• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 66
تعداد نظرات : 8
زمان آخرین مطلب : 6654روز قبل
دعا و زیارت

فواد وهابی 

در آخر یک خواهش از شما می کنم که وقتیکه خواستید خاکم کنید چشمهایم را باز کنید چون نمی خواهم مردم بگویند که کور کورانه مرد و به مردم بگویید که من نه برای شکم نه برای نان و نه برای خانه و نه برای مقام جنگیدم بلکه برای خدا و مکتب اسلام و میهنم بود...           قسمتی از وصیت نامه

 احسان/العبدالحقیر

پنج شنبه 22/1/1387 - 18:31
دعا و زیارت

علیرضا زمانی 

علیرضا هر دو هفته مرخصی های خودش را جمع می کرد و یکدفعه چند روز مرخصی می گرفت . من بعداً متوجه شدم که آن چند روز را می رفت در کوره های آجر پزی که اطراف پایگاه نیرو هوایی بودند ، کار می کرد و پول آن را کمک می کرد به خانواده هایی که از نظر مالی ضعیف بودند .                 علیرضا بیژه

 احسان/العبدالحقیر

پنج شنبه 22/1/1387 - 18:28
دعا و زیارت

علی مهدی منصوری 

حدود ساعت 4 صبح بود که از صدای گریه علی از خواب بیدار شدیم ، به او گفتیم : علی چی شده چرا داری گریه می کنی ؟ او هم در حالی که گریه می کرد گفت : من باید برگردم ، منطقه به نیرو احتیاج دارد . آنقدر گریه کرد که پدرم هم به گریه افتاد و خانواده را نیز راضی کرد که به جبهه بر گردد .                           خواهر شهید

 احسان/العبدالحقیر

پنج شنبه 22/1/1387 - 18:27
دعا و زیارت

مهرداد کاظمینی  

می نشست کنار آب ، زیارت عاشورا و ادعیه دیگر می خواند و ثانیه به ثانیه مقدار جزر و مد را حساب می کرد و یک نمودار از این جزر و مد درست کرده بود . تقریباً در آن مدت بیشتر مفاتیح را همینطوری حفظ کرد .           همرزم شهید _ آقای جادری

احسان/العبدالحقیر

پنج شنبه 22/1/1387 - 18:24
دعا و زیارت

مهرداد کاظمینی  

ایشان همیشه قبل از شروع کار ، ابتدا وضو می گرفت و سپس آیاتی از کلام الله مجید را تلاوت می نمود ، سپس شروع به کار می کرد . به نظر می آید ایشان به کار از دید عبادت نگاه می کرد . 

احسان/العبدالحقیر

پنج شنبه 22/1/1387 - 18:23
دعا و زیارت

محمد جواد زاهدیان

در آخرین دیدار خیلی امیدوارانه می گفت ما راه کربلا را باز می کنیم و ان شاء الله همدیگر را در کربلا خواهیم دید .ولی او به تنهایی به کربلای شهادت سفر کرد و ما را در شوق دیدار باقی گذاشت .

احسان/العبدالحقیر

پنج شنبه 22/1/1387 - 18:21
دعا و زیارت

احمد نوری

از غیبت به شدت نفرت داشت و بدش می آمد ، اگر در جمعی نشسته بود و کسی غیبت می کرد ، قبل از اینکه صحبتش تمام شود می گفت : خُب درمورد چیز دیگری صحبت کنیم و موضوع را عوض کنیم . به اینصورت سریع بحث را عوض می کرد .   پدر شهید

احسان/العبدالحقیر

پنج شنبه 22/1/1387 - 18:20
دعا و زیارت

 علیرضا جانگران نژاد

واقعاً بچه مؤمنی بود و تمایل زیادی به دیانت و نماز و دعا داشت و از کودکی همیشه هر جا که بودیم به مسجد نزدیک منزل می رفت و آنجا فعالیت می کرد .    برادر شهید

احسان/العبدالحقیر

پنج شنبه 22/1/1387 - 18:19
دعا و زیارت

 علیرضا بهمنی نیا

خدایا کی می شود این بنده حقیر و سر از پا تقصیر بتوانم در راه تو برای احیای سنت های رسول تو جان نا قابل خویش را که تنها سرمایه  و هدیه ی این حقیر است در راه تو فدا کنم . بخدا قسم آنروز که خداوند به من توفیق دهد و من در راه خدا در خون خویش بغلتم ، آن لحظه از عسل برایم شیرین تر است .

احسان/العبدالحقیر

پنج شنبه 22/1/1387 - 18:17
دعا و زیارت
 سعید صوفی زاده مادرش به او گفته بود : به انداز? پول یک رزمنده به جبهه کمک می کنم ولی تو جبهه نرو ، علیرضا هم جواب داده بود ؛ در راه خدا باید چیزی را که بیشتر دوست داری بدهی ، من را بیشتر دوست داری یا ... ؟        مادر شهید

احسان/العبدالحقیر

پنج شنبه 22/1/1387 - 18:14
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته