سخن به مدح تو باید فصیح و كامل گفت
هم از شكوه مقامت ، هم از فضائل گفت
شبیه صائبِ صاحب سخن قصیده نوشت
غزل غزل سر زلف تو را چو بیدل گفت
نه چند مثنوی و قطعه و غزل ، باید
كه شرح قصة حسن تو در رسائل گفت
عبا ، نه ... اینكه گدای شما شدم كافیست
حدیث حسن تو كی می توان چو دعبل گفت
تفضلی ! كه فقط از تو خوانده ام یك عمر
و من نگفته ام و هر چه بود این دل گفت
زلال اشك مرا از تبار كوثر كن
در آسمان دو دستت مرا كبوتر كن
*
به قفل بسته كلید اجابت است اینجا
كه آستانة جود و كرامت است اینجا
به دلنوازی جان در رواق او بنشین
چرا كه قبر مسیحای عترت است اینجا
بكوش تا پرِ پروانه اش شوی ، زیرا
پر از تلأ لؤ شمع هدایت است اینجا
زلال اشك تو از چشمة خلوص دل
همیشه إذن دخولِ زیارت است اینجا
نه دیدن حرم و قبر و صحن و گلدسته
هدف وصال حقیقی حضرت است اینجا
دوباره كسبِ ثواب هزار حج كردم
طواف قبرِ تو یا ثامن الحجج كردم
*
ببین كه حال و هوای حرم چه عرفانیست
پر از بلور و كبوتر پر از چراغانیست
به لطف گنبد و گلدسته های زر پوشش
همیشه صحن حرم پر فروغ و نورانیست
كجاست روضة رضوان به غیر از این مرقد
كجاست جنت الأعلی اگر كه اینجا نیست
صدای پر زدن بال جبرئیل است این
در ازدحام حرم گرمِ عطر افشانیست
حدیث سلسله از یادمان نخواهد رفت
ولایتت به خدا شرطی از مسلمانیست
هزار مرتبه شكر خدا كه نور تو
چراغ زندگی مردمان ایرانیست
كتاب رأفت و مهرت پر از حكایتها
نظیرِ قصة آن پیر مرد سلمانیست
ز یادِ مردمِ سایه نشین ایوانت
نرفته خاطره های نماز بارانت
*
سلام ! مظهر یكتای « لیس إلا هو »
سلام ! حضرت خورشید ! ماهِ یوسف رو
مقام عصمتتان « إنما یرید الله »
قسم به اشهد أن لا اله الا هو
شبی نشان بده از باب « یطمئن قلوب »
به چشم خسته مان گوشه ای از آن ابرو
دخیل گریه ببندید زائران اینجا
به حلقه های ضریح مطهر از هر سو
چگونه ضامن دلهای ما نخواهد شد
رئوف شهر كه كرده ضمانت آهو
خوشا به حال كسی كه شبیه اهل نظر
به خدمت حرمش گیرد از مژه جارو
غباری از اثر رفت و آمدش شاید
شبیه فرش حرم بر روی سرش باشد
*
همیشه باغ لبش غنچة تبسم داشت
كه خنده با لب نورانیش تفاهم داشت
تمام عمر شریفش ، مكارم الأخلاق
به لحظه لحظة اوقات او تجسم داشت
اگر امام رئوف است ، بسكه همواره
به سینه دغدغة مشكلات مردم داشت
برای رزق تمامِ كبوتران شهر
حیاط خانة آقا همیشه گندم داشت
هر آنكه جرعه ای از جام معرفت نوشید
سری به خاك قدوم امام هشتم داشت
و هر فرشته برای تبرك بالش
به خاك راه امامِ رضا تیمم داشت
برای ما به جز این آستان پناهی نیست
از آسمانِ حرم تا بهشت راهی نیست
*
تویی كه این همه دارالشفایِ دل داری
نرفته از حرمت نا امید بیماری
دوباره نغمة نقّاره خانه می آید
شفا گرفته كسی با تفضّلت ! آری
كجاست گوش دلی تا كه بشنود هر روز
از این ترنم نقاره بانگ بیداری
دو بال پر زدنت را قنوت اشكت كن
ببین برای پریدن عجب سبكباری
دوباره پنجره فولاد و إذن كرب و بلا
میان صحن حرم شد چه گریه بازاری
دوباره روضه گرفتند زائران اینجا
بیاد مشك عطش نوش و خشك سرداری
رهاست در نفس این حرم شمیم یاس
به یاد علقمه و قبر حضرت عباس