اخلاق
حضرت محمد (ص):
۱ – بهترین چیزى که به مردم داده شد؛ زبانى است شکرگزار، تنى است صابر و شکیبا و دلى است ذکر کننده و به یاد خدا.
۲ – حقا که شما هرگز نمى توانید به مردمان به مال خود برسید و آنها را راضى کنید، پس سعى کنید به اخلاق خوش خود به آنها برسید و از آنها دلجویى نمایید.
۳ – بدترین مردم آن کس است که عذرى را نپذیرد و لغزشى را نبخشاید.
۴ – نهنده دانش در نااهلش مانند آویزنده گوهر و مروارید است بر گردن خوکان .
۵ – بالاترین و بهترین دو چیزى که در یک نفر فراهم مى آید حلم است و علم .
۶ – امید مایه رحمت امت من است ، اگر نور امید در دلها نبود هیچ مادرى فرزند خود را شیر نمى داد و هیچ باغبانى نهالى نمى کاشت .
۷ – کسى که به بازار مى رود و تحفه اى براى خانواده خود مى خرد همچون کسى است که مى خواهد به نیازمندانى کمک کند و هنگامى که مى خواهد تحفه را تقسیم کند نخست باید به دخترش و سپس آن را به پسرش بدهد.
۸ – آیا شما را با خبر نسازم به کارى که اگر انجام دهید شیطان به اندازه فاصله مغرب از مشرق از شما دور مى شود؟ گفتند چرا. فرمود: روزه ، شیطان را روسیاه مى کند و صدقه کمر او را مى شکند و دوستى فقط به خاطر خدا و مداومت بر عمل صالح ، ریشه او را قطع مى کند. استغفار و توبه رگ گردن شیطان را قطع مى سازد، براى هر چیزى زکات است و زکات جسم روزه است
سه شنبه 1/5/1392 - 1:27
داستان و حکایت
سید جلیل القدر حاج آقا عطاء اللّه شمس دولت آبادى نقل فرمود:
یکى از علماء که براى حاجتى ده شب در حرم مطهر حضرت امیرالمؤ منین (ع ) بیتوته کرده و نتیجه نگرفت .
پس به حرم حضرت اباعبداللّه (ع ) رفته و در کربلا ده شب در حرم آن حضرت بیتوته کرد باز هم نتیجه نگرفت.
پس ده شب در حرم آقا اباالفضل (ع ) بیتوته کرد و نتیجه ندید، آخرین شب بیتوته در آنجا دید زنى وارد حرم آن حضرت شد و یک طفل نیمه بچه را انداخت کنار ضریح و گفت یا ابوالفضل من از شما اولاد خواستم اینک خدا به من یک بچه ناقص و نیمه طفلى لطف کرده است . و من از اینجا نمى روم مگر اینکه معجزه کنى و طفل کاملى از براى من بگیرى . ناگهان غوغا بر پا شد و گفتند: بچه نیمه طفل سالم گردید زن بچه را در آغوش گرفته و بیرون رفت .
این مرد عالم خیلى دل تنگ شد آمد کنار ضریح گفت : یا اباالفضل ببین من یک ماه است که کنار قبر پدر و برادر تو از خدا حاجت خواستم حاجتم داده نشد ولى این زن عرب بادیه نشین را فورا حاجت دادید.
سپس در کنار ضریح خوابش برد در عالم رؤ یا حضرت به او فرمود: هر کس به قدر معرفت خود حاجت مى خواهد و خداوند هر نوع صلاح بداند به او کرامت مى کند او همین اندازه نسبت به ما آشنائى دارد اما حساب شان با تو جداست و ما به نظر لطف به تو مى نگریم و صلاح شما را در این حال مى بینیم.
سه شنبه 1/5/1392 - 1:22
فلسفه و عرفان
مرحوم آیتالله مجتهدی تهرانی میگوید: اگر در مصیبتها و نداریها از خدا گله نکنیم و تسلیم خدا باشیم، یعنی اینکه ما از خدا راضی هستیم و خدا هم از ما رضایت دارد.
* دعای روز بیست و چهارم ماه مبارک رمضان
«اللهمّ إنّی أسْألُکَ فیه ما یُرْضیکَ وأعوذُ بِکَ ممّا یؤذیک وأسألُکَ التّوفیقَ فیهِ لأنْ أطیعَکَ ولا أعْصیکَ یا جَوادَ السّائلین»
خدایا در این روز از تو درخواست میکنم آنچه را که رضای تو در اوست، و به تو پناه میبرم از آنچه تو را پسند است و از تو توفیق میخواهم که در این روز به فرمان تو باشم و هیچ نافرمانی نکنم، ای عطا بخش سوالکنندگان!
* شرح فرازهای دعا
آیتالله مجتهدی تهرانی در ترجمه این دعا میگوید: در این دعا رو به پروردگار میگوییم؛ «ای خدا، من از تو چند چیز را در ماه رمضان سؤال میکنم، اول اینکه تو از من راضی شوی و زندگی من طوری باشد که از من رضایت داشته باشم. این توفیق است که آدم کارهای خود را به گونهای انجام دهد که خدا از او راضی باشد و پناه میبرم به تو از چیزهایی که تو را اذیت میکند، یعنی از گناه و اطاعت از شیطان و اطاعت از نفس.»
وی میگوید: اگر میخواهید بدانید که خدا از شما راضی هست یا نه، ببینید خودتان در ته دل از خدا راضی هستید؟ اگر راضی باشید، خدا هم از شما راضی است.
این عالم ربانی میافزاید: حدیث داریم که شما مانند بیمار هستید و خدا مانند دکتر و طبیب. همانطور که دکتر هر چه بگوید، بیمار میپذیرد، خدا هر چه به ما داد، ما هم باید رضایت داشته باشیم.
آیتالله مجتهدی تهرانی ادامه میدهد: اگر در مصیبتها و نداریها از خدا گله نکنیم و تسلیم خدا باشیم، یعنی اینکه ما از خدای راضی هستیم و خدا هم از ما رضایت دارد. اما خیلی سخت است که انسان ذرهای گله از خدا نداشته باشد.
وی در شرح فراز «وأسألُکَ التّوفیقَ فیهِ لأنْ أطیعَکَ» دعای روز بیست و چهارم ماه رمضان میگوید: خدایا از تو توفیق میخواهم که در ماه رمضان اطاعت تو را کنم و گناه انجام ندهم! روایت داریم از امام نهم (ع) که فرمود: مؤمن باید ۳ خصلت داشته باشد. اول توفیق داشته باشد، دوم خودش را موعظه کند و سوم اینکه نصیحت دیگران را قبول کند.
این استاد اخلاق با اشاره به مالاندوزی برخی از مردم برای وراث، گفت: وارثان خود را به خدا بسپارید و نه به پول. حدیث داریم که اگر وارث خوب هستند، خدا خودش نگهبان آنهاست و اگر بد و دشمن خدا هستند؛ چرا برای دشمنان خدا زحمت میکشید؟
آیتالله مجتهدی تهرانی میگوید: در پایان دعا برای استجابت دعا میگوییم؛ ای خدایی که به هر کسی که از تو چیزی سؤال میکند، تو جود میکنی و نسبت به او بخشش داری، دعای ما را استجابت کن! ما گاهی سائلین را رد میکنیم؛ اما خدا درخواست همه را میدهد و رد نمیکند؛ ولی گاهی چیزی که صلاح ما نیست را از خدا میخواهیم و خدا نمیدهد؛ البته آن خواسته را هم در قیامت برآورده میکند.
وی در پایان میگوید:در قیامت بندگان میپرسند؛ خدایا اینها که به ما میدهی، چیست؟ خطاب میآید که در دنیا خواستی صلاح نبود بدهیم و الان آن را برآورده میکنیم
جمعه 21/4/1392 - 2:30
قرآن
آقایى در تبریز خیلى كمالات داشته، از جمله این كه روزى یك صفحه یا یك ورق قرآن مى خوانده و مى گفته است كه خداوند متعال دو نعمت به من ارزانى داشته: یكى این كه، توفیقِ بُكا در عزاى سیّدالشهدا ـ علیه السّلام ـ را دارم؛ و دیگر این كه، قرآن را با كسالت نخوانده ام. به عقیده ى بنده خیلى كلام بزرگى است.
قرآن این قدر عظمت دارد كه خداوند درباره ى آن مى فرماید:«وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ» به راستى كه قرآن را براى یاد [خدا] آسان نموده ایم.(1)
آیا درست است با این عنایت كه خدا به ما كرده، در وقت تلاوت قرآن بدون حضور و توجّه و تدبّر ـ نعوذ باللّه مثل كسانى كه قرآن را قبول ندارند ـ به لقلقه ى زبان اكتفا كنیم؟!
در صورتى كه در روایت است كه: «أَنَا جَلِیسُ مَنْ ذَكَرَنِى.»(2)؛ (من همنشین كسى هستم كه به یاد من باشد.) و قرآن خودش مُیَسَّر ( فراهم شده، آسان) است براى ذكر. و ذاكر به قرآن، ذاكرِ خداوند جلیل و به او متوجه است، مثل این كه دو نفر با هم صحبت مى كنند، هم این صحبت مى كند هم آن. خیلى مطلب بالا است، پس ما قرآن نمى خوانیم. نعمتهایى به این بزرگى براى ما فراهم است، براى هیچ امّتى، چنین نبوده است كه اینگونه خواصّ و آثار داشته باشد.
1. سوره ى قمر، آیه ى 17.
2. اصول كافى، ج 2، ص 496؛ من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 28؛ وسائل الشیعة، ج 1، ص 311؛ ج 7، ص 149، 162 و...
از فرمایشات حضرت آیت الله بهجت رحمت الله علیه
جمعه 21/4/1392 - 2:18
رمضان
امام حسن علیه السلام:
خداوند متعال ماه رمضان را براى بندگان خود میدان مسابقه قرار داد. پس عدّه اى در آن ماه با اطاعت و عبادت به سعادت و خوشنودى الهى از یكدیگر سبقت خواهند گرفت و گروهى از روى بى توجّهى و سهل انگارى خسارت و ضرر مى نمایند.
تحف العقول: ص 234، س 14، من لا یحضره الفقیه: ج 1، ص 511، ح 1479
جمعه 21/4/1392 - 2:12
رمضان
در روایت است كه:
« لِلصّائِمِ فَرْحَتانِ: فَرْحَةٌ عِنْدَ إِفْطارِهِ، وَ فَرْحَةٌ عِنْدَ لِقاءِ رَبِّهِ. »
روزه دار دو خوشحالى دارد:یكى هنگام افطار، و دیگرى هنگام دیدار پروردگار.(1) البتّه این در صورتى است كه در فطور و سحرى، نخوردن در روز را تدارك نكند.
دوازده روز از رمضان گذشته بود، روزه دارى در مسجد كوفه مى گفت: تا به حال گرسنه نشده ام، صوم هم براى او جوع آور نیست! با این كه بعضى طالب چلومرغ و غذاهاى لذیذند.
درباره ى مقدار خوردن در روایات آمده است:« وقتى كه گرسنه شدى، بخور. » : « إِذا جُعْتَ فَكُلْ. » اگر انسان گرسنه باشد، نان خالى هم براى او لذیذ است، لذّت طعام را صائمین مى دانند.
از فرمایشات حضرت آیت الله بهجت رحمت الله علیه
1.كافى، ج 4، ص 65؛ من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 76؛ وسائل الشیعة، ج 10، ص 397؛ بحار الانوار، ج 93، ص 380.
2.مستدرك الوسائل، ج 1، ص 284؛ ج 16، ص 466؛ بحار الانوار، ج 56، ص 260؛ فقه الرضا، ص 340
جمعه 21/4/1392 - 2:10
خاطرات و روز نوشت
چهارشنبه 23/5/1387 - 11:28
دعا و زیارت
انسان به طور فطری درپی دستیابی به كمال و پرورش ابعاد وجودی خویش است و خلوت گزینی در منزل دوست گامی مهم در جهت رسیدن به این مقصد بزرگ انسانی است. دین انسان ساز اسلام، فكر جدایی از زندگی دنیا، گوشه نشینی و كناره گیری از مردم و رهبانیت را باطل و ناپسند اعلام كرده است اما اعتكاف را به عنوان فرصتی برای بازگشت به خویش و خدای خویش قرار داده تا كسانی كه از هیاهو و جنجال های زندگی مادی خسته می شوند، بتوانند چند صباحی با خدای خود خلوت كنند و توسط ارتباط جان و روح خود با خالق هستی با ایمان و اعتقادی راسخ به سوی سعادت دنیا و آخرت گام بردارند.
اعتكاف مخصوص دین اسلام نیست بلكه در ادیان الهی دیگر نیز وجود داشته و در اسلام استمرار یافته است، اگرچه در شرع مقدس اسلام پاره ای از خصوصیات و احكام و شرایط آن تغییر كرده است. برخی از آیات قرآن نیز دال بر آن است كه اعتكاف در ادیان الهی گذشته وجود داشته است: «به یاد آر هنگامی كه ما خانه كعبه را مقام امن و مرجع امر دین خلق مقرر داشتیم و دستور داده شد كه مقام ابراهیم را جایگاه پرستش خدا قرار دهید، از ابراهیم و اسماعیل پیمان گرفتیم كه حرم خدا را پاكیزه دارید برای اینكه اهل ایمان به طواف و اعتكاف حرم بیایند و در آن نماز به جای آرند. (بقره.125)» از این آیه استفاده می شود كه در زمان حضرت ابراهیم(ع) و حضرت اسماعیل(ع) عبادتی به نام اعتكاف وجود داشته و پیروان دین حنیف گرداگرد كعبه معتكف می شدند.
رشد، كمال، بالندگی روحی، عقلی و ایمانی انسان و رسیدن به عالم شهود و ملكوت از آثار اعتكاف است. در اعتكاف، انسان با پی بردن به نكات مثبت و منفی وجودش، با تقویت نقاط مثبت، از ضعف های خود می كاهد و فرد علاوه بر حفظ معنویات، به هم نوعان خویش هم توجه می كند.
دوشنبه 24/4/1387 - 19:4
ادبی هنری
گفتم: دلم گرفته و ابرهای اندوهش سیل آسا می بارد. آیا نمی خواهی با آمدنت پایان خوشی بر دلتنگیم باشی.
گفتی بگو: «اللهم عجل لولیک الفرج»
گفتم: اگر امید آمدنت نبود، اگر روز خوش ظهور در ذهنم تجلی گر نبود، هیچ گاه روزگار انتظار را برنمی تابیدم. آیا نمی خواهی به خاطر تنها دلخوشی دل غمدیده ام بیایی.
گفتی: بگو«اللهم عجل لولیک الفرج»
گفتم: روز آمدنت نبودم، روز رفتنت هم نبودم، اما حالا با التماس از تو می خواهم که روز ظهورت باشم،
گفتی: بگو«اللهم عجل لولیک الفرج»
گفتم: تو که گفتی با غم شیعیانت دلتنگ می شوی، اما من سوختم و از تو خبری نشد.
گفتی: بگو«اللهم عجل لولیک الفرج»
گفتم: چه روزها و چه شبها این دعا را زمزمه کرده ام اما تو نیامدی.
گفتی: صدای تپش های قلبت را بشنو، اگر از جان برایت عزیزترم با هر صدای تپش قلبت باید زمزمه کنی«اللهم عجل لولیک الفرج»
و من به عقب بازگشتم و دیدم که چه سالها قلبم تپیده و برای آمدنت دعای فرج نخوانده ام، ای عزیزتر از جانم.
جمعه 14/4/1387 - 12:39
خواستگاری و نامزدی
| احترام گذاشتن به كودك روشهای گوناگونی دارد كه عبارتست از : |
| 1. بازی و رفاقت
2. تقدم در سلام كردن
3. وفای به عهد
• بازی و رفاقت : یكی از عواملی كه برای رشد كودك مناسب است، بازی رفاقت با او می باشد. این عمل ، علاوه بر اینكه مشكلات جسمی و روانی او را برطرف می كند ، برای وی یك نوع احترام محسوب می شود.
• به طور كلی بچه ها دنباله رو پدر و مادر خویش هستند و از آنها الگو می گیرند و سعی می كنند از رفتارآنها طبیعت كنند. رفتار پدر و مادر باید به گونه ای باشد كه برای كودك قابل عمل باشد و از توانایی او خارج نباشد، به همین دلیل بزرگترها می بایست رفتار خود را تنزل دهند و هم سطح كودك خود شوند تا بتوانند با او هم بازی شوند، این عمل پدرو مادر تأثیر بسیار زیادی در نشاط و شادمانی كودك می گذارد.
• امام علی (علیه السلام)می فرمایند : كسی كه فرزند كوچك دارد، با او رفتار كودكانه داشته باشد.
• امام صادق (علیه السلام)می فرمایند : بگذار، فرزندت تا 7 سالگی بازی كند. نكته : یكی از نكات مهم در بازی كردن با كودك اینست كه خیلی از استعدادهای او از این طریق شكوفا خواهد شد، و از افسردگی و گوشه گیری كودك جلوگیری می كند.
• تقدم در سلام كردن : در اسلام به جواب درست و خوب دادن كودك سفارش زیادی شده است.
• پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)می فرمایند : پنج چیز است كه تا لحظه مرگ آنها را فراموش نخواهم كرد. یكی از آنها سلام كردن به كودكان است كه تا پس از من به صورت سنت درآید.
• وفای به عهد : وقتی به كودك وعده ای داده می شود، باید به آن عمل شود ، چرا كه این كار خود نشانه صداقت و درستی است حال اگر وعده ای داده شود و بدان عمل نشود، بچه از این عمل، فریب و دروغ را برداشت می كند و یاد می گیرد.
• پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)می فرمایند : وقتی یكی از شما به فرزندش وعده ای دارد، حتماً بدان وفا كند. |
پنج شنبه 13/4/1387 - 15:44