دنیای گیاهان و حیوانات
نویسنده: مهندس جعفر سپهری، زهراپریسا زارعی
ماهی چگونه حركت میكند؟
بیشتر جانداران این توانایی را دارند كه انواع مانورهای حركتی را انجام دهند و همچنین میتوانند بخشی و یا همه بدن خود را در وضعیت خاص تعادلی نگهدارند. حركت و تعادل جانداران یك مسئله مهم مكانیكی است. جانداران دستگاهها و ماشینهایی هستند كه به كمك نیروهایی به حركت درمیآیند و كار را انجام میدهند و ساختمانهایی هستند كه تحت اثر نیروهای وارده در حالت تعادل قرار میگیرند. هر كدام از انواع جانوران دارای اعضاء و دستگاههایی هستند كه حركت و تعادل آنها را امكانپذیر میسازد. برای نمونه جانوران زمینی مانند انسان و چهارپایان به كمك سیستم استخوانبندی و ماهیچههاتوانایی انجام حركات گوناگونی بر روی زمین را دارند. جانداران دریایی مانند ماهیها و نهنگها دارای اعضایی مانند بالهها هستند و شكل عمومی آنها طوری است كه برای شرایط دریایی و حركت در آن مناسبت تمام دارد. در كل میتوان چنین گفت كه فرم ساختمانی و عملكرد هریك از انواع جانوران با شرایط محیطی آن جانور هماهنگی دارد و به عبارت مهندسی، جانوران ماشینهایی هستند كه در طبیعت برای شرایط خاص محیطی خود و نیازهای حیاتی وابسته به آن طراحی و ساخته شدهاند. همچنین ردیابی انواع جانوران در طی دوران گذشته این نتیجه را بدست داده است كه از دیدگاه تكاملی نیز تغییرات فرمی جانوران در طول زمان همواره در جهتی صورت گرفته است كه كارآیی مكانیكی آنها را به عنوان یك كاشین كامل افزایش بدهد.
بررسی و مطالعه مربوط به حركت و تعادل جانوران از دیدگاه مكانیكی دارای وجوه و مسائل مكانیكی مشتركی است كه در مورد انواع جانوران یكسان است. علاوه بر آن حركت و تعادل هریك از انواع جانوران از ویژگیهایی برخورداراست كه ویژه آن جانور بهخصوص است.
از دیدگاه مكانیكی (پویشی) ماهیها چگونه حركت میكنند؟
ماهیان، برحسب شكل، اندازه و چگونگی حركت دارای انواع گوناگونی هستند. انواع گوناگون ماهی برای حركت رو به جلو و انجام مانورهای حركتی از بخشی و یا تمام بدن خود سود میجویند. اندام محركه در ماهیها دارای حركت نوسانی است. به كمك همین حركت نوسانی است كه نیروی جلوبرنده ماهی تامین میشود. علاوه بر آن، ماهیها دارای پردههای غضروفی بهنام باله هستند كه تعداد و اندازه آنها در ماهیان گوناگون متفاوت است. گذشته از آن، دارای دمهای ارتجاعی و نیرومندی هستند. ماهیها از بالهها، دم و یا تمامی بدن برای انجام حركت در آب سود میجویند. برای نمونه حركت مارماهیها بهكمك امواجی كه در طول بدن آنها انتشار مییابد انجام میشود، ماهی قزلآلا از حركات نوسانی بالهها برای حركت خویش كمك میگیرد. در ارهماهی، باله به صورت نواری طویل در طول بدن قرار گرفته و حركت موجی این باله به ماهی توانایی حركت به پسوپیش را میدهد.
نه تنها انواع گوناگون ماهی از مكانیزم (سازوكار)های گوناگون برای شنا یهره میگیرند، بلكه حتی در یك ماهی خاص نیز مكانیزمهای حركتی در آغاز حركت و در سرعتهای گوناگون متفاوت است. از این روست كه بیان فرضیه كلی مكانیكی توجیهپذیر حركت ماهی دشوار است.
اما هدف تمامی این مكانیزمها و مانورها، ختثی نمودن نیروی مقاوم در برابر حركت روبهجلو، یا جهت دلخواه، و ایجاد شتاب مطلوب به بدن جانور است. نكته بسیار مهم در این است كه این جانور از شاره (سیال) پیرامون خود، برای ایجاد نیروی محركه كمك میگیرد. بدون وجود شاره پیرامون جانور، حركت آن امكانپذیر نیست. همانند هواپیما و زیردریایی و برخلاف راكت و موشك كه اندركنش گاز خارج شده به صورت پیشرانه (جت) به بدنه جسم است كه آن را میراند و برای حركت نیازمند شارهای پیرامون خویش نیست.
برخی از انواع ماهیان از حركات موجی تمام بدن خویش در ایجاد نیروی تكیهگاهی و محركه سود میجویند و بعضی به كمك حركات بالهها و دم به این هدف میرسند.
در مكانیزم نوع نخست، حركت موجی تمام بدن همچون مارماهی، جركت موجی توسط ماهیچههای بدن جانور از سر ماهی آغاز شده بهسوی دم انتشار مییابد. مكانیزم نوع دوم، ایجاد نیروی مجركه به كمك باله و دم، انواع گوناگونی دارد. حركت ماهی به دو نوع حركت خمشی، درون دم حول محور عمود بر صفحه باله، و حركت پیچشی، درون دم حول محور واقع در صفحه باله، تقسیم میشود. در بعضی ماهیان، این دو مكانیزم به صورت تركیبی با یكدیگر به كار میروند.
ماهی در مكانیزم حركتی دم و بالهها با حركت نوسانی بالهها و دم خود گردابههایی ایجاد مینماید. از دیدگاه مكانیك شارهها، این گردابهها كه در آب آرام ایجاد میشوند، نمایشگر میدانهای سرعتی هستند كه بخشی از آب را در حول محورهایی بهدوران در میآورد.
نتیجه حركت آب نسبت به بالهها چنان است كه نیروی جلوبرنده بر بدن ماهی اثر كرده، جانور را پیش میراند. ماهی با حركت بالهها و دم، آب را چنان جابهجا میكند كه نتیجه آن اعمال نیروی واكنشی از سوی آب به بدن ماهی، در جهت موردنظر است.
نیروی محركه حركت ماهیان، از انرژی كششی كه در ماهیچهها ایجاد میشود تامین میگردد. از دیدگاه مكانیكی، در حركت عادی، مقدار انرژی مفید تولیدی برابر است با حاصلضرب سرعت ماهی در مقاومتی كه آب پیرامون سطوح جانبی بدن ماهی اعمال میدارد. این مقاومت تا حد بسیار زیادی بستگی به آن دارد كه جانور بتواند بدون ایجاد گردابههای غیر ضروری در آب حركت نماید. این مقاومت بستگی به جهت حركت و شكل هندسی بدن ماهی دارد. توان ماهیچه به نیروی كششی ایجاد شده در آن و سرعت انقباض ماهیچه ارتباط دارد و این توان برای مقدار خاصی از نیروی كششی و سرعت انقباض به بیشینه خود میرسد. سرعت حركت بستگی به طول بدن، بسامد و ارتعاش دم ماهی دارد. هراندازه كه طول بدن ماهی بلندتر باشد، بیشینه بسامد حركت دم بیشتر شده و در نتیجه نسبت بیشینه سرعت به طول، با افزایش طول بدن كم میشود. در نتیجه در سرعتهای برابر 8 تا 10 برابر طول جانور در ثانیه، تنها برای 6 ثانیه ادامه مییابد. سرعتهای عادی (نیممتردرثانیه) ماهیان كوچك (تا حدود 30 سانتیمتر) برای مدت بیش از 20 ثانیه قابل تداوم هستند.
منبع: hupaa
چهارشنبه 21/12/1387 - 23:3
سياست
مترجم: محمود کریمی
منبع: اختصاصی راسخون
معنی لغوی آرسنال، "مهمات جنگی" می شود. جنبش (ذهن های نو) Innovative minds و کمیسیون حقوق بشر اسلامی در حال فراخوان برای برخورد با باشگاه فوتبال آرسنال هستند تا به تصمیم باشگاه آرسنال برای قراردادی اسپانسری با اسرائیل جهت تبدیل آن (سرزمین های اشغالی) به محلی توریستی اعتراض کنند.
کودکان فلسطینی در حالی فوتبال بازی می کنند که هر آن احتمال دارد تک تیراندازی اسرائیلی برای سرگرمی از داخل سنگرهای مستحکمی که در سرزمین آنها را به طور غیرقانونی ساخته شده است، آنهارا مورد هدف قرار دهند.
"ارتش اسرائیلی مدعی شد که سربازان او پسر یازده ساله ای به نام خلیل را در دفاع از خود با گلوله کشته اند. اما گزارشی که توسط گروه حقوق بشر اسرائیلی(B"Tselem) منتشر شد، ادعاهای ارتش اسرائیل را رد می کند و آنها را دروغگو می خواند. تجسس این گروه تأیید می کند که قربانی 11 ساله در حال بازی فوتبال با دوستانش بوده است که به ضرب گلوله کشته شده است. این گزارش ثابت می کند که این پسر 11 ساله هیچ تهدیدی برای جان سربازان اسرائیلی که در یک برج نگهبانی در یک کیلومتری قرار داشتند، نبوده است.
بک گراند
توافق نامه ی 000/350 پوندی اسرائیل را به "مرکز رسمی و انحصاری مسافرتی" آرسنال تبدیل می کند. اسرائیل بر روی تلویزیون های بزرگ دیجیتالی و 450 نمایشگر LCD موجود در استادیوم، در روزهای بازی نمایش داده می شود.
همچنین وزارت گردشگری اسرائیل، به کانون های رسمی سایت Arsenal.com، پایگاه های داده (database) و مجله آن دسترسی خواهد داشت تا اسرائیل را به عنوان مقصدی برای تعطیلات معرفی کند.
تبلیغات تلویزیونی این کار، به 700 میلیون بیننده در 198 کشور نشان داده می شود. وزرات گردشگری اسرائیل، حق مالکیتی دریافت می کند که براساس آن حق استفاده از آرم تیم آرسنال و عکس های تیم بازیکنان آن را در تبلیغات خواهد داشت. به عنوان هدیه، بازیکنان آرسنال در تبلیغات هم ظاهر می شوند.
این معامله با بالا بردن درجه ی اسرائیل متوقف نمی شود بلکه پا را از این فراتر می گذارد و حضوری فیزیکی به اسرائیل در استادیوم می دهد. وزارت گردشگری اسرائیل می تواند سالن ضیافت های استادیوم را 2 بار در سال استفاده کند و می تواند نمایشگاهی در پایان فصل بازی ها هم ترتیب دهد. استادیوم همچنین نمایشگاهی دائمی برای تی شرت ها، خواهدداشت.
قرارداد دو ساله ی اسپانسری در ابتدای فصل آینده فوتبال که 6 ماه است، آغاز خواهد شد.
وزیر گردشگری، آبراهام هیرسک سون (Abraham Hirsckson) و کیت ادل من (kith Edelman)
از آرسنال در کنفرانس خبری در هتل بین المللی دیوید در تل آویو.
با بایکوت کردن اسرائیل به عنوان مقصدی توریستی توسط جهان، وزیر گردشگری اسرائیل پذیرفت که EMST & young را به عنوان تبلیغ گران جمع آوری کمک مالی به کارگیرد تا به آنها در ایجاد استراتژی جدیدی برای فریفتن مردم جهان جهت سفر به اسرائیل کمک کنند. او تخمین زد که این معامله ی اسپانسری با آرسنال، سالانه 2 میلیون توریست به اسرائیل می آورد.
مدیر عامل آرسنال، کیث ادل مان، در کنفرانسی خبری در اسرائیل در مورد چگونگی کمک به رژیم نسل کش اسرائیل صحبت کرد: "ما بزرگترین باشگاه لندن هستیم و 30 میلیون هوادار در سرتاسر دنیا داریم. ما در خط مقدم جبهه ضدنژادپرستی در انگلستان هستیم و مارک خیلی خوبی داریم که به راحتی می تواند هر محصولی را تبلیغ کند. ما به اسرائیل کمک می کنیم که مقصدی مردم پسندتر شود. "او همچنین قول داد" وقتی که زمانش برسد، نمایندگان و بازیکنان آرسنال از اسرائیل دیدن خواهند کرد."
حسین مقانن پدری غمگین است که عکس پسرانش که توسط اسرائیلی ها کشته شده اند، را در دست دارد. ابراهیم 14 ساله و عادل 17 ساله بودند که در حین فوتبال کشته شدند. تک تیراندزان اسرائیلی از داخل سنگری بتونی از ارتش اسرائیل بر فراز یکa تپه آنها را هدف قرار دادند. این تپه مشرف به زمین خاکی در نزدیکی خان یونس است، که این زمینی خاکی ساده محل فوتبال آنها بود.
روزنامه ی اورشلیم پست (the Jerusalem post) اشاره می کند که رئیس سهام داران آرسنال، دنی فیزمن (Denny Fizman)، نایب رئیس دیوید دین (Devid Dein) و مدیر عامل دل مان (Edel man)، از سوابق یهودی خود استفاده کردند تا باشگاه، دلایل اسرائیل را برای تأسیس آکادمی فوتبال در اسرائیل بپذیرد. این در زمانی رخ داد که بچه های فلسطینی در حالی که فوتبال بازی می کنند، توسط تک تیزاندازان اسرائیلی هدف قرار می گیرند.
روزنامه ی اسرائیلی ها آرتص این مطلب را تأیید می کند به نقل از یوزی گافنی (Uzi gafni) معاون وزارت گردشگری اسرائیل در معامله ی اسپانسری با آرسنال می نویسد "من می دانستم به کسی نیاز داریم که رابطه ای با یهودیت داشته باشد، ادل مان شاید هر جمعه به کنیسه نرود، اما در آرسنال یهودیان خونگرم و غیرتمندی هستند که می خواهند چیزی به اسرائیل ببخشند."
یوونتوس، اسرائیل را نپذیرفت:
وزارت گردشگری قبلاً درصدد بود که با باشگاه ایتالیایی یوونتوس معامله کند. مشکل این بود که اسپانسر دیگر این تیم ، با آن مخالفت کرد. "شرکت تام اویل لیبی". این قرارداد برای دوره ی جولای 2005 تا جولای 2010 به مبلغ 110 میلیون یورو برای حق اسپانسری پیراهن های این تیم بوده است. البته قرارداد اضافی دیگری به رقم 130 میلیون یورو برای 5 سال بعدی هم بسته شد که ارزش کل این قراردادها به 240 میلیون یورو می رسید. در هر صورت این قراردادها یوونتوس را از بستن قرارداد با اسپانسر دیگری منع نمی کرد اما مبلغ این قرارداد 10 ساله این قدر بود که یوونتوس دیگر به اسرائیل نیازی نداشته باشد.
آث میلان اسرائیل را نپذیرفت:
باشگاه بعدی که اسرائیل به سراغ آن رفت باشگاه آث میلان، باشگاه سری A بود که توافقات اولیه هم انجام شده بود. اما در هر صورت توافق نهایی حاصل نشد. وزارت گردشگری اسرائیل عصبانی بود و از نخست وزیر وقت خود، شارون خواست تا پا درمیانی کند.
سایت آث میلان گزارش داد: "شارون خواسته که به برنده شدن در قرارداد اسپانسر تیم میلان کمک شود" وزارت گردشگری اسرائیل ملتمسانه از آریل شارون نخست وزیر وقت اسرائیل خواسته بود که از دوستی خود با همتای ایتالیایی اش، سیلویو برلوسکونی استفاده کند، تا باشگاه آث میلان را ترغیب کند که در تصمیم خود تجدید نظر کند و رضایت این باشگاه را برای قرارداد با اسرائیل جلب کند. برلوسکونی، صاحب باشگاه میلان، یکی از بزرگترین باشگاه های فوتبال دنیا، تصمیم گرفت که پیشنهاد 550 هزار یورویی وزارت گردشگری اسرائیل را برای ترغیب توریست های ایتالیای جهت سفر به اسرائیل را نپذیرد.
آرسنال قبول می کند، اما چرا؟
پس از این ناکامی ها، یوزی گافنی (یکی از معاونان وزارت گردشگری اسرائیل) تصمیم گرفت که با باشگاه های اسپانیا وارد گفتگو شود. او اظهار می کند که: "ما به چلسی اصلاً نزدیک نشدیم. چرا که از این باشگاه تصورات ضدیهودی ای بر علیه آبرامویچ وجود داشت؛ منچسر یونایتد هم که مخالفت ها را بر می انگیخت و تاتنهام هم علیرغم ارتباط با یهودیان، به اندازه ی کافی بزرگ نبود خوشبختانه آرسنال پس از دو روز که بر قرارداد اولیه به توافق رسیدیم، با من تماس گرفت."
اسپانسر اصلی تیم آرسنال، خطوط هوایی امارات (Emirates) است. خطوط هوایی امارات قراردادی اسپانسری 15 ساله برای ورزشگاه و 8 ساله برای پیراهن های تیم آرسنال به مبلغ 175 میلیون دلار دارد. خطوط هوایی امارات می توانست این قرارداد را ناکام بگذارد اما چرا این کار را نکرد.
ورزشگاه لوکس امارات با گنجایش 60 هزار نفر قرار است مرکز مبارزه با مخالفت علیه اسرائیل،
به زودی افتتاح می شود. تبلیغات این ورزشگاه برای 192کشور مخابره می شود. تالار ضیافت این استادیوم،
برای فعالیت های اسرائیل در اختیار آن قرار خواهد گرفت.
در یک کنفرانس خبری با حضور وزیر گردشگری اسرائیل آبراهام هیرسک سون و مدیرعامل آرسنال، کیت ادل مان، این مبارزات علیه مخالفت با اسرائیل را از موهبت وجود خطوط هوایی امارات دانستند. "قبل از این که قراردادی بسته شود، ما با شرکایمان مشورت کردیم. نتیجه ی آن هم چیزی است که الآن می بینید"
کیت ادل مان اضافه کرد: "نماینده خطوط هوایی امارات، اسپانسر اصلی تیم، در تمام روند مذاکرات حضور داشت و هیچ مخالفتی با این مذاکرات اظهار نکرد."
مسئول روابط عمومی خطوط هوایی امارات به گلف نیوز گفت: قرارداد اسرائیل هیچ ضربه ای به سرمایه گذاری امارات در آرسنال نمی زند. اما سخنگوی خطوط هوایی امارات، تحت فشارهای عمومی اظهار داشت: "قرارداد اسرائیل ـ آرسنال مایه تأسف است و ما مسلماً، خوشحال نیستم. ما تمام تلاش خود را به کار می گیریم تا این قرارداد را با اسرائیل تمدید نکنیم." مشخص است که این پاسخی نپذیرفتنی نسبت به تبانی آنها جهت عقد این قرارداد با اسرائیل، است.
60 هزار تماشاچی را فراموش کنید این بچه ی فلسطینی زمینی برای فوتبال پیدا نمی کند و خانه اش در Masha به طور کامل توسط این دیوارهای نژاد پرستانه احاطه شده است.
حالا به عنوان مقاله فکر کنید. به واقع آرسنال در حال تأمین مهمات جنگی برای اسرائیل است تا توپخانه هایش از کار نیافتد.
فشار اسرائیل بر ورزشکاران فلسطینی:
در حالی که ورزشکاران زن و مرد اسرائیلی به راحتی به سراسر دنیا سفر می کنند، تیم های فلسطینی باید بر مشکلاتی مثل ایستگاههای ایست و بازرسی فائق آیند تا بتوانند بازیهایی که در آن میزبان محسوب می شوند، در جای دیگر و کشوری بیگانه بازی کنند.
با وجود نبودن زمین تمرین و لیگ فوتبال معلق فلسطین، موفقیت آنها در دور مقدماتی ستودنی است.
از این گذشته، مسئولین اسرائیلی از بازی کردن بازیکنان فلسطینی در بازی های بین المللی جلوگیری می کنند. در سپتامبر سال 2004 به 5 تن از بازیکنان برای شرکت در مسابقات مقدماتی جام جهانی مقابل ازبکستان اجازه خروج داده نشد. به خاطر عدم امکان بازی در فلسطین، تیم برای بازی های خانگی خود به دوحه قطر می رود و تمریناتش را در اسماعیلیه مصر انجام می دهد، جایی که 100 مایل از خانه ی بازیکنان، یعنی غزه، دورتر است.
ایستگاه های ایست و بازرسی اسرائیل، رفت و برگشت برای تمرینات را به مخاطره می اندازند. بازیکنان کرانه باختری رود اردن، برای تمرین ابتدا باید از سد دیوار نژادپرستانه حائل اسرائیل بگذرند، سپس با اتوبوس به امان، پایتخت اردن بروند و از آنجا به قاهره پرواز کنند تا هم تیمی های غزه ای شان را ببینند.
حرکت از غزه هم می تواند به خاطر وجود ایستگاه های ایست و بازرسی ساعت ها به طول بیانجامد برای مثال بازیکنان فلسطین فقط برای رسیدن از مرز مصر به شهر رفح که فاصله ی خیلی کمی است، (100متر) آن هم پس از بازی با ازبکستان، 40 ساعت معطل شدند. بعد از بازگشت از بازی مقابل ازبکستان در دوحه، مهاجم تیم، زیادالکترود، فهمید که خانه اش در دیرالبلح در نوار غزه را خراب کرده اند. اسرائیل وقتی در پی یافتن تونل های قاچاق بوده اند، این خانه را خراب کرده اند. در غیاب او، اسرائیلی ها وی را تهدید امنیتی تلفی کرده بودند. علیرغم تمام این موانع، موفقیت آنها امید را به هزاران کودک فلسطینی بخشید تا به آینده ای در پس مقررات نظامی اسرائیلی ها امیدوار باشند.
نسل آینده ای فلسطین و ذوق ورزشی آنها با اشغال غیر قانونی سرزمین شان و محدودیت های رفت وآمد و تنبیه های عمومی در حال تلف شدن است. از سپتامبر 2000 تا سال 2004، اسرائیلی ها 3565 فلسطینی را کشتند که 22 درصد آنها کودک بودند. در سال 2004 اسرائیلی ها 176 کودک فلسطینی را کشتند. تعداد خیلی بیشتری هم به شدت توسط تک تیراندازان وگلوله های تانک اسرائیل آسیب دیدند، که دیگر قادر به فوتبال بازی کردن نیستند. اگر چه جوانان زیر 17 سال، 50 درصد جمعیت فلسطین را تشکیل می دهند، امکانات محدودی برای آنها به خاطر اشغال شدن سرزمین شان وجود دارد. مراکز جوانان توسط ارتش اسرائیل خراب می شود. برای مثال: تاقبل از یورش آوریل 2002 اسرائیل به کرانه باختری رود اردن و شهرهای آن در شهر قدیمی نابلوس، 13 مؤسسه مربوط به جوانان فعالیت می کرد. اما امروز (تا سال 2005) فقط 5 عدد از آنها در حال فعالیت هستند.
علیرغم تمام این محدودیت های تحمیلی، کودکان فلسطینی به مقررات نظامی منع رفت و آمد اسرائیلی دهن کجی می کنند تا بتوانند در خیابان ها فوتبال بازی کنند. این مقاومت و ایستادگی آنها در برابر اشغال در اراده ی تیم فوتبال ملی آنها، تجلی می یابد تا بالاخره روزی سرود ملی آنها برای ده ها هزار تماشاچی در یک زمین خانگی و مدرن در فلسطین آزاد پخش شود.
منابع:
1.inmids
2.ipsc
3.jerusalemites
چهارشنبه 21/12/1387 - 7:32
کامپیوتر و اینترنت
فرض كنید كه ما متنی را روی كاغذ داریم و میخواهیم آن را وارد رایانه كنیم. اولین روشی كه به ذهن میرسد این است كه متن را به تایپیست بدهیم تا با كامپیوتر تایپ كند. اما آیا میشود عین همان متن را وارد رایانه بكنیم تا نیازی به تایپ نباشد؟
البته دستگاه «اسكنر» میتواند تصویری از آن متن را وارد رایانه كند، تا اینجا بخشی از مشكل ما حل شده است. اما رایانه كه نه عقلی دارد و نه «زبان» میفهمد، نمیتواند حروف و كلمات را از هم تشخیص دهد.
مثلاً اگر از كامپیوتر بخواهیم به ما بگوید كه در متن اسكنشده كلمة «علی» چند بار آمده است، بیآنكه شرمنده شود، میگوید نمیتوانم تشخیص بدهم! در واقع این «تصویر دیجیتالشده» باید به «تصویر قابل پردازش» تبدیل شود. موضوع اصلی OCR همین است.
OCR سرنام اصطلاحی است كه صورت كامل آن در واژهنامههای انگلیسی به دو صورت آمده است:
1. Optical Character Recognition
2. Optical Character Reader
انواع OCR
در زبانهای دیگر، به ویژه زبانهایی كه با حروف لاتینی نوشته میشوند، سالهاست كه از OCR استفاده میشود. اما در ایران دو سه سالی است كه به فكر استفاده از OCR در زبان فارسی افتادهایم.
و اما OCR چند نوع است: یا تایپی است یا دستنویس. یعنی یا باید یك متن قبلاً تایپ شده را (مثل كتابها و روزنامههای چندین سال قبل، یا حتی متنی را كه فایل تایپی آن موجود نیست و فقط پرینت آن را داریم) وارد رایانه كنیم، یا متن دستنویس را.
متنهای دستنویس هم به دو صورت «گسسته» و «پیوسته» وجود دارند: متن «دستنویس پیوسته» مثل همان چیزهایی است كه ما هرازگاهی كه دلمان تنگ میشود روی كاغذ مینویسیم، یا یك نامه، یا یك قطعه شعر و ... اما متن «دستنویس گسسته» همان نوشتههایی است كه حروف آن جدا از هم و به صورت گسسته نوشته شدهاند، مثل نام و نامخانوادگی كه در فرمهای آزمون ثبتنام، به صورت هر حرف داخل یك كادر، نوشته میشوند.
طراحی OCR گسستة فارسی تقریباً در مراحل پایانی كار قرار دارد ولی، OCR پیوسته ظاهراً سالهای زیادی كار میبرد.
فارسی ما و مشكلات آن
قبل از اینكه به مراحل دیگر OCR بپردازیم، لازم است اندكی هم به مشكلات خط فارسی ــ یا در واقع ویژگیهای این خط ــ بپردازیم. اول اینكه ما در فارسی حروف را به صورت چسبیده و پیوسته مینویسیم و این كار برای تشخیص حرف به حرف نوشته از سوی رایانه (كه قرار است در مراحل بعدی آن را تایپ كند) بسیار مشكل است. تصور كنید كه همین كلمه ساده «است» را به حالتهای مختلف میشود نوشت: یكی برای «س» دندانه میگذارد، یكی نمیگذارد، یكی آن را میكشد و یكی نمیكشد و... حالا اگر همین صورتهای مختلف «س» به «ت» هم بچسبند، تشخیص حروف برای ما انسانها هم سخت میشود، چه رسد به رایانه.
شباهت حروف
مشكل دیگر خط ما این است كه حرفهای فارسی بسیار به هم شبیهاند. مثلاً در نظر بگیرید كه تفاوت «ر» با «ز» با «ذ» یا «ب» با «ت» تنها در یك نقطه است، و چون نقطه جزء بسیار كوچكی است، اگر یك خط یا حتی یك لك كوچك روی كاغذ بیفتد، تشخیص حروف از هم بسیار دشوار میشود و دردسر جدی برای بازشناسی حروف توسط رایانه ایجاد میكند. اینها تازه مشكلات خط فارسی است. دربارة اعداد فارسی هم این مشكل وجود دارد: صفر ما یك نقطه كوچك است كه میتواند رایانه را به اشتباه بیندازد؛ اعداد 4، 3، 2، 1 هم بسیار به هم شبیه هستند و تنها تفاوتشان یك دندانه كوچك است.
به دلایل گفته شده OCR درمرحلة كنونی در كشور ما مربوط به «دستنویسهای گسسته» یا متنهای تایپی پیوسته است، و تا بازشناسی متنهای دستنویس پیوسته توسط كامپیوتر راه زیادی در پیش است، چون در دستنویسهای گسسته، اگرچه حروف به هم شباهت دارند، حداقل جداجدا نوشته شدهاند. در متنهای پیوسته تایپی هم مشكل كشیده شدن یك حرف یا شكسته نوشته شدن حروف را نداریم.
البته به گفته مسئولان شركت «پایا» در حال حاضر هم نرمافزارهایی وجود دارد كه متن دستنویس پیوسته را تبدیل به حروف جدا ازهم و گسسته میكنند، ولی ضریب خطای این نرمافزارها زیاد است و به شكل صنعتی درنیامدهاند.
بازشناسی حروف و الگو
تا اینجا گفتیم تصویر صفحهای كه در آن حروف به طور جداجدا (هر حرف داخل یك كادر) نوشته شده است، به وسیلة اسكن وارد رایانه میشود. مرحلة بعدی این است كه حروف بازشناسی شوند، یعنی مكان آنها از دیگر خطوط (مثل خطوط كادری كه داخل آن نوشته شده) بازشناسی شود، و اگر متن پیوسته تایپی است، حروف جدا شوند و زواید تصویر حذف شود. مثلاً اگر دانشآموزی «س» را به گونهای نوشت كه بیرون از كادر بود، به رایانه بفهمانیم كه بیدقتی شده است او باید همان حرف داخل كادر را بخواند.
در مرحلة بعدی كه «بازشناسی الگو» نام دارد، با تعدادی شرط میشود فهمید كه مثلاً حرفی «الف» است یا نه، و رایانه تشخیص میدهد كه حرف «پ» است یا «ب». برای این تشخیص لازم است كه تصویر حرف «الف» با الفهای نمونه ــ كه قبلاً به رایانه داده شده است ــ منطبق شود. الفبای نمونه قبلاً از روی یك مجموعه بزرگ آموزشی تهیه شده و ویژگیهای مشترك از آن استخراج شده است. اما از آنجا كه تنوع صورتها نوشتاری یك حرف به صورت دستنویس بسیار زیاد است، مدلی آماری استخراج میشود كه در آن شباهت ویژگیهای استخراج شدة قبلی با نمونه ورودی به رایانه بررسی میشود. در اینجا «بازشناسی الگو» با روشهای آماری انجام میشود كه روش معمول در سیستمهای OCR است.
اگر فكر میكنید كه كار تمام شده است در اشتباهید، چون تازه میرسیم به دنبالة حروف. مثلاً اگر كسی همان حرف «س» را با دنباله بنویسد، رایانه باید تشخیص دهد كه این حرف فقط «س» است، یا مثلاً «ی» هم به آن چسبیده است.
مدلسازی یا پردازش زبانی
مرحله بعدی «مدلسازی زبانی»یا «پردازش زبانی» نام دارد. حروف به هم چسبیده، كه كلمه را درست میكنند، باید معنیدار یا شناختهشده باشند. در این مرحله بررسی میشود كه چه كلماتی در زبان وجود دارد؟ چه تركیبهایی از كلمات مجاز است؟ و... البته در مراحل پیشرفتهتر، مدلسازی گرامری (دستور زبان) و مدلسازی معنایی هم وجود دارد كه تشخیص میدهد جمله از لحاظ دستوری و معنایی درست است یا بیمفهوم است. اما در OCR گسسته ــ كه بیشتر برای ثبتنام استفاده شده ــ شباهت یك كلمه به نام، نام خانوادگی، شهر و ... كافی است.
برای تشخیص تركیبهای مجاز یك كلمه یا معنیدار بودن یك كلمه نیز به تهیة بانكهای اطلاعاتی (Data base) نیاز داریم. در این بانكها مثلاً تمام نامهای كوچك و بزرگ ایرانیان قبلاً جمعآوری شده است و هنگام تطبیق یك كلمه با آن مشخص میشود كه رایانه حروف آن را دست تشخیص داده یا نه. بنابراین نقش این بانك اطلاعاتی بسیار مهم است، چون اگر نامی در آن ثبت نشده باشد، كلمهای كه آن نام را شامل شود، به طور خودكار از برنامه OCR حذف میشود یا پیغام میآید كه: «این كلمه اشتباه است» در صورتی كه ممكن است مثلاً نام «هشام» در بین نامهای ایرانی وجود داشته باشد، ولی قبلاً در بانك اطلاعاتی ثبت نشده باشد.
بانكهای ما و دیگران
مهندس «رزازی» دربارة مشكل بانكهای اطلاعاتی در زبان فارسی میگوید: «در دنیا برای توسعة OCR و ارزیابی آن، بانكهای اطلاعاتی استاندارد ساخته شده است كه در آنها همة كلمات وجود دارند، یعنی بانك هم مشكل دیجیتال كلمه را دارد، و هم تصویرش را. اما برای زبان فارسی، این بانكهای اطلاعاتی چه برای ارزیابی و چه برای توسعه، استاندارد شده نیست. در واقع هر كسی برای خودش یك بانك اطلاعاتی میسازد، و این نمونههای متفاوت مشكلاتی را ایجاد میكند. مثلاً برای ثبتنام دانشآموزانی كه در آزمون مدارس تیزهوشان شركت كرده بودند، یك بانك اطلاعاتی حاوی نامهای فارسی، از روی اطلاعات فرمهای سالهای قبل، تهیه شد كه از روی آن كلماتی كه خیلی شبیه به نامهای فارسی بودند تشخیص داده میشد. مثلاً اگر رایانه كلمهای را «مصیبت» تشخیص داد، براساس بانك اطلاعاتی معلوم میشود كه «مصیب» بوده است كه یك نام ایرانی است.
علی، ولی، قلی ... و سیب
نكتة دیگر این است كه یك بانك اطلاعاتی باید شامل تعدادی كلمات خام باشد، بلكه «بسامد» آن واژگان، یعنی میزان استعمال و تكرار كلمات در زبان و مشخصات آماری آنها هم باید ثبت شده باشد، والا كارایی زیادی ندارد. مثلاً «علی» نامی است كه شباهت زیادی به «ولی» و «قلی» دارد. كارهای آماری در بانك اطلاعاتی باید طوری انجام شده باشد كه تعداد «علی» بیشتر باشد، و بعد نوبت «ولی» و «قلی» برسد، چون درصد بسامدی «علی» به لحاظ آماری و كاربرد در میان نامهای بیشتر است.
در OCR فارسی گسسته، اگر فقط مربوط به نامها و نامخانوادگی باشد، كار سادهتر است از حالتی كه در OCR پیوسته وجود دارد. چون در OCR پیوسته هر كلمهای ممكن است وجود داشته باشد مثل «سیب»، اما در بانك اطلاعاتی نامها همه میدانیم كه سیب نام یك شخص نیست بلكه نام یك میوه است! بنابراین در OCR همواره سعی میشود كه درصد خطا كاهش یابد، تا كلمات در حد ممكن درست تشخیص داده شوند. اگرچه طراحان هنوز به صددرصد صحت نرسیدهاند، ولی نگران نتایج آزمون خود نباشید، چون تمامی اطلاعات مربوط به شما چندین بار كنترل میشوند و از سازوكار reject )یا مردودی) در رایانه هم استفاده میشود. در این روش اگر رایانه نتوانست كلمهای را تشخیص دهد، میفهمد كه نفهمیده است و در خروجیاش میآورد كه: «من این كلمه را نفهمیدهام» و كار به سیستم دستی میرود و در آنجا تصحیح میشود. این فرایند در پست خیلی كارایی دارد. در هر جای دنیا كه تفكیك نامهها و دیگر مرسولات پستی به وسیلة OCR انجام میشود، بعضی از نامهها در سیستم كامپیوتری وارد سازوكار «مردودی» میشوند و به طور دستی مورد بررسی مجدد قرار میگیرند. هماكنون در سطح محدودی از OCR در پست كشور ما نیز استفاده میشود، چون در پست هم كد پستی چندرقمی و دیگر اطلاعات به صورت گسسته و داخل كادرهایی نوشته میشود، و كار آسانتر است.
در مورد خطای OCR در تشخیص كلمات، مسئولان شركت «پایا» نظر جالبی دارند:
«حتی با تعبیة سیستم مردودی (reject) هم ممكن است خطایی در تشخیص كلمات وجود داشته باشد. باید در نظر داشته باشیم كه هیچ سیستم پردازشگری (از جمله انسان) بدون خطا نیست. نكته مهم این است كه یك سیستم ماشینی درصد خطای كمتری نسبت به انسان داشته باشد تا جایگزین خوبی برای انسان باشد. مسئله این نیست كه خطا را به صفر برسانیم. هر قدر كه فناوری جلوتر میرود، میزان خطا هم بیشتر كاهش مییابد.»
مدیر شركت «دوران نوین» هم به گونهای دیگر به همین موضوع اشاره میكند: «انتظار ما از مسئولان طرح «تكفا» آن است كه با موضوع OCR واقعبینانهتر برخورد شود، و در بحث مربوط به هزینههای پروژه و انتظاراتی كه از OCR میرود، واقعیتها در نظر گرفته شود. دیدگاه كنونی مسئولان تكفا آن است كه كل مشكل «خطا» تا 100درصد حل شود، در حالی كه فكر میكنم حل مسائل مربوط به هوش مصنوعی نیاز به روش تدریجی دارد. مثلاً در زبان عربی هم، نرمافزار «صخر» در نسخة اول خود فقط تا حدود 40درصد دقت داشت، در حالی كه اكنون پس از گذشت 13 سال از اولین نسخه آن دقت به مرز 98 درصد رسیده است.»
همانطور كه اشاره شد از OCR در ثبتنام آزمون «سازمان ملی استعدادهای درخشان» در سالهای 81 و 82 استفاده شد كه از طریق آن440000 نفر به طور ماشینی ثبتنام شدند. این روش باعث شد كه در سال 81 (نمونه اول) 45 درصد در هزینهها و 25 درصد در زمان ثبتنام صرفهجویی شود. در سال بعد (82) این رقم به 50 درصد رسید. نرمافزاری كه در این آزمونها مورد استفاده قرار گرفت برای هر كدام از موارد صحت بازشناسی متفاوتی داشت و در مجموع كار آن خوب بود (به جدول توجه كنید):
به نظر میآید كه در چند سال آینده و با پیشرفت OCR فارسی و كاهش هر چه بیشتر خطای آن، در آزمونهای بزرگتری مانند آزمون سراسری دانشگاهها نیز بتوان از آن استفاده كرد.
سرنوشت OCR دستنویس
در مورد OCR پیوسته دستنویس نیز روند كار به همان صورتی است كه شرح دادیم، اما آنچه كار را دشوارتر میكند، قطعهبندی و جداجدا كردن حروف به هم چسبیده و تشخیص آنهاست. اگر این روند طی شود، این امید وجود دارد كه روزی از OCR پیوسته دستنویس فارسی هم در سطح گستردهای استفاده شود. البته OCR پیوسته دستنویس حتی در زبان انگلیسی هم هنوز به كاربرد وسیع و عملی نرسیده است. مهندس «رزازی» دراین مورد میگوید: « OCRانگلیسی در سیستم عامل windows وجود دارد كه همراه با office فروخته میشود، ولی فكر نكنید كه نامههای اداری انگلیسی كه با دستنویس نوشته شدهاند همه با OCR تایپ میشوند. این كار برای به نتیجه رسیدن به حداقل یك روند 10 ساله را باید طی كند. OCR فارسی یك مرحله عقبتر است، پس زمان بیشتری میبرد.»
مهندس «صدیق»، مدیرعامل شركت «پایا» هم میگوید: «همین OCR فارسی گسسته هم تا چند سال پیش یك رؤیا بود، ولی دیدیم كه محقق شده است و به مرور پیشرفتهتر هم خواهد شد. بنابراین طراحی OCR پیوسته فارسی هم، اگرچه سالها طول میكشد، ولی مطمئناً به نتیجه خواهد رسید. این طرح یك طرح تحقیقاتی است كه در دانشگاهها دنبال میشود و هنوز به یك محصول صنعتی قابل استفاده در سطح كلان و كاربردی برای عموم نرسیده است. ولی در حال حاضر نمونههای دانشگاهی و آزمایشگاهی آن در داخل كشور وجود دارد و موضوع رساله دكتری برخی از دانشجویان است.»
بنابراین بین 10 تا 20 سال آینده، آنگونه كه مسئولان شركت «پایا» میگویند، OCR پیوسته دستنویس فارسی هم وارد بازار خواهد شد.
دكتر فیلی هم در پاسخ به این سؤال كه «آیا طراحی OCR پیوستة فارسی روزی تحقق خواهد یافت؟» پاسخ میدهد: «بله ولی به تدریج.»
به هر حال براساس قرارداد «تكفا» با شركتهای ایرانی، تا كمتر از یك ماه دیگر، نسخهنهایی (البته نه صددرصد تكمیلشده) OCR فارسی دستنویس گسسته و تایپی پیوسته ارائه خواهد شد. مدیر شركت «دوران نوین» در این مورد میگوید: «پروژة OCR گسسته در مراحل پایانی خود قرار دارد ولی دارای مشكلاتی در تشخیص انواع اسكنرها و انواع فونتهاست كه در حال رفع آن هستیم. این نرمافزار در حال حاضر امكان تشخیص فونتهای تایپی فارسی با دقت زیاد را دارد، ولی مشكل جدی آن است كه با اسكنرهای مختلف نتایج نامناسبی میدهد.» وی از اهمیت این طرح در بعد كلان ملی هم میگوید: «با توجه به این كه مشكل OCR برای بسیاری از زبانهای دنیا مانند انگلیسی عملاً حل شده است، اگر در كشور ما هم به نتیجة نهایی برسد در افزایش سطح اطلاعات فارسی در دنیای دیجیتالی امروز (از جمله در اینترنت) بسیار اهمیت خواهد داشت.
منبع:iranwsis
سه شنبه 20/12/1387 - 7:44