محبت و عاطفه
عشق
توان گفتن آن راز جاودان نیست!
تصوری هم از آن باغ ارغوانی نیست!
پر از هراس و امیدم ،که هیچ حادثه ای
شبیه آمدن عشق ناگهانی نیست
ز دست عشق به جز خیزبر نمی آید
وگرنه پاسخ دشنام مهربانی نیست!
درخت ها به من آموختند:فاصله ای
میان عشق زمینی و آسمانی نیست
به روی آینه پر غبار من بنویس:
بدون عشق جهان جای زندگانی نیست
سه شنبه 3/6/1388 - 17:2
شعر و قطعات ادبی
در ازل پرتوی حسنت ز تجلی دم زد،
عشق پیدا شود و آتش به همه عالم زد.
جلوه ای کرد رخت دید ملک عشق نداشت،
عین آتش شد ازین غیرت و بر آدم زد .
سه شنبه 21/8/1387 - 17:0
شعر و قطعات ادبی
همه روز روزه بون،همه شب نماز کردن
همه سال حج نمودن سفر حجاز کردن
ز مدینه تا به کعبه سر و پا برهنه رفتن
دو لب از برای لبیک به وظیفه باز کردن
به مساجد و معابد همه اعتکاف جستن
ز ملاهی و مناهی همه احتراز کردن
شب جمعه ها نخفتن به خدای راز گفتن
ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن
به خدا که هیچ کس را ثمر آنقدر نباشد
که به روی ناامیدی در بسته باز کردن
يکشنبه 17/6/1387 - 14:53
محبت و عاطفه
نشانی
خانه دوست کجاست؟در فلق بود که پرسید سوار.
آسمان مکثی کرد.
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید
و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:
«نریسیده به درخت»
کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است
و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است.
می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ ،سر بدر می آرد،
پس به سمت گل تنهایی می پیچی ،
دو قدم مانده به گل،
پای فواره جاوید اساطیر زمین می ماند
و ترا ترسی شفاف فرا می گیرد .
در صمیمیت سیال فضا ، خش خش می شنوی:
کودکی می بینی
رفته از کاج بلندی بالا، جوجه بردار از لانه نور
و از او می پرسی
خانه دوست کجاست.
پنج شنبه 20/4/1387 - 11:33
محبت و عاطفه

ای صفای دوستی مابدان
زندگی ضرب زمین در دل ماست
زندگی صوت قطاری است که در خواب می پیچد
زندگی مجذور عشق به توان ابدیت است
شنبه 18/12/1386 - 14:18
شعر و قطعات ادبی
یکروز باز همدم آیینه میشوم
همراز بیقرار غم سینه میشوم
از جاده های عشق زمینی گریز پا
در جستجوی یک دل بی کینه میشوم
سه شنبه 14/12/1386 - 22:46