• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 4
تعداد نظرات : 4
زمان آخرین مطلب : 6071روز قبل
شعر و قطعات ادبی

یک شب آتش در نیستانی فتاد

سوخت چون عشقی که بر جانی فتاد

شعله تا سرگرم کار خویش شد

هر نی ای شمع مزار خویش شد

نی به آتش گفت : کاین آشوب چیست؟

مر تو را زین سوختن مطلوب چیست؟

گفت آتش بی سبب نفروختم

دعوی بی معنی ات را سوختم

زانکه می گفتی نیم با صد نمود

همچنان در بند خود بودی که بود

مردی را دردی اگر باشد خوش است

درد بی دردی علاجش آتش است

پنج شنبه 5/9/1388 - 22:39
ادبی هنری

سال نو را به همگی تبریک عرض مینمایم

شنبه 3/1/1387 - 10:17
ادبی هنری

درد است غم جدائی

اما ناله ائی نیست

 سخت است درد دوری

 اما شکایتی نیست

 در هزار فصل گذشته

نه بسیار

نه کم

پی تلخی کامم

نه حتی یک بهار هم نبود

گفتند همه با سروری

 آمد بهار سرمدی

 گفتم که این فال ما

تا دهر باشد مال ما

 

شنبه 3/1/1387 - 9:58
ادبی هنری

کمی آرامش می فروشید

بر سر کوچه باد

پرسید کبوتر زسر بام

آواز شقایق

می شود رنگی باشد

 

جمعه 17/12/1386 - 19:47
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته