• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 3
تعداد نظرات : 1
زمان آخرین مطلب : 6451روز قبل
اخبار

بدوبدوبدوبدوبدوبدوبدوبازم یه سایت دیگه

شاید خیلی ها به این سایت سر زدن و ان را میشناسند.ولی به هر حال با نظر دادن به این مطلب و نوشتن ایمیلتو تو نظرات برای شما فرم عضویت رو میفرستم.

در ضمن به تبیان نمیرسه ولی تقریبا مثل تبیانه

سر کاری هم نیست و امتحانش 10 دقیقه اینترنت میخواد

چهارشنبه 22/8/1387 - 11:49
اخبار

بدوبدوبدوبدوبدوبدو زنبیل دار و بچه دار بچه تو بزار رو اجاق بیا سایت توپ

جامعه القران یه سایت خوب در مسائل قرآنیه که از شما دعوت می کنم تو ای سایت عضو بشید.بیشتر امکانات تبیان رو هم به شما میدهد.و از همه مهمتر که با اینترانت تبیان هم قا بل دست رسی است

 

چهارشنبه 22/8/1387 - 11:40
ادبی هنری
زندگی نامه :قیصر امین پور در جایی شروع می شود که عشق در آن پایان می یابد. او خودش را اینگونه معرفی میکند. با این همه پایان عشق هرگز به این معنی نیست که قیصر از جنس عشق نیست . او مردی است در نهایت حس و شعور و شعر . درست مثل آینه ای که ناگهان ، در برابر جرقه ای می تابد و اعلام حضور می کند . اگر ما جرقه ای کو چک شویم ، حتما این آینه ما را به ما نشان خواهد داد. كودكی‌هایم اتاقی ساده بود  قصه‌ای، دور اجاقی ساده بودشب كه می‌شد نقش‌ها جان می‌گرفت                                روی سقف ما كه طاقی ساده بود...زندگی دستی پر از پوچی نبود                                                                     بازی ما جفت و طاقی ساده بوددکتر امین‌پور در دوم اردیبهشت  ماه ۱۳۳۸ در گتوند دزفول به دنیا آمد.وِی تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در گتوند و دزفول به پایان برد.عشق اول او نقاشی بود ولی سرانجام سراغ شعر را گرفت . وی فعالیت هنری خود را از حوزه اندیشه و هنر اسلامی در سال 1358 آغاز کرد و اشعار زیادی منتشر کرد. در سال ۵۷ در رشته دامپزشكی دانشگاه تهران پذیرفته شد . ‌اما یك سال بعد، از این رشته انصراف داد و به دانشكده‌ی علوم اجتماعی همین دانشگاه رفت. وی بار دیگراز رشته علوم اجتماعی دانشگاه تهران در سال 1363 انصراف داد.در همان سال در شكل‌گیری حلقه‌ی هنر و اندیشه‌ی اسلامی با افرادی چون سیدحسن ‌حسینی، سلمان هراتی، محسن مخملباف، حسام‌الدین سراج، محمدعلی محمدی، یوسفعلی میرشكاك، حسین خسروجردی و... همكاری داشت (گروهی كه بنیان گذاران جوان حوزه‌ی هنری نام گرفتند و بعدها چهره‌هایی چون سهیل محمودی، ساعد باقری، محمدرضا عبدالملكیان، عبدالجبار كاكایی، فاطمه راكعی و علیرضا قزوه نیز به آنان پیوستند). البته هشت سال بعد یعنی در سال 1366، به‌همراه بسیاری از هم‌دوره‌یی‌هایش، از حوزه‌ی هنری خارج شد. او در سال 1366 به همراه دوستان نویسنده و شاعرش، بیوك ملكى و فریدون عموزاده خلیلى، نشریه سروش نوجوان را طراحى و منتشر كرد ودر سال 1367 سردبیر این مجموعه شد. كه تا چندى پیش هم انتشار این مجله و مسؤولیت قیصر امین پور درسمت سردبیرى ادامه داشت. از دیگر نهادهایی كه قیصر امین‌پور در شكل‌گیری آن‌ها نقش داشت ، به تشكیل دفتر شعر جوان در سال 1368 می‌توان اشاره كرد. قیصر امین‌پور،بعد از انصراف از رشته علوم انسانی در سال 13۶۳ بار دیگر و این بار در رشته زبان و ادبیات فارسی به دانشگاه رفت. تا این‌كه در سال 1369 تحصیل در دوره‌ی دكتری این رشته را آغاز كرد. وبا  دفاع از رساله‌ی پایان‌نامه‌اش در سال 1376 با راهنمایی دكتر محمدرضا شفیعی كدكنی و همكاری دكتر اسماعیل حاكمی و دكتر تقی پورنامداریان ـ با عنوان "سنت‌ و نوآوری در شعر معاصر" موفق به اخذ مدرك دكتراى ادبیات فارسى از دانشگاه تهران شد. این پایان‌نامه در سال 13۸۳ و از سوی انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شد.وی درباره این اثر مى گوید: « پیشنهاد بررسى درباره این موضوع از طرف استاد ارجمند دكتر شفیعى كدكنى بود و من از میان موضوعات مختلف، این موضوع را به ضرورت بحث سنت و نوآورى، براى پایان نامه دكترى برگزیدم. دشوارى كار آنجا بود كه چون من به نسلى آرمانگرا تعلق دارم و كار ادبى و خلاق را براى خود انجام مى دهم، شعرى كه دلم مى خواهد مى نویسم و هیچ كس هم در آن دخالت ندارد، فكر كردم در كار تحقیقى هم مى شود، این گونه بود؛ اما چنین نبود. به هر حال من، آدمى دوزیست بودم. هم در مطبوعات هستم و هم در دانشگاه. دانشگاه از من توقعى داشت و لابد انتظار داشت از چشم انداز سنت، نو آورى را بررسى كنم و دوستان مطبوعات بر عكس. بین این دو دیدگاه سرگردان بودن مشكل كار من بود و موقعى این مسأله حل شد كه تصمیم گرفتم یك چشم سوم برگزینم و به قول گادامر یك جور فاصله گرایى «.با این همه آنچه پس از بررسى این كتاب نصیب خواننده مى شود، این موضوع است كه امین پور در این كتاب قصد نداشته تا تاریخ معاصر ادبیات را به رشته تحریر درآورد.گر چه ،كار این كتاب به جاى اینكه تاریخ ادبیات باشد، این است كه سنت و نو آورى را با توجه به تفكیك تعاریف سنت به معناى دینى و ادبى، به شكل دو عرصه لازم و ملزوم نگاه مى كند. او در این كتاب از نظریه پردازى پرهیز كرده و به بررسى مكاتب مختلف پرداخته است. اهمیت این كتاب به زعم كسانى چون ضیاء موحد در آن است كه بعد از حافظ تماماً  نقد شعر ما تقلید و چسبیدن به قالبهاى آهنین تا دوره مشروطه است و كتابهاى شعر ما از اول تا زمان حاضر تماماً تكرار و امر به تقلیدات و اینكه مبادا پایتان را از سنت بیرون بگذارید.گرچه این كتاب در سال 1372 آماده به چاپ بود اما به اقتضاى اینگونه پژوهشهاى دانشگاهى دامنه موضوع معین و محدود بود و تبدیل آن به كتاب نیازمند گسترش و پرورش یا پردازش بیشتر بود. پس قیصر امین پور به امید ادامه پژوهش و كشاندن دامنه سخن تا شعر امروز و شاخه هاى گونه گونش، در چاپ آن تا سال 1383 دریغ كرد. با این همه خودش مى گوید: دریغا كه در این درنگ 5 ساله، از بسیارى كار و گرفتارى و بیمارى و دیگر پیشامدهاى ناگوار روزگار، حتى فرصت و فراغت بازنگرى در آن را نداشته ام چه رسد به بازنگارى. درباره كتاب معروف او «سنت و نو آورى در شعر معاصر» برخى از اهالى شعر و ادب معتقدند كه او درباره شاملو كمى بىعنایتى كرده و به حرفهاى اخوان بیشتر پرداخته كه شاید مأخذ لازم را در اختیار نداشته و درباره بعضى ها هم مثل خانلرى و توللى، گزینش غیر لازم صورت گرفته است.با این همه بسیارى از كارشناسان مثل محمود فتوحى معتقدند كه این كتاب امین پور در نوع خودش اولین پژوهش جدى دانشگاهى است كه به مسأله سنت و تجدد پرداخته است. او درباره این كتاب مى گوید: «بررسى كتاب را مى توان از سه نظر تاریخ ادبى، مدرنیزم و توهم مدرنیزم و جامعه شناسى ساختگراى تكوینى مورد بررسى قرار داد و به نظر من از فصل نهم تا پانزدهم كتاب ماهیتا نگرش تاریخ ادبى دارد؛ اما شاهد آن سنت تاریخ نویسى كه خلأیى 80 ساله محسوب مى شود، نیستیم و در این كتاب تا حدى جبران شده است. در حقیقت بخش هاى مغفول تاریخ ادبیات مورد توجه قرار گرفته است؛ مثلاً تقى رفعت، محمد مقدم و تندركیا مورد توجه هستند؛ اما مثلاً پروین اعتصامى در این كتاب نمى تواند جایگاهى داشته باشد. »دكتر امین‌پور كه تجربه‌ی تدریس در مقطع راهنمایی را در فاصله‌ی سال‌های 1360 تا 1362 در كارنامه‌ی خود داشت، از سال 1367 نیز به تدریس در دانشگاه الزهرا (س) پرداخت و دبیرى بخش ادبیات فصلنامه هنررا به كارهاى خود ضمیمه كرد.  اما شروع تدریس او در دانشگاه تهران به اواخر سال1369  برمی‌گردد.وی همچنین در سال ۶۸ موفق به كسب جایزه نیما یوشیج، موسوم به مرغ آمین بلورین شدوبرنده تندیس ماه طلایی (برگزیده شعر كودك و نوجوان 20 سال انقلاب) است. دكتر امین‌پور در سال 13۸۲ به‌عنوان عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی برگزیده شد. اولین مجموعه شعرش را با عنوان "تنفس صبح" كه بخش عمده آن غزل بود و حدود بیست قطعه شعر آزاد؛ از سوى انتشارات حوزه هنرى در سال 1363 منتشر كرد و در همین سال دومین مجموعه شعرش "در كوچه آفتاب" را در قطع پالتویى توسط انتشارات حوزه هنرى وابسته به سازمان تبلیغات اسلامى به بازار فرستاد. نمونه شعر؛ خلاصه خوبیها برای امام خمینی(ره)، از كتاب تنفس صبح:لبخند تو خلاصه خوبیهاست    لختی بخند خنده گل زیباستپیشانیت تنفس یك صبح است                                           صبحی كه انتهای شب یلداستدر چشمت از حضور كبوترها                                   هر لحظه مثل صحن حرم غوغاسترنگین كمان عشق اهورایی                                                          از پشت شیشه دل تو پیداستفریاد تو تلاطم یك طوفان                                          آرامشت تلاوت یك دریاستبا ما بدون فاصله صحبت كن                               ای آن كه ارتفاع تو دور ازماست در سال 1365 "منظومه ظهر روز دهم" توسط انتشارات برگ وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به بازار مى‏آید كه شاعر در این منظومه 28 صفحه‏اى ظهر عاشورا، غوغاى كربلا و تنهایى عشق را به عنوان جوهره سروده بلندش در نظر مى‏گیرد. سال 1369 برگزیده دو دفتر تنفس صبح و در كوچه آفتاب با عنوان «گزیده دو دفتر شعر» از سوى انتشارات سروش از وى منتشر مى‏شود . "آینه ‏هاى ناگهان" تحول كیفى و كمى امین‏پور را بازتاب مى‏دهد؛ در این مرحله امین‏پور به درك روشن‏ترى از شعر و ادبیات مى‏رسد. اشعار این دفتر نشان از تفكر و اندیشه‏اى مى‏دهد كه در ساختارى نو عرضه مى‏شود. آینه ‏هاى ناگهان، امین‏پور را به عنوان شاعرى تأثیرگذار در طیف هنرمندان پیشرو انقلاب تثبیت مى‏كند و از آن سو نیز موجودیت شاعرى از نسل جدید به رسمیت شناخته مى‏شود. شعرهای مشهور بسیاری در این مجموعه وجود دارد. اما از همه مهمتر «دردواره‌ها» است .دردهای من  گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست درد مردم زمانه است    مردمی كه چین پوستینشان مردمی كه رنگ روی آستینشان مردمی كه نام‌هایشان  جلد كهنه‌ی شناسنامه‌هایشان درد می‌كند. دردهای من      جامه نیستند   تا ز تن درآورم   «چامه و چكامه» نیستند   تا به رشته سخن درآورم     نعره نیستندتا  ز نای جان برآورم  دردهای من نگفتنی دردهای من نهفتنی است. قیصر تنها شاعر آیینی است که در شعر خود عشق و عرفان و حماسه را برابر و دوشادوش به کار می گیرد؛ در مثنوی نی نامه (از مجموعه آیینه های ناگهان، صفحه 162) که سوگ سروده یی است در تصویر سر مبارک حضرت سیدالشهدا بر نیزه، چنین می خوانیم؛خوشا از دل نم اشکی فشاندن         به آبی آتش دل را نشاندن
خوشا زان عشقبازان یاد کردن                                  زبان را زخمه فریاد کردن
خوشا از نی، خوشا ازسرسرودن               خوشا نی نامه ای دیگر سرودن
نوای نی، نوایی آتشین است        بگو از سر بگیرد، دلنشین است
نوای نی، نوای بی نوایی است            وای ناله هایش، نینوایی است
این شعر با آنکه یک مرثیه و سوگ سروده است اما قیصر آن را با بیانی حماسی و بی زنجموره و انفعال آغاز می کند یعنی با کلمه «خوشا». و این به معنی دعوت کردن خواننده شعر به همان تجربه والا و شوق طربناکی است که قهرمانان کربلا در استقبال از شهادت داشتند .سپس قیصر برای آنکه تعادل حماسی زبان شعر به هم نخورد و نیز این طربناکی عرفانی به شادی بی هدف بدل نشود، بی درنگ در بیت بعد «زبان را زخمه فریاد» می کند.باریک اندیشی های استادانه قیصر، ایهام هایی آفریده است که در همان حال وظیفه «براعت استهلال» و تلمیح را هم به عهده می گیرند؛ از نیمه ی دوم دهه شصت بود كه قیصر امین پور به ثبات زبان و اندیشه در شعرش دست یافت. هر چند جامعه ادبی او رابه عنوان یك ادیب آكادمیك و استاد دانشگاه می شناسد ولی حوزه ادبیات كودكان و نوجوانان هنوز قیصر را از آن خودمی داند. دو دفتر "به قول پرستو" و "مثل چشمه- مثل رود" آوازه خوبی دارند.در طلیعه دفتر "به قول پرستو" شاعر با طرح چند پرسش ارتباط خود را با مخاطب آغاز می كند:چرا مردم قفس را آفریدند؟ چرا پروانه را از شاخه چیدند؟
چرا پروازها را پر شكستند؟ چرا آوازها را سر بریدند؟شعر راز زندگی از كتاب به قول پرستو:
غنچه با دل گرفته گفت: زندگی
لب زخنده بستن است
گوشه ای درون خود نشستن است
گل به خنده گفت
زندگی شكفتن است
با زبان سبز راز گفتن است
گفتگوی غنچه وگل از درون با غچه باز هم به گوش می رسد
تو چه فكر میكنی
كدام یك درست گفته اند
من فكر می كنم گل به راز زندگی اشاره كرده است
هر چه باشد اوگل است
گل یكی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره كرده است!در اواسط دهه هفتاد، دومین دفتر از اشعار امین‏پور با عنوان "آینه ‏هاى ناگهان2 "منتشر مى‏شود كه حاوى اشعارى است كه بعدها در كتاب‏هاى درسى به عنوان نمونه ‏هایى از شعرهاى موفق نسل انقلاب آورده شد.در همین دوران است كه برخى از اشعار وى همراه با موسیقى تبدیل به ترانه ‏هایى مى‏شود كه زمزمه لب‏هاى پیر و جوان مى‏گردد. پس از تثبیت و اشتهار، ناشران معتبر بخش خصوصى علاقه خود را به چاپ اشعار امین‏پور نشان مى‏دهند و در اولین گام، انتشارات مروارید گزینه اشعار او را در كنار گزینه اشعار شاملو، فروغ، نیما... به دست چاپ مى‏سپارد كه در سال 1378 به بازار مى‏آید. "گل‏ها همه آفتابگردانند"از جدیدترین كتابهای امین‏پور نیز در سال 81 13از سوى انتشارات مرواریدمنتشر شد كه به چاپ  ‏چند باره رسید و با استقبال خوبى روبه‏رو شد. قیصر امین‌پور چهره‌ای است با مخاطبان فراوان؛ مخاطبانی كه شعرش، كلام‌اش، تئوری‌های‌اش و هر آن چیزی كه از او برمی‌آید را درك و ضبط می‌كنند. شاعری با موقعیت رشك‌برانگیزی در آكادمی، در جو دانشگاهی كه عاشقان سرسخت دارد و طرفداران فراوان. شاید به همین خاطر است كه انتشار هر كتابی از او، به خصوص شعر تبدیل می‌شود به یكی از مهم‌ترین وقایع ادبی به‌ویژه در میان قشر دانشجو. «دستور زبان عشق» جدیدترین اثر قیصر امین‌پور نیز از چنین خاصیتی بهره‌مند است. از خرده جریان‌ها و اقبال نسبی‌ای كه درك و دیده شدن این آثار را توجیه و تضمین می‌كند. قیصر در كنار برخی شاعران كم‌تعداد دیگر از معدود شاعرانی است كه هنوز به خوبی دیده و آثارش خوانده می‌شود. باز هم در خاموشی، شعرهای    پنج‌ساله اول دهه 80 را منتشر كرده است. آنان كه می‌خواستند بدانند كه او در این پنج سال چه می‌كرده، اكنوناز زبان او می‌خوانند:من هیچ چیز و هیچ كسی را دیگردر این زمانه دوست ندارمانگار                                 این روزگار چشم ندارد من و تو رایك روز         خوشحال و بی‌ملال ببیندزیرا هر چیز و هر كسی راكه دوستر بداریحتی اگر یك نخ سیگاریا زهرمار باشداز تو دریغ می‌كنندپس من با همه وجودمخودم را زدم به مردنتا روزگار، دیگركاری به من نداشته باشددر آخرین دفتر شعرش هم قالب نو هست و هم قالب سنتی. اما چیزی كه در این دفتر بسیار به چشم می‌خورد، كوتاهیشعرهای نو، زبان ساده و نثرگونه آنهاست. در شعر «كودكان كربلا»هیچ دخل و تصرفی در جابه‌جایی كلمات نكرده و یك سوال روشن در ساختار به نحوی ساده و عادی پرسیده شده است. راستی آیا كودكان كربلا، تكلیفشان تنها دائما تكرار مشق آب! آب! مشق بابا آب، بود؟در شعر دیگری این سادگی و ساختار به نحوی اغراق‌آمیزتر می‌شود؛  مرا   به جشن تولد                          فراخوانده بودندچرا سر از مجلس ختم درآورده بودم؟در نگاه اول شاید به نظر برسد شاعرهیچ تلاشی برای احضار كلمات نكرده. ولی واقعیت این است كه برجستگی این شعرهای امین‌پور در سادگی كلمات از یك سو و اندیشه‌های به ظاهر ساده از سوی دیگر است. زیباترین فرم این شعرها سادگی و بی پیرایگی آنهاست. در شعر دیگری با عنوان «شكار» می‌گوید: مرد ماهیگیر                                                                   طعمه‌هایش را به دریا ریخت                                            شادمان برگشتدر میان تور خالی   مرگ    تنهادست و پا می‌زد.دكتر قیصر امین ‏پور در سال 1382 علی رغم تمایلش از سردبیری سروش نوجوان استعفا داد   و  ضمن عضویت در فرهنگستان زبان و ادبیات فارسى؛ در دانشگاه تهران و الزهرا تدریس می كرد و به كارهاى پژوهشى مشغول بود.ویژگی سخن قیصر امین پور پیش از آنكه به عنوان شاعر دفاع مقدس و كودك و نوجوان به شمار آید در جامعه ادبی امروز به خاطر ویژگی های شعری اش شناخته شده است و شعرهای عمومی اش بیشتر از شعرهای كودكانه و نوجوانانه اش بر سر زبانهاست.  قیصر از فعالیت خود در دوران دفاع مقدس،اشعار فراموش نشدنی بر جای گذاشته است كه تعهدات قلبی شاعری دردمند،انقلابی و آرمانخواه كاملا در آن هویداست.می‌خواستم شعری برای جنگ بگویم؛ دیدم نمی‌شوددیگر قلم زبان دلم نیستگفتم: باید زمین گذاشت قلم‌ها رادیگر سلاح سرد سخن كارساز نیستباید سلاح تیزتری برداشتباید برای جنگاز لوله‌ی تفنگ بخوانم                            " با واژه فشنگ"  در نزاع شعر و جنگ قیصر قصد آن داشت كه جنگ را برگزیند اما با وجود آنكه با صراحت و صداقت می‌سراید كه می‌‌خواهد شعری از لوله تفنگ بخواند این در نهایت، جنگ و تفنگ است كه مغلوب شعر و شاعر می‌شود. این گونه است كه سه دهه بعد در آخرین كتاب قیصر «دستورزبان عشق» دو شعر دیگر درباره جنگ از او می‌خوانیم كه نشان می‌دهد اگر شاعران نمی‌توانند جهان را تغییر دهند جهان می‌تواند شاعران را تغییر دهد:شهیدی كه بر خاك می‌خفتچنین در دلش گفت:     «اگر فتح این است      كه دشمن شكست     چرا همچنان دشمنی هست؟»نگاههای اصیل،عمیق و انسانی او به مقولاتی چون فلسطین،انتظار و حضرت مهدی(عج)،شهادت و دفاع مقدس ازجمله نگاههای نابی ست كه نظیر آن را نزد كمتر شاعری میتوان یافت.از قیصر معمولا به عنوان شاعر متعادلی یادمیشود كه حتی زیبایی كلام و نگاه هم در شعر او از افراط و تفریط به دور است.شعر قیصر یكی از معدود ردپاهایی ستكه در جریان شعر امروز مسیر خود را گم نمی كنند. قالبهای مورد علاقه امین پور عبارتند ار:چهارپاره، غزل، دو بیتی، قالب نیمایی و مثنوی .ویژگی های شعری:الف: مضمون بكرهوشیاری و دقت نظر امین پور از او شاعری مضمون یاب و نكته پرداز ساخته است. مضمون یابی و نكته پردازی او از نوعی نیست كه وی را از واقعیت ها دور ساخته و نازك اندیشی های معما گونه را به ذهن و زبانش راه دهد(مثل شاعران سبك هندی.) ویژگی زبان او در عین سادگی و روانی، از زیبایی چشمگیری برخوردار است؛ مثلاً شعرهای لحظه سبز دعا،حضور لاله ها و لحظه شعر گفتنب: اندیشه های نویك تفكر سنتی در این مورد بر این باور است كه هر چه بوده، گذشتگان و دیگران سروده و نوشته اند. پس آنچه سروده و نوشته می شود، تازگی و طراوت ندارد و دست كم تفسیری از آثار آنان است. اما پاسخی دیگر هست كه می گوید: همه چیز را همگان دانند و همگان هنوز و به خلق و كشف مدام هنری باور دارند. قیصر یكی از شاعرانی است كه در این زمینه تلاش خوبی را سرگرفت. در قطعه "راه بالا رفتن" این نوگرایی در مضمون و اندیشه دیده می شود.ج: زبان امروزیامین پور در شعرهایش می كوشد از زبان امروزی در نهایت سلاست و روانی استفاده كند و رعایت كامل قوانین بكار گرفتن فرهنگ كنایات و اصلاحات به جمعیت زبان او كمك می كند. او در شعر "بال های كودكی" بیش از هر شعری فرهنگ زبانی توده مردم را وارد كرده است.د: گوناگونی موضوعاتموضوعات برگزیده او ،عام و متعلق به نوجوانان و مردم است و تازگی و طراوت خوبی دارند و این فعالیت و حجم ذهنیت او را نشان می دهد.هـ: وزن یكی از راههای ارتباط با كودكان و نوجوانان در شعر استفاده از وزن ریتمیك و واژه های موزون و خوش آهنگ است و امین پور از این اوزان و نیز دیگر اوزان برای عام در شعرهایش به تنوع استفاده كرده است.خلاصه آثاراز آثار او متوان به تنفس صبح، در كوچه آفتاب ، مجموعه شعرآینه‌های ناگهان، مجموعه شعرآینه‌های ناگهان2  ، گزینه اشعار ،مجموعه شعر گلها همه آفتابگردانند،مجموعه شعر دستور زبان عشق وسنت و نو آوری در شعر معاصراشاره كرد.از وی در زمینه‌هایی چون شعر كودك و نثر ادبی، آثاری منتشر شده است كهعبارت اند از: طوفان در پرانتز)نثر ادبی، ۱۳۶۵)، منظومه ظهر روز دهم (برنده جایزه جشنواره كتاب كانون پرورش فكرى،شعر نوجوان، ۱۳۶۵)، مثل چشمه، مثل رود (برنده جایزه جشنواره كتاب كانون پرورش فكرى ،شعر نوجوان،۱۳۶۸(،بی‌بال پریدن (نثر ادبی، ۱۳۷۰) و به قول پرستو (شعر نوجوان،. (۱۳۷۵شعر قیصر امین‌پور در 30 سال گذشته بازتاب یك نسل در گذار بوده است. قطاری كه در هر ایستگاه شاعرانی را به مقاماتی رسانده است: یكی مدیر و یكی مجری و یكی رجل سیاسی در این قطار و یك شاعر بیشتر نمانده و آن قیصر است:قطار می‌رودتو می‌رویتمام ایستگاه‌ می‌رودو من چقدر ساده‌امكه سال‌های سالدر انتظار توكنار این قطار رفته ایستاده‌امو همچنانبه نرده‌های ایستگاه رفته تكیه داده‌‌ام!آخرین مسافر قطار شعر انقلاب ایستگاه‌های بسیار دیده است: پیروزی انقلاب، آغاز جنگ، پایان جنگ، پایان عصر ایثار، آغاز عصر رفاه، پایان عدالتخواهی، آغاز اصلاح‌گری، پایان اصلاح‌گری، آغاز اصول‌گرایی، پایان... ما نیز این همه را دیده‌ایم. اما از یاد برده‌ایم آن روزها را، آن آغازها و پایان‌ها را، آن یقین‌ها و تردیدها را، آن ایثارها و خودخواهی‌ها را، غافل از آنكه یك شاعر شاید تنها یك شاعر نه از نسل ماقبل انقلاب (كه شیفته قصیده و غزل بود) یا از نسل مابعد انقلاب (كه فریفته شعر سپید و شعر حجم شد) كه مردی از نسل انقلاب با آمیخته از غزل و شعر سپید و نه قصیده و ترجمه آمیزگی در همه این سال‌ها در حال شاعر شدن بود.قیصر امین‌پوردر شب هفتم آبان1386 هنگامی كه بر اثر بیماری به بیمارستان دی تهران منتقل شده بود و تلاش‌های پزشكان برای مداوای وی نتیجه‌های در برنداشت درگذشت. شنیده‌ها حاكی از آن است كه امین‌پور بر اثر بیماری قلبی درگذشته‌است. وی پس از تصادفی در سال ۱۳۷۸ همواره از بیماری‌های مختلف رنج می‌برد .

قیصر از زبان دکتر شفیعی کدکنی:
از دکتر مسعود جعفری شنیدم برای قیصر امین پور ویژه نامه ای می خواهید منتشر کنید . به سهم خودم به عنوان یک خواننده عاشق شعراز شما سپاسگزارم .قیصر با تمام معیارهایی که من در گزینش شعر ، به گونه ای تجربی بدان رسیده ام ، شاعری است برجسته و بی هیچ تعارفی ، سرآمد اقران خویش است.آنچه از نمونه های شعر او در حافظه جوانان و دانشجویان دیده ام و در این زمینه حواسم کاملا جمع است  گواهی عدل است بر صدق این گفتار .
از دید من تمام هنرمندان و چهره های ادبی عصر ما ، به دو گونه تقسیم می شوند:
آنها که خودشان هستند و هنرشان ، و آنها که ضمائمی دارند . قیصر در شمار آنهاست که از هرگونه ضمیمه ای بی نیاز است و بادا که همواره چنین باشد.

اگر داغ دل بود، ما دیده‌ایم                اگر خون دل بود، ما خورده‌ایماگر دل دلیل است، آورده‌ایم                                           اگر داغ شرط است، ما برده‌ایم
چهارشنبه 8/8/1387 - 13:52
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته