چهارشنبه 24 تير 1405 - 27 محرم 1448 - 15 ژولاي 2026
تبیان، دستیار زندگی
در حال بار گزاری ....
مشکی
سفید
سبز
آبی
قرمز
نارنجی
بنفش
طلایی
همه
متن
فیلم
صدا
تصویر
دانلود
Persian
Persian
کوردی
العربیة
اردو
Türkçe
Русский
English
Français
مرور بخشها
دین
زندگی
جامعه
فرهنگ
صفحه اصلی تبیان
شبکه اجتماعی
مشاوره
آموزش
فیلم
صوت
تصاویر
حوزه
کتابخانه
دانلود
وبلاگ
فروشگاه اینترنتی
hadi khorshidi
آخرین مطلب
تعداد مطالب : 1
تعداد نظرات : 1
زمان آخرین مطلب : 6423روز قبل
فلسفه و عرفان
درس هایی از قرآن(قرائتی)
موضوع: شیوهی برخورد با مردم
تاریخ پخش: 18/07/87
بسم الله الرحمن الرحیم
الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی امسال در خدمت عزیزان بودیم در كرمانشاه! جلسات متعدد و این آخرین جلسهای است كه در شهر شما هستیم و بحثی را كه آماده كردم كه خدمتتان بگویم، بحث برخورد با مردم، معاشرت و بحثی است كه همهی ما به نحوی به این بحث نیاز داریم. برخوردهای روحی، یا برخوردهای مالی!خوب پس بحث ما: برخورد با مردم! امور معنوی، امور مادی!
1- سفارش به صبر و پایداری در مشكلات در امور معنوی ...
قرآن میفرماید كه «وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْر» (عصر/3) سفارش به حق و پایداری! خیلی مشكلات پیش میآید. دختر میآید خانه مادرش و از زندگیاش گله میكند. كارگر پهلوی كارفرمایش میآید. همسایه پهلوی همسایه میگوید. یعنی مشكلاتی كه پیش میآید مرتب برای همدیگر نقل میكنند. در اینجا باید گفت كه: «وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْر» زود تصمیم نگیر. به خاطر یك قلوه یك گاو را نكش. به خاطر یك روسری قادسیه را آتش نزن. آخر بعضیها هستند كه به خاطر یك ماجرا كه پیش میآید ... نخیر! این چون به من این حرف را زد، من باید طلاق بگیرم. حالا كه اینجا همچین شد، من باید انتقام بگیرم. حالا یك مسئله جزئی پیش آمده است، به خاطر یك مسئله جزئی اصلاً نظام زندگی را به هم میریزد. «وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْر» دیگران هم مشكلات داشتهاند. این خیلی مهم است. مثلاً با دبیرش مسئله پیدا میكند، دیگر دبیرستان نمیرود. یك حادثهای در پادگان رخ میدهد، فرار میكند و دیگر سربازخانه نمیرود. طلاق میگیرد به خاطر یك مسئله جزئی ... حالا یك كسی گفته است كه بالای چشمت ابرو است.
2- گذشت از خطا و بدی دیگران
حتی اگر جسارت كرده است، خوب جسارت كند، آدم میگذرد. پس «وَ الْكاظِمینَ الْغَیْظَ» (آلعمران/134) را برای چه گذاشتهاند؟ «وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْر» یك آیهی دیگری داریم كه میفرماید: «وَ تَواصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ» (بلد/17) این «وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْر» پهلوی هم است. یك آیهی دیگری داریم كه میفرماید: «وَ تَواصَوْا بِالصَّبْر» «وَ تَواصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ» رحمت! بگذر! عفوش كن و او را ببخش، تمام میشود و میرود. قرآن میگوید كه: آن كسی كه فحشت داده است، تو یك كلمهی خوب به او بگویی «فَإِذَا الَّذی بَیْنَكَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمیم» (فصلت/34) یك مرتبه دشمنت 180 درجه برمیگردد. تمام شد و رفت. در روایات داریم: «صِلْ ...» یعنی وصلت كن! «مَن قَطَعَك» (الفقیه/ج4/ص177) با تو قطع رابطه كرده است؟ تو به خانهاش برو! نه خیر! او رابطهاش را با ما قطع كرده است، ما هم به خانهاش نمیرویم. اسلام این را نمیگوید. اسلام میگوید: «صِلْ ...» وصلت كن با كسی كه با تو قطع رابطه كرده است. «مَنِ اغْتَابَنِی» هر كس غیبت من را كرده است، «إِلَى حُسْنِ الذِّكْر» (صحیفه سجادیه/ص92) من نام خوبش را میبرم. «إِلَى حُسْنِ الذِّكْر» او فحشت داد، شما دعایش كن! او به شما وام نداد،... او برای عروسی دختر شما كمك نكرد، شما برای عروسی دختر او كمك كن. پاتك بزنید، پاتك اخلاقی! «یَدْرَؤُن ...»آیهی قرآن است. میگوید: «یَدْرَؤُن» یعنی دفع میكند، «یَدْرَؤُن» دفع میكند، «بِالْحَسَنَةِ السَّیِّئَة» (قصص/54) یعنی بدیها را با خوبی دفع میكند. نمیگوید فحشم داد، من هم او را فحش بدهم. «وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاما» (فرقان/63) با جاهلان میگویند: «سلام علیكم» و به روی خود نمیآورند. «وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراما» (فرقان/72) با كرامت! او لغو گفت، شما با بزرگواری! او جهالت نشان داد، تو سلام كن! او قطع كرد، تو وصلت كن! او غیبت كرد، تو خوبیاش را بگو! او سیئه داشت، تو سیئهاش را با حسنه جواب بده! «وَ تَواصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ» دین ما این است. اگر مسلمانان یك ماه به این آیهها عمل كنند، بعد معلوم میشود كه اسلام چقدر شیرین است. ما میگوییم تو یكی، ما یكی! تو یكی، من هم یكی!
3- رعایت ادب در سخن گفتن خوب!
«وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنا» (بقره/83) خوب حرف بزنید. نمیگوید: «وَ قُولُوا لِلمؤمنین» «قُولُوا لِلنَّاسِ» یعنی چه مؤمن و چه كافر خوب حرف بزنید. آقازادهی آقای دكتر بهشتی – شهید مظلوم – یك خاطرهای از پدرش نقل كرد، گفت كه در یكی از كشورها غیر از ایران، قبرستان كفار رفته بود. قبر یكی از رهبران كفر هم در آنجا بود. در قبرستان یك سگ هم در حال راه رفتن بود. میگفت یك نفر به دكتر بهشتی شهید مظلوم گفت كه سگه میرود سر قبر فلانی كه فاتحه بخواند!!! متلكی گفت. دكتر بهشتی گفت: سگ، سگ است و كافر، كافر! اما حرف شما حرف بدی بود. «قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنا» هر كس قشنگ حرف بزند.«شاوِرْهُم» (آلعمران/159) با ایشان مشورت كن. به چه كسی میگوید: «شاوِرْهُم»؟ به پیغمبر! پیغمبر با چه كسی مشورت كند؟ با این عربهای زمان خودش. عقل كل بود ولی میگوید با اینها مشورت كن. چون وقتی با ایشان مشورت میكنی، به ایشان شخصیت میدهی. به مردم شخصیت بده! نظر شما چیست؟ اوه ... اوه ... من با این تحصیلات عالیه از این بپرسم؟ چه اشكالی دارد؟ گاهی وقتها این آقا تحصیلات عالیه ندارد، اما ممكن است خدا چیزی به ذهنش بیاندازد كه به شما كه تحصیلات عالیه دارید، آن چیز به ذهن شما نرسد. «شاوِرْ» امر است. خدا به پیغمبرش امر میكند كه با اینكه عقل كل هستی، از آدمهای عادی و بیسواد مشورت كند. این برخوردهای با مردم است.حرف میخواهید بزنید؟ قرآن برای حرف زدن، 5 تا حرف زده است. میگوید: «قُولُوا» حرف بزیند! چه طوری؟ «قَوْلاً ...» یك جا میگوید: «كَریماً» (اسراء/23) یك جا میگوید: «بَلیغاً» (نساء/63) یك جا میگوید: «قَوْلاً مَعْرُوفا» (نساء/8) یك جا میگوید: «قَوْلاً لَیِّنا» (طه/44) «كَریماً»، «بَلیغاً»، «مَعْرُوفا»، «لَیِّنا»! حرفهایتان به پدر و مادر با كرامت. گفتگوی معلم و شاگرد رسا باشد و پیچیده نباشد. از اصطلاحات جدید استفاده نكنید، حرفهایی بزنید كه مردم بفهمند یعنی چه، به زبان خود مردم صحبت كن. مثلاً من با شما كه صحبت میكنم، نگویم «ابقاكم الله» شما كه عرب نیستی، «ابقاكم الله» كه بگویم گیج میشوی. بگویم: خدا عمرت بدهد. خدا عمرت بدهد. یك جوری حرف بزنیم كه مردم بفهمند. «لَیِّن» در امر به معروف نرم بگو. نرم بگویید، اصطلاحات عرفی را بگویید كه مردم بفهمند، حرفتان برفك نداشته باشد. كریمانه باشد. «قَوْلاً ... كَریماً»، «بَلیغاً»، «مَعْرُوفا»، «لَیِّنا»! در حرفها هم «یَقُولُوا الَّتی هِیَ أَحْسَن» (اسراء/53) هر حرفی را كه بهتر است، بزنید. نه! بگذار من حالش را بگیرم. بده به من تلفن را، بده به من تلفن را جواب بدهم! بده به من كه حالش را بگیرم. اصلاً كیف میكنیم كه یك كسی را اذیت كنیم.بیعرضه كیست؟ رئیس بیعرضهها كیست؟ بیعرضه كسی است كه نتواند رفیق بگیرد. رفیق صالح! دختر با دختری! برادر با برداری! رئیس بیعرضهها كیست؟ بیعرضهتر از بیعرضهها كسی است كه رفیق خوبش را با برخورد بد، از دست میدهد. رضاشاه تونل ساخت و كوه را سوراخ كرد، آن وقت شما نمیتوانی یك دل را سوراخ كنی؟ پس معلوم میشود كه رضاشاه از تو باعرضهتر است. افراد باید یك كاری بكنند ....
4- محبت و رأفت، حتی نسبت به غیر مسلمانان
قرآن میگوید: حتی از زكات از مسلمانها بگیر، به كفار بده، بابا خودمان كشورمان هزار و یك مشكل دارد، میدانم و میدانم كه هزار و یك مشكل دارد، در عین حال بخشی از پول، باید خرج كفار بشود. چرا؟ «وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُم» (توبه/60) آیه قرآن است. برای اینكه دل آنها را به دست بیاوری! دل آنها را به دست بیاوری! امام این اخلاق را داشت. یك وقت یك جعبه گز برای امام آوردند. باز كردند و امام یك مقداری از آن را خورد، فرمود: خیلی گز خوبی است، این جعبه را به فلانی بدهید. آن فلانی كه امام اسمش را برد، كسی بود كه رابطهاش با امام قطع شده بود. گفتند آقا ایشان دیگر حالا با شما نیست. اصلاً در فكرش، روزنامهاش، مریدهایش، اصلاً كج شده است یا جدا شده است. حالا اگر كج هم نشد، جدا شد. گفت: حالا بروید و بدهید، دیگر چقدر شما تنگ نظر هستید. باز اطرافیان امام گفتند: خیلی سال است كه اینجا نمیآید، از ما دیگر قطع شده است، امام فرمود: بروید و بدهید. گفتند: آقا این جعبه درش باز شده است. گفت: خوب بله! خوبیاش این است كه درش باز شده است، اگر در بسته باشد، فكر می كند كه ما از دكان خریدهایم و به او دادهایم. بروید و بگویید این را برای من آوردهاند، هدیه! من خوردهام، گزش خوب بوده است، میخواهم باقیاش را تو بخوری! بعدش سلام من را هم به او برسانید. در خانهاش رفتند، در را زدند، پشت در آمد و گفت: بفرمایید.گفتیم: والا یك جعبه گز برای امام آوردند، امام خورده است و گفته است كه باقیاش را به شما بدهیم. سفت هم گرفته است كه حتماً به شما بدهیم. گفت كه خود امام گفت؟ این جعبه را امام فرستاد؟ خود امام گفت؟ گفتند: بله! خود امام گفت. اصلاً میگفتند پشت در ماند كه چه كار كند. بشر دارد فضا را تسخیر میكند. تو قلب بغل دستیات را تسخیر كن. خوب!
5- انصاف در برخورد، حتی نسبت به مخالفان
انصاف!
در یك سری از برخوردها انصاف داشته باشیم. ببینید حالا برخورد را میخواهم بگویم. چون بحث من برخورد با مردم است. پیغمبر ما به كفار میگفت: بیایید و با هم گفتگو كنیم. یكی من میگویم، یكی تو، یا درست میگوییم و یا غلط! با هم گفتگو كنیم. یك بار در قرآن نداریم كه پیغمبر بگوید بیایید ثابت كنم كه راه من حق است و راه شما باطل است. بگذار قرآن را بنویسم، كه بعضیها پای تلویزیون آیات را دوست دارند. پیغمبر فرمود: «اِنّا» یعنی ما. «اَوْ اِیّاكُم»یا شما. «اِنّا اَوْ اِیّاكُم» یا ما یا شما! «لَعَلى هُدى» یعنی یا بر هدایت هستیم، «أَوْ فی ضَلالٍ مُبینٍ» (سبأ/24) یا در انحراف روشن هستیم. «أَوْ فی ضَلالٍ» بابا! نمیگوید من در هدایت هستم، من راهم درست است و تو راهت كج است. بنشین كه ثابت كنم، كه تو كج هستی. این رقم چه برخوردی است! میگوید: یا ما، یا شما، یا صافیم، یا كجیم، انصاف! بنشینیم و با هم صحبت كنیم و ببینیم حالا، ما گاهی وقتها حرف كه میزنیم، من میخواهم ثابت كنم. میخواهم استدلال بیاورم و دندانهایش را بشكنم. میخواهم حالی از او بگیرم. میخواهم ... خیز میگیریم. چه چیز میگویند؟ گارد میگیریم. یا ما، یا تو! یا درست میگوییم، یا غلط میگوییم، حالا بنشینیم و صحبت كنیم. خیلی آیات را آدم میخواند و لذت میبرد از اینكه چه دینی داریم ما!دیگر چه؟ امام سجاد (ع) یك كنیز داشت، این رفت آب بیاورد. این ظرف آب از دستش افتاد و به سر امام سجاد(ع) خورد و حالا خون آمد و یا نیامد، سر آقا آسیب دید. امام سجاد(ع) به این كنیز یك نگاهی كرد، فوراً این كنیز قرآن خواند و گفت: «وَ الْكاظِمینَ الْغَیْظ» معنایش را دیگر بلد هستید. یعنی غیظت را نگهدار. امام گفت: خیلی خوب، باشد. گفت: «وَ الْعافینَ عَنِ النَّاس» غیر از اینكه غیظت را قورت دادی، مرا عفو هم بكن! گفت خیلی خوب! تو را بخشیدم. گفت: «وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنین» (آلعمران/134) گفت كه خدا نیكوكاران را دوست دارد. امام گفت: اصلاً تو آزاد هستی و به دنبال كارت برو.یك كسی یك مقداری كاغذ برای ستاد نماز داده بود، ششصد هزار تومان بود. چند سال پیش! سالهای اول ستاد نماز! آمد و گف: حاج آقا پول بده! گفتم: این ششصد هزار تومان است، دویست هزار تومانش را ببخش. نماز كه برای من نیست و من هم كه برای خودم چاپ نكردم! دویست تومانش را ببخش. گفت: باشد. گفتم: ببین! دویست تومان دومش را هم ببخش. مگر فقیری؟ حالا ششصد هزار تومان برای تو كه چیزی نیست. گفت: خیلی خوب! گفتم: دویست تومان سومش را هم ببخش! ... گفت: برویم یك هشتصد متری راه برویم. گفت: اوههه ... هشتصد متر!!؟ گفت: یك كیلومتر! گفت: بیا برویم. یعنی گاهی وقتها، عبارت را باید ساده كرد كه طرف بپسندد.
6- رعایت آداب اخلاقی در مورد همسایه و همسفر
برخورد با مردم! «وَ الصَّاحِبِ بِالْجَنْب» (نساء/36) قرآن میگوید بغل دستیات را مواظب باش! ما گاهی وقتها، دیدهایم كه یك افرادی به قدری بنزینی هستند كه با یك برخورد مسلمان شدند. حضرت امیر(ع) در راه میرفت، با یك نفر همسفر شد، گفت: كجا؟ گفت: مثلاً میرویم فلان منطقه، خوب در راه همسفر شدند، دم دو راهی كه باید حضرت امیر(ع) از اینطرف برود و آن آقا از آن طرف، حضرت امیر(ع) رفت به سمت آن جادهی رفیقش! رفیقش گفت: آقا جادهی شما آنجاست. گفت: میدانم، ولی اسلام به ما گفته است با یك كسی كه همسفر شدی، وقتی میخواهید جدا بشوید، چند قدم او را بدرقه كنید. من بدرقهی شما آمدم. اصلاً طرف وا رفت. ما خیلی آدمها داریم ... حدیث دیدم با همین دو تا چشم! با همین دو تا چشم! حدیث دیدم كسانی كه با برخوردها مسلمان شدهاند، آمارشان بیش از كسانی است كه بقول امروزیها با ایدئولوژی و جهانبینی مسلمان شدهاند.ما الان مشكل ایدئولوژی نداریم. اوه ... در تلویزیون چقدر آخوند و كت و شلواری همه ایدئولوژی میگوییم. یكی از آنها هم خود من هستم. مشكل ما مشكل برخورد است. چهارسال برای جوانهای سوپردولوكس كلاس داشتم. بقول امروزیها تفسیر گفتم، حدیث گفتم، ایدئولوژی گفتم. یك روز چند تا از این شاگردهای ما رفتند دیدن یك آقا و برگشتند، گفتند: آقای قرائتی! آقا او است. گفتم: بنده هم به ایشان ارادت دارم، اما حالا شما در یك ملاقات چند دقیقهای چه دیدید؟ گفتند دیدنش رفتیم، آقا بیرون رفت و برگشت. ما نفهمیدیم كه رفت چه كار كند! ولی بعداً وقتی خداحافظ كردیم، بلند شدیم كه برویم دیدیم، آقا دیدهاست كه پشت در آفتاب است، آفتاب به كفشهای ما میتابد، ایشان نگفته بیرون رفت و یك گونی تر كرد و گونی تر را روی كفش ما انداخت كه آفتاب به كفشهای ما نتابد. ما چهار سال ایدئولوژی گفتیم، آن آقا هم یك گونی تر كرد. گونی تر او ایدئولوژی ما را برداشت و رفت. زور برخورد است. ما الان مشكلمان مشكل برخوردهاست. اگر مسئولین ما، اگر پدر و مادرهای ما، مربیان ما، اگر مسئولین ما احساس كنند كه ما راست میگوییم، صداقت را از ما ببینند، همه عاشق میشوند. «وَ الصَّاحِبِ بِالْجَنْب» بغل دستیات را ببین. سر سفره غذا میخوریم. نگاه میكنیم و میبینیم كه آن طرف سفره غذا تمام شده است، میگوییم آقاجان این غذا را بردار و به آنجا ببر. بردار و ببر آنجا! آنهایی كه آن طرف سفره هستند، میگویند: ای خدا پدرت را بیامرزد، چه آدم با معرفتی هست. و میشود آدم سرش را پایین بیاندازد و بخورد و نگاه هم نكند كه آن طرف سفره هست و یا نیست. «وَ الصَّاحِبِ بِالْجَنْب» ببین بغل دستیات دارد و یا ندارد؟ داریم كه اگر میوهی نوبر خریدی، به بچهات نده كه برود و در كوچه بخورد. چون میوهی نوبر را بچه در كوچه میخورد و بچهی همسایه ندارد و اذیت میشود، یا برای همسایه هم بخر و یا اگر نمیتوانی بخری، بچهی خودت میوهی خوب را، میوهی نوبر را در خانه بخورد كه دل بچهی همسایه نسوزد. وقتی در خیابان این همه جوان بیهمسر هست، این دختر چرا خودش را درست میكند و نشان میدهد؟ میخواهی دل چه كسی را آب كنی؟ میخواهی دل چه كسی را آب كنی؟ البته بعضیهایشان میخواهند، بلكه شوهر گیرشان بیاید. ولی گیرشان نمیآید، چون میگوید آن كسی كه خودش را نشان من داده است، نشان صد نفر دیگر هم داده است. چون آدمهای هرزه هم وقتی میخواهند دختر بگیرند، دختری را میخواهند بگیرند كه ... ما داریم آدمهایی را كه چشمشان پاك نیست، دستشان پاك نیست، زبانشان پاك نیست، جوان هرزهای است، اما وقتی میخواهد ازدواج كند، میگوید: مادر ببین! یك دختر خوب! حالا خودش خوب نیست ها! یعنی آنهایی هم كه خوب نیستند، خوبها را دوست دارند. آنهایی كه بهر حال ... دل را نسوزانیم حالا با شكلمان، با لباسمان، ممكن است من بتوانم یك ماشین قیمتی، یك لباس قیمتی یا نمیدانم یك خوراك كذایی ... در مسافرتها سعی كنید كه همخرج همدیگر باشید. اگر میبینی كه او یك بریز و بپاشی دارد، یا با او مسافرت نرو، یا یك خورده او كوتاه بیاید. «وَ الصَّاحِبِ بِالْجَنْب» بغلدستیات را حساب كن. میخواهی سیگار بكشی، بگو: آقا اجازه میفرمایید؟ اگر گفت: تنگی سینه دارم، بگو من به احترام شما نمیكشم، تمام! حقوق مردم را حفظ كنیم.7- خاطرهای اخلاقی از شیوهی برخورد امام خمینیرحمةاللهعلیهامام آمد در مدرسهی فیضیه درس بدهد، این حرفی را كه میزنم از آیت الله سبحانی نقل میكنم. در سفر حج خدمت ایشان بودیم، این قصه را گفت. گفت امام وارد مدرسهی فیضیه شد كه در سالن بیاید و درس بدهد، یك بچه طلبه حالا 14، 15 سالش كمتر یا بیشتر بود، روی كتابش افتاده بود و داشت مطالعه میكرد. امام تا وارد و شد دید این بچه طلبه دارد مطالعه میكند، فرمود: هیس! ... حالا شاگردهای امام آن زمان چه كسانی بودند؟ مطهریها، بهشتیها، خیلی از مراجع امروز ... میگفت امام فرمود هیچ نگویید و برگردید. برگشتیم و گفتیم: آقا درس تعطیل است؟ گفت: ببینیم اگر این بچه طلبه رفت ما میرویم و درس میدهیم. گفتیم آقا ما چهار دلیل داریم كه حق ما است. 1- ما همه طلبههای عالم و فاضل و ملا، این سال اولش است. ما دكتریم، این آقا هنوز كلاس دبیرستانش است. ما باسوادتر هستیم. فرمود: سواد دلیل بر حقانیت نیست. این اول آمده است، نوبت ایشان است. 2- گفتیم آقا ما صد نفر هستیم و این مثلاً یك نفر است. گفت: عدد هم دلیل بر حقانیت نیست. نمیگوید: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَكثَرُكُم» یا «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَعلَمَكُم» علم و تعداد این دلیل نیست. 3- گفتیم آقا ما هر روز میآمدیم اینجا و درس میخواندیم. این امروز آمده است و بیخود آمده است. جای ماست. فرمود: هر روز شما زودتر میآمدیم، جای شما بوده است، امروز این آمده است، جای این است. گفتیم: آقا به او بگوییم خودش میرود، گفت خوب در رودربایستی میرود. چیزی را كه با رودربایستی بگیری، حرام است. «المأخُوذ حیاءً كالمأخوذ غَصباً» چیزی را كه از رودربایستی بگیریم، مثل این میماند كه دزدی كنیم. گفتیم: آقا چه كنیم؟ گفت هیچی! قدم میزنیم. مدرسهی فیضیه هم یك حوضی دارد به اندازه كعبه! میگفت هی دور حوض تاب خوردیم. امام راه میرفت، حدوداً صد تا هم طلبهی فاضل آن زمان دور حوض میچرخیدیم. یك ساعت راه رفتیم و بالاخره طلبه خبر نداشت و نشسته بود و ... «ضَرَبَ» در اصل از «الضَرب» بود الف و لامش را برداشتند وسطش را فتحه دارند، شد ضَرَبَ! ... آیت الله سبحانی گفت كه آن روز امام به ما درس نداد، من هم فوری یك جمله گفتم! گفتم آن روز امام به شما درس داد. اصلاً درس حقیقی این است. اینهایی كه ما میخوانیم محفوظات است. درس حقیقی اخلاق و ادب است. آدمی كه باسواد است، ولی بیادب است، این در حقیقت كلهاش مثل ضبط صوت است.رفتم نزد علامهی طباطبایی، گفتم در قرآن یك آیهای داریم كه «إِنَّما یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ» (فاطر/28) علماء از خدا میترسند. گفت خوب بله! آیهی قرآن است. گفتم من اول طلبگیام سر نماز گریه میكردم و حالی داشتم، اما الان باسواد شدم، حواسم پرت است. پس این آیه چه میگوید. گفت این آیه درست است. پس معلوم میشود كه آنچه تو خواندی علم واقعی نبوده است. اگر علم واقعی بود، حدیث داریم از امیرالمؤمنین(ع): «ثَمَرةُ العِلمِ العبودیة» اگر هر چه باسوادتر میشویم ... شما الان میخواهی ببینی كه علمت مفید است یا نه، ببین لیسانسها بیشتر مسجد میروند یا دیپلمهها؟ فوقلیسانسها بیشتر به مسجد میرودند یا لیسانسها؟ دكترها بیشتر سلام میكنند یا دانشجوها؟ آیتالله تواضعشان بیشتر است یا طلبهها؟ تاجرها تواضعشان بیشتر است یا كارگرها؟ حدیث داریم: ««ثَمَرةُ العِلمِ ...» پیغمبر ما به بچه هم سلام میكرد. حالا ما دو تا كلمه درس خواندیم... من! به این؟ اوه... اوه...! اوه... اوه... اوه...! اوه... اوه... اوه...! صد تا كتاب خواندی. آخر صدتا كتاب كه امروز سواد نیست. زود غرور میگیردمان.8- وفای به عهد و پیمان و عذرخواهی در اشتباهاتبرخورد چگونه باشد؟ برخورد امور مادی این است. «وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِم» (بحارالأنوار/ج24/ص39) قول دادی عمل كن. حدیث داریم اگر به بچهات گفتی بیسكویت میخرم، بخر! یا قول نده، یا اگر قول دادی، بخر! حدیث داریم. حالا این حدیث را بچهها میشنوند، میگوید: مامانی! پس چرا برای من نخریدی! عذرخواهی كن بگو مامان جان! قرائتی درست میگوید. نه اینكه چون من قرائتی هستم، چون حدیث درست میگوید. اسلام درست میگوید، من اشتباه كردم. معذرت میخواهم. آن وقت شما نمیدانی كه اگر یك مادر به دخترش میگوید معذرت میخواهم، این دختر تربیت میشود. روانشناسی نمیخواهد بخواند. همین بگو: معذرت میخواهم. این تربیت شد. ما گاهی وقتها دخترمان فوق لیسانس روانشناسی میگیرد، منتها یك معذرت خواهی نمیكند. یك معذرت خواهی كن، فوق لیسانس هم نمیخواهد بگیری. «وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِم» قول دادی، عمل كن ولو به غیر از مسلمانها! اگر به غیر از مسلمان قول دادی، عمل كن. مسلمانی نباشد، قول دادی.خیلی آرام حرف بزنید. قرآن به آنهایی كه خیلی نعره میكشند، میگوید: «إِنَّ أَنْكَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمیر» (لقمان/19) نعره كشیدن ... خیلی آرام حرف بزنید. اگر ندارد فرصت بدهید «فَنَظِرَةٌ إِلى مَیْسَرَة» (بقره/280) این در كمكهای مادی! تمام آیات انفاق! در قران حدوداً چند صد تا آیه، كه به نظرم 500 آیه باشد، 500 آیه داریم برای كمك مادی به محرومان! اصلاً بعضی از سورهها، سورهی كمك است. سورهی ماعون! «أَ رَءَیْتَ الَّذِى ... وَ یَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ» (ماعون/1-7) «مَاعُونَ» میدانید یعنی چه؟ «مَاعُونَ» همان چیزهایی است كه در بعضی خانهها هست و در بعضی خانهها نیست. مثل دیگ بزرگ! نردبان! قالی! جرثقیل! طناب! میآید و میگوید: آقا طناب داری؟ فرش داری؟ دیگ بزرگ داری؟ نردبان داری؟ چهارپایه داری به ما بدهی؟ میگوید: نه! میگوید: «وَ یَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ» میگوید یعنی حتی حاضر نیست كه دیگش را به همسایهاش برای مهمانی بدهد. كمك مالی! تمام آیات انفاق! آیات قرض الحسنه! آیات «وارزُقُوهُم»! آیات «وَ اكْسُوهُمْ»! رزق دادیم، لباس دادیم.یك بزرگواری من را برد و گفت یك مؤسسه برای ایتام داریم، بیا و بازدید كن! ما رفتیم. دیدیم یك انبار لپه، برنج، گوشت، نمیدانم قند، عدس، چای ... از این طرف هم كفش، لباس، بلوز ... خیلی سالن را قشنگ چیده بود و گفت: چطور بود؟ گفتم: پنجاه درصدش خوب بود. پنجاه درصد خوب است. گفت: اِ ... این سالن دهها میلیون تومان به فقرا و ایتام ... گفتم عرض كردم پنجاه درصد خوب است. گفت: خوب چرا صد در صد نیست؟ گفتم: قرآن كه نمیگوید در خانه یتیم لپه بده و برنج و روغن! میگوید: «وارزُقُوهُم» بله رزق لپه و عدس به او بده «وَ اكْسُوهُمْ» لباس هم بده، بعد میگوید: «وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفا» (نساء/5) بنشین و برای بچه قصه بگو. شما به شكم بچه میرسی و به روح بچه نرسیدی. 50 درصد قصه عاطفه است.حدیث داریم فقیر كه میآید، تا سه فقیر را كمك كن، اگر فقیر چهارم را حال نداشتی و پول نخواستی به او بدهی، دعایش كن. بگو انشاءالله خدا برایت برساند. میگویند وقت تمام شد.برخورد! اگر ما برخوردهایمان خوب باشد، بگوییم آقا تو! همین رئیسهای هیأت ... بگویند آقا ما رئیس هیأت بودیم، این ریاست هیأت را به شما میدهیم. ریاست را به یك جوان بدهند و ببینند جلسهها چطور میشود. این جوان میرود و همهی همشاگردیهایش را میبرد. یك مرتبه میبینی یك نسل چهل ساله تبدیل میشود به یك نسل بیست ساله! بشرطی كه این رئیس هیأت این پستش را وارد كند. هیأت امنا بیشتر آدمهای 60 سال به بالا هستند! اگر هیأت امنا بگویند آقاجان تشریف بیاورید، ما این مسئولیت مسجد را به شما میدهیم. (گر تو بهتر میزنی، بستان بزن) آن وقت ببین این جوانها چه میكنند. هیأت امنای مسجد، باید یك خانم تحصیلكرده در آن باشد، یك دانشجو، یك استاد دانشگاه، یك فرهنگی، یك ورزشكار، یك بازاری، یك نهادی، باید یك جمعی باشند. گیر ما این است كه هیت امناء یك قشر هستند و همه شصت سال به بالا، همه هم كلههایشان یك جور كار میكند. و لذا هیچ وقت در مسجد ما با این كلهها ابتكار به وجود نمیآید. به بچهها بده و ببین چه میكند. اصلاً به بچهها بگو برای حضرت مهدی(عج) نقاشی كنید. همین بچههای ابتدایی! اصفهان به بچهها گفتند راجع به نیمه شعبان عكس بكشید، یك نمایشگاه بود من رفتم، یك جا خیلی لرزیدم. دیدم یك بچهای، كلاس دوم - سوم، یك نردبان كشیده است، از نردبان بالا رفته است و دارد چراغانی میكند. اصلاً ماندم. به بچهها بدهید، بچهها ابتكار دارند. زنها ابتكار دارند. مردها ابتكار دارند. بدهید به آنها. میگوید: اِ اِ اِ ... مرحوم پدرم متولی بوده است، من هم باید بعد از او ... مرحوم پدر را نگهدارم. ما گاهی وقتها برخوردهایمان این است كه كارهای دینی را فكر میكنیم كه دكان است و شغل است. چون دكان و نگاه دكان و شغل به آن میكنیم، و نگاه پست به آن میكنیم ... حالا اگر هم وقف این است كه قرائتی رئیس مسجد باشد، طوری نیست، بگویند نذر كردهاند و تولیت گفته است: آقای قرائتی! خوب بگوید: آقا تولیت و كار را زیر نظر من انجام بدهید. یك خورده واگذار كنیم.خوب! خدایا چقدر حرف زدیم و چقدر عمل نكردیم و چقدر عمل كردیم و كجایش را عمل كردیم، نمیدانم! تو میدانی! خدایا به همهی ما توفیق بده آنچه میفهمیم، عمل كنیم.من در این جلسهی آخر از تمام دستاندركارانی كه در این شهر عزیز این شهری كه بسیاری از جوانها در ایام جنگ، عمودی و ایستاده و آمدند و با آمبولانس و افقی برگشتند، شهید شده و تركش خورده، شهری كه با خون قاطی شده است. در این چند جلسهای كه در اینجا پر كردیم از همهی دستاندركاران، صوت، برق، صدا، سیما، امنیت، از حفاظت، نمیدانم تداركات مختلف، ایاب و ذهاب شما، خود شماها ... چون گفته بودیم احدی اجباری نیاید. داوطلب باشد، و استقبال خیلی بیش از حد شد. از همهی برگزاركنندگان و دستاندركاران و شما كه شركت كردید، تشكر میكنم. تشكر میكنم از خدا! یك آن اگر حرفها از ذهن برود، خلاص! تشكر میكنیم از مفیدها، طوسیها، مجلسیها، از كسانی كه قرنها قبل، دهها قرن قبل سوختند و این حدیثها را برای ما نوشتند و این تفسیرها را نوشتند و آیات و روایات را نوشتند. تشكر میكنیم از امام، از شهداء كه این انقلاب را به ثمر رساندند. تشكر میكنیم از مرزداران كه در كشور امنیت برقرار كردند. تشكر میكنیم از پدران و مادران كه عامل وجود و تعلیم و تربیت ما شدند. تشكر میكنیم از مربیان و معلمین در آموزش و پرورش و در موارد دیگر، از همهی اساتید، از همهی نیاكان، از همه ... بالاخره یك لوستری كه آویزان است، ما برقش را میدهیم، اما این لوستر بند به آهن است، یاد آهن فراموش نشود. این آهن بند به آن سنگهای زیر است. این برق برای اختراع است، برای نیروگاه است. در نیروگاه نمیدانم چقدر نیروها كار میكنند، ساده نگیریم. یك حدیث كه میخوانم شاید هزاران دست در كار است تا من این حدیث را میخوانم. خدایا! هر كس در وجود ما، در اسلام ما، در عشق ما به اهلبیت و تشیع ما، در تعلیم و تربیت ما، در عزت و آبروی ما، هر كس هر سهمی در كار ما دارد و حقی به گردن ما دارد، اگر از دنیا رفته است، با محمد و آل محمد محشور بفرما! و اگر زنده هست، و اگر زنده هست، به او خیر دنیا و آخرت مرحمت بفرما! ماه رمضان امسال هم تمام. تا سال 87 چه كسی زنده و چه كسی مرده است! خدایا كسانی كه بودند، نیستند، ببخش! آنهایی كه هستند خیر دنیا و آخرت به همهشان مرحمت بفرما! نسل ما را تا آخر تاریخ بهترین مؤمنین و مؤمنات قرار بده! یك دعای دیگر هم میكنم: خدایا! به همهی بیهمسرها، همسر خوب، به همهی بیمسكنها مسكن خوب، به همهی بیكارها شغل حلال، به همهی مریضها شفای عاجل، به همهكدورتها صفا و صمیمیت، به همهی بیفرزندها فرزند صالح، برای همهی مسافرها برگشت سالم به وطن، برای همهی بیسوادها علم مفید، مرحمت بفرما.آخر بحث من. یك كمی دیگر بیسواد در مملكت است. مقام معظم رهبری هم فرمود: نهضت را جمعش كنید. ما میخواهیم زیر چهل را جمعش كنیم. یا بیایید و باسواد شوید و یا در آینده برای همیشه بیسواد میمانید. این خطاب به آن چند درصد است. و بعد هم اگر خواسته باشید باسواد شوید، باید صدها هزار تومان بدهی و معلم خصوصی بگیری! تا این ساعت معلم نهضت مجانی است. از این به بعد ممكن است معلم پولی گیرتان بیاید. باید چند صدهزار تومان بدهید، یا پهلوی عروس و داماد هی بیسواد بمانید. یك حركتی بكنید. كشور ما تقریباً 50 درصد بیسواد داشت. الان تقریباً ده درصد بیسواد دارد. بعضی از استانها 15 – 16 درصد است، بعضی از استانها 7 – 8 درصد است. یك چند درصدی كه بیسواد ماندهاند، وقتی درس را گوش می دهید، ایام ثبت نام است. من تقاضا میكنم، این مقداری كه بیسواد ماندهاست، یك هجومی بیاورند كه قصه را كلكش را بكنیم. كار شدنی است. هزاران بیسواد الان در دبیرستان و دیپلم و فوق دیپلم و لیسانس گرفتهاند، هزارها! شما چیزی از آنها كمتر نیستید. نترسید و بیایید و انشاءالله این بیسوادی هم همانطور كه مقام معظم رهبری فرمودند، بساطش را جمع كنیم.«والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته»
منبع:سایتwww.gharaati.ir
جمعه 22/9/1387 - 11:59
[
نظر به این مطلب
] - [
نظرات این مطلب : 1
]
1
گزارش محتوا
محتوای مخالف با موازین شرعی
محتوای مخالف با مصالح نظام جمهوری اسلامی
محتوای نقض کننده حریم شخصی من
محتوای مخالف با موازین اخلاقی
مورد توجه ترین های هفته اخیر
لینک ها
جستجو در مطالب روزانه
ثبت مطلب جدید
مطالب روزانه اعضا
فعالان مطالب روزانه
مطالب من
نظرات مطالب من
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته