• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 11
تعداد نظرات : 10
زمان آخرین مطلب : 4688روز قبل
دانستنی های علمی

جمعه سیزدهم

ایرانیان باستان عمر جهان را ۱۲هزار سال می دانستند و به همین دلیل، عدد ۱۳ را به عنوان نماد نوزایی و شروع یک دوران جدید قبول داشتند. اما گذشت زمان کم کم از اعتبار ۱۳ کم کرد تا عددی که در کتاب های تاریخی دوران اسلامی به عدد سعد تعبیر می شد، تبدیل به عدد نحس شود!
۱۲روز عیدی که ایرانیان باستان جشن می گرفتند و حسن ختامش را در طبیعت می گذراندند، با گذشت زمان به خرافه های خارجی پیوند خورد تا ۱۳ فروردین روزی باشد که باید آن را به در کرد و از شر بلاهایش به طبیعت پناه برد. حتی نحسی سیزده تا آنجا بالا گرفت که تا چند دهه قبل، کسی حق نداشت روز سیزده بدر برای دید و بازدید جایی برود؛ مگر این که خودش را برای شنیدن لقب نحس و بدیمن آماده می کرد. دید و بازدید رفتن در روز ۱۳ فروردین در تهران قدیم به معنی نحوست بردن به خانه دیگری بود و هنوز هم در بعضی از شهرهای کوچک گفته می شود که تمام بلاهای یک سال در روز سیزده فروردین نازل می شود و مهمان ناخوانده این روز، کسی است که بلاها با قدم او به خانه میزبان می آیند!
نحوست عدد ۱۳ فقط به مرزهای ایران محدود نمی شود. سیزده در بسیاری از کشورها عدد بدیمنی است. به همین دلیل، مسیحیان هیچ وقت سیزده نفری سر یک میز غذا نمی خورند. خرافاتی های امریکا مبتکر عدد ۱۲+۱ بوده اند و مردم سوئد، اگر تعطیلات آخر هفته شان به سیزدهم بیفتد می گویند هفته نحسی در راه دارند. خرافات درباره نحسی ۱۳ تا جایی بالا گرفته است که در بعضی از خطوط هواپیمایی، صندلی شماره سیزده وجود ندارد و بعد از صندلی ۱۲ هواپیما، صندلی ۱۴قرار دارد!
اما درباره این که ۱۳ از چه زمانی در ایران تبدیل به یک عدد نحس شد، برخی از محققان عقیده دارند که اعتقاد به نحوست عدد سیزده اثری است که از ارتباط و مجاورت با عالم مسیحیت به زرتشتیان و بعد از آنان مسلمانان انتقال پیدا کرد.
چون یهودای اسخریوطی یکی از دوازده حواری مسیح، نقشه کشید تا مسیح را تسلیم مخالفانش کند و او سیزدهمین فردی بود که به جرگه مسیح و یازده شاگرد دیگرش در آمده بود، مسیحیان سیزده را نحس دانستند. چون با سیزده نفره شدن جمع مسیح و یارانش، مسیح گرفتار و محاکمه و به دار آویخته شد.

منبع: aftabir.com
شنبه 16/6/1392 - 8:21
ورزش و تحرک

در حاشیه دیدار تیمهای استقلال و پرسپولیس
شنبه 16/6/1392 - 8:9
ورزش و تحرک

         از یه پرسپولیسی می‌پرسن رفت و برگشت باختن به استقلال بدتر بود یا نداشتن قهرمانی تو آسیا؟ میگه: تا حالا از مس سرچشمه ثانیه هفت گل نخوردی ببینی چقدر سخته!

عصر ایران - شاید بدبین‌ترین هوادار پرسپولیس هم پیش از آغاز سوت بازی‌های هفته چهارم باورش نمی‌شد سرخ‌پوشان که تا قبل از روبه‌رو شدن با سایپا در جایگاه دوم حضور داشتند، اینچنین مقابل یکی از ضعیف‌ترین تیم‌های لیگ امسال صف‌آرایی کنند و شکست را به جان بخرند.

اما بالاخره پرسپولیس اولین باخت خود در لیگ سیزدهم را متحمل شد تا هم رکورد شکست‌ناپذیری‌اش در رقابت‌های این فصل در بازی چهارم شکسته شود و هم عدد صفری که در مقابل گل‌های خورده این تیم نقش بسته بود، تغییر کند. البته هر چند سرخ‌پوشان پایتخت بعد از شکست برابر سایپا با تیم ۱۰ نفره خود مقابل ملوان بندرانزلی به پیروزی دست یافتند، اما یک آمار عجیب در طول روزهای اخیر، هواداران پرسپولیس را به‌شدت نگران کرده و آن دوری ۱۰۰ هفته‌ای سرخ‌پوشان پایتخت از صدر جدول است.
 

راه سخت پرسپولیس برای قهرمانی

قرمزپوشان محبوب پایتخت بازی‌های لیگ سیزدهم را با رویارویی برابر تراکتورسازی تبریز آغاز کردند و برتری خفیف یک بر صفر در این بازی سبب شد تا بارقه‌های امید در اردوگاه سرخ‌پوشان مبنی‌بر فرارسیدن روزهای خوش ایجاد شود. این تیم در دومین بازی به مصاف ذوب‌آهن رفت و پس از تساوی با نماینده اصفهان، در ورزشگاه آزادی توانست مس را شکست دهد و با هفت امتیاز جایگاه دوم را در اختیار بگیرد. اما پرسپولیس برابر سایپا شکست خورد تا به جایگاه پنجم سقوط کند و حالا بعد از برد خفیفی که مقابل ملوان به دست آورد، در جایگاه سوم جدول ایستاده است.

در این بین نگاه به بازی‌های آینده سرخ‌پوشان نشان می‌دهد که این تیم در ۱۰ بازی باقی مانده تا پایان نیم‌فصل اول باید برابر تیم‌هایی چون نفت تهران، فولاد، ‌استقلال و سپاهان قرار گیرد؛ رقابت‌هایی که حتی کسب یک امتیاز از آنها نیز شاید رضایت هواداران پرسپولیس را حاصل کند. حالا اگر هدف سرخ‌پوشان، قهرمانی در لیگ سیزدهم است، باید مقابل این تیم‌ها به پیروزی دست یابند و سایر تیم‌های میانه جدول و ته‌جدولی را جدی بگیرند اما اگر بار دیگر می‌خواهند همچون فصول گذشته، لیگ را با هدف کسب سهمیه آسیا دنبال کنند، همین رویه که در پیش گرفته‌اند به آنها کمک خواهد کرد تا به هدف دست یابند.

بیش از هزار روز گذشت

از آخرین باری که سرخ‌پوشان پایتخت صدر جدول را به دست آوردند، بیش از صد هفته می‌گذرد. سه فصل پیش و درست در پایان هفته ششم لیگ دهم بود که پرسپولیس با مربیگری علی دایی توانست در جایگاه نخست قرار گیرد. سوم شهریورماه سال ۸۹ بود که سرخ‌پوشان توانستند رتبه اول لیگ را مال خود کنند و جای ذوب‌آهن اصفهان را بگیرند. از آن روز تا به حال بیش از هزار روز می‌گذرد و هنوز که هنوز است، قرمزپوشان پایتخت رنگ صدر جدول را حتی برای یک بار هم ندیده‌اند. پرسپولیس لیگ دهم را با حضور کاشانی به‌عنوان مدیرعامل و دایی به‌عنوان سرمربی آغاز کرد و در بدو کار نتایج نسبتا خوبی هم به دست آورد تا اینکه در هفته ششم نیز به صدر جدول رده‌بندی راه یافت. اما آنها نتوانستند در ادامه راه این جایگاه را حفظ کنند و روند نزولی این تیم تا جایی پیش رفت که در پایان فصل با ۱۰ باخت به رتبه چهارم رسید. حتی اگر به شکلی دیگر بخواهیم روند ناکامی‌های پرسپولیس را مورد بررسی قرار دهیم، باید به قیمت ارز و دلار در آن زمان اشاره‌ای داشته باشیم که مبادلات ارزی آن زمان با دلار هزار تومانی انجام می‌شد و امروز نرخ آن به مرز سه‌هزار تومان رسیده، اما خبری از لمس رتبه نخست لیگ توسط سرخ‌پوشان نیست. البته این مثال را زدیم تا دور بودن این اتفاق را یادآوری کنیم.

جدول زیر نشان می‌دهد که سرخ‌پوشان پایتخت در ۱۲ دوره اخیر لیگ برتر فوتبال کشور تنها در چهار فصل بین سه تیم برتر قرار داشته‌اند و حاصل آن نیز دو دوره قهرمانی و دو عنوان سومی بوده است. در بین مربیان نیز پس از علی پروین که چهار مرتبه در ادوار مختلف هدایت سرخ‌پوشان تهرانی را برعهده داشت، علی دایی با قبول هدایت پرسپولیس، در کنار حمید درخشان و مصطفی دنیزلی قرار گرفت که پیش از این و در ادوار مختلف دو مرتبه تجربه هدایت سرخ‌پوشان را داشته‌اند.
دایی برای نخستین مرتبه در هفتم دی‌ماه سال ۱۳۸۸ به جای زلاتکو کرانچار، سرمربی پرسپولیس شد و پس از دو فصل و کسب دو عنوان قهرمانی در رقابت‌های جام حذفی، در تاریخ ۲۰ خرداد سال ۱۳۹۰ به علت مشکلاتی که با حبیب کاشانی، مدیرعامل وقت پرسپولیس برایش ایجاد شد، از پرسپولیس جدا شد. امروز اما علی دایی در حالی پس از ۷۱۰ روز به جمع سرخ‌پوشان بازگشته که این تیم آخرین جام قهرمانی‌اش را با هدایت این مربی به دست آورده بود و امیدوار است پس از یک فصل پرحاشیه بتواند روزهای خوبی را با این مربی تجربه کند.

پرسپولیس و لزوم بازبینی در روش‌ها

کسب ۱۰ امتیاز از حداکثر ۱۵ امتیاز ممکن در پنج مسابقه اول سرخ‌های تهرانی در قیاس با شروع آنها در فصل گذشته لیگ برتر فوتبال کشور حاصل بدی به‌نظر نمی‌رسد اما نوع و میزان کارایی بازی آنها با امیال و اهداف‌شان لزوما همخوانی لازم را ندارد و تیمی پیش‌روی ما مشاهده نمی‌شود که در اندازه‌های فتح لیگ باشد.
علی دایی به رسم و سیاق همیشگی‌اش به جوانان در فهرست ۲۶ بازیکن انتخابی‌اش بهای زیادی داده و خانزاده، غریبی، عباس‌زاده، عالیشاه، صادقیان و حتی علی‌عسگر به جمع نفرات زیر ۲۳ سال لیست وی تعلق دارند و نام امیر عابدزاده هم بین سه بازیکن زیر ۲۱ سال این تیم ارائه شده است.
این تیم پنج هفته بعد از شروع یک لیگ ۳۰ هفته‌ای به نوعی بازبینی و کنکاش مجدد در باورهای تاکتیکی و در ارکان کارش نیاز دارد و علی دایی در این زمینه مهم‌ترین وظیفه را برعهده دارد تا بتواند تیمش را بعد از ۱۰۰ هفته دوری از صدر جدول، به جایگاهی که لیاقتش را دارد بازگرداند. 

کری‌خوانی استقلالی‌ها برای پرسپولیسی‌ها
  -آخرین باری که پرسپولیس تونسته صدر جدول لیگ رو ببینه، نرخ دلار زیر هزار تومن بود.
  -از یه پرسپولیسی می‌پرسن رفت و برگشت باختن به استقلال بدتر بود یا نداشتن قهرمانی تو آسیا؟ میگه: تا حالا از مس سرچشمه ثانیه هفت گل نخوردی ببینی چقدر سخته!
  -کاشکی «ته جدول» هم مثل «ته دیگ» باحال و خوشمزه بود! اندر درددل‌های یک پرسپولیسی.
  -یه پرسپولیسی میره پیش یه پیشگو میگه تیم ما کی قهرمان میشه؟ پیشگو یه کم به دستش و گوی جادوییش نگاه می‌کنه، میگه والا من بیشتر از صد سال نمی‌تونم پیشگویی کنم!
  -دربی بعدی سرخابی‌ها هم که قراره در هفته هشتم برگزار بشه. البته هنوز تاریخ دقیقش مشخص نیست. حالا بریم سراغ سوال پیام کوتاه استقلالی‌ها درباره دربی بعدی. برنده بازی دربی کدام تیم است؟ الف) استقلال  ب) پَ‌نه‌پَ پرسپولیس!
  -دیالوگ‌ یک آبی و یک قرمز
ما دربی‌های بیشتری بردیم                            ما یک بار ۶ تا زدیم
ما قهرمانی و نایب‌قهرمانی آسیارو داریم            ما یک بار ۶ تا زدیم
ما ۴ تا دربی پشت هم بردیم                          ما یک بار ۶ تا زدیم
ما هر سال تو آسیا تیم داریم                          ما یک بار ۶ تا زدیم
خوبی؟:                                                    ما یک بار ۶ تا زدیم
الوو                                                         ما یک بار ۶ تا زدیم
کلاس چندی عمو؟                                      ما یک بار ۶ تا زدیم
  -یک سری از آدما هستن که تیمشون هنوز بی‌ستاره است ولی به خودشون توفان سرخ آسیارو لقب دادن!
  -تکیه‌کلام پرسپولیسی‌ها قبل از شروع فصل:  ... ارتش سرخ، زلزله منچستر ایران، عقاب آسیا...
وسط فصل:  اگه داورا پنالتایمون‌رو بگیرن...
پایان فصل:  ... کی لیگ ایران‌رو نیگا می‌کنه، فوتبال ایران ول شده، ول کنین بابا اینا نون و آب نمیشه...
(و این قصه ادامه دارد)
  -فقط یک پرسپولیسی هستش که میتونه نظر رنکینگ فیفارو زیر سوال ببره و نظرسنجی‌های ۹۰ رو معتبر بدونه!
  -اگر همین‌جوری امتیاز بگیرید فصل بعد نیم‌فصل قهرمانید
واکنش استقلالی‌ها به جمله «باید از سه بازی باقیمانده ۱۲ امتیاز بگیریم.»

منبع: ویژه نامه" کوله پشتی" روزنامه فرهیختگان

چهارشنبه 30/5/1392 - 16:13
رمضان

فاصله بیش از 20 ساعت میان اذان صبح تا اذان مغرب در مناطق نزدیک به قطب شمال و جنوب، یک پرسش بزرگ برای همه آنهایی است که می خواهند بدانند روزه گرفتن در این مناطق چگونه است؟ این گزارش، نظر مراجع تقلید درباره حکم روزه در این مناطق را بازگو می کند.

 

مجله مهر: تنها دو ساعت فاصله اذان مغرب تا اذان صبح. این حکایت زندگی مردمی است که در مناطق نزدیک به قطب شمال و قطب جنوب  روزگار می گذرانند. مردمی که البته شاید کمتر مسلمانی را بتوان بین شان پیدا کرد. اما پرسش درباره احکام شرعی روزه و نماز در این مناطق، نکته ای است که دانستن ان همیشه برای بعضی ها جالب بوده است.

شاید گذراندن حدود 16 ساعت روزه داری آن هم در ماه تابستان، تجربه ای بسیار سخت و منحصر به فرد برای عده ای به حساب بیاید. اما ماجرا وقتی جالب و عجیب می شود که بدانیم مردم بعضی از کشورها حدود 21 ساعت از شبانه روز را در روشنایی کامل می گذرانند و با این حساب روزه شان  بیش از 20 ساعت طول می کشد. 

اما حکم شرعی نماز و روزه مسلمانانی که به هردلیل گذرشان به این مناطق افتاده است چیست؟

چند استفتا مرتبط با این قضیه و پاسخ بعضی از مراجع را این جا بخوانید:

تعدادى از پرسنل شركت فولاد آلیاژ ایران، براى آموزش فنى، مدّتى به كشورهاى اروپایى مى ‏روند، در مناطق شمالى اروپا، واقع در بالاى مدار قطبى، از 26 ماه مه (5 خرداد) تا 18 ژوئیه (27 تیر) خورشید در آسمان غروب نمى ‏كند، در 21 ژوئن در «ماپاراند» واقع در خلیج «بوتینا»، طول روز 23 ساعت و در «آكین»، در منتها الیه جنوب، 17 ساعت مى‏ باشد. تكلیف نماز و روزه این برادران در این ایّام چیست؟

آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی : در مناطقى كه خورشید غروب نمى ‏كند، یا طول روز بسیار زیاد و خارج از متعارف مناطق مختلف دنیاست، باید بر طبق مناطق معتدله در آن فصل از سال عمل كنند؛ یعنى اگر در مناطق معتدله (روى همان خطّ نصف‏ النهار) روزها در آن موقع 14 ساعت است و شبها 10 ساعت، به همان صورت نماز و روزه خود را تنظیم كنند؛ شرح بیشتر درباره این موضوع را در كتاب «معراج، شقّ ‏القمر، عبادت در قطبین» نوشته‏ ایم. (استفتائات جدید، ج‏2، ص: 73)

 

حکم نماز و روزه در قطب شمال و جنوب که 6ماه روز و 6ماه شب است، چیست؟

آیت الله مکارم شیرازی : شماره رکعت های نماز در قطب شمال و قطب جنوب فرق نمی کند فقط از نظر وقت باید اوقات نماز را با مناطق معتدله مقایسه و تعیین نمایند یعنی اگر در مناطق معتدله مثلا روزها در آن موقع 14 ساعت و شبها 10 ساعت است همان صورت نماز و روزه خود را تنظیم کنند (استفتاءات جدید ، ج 2، س 139)

اگر براى نماز و روزه بلاد و شهرهاى متعارفه که شب و روز آنها تقریبا مساوى است (مثل مکه و مدینه) قرار دهند یعنى نماز ظهر و عصر را بخوانند. شش ساعت بعد نماز مغرب و عشاء را بخوانند و یازده ساعت بعد نماز صبح را بخوانند و روزه را هم به همین ملاک بگیرند.

آیت الله خامنه ای : به نظر مقام معظم رهبری: مکلف باید در مورد اوقات نمازهای یومیه و روزه همان افق محل سکونت خود را رعایت کند ولی اگر روزه گرفتن بر اثر طولانی بودن روز غیر مقدور یا حرجی باشد، ادای آن ساقط و قضای آن (بعدا) واجب است (ترجمه اجوبه الاستفتاآت، س 357)

آیت الله سیستانی : احتیاط واجب این است که ملاحظه کند نزدیکترین جاهایی که شب و روز آن 24 ساعت است. نمازهای پنجگانه را بر حسب اوقات آن به نیت قربه مطلقه بخواند. اما در مورد روزه اگر می تواند باید در ماه رمضان به جایی برود که بتواند روزه بگیرد و اگر در ماه رمضان نمی تواند بعد از ماه مبارک رمضان در جای دیگر قضای آن را انجام دهد و اگر هیچ کدام برای او ممکن نیست نه در ماه رمضان و نه در غیر ماه رمضان به جای روزه بر او فدیه (کفاره عذر) (منهاج الصالحین، آیت الله سیستانی، ج 1، ص 469 ، م 88)

آیت الله سبحانی :چنانچه مکلفى در مکانى زندگى کند که 6 ماه از سال، روز و 6 ماه دیگر آن شب باشد، و یا سه ماه از سال روز و 9 ماه دیگر آن شب باشد و... بعید نیست که ملاک در نماز و روزه این فرد، سرزمینهاى متعارف و واقع شده میان دوقطب باشد و این فرد مخیر باشد که براى نماز و روزه هایش یکى از سرزمینهاى میانى را مبنا قرار دهد.اما احتمال سقوط نماز و روزه نسبت به این فرد بعید است، همچنان که احتمال سقوط روزه و وجوب نماز تنها یک روز و یک شب، بعید به نظر مى رسد.

شنبه 22/4/1392 - 11:10
رمضان

 در روایات اسلامی آداب مختلفی برای افطار بیان شده است چنانکه امام موسی بن جعفر (ع) از پدران بزرگوارش(علیهم السلام) نقل فرمود: برای روزه دار، هنگام افطارش، یک دعا مستجاب است، پس وقتی اولین لقمه را برداشتی، بگو: بسم الله یا واسع المغفره اغفر لی.

مقدم داشتن نماز مغرب بر افطار
 
امام صادق(ع) می فرمایند: مستحب است، روزه دار اگر توانایی دارد، ابتداء، قبل از افطار نمازش را بخواند. همچنین امام باقر (ع) فرمودند: اگر میل تو به افطار و غذا خوردن، تو را از نماز باز می دارد، ابتدا افطار کن، تا دور شود از تو وسوسه های نفس ملامت گر. (و هنگام نماز با فراغ بال و آرامش نماز بخوانی). همچنین ایشان در حدیثی دیگر می فرماید: در ماه رمضان، ابتدا نماز بخوان، سپس افطار کن، مگر با گروهی باشی، که آنها منتظر افطارند.
 
بر این اساس، استحباب خواندن نماز قبل از افطار، دو مورد استثنا دارد، طاقت و صبر نداشتن روزه دار، و وقتی گروهی منتظر ما باشند. هر مۆمنی برادر مۆمن خود را شبی از ماه رمضان افطاری دهد، خداوند برای او پاداش آزاد کردن سی بنده مۆمن در راه خدا را، می نویسد و در برابر هر کدام، (مهمانان افطاری) دعایی مستجاب را نیز دارد
 
دعای هنگام افطار
 
دعاهای مختلفی در هنگام افطار وارد شده است که مرحوم شیخ عباس قمی آن را در مفاتیح الجنان آورده است اما در اینجا به روایتی از امام رضا (ع) اشاره می کنیم که حضرت می فرمایند: هر کس هنگام افطارش، بگوید: «اللهم لک صمنا بتوفیقک و علی رزقک افطرنا بامرک فتقبله منا و اغفر لنا انک انت الغفور الرحیم» خداوند، آنچه را از نقص و زیان، بر روزه اش وارد ساخته، می بخشاید.
 
گفتن ذکر لا اله الا الله
 
امام صادق (ع) فرمودند: هر کس روزه خود را با کلام صالح و عمل صالح به پایان رساند، خداوند، روزه او  را قبول می فرماید. گفته شد: ای پسر رسول خدا، کلام صالح چیست؟ فرمود: شهادت به کلمه لا اله الا الله و عمل صالح خارج کردن فطریه از مال خویش است.
 
 
 
توصیه به افطار با آب گرم، خرما و شیر
 
همچنین در روایات از معصوم به افطار با خرما، آب و شیر توصیه شده است؛ چنانکه پیامبر اعظم (ص) فرمودند: کسی که با خرمای حلال افطار کند، ثواب نماز وی، 400 صد برابر خواهد شد و امام صادق (ع) فرمودند: پیامبر اکرم (ص) با اولین چیزی که افطار می فرمود، در زمانی که رطب یافت می شد، با رطب و در زمانی که خرما بود، با خرما. نقل شده پیامبر(ص) با خرما افطار می نمود و یا با شیرینی افطار می‌کرد و اگر چیز شیرینی نمی‌یافت، با آب گرم افطار می‌کردند.
 
در مورد افطار با آب نیز از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمود: افطار کردن با آب، گناه قلب را می شوید. جابر بن عبدالله گوید: شنیدم امام باقر(ع) می فرمود: رسول خدا(ص) با دو سیاهی افطار می کرد، گفتم: رحمت خدا بر شما باد، آن دو چه بودند؟ فرمود: خرما و آب، کشمش (سیاه) و آب، و با همین دو چیز نیز سحری می خوردند. شاید به همین جهت است که افطار با آب گرم همراه با شکر یا نبات، توصیه می شود.
 
پیامبر اکرم (ص) فرمود: آب گرم کبد و معده انسان را پاک، و دهان را خوشبو می کند، دندانها و حدقه چشم را قوت می بخشد، دید چشم را زیاد و گناهان را می شوید، رگهای هیجان آور را تسکین می بخشد، و درد سر را از بین می برد. 
 
انس بن مالک در روایتی به افطار کردن پیامبر(ص) با شیر اشاره کرده و می گوید: رسول خدا (ص) نوشیدنی داشت که با آن افطار می کرد و نوشیدنیی نیز برای سحر داشت و چه بسا این دو یکی بود، شیر و یا نان یماث (حل شده) .
 
خواندن سوره قدر هنگام افطار
 
امام زین العابدین(ع) فرمود: هر کس سوره قدر را هنگام افطار و سحرش(قبل از افطار و قبل از خوردن سحری) بخواند، بین سحر و افطار (هنگام روز) ثواب کسی را دارد که، در راه خدا، در خون خود غوطه ور باشد.
 
گفتن بسم الله و دعا کردن
 
امام موسی بن جعفر (ع) از پدران بزرگوارش(علیهم السلام) نقل فرمود: برای روزه دار، هنگام افطارش، یک دعای مستجاب است. پس وقتی اولین لقمه را برداشتی، بگو: بسم الله یا واسع المغفره اغفر لی.
 
در جای دیگر می فرماید: هر کس موقع افطار کردن، بگوید: بسم الله الرحمن الرحیم، خداوند گناهان او را می آمرزد.
 
 فضیلت افطاری دادن
 
امام صادق (ع) می فرمایند:هر مۆمنی برادر مۆمن خود را شبی از ماه رمضان افطاری دهد، خداوند برای او پاداش آزاد کردن 30 بنده مۆمن در راه خدا را می نویسد و در برابر هر کدام، (مهمانان افطاری) دعایی مستجاب را نیز دارد. افطاری دادن به مۆمنان، باعث بخشش گناهان، زیاد شدن روزی، آزاد کردن برده و خداوند، اجر روزه داران افطاری داده شده را، به او می دهد، بی آنکه از ثواب آنها کم کند.
شنبه 22/4/1392 - 10:55
كودك

 «بنیاد اسلامی حكمت صدرا» یكی از مراكزی است كه در مورد آموزش فكر و فلسفه به كودكان، مورد مطالبه‌یجدی رهبر انقلاب است. این بنیاد یك مركز تخصصی علمی در زمینه‌ی فلسفه و حكمت متعالیه است. در زمینه‌ی فلسفه‌ی كودكان هم اقداماتی داشته است. برای تشریح صورت‌بندی و ارتباط این نوع آموزش با حكمت صدرایی، با خانم زهره حسینی، مسئول گروه فلسفه و كودك بنیاد حكمت اسلامی صدرا گفت‌وگو كرده‌ایم.
 
* از نظر شما اهمیت موضوع فلسفه برای كودك چیست و بنیاد اسلامی حكمت صدرا از این فعالیتش چه اهدافی دارد؟
پرورش و آموزش -یا همان تعلیم و تربیت صحیح كودكان- از مهم‌ترین پایه‌های تعالی هر جامعه‌ای است. در روش‌های یادگیری كلاسیك، معمولاً آموزش و پرورش را به معنی یادگیری مطالب و حفظ آن‌ها تلقی می‌كردند. معلم مطالبی را به شاگرد منتقل می‌كرد و شاگرد آن را بعدها به دیگران انتقال می‌داد. كسی حق به چالش كشیدن استاد را نداشت و نقد و بررسی معلومات استاد كار صحیحی به شمار نمی‌رفت. طبیعی است كه این كودكان در آینده با مشكلاتی در حل مسائل خود و دیگران روبه‌رو می‌شدند، زیرا تفكر نقاد نداشتند و این‌گونه تفكر را آموزش ندیده بودند. در مواجهه با مسائل، روش‌های نقد و بررسی موشكافانه، تجزیه و تحلیل و سپس قضاوت و داوری راجع به آن را نداشتند.

به نظر ما آن‌چه كه بسیار در زندگی به درد می‌خورد، تفكر نقاد است كه كودك بتواند درست و غلط را تمیز دهد و در داوری‌ها جانب صحیح را بگیرد. داشتن این نوع از تفكر از نیازهای مبرم و ضروری جامعه‌ی ماست كه باید از كودكی به آن پرداخت. به نظر ما كودكی كه با این نوع تفكر پرورش یابد تحت تأثیر القائات و تبلیغات سوء و تهاجم فرهنگی دشمن قرار نخواهد گرفت. پایه‌های تفكر عمیق و قوی را باید از كودكی بنا نهاد. كودكی كه بیاموزد چگونه بیندیشد، استدلال كند، دلیل بخواهد و به ملاك‌ها و معیارها برای تشخیص و داوری توجه كند، هرگز در بزرگسالی تحت تأثیر هر تفكری قرار نخواهد گرفت و راه صواب را از ناصواب تشخیص خواهد داد.

این سیستم درست نیست كه داده‌هایی را به كودكان بدهیم و آن‌ها هم پس بدهند و دلشان خوش باشد كه درسی خوانده‌اند. نتیجه‌ی آن هم امروز افزایش مشكلات اجتماعی مانند بالارفتن آمار طلاق، اعتیاد و ... است، زیرا ما به بچه‌هایمان یاد نداده‌ایم كه هر چیزی را ابتدا پردازش و بعد قبول یا رد كنند.


به بیان دیگر، این سیستم درست نیست كه یك سری داده‌هایی را به كودكان بدهیم و آن‌ها هم پس بدهند و دلشان خوش باشد كه درسی خوانده‌اند. در واقع تمام این داده‌ها بعدها در حل مسائل ذهنی به درد آن‌ها نمی‌خورد. مانند داده‌هایی كه به ما دادند و در امتحانات پس دادیم. نتیجه‌ی آن هم امروز افزایش مشكلات اجتماعی مانند بالارفتن آمار طلاق، اعتیاد و ... است، زیرا ما به بچه‌هایمان یاد نداده‌ایم كه هر چیزی را ابتدا پردازش و بعد قبول یا رد كنند.

* بحث همان دادن ماهی یا یاد دادن ماهیگیری است.
بله؛ صرفاً یك سری اطلاعات داده شده و ما این‌ها را پس می‌دهیم. یعنی همین‌جور منتقل می‌شود به شاگرد و شاگرد خودش استاد می‌شود و ... اما همین‌طور كه یك مسأله‌ی كوچك در زندگی ما به وجود می‌آید، همه‌مان درمی‌مانیم كه باید چه‌كار كنیم؟ این‌كه بتوانیم از بچگی به بچه‌‌ها یاد بدهیم كه فكر و تجزیه‌ و تحلیل كنند، به ملاك‌ها حساس باشند، در قضاوت‌ها به چه نكاتی توجه كنند و خلاصه یك تفكر عمیق و تعقل را بیاموزند تا وقتی بزرگ می‌شوند، افراد عاقلی باشند.

* تجویز‌ها و توصیه‌های شما به والدین در مورد موضوع فلسفه برای كودك چیست؟
والدین باید بدانند كودكان امانت‌های الهی در دستان آن‌ها هستند و نسبت به تربیت آن‌ها موظفند. در مرحله‌ی بعد باید بدانند كه كودكان با فطرت پاك الهی به دنیا می‌آیند و هر نوع رفتار با آن‌ها مانند «نقش بر سنگ» جاودانه می‌ماند. پس امر تربیت بسیار مهم و خطیر است. والدین باید بدانند كه كودكان ذاتاً و فطرتاً كنجكاوند. ذات حیرت و كنجكاوی كودكان باعث شده تا ما كودك را بالفطرة فیلسوف بدانیم. والدین نباید این حس را در درون كودكانشان نابود كنند، بلكه باید با مهارت‌هایی آن را پرورش دهند.

به نظر ما اولین مربیان «فلسفه و كودك» والدین هستند. آن‌ها نباید روحیه‌ی پرسشگری را در درون كودك سركوب كنند، بلكه باید به سؤالات او بادقت گوش كنند و در پیدا كردن پاسخ او را راهنمایی كنند تا خودش به جواب برسد. دادن جواب‌های آماده و كامل یا سركوب پرسشگری در كودك، هر دو روحیه‌ی كنجكاو او را از بین می‌برد. كودك باید خودش روش جست‌وجو برای رسیدن به جواب را بیابد و طی كند. والدین باید نقش راهنما و تسهیل‌گر را ایفا كنند. البته از محبت و نقش تربیتی آن نباید غافل بود. محبت به كودكان و ارضای نیازهای عاطفی آن‌ها می‌تواند پلی میان كودك و والدین ایجاد كند تا بهتر بتوانند به اهداف تربیتی خود برسند.

گزیده‌ی صوتی بیانات رهبر انقلاب:ضرورت آموزش فلسفه به كودكان


* خطرات و تهدیدهای احتمالی ورود به این فضا برای تربیت نسل آینده چیست؟
بخش فلسفه و كودك در ‌بنیاد حكمت اسلامی صدرا با این‌كه ایده‌ی اولیه را از فلسفه برای كودكان در غرب الهام گرفته، اما هیچ‌گاه در این فكر نبوده كه آن را اشاعه دهد. تنها عمل به این آیه از قرآن بوده كه «سخنان را بشنوید و از بهترین آن‌ها تبعیت كنید.»۱ ما در طی سال‌ها فعالیت در این مركز این طرح را بارها مرور و آسیب‌شناسی كرده‌ایم و به این نتیجه رسیده‌ایم كه هدف و مبانی «فلسفه برای كودك» در ایران با روش‌های غربی‌ها متفاوت است. هدف آن‌ها تربیت «شهروند دموكراتیك» است و هدف ما تربیت «انسان كامل» است و رساندن انسان به رستگاری و فلاح واقعی. مبانی آن‌ها فلسفه‌ی غرب و اگزیستانسیالیسم است و در متون و داستان‌هایشان، نسبی‌گرایی مشهود است، اما مبنای كار ما فلسفه‌ی اسلامی و اعتقاد به اصول اخلاقی است.

در این سال‌ها سعی كرده‌ایم محتواهای كار با كودكان را متناسب با سن آن‌ها و با استفاده از متون كهن ایرانی-اسلامی تهیه كنیم كه الحمدلله مورد پسند كودكان نیز بوده است. این داستان‌ها ابزارهایی برای راه‌اندازی بحث گروهی در كلاس خواهد بود كه علاوه بر آموزش مفاهیم اخلاقی، آداب بحث عملی را نیز به كودك آموزش می‌دهد.

خطر جدی این طرح این است كه افراد نالایق و ناشایست در گوشه و كنار كشور اقدام به برقراری كلاس‌هایی با محتوای غربی كرده‌اند. این می‌تواند آسیب‌هایی جدی برساند و باید كارشناسی جدی بشود. علاوه بر این‌ها، والدین نیز باید توجیه شوند كه كودكان‌شان در جهت مثبت در حال تغییر‌اند و آموزش ببینند كه با كودك پرسشگر و كنجكاو چگونه برخورد كنند تا خلاقیت وی سركوب نشود. یعنی ما حتماً باید كلاس‌ها و جلساتی برای توجیه والدین هم بگذاریم. فقط این نیست كه روی كودك كار شود.

* شما معتقدید كه بر اساس مبانی فلسفه‌ی اسلامی و حكمت صدرایی می‌شود به كودكان فلسفه را آموخت؟
بله؛ ببینید، حكمت عملی به معنی كاربردی‌ كردن حكمت نظری در جامعه است؛ یعنی استفاده از حكمت در زندگی روزمره به انحاء گوناگون. تفكر در كودكان در واقع شاخه‌ای از حكمت عملی است كه حكمای مسلمان مانند خواجه نصیرالدین و ابن سینا و ملاصدرا به آن اشاره داشته‌‌اند و از این رهگذر، مبانی این طرح در حكمت عملی فلسفه‌ی اسلامی نهفته است. در حكمت نظری انسان دارای قوه‌ی عاقله است؛ قوه‌ای كه با آن قادر به شناخت و معرفت است. انسان با این قوه توانایی دارد كه از بسیاری مسائل آگاهی پیدا كند، اما دارای محدودیت‌هایی هم هست.

مبنای تعلیم و تربیت ما باید بر اساس شكوفاكردن استعداد ذاتی انسان در رسیدن به حكمت نظری باشد. دستیابی به حكمت نظری، مقدمه و سرچشمه‌ی حكمت عملی است. در فلسفه‌ی صدرایی نه‌تنها بصیرت‌های درك فلسفه‌ی اسلامی حكمی و دینی یافت می‌شود، بلكه روش‌هایی وجود دارد كه به‌سادگی می‌توان به كودكان آموزش داد. البته این روش‌ها زمانی مؤثرتر هستند كه كودكان تربیت دینی شده باشند.

اولین مربیان «فلسفه و كودك» والدین هستند. آن‌ها نباید روحیه‌ی پرسشگری را در درون كودك سركوب كنند، بلكه باید به سؤالات او بادقت گوش كنند و در پیدا كردن پاسخ او را راهنمایی كنند تا خود به جواب برسد. دادن جواب‌های آماده و كامل یا سركوب پرسشگری، هر دو روحیه‌ی كنجكاو او را از بین می‌برد.


* این مفاهیم سنگین را چگونه به كودكان تعلیم می‌دهید؟
در سطح دبستان برنامه‌ی ما این است كه به كودكان آداب بحث كردن را یاد بدهیم. كودك باید یاد بگیرد چگونه در یك گروه بحث كند. بتواند بدون این‌كه محكوم كند یا محكوم شود یا تعصبی داشته باشد یا داوری غلطی كند، یك بحث سالم داشته باشد. در دبستان خیلی سعی نكرده‌ایم چیزی را آموزش دهیم؛ تنها چند مفهوم اخلاقی به عنوان دستاویزهایی برای بحث. اما هدف اصلی این است كه كودكان بتوانند بحث‌كردن سالم را یاد بگیرند. سپس در برنامه‌ی دوره‌ی راهنمایی، مفاهیم اخلاقی را در خلال بحث آموزش می‌دهیم و در سطح دبیرستان مفاهیم فلسفی را. یعنی همین‌طور كه كودك بزرگ و نوجوان و جوان می‌شود این مفاهیم هم با سنش به اصطلاح بزرگ‌تر و غنی‌تر می‌شود.

ابزار كار ما برای كودكان دبستانی «داستان» است. البته از فیلم، كارتون، عكس و حتی نقاشی‌های خود بچه‌ها هم استفاده می‌كنیم. روش‌های مختلفی داریم. اگر ببینیم بچه‌ها از داستان خسته می‌شوند، جلسه‌ی بعد از روش دیگری مانند بازی استفاده می‌كنیم. ما فكر می‌كنیم داستان از همه بهتر است. داستان‌ها را از متون كهن بیرون كشیده‌ایم و سعی كرده‌ایم در هر داستان، حداقل یك مفهوم اخلاقی باشد. مربی داستان را در كلاس می‌خواند و بچه‌ها درباره‌ی آن بحث می‌كنند. ریزه‌كاری‌هایی هم دارد؛ مثل طرز نشستن بچه‌ها در كلاس یا مثلاً این‌كه معلم را آموزش می‌دهیم كه بحث را به گونه‌ای هدایت كند تا به مطلوبش برسد و بحث از هدف اصلی منحرف نشود. این هم مهم است. مجموعاً یك روش است كه هدف اصلی‌ آن ارتقای سطح تفكر در كودك است.

* مهم این است كه پایه‌های تفكری ما بر اساس فلسفه‌ی اسلامی و حكمت صدرایی است.
بله؛ مبانی ما بسیار مهم است. از سال ۱۳۷۸ چند سالی روی منابع خارجی كار ‌‌كردیم. داستان‌های آن‌ها را مطالعه كردیم. وقتی دقیق می‌شویم می‌بینیم مبانی تمام‌ آن‌ها، مبانی فلسفه‌ی غربی است. موضوعات و مفاهیمی كه در داستان‌‌ها كار می‌كردند، مبتنی بر نسبی‌گرایی بود. فرض كنید یك داستان داشتند به نام «خرس و ماهی» كه خرس می‌تواند با ماهی دوست شود یا مثلاً مفهوم دزدی را بررسی می‌كردند كه دزدی می‌تواند بد باشد، می‌تواند خوب هم باشد! روی اصول اخلاقی دست گذاشته و آن‌ها را زیر سؤال برده بودند كه همه‌جا این بد است و بعضی جاها خوب است. این‌ها را در غالب داستان به خورد بچه‌ها می‌دادند.

هدف و مبانی «فلسفه برای كودك» در ایران با روش‌های غربی‌ها متفاوت است. هدف آن‌ها تربیت «شهروند دموكراتیك» است و هدف ما تربیت «انسان كامل» و رساندن انسان به رستگاری. مبانی آن‌ها فلسفه‌ی غرب و اگزیستانسیالیسم است، اما مبنای كار ما فلسفه‌ی اسلامی و اعتقاد به اصول اخلاقی.


ما كتاب‌های آقای لیپمن، آقای فیشر و آقای فیلیپ كمپ در استرالیا را آسیب‌شناسی كردیم. كتاب‌های آن‌ها این‌جا موجود است. به این نتیجه رسیدیم كه خودمان داستان‌هایی لازم داریم كه اولاً كودكان بپسندند و بعد هم مفاهیم غنی داشته باشد. الان داستان‌های مولوی را داریم، كلیله و دمنه را داریم -كه البته اساسش ایرانی نیست- گلستان و بوستان را داریم. متون كهن خودمان هم سرشار از داستان‌های پندآموز است.

* آیا مفاهیم و داستان‌های این متون را به زبان كودكان برگردانده‌اید؟
بله؛ روی این‌ها كار شده است. حتی داستان‌هایی با روایت دینی داریم. مثلاً در بحث شجاعت  ما داستانی از كودكی امام جواد علیه‌السلام را برای بچه‌ها می‌خواندیم كه بسیار برایشان جالب بود. همه‌ی این‌ها را ارزیابی هم كردیم و نتایج آن موجود است كه بچه‌ها این‌ها را بیشتر از داستان‌های غربی پسندیدند و ما با این كار به هدف خودمان رسیدیم.

* آیا این تغییرات كودكان مطابق میل پدر و مادرها بوده است؟
اگر پدر و مادرها مجاب می‌شدند كه این تغییرات در بچه‌ها مثبت است، آن‌ها هم سعی می‌كردند كه درست برخورد كنند، اما اگر پدر و مادرها توجیه نمی‌شدند و با این موضوع كنار نمی‌آمدند، مثلاً مادری می‌آمد و می‌گفت بچه‌ی ما تازگی‌ها زیاد سؤال می‌كند و راجع به همه چیز كنجكاوی می‌كند و خیلی فضول شده است! بعد او را دعوا می‌كردند و این بچه سركوب می‌شد. خب این تقصیر ما بود. ما این آتش را در دامن این بچه‌ها انداخته بودیم كه سؤال كنید و راحت از كنار هر چیزی نگذرید. اگر پدر و مادر توجیه می‌شدند و می‌فهمیدند كه كودك در حال تغییر مثبت است، كمكش می‌كردند.

ما به پدر و مادرها می‌آموختیم كه سؤال‌كردن كودكتان را سركوب نكنید. فوری هم پاسخ‌ها را در دامن‌شان نگذارید. این خوب نیست كه سریع احساس كنند شما دایرة‌المعارف هستید. بگذارید یك مقدار خودشان هم تحقیق كنند و بگردند. این‌ها را به والدین آموزش می‌دادیم كه جواب سؤالات بچه‌ها را ندهید. شما هدایتگر باشید تا خودشان دنبال جواب بگردند.

پی‌نوشت‌:
۱. بخشی از آیه‌ی ۱۸ سوره‌ی مباركه‌ی زمر: الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ

شنبه 22/4/1392 - 10:53
دانستنی های علمی


عقرب ها (Scorpion) وابسته به عنكبوتیان هستند .
در دنیا گونه های متعددی عقرب وجود دارد كه تنها تعدادی محدود برای انسان خطر ناك هستند .
عقرب بیشتر در آب هوای گرم و شب ها فعال هستند و به این علت رعایت نكات ایمنی در مورد جلوگیری ار عقرب گزیدگی به خصوص در مناطق گرمسیری و به هنگام تاریكی هوا اهمیت دارد . (مثل پوشیدن جوراب ، شلوار و كفش مناسب ، تكان دادن كفش و لباس قبل از پوشیدن و غیره )


سم یكنوع عقرب به نام سنتروروئید اسكالپچراتوس
(Centruroides Sculpturatus) شدیداً كشنده است (عقزب كوچك و زرد رنگ با یك توبركول كوچك روی پشت , و به طول 2.5 تا 7.5 سانتی متر , كه به آن عقرب جرار نیز گفته می شود ) .


نكته : خطرناك ترین عقرب در ایران عقربی است به نام گاردیم كه محل زیست آن خوزستان است .

علایم و نشانه ها پس از چند دقیقه از گزش عقرب كه عموماً در اندام ( دست و پا ) اتفاق می افتد علایم زیر مشاهده می شود:
  • درد , تاول , قرمزی , تورم
با گذشت چند ساعت از گزش ، ممكن است علایم زیر در فرد مشاهده شود :
    • تند شدن نبض
    • بالا رفتن فشار خون
    • سرگیجه ، حالت تهوع و استفراغ
    • بی اختیاری ادرار و مدفوع
    • تنگی نفس
    • تشنج
    • افزایش ترشح بزاق
عقرب گزیدگی اغلب خطر ناك نیست و تنها باعث بروز علایم و نشانه ها موضعی در محل گزش می گردد. با این وجود باید كمك های اولیه ضروری را برای مصدومین انجام داد و خطر ناك بودن یا نبودن عقرب و شدت مسمومیت را به كادر درمانی و پزشك واگذار كرد .

كمك های اولیه
  • ارزیابی صحنه حادثه ، دور كردن یا پرهیز از خطر ، در خواست كمك در صورت لزوم
  • ارزیابی اولیه مصدوم و انجام مراحل ABC و دیگر كمك های اولیه ضروری در صورت لزوم
  • بی حركت نگه داشتن مصدوم و ثابت نگه داشتن عضو گزیده شده
  • كمپرس سرد ( نكته از گذاشتن یخ به صورت مستقیم بر روی اندام خود داری كنید . )
  • استفاده از دستگاه مكنده مخصوص جهت خارج كردن سم ( در صورت عدم وجود دستگاه مكنده مخصوص , استفاده از ساكشن و یا مكیدن محل گزش توسط دهان می باشد ).
  • انتقال سریع به مركز درمانی
در برخی موارد و در صورت شدید بودن مسمومیت در مراكز درمانی از پادزهر سم عقرب برای خنثی سازی سم و درمان فرد استفاده می شود .البته این كار باید با دستور پزشك و تحت نظارت مستقیم او انجام شود .

در مورد بریدن و مكیدن محل زخم با دهان توافق نظر وجود ندارد .

بعضی صاحب نظران با این كار مخالف هستند و عده ای استفاده از این روش را مجاز می دانند .
در برخی از كتب بستن بالای محل گزش با هدف تاخیر در جذب سم توصیه شده است .

برای این كار باید :
1- از پارچه , باند یا یك وسیله ی مناسب دیگر با عرض حداقل چهار تا پنج سانتی متر استفاده كنید . 2- پارچه , باند یا وسیله مورد نظر را حدود پنج سانتی متر بالاتر از محل گزش ( یعنی قسمتی از اندام كه به تنه مصدوم نزدیك تر است ) ببندید . 3- پارچه یا باند باید به حدی محكم بسته شود كه تنها باعث كندشدن جریان لنف و خون سیاهرگی در اندام مربوطه گردد . توجه داشته باشید كه این كار به هیچ وجه نباید باعث اخلال در جریان خون سرخرگی اندام مبتلا گردد . به این منظور , پارچه یا باند باید به صورتی بسته شود كه یك انگشت به راحتی از زیر آن عبور كند و همچنین باعث قطع نبض در نقاط انتهایی اندام مبتلا نگردد.

گزیدگی عقرب در افراد پیر , كودكان , نوزادان و افراد مصدوم خطرناك تر است . همچنین اگر گزش متعدد یا نزدیك سر و صورت یا گردن مصدوم باشد , خطزناك تر از گزش اندام ( دست و پا ) خواهد بود .

به یاد داشته باشید كه علایم گزیدگی با عقرب " گاردیم " در ابتدا بسیار خفیف و ناچیز است و همین مسئله اغلب باعث عدم مراجعه به موقع فرد به مراكز درمانی می گردد . اما مراجعه به مراكز درمانی لازم و ضروری است و تاخیر می تواند منجر به بروز علایم مختلف مسمومیت , از بین رفتن بافت های بدن در محل گزش یا حتی در موارد شدید منجر به مرگ فرد گردد .

 

شنبه 22/4/1392 - 10:51
سلامت و بهداشت جامعه

 

توصیه‌های در خصوص جلوگیری از گرمازدگی

در فصل تابستان و افزایش گرمای هوا،گرمازدگی یکی از اورژانس‌های شایع پزشکی محسوب می‌شود که در صورت عدم انجام اقدامات درمانی صحیح و بموقع می‌تواند حتی منجر به مرگ شود.

با شروع فصل تابستان و افزایش گرمای هوا ،گرمازدگی یکی از اورژانس‌های شایع پزشکی محسوب می‌شود که در صورت عدم انجام اقدامات درمانی صحیح و بموقع می‌تواند حتی منجر به مرگ شود. در همین راستا طاهره کیا متخصص و سرپرست طب اورژانس مرکز پزشکی لقمان حکیم به تشریح توصیه‌های افزایش گرمای هوا،گرمازدگی می‌پردازد
 
در ابتدا کمی درخصوص گرمازدگی برای ما توضیح دهید.
 
طاهره کیا: گرما زدگی(Heat Enhaustion) یک سندرم بالینی است که به علت کاهش حجم مایعات در  شرایط استرس گرمایی ایجاد شده و بیمار دچار کمبود آب و کمبود نمک می شود. کمبود آب به علت عدم دریافت مایعات کافی در محیط های گرم بروز می کند که بیشتر در کارگران،ورزشکاران ،سربازان و یا افرادی که دسترسی به آب ندارند ایجاد می شود. کمبود نمک نیز زمانی اتفاق می افتد که تعریق فراوان صورت می گیرد اما این حجم از دست رفته فقط با آب بدون نمک جایگزین می شود در گرمازدگی دمای بدن معمولاً در محدوده نرمال باقی می ماند.
 
علایم گرمازدگی در افراد بطور واضح چیست؟
 
طاهره کیا: علائم و نشانه‌های هر دو نوع گرمازدگی غیراختصاصی و متغیر هستند مانند ضعف و بی حالی،خستگی،سردرد ناحیه فرونتال،تمرکز ناکافی، سرگیجه، تهوع، استفراغ، درد عضلانی، افت فشار، تاکی کاردی، سنکوپ، تعریق، دمای بدن کمی بالا می رود اما کمتر از 40 درجه است.
 
اثرات فیزیولوژیک گرمازدگی بر بدن انسان چیست ؟
 
طاهره نیا: گرمای مفرط بطور مستقیم برای سلولهای بدن توکسیک می باشد و موجب ایجاد واکنش حاد با افزایش سیتوکان های التهابی و آسیب به آندوتلیوم عروق می شود. افزایش دما موجب تجزیه پروتئین ها، تخریب چرخه سلولی و سرانجام مرگ سلولی می شود. هرچه دما بالاتر رود آسیب سلولی سریعتر و شدیدتر رخ می‌دهد.
 
پاسخ فیزیولوژیکی به استرس گرمایی از طریق چهار مکانیسم صورت می گیرد که عبارتند از: دیلاتاسیون عروق خونی به خصوص در پوست که باعث افزایش برون ده قلبی و افزایش ضربان قلب می شود و این امر ممکن است باعث فشار به قلب و ایجاد آریتمی ،ایسکمی و نارسایی قلبی شود، افزایش تولید عرق ، کاهش تولید گرما، رفتارهای کنترل گرمایی.
 
برای پیشگیری از بروز گرمازدگی در فصل گرما چه توصیه هایی برای خوانندگان ما دارید.
 
طاهره کیا: افرادی که بیشتر در معرض خطر گرمازدگی هستند مانند افراد مسن، کودکان، بیماران سایکولوژیکی، ورزشکاران، کارگران و افراد مصرف کننده داروهای مختلفی که در مکانیسم دفع حرارت اختلال ایجاد می کند، نباید در محیط گرم و در معرض گرمای شدید قرار بگیرند و ضروری است که این افراد مایعات بیشتری بنوشند.
 
همچنین توصیه می‌شود افراد باید با استفاده از لباس های تمیز، گشاد و رنگ روشن، تعریق و در نتیجه کاهش حجم مایعات بدن را به حداقل برسانند. ورزشکاران نیز باید ضمن اجتناب از انجام ورزشها و تمرینات سنگین در محیط های گرم، در تمرین های ورزشی خود حتماً وقفه و استراحت را لحاظ کنند. در محل های خنک به تمرین بپردازند و از مایعات کافی خصوصاً نوشیدنی های ورزشی sport Drinksاستفاده کنند.
 
فردی که دچار گرمازدگی شده است چه زمانی باید به پزشک مراجعه کند.
 
طاهره کیا: اگر علیرغم خروج از محیط گرم و استرس زا ،استراحت در محیط خنک و مصرف مایعات، علایم بیمار بهبود نیابد و دردهای عضلانی، تهوع، سرگیجه، ضعف و بیحالی ادامه یابد، باید برای درمان و پیگیری سایر بیماری ها به اورژانس مراجعه کرد.
 
درخصوص نحوه درمان فردی که دچار گرمازدگی شده است توضیح دهید.
 
طاهره کیا: بیمار را باید از محیط گرم خارج کرده و با وسیله نقلیه تهویه دار مناسب به بیمارستان منتقل کرد. در اورژانس لازم است فرد گرمازده را در محیط خنک قرار داده و با تزریق محلولهای خوراکی جایگزین حجم مایعات از دست رفته بدن، درمان انجام می شود.
 
در موارد خفیف با نظر پزشک می توان از محلول سالین (2-1 درصد) به صورت خوراکی استفاده کرد اما در موارد شدیدتر هیدراتاسیون وریدی با سرم نرمال سالین 9درصد تجویز می شود. از آن جا که سطح سرمی Mg++ ،K+ ،+ Naدر بیماران متغیر است می‌توان از محلولهای نمکی ایزوتونیک تا زمانی که اختلالات الکترولیتی شناسائی شوند استفاده کرد.
 
اما در نهایت اگر بیمار دچار گرمازدگی پس از 30 دقیقه با جایگزینی مایع و خروج از محیط گرما، به درمان پاسخ ندهد و علائم بالینی وی به سمت stroke Heat، افت هوشیاری، تشنج و اختلات نورولوژیکی پیش رود خنک کردن به صورت تهاجمی آغاز می‌شود تا درجه حرارت به زیر 39 درجه برسد.

 

شنبه 22/4/1392 - 10:50
قرآن

در ماه مبارک رمضان مناسبت‌های فراوانی همچون نزول قرآن، شب قدر، ولادت امام حسن(ع) و شهادت امام علی(ع) و نیز سالروز وفات حضرت ابوطالب را در پیش داریم.
به گزارش 598 به نقل از جام، یکی از مراجع تقلید گفت: توحید، معاد و نبوت سه اصلی هستند که در سوره «یس» در مورد آنها صحبت شده و از همین رو آن را سوره اصول ثلاثه و نیز قلب قرآن می‌نامند.

آیت‌الله جعفر سبحانی ظهر امروز در نخستین جلسه تفسیر سوره مبارکه «یس» که در مدرسه حجتیه قم برگزار شد کاهش جرایم در ماه رمضان را مورد توجه قرار داد و اظهار کرد: یکی از فواید مادی روزه داری این است که جرایم در سطح جامعه کاهش می‌یابند.

وی افزود: در ماه مبارک رمضان مناسبت‌های فراوانی همچون نزول قرآن، شب قدر، ولادت امام حسن(ع) و شهادت امام علی(ع) و نیز سالروز وفات حضرت ابوطالب را در پیش داریم.

این مرجع تقلید یکی از اهداف روزه‌داری و وجوب آن را افزایش تقوای مومنان دانست و عنوان داشت: تقوا همان رعایت دستورات الهی و ترک محرمات است و مردم روزه‌دار با درک این حقیقت از گناه و اشتباه هم پرهیز می‌کنند.

وی ادامه داد: بر اساس روایات پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) قرائت قرآن ثواب فراوانی دارد؛ شیعیان در مجالس ترحیم خود هم قرآن می‌خوانند و معتقدند ثواب آن به روح فرد درگذشته می‌رسد اما وهابی‌ها این امر را به سخره می‌گیرند و چنین اعتقادی ندارند در حالیکه سخن و اعتقادشان باطل است.

آیت‌الله سبحانی در ادامه تفسیر سوره «یس» را آغاز کرد و گفت: امام صادق(ع) در روایتی می‌فرمایند «اگر سوره یس را اول صبح بخوانید تا مغرب آن روز در امان هستید و اگر شب هم آن را بخوانید تا صبح در امان خواهید بود» این حدیث نشان‌دهنده جایگاه والای یس در میان دیگر سوره‌های قرآن است و بر اساس روایات آن را قلب قرآن نیز خوانده‌اند.

استاد برجسته حوزه علمیه قم با اشاره به مطرح شدن سه مبحث توحید، نبوت و معاد در سوره «یس» بیان داشت: به همین دلیل سوره یس را سوره اصول ثلاثه هم خوانده‌اند؛ هر بدنی به قلبی نیاز دارد که خون را در آن به گردش درآورد، سوره یس هم به دلیل اینکه سه اصل اساسی دین را مطرح کرده قلب قرآن نامیده شده است.

وی اضافه کرد: اخیراً یکی از نویسندگان که دارای سابقه اسلامی و مذهبی هم بوده گفته است قرآن کریم تصورات و سخنان پیامبر است و نشانه‌ای از الهی بودن آن در دست نیست؛ کمی تدبیر و تفکر در آیات این کتاب نشان می‌دهد که تمام کلمات و آیاتش کلام وحی بوده و نمی‌توان آن را سخنی بشری قلمداد کرد.



آیت‌الله سبحانی ادامه داد: امیدواریم این شخص و همه کسانی که قرآن را منکر می‌شوند این سخن ما را بشنوند و دست از بیان اینگونه عقاید بردارند.
شنبه 22/4/1392 - 10:44
آلبوم تصاویر

شنبه 22/4/1392 - 10:43
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته