (8)رقمی است كه در رسانه‌ها بازتاب ویژه‌ای دارد. گاهی اوقات رقم فرضی است ولی می‌تواند رقمی باشد كه توسط تحلیلگر یا متخصصی كه درباره شركت بحث می‌كند محاسبه شده باشد.عموماً چنین رقمی اطلاعات كافی برای تعیین آنكه كدام EPS مدنظر است، قرار نمی دهد.

 

EPS نقدی

EPS نقدی، از حاصل تقسیم جریان نقد عملیاتی بر سهام رقیق منتشر شده بدست می‌آید (جریان نقد عملیاتی با سود قبل از كسر بهره، ‌مالیات و استهلاك متفاوت است).اعتقاد بر این است كه رقم EPS نقدی به دلیل آنکه  خالص‌تر است از سایر ارقام ذكر شده مهمتر می‌باشد. به عبارت دیگر، دلیل برتری EPS نقد آن است كه جریان نقد عملیاتی به سادگی سود ویژه قابل دستكاری نیست و تحصیل میزان نقد واقعی را منعكس می‌نماید كه خود از دخیل كردن تغییر در دارائیهایی مانند دریافتنی‌ها و موجودیها محاسبه می‌گردد.برای مثال شركتی با EPS گزارش شده 5/0 دلار و EPS نقد 1 دلار به شركتی با EPS گزارش شده 1 دلار و EPS نقد 5/0 دلار ترجیح داده می‌شود.هرچند برای ارزیابی این دو سهم فرضی عوامل زیادی باید مدنظر قرار گیرد ولی بطور كلی شركتی وضعیت مالی بهتری خواهد داشت كه وجوه نقد بیشتری  در اختیار داشته باشد.انواع دیگر EPS بر EPS نقدی سایه افكنده و آنرا تحت‌الشعاع قرار داده ولی اگر شركتها مستهلك كردن سرقفلی را متوقف نمایند، EPS نقد بیشتر مورد توجه قرار خواهد گرفت ، در اینصورت، EPS نقد بیشتر شبیه (9) EBITDA (درآمد قبل از بهره، مالیات، استهلاك) هر سهم بوده و عامل تغییر در دریافتنی‌ها و موجودی‌ها را دربر ندارد. اگرچه این EPS به خوبی EPS حاصل از جریان نقد عملیاتی نیست ولی در موارد معین نسبت به انواع دیگر EPS برتری دارد. 

هشدار به سرمایه‌گذاران

انواع زیادی از EPS مورد استفاده قرار می‌گیرند و لازم است سرمایه گذار اولاً: بداند كه EPS چه چیز را منعكس می‌كند و ثانیاً : تعیین نماید كه آیا EPS، بازنمای معتبری از سود شركت می‌باشد یا خیر؟اگر P/E پایین باشد ، سهام ممكن است بسیار با ارزش به نظر آید ولی نسبت مربوطه ممكن است بر مبنای مفروضاتی باشد كه شما با آنها موافق نباشید.
يکشنبه 15/2/1387 - 16:44
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته