• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 4
تعداد نظرات : 2
زمان آخرین مطلب : 6531روز قبل
خواستگاری و نامزدی
پیر مرد و پسر
در حدود پنجاه سال پیش در جایی در فرانسه، پیرمرد پنجاه ساله ای از اهالی ترکیه، زندگی می کرد که ابراهیم نام داشت، و یک خواربار فروشی را اداره می کرد.
این خواربار فروشی در آپارتمانی واقع بود که خانواده ای یهودی در یکی از واحدهای آن زندگی می کردند. این خانواده پسری داشتند به نام “جاد” که هفت سال بیشتر نداشت.
جاد عادت داشت که هر روز برای خرید مایحتاج منزل به مغازه عمو ابراهیم می آمد، وهر بار هنگام خروج از مغازه از فرصت استفاده می کرد وقطعه شکلاتی را می دزدید.
یک روز جاد فراموش کرد که طبق معمول از مغازه شکلات بردارد، اینجا بود که عمو ابراهیم او را صدا زد وبه او یادآوری کرد که شکلاتی را که هر روز بر می داشته، فراموش کرده است.
جاد که حسابی شوکه شده بود، گمان می کرد که عموابراهیم از دزدیهای او چیزی نمی داند، لذا از او خواهش کرد که او را ببخشد، وبه او قول داد که دیگر این کار را تکرار نکند.
عمو ابراهیم گفت: نه، بشرطی تو را می بخشم که به من قول بدهی که هر گز در زندگیت دزدی نکنی، ودر مقابل می توانی هر روز از مغازه من یک شکلات برداری.
جاد با خوشحالی این شرط را قبول نمود… سالها گذشت، و عمو ابراهیم برای جاد یهودی بمانند پدر، مادر ودوست بود.
هر وقت جاد با مشکلی برخورد می کرد، ویا از حوادث روزگار به تنگ می آمد، به نزد عمو ابراهیم می آمد، ومشکل خود را برای او مطرح می کرد.
عمو ابراهیم هم کتابی را از کشو میز مغازه بیرون می آورد، وبه جاد می داد، واز او می خواست، صفحه ای از کتاب را باز کند.
وقتی جاد کتاب را باز می کرد، عمو ابراهیم دو صفحه ای از کتاب را می خواند، وسپس کتاب را می بست، وبدین ترتیب مشکل جاد را حل می کرد. جاد وقتی از مغازه بیرون می آمد، احساس می کرد ناراحتی اش برطرف شده، خیالش راحت شده، ومشکلش حل شده است.
سالها گذشت، و رابطه جاد با عمو ابراهیم، آن پیرمرد مسلمان تحصیل نکرده تُرک این چنین سپری شد!
بعد از هفده سال، جاد به سن بیست وچهار سالگی و عمو ابراهیم به سن شصت وهفت سالگی رسید….
عمو ابراهیم دار فانی را وداع گفت، وقبل از وفاتش صندوقی را برای فرزندانش بجا گذاشت، او در صندوق کتابی را نهاده بود، که همیشه جاد آنرا در مغازه می دید. او به فرزندانش وصیت کرد تا کتاب را به جاد آن جوان یهودی هدیه بدهند.
وقتی فرزندان عمو ابراهیم صندوق را به جاد دادند، او از مرگ عمو ابراهیم باخبر شد، از شنیدن این خبر جاد بسیار ناراحت گردید،چرا که عمو ابراهیم یار ویاور او در حل همه مشکلات بود.
روزها گذشت…
روزی از روزها برای جاد مشکلی پیش آمد، وبیاد عمو ابراهیم وصندوقی که به او هدیه داده بود افتاد. صندوق را پیدا کرد، وآنرا باز نمود، ناگهان دید که در صندوق همان کتابی است که همیشه آنرا در مغازه عمو ابراهیم باز می کرد، وعمو ابراهیم آنرا می خواند! جاد صفحه ای ازکتاب را باز کرد، اما کتاب به زبان عربی بود، واو از زبان عربی چیزی نمی دانست.
او بنزد همکاری از اهالی تونس رفت، واز او خواهش کرد تا دو صفحه از کتاب را برایش بخواند، واو نیز خواند. پس از اینکه جاد مشکلش را برای همکار تونسی اش شرح داد، تونسی راه حلی را برای مشکلش پیدا کرد! جاد شگفت زده از او پرسید: این کتاب چیست؟
تونسی گفت: این قرآن کریم کتاب مسلمانان است!
جاد گفت: چگونه می توانم مسلمان شوم؟
تونسی گفت: کافی است شهادتین را بگویی، واز شریعت پیروی کنی!
جاد گفت: أشهد ألا إله إلا الله وأن محمداً رسول الله
جاد الله مسلمان
جاد مسلمان شد، وبخاطر بزرگداشت این کتاب نام خود را “جاد الله قرآنی”گذاشت، وتصمیم گرفت باقیمانده عمر خود را وقف خدمت به این کتاب بزرگ کند… جاد الله قرآن را فرا گرفت، وآنرا فهمید، و در اروپا شروع به دعوت دیگران کرد، تا آنجا که تعداد زیادی یهودی ومسیحی را مسلمان نمود.
روزی از روزها در حالی که جاد الله اوراق قدیمی خود را زیر و رو می کرد، قرآنی را که عمو ابراهیم به او هدیه داده بود باز کرد، ناگهان در اول قرآن نقشه ی جهان را دید، بر روی آن نقشه ی قاره افریقا توجهش را جلب نمود، چرا که روی آن امضای عمو ابراهیم نقش بسته، ودر زیر آن این آیه نوشته شده بود: (ادْعُ إِلِى سَبِیلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ) [النحل :
۱۲۵] یعنی: با حکمت و اندرز نیکو (دیگران) را به راه پروردگارت دعوت کن.
جاد الله پی برد که این وصیت عمو ابراهیم است، وتصمیم گرفت آنرا عملی نماید… لذا برای دعوت بسوی دین خدا، اروپا را به قصد کشورهای افریقایی ترک گفت، گفته می شود که کارش آنقدر مبارک وموفقیت آمیز بود که بدست او ملیونها نفر مسلمان شدند.
پایان مسیر
جاد الله قرآنی، این مسلمان واقعی ودعوتگر الهام یافته، سی سال از عمر خود را تماماً برای دعوت بسوی خدا در افریقا سپری کرد، وملیونها انسان بدست او مسلمان شدند…
جاد الله قرآنی در سال
۲۰۰۳م-۱۳۸۲ش در افریقا بخاطر بیماریهایی که در راه دعوت به اسلام به آن دچار شده بود، از دنیا رفت. او در هنگام وفات ۵۴ سال بیش نداشت، که سی سال آنرا در راه دعوت بسوی خدا صرف کرده بود.خداوند او را غریق آمرزش و قرین رحمت خود بگرداند
داستان هنوز تمام نشده است
مادریهودی جاد الله قرآنی که استاد دانشگاست، فقط دو سال پیش در سال
۲۰۰۵م -۱۳۸۴هـ ش یعنی دو سال بعد از وفات پسرش در سن هفتاد سالگی مسلمان شد.
مادرش می گوید: در طول این سی سالی که پسرش مسلمان شده بود، او دائما در حال جنگ وجدال با او برای بازگرداندنش به دین یهودیت بوده است. ولی با وجود تجربه واطلاعات کافی وقدرت استدلال، نتوانست پسرش را از اسلام بازگرداند، در حالی که عمو ابراهیم، آن پیرمرد مسلمان تحصیل نکرده، توانست قلب فرزندش را شیفته اسلام کند.
چرا جاد الله قرآنی مسلمان شد؟
جاد الله قرآنی میگوید: در مدت هفده سالی که با عمو ابراهیم ارتباط داشتم، حتی یکبار هم به من نگفت”ای كافر” یا “ای یهودی” ، یا حتی به من نگفت “مسلمان شو” …
تصورش را بكنید، هفده سال عمو ابراهیم دندان روی جگر گذاشت، ونه در باره اسلام و نه در باره یهودیت چیزی به او نگفت! واقعا عجیب است که چگونه یک پیرمرد تحصیل نکرده، دل یک پسر بچه را شیفته قرآن می کند.
یک بار در یکی از ملاقاتها از او سؤال شد که چه احساسی دارد وقتی می بیند ملیونها انسان بدست او مسلمان شده اند؟ درجواب گفت: او هیچ احساس افتخاری نمی کند، چرا که او بگفته خودش بخشی از خوبیهای عموابراهیم را جبران می کند.
دکتر صفوت حجازی یکی از دعوتگران مشهور مصری می گوید: در کنفرانسی در شهر لندن پیرامون مسئله دارفور، وراههای کمک به مسلمانان نیازمند وحمایت آنها از خطر تبشیر و جنگ، با یکی از رؤسای قبایل دارفور ملاقات کردم. در گرماگرم صحبت از او پرسیدم: شما دکتور جادالله قرآنی را می شناسید؟ رئیس قبیله بلند شد واز من پرسید: مگر شما او را می شناسید؟ گفتم: بله! زمانی که در سوئیس برای معالجه آمده بود، من با او ملاقات کردم.
رئیس قبیله بر روی دستهایم خم شد، وبه گرمی آنرا بوسید!! به اوگفتم: چکار می کنی؟ من کاری نکرده ام که سزاوار این همه محبت باشد!
گفت: من دست شما را نمی بوسم، بلکه دستی را می بوسم که دست جاد الله قرآنی را گرفته است!!
از او پرسیدم:مگر تو بدست جاد الله قرآنی مسلمان شده ای؟
رئیس قبیله گف: نه! من بدست مردی مسلمان شده ام، که او بدست جاد الله قرآنی مسلمان شده است!!!
تا اینجا داستان تمام شد.
راستش وقتی این داستان را خواندم آنقدر متأثر شدم وآنقدر به حال خود تأسف خوردم، که اشك در چشمانم حلقه زد..
تأسف خوردم از آن جهت که ما در زندگی چه فرصتهای طلایی را در اختیار داشته ایم که می توانستیم، با یک برخورد حکیمانه، یک انسان نامسلمان یا انسان گمراه جویای هدایت، را دگرگون کنیم، و دل او را برای همیشه شیفته عظمت این دین بزرگ نمائیم، اما چنین نکرده ایم، نه تنها چنین نکرده ایم بلکه گهگاهی با رفتارهای غیر حکیمانه وغیر اسلامی خود باعث تنفر دیگران از این دین شده ایم.
تأسف خوردم از آن جهت که اینهمه به علم وسواد خود می نازیم، ولی برکت علم ودانش ما به اندازه مثقال اخلاص عموابراهیم تحصل نکرده وبی ادعا نبوده است.
تأسف خوردم از آن جهت که در خانه نشسته ایم وآبمان سرد ونانمان گرم وجایمان نرم است، وانتظار پیروزی اسلام ومسلمین را می کشیم، در حالی که جادالله برای دین خدا همه اینها را پشت سر گذارد، به افریقا رفت.
تأسف خوردم از آن جهت که ما مسلمانان بگفته یکی از بزرگان، همچون ابری هستیم که جلو خورشید اسلام را گرفته ایم، وبا نشان دادن چهره ای ناهنجار وزشت از اسلام، دیگران را از دیدن این خورشید تابناک محروم کرده ایم.
تأسف خوردم از آن جهت که………بماند.
فیلم عمو ابراهیم و جاد
نکته جالب وکمی عجیب در داستان جاد الله قرآنی وعموابراهیم این است که در سپتامبرسال
۲۰۰۳ (یعنی درست بعد از وفات جادالله) سینمای فرانسه از داستان زندگی عمو ابراهیم و جاد الله، فیلمی ساخت بنام:” Monsieur Ibrahim et les fleurs du Coran” یعنی: “آقا ابراهیم وگلهای قرآن” به کارگردانی آقای François Dupeyronقهرمان این فیلم عمر الشریف هنر پیشه معروف مسلمان است که نقش عموابراهیم را بازی می کند، این فیلم در سال ۲۰۰۴ به روی صحنه آمد وجوایز زیادی را در سطح محلی و جهانی کسب کرد.
 
شنبه 2/6/1387 - 23:52
آموزش و تحقيقات
اتساع زمانی: معجزه ی قرآن    بسیار عجیب است كه مسلمانان از معادله ی دیگری استفاده می كنند تا این مطلب را آشكار نمایند كه فرشتگان به سرعت نور شتاب می گیرند. قرآن آنها در یك آیه بیان می كند كه ظاهرا زمان برای فرشتگان با سرعت ثابت از برای انسانها كمتر می گذرد. كه این مطلب با نسبیت خاص اینشتین صدق می كند كه در آن نیز در سرعتهای بالا زمان برای اشیایی با آن سرعت آرام تر می گذرد. مسلمانان از نسبیت خاص اینشتین و این آیه استفاده كرده اند تا از این مطلب كه فرشتگان در حقیقت به سرعت نور شتاب می گیرند حمایت كنند.   آیه: "فرشتگان و ارواح در یك روز به او (مذكر) صعود كردند كه این معادل پنجاه هزار سال برای انسان است"!   در اینجا فرشتگان یك روز را معادل پنجاه هزار سال برای انسان گذر می كنند. (زمان در مقابل زمان و نه زمان در مقابل فاصله مانند آیه ی قمری قبل).   اگرچه طبق نظریه ی نسبیت خاص اینشتین و بوسیله ی این تغییرات زمان (تاخیرات زمانی) بدست آمده به عنوان یك ادعا از مسلمین (كه واقعا آن فرشتگان به سرعت نور شتاب می گیرند) را می توانیم تصدیق یا انكار كنیم. این ادعا می تواند در دو دقیقه تصدیق شود كه آنگاه هیچ نیازی به عقاید كوركورانه نخواهد بود. آلبرت اینشتین یك مسلمان نبود اما یهودی ای بود كه نظریه ی معروف نسبیت خاص را ارائه داد. هرچه سرعت بیشتر بشود زمان آرام تر می گذرد. در بیرون یك میدان گرانشی زمان اینگونه است:   ∆t= ∆t0/ (1-v^2/c^2) ^0.5   جاییكه ∆t0 زمانی می باشد كه برای متحرك بوسیله ی متحرك معادل است. ∆t زمانی است كه برای متحرك معادل گذر ایستگاهی است. V سرعتی است كه به شاهد ایستگاهی نسبت داده می شود. ∆t0 زمانی است كه برای فرشتگان می گذرد. (یك روز). ∆t زمانی است كه معادل زمان برای انسانها است. (پنجاه هزار سال قمری در دوازده ماه قمری بر سال قمری در 27.321661 روز بر ماه قمری). و V سرعت فرشتگان در این مورد است. (كه ما قصد داریم آنرا حساب و با سرعت شناخته شده ی نور مقایسه كنیم). سرعت نور در خلا 299792.458 كیلومتر بر ثانیه است.   از معادله ی بالا می توانیم آن سرعت ناشناخته را حساب كنیم:   v=c (1-∆t0 ^2/∆t^2) ^0.5   حال بهتر است اظهارات مسلمین را در معادله جایگزین كنیم و ببینیم كه فرشتگان مسلمین واقعا به سرعت نور شتاب می گیرند یا نه؟ ارقام را از آیه در این معادله جایگزین می كنیم:   v =c (1-(1^2/(50000*12*27.321661)^2))^0.5

v = c * 0.99999999999999981

v = 299792.4579999994 km / s
  این اتساع زمانی (تغییرات زمانی) نشان می دهد كه فرشتگان در بیرون از میادین گرانشی به سرعت نور شتاب می گیرند. (كمی كمتر از سرعت نور زیرا جرم دارند). این نمی تواند یك تصادف باشد زیرا سرعت حساب شده دقیقا یكسان با آیه ی قمری قبلی همچنین در بیرون از یك میدان گرانشی است. مسلمانان همواره می پرسند كه چگونه یك مرد بی سواد 1400 سال پیش توانسته اتساع زمانی و هسته نسبیت را بدست آورد! پس قرآن كلام خداست.   "با تشكر" تعرج الملائكة و الروح الیه فی یوم كان مقداره خمسین الف سنة        ( المعراج  4  )
شنبه 2/6/1387 - 23:50
دعا و زیارت
از منزلت سوره ی اخلاص چه می دانیم ؟؟!   پیامبر اكرم (ص) فرمود: آیا كسى از شما عاجز است از اینكه یك سوم قرآن را در یك شب بخواند؟! یكى از حاضران عرض كرد: اى رسول خدا! چه كسى توانایى بر این كار دارد؟! پیامبر فرمود: سوره قل هو اللَّه را بخوانید. (تفسیر مجمع البیان)

امام صادق (ع) فرمود: هنگامى كه رسول خدا ص بر جنازه "سعد بن معاذ" نماز گزارد، فرمود: هفتاد هزار ملك كه در میان آنها "جبرئیل" نیز بود بر جنازه او نماز گزاردند! من از جبرئیل پرسیدم او به خاطر كدام عمل مستحق نماز گزاردن شما شد؟گفت: به خاطر تلاوت "قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ" در حال نشستن، و ایستادن، و سوار شدن، و پیاده‏روى و رفت و آمد. (تفسیر مجمع البیان)

امام صادق (ع) فرمود: كسى كه یك روز و شب بر او بگذرد و نمازهاى پنجگانه را بخواند و در آن سوره "قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ" را نخواند، به او گفته مى‏شود: اى بنده خدا! تو از نماز گزاران نیستى. (تفسیر مجمع البیان)

پیامبر اكرم (ص) فرمود: كسى كه ایمان به خدا و روز قیامت دارد، خواندن سوره "قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد" را بعد از هر نماز ترك نكند، چرا كه هر كس آن را بخواند، خداوند خیر دنیا و آخرت را براى او جمع مى‏كند، و خودش و پدر و مادر و فرزندانش را مى‏آمرزد. (تفسیر مجمع البیان)

در روایت آمده است که خواندن این سوره به هنگام ورود به خانه، رزق و  روزى را فراوان مى‏كند و فقر را دور مى‏سازد. (تفسیر مجمع البیان)

از امام سجاد (ع) در باره سوره توحید سؤال كردند، فرمود: خداوند متعال مى‏دانست كه در آخر الزمان اقوامى مى‏آیند كه در مسائل تعمق و دقت مى‏كنند، لذا سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، و آیات آغاز سوره حدید، تا عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ را (پیرامون مباحث توحید و خداشناسى) نازل فرمود، هر كس بیش از آن را طلب كند، هلاك مى‏شود. (اصول كافى، ج1، باب النسبه، حدیث 3)
شنبه 2/6/1387 - 23:47
دعا و زیارت

سید قطب مفسر نامدارمصری گوید : من ازحوادثی که برای دیگران ( درزمینه اعجاز قرآن ) واقع شده سخنی نمی‌گویم . تنها حادثه‌ای را بیان می‌کنم که برای خود من واقع شد و شش نفر ناظر آن بودند.:

 ما شش نفراز مسلمانان بودیم که با یک کشتی مصری ، اقیانوس اطلس را به سوی نیویورک می‌پیمودیم . مسافران کشتی 120مرد و زن بودند و کسی درمیان مسافرا ن جزما مسلمان نبود .

روز جمعه به این فکر افتادیم که نماز جمعه را در قلب اقیانوس بر روی کشتی به جا آوریم و علاوه بر اقامه فریضه مذهبی، مایل بودیم یک حماسه اسلامی درمقابل یک مبلغ مسیحی که داخل کشتی نیز دست از برنامه تبلیغاتی خود برنمی‌داشت به ویژه که او حتی مایل بود که ما را هم به مسیحیت بکشاند. ناخدای کشتی که یک نفر انگلیسی بود موافقت کرد که ما نمازجماعت را برعرشه کشتی تشکیل دهیم وبه کارکنان کشتی نیز که همه از مسلمانان آفریقا بودند اجازه داده شد که با ما نمازبخوانند و آنها ازاین جریان بسیار خوشحال شدند. زیرا این نخستین باری بود که نماز جمعه برروی کشتی اقامه می شد .من  به خواندن خطبه نماز جمعه و امامت پرداختم وجالب اینکه مسافران غیر مسلمان اطراف ما حلقه زده بودند وبا دقت مراقب انجام این فریضه اسلامی بودند . پس ازپایان نماز گروه بسیاری ازآنها نزد ما آمدند و این موفقیت را به ما تبریک گفتند، درمیان این گروه خانمی بود که بعد فهمیدیم که یک زن مسیحی یوگسلاوی است که ازجهنم حکومت کمونیسم  فرار کرده است ! او فوق‌العاده تحت تأثیر نماز ما قرار گرفته بود، به حدّی که اشک ازچشمانش سرازیر بود و قادر به کنترل خویش نبود . او به زبان انگلیسی ساده و آمیخته با تأثّر شدید و خضوع و خشوع خاصی سخن می‌گفت وازجمله سخنانش این بود : بگوئید ببینم کشیش شما به چه زبانی با شما سخن می‌گفت ؟ ما به او فهماندیم که این برنامه اسلامی یعنی نماز را هر مسلمان باایمانی می‌تواند انجام دهد وسرانجام به اوگفتیم که با زبان عربی صحبت می‌کردیم . او گفت : اگرچه من یک کلمه از مطالب شما را نفهمیدم، امّا به وضوح دیدم که این کلمات آهنگ عجیبی داشت. اما از این مهم‌تر مطلبی که نظر مرا فوق‌العاده به خود جلب کرد این بود که درلابلای خطبه امامِ شما جمله‌هایی وجود داشت که ازبقیه ممتاز بود ودارای آهنگ فوق‌العاده مؤثر وعمیقی که لرزه براندام من می‌انداخت، یقیناً این جمله‌ها مطالب دیگری بودند ، فکرمی‌کنم امام شما هنگامی که این جمله‌ها را ادا می‌کرد، مملوّ از روح‌القدس شد ه بود ! ما کمی فکر کردیم و متوجه شدیم این جمله همان آیاتی از قرآن بود که من در اثناء خطبه و درنماز ، آنها را می خواندم . این موضوع ما را تکان داد و متوجه این نکته ساخت که آهنگ مخصوص قرآن به ‌گونه مؤثر است که حتی بانویی را که یک کلمه مفهوم آن را نمی‌فهمد، تحت تأثیر شدید خود قرار می‌دهد.
شنبه 2/6/1387 - 23:45
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته