شعر و قطعات ادبی
کیست عاشق انکه تا پروا نه سان پروا کند
جای در اتش زشوق شمع پی پروا کند
کیست عاشق در جهان چون سرور ازادگان
کو به خون پاکخود اسلام را احیا کند
کیست عاشق انکه با ایثار اکبرچون خلیل
راز عشق بی نشان را در جهان افشاکند
کیست عاشق انکه از دریا براید خشک لب
وز غم طفلان زغیرت دیده را دریا کند
جان به قربان علمداری که گر دستش فتاد
درگه اعجاز چون موسی ید بیضا کند
دست عباس دلاور گشت در میدان قلم
تا بدان طومار مردی رابه خون امضا کند
چهارشنبه 4/10/1392 - 11:51
دعا و زیارت
الهی !
مرا فرصتی دوباره عطا فرما تااز مرداب تاریکی ها بگریزم ودر زلالی چشمه عشق ومعرفت تو جان واندیشه شوم وبه من ببخشای لحظه های ناب نیایش را تا از ذره ذره وجودم بهشتی از امید و رستگاری پا بگیرد ومرا با پرواز پیچک های نیلوفران عاشق همراز کن تا به وادی سلام وارامش نگاه تو نائل شویم.
چهارشنبه 9/11/1387 - 16:9
دعا و زیارت
تو می ایی ومن گل می دهم در سایه چشمت وبعداز تو منم با غصه های قلب سوزانم تو مثل چشمه اشکی که از یک ابر می بارد ومن تنهاترین نیلوفر رو به گلستانم
چهارشنبه 9/11/1387 - 16:9
دعا و زیارت
خدایا مرا ببخش اگر ماهی قلبم بر خلاف جریان رود توست مرا ببخش اگر شادابم وجسوروبی عقل مرا ببخش اگر مترسک باغچه قلبم ایمانم را پرواز داده است واگر تورا در میان خوشه های قلبم پنهان ساخته ام مرا ببخش اگر اینگونه ام.
چهارشنبه 9/11/1387 - 16:9
دعا و زیارت
پروردگارا! ان ادینه که مهدی موعودت بیاید همه اسمان بارانی می شود وهمه زمین سرشار از حس خوب دوباره روییدن ودست ها پروانه می شوند برای دعا وجانها اکنده می شوند از عشق نگاه وشمیم همه سجاده ها لبریز از عطر نرگس ویاس خواهد شدو ما بی تاب ومنتظر این ادینه ایم.
چهارشنبه 9/11/1387 - 16:9
دعا و زیارت
چه می شد هفت وادی می دویدم تشنه در راهت واین سر را شبانه می رسانیدم به درگاهت چه می شد تا ضریحت خواهر خون خدایک شب بپیچانم دلم را در میان شعله اهت دعا کردم شبی در زینبیه زائرت باشم بیارایی دلم رادر نسیمی از سحرگاهت
سه شنبه 8/11/1387 - 17:32
ادبی هنری
سلام ای انتظار سبز دوران ها
در کوچه های خاکی تن در چهار راه زمان در پیچ وخم روزگار در سبقت بی رحمانه ثانیه ها ودر واپسین لحظات غروب ادینه های غمگین می شود عطر قدم هایت را حس کرد چشم دلمان را به جاده های انتظار دوخته ایم بر قلب هایمان بتاب ای نورانی تر از افتاب!
ای خورشید طلوع نکرده زمان بیا تابار دگر دل ها اسمانی شود وبا طلوعت دنیا غرق نور وشادی شود نه فقط این جمعه بلکه همه جمعه های عصرمان رادر انتظارت می نشینیم.
يکشنبه 6/11/1387 - 12:58
خانواده
عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویس
که چرا عشق به انسان نرسیدست
چرا اب به گلدان نرسیدست
وهنوزم که هنوز است غم عشق به پایان نرسیدست
بگو حافظ دل خسته زشیراز بیاید
بنویسد که هنوزم که هنوز است
چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیدست
وچرا کلبه احزان به گلستان نرسیدست
عصراین جمعه دلگیر وجود تو کنار دل هر بی دل اشفته شود حس
تو کجایی گل نرگس
تو کجایی گل نرگس
يکشنبه 6/11/1387 - 12:41
ادبی هنری
به نام او که از اویم
بودنم در جهت اوست
هدفم اوست معبودم اوست
احساسش می کنم با قلبم
با ذره ذره وجودم
ای بود و نبودم ای معبودم
به یادت هستم به یادم باش
دوشنبه 13/3/1387 - 11:31
دعا و زیارت
ای عزیز دردی جانکاه بر ما وکسان ما فروریخته واینک با بضاعتی اندک بسویت
امده ایم.
ای عزیز فاطمه:در کام طوفان ها فرو رفتیم در زیر ضربات دشمن لگدمال شدیم سایه سنگین فتنه ها را بر شانه های خود لمس کردیم در هر گوشه ای صدای داد خواهی بلند شد با یک دنیا امید به سویش دویدیم و نومید برگشتیم و اینک بر خیز برخیز وکاخ ستمگران را بر سرشان فرو ریز پرچم حق را بر فراز گیتی بر افراز و ریشه ظلم و ستم از روی زمین برانداز.
ای فریاد رس داد خواهان با دلی خون بار از درد هجران و با دیدگانی اشک بار از طول انتظار سر هر کوی و برزن از دیار یار می پرسیم تا روزنه ای به کوی تو بازیابیم و به سوی تو بشتابیم.
شنبه 11/3/1387 - 11:16