• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 16
تعداد نظرات : 6
زمان آخرین مطلب : 6419روز قبل
خواستگاری و نامزدی
 دکتر شریعتی :«کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود ،آن هم به سه دلیل ؛اول آنکه کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید و سوم - که از همه تهوع آور بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت. !... چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ،آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه خودم زن داشتم ،سیگار می کشیدم و کچل شده بودم
چهارشنبه 13/9/1387 - 21:16
محبت و عاطفه
زندگی دفتری از خاطرهاست...
یک نفر در دل شب...
یک نفر در دل خاک...
یک نفر همدم خو شبختی هاست...
یک نفر همسفر سختی هاست...
چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد...
ما همه
مسافریم
شنبه 18/8/1387 - 20:45
آموزش و تحقيقات
پیشینه

نخستین اشاره در تاریخ اساطیر ایران به وجود پرچم، به قیام کاوه آهنگر علیه ظلم و ستم آژی دهاک(ضحاک) بر میگردد. در آن هنگام کاوه برای آن که مردم را علیه ضحاک بشوراند، پیش بند چرمی خود را بر سر چوبی کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شدند. سپس کاخ فرمانروای خونخوار را در هم کوبید و فریدون را بر تخت شاهی نشانید.فریدون نیز پس از آنکه فرمان داد تا پاره چرم پیش بند کاوه را با دیباهای زرد و سرخ و بنفش آراستند و دُر و گوهر به آن افزودند، آن را درفش شاهی خواند و بدین سان " درفش کاویان " پدید آمد. نخستین رنگهای پرچم ایران زرد و سرخ و بنفش بود، بدون آنکه نشانه ای ویژه بر روی آن وجود داشته باشد. درفش کاویان صرفاً افسانه نبوده و به استناد تاریخ تا پیش از حمله اعراب به ایران، بویژه در زمان ساسانیان و هخامنشیان پرچم ملی و نظامی ایران را درفش کاویان می گفتند، هر چند این درفش کاویانی اساطیری نبوده است. محمدبن جریر طبری در کتاب تاریخ خود به نام الامم و الملوک مینویسد: درفش کاویان از پوست پلنگ درست شده، به درازای دوازده ارش که اگر هر ارش را که فاصله بین نوک انگشتان دست تا بندگاه آرنج است 60 سانتی متر به حساب آوریم، تقریباٌ پنج متر عرض و هفت متر طول میشود. ابولحسن مسعودی در مروج اهب نیز به همین موضوع اشاره میکند. به روایت اکثر کتب تاریخی، درفش کاویان زمان ساسانیان از پوست شیر یا پلنگ ساخته شده بود، بدون آنکه نقش جانوری بر روی آن باشد
. هر پادشاهی که به قدرت می رسید تعدادی جواهر بر آن می افزود. به هنگام حملهٌ اعراب به ایران، در جنگی که در اطراف شهر نهاوند در گرفت درفش کاویان به دست آنان افتاد و چون آن را همراه با فرش مشهور " بهارستان " نزد عمربن خطاب خلیفه مسلمانان، بردند وی از بسیاری گوهرها، دُرها و جواهراتی که به درفش آویخته شده بود دچار شگفتی شد و به نوشته فضل الله حسینی قزوینی در کتاب المعجم مینویسد: " امیر المومنین سپس بفرمود تا آن گوهرها را برداشتند و آن پوست را سوزانیدند "
با فتح ایران به دست اعراب - مسلمان، ایرانیان تا دویست سال هیچ درفش یا پرچمی نداشتند و تنها دو تن از قهرمانان ملی ایران زمین، یعنی ابومسلم خراسانی و بابک خرم دین دارای پرچم بودند. ابومسلم پرچمی یکسره سیاه رنگ داشت و بابک سرخ رنگ به همین روی بود که طرفداران این دو را سیاه جامگان و سرخ جامگان می خواندند. از آنجائی که علمای اسلام تصویرپردازی و نگارگری را حرام میدانستند تا سالهای مدید هیچ نقش و نگاری از جانداران بر روی درفش ها تصویر نمی شد

نخستین تصویر بر روی پرچم ایران

در سال 355 خورشیدی 976 میلادی که غزنویان، با شکست دادن سامانیان، زمام امور را در دست گرفتند، سلطان محمود غزنوی برای نخستین بار دستور داد نقش یک ماه را بر روی پرچم خود که رنگ زمینه آن یکسره سیاه بود زردوزی کنند. سپس در سال 410 خورشیدی ( 1031 میلادی ) سلطان مسعود غزنوی به انگیزه دلبستگی به شکار شیر دستور داد نقش و نگار یک شیر جایگزین ماه شود و از آن پس هیچگاه تصویر شیر از روی پرچم ملی ایران برداشته نشد تا انقلاب ایران در سال 1979 میلادی

افزوده شدن نقش خورشید بر پشت شیر

در زمان خوارزمشاهیان یا سلجوقیان سکه هائی زده شد که بر روی آن نقش خورشید بر پشت آمده بود، رسمی که به سرعت در مورد پرچمها نیز رعایت گردید. در مورد علت استفاده از خورشید دو دیدگاه وجود دارد، یکی اینکه چون شیر گذشته از نماد دلاوری و قدرت، نشانه ماه مرداد ( اسد ) هم بوده و خورشید در ماه مرداد در اوج بلندی و گرمای خود است، به این ترتیب همبستگی میان خانه شیر ( برج اسد ) با میانهٌ تابستان نشان داده می شود. نظریه دیگر بر تاًثیر آئین مهرپرستی و میترائیسم در ایران دلالت دارد و حکایت از آن دارد که به دلیل تقدس خورشید در این آئین، ایرانیان کهن ترجیح دادند خورشید بر روی سکه ها و پرچم بر پشت شیر قرار گیرد

پرچم در دوران صفویان

در میان شاهان سلسله صفویان که حدود 230 سال بر ایران حاکم بودند تنها شاه اسماعیل اول و شاه طهماسب اول بر روی پرچم خود نقش شیر و خورشید نداشتند. پرچم شاه اسماعیل یکسره سبز رنگ بود و بر بالای آن تصویر ماه قرار داشت. شاه طهماسب نیز چون خود زادهً ماه فروردین ( برج حمل ) بود دستور داد به جای شیر و خورشید تصویر گوسفند ( نماد برج حمل ) را هم بر روی پرچمها و هم بر سکه ها ترسیم کنند. پرچم ایران در بقیهً دوران حاکمیت صفویان سبز رنگ بود و شیر و خورشید را بر روی آن زردوزی می کردند. البته موقعیت و طرز قرارگرفتن شیر در همهً این پرچمها یکسان نبوده، شیر گه نشسته بوده، گاه نیمرخ و گاه رو به سوی بیننده. در بعضی موارد هم خورشید از شیر جدا بوده و گاه چسبیده به آن. به استناد سیاحت نامهً ژان شاردن جهانگرد فرانسوی استفاده او بیرق های نوک تیز و باریک که بر روی آن آیه ای از قرآن و تصویر شمشیر دوسر علی یا شیر خورشید بوده، در دوران صفویان رسم بوده است. به نظر می آید که پرچم ایران تا زمان قاجارها، مانند پرچم اعراب، سه گوشه بوده نه چهارگوش

پرچم در عهد نادرشاه افشار

نادر که مردی خود ساخته بود توانست با کوششی عظیم ایران را از حکومت ملوک الطوایفی رها ساخته، بار دیگر یکپارچه و متحد کند. سپاه او از سوی جنوب تا دهلی، از شمال تا خوارزم و سمرقند و بخارا، و از غرب تا موصل و کرکوک و بغداد و از شرق تا مرز چین پیش روی کرد. در همین دوره بود که تغییراتی در خور در پرچم ملی و نظامی ایران بوجود آمد. درفش شاهی یا بیرق سلطنتی در دوران نادرشاه از ابریشم سرخ و زرد ساخته می شد و بر روی آن تصویر شیر و خورشید هم وجود داشت اما درفش ملی ایرانیان در این زمان سه رنگ سبز و سفید و سرخ با شیری در حالت نیمرخ و در حال راه رفتن داشته که خورشیدی نیمه بر آمده بر پشت آن بود و در درون دایره خورشید نوشته بود: " المک الله " سپاهیان نادر در تصویری که از جنگ وی با محمد گورکانی، پادشاه هند، کشیده شده، بیرقی سه گوش با رنگ سفید در دست دارند که در گوشهً بالائی آن نواری سبز رنگ و در قسمت پائیتی آن نواری سرخ دوخته شده است. شیری با دم برافراشته به صورت نیمرخ در حال راه رفتن است و درون دایره خورشید آن بازهم " المک الله " آمده است. بر این اساس میتوان گفت پرچم سه رنگ عهد نادر مادر پرچم سه رنگ فعلی ایران است. زیرا در این زمان بود که برای نخستین بار این سه رنگ بر روی پرچم های نظامی و ملی آمد، هر چند هنوز پرچمها سه گوشه بودند.

دورهً قاجارها، پرچم چهار گوشه

در دوران آغامحمدخان قاجار، سر سلسلهً قاجاریان، چند تغییر اساسی در شکل و رنگ پرچم داده شد، یکی این که شکل آن برای نخستین بار از سه گوشه به چهارگوشه تغییر یافت و دوم این که آغامحمدخان به دلیل دشمنی که با نادر داشت سه رنگ سبز و سفید و سرخ پرچم نادری را برداشت و تنها رنگ سرخ را روی پرچم گذارد. دایره سفید رنگ بزرگی در میان این پرچم بود که در آن تصویر شیر و خورشید به رسم معمول وجود داشت با این تفاوت بارز که برای نخستین بار شمشیری در دست شیر قرار داده شده بود. در عهد فتحعلی شاه قاجار، ایران دارای پرچمی دوگانه شد. یکی پرچمی یکسره سرخ با شیری نشسته و خورشید بر پشت که پرتوهای آن سراسر آن را پوشانده بود. نکته شگفتی آور این که شیر پرچم زمان صلح شمشیر بدست داشت در حالی که در پرچم عهد جنگ چنین نبود. در زمان فتحعلی شاه بود که استفاده از پرچم سفید رنگ برای مقاصد دیپلماتیک و سیاسی مرسوم شد. در تصویری که یک نقاش روس از ورود سفیر ایران " ابوالحسن خان شیرازی " به دربار تزار روس کشیده، پرچمی سفید رنگ منقوش به شیر و خورشید و شمشیر، پیشاپیش سفیر در حرکت است. سالها بعد، امیرکبیر از این ویژگی پرچم های سه گانهً دورهً فتحعلی شاه استفاده کرد و طرح پرچم امروزی را ریخت. برای نخستین بار در زمان محمدشاه قاجار ( جانشین فتحعلی شاه ) تاجی بر بالای خورشید قرار داده شد. در این دوره هم دو درفش یا پرچم به کار می رفته است که بر روی یکی شمشیر دو سر حضرت علی و بر دیگری شیر و خورشید قرار داشت که پرچم اول درفش شاهی و دومی درفش ملی و نظامی بود.

امیرکبیر و پرچم ایران

میرزا تقی خان امیرکبیر، بزرگمرد تاریخ ایران، دلبستگی ویژه ای به نادرشاه داشت و به همین سبب بود که پیوسته به ناصرالدین شاه توصیه می کرد شرح زندگی نادر را بخواند. امیرکبیر همان رنگ های پرچم نادر را پذیرفت، اما دستور داد شکل پرچم مستطیل باشد ( بر خلاف شکل سه گوشه در عهد نادرشاه ) و سراسر زمینهً پرچم سفید، با یک نوار سبز به عرض تقریبی 10 سانتی متر در گوشه بالائی و نواری سرخ رنگ به همان اندازه در قسمت پائین پرچم دوخته شود و نشان شیر و خورشید و شمشیر در میانه پرچم قرار گیرد، بدون آنکه تاجی بر بالای خورشید گذاشته شود. بدین ترتیب پرچم ایران تقریباٌ به شکل و فرم پرچم امروزی ایران درآمد.

انقلاب مشروطیت و پرچم ایران

با پیروزی جنبش مشروطه خواهی در ایران و گردن نهادن مظفرالدین شاه به تشکیل مجلس، نمایندگان مردم در مجلس های اول و دوم به کار تدوین قانون اساسی و متمم آن می پردازند. در اصل پنجم متمم قانون اساسی آمده بود: " الوان رسمی بیرق ایران، سبز و سفید و سرخ و علامت شیر و خورشید است"، کاملا مشخص است که نمایندگان در تصویب این اصل شتابزده بوده اند. زیرا اشاره ای به ترتیب قرار گرفتن رنگها، افقی یا عمودی بودن آنها، و این که شیر و خورشید بر کدام یک از رنگها قرار گیرد به میان نیامده بود. همچنین دربارهً وجود یا عدم وجود شمشیر یا جهت روی شیر ذکری نشده بود. به نظر می رسد بخشی از عجلهً نمایندگان به دلیل وجود شماری روحانی در مجلس بوده که استفاده از تصویر را حرام می دانستند. نمایندگان نواندیش در توجیه رنگهای به کار رفته در پرچم به استدلالات دینی متوسل شدند، بدین ترتیب که می گفتند رنگ سبز، رنگ دلخواه پیامبر اسلام و رنگ این دین است، بنابراین پیشنهاد می شود رنگ سبز در بالای پرچم ملی ایران قرار گیرد. در مورد رنگ سفید نیز به این حقیقت تاریخی استناد شد که رنگ سفید رنگ مورد علاقهً زرتشتیان است، اقلیت دینی که هزاران سال در ایران به صلح و صفا زندگی کرده اند و این که سفید نماد صلح، آشتی و پاکدامنی است و لازم است در زیر رنگ سبز قرار گیرد. در مورد رنگ سرخ نیز با اشاره به ارزش خون شهید در اسلام، بویژه امام حسین و جان باختگان انقلاب مشروطیت به ضرورت پاسداشت خون شهیدان اشاره گردید. وقتی نمایندگان روحانی با این استدلالات مجباب شده بودند و زمینه مساعد شده بود، نواندیشان حاضر در مجلس سخن را به موضوع نشان شیر و خورشید کشاندند و این موضوع را این گونه توجیه کردند که انقلاب مشروطیت در مرداد (سال 1285 هجری شمسی 1906 میلادی) به پیروزی رسید یعنی در برج اسد(شیر). از سوی دیگر چون اکثر ایرانیان مسلمان شیعه و پیرو علی هستند و اسدالله از القاب حضرت علی است، بنابراین شیر هم نشانهً مرداد است و هم نشانهً امام اول شیعیان در مورد خورشید نیز چون انقلاب مشروطه در میانهً ماه مرداد به پیروزی رسید و خورشید در این ایام در اوج نیرومندی و گرمای خود است پیشنهاد می کنیم خورشید را نیز بر پشت شیر سوار کنیم که این شیر و خورشید هم نشانهً علی باشد هم نشانهً ماه مرداد و هم نشانهً چهاردهم مرداد یعنی روز پیروزی مشروطه خواهان و البته وقتی شیر را نشانهً پیشوای امام اول بدانیم لازم است شمشیر ذوالفقار را نیز بدستش بدهیم. بدین ترتیب برای اولین بار پرچم ملی ایران به طور رسمی در قانون اساسی به عنوان نماد استقلال و حاکمیت ملی مطرح شد. در سال 1336 منوچهر اقبال، نخست وزیر وقت به پیشنهاد هیاًتی از نمایندگان وزارت خانه های خارجه، آموزش و پرورش و جنگ طی بخش نامه ای ابعاد و جزئیات دیگر پرچم را مشخص کرد. بخش نامهً دیگری در سال 1337 در مورد تناسب طول و عرض پرچم صادر شد و طی آن مقرر گردید طول پرچم اندکی بیش از یک برابر و نیم عرضش باشد .

پرچم بعد از انقلاب

در اصل هجدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مصوب سال 1358 (1979 میلادی) در مورد پرچم گفته شده است که پرچم جمهوری اسلامی از سه رنگ سبز، سفید و سرخ تشکیل می شود و نشانهً جمهوری اسلامی در وسط آن قرار دارد
چهارشنبه 8/8/1387 - 19:44
آموزش و تحقيقات
رنگ‌های كمكی
رنگ‌های كمكی یعنی بنفش و قهوه‌ای و خاكستری در یك طبقه نسبتا متفاوتی قرار دارند. اگر بخواهیم با صراحت كلام سخن بگوییم، سیاه و خاكستری اساسا رنگ به شمار نمی‌آیند، زیرا سیاه اصولا رنگ نیست و رنگ خاكستری نیز در آزمایش، كاملا بی‌رنگ و خنثی است. لذا آن دو را بی‌رنگ می‌نامند. بنفش، تركیبی است از آبی و قرمز، در حالی كه قهوه‌ای مخلوطی از نارنجی، قرمز و سیاه است و یك رنگ تیره و نسبتا بی‌روح را می‌سازد. ترجیح دادن هر یك از سه رنگ «بی‌رنگ» (سیاه، خاكستری یا قهوه‌ای) را می‌توان نشانه‌ای از یك نقطه‌نظر منفی نسبت به زندگی دانست.

هیچ‌یك از دو رنگ بنفش و قهوه‌ای در شمار رنگ‌های مستقل (اصلی) روانی نیستند.

برخی از روانشناسان عقیده دارند رنگی كه برگزیده و دلخواه فرد است می‌تواند گویای خصوصیات اخلاقی و روانشناسی او باشد.

قرمز، خوش قلب اما خودپرست

این رنگ، مظهر شدت و زیاده‌روی است كه گاهی در جهت مخالف آن است. قرمز، رنگ عشق، تنفر، فداكاری، خشونت، خون و آتش است. كسی كه به این رنگ علاقه دارد هرگز نمی‌تواند در زندگی بی‌تفاوت باشد. این‌گونه اشخاص تند و سركش و در عین حال فعال، شجاع و كمی عجول هستند. احتمال شكست به‌خصوص در عشق برای آنها فراوان است. قضاوت‌های عجولانه و ناگهانی در مورد دیگران سبب از بین رفتن دوستی‌هایشان می‌شود با آن كه در عشق كاملا فداكارند اما اگر روزی زندگی بر وفق مراد نباشد، بدون تفكر و جویا شدن علت می‌جنگند.

دو عیب بزرگ، خودپرستی و عدم كنترل، در نفس آنهاست و دو صفت ممتازشان خوش‌قلبی و حس بزرگ‌طلبی است. به‌طور كلی دوستداران رنگ قرمز دارای خصوصیات متضادی هستند.

صورتی؛ موردعلاقه دیگران

رنگ صورتی در واقع همان قرمز است كه كم‌رنگ شده. اگر به این رنگ علاقه دارید تمام صفات رنگ قرمز را كمی ملایم‌تر دارا می‌باشید. با گذشت هستید و در عشق، تندی نشان نمی‌دهید. دیگران را خوب درك می‌كنید و با اطرافیان خود باملایمت و لطف رفتار می‌كنید و به دلیل نشاط و شادابی‌تان مورد علاقه اطرافیان خود هستید. آنهایی كه به این رنگ علاقه دارند، اغلب شكست‌ها، خشونت‌ها و دشواری‌های زندگی را تحمل كرده‌اند و با مشكلات فراوانی مواجه شده‌اند.

آبی، نظم و پشتكار و تنهایی

رنگ آبی از رنگ‌هایی است كه طرفداران زیادی دارد.

اگر به این رنگ علاقه دارید كاملا می‌توانید احساسات و هیجانات خود را كنترل كنید. ظاهر آرام شما، دیگران را وادار می‌كند كه به شما احترام بگذارند و دوست دارید پیوسته مورد احترام و ستایش دیگران قرار بگیرید. در خرید و پوشش لباس قناعت می‌كنید و به علت شرم و حیا و گاه غروری كه در شماست میل دارید اغلب تنها باشید. حماقت و عدم فهم دیگران، شما را كسل می‌كند و كسانی كه از نظر هوش و فهم بر شما برتری دارند شما را ناراحت می‌كنند. كارهای خود را از روی نظم و ترتیب و بر پایه قواعد معینی انجام می‌دهید و یكی از صفات مشخص پشتكار شماست.

تاثیر رنگ در بدغذایی كودكان

اگر كودك شما هم جزو كودكانی است كه به اصطلاح بدغذاست، می‌توانید با تزیین غذا او را به خوردن تشویق كنید. رنگ در این تزیین بسیار اهمیت دارد. رنگ‌ها، كودكان را به خود جذب می‌كنند، باید ببینید كدام رنگ برای كودك‌تان جذاب است.

بشقاب غذا را چون بوم نقاشی ببینید و به فرزندتان كمك كنید تا روی آن بوم با استفاده از مواد خوراكی رنگی كه در اختیارش قرار می‌دهید، مطابق سلیقه خودش منظره‌ای زیبا بیافریند. چند بوته كوچك كلم بروكلی بخارپز یا‌ آب‌پز و مقداری لوبیا سبز درسته و پخته می‌توانند درخت‌های این منظره باشند یك عدد گوجه‌فرنگی به جای خورشید و یك مشت نخودفرنگی و دانه ذرت هم به جای گل‌ها از انواع میوه و سبزیجات برای تزیین غذاهای گوناگون استفاده كنید كه ممكن است بعضی از آنها نیز چندان مورد‌علاقه فرزندتان نباشد. با استفاده از قوه تخیل خود و كودك‌تان با اشكال و طرح‌های فانتزی این غذاها را بیارایید.

خانواده سبز
چهارشنبه 8/8/1387 - 19:42
محبت و عاطفه
غم دریا دلان را با که گویم
کجا غمخوار دریادل بجویم
دلم دریای خون شد در غم دوست
چگونه دل از این دریا بشویم
دوشنبه 6/8/1387 - 19:26
خواستگاری و نامزدی

بشر عبارت است از یک تردید ، یک نوسان دایمی و آواره ایی بی سامان در هیچستان نامعلوم برزخ


دکتر علی شریعتی

دوشنبه 6/8/1387 - 19:24
محبت و عاطفه
  1. عشق، افسر زندگی و سعادت جاودانی است. (گوته)
  2. شما بدون تسلط بر خود نمی توانید فاتح دیگران باشید. (کیم وو چونگ)
  3. تنها با عشق میان دلهای شماست که عشق میان شما عمق و استحکام واقعی خود را نشان خواهد داد. (باربارا دی آنجلیس
  4. انسان دانا به جای آنکه در انتظار رسیدن یک فرصت خوب در زندگی باشد آن را به وجود می آورد.(فرانسیس بکن)
دوشنبه 6/8/1387 - 19:23
خواستگاری و نامزدی
  1. ما باید برای خوشبخت زیستن موقعیتهای مناسب ایجاد كنیم، نه اینكه در انتظار آن باشیم - فرانسیس بیكن
  2. افلاطون می گه: " اگه با دلت چیزی یا کسی رو دوست داری زیاد جدی نگیرش، چون ارزشی نداره، چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم که دیدنه، اما اگه یه روز با عقلت کسی رو دوست داشتی، اگه عقلت عاشق شد، بدون که داری چیزی رو تجربه می کنی که اسمش عشق واقعیه
  3. برنامه ریزی، آوردن آینده به زمان حال است تا بتوانید همین الان کاری برای آن انجام دهید.(آلن لاکین)
دوشنبه 6/8/1387 - 19:21
خواستگاری و نامزدی
  1. یک دانشمند حتی برای عشق زمینی هم وقت ندارد! او نه رهبر است نه فرمانبردار. او کمال بخش نیست.سرآغاز  هم نیست. او فردی بی خویشتن است. فریدریش نیچه
  2. انسان نقطه ای است بین دو بی نهایت . بی نهایت لجن و بی نهایت فرشته «دکتر شریعتی
دوشنبه 6/8/1387 - 19:19
طنز و سرگرمی

راههایی برای سادیسمی کردن شوهر !!!

بانوان بخوانند !!!

 

. دائما به شوهرتان بگویید :

 ولی خودمونیم ها ، تو بیریخت ترین خواستگارم بودی !

 

. غذای شور و سوخته جلوی شوهرتان بگذارید

و قبل از اینکه به غذا لب بزند بگویید :

اینقدر بدم میاد از مردایی که از غذای زنشون ایراد می گیرن !

 

. هروقت شوهرتان برای شما دسته گل خرید ، بگویید :

اِ ، باغچه همسایه چه گلهای قشنگی داره ! چرا کندیشون ؟!

 

. هر وقت مادر شوهرتان منزل شما دعوت بود ،

به او محل نگذارید و بروید توی اتاقتان روزنامه بخوانید !

 

هر وقت دیدید شوهرتان مشغول تماشای مسابقه فوتبال می باشد ،

 به بهانه تماشای عمو پورنگ ، سریع کانال را عوض نمایید !

 

دائماً در حضور شوهرتان ،

 از عرضه و توانایی های مردان دیگر تعریف کنید !

 

برای تولد شوهرتان ، مسواک وخمیر دندان کادو بگیرید و بگویید

 که عزیزم امیدوارم صد سال زنده باشی !

 

اگه شوهرتان با کلی قرض و قوله و وام گرفتن ،

 برای کادوی تولدتان یک عدد پژو 206 آلبالویی خرید ،

 با دلخوری بگویید :

 اگه با خواستگار قبلیم ازدواج می کردم

حتما برام یه ماکسیما می خرید !

 

هر وقت دیدید که شوهرتان با خیال راحت خوابیده است ،

 برای ضد حال زدن به او بگویید :

 عزیزم میدونی اگه الان مهریم رو مطالبه کنم

باید بری گوشه زندان بخوابی ؟!

 

هر 5 دقیقه یکبار به محل کار شوهرتان زنگ بزنید و بگویید :

عزیزم فقط می خواستم مطمئن بشم که تلفنت

 مشغول نیست و حواست جمع کارته !

 

هر سال در سالگرد ازدواجتان به همسرتان بگویید :

 عزیزم ، انگار همین چند سال پیش بود که

در یک لحظه ... شدم و بله رو گفتم !

 

از همسرتان معنای عشق را بپرسید

 و بعد از اینکه 2 ساعت عشق را تفسیر کرد

 و برایتان داستان های عشقی تعریف کرد ، به او بگویید :

ابله ! عشق یه چیزی مثل کشک و دوغه ، دروغه  !

 

هر وقت ، شوهرتان رازی را برایتان گفت

و از شما خواست که پیش خودتان بماند و به کسی نگویید ،

 سعی کنید ، کسی از دوستان ، فامیل و همسایه ها نماند

 که این راز به گوشش نرسد !

 

و هر وقت به دلیل عمل به توصیه های بالا ،

شوهرتان تصمیم به طلاق دادن شما گرفت ،

 با توجه به قحطی شوهر در جامعه ،

با چشمانی پر از اشک به او بگویید :

 منو ببخش عزیزم.

و بعد 

عمل به توصیه های بالا را از نو تکرار نمایید !!!

يکشنبه 5/8/1387 - 21:12
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته