محبت و عاطفه
آن قدر شکست خوردم تا شکست دادن را آموختم
از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است .
از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهیات است.
از استاد تاریخ پرسیدند عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان.
از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد.
از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست.
از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود.
از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر می گذارد.
از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد.
از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد.
از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد می شود.
از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد.
از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم رباتی هست که قلب را به سوی خود می کشد.
يکشنبه 26/8/1387 - 15:33
کامپیوتر و اینترنت
با بکار بستن ترفندهای زیر در کار خود با نرم افزار WORD سرعت بخشید :1- با فشردن کلید SHIFT + F5 میتوانید به قسمتی از متن که بتازگی تغییری در آن ایجاد کرده اید بروید. فشردن مجدد این کلیدها شما را به قسمتهای تغییر یافته قبلی متن میبرد. 2- اگر فرمت قسمتی از متن را تغییر داده اید، مثلا رنگ یا نوع فونت آن را عوض کرده اید و حالا میخواهید به همان وضعیت پیش فرض WORD برگردانید، میتوانید آن بخش از متن را انتخاب و کلیدهای CTRL + SPACEBAR را فشار دهید. 3- وقتی میخواهید بخشی از متن را انتخاب نمائید، میتوانید کلمه ALT را پائین نگه دارید و با ماوس DRAG کنید. این کار باعث می شود عمل انتخاب به صورت مستطیل شکل انجام شود و سرعت شما به طرز چشمگیری افزایش یابد. 4-وقتی در حال تایپ کردن یک متن انگلیسی هستید و به دنبال مترادف یک کلمه خاص می گردید، کافیست نشانگر را در کنار و یا در زیر کلمه مربوطه ببرید و کلیدهای SHIFT + F7 را فشار دهید. با این کار فهرستی از کلمات مترادف آن کلمه خاص نمایش داده میشود. 5- در پنجره PRINT PREVIEW شما میتوانید پیش از پرینت گرفتن ، پیش نمایشی از فایل خود را ببینید. برای انجام تغییرات در همین صفحه، کافیست روی آیکون MAGNIFIER کلیک نمائید تا اجازه تصحیح در متن به شما داده شود. 6- اگر میخواهید همزمان دو بخش مختلف از یک DOCUMENT را ببینید، میتوانید فایل مربوطه را در نرم افزار WORD باز کرده، ماوس را بالای فلش موجود در بالای نوار لغزان نگه دارید تا نشانگر ماوس به شکل دو خط موازی با دو فلش در بالا و پائین آن درآید. آنگاه کلیک کرده و بدون رها کردن ماوس آن را به سمت پائین بکشید. حال صفحه به دو قسمت تقسیم میشود که در هر دو بخش همان فایل نمایش داده میشود و همزمان میتوانید دو بخش مختلف فایل را ببینید و ویرایش کنید. 7-فرض کنید یک فایل طولانی دارید و پیدا کردن مطالب برایتان دشوار، کافیست گزینه DOCUMENT MAP را از منوی VIEW انتخاب کنید تا فهرستی از عناوین DOCUMENT شما را نشان دهد. حال با کلیک بر هر عنوان به آن قسمت از فایل خود پرش میکنید
يکشنبه 26/8/1387 - 15:31
طنز و سرگرمی
1دو نفر در طول مهمانی كنار هم نشسته بودند و یك كلمه هم با هم حرف نزدند. پس از دو ساعت یكی از آنها به دیگری گفت: پیشنهاد میكنم حالا در مورد موضوع دیگری سكوت كنیم!
?غضنفر دو تا بلوك سیمانی رو گذاشته بوده رو دوشش، داشته میبرده بالای ساختمون. صاحبكارش بهش میگه: تو كه فرقون داری، چرا اینا رو میگذاری رو كولت؟! غضنفر میگه: اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذیت میكرد!
غضنفر عقب عقب راه میرفته، ازش میپرسند: چرا اینجوری راه میری؟ میگه:آخه بچهها میگن از پشت شبیه آلن دلونی!
به غضنفر میگن چرا زن نمیگیری؟ میگه: ای بابا، كی میاد زنش رو بده به ما؟!
باباهه (حواسش نبوده که کلاهش سرشه) به بچهاش میگه برو کلاه منو بیار. بچه میگه: بابا کلاهت که رو سرته! باباهه میگه: اه...پس...نمیخواد بری بیاریش!
غضنفر یه نفر رو تو خیابون دید و پرسید: شما علی پسر ممدآقا پاسبان نیستی كه توی ابهر سر كوچه چراغی مأمور بود؟ پسر گفت: چرا!؟ غضنفر گفت: ببخشید! عوضی گرفتم.
-مرد: بازهم كه پارچه خریدی؟ زن: میخوام برات دستمال بدوزم. مرد: این كه چهار متر پارچه است؟ زن با بقیهاش هم برای خودم یه پیرهن میدوزم.
- معلم: الفبای فارسی رو بگو ببینم. شاگرد: الف ? ب ? پ ? ت ? ث ? چهار ? پنج ? شش ? هفت... معلم: الفبای انگلیسی رو بگو ببینم. شاگرد: ا ? بی ? سی ? چهل ? پنجاه ? شصت ? هفتاد... معلم: الفبای یونانی رو بگو ببینم. شاگرد: آلفا ? بتا ? ستا ? چهارتا ? پنجتا ... معلم: نخواستم بابا یه شعر بگو. شاگرد: نابرده رنج گنج ? پنج ? شش ? هفت...
موشه وارد داروخانه شد و گفت: آقا مرگ من دارید؟
-وقتی زنت خونه نیست چه كار میكنی؟ استراحت. وقتی هست چی؟ استقامت!
-روزی راننده كامیون به یك پیچ رسید، دولا شد آن را برداشت!
-راستی فهمیدی دیشب خانه ما دزد آمد و الان دزده تو بیمارستانه؟ نه مگه چطور شد؟ هیچی، زنم فكر كرد، كه دیر اومدم خونه!
- بچهای از پدرس پرسید: فرق تفنگ و مسلسل چیست؟ پدرش جواب داد: پسرم وقتی من و مادرت حرف میزنیم بیا گوش كن. آن وقت میفهمی فرقش چیه!
يکشنبه 26/8/1387 - 15:29
خانواده
دونه های بارون امشب می خوره رو سقف خونه خیسه کوچه های خلوت طعم تلخ یه بهونه......... رفتن و رفتن و رفتن..... زیر بارون تا ته شب بو عطر یاس و بارون... تو هواپیچیده امشب گلا غرق ناز ورویا..... سهره ها مست تماشا میزنه بارون به شیشه منم و این همه رویا آسمون دلش گرفته... قد چشمای تر من..... گریه میکنه غماشو رو دل پژمرده من....... بوی بارون بوی عطر خاطره این منو خاطره هاوو پنجره رو لبم ترانه های موندنی.. گریه و بغضو سکوت حنجره رژه خاطره ها توی چشام میزنه بارون به سقف غصه هام تر شده پیرهنم از اشک چشام بوی عطر یادگارتو میدن دقیقه هام دونه های بارون امشب.... می خوره رو سقف خونه دو تا عاشق زیر بارون....
يکشنبه 26/8/1387 - 15:27
محبت و عاطفه
آدم وفتی دلش میگیره اگه بره زیر بارون بدون چترو سر پناههیچکس اشکاشو نمی بینه جز خدا.............
يکشنبه 26/8/1387 - 15:25
محبت و عاطفه
قسم نخور قسم نخور به عشقمون من عاشق دربدرم تو شهر عشق و خاطره با برگ و باد همسفرم از هق هق گریه عشق خیسه تموم دفترم برا یه لحظه دیدنت من از تو منتظر ترم * * * * * * * * * * قسم به انتظار عاشقا میخوام زین سفر بگذرم تو لحظه جدا ییها من از همه بیگناهترم * * * * * * * * * * * برای دیدن روی گل یا روی ماه رویاها میخوام یه بار بال بزنم به حرمت کبوترا * * * * * * * * * * به خاطر غم صدات به وقت رفتن سفر یه شاخه گل سرخ تو یه کاسه پر ز آب پشت نگاه خیس من با همه خاطره ها دفتر شعرم یادگاری مال تو همه شعرهای خیسم مال تو با یه قلب پر از امید یه دل سرخو کوچیک مال یه تنهای عاشق اونو هدیه میدم بتو میگم فقط مال تو
يکشنبه 26/8/1387 - 15:21
محبت و عاطفه
سلام گل شقایق
هر روز وقتی پنجره خیال را نمی توانم بر ترانه های ممنوع عشق باز کنم؟
پس تقدیر باد چه میشود؟
فکر قاصدکی میافتم که اینروزها چه تنها مانده است!
حالا وقتی شعرهایمان از بند قافیه رها شده اند
زبانمان اسیر سکوتی است که پراز شب است!
دیگر کسی به گل سلام نمی گوید!!!
پرستو ها فضای کوچ را نمی دانند!!
فقط تکرار را غریبانه می شناسند:!
دست عاطفه ها آنقدر از دامن زمین کوتاه شده اند که هیچ کس سراغ بهار را نمی گیرد!!
بیا تلاش کنیم! بوی پیراهنی را از لابلای روزگار پیدا کنیم..
من به گلهای شقایق همه زمین قسم می خورم !
وقتی با محبت نگاه کنیم...
کویری ها هم به قبیله دریا و خشک ترین مهربانی شب لبخند میزنند
يکشنبه 26/8/1387 - 15:20
کامپیوتر و اینترنت
كامپیوتر فناوری امروز و فردای جهان!
پنج شنبه 2/12/1386 - 20:1