• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 17
تعداد نظرات : 2
زمان آخرین مطلب : 6421روز قبل
دعا و زیارت
مسئولیّت‌های زنان در جامعه منتظر/)قسمت هفتم( 5. ترویج عدالت و عدالت خواهی در جامعه؛ در ابتدا وقتی به جهان كنونی و مردم ستم دیده و مظلوم می‌نگریم، چنین به نظر می‌رسد كه پاك ساختن زمین از ظلم و ستم و برچیدن بساط طاغوت، ناممكن است و مظلومان عالم، فریادرسی ندارند تا حق آنان را از طاغوتیان بگیرد. و از سویی دیگر حكمت خداوند بر این تعلق گرفته كه زندگانی انسان براساس فطرت خدادادی جاری شده و شالودة آن كه عدالت و عدالت خواهی و ظلم ستیزی است، بدون پاسخ نماند. و از طرفی دیگر، مسئله عدل در اسلام از روز نخست در تمام زمینه‌ها از بُعد عقیدتی و دینی گرفته تا بُعد فقهی و اجتماعی، مورد توجه و عنایت بوده است. آیات و روایات رسیده در مورد عدل، نشان از پسندیده بودن آن در نزد خداوند است و این وقتی میسّر می‌شود كه مردم از نظر رشد معنوی و كمال روحی به درجة بالایی برسند و خود، خواهان عدل و اجرای آن باشند. قرآن كریم می‌فرماید: ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنها كتاب (آسمانی) و میزان (شناسایی حق و قوانین عادلانه) نازل كردیم تا مردم قیام به عدالت كنند.[28] این آیه نشان گر این است كه از گذشته، پیامبران می‌خواستند مردم به گونه‌ای تربیت و تعلیم شوند كه بتوانند خود، قیام به قسط نمایند و عدل را اجرا كنند. بشر در طول زمان، همیشه منتظر روزی بوده است كه عدالت در جوامع حاكم گردد و هم‌چنان در آرزوی آن لحظه شماری می‌كند تا آن رؤیای دیرینة بشر با ظهور عدل مشتهر به وقوع بپیوندد. رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم می‌فرماید: مژده می‌دهم شما را به مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف كه او در امت من به هنگام اختلاف و سختی‌ها برانگیخته می‌شود. پس زمین را پر از قسط و عدل می‌سازد؛ همان طور كه از جور و ستم پر شده باشد. ساكنان آسمان و زمین از او راضی می‌شوند...[29] با رستاخیز مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ظلم و ستم به دیار عدم سفر می‌كند و جای خود را به عدل و داد می‌سپارد و عدالت اجتماعی فراگیر می‌شود و ثمرة تلاش و كوشش انبیا و اولیا به پا می‌نشیند و همه طعم شیرین عدالت را می‌چشند. بنابر آن‌چه كه در این نوشتار ذكر شد، می‌توان چنین نتیجه گرفت كه زنان در برپایی عدل و قسط و بركناری ظلم و ستم می‌توانند با شناساندن امام و موقعیت ایشان برای فرزندان در خانواده و جوانان و نوجوانان در مدرسه و جامعه نقش بسزایی را ایفا كنند.  حضور زنان در اولین روز ظهور به همراه 313 نفر از مردان بزرگ عالم در مكه در كنار امام علیه السلام نشان از نقش عظیمی است كه زنان در انقلاب جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دارند. همان طور كه در انقلاب اسلامی ایران، نمونه‌های فراوانی از زنان بافضیلت را داشتیم كه در كنار همسران و فرزندان خود، سربلند ایستادند. آنان جوانانی را تحویل جامعه دادند كه از طفولیت تا جوانی با ارزش‌ها و معیارهای دینی آشنا شده بودند و در نظام خانواده، اجتماع و جامعه، با گفتار و رفتار نیك و پسندیده با لفظ شیرین عدالت مأنوس شده بودند. نتیجه گیری  منتظران، اعم از زن و مرد در دوران غیبت كبری كه دوران پنهان زیستی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است، به دلیل عدم ظهور امام و رهبر جامعه، مسئولیت‌های خطیر و سنگینی دارند. از یك سو باید دغدغه‌های خودسازی و خود اندیشی، جهت اصلاح خویشتن داشته باشند تا از جمله منتظران راستین و واقعی امام علیه السلام باشند و از طرف دیگر، نسبت به افراد جامعه، احساس مسئولیت كنند، یعنی دگراندیشی و دگرسازی داشته باشند تا آحاد مردم به صورت كلی و فراگیر در راستای ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تلاش نمایند. در عرصه زمینه سازی برای ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، همة مردم (اعم از زن و مرد) دارای مسئولیت و رسالت می‌باشند و شاید با یك نگاه دقیق‌تر در این عرصه، زنان را پرمسئولیت‌تر ببینیم؛ زیرا برای شركت در رخداد مهم ظهور؛ پرورش و تربیت نسل منتظر و نیز یاران خاص و عام امام علیه السلام را برعهده دارند. صحنه‌های جامعه، خانواده، مدرسه و… عرصه‌هایی هستند كه زنان در آنها نقش سازنده‌ای دارند و قابلیت و توان مندی آنان در آن عرصه‌ها به منصة ظهور می‌رسد.
 
 [27]. اَصحاب القائم شباب لاكهول فیهم اِلاّ مثل الكُحْل فی الْعین والملح فی الزّاد واقلُّ الزّاد اَلملح؛ نعمانی، پیشین، ص170 و مجلسی، پیشین، ج52، ص333. [28].  (وَلَقَدْ اَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّناتِ وَاَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمیزَانَ لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ) . حدید، آیه 25. ا[29]. «ُبشركم بالمهدی یبعث فی اُمّتی عَلَی اختلافٍ منالنّاس و زلازلِ فَیَملأ الارضَ قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراً و ظلماً، یرضیعنه ساكن السّماء و ساكن الاَرض....». معجم احادیث امام مهدی عجل الله تعالیفرجه الشریف، جلد 1، ص92، ح53پایان.
دوشنبه 11/9/1387 - 11:40
دعا و زیارت
مسئولیّت‌های زنان در جامعه منتظر/)قسمت ششم(ج: جامعه؛ زن، سازندة زیربنای اخلاقی جامعه است. زن، پایه‌های اخلاقی را در ذهن فرزندان، استوار می‌سازد و با تربیت اخلاقی خود، انسان‌هایی را تحویل جامعه می‌دهد كه بتوانند در آیندة جامعه، نقش مهمی را ایفا كنند و جزء گروه منتظران راستین باشند. پس یك زن، یا یك مادر واقعی در جامعه ریاست می‌كند و پایه‌های خوشبختی یا بدبختی مردان دنیا را بنا می‌گذارد. او رئیس اصلی جامعه است. سرنوشت جامعه به دست او رقم می‌خورد. او می‌تواند جامعه‌ای پاك با افرادی صالح پدید آورد. زن در نظام اجتماعی با پذیرش پایگاه اجتماعی یا مشاغل اعتباری، نقش‌های گوناگونی را برعهده می‌گیرد كه اگر تمامی این نقش‌ها در مجموع، یك مفهوم را داشته باشند و آن كمك به انسانیت انسان باشد فرد، آماده برای كمك به ظهور می‌شود. از جمله مسئولیت‌های زنان در جامعه ی اسلامی و منتظر، ایجاد انگیزه و امید در جوان منتظر است كه زمینة تلاش و ایثارگری را در او به وجود خواهد آورد؛ ایجاد زمینه برای خودسازی و رشد معنوی جوانان است. زنان می‌توانند با برنامه‌های مناسبی كه ایجاد می‌كنند سمبلی برای ایجاد تحول فرهنگ، اتحاد، پایداری در زمان، اتصال به رهبر و حضور در صحنه‌های اجتماعی برای جوانان در جامعه باشند. زنان باحجاب اسلامی خود – كه نمونة بارز یك زن مسلمان و باایمان است – می‌توانند در جامعه، الگویی برای دختران، زنان و منتظران ظهور باشند. چون انتظار به منزلة دیدگاهی جامع و فراگیر می‌تواند تمامی انگیزه‌های افراد را تحت پوشش قرار دهد و زمینة رشد آنها را فراهم سازد. حجاب یك زن مسلمان، لباس این انتظار است كه او با انتخاب ظاهری معنوی، هم‌چون سربازی لبیك گو به ندای مذهب پاسخ می‌دهد و با این كار خود و جامعه را در تحولی بزرگ، سهیم و آماده می‌داند. حركت زنان در توسعة تفكر دینی، نقش تعیین كننده‌ای دارد؛ به گونه‌ای كه قدرت تصمیم گیری فرهنگی آنان در درجة بالاتری از مردان مؤمن قرار دارد. زن مسلمان، علاوه بر خانه و مدرسه، در جامعه هم نقش عظیمی بر عهده دارد. از جمله نقش‌های او حجاب اسلامی است كه در این راه، با تحكیم بخشیدن به این امر مهم و امربه معروف و نهی از منكر می‌تواند جامعه را به بهترین نحو، آمادة ظهور كند. چون معنای امربه معروف و نهی ازمنكر این است كه:  ای انسان، تو تنها از نظر شخصی و فردی در برابر ذات پروردگار، مسئول و متعهّد نیستی؛ تو در مقابل اجتماع خود هم مسئولیت و تعهد داری. پس حركت‌های زنان در عصر غیبت، در حقیقت به مفهوم آماده سازی جامعه برای تحول آفرینی و نشانه‌های قدرت فرهنگی زنان منتظر است.[25] رسول اكرم صل الله علیه و آله و سلم فرمودند: افراد باایمان نسبت به یك دیگر همانند اجزای یك ساختمان هستند كه هر جزئی از آن، جزء دیگر را محكم نگه می‌دارد.[26]  پس در دوران غیبت، یاران و منتظران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از جمله زنان منتظر، باید بدانند كه همیشه و در همه حال در صحنه‌های اجتماعی حضور داشته باشند و در راه اصلاح جامعه بكوشند. 4. پرورش یاران خاص؛ كلیة قیام‌ها و نهضت‌ها به دلیل ایجاد حركت بنیادین و نو در سطح جامعه، نیاز به نیروی فعال، كارآمد و پرانرژی دارند و بدون نیروی انسانی، خصوصاً نیروی جوان – كه دارای نیرویی متراكم و قوی استحركت و سیر نهضت، كند و در نهایت به ركود می‌انجامد. پس در میان عوامل حركت آفرین، نیروی جوان در مرتبة اول قرار دارد. چون:  الف: در حركت رو بنایی، جوان دارای قدرت بدنی و صلابت جسمی است كه از پس كارهای سخت و مهم برمی آید. ب: در حركت زیربنایی، جوان دارای روح لطیف و صیقل داده شده است كه به منزلة آیینة بدون زنگار است. حق را بدون درنگ می‌پذیرد، تبعیت و فرمان برداری او از رهبر و مولای خود بیشتر است و این شاخصه، رمز موفقیت هر قیام و نهضتی شمرده می‌شود. نهضت مهدوی نیز با مؤلفه‌های یاد شده، از این قاعده، مستثنا نیست، بلكه به نیروی كارآمد و جوان در آن بیشتر احساس می‌شود و این نیروی فعال و كارآمد و جوان، فقط تحت تأثیر حضور مادرانی، پرشور و فعال و مسئولیت پذیر مهیا می‌شود. حكومت و قیام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، یارانی خاص می‌خواهد كه بتوانند در زمان ظهور امام عجل الله تعالی فرجه الشریف در ركابش جان فشانی، و در اعتدال حكومت مهدوی عجل الله تعالی فرجه الشریف تلاش كنند. پرورش این یاران، نیاز به زنانی پاك و سلحشور دارد كه فرزندانی بپرورانند؛ پاك و دارای قدرت بدنی و صلابت جسمی و تابع رهبر و مولای خود. كه با این كار، سهم بسزایی در تجلی حكومت عدل الهی و قیام آن حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهند داشت. به همین دلیل در روایات مختلف به جوان بودن اكثریت یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اشاره شده است. امام علی علیه السلام فرمود: یاران قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف، همه جوان هستند. در میان آنها پیرمرد، یافت نمی‌شود، مگر به مثل سرمه در چشم و نمك در طعام كه كمتر از هر ماده‌ای در طعام، نمك است.[27] پس هر جنبش و انقلابی به یاران و همراهانی نیاز دارد كه ستون‌های انقلاب‌اند و سنگینی آن را به دوش می‌كشند. سستی و استواری هر یك از این دو با یك دیگر ارتباط دارد، یعنی هر اندازه حجم بنای انقلاب كمتر باشد، (یاران خاص كمتر باشند) پایه‌های آن از استحكام كمتری برخوردار خواهد بود و به هر میزان كه بنا بلندتر و گسترده‌تر باشد به ستون‌های محكم تری نیاز خواهد داشت؛ یارانی خاص، استوار و شجاع. كه این یاران خاص، بیشتر جوانان هستند؛ چون از فطرت‌هایی پاك و بی آلایش برخوردارند و وابستگی‌ها و تعلقات در عمق جان شان ریشه دوانده است. پرورش این یاران خاص بر عهدة بانوانی جسور و شجاع و با ایمان است كه در دامان پاك خود، چنین یارانی را برای انقلاب جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پرورش می‌دهند و زمینه را برای ظهور فراهم می‌سازند.
 
 [25]. مرتضی مطهری، حماسة حسینی، جلد2، انتشارات صدرا، صص45 و 76. [26]. المومن للمومن كالبنیان یشید بعضه بعضاً. [27]. اَصحاب القائم شباب لاكهول فیهم اِلاّ مثل الكُحْل فی الْعین والملح فی الزّاد واقلُّ الزّاد اَلملح؛ نعمانی، پیشین، ص170 و مجلسی، پیشین، ج52، ص333. این مطلب ادامه دارد... 
دوشنبه 11/9/1387 - 11:39
دعا و زیارت
مسئولیّت‌های زنان در جامعه منتظر/)قسمت پنجم(  3. مسئولیت پذیری در عرصه‌های مختلف اجتماعی؛ قرآن كریم، زن نمونه را انسان نمونه برشمرده است كه با مسئولیت پذیری در عرصه‌های مختلف اجتماعی می‌تواند مقتدای مردان و زنان در جامعه باشد؛ همان گونه كه مرد نمونه، انسان نمونه، برای مردان و زنان است. همان گونه كه انسان در زندگی خود از مردان نمونه، الگو می‌گیرد و در رفتار و گفتار خود و اجتماع به آن اقتدا می‌كند، زنان نمونه و دارای مسئولیت اجتماعی نیز دارای چنین جایگاهی هستند. سخنان آنان برای مردان حجت است؛ زیرا در رسیدن به مقام عصمت، پاكی، اجتناب از لغزش و خطا و انجام رسالت‌های اجتماعی، فرقی میان زن و مرد نیست. طبری ضمن ذكر حدیثی از امام باقر علیه السلام می‌فرماید: فرمان بری از حضرت زهرا علیها السلام بر همة مخلوقات خدا از جن و انس و پرنده و پیامبران و فرشتگان واجب بود.[22] عرصه‌هایی كه زنان در آنها ایفای نقش كرده اند و قابلیت خدا دادی خود را به منصة ظهور رسانده اند به شرح ذیل است:  الف: خانواده؛ اگر بنا باشد كه مردم به حال خود رها شوند وهركس به دنبال خواسته‌ها و هوس‌های خود برود، اجتماع به صورت ناموزون و ناهم‌آهنگ درمی آید كه هرج و مرج و بی بند و باری برآن حاكم خواهد شد؛ چون اجتماع، وابسته به خانواده و تربیت خانواده است و تربیت خانواده هم مرهون زحمات و تلاش و فداكاری ما در و زن خانواده است كه بتواند رسالت خود را به عنوان یك مادر به سرانجام برساند. از آن جا كه اصلاح جامعه، به اصلاح فرد وابسته است؛ تا فرد، اصلاح نشود جامعه هم اصلاح نمی‌شود و در این اصلاح، نقش خانواده و زن، اهمیت بسزایی دارد. به طور كلی، اجتماع همان خصوصیاتی را به خود می‌گیرد كه افراد آن را دارند و وقتی محیط، سالم می‌شود كه افراد آن جامعه، مردمانی متقی و پرهیزگار باشند و پیوسته در راه اصلاح قدم بردارند. این حركت تربیتی و اخلاقی در جامعه نشان گر وجود زنان و مادرانی است كه مردانی باایمان و باتقوا را در خانواده و در دامان پر مهر خود پرورش می‌دهند. بنابراین، انسان موجودی فوق العاده توانا است، و دارای چنان اراده‌ای كه به وسیلة آن به آن چه می‌خواهد، دست می‌یابد. قدرت اراده در او اساس و پایة هر ترقی و تكامل است. هر جا اراده قوی باشد، در آن جا نشاط، زندگی عالی و با سعادت نیز وجود دارد. اراده به منزلة آبشاری است كه راه خود را، از میان سنگلاخ‌ها و كوهستان‌های بسیار صعب العبور باز می‌كند و به جلو می‌راند. همان طور كه در قرآن كریم آمده است:  این كه هیچ نتیجه‌ای برای انسان نیست مگر آن چه را به كوشش و تلاش خود به دست آورده است.[23] پس هركس در هر راهی كوشش و جدیت نماید و هدفی را دنبال كند، دیر یا زود به مقصد خود خواهد رسید. و یك زن به منزلة موجودی كه خداوند او را بدون هدف خلق نكرده و در آفریدنش هدفی را دنبال كرده است، از ابتدا در كانون گرم خانواده با تأسی از حضرت زهرا علیها السلام نمونه‌های اخلاقی و دینی را تحویل جامعه می‌دهد تا به هدف اصلی خود كه پرورش نسل منتظر است، برسد. زن، ركن اساسی و عنصر اصلی خانواده است و اسلام برای نقش زن در خانواده، اهمیت فراوانی قائل است؛ زیرا با پای بندی زن به خانواده و تربیت فرزندان در آغوش پر مهر مادر، نسل‌ها در آن جامعه، بالنده و رشید خواهند شد. زنان مسلمان در زندگی شخصی و اجتماعی، باید فاطمه زهرا علیها السلام را از جهت خردمندی، فرزانگی و معرفت، الگو و سرمشق خود قرار دهند و از بُعد عبادت، مجاهدت، حضور در صحنه، تصمیم گیری‌های عظیم اجتماعی، خانه داری و تربیت فرزندان صالح، از زهرای اطهر علیها السلام پیروی كنند. جنبة مادری یك زن طوری است كه شخصیت فرزندان نمی‌تواند جدا از شخصیت مادر باشد. همة زن‌ها باید به دنبال چنین ارزش‌هایی حركت كنند كه فرزندانی صالح و با شخصیت و منتظران راستین، تحویل جامعه دهند. زن به منزلة مادر باید در محیط خانه، مایة آرامش و آسایش محیط خانواده باشد و در دامان پر مهر و عطوفت خود با سخنان پر نكته و پندآموز، فرزندان صالحی را از لحاظ روانی، تربیت كند و انسان‌هایی پاك و سالم را پرورش دهد. مادر از هر سازنده ای، سازنده‌تر و باارزش‌تر است؛ چون می‌تواند یك انسان والا و با روحیه و ایمانی پاك، تحویل جامعه دهد، ولی دیگران قابلیت چنین كاری را ندارند. مادر می‌تواند با رعایت و دقت در تربیت، موجودی را تحویل جامعه دهد كه از لحاظ روحی، یك انسان سالم و بدون عقده باشد. همان طور كه در زمان پیامبر صل الله علیه و آله و سلم، زنانی شجاع، با تشویق فرزندان خود به جنگ و شهادت، آنها را برای یاری پیامبر صل الله علیه و آله و سلم آماده می‌كردند.  امروزه اندیشوران مسائل انسانی به اهمیت خانواده و نقش آن در سلامت جامعه، پی برده‌اند. آنها معتقدند كه اجتماع سالم، تنها با داشتن خانوادة سالم، امكان پذیر است؛ چرا كه شخصیت روحی انسان، در دامان مادر به رشد و بالندگی می‌رسد. چون رابطة صمیمی بین مادر و فرزندان، محیط خانه را به پناه‌گاهی امن تبدیل می‌كند كه فرزندان در آن به آرامش می‌رسند و احساس امنیت می‌كنند. و اگر چنین رابطه و پناه‌گاهی نباشد، باعث دوستی‌های نامناسب و از بین رفتن امنیت خانواده و جامعه می‌شود و رسالت زنان در دوران انتظار برای زمینه سازی ظهور نیمه تمام می‌ماند. ب: مدرسه؛ این مرحله از سن انسان، زمانی است كه تربیت و پرورش به دست والدین و مربیان است. یك زن به منزلة مادر نمونه در مرحلة اول و حال به عنوان معلم و مربی نمونه و در مرحلة دوم، مسئولیت خطیری برعهده دارد تا بتواند رسالت خود را به نحو احسن به انجام برساند. در این سن، فرزند (كودك) آن قدر رشد كرده است، كه بتواند مفاهیم را درك كند و برای یادگیری مطالب از هر جهت آمادگی دارد. پس به او مفاهیم خوب بیاموزیم و آینده‌ای روشن، همراه با حركت صحیح به او نشان دهیم. به سبب همین اسلام مقرر می‌دارد كه برای تربیت و پرورش افراد در جهت شكوفایی استعدادها و جلوگیری از هرز رفتن توانایی هایشان بایستی محیطی سالم به وجود آید و این محیط سالم ایجاد نمی‌شود مگر با افرادی، چون زنان و مردان باایمان، و باتقوا كه در زندگی، فرزندانی صالح پرورش می‌دهند و در جامعه و محیط مدرسه، آینده سازانی صالح و زمینه سازان ظهور می‌سازند. در قرآن مجید آمده است:  ای كسانی كه ایمان آورده اید خود و فرزندان تان را از (عذاب) آتش حفظ كنید، یعنی برای فرزندان و وابستگان خود محیطی سالم به وجود آورید تا از فساد و تبهكاری بركنار باشند و در نتیجه از آثار آن كه عذاب الهی است حفظ شوید.[24] پس بر زنان است كه كودكان و فرزندان جامعه را در محیط سالم مدرسه، با روحی پاك و اخلاقی نیكو پرورش دهند تا با تربیت و آمادگی این انسان‌های پاك، در آینده بر یاران و زمینه سازان ظهور افزوده گردد.
 
 [21].اَلمهدی واصحابُهُ...یأمروُنَ بالمعروف و یَنْهونَ عَنِ المنكر. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج51، ص47. [22]. «وَلقد كانت طاعتُها مفروضة علی جمیع من خلق الله من الجنّ والانس والطّیر والبهائم والأنبیاء والملائكة...». محمد طبری، دلائل‌الامامة (قم: موسسة البعثه، 1412ق)، ص106، ج34. [23].  (وَاَنْ لَیْسَ لِلاِنْسانِ إِلاّ ما سَعَی ).  نجم، آیه 30. [24].  (یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قُواَنْفُسَكُمْ وَ اَهْلیِكُمْ نَاراً ) تحریم، آیه 6. این مطلب ادامه دارد... 
دوشنبه 11/9/1387 - 11:38
دعا و زیارت
مسئولیّت‌های زنان در جامعه منتظر/)قسمت چهارم(ب: وظایف اجتماعی  تا این جا سخن از وظایف و رسالت فردی زنان در جامعة منتظر بود، اما چون زنان جزء گروهی از منتظران حكومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند، و زمینه سازان ظهور علاوه بر رسالت فردی، در جامعه رسالتی دیگر نیز دارند باید در جهت دگرسازی تلاش كنند. آنها با تبلیغ دین و اصلاح جامعه و با ترویج اخلاق و فضایل درصدد مهیا كردن یك جامعة ایده آل مهدی پسند می‌باشند و با دعوت به دین خدا، و توجه دادن به مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و انجام وظایفی كه در ذیل خواهد آمد، روح امید را در جامعة بشری، زنده می‌كنند. 1. تربیت نسل منتظر؛ در مسیر تربیت نسل منتظر، زنان كه نیمی از جامعه را تشكیل می‌دهند، باید نقش سازنده ای، داشته باشند و بدانند كه آنها نیز موظفند دوش به دوش مردان برای تربیت زمینه سازان ظهور، تلاشی خستگی ناپذیر داشته باشند. هیچ انقلاب و نهضتی، بدون مقدمه و زمینه سازی به پیروزی نخواهد رسید. انقلاب جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز از این قانون مستثنا نیست؛ چون انقلاب جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مهم‌ترین و عمیق‌ترین انقلاب‌ها جهانی است، و مربوط به همة جهان می‌باشد. یكی از موارد زمینه سازی برای این نهضت عظیم، تربیت نسل منتظر است كه مهم‌ترین وظیفه بر دوش زنان باایمان است؛ زنانی كه تنها به آماده شدن خود برای استقبال از امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف راضی نمی‌شوند، بلكه خود را موظف می‌دانند كه این آمادگی را در سایرین هم ایجاد كنند و به تربیت منتظران واقعی بپردازند و در این مسیر حساس و بزرگ، نسبت به این وظیفة عظیم، احساس تكلیف كنند و از زیر مسئولیت شانه، خالی نكنند. منتظران راستین با ادای چنین تكلیفی ـ كه همان پرورش نسل منتظر است ـ راهی برای یاری رساندن به امام خویش در زمان غیبت پیدا می‌كنند. اگر همة انسان‌ها در انجام چنین هدفی، كوشا و پرتلاش باشند، علاوه بر اینكه خود جزء یاران امام علیه السلام قرار می‌گیرند، بلكه صف یاران امام علیه السلام را هم افزایش می‌دهند. در دعای منسوب به امام رضا علیه السلام به این مطلب اشاره شده است:  و ما را از كسانی قرار ده كه دین خود را به وسیلة آنها غلبه می‌دهی و به سبب ایشان یاری ولی خود را عزّت می‌بخشی و غیر ما را «در این مقام» جای گزین ما قرار مده كه همانا جای گزین كردن غیر ما به جای ما بر تو آسان است، ولی بر ما سخت (ناگوار) می‌باشد.[15] كسانی كه به نحوی در مسیر تربیت منتظران راستین امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف قدم برمی دارند، اگر با نیت خالص و برای جلب رضای الهی، عمل كنند، جزء تقویت كنندگان سلطة ایشان قرار می‌گیرند و در قیامت در زمرة ایشان محشور می‌شوند. و در همین دعا فرمود: و ما را جزء حزب ایشان قرار ده....تا آن جا كه ما را در قیامت در زمرة یاران و یاوران و تقویت كنندگان سلطة ایشان محشور فرمایی.[16] پس زنان باید این مقام را به منزلة یك رسالت الهی ـ كه خداوند بر دوش آنها قرار داده است ـ حفظ كنند و از خداوند در انجام چنین مسئولیت خطیری، كمك و یاری بخواهند و با تربیت و آماده كردن نسل منتظر، زمینه را برای ظهور و حكومت امام عجل الله تعالی فرجه الشریف آماده كنند و بر نیروهای توان مند امام علیه السلام بیفزایند و خود نیز با انجام چنین امر بزرگی در زمرة یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، در زمان غیبت، و رزمندگان راه او در زمان ظهور باشند. 2. امربه معروف و نهی از منكر؛ عظمت و ارزش بی بدیل امربه معروف و نهی از منكر به اندازه‌ای است كه خدای تعالی خود را نیز امركنندة به معروف و نهی كنندة از منكر می‌شمارد و با تعبیر ویژه در قرآن كریم، امربه معروف و نهی از منكر را صفت مستمر و مداوم خود ذكر می‌كند. همانا خداوند به عدالت و نیكوكاری و رسیدگی مالی به خویشاوندان فرمان می‌دهد و از كار زشت و ناپسند و ستم گری بازمی دارد. به شما اندرز می‌دهد، باشد كه متذكر شوید.[17] پس هر بنده‌ای به هر میزان كه در مسیر امر به معروف و نهی از منكر، تلاش پی گیر داشته باشد، می‌تواند درجه‌ای از درجات بی پایان تخلق به اخلاق الله را كسب نماید. در حقیقت، راز خدا گونگی انسان‌های پیش از ظهور و عصر ظهور در ویژگی‌های آنان نهفته است.در قرآن كریم نیز امر به معروف و نهی ازمنكر، رمز رستگاری شمرده شده و دلیل برتری و شرافت امت پیامبر صل الله علیه و آله و سلم به شمار آمده است. شما بهترین امتی هستید كه برای مردم پدید آمده اید؛ (از آن رو) كه امر به معروف و نهی ازمنكرمی كنید و ایمان به خدا دارید.[18] در عصر غیبت به سبب حاضر نبودن امام علیه السلام، باید شرایط امربه معروف تحقق یابد. امام سجاد علیه السلام می‌فرماید: «معتقدان به مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و منتظران ظهور او در عصر غیبت....در پنهان و آشكار، مردمان را به دین خدا فرا می‌خوانند.»[19] انتظار، باوری نیست كه با آن تعهد انسان منتظر، نفی شود. تكلیف و تعهد دینی، در هر زمانی، باقی و جاوید است. پس در دوران غیبت كبری، داشتن روحیة اصلاح گری، در سطح جامعه از وظایف مهم زنان و مردان است.  امام باقر علیه السلام می‌فرماید: «امر به معروف و نهی از منكر، واجبی است كه به سبب آن همة واجبات اقامه می‌گردد.»[20] اگر این امر مهم، كنار گذاشته شود، باعث هلاكت و نابودی خوبی‌ها و رشد زیاد بدی‌ها در جامعه می‌شود. از مهم‌ترین و ارزش مندترین مراتب امربه معروف و نهی ازمنكر، آن است كه رئیس حكومت و كارگزاران او امركنندة به خوبی‌ها و نهی كنندة از بدی‌ها و زشتی‌ها هستند. امام باقر علیه السلام فرمود: مهدی عجل الله تعالی فرجهالشریف و یاران او...امر به معروف و نهی از منكر می‌كنند[21]
 
 [15]. «وَاجعلنا مِمّن تنتصر به لدینك و تعِزُّ به نَصْر‍ ولیّكَ. ولا تَسْتَبْدل بنا غیرَنَا فَاِنَّ استبدالك بِنا غَیرَ نَا عَلیكَ یَسیرُ وَ هُوَ عَلَیْنَا عَسیرُ.  [16] . «وَاجعْلنا فی حزبه....حَتّی تَحشُرنَا یَوْمَ القیامة فی انصاره و اعوانِهِ ومقوّیة سلطانِهِ، همان. [17].  (اِنَّ اللهَ یَأمُرُ بالعدلِ والإحسان وَایتاءِ ذِی القُربی وَیَنْهَی عَنِ الْفَحْشاءِ والمُنْكَرِ وَالبَغْیِ یَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ) نحل، آیه 90. [18].  (كُنْتُمْ خَیْرَ اُمَّةٍ اُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأمُرُونَ بِالمَعْروُفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَر و تُؤمِنُونَ بِااللهِ ). آل عمران، آیه 110. [19]. «اِنَّ اهل زمان غیبته، القائلین بِإمامته والمنتظرین لظهوره....الدّعاة الی دین الله ع‍‍َزّوجل سرّاً وجهراً». شیخ صدوق، ص320. [20]. اِنّ الامر بالمعروف والنّهی عن المنكر....فریضة عظیمة بها تقام الفرائض. محمدی ری شهری محمد، میزان الحكمة، ترجمة حمیدرضا شیخی (قم: دارالحدیث، 1377) جلد8، ص3706. [21].اَلمهدی واصحابُهُ...یأمروُنَ بالمعروف و یَنْهونَ عَنِ المنكر. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج51، ص47.این مطلب ادامه دارد...   
دوشنبه 11/9/1387 - 11:37
دعا و زیارت
5مسئولیّت‌های زنان در جامعه منتظر/)قسمت سوم(.محبّت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ محبّت، حالتی است، میان محبّ و محبوب كه سرچشمة آن، قلب و درون است، لكن نمود آن، در ظاهر و در افعال و اعمال محبّ، به روشنی پیداست؛ محبتی كه جلوة عینی پیدا می‌كند و به محب جهت می‌بخشد؛ محبت، امری طرفینی است، محب می‌سوزد و محبوب جذب می‌كند. محب، تمنّا می‌كند و محبوب، دامان خویش را برای تمنّای محب می‌گستراند.
]
انسان، فطرتاً كمال جو است و همواره در پی یافتن فرد اكمل می‌باشد و سعی در نزدیك شدن به او دارد. محبت انسان در پی شناخت دقیق او از محبوب است. خداوند، حجتی برای ما و در سر راه زندگی مان نهاده كه وجودش، مطابق با خواست‌ها و نیازهای فطری ماست. اگر طالب جمالیم و صاحبان جمال را دوست می‌داریم و می‌خواهیم دیگران را نیز در پی شناخت و محبت جمال قرار دهیم و یاوران جمال را افزون كنیم، جلوة جمال حق، اوست كه همه زیبایی‌ها را در خود جمع كرده است. همان طور كه جدّ گرامی اش فرمود: مهدی، طاووس اهل بهشت است.[9] چهرة مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مثل ماه تابان است.[10] چهرة مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مثل ستاره درخشان است. [11] هنگامی كه قلب، مملو ازعشق می‌شود، همّت عاشق به تمامی در جهت دیدار معشوق است و از هر فرصتی، استفاده می‌كند تا زمینة دیدار و حضورش را فراهم نماید. پس تمام انسان‌ها چه زن و چه مرد، وقتی محبت واقعی در قلب شان رسوخ كند، در انجام رسالت، كوشا خواهند بود. یك زن به منزلة حامی و یاور فرزند و همسر خود، با شناختی كه از امام خود دارد و محبتی كه از او بر دلش مانده است، سعی دارد تا در تربیت فرزندان و كمك به همسر خود در جهت رسیدن به اهداف الهی – كه همان ساختن یاوران راستین مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و زمینه سازان ظهور است – تلاش كند تا بتواند رسالت الهی خود را به خوبی انجام دهد؛ زیرا حكومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، یارانی با صلابت، باایمان و شجاع می‌خواهد و این مهیّا نمی‌شود، مگر با وجود مادران و همسران شجاع، فداكار، باایمان و خودساخته كه هدف اصلی آنها رضای حق و رسیدن به كمال مطلوب است. 6. اخلاق اسلامی؛ خُلق، عبارت است از سیمای باطنی و هیئت راسخ نفسانی كه به موجب آن، افعال نیك و بد، اختیاری و بدون تكلّف و تأمّل از انسان صادر می‌شود كه این حالت بر اثر تعلیم و تربیت و تمرین برای نفس پدید می‌آید؛ به گونه‌ای كه رفتارهای پسندیده و یا ناپسند به طور طبیعی و بدون آن كه به فكر كردن، نیاز باشد از انسان سرمی زند. پس باید سعی كرد كه در حالت نفسانی، اخلاق و رفتار اسلامی شود و رفتارهای پسندیده، همراه با تأمّل ازانسان سر زند؛ چون پرورش فضایل اخلاقی، یكی از مهم‌ترین اهداف رسالت پیامبران خدا بوده است تا انسان در مسیر كمال كه علّت غایی آفرینش است، قرار گیرد و پیامبر صل الله علیه و آله و سلم با اشاره به فلسفة بعثت خویش، در حدیث معروف: همانا مبعوث شدم تا تمام كنم مكارم اخلاق را.[12] بدان تصریح فرموده‌اند. اخلاق اسلامی با ویژگی خاص و بُعد متعالی خود، تضمین كنندة سعادت انسان‌ها در همة عصرها، و ره توشة همة ره پویان راه كمال است. رعایت اخلاق نیك نسبت به یك دیگر در برخوردها و تمام ابعاد زندگی و رعایت حقوق جانی و مالی و...كه عالی‌ترین نقش را در جذب دیگران و نفوذ در دل‌ها دارد، از عوامل مهم گسترش اسلام، بوده است.  انسان جزء اصلی تشكیل جامعة صالح و سالم است. انسان برای اصلاح جامعه و تشكیل اجتماعی سالم، نخست باید اصلاحات و تحولات را از درون خود، آغاز كند؛ زیرا مسائل اجتماعی، زشتی، فساد و...در اجتماع، مربوط به انسان است. پس او می‌تواند با ایجاد انقلابی در درون خود، در جامعه نیز انقلاب و تحول به وجود آورد و سمت و سوی همه چیز را به سوی هدف و مقصود اصلی، یعنی خداوند قرار دهد؛ امری كه خلقت جهان براساس آن بنا شده است. و این انسان شامل همه می‌شود (زن و مرد). زن هم در این امر اصلاحی شركت دارد و با اصلاح درون خود و داشتن اخلاق اسلامی، می‌تواند به منزلة یك منتظر در دوران انتظار، نقش مهمی را در سازندگی جامعه و منتظران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ایفا كند. روایات مختلفی به خصوص حدیث «اكمل به اخلاقهم» دلالت بر اهمیت و محوریت اخلاق، كمال و رشد معنوی انسان‌ها در دولت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دارد. امام باقر علیه السلام می‌فرماید: «چون قائم ما قیام كند دستش را بر سر بندگان می‌گذارد و عقول آنها را متحرك می‌سازد و اخلاق شان را به كمال می‌رساند.»[13] دولت اخلاقی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بدین معنا است كه هم خود، جامعِ تمام فضایل و محاسن اخلاقی و عقلی است و هم در مقام عمل و اجرا، همة آنها را در جامعه محقق می‌سازد. پس با داشتن چنین روایاتی و دانستن، وجود حكومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بر مبنای اخلاق اسلامی متوجه می‌شود كه زنان در جامعة فعلی بیش از هر دوره ای، در معرض آزمایش هستند و بیش از هر عصری، امكان سازندگی خود و نسل جامعة منتظر را دارا هستند. امروز، روزی است كه زن به مثابة یك منتظر می‌تواند به تكوین شخصیت اخلاقی خود بپردازد. او باید بداند كه افتخار در وجود شخصیت اوست كه دارای شعور، شناخت، آگاهی و تقوا باشد. افتخار در وجود صفات مثبت و فضایل انسانی و شرم و حیای اسلامی اوست كه به منزلة مسئولیتی بزرگ در زمان غیبت، در جامعة منتظر بر دوش اوست. او وظیفه دارد بكوشد كه خود را براساس مكتب بسازد و شخصیت خود را براساس آن رنگ دهد تا بتواند در سازندگی نسل منتظر، سهم بزرگی داشته باشد. چون یك منتظر واقعی، باید خود را چنان آماده كند كه لیاقت حضور در حكومت منتظر را كه شاخصة آن بر مبنای اخلاق اسلامی و دینی است، داشته باشد. همان طور كه امام صادق علیه السلام فرمودند: هركس از این كه جزء یاران حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد، شاد و خوشحال می‌شود، باید منتظر باشد و در حال انتظار، اهل ورع و عمل به نیكی‌های اخلاقی باشد.[14] پس زنان با انتقال اخلاق اسلامی به فرزندان و آماده كردن آنان برای حضور در دولت یار، بهترین زمینه‌ساز معنوی برای ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهند بود. --------------------------------------------------------------------------------[9]. «المهدیّ طاووس اهل الجنّه». صافی گلپایگانی، پیشین، منتخب الاثر، ص185. [10]. وَجهه كالقمر الدّریّ. معجم احادیث الامام مهدی (قم: مؤسسة معارف اسلامی 1411ق)، ج1، ش72. [11]. كاَنَّ وجهه الكوكب الدّری. صافی گلپایگانی، پیشین، ص185. [12]. «انَّما بُعثت لأتمّم مكارم الاخلاق. شیخ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، (قم: ناصرخسرو، 1376) ج10، ص333. [13]. «اذ اقام قائمنا، وضع یده علی رؤوس العباد فجمع به عقولهم واكمل به اخلاقهم. مجلسی، پیشین، ج52، ص336؛ صافی گلپایگانی، پیشین، ص482. [14]. «مَنْ سَرَّه اَن یكونَ مِن اَصحابِ القائم عجل الله تعالی فرجه الشریف فَلینتظرْ وَلْیَعملْ بِالوَرَعِ وَ مَحاسِنِ الاَخلاقِ. نعمانی، پیشین، باب11، ج16.این مطلب ادامه دارد... 
دوشنبه 11/9/1387 - 11:37
دعا و زیارت
مسئولیّت‌های زنان در جامعه منتظر/)قسمت دوم(  3. دین داری؛ پیامبر اكرم صل الله علیه و آله و سلم فرمودند:‌ای علی بدان كه شگفت انگیزترین مردم از جهت ایمان و عظیم‌ترین آنها از روی یقین مردمی اند كه در آخرالزمان خواهند بود. پیامبر صل الله علیه و آله و سلم را ندیده اند و محبت امام عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز از آنان محجوب است، اما به سیاهی كه بر سفیدی رقم خورده است، ایمان آورده‌اند.[5] موفقیت در این آزمایش، احتیاج به بینشی دارد كه انسان دین دار می‌تواند در پرتو آن در برابر تحریف‌ها و شبهه‌ها و تردیدها، خود را حفظ نماید و با هیچ یك از عوامل منحرف كننده خلوص در دین و دین داری به بیراهه نرود. پایداری در دین، در روزگار غیبت، فقط در سختی‌های جسمی و فشارهای مادی، خلاصه نمی‌شود، بلكه فشارهای روحی و معنوی را هم، باید تحمل كرد تا بتوان جزء منتظران واقعی آن امام شد. در انتظار، زیستن و منتظرانه دین داشتن، وظیفه‌ای است كه شریعت اسلام از مؤمنان خواسته است. چشم داشتن به ظهور منجی و حاكمیت دوازدهمین امام، باور به قوام امامت و غیبت رهبری دینی، در پایان زندگی است. عالمان دین بر پایه احادیث معصومین علیهم السلام، انتظار فرج را شاخص بزرگ انسان دین دار، در عصر غیبت دانسته اند و همواره دین داران را به داشتن و دانستن این مهم فرا خوانده‌اند. امام صادق علیه السلام می‌فرماید:  خبر دهم شما را به چیزی كه خداوند، عمل بندگان را جز با آن نمی‌پذیرد؟ گفتم آری. امام فرمود: باور به خدای یكتا و بندگی و پیامبری محمّد صل الله علیه و آله و سلم.....و چشم داشتن به ظهور قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف.[6] دین و دین داری در عصر غیبت به گونه‌ای است كه دین داران در این روزگار به مقام والایی می‌رسند؛ چون انسان دین دار، در صدر اسلام، عقاید و باورهای دینی را از پیامبر صل الله علیه و آله و سلم می‌گرفت، و تعالیم خالص دین را مستقیماً از مفسّر واقعی وحی، دریافت می‌كرد. رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم را می‌دید، و از راه و روش او الهام می‌گرفت و حق را به آسانی می‌پذیرفت، اما انسان دین دار در این عصر (غیبت) از تمامی دریافت‌های حسّی به دور است و تنها براساس درك عقلی و تاریخی، پیامبر صل الله علیه و آله و سلم و امامان علیهم السلام را می‌شناسد و به رسالت آنها ایمان می‌آورد. پیامبر صل الله علیه و آله و سلم می‌فرماید:  برادران من كسانی هستند كه پس از شما [اصحاب] زندگی می‌كنند. به من ایمان می‌آورند و مرا دوست می‌دارند و یاری می‌رسانند و مرا تصدیق می‌كنند؛ درحالی كه مرا ندیده‌اند.[7] پس دین دار بودن در روزگار غیبت، ایمان بیشتری می‌خواهد؛ همان طور كه ایمان به مبدأ و معاد، نیازمند تعقّل و تفكّر است. باور این بصیرت، براساس آیات و روایات، مخصوص افراد به خصوصی نیست، بلكه شامل تمام انسان ها، اعم از زن و مرد است كه در این میان، زنان هم می‌توانند در پرتو بینشی كه از دین و ایمان به غیب دارند، در برابر تحریف ها، و شبهه‌ها و سركوفت‌ها از درون و بیرون حوزه دین، هم چنان دین خود را نگاه دارند و با هیچ یك از این عوامل، خلوص دینی و دین داری در فكر و عمل خود را از دست ندهند. 4. معرفت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ؛ آشكار است كه اقبال قلبی، از شناخت و احساس محبّت، مایه می‌گیرد؛ از این رو مهم‌ترین وظیفه‌ای كه هر شیعة منتظری بر عهده دارد، كسب معرفت نسبت به وجود مقدّس امام و حجّت زمان خویش است. و در روایات تأكید فراوانی شده است كه باید معرفت امام را جدّی گرفت. امام صادق علیه السلام فرمودند: خداوند، زمین را لحظه‌ای خالی از حجت قرار نداد. به سبب حضور حجت است كه انسان، مكلف به شناخت امام است و به همین دلیل در حدیث آمده است كه: هركس بمیرد و امام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ جاهلیت مرده است.[8] و این نشان‌گر اهمیت شناخت امام است. پس هر انسانی اعم از زن و مرد با شناخت خود از امام، و منزلت و هدف او، خود را مقید می‌سازد؛ به تربیت در راه آن امام و رسیدن به كمال نهایی، یعنی یاری آن امام و ساختن یاران واقعی. یك زن به منزلة یك فرد مسلمان و انسانی كه در تربیت و ساختن انسان‌های با معرفت، مؤثر است، باید در شناخت، حضرت زهرا علیها السلام را الگوی خود قرار دهد؛ چرا كه بالاترین و بهترین زن نمونه ـ كه تمام زن‌ها و شخصیت‌های مسلمان باید از او درس بگیرند ـ فاطمه زهرا علیها السلام است. از نظر معرفت، شخصیتی آگاه است نه عامی. پس اگر یك زن در شناخت امام و هدف و راه او مستحكم باشد و به معرفت اصلی رسیده باشد، در شناخت و معرفت فرزند و جامعه تأثیرگذار خواهد بود و می‌تواند یكی از رسالت‌های خود را به انجام رساند. پیمودن جادة انتظار برای یك فرد، بدون شناخت امام منتظر، ممكن نیست. استقامت و پایداری، در وادی انتظار، وابسته به درك صحیح از پیشوای موعود است. اگر معرفت امام برای منتظر حاصل شود، او خود را در جبهة امام می‌بیند و احساس می‌كند كه در خیمة امام و كنار او قرار گرفته است؛ بنابراین لحظه‌ای در تلاش برای تقویت جبهة امام خویش كوتاهی نمی‌كند.--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------  [5]. یا علیُّ واعلم اَنَّ اَعجب النّاس ایماناً و اعظمهُم یقیناً قَومُ یكونون فی آخرالزّمان لَم یلحقُوا النّبیّ وحجب عنهم الحجّة فآمنوا بسوادٍ علی بیاضٍ. مجلسی، پیشین، ج21، ص366؛ شیخ صدوق، كمال الدین و تمام النعمه (تهران: كتاب فروشی اسلامیه، 1377)، ج1، ص288، باب26، ح8. [6]. اَلا أخبركم بما لا یقبل الله عزوجل من العباد عملاً الاّ به؟ فقلت بلی، فقال: «شهادة ان لا اِله اِلاّ الله و انّ محمداً عبده و رسوله....والانتظار للقائم عجل الله تعالی فرجه الشریف». نعمانی، پیشین، ص200، باب11، ج16؛ صافی گلپایگانی، پیشین، ج3، ص210. [7]. «ولكن إخوانی الّذین یأتون مِنْ بَعدكم یؤمنون بی و یحبّونی و ینصرونی و یصّدقُونی و ما رأونی؛ مجلسی، پیشین، ج52، ص132. [8]. «من مات ولا یعرف امامه مات میتةً جاهلیة». محمد كلینی،اصول كافی، ترجمه سید جواد مصطفوی، انتشارات گلگشت، ص377، روایت 3؛ نعمانی،پیشین، ص130: از امام صادق علیه السلام به نقل از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این مطلب ادامه دارد... 
دوشنبه 11/9/1387 - 11:36
دعا و زیارت
مسئولیّت‌های زنان در جامعه منتظر/)قسمت اول(
   


 
چكیده  در عصر غیبت كه دوره پنهان زیستی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است، معتقدان به مهدویت برای زمینه سازی و نیل به جامعه موعود جهانی، دارای رسالت‌ها و مسئولیت‌های خطیری هستند كه با پای بندی و اجرای آنها می‌توانند زمینه‌ساز ظهور آن حضرت باشند. در این میان، نقش زنان كه پنجاه درصد جمعیت بشر را به خود اختصاص داده‌اند، نقشی مهم و تأثیرگذار است، زیرا زنان منتظر، علاوه بر این كه نسبت به خویشتن مسئولیت دارند و باید خود را جزء منتظران واقعی قرار دهند، هم چنین باید به دیگرسازی، یعنی تربیت و تعالی نسل منتظر نیز همت گمارند. از این رو زنان دارای دو مسئولیت، جهت زمینه سازی ظهور (خودسازی و دیگرسازی) می‌باشند. بر این اساس در این نوشتار به مسئولیت زنان منتظر در دو حوزة فردی و اجتماعی پرداخته شده است. الف: حوزه فردی؛ در حوزه فردی، زنان منتظر با پاك‌سازی روح و روان خود از پلیدی‌های اخلاقی و مزین شدن به شاخصه نیك، آمادگی لازم جهت یاری رساندن به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را پیدا می‌كنند. و در مرحله بعد با شناخت دین و دین داری كامل نسبت به امام و مقتدای خود ابراز علاقه و معرفت می‌كنند و خود را در صف منتظران واقعی قرار می‌دهند. ب: حوزه اجتماعی؛ در حوزه اجتماعی زنان منتظر، دارای رسالت‌های خطیری نظیر تربیت نسل منتظر، امر به معروف و نهی از منكر، ورود در عرصه‌های جامعه، نظیر: مدرسه، خانواده و پرورش یاران خاص امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و ترویج عدالت در میان جامعه منتظران می‌باشند كه به صورت تفصیل در این نوشتار، آمده است. واژه‌های كلیدی: منتظران، زن، رسالت، آمادگی، دین داری، معرفت و محبت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف. مقدمه  جامعة منتظر با شاخصه‌های خدا محوری، عدالت محوری، دین محوری، و در یك كلام، معنویت محوری، از جوامع دیگر متمایز می‌شود. در جامعه منتظر، برای اجرایی شدن شاخصه‌های فوق، همة آحاد مردم، اعم از زن و مرد، رسالت خطیری دارند؛ زیرا هر چه، جامعه منتظِر، خود را در راستای جامعة منتظَر قرار دهد، بیشتر به مقصود و هدف، نزدیك می‌شود. از این رو باید زن و مرد، با مشاركت، و هم سویی، به اجرای شاخصه‌های جامعة منتظَر، در جامعة منتظِر همت گمارند. دو مسئولیت خطیر، بر دوش زنان منتظِر كه باید به انجام آنها مبادرت ورزند: نخست، خودسازی؛ افرادی كه می‌خواهند در جامعة منتظران، مثمر ثمر باشند و دیگران را در راستای اهداف جامعة منتظر بسازند، ابتدا باید خودساخته و مزین به شاخصه‌های نیكو باشند. از این رو مسئولیت دوم زنان منتظر، مشخص می‌شود كه همان دیگرسازی است كه در این رسالت، زنان، مسئولیت بس خطیری بر دوش دارند؛ زیرا در نقش سازنده و مفید آنان در خانواده، یعنی پدر و فرزندان، جای هیچ گونه، شكی نیست؛ بنابراین می‌توان نتیجه گرفت كه مردان بیشتر تك مسئولیتی بوده، یعنی تنها به ساختن خویشتن می‌پردازند، ولی زنان علاوه بر خودسازی به دگرسازی كه همان پرورش فرزندان و نسل منتظر باشد، نیز می‌پردازند. در این نوشتار سعی شده است تا به برخی از وظایف و رسالت‌های زنان در دوران غیبت، در جامعة منتظر اشاره شود تا زنان با آگاهی و شناخت كامل به انجام مسئولیت‌های خود بپردازند. با توجه به آیات و روایات فراوانی كه به جایگاه و مقام زن پرداخته است[1]، به ارزش زن در اسلام پی می‌بریم و می‌فهمیم كه اسلام از زن به منزلة یك انسان، توقع پیشرفت فردی و اجتماعی دارد و از او به عنوان یك مكلّف در جامعه، انتظار مسئولیت پذیری دارد. درجامعة كنونی، كه جامعه‌ای منتظر است می‌خواهد خود را برای آمدن منتظر و حكومت جهانی او آماده كند؛ بنابراین وظایف خطیر و سنگینی دارد، كه با توكل به خداوند و با تلاش و همّت خود می‌تواند به انجام آن بپردازد. از جمله مسئولیت‌های زنان، وظایف فردی و اجتماعی است كه به ترتیب به شرح آن پرداخته می‌شود:  الف: وظایف  1.پاك‌سازی درون از صفات پلید و زیور دادن آن به اخلاق نیك؛ این امر در هر زمان واجب است، اما در زمان غیبت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد؛ چون درك فضیلت و قرار گرفتن در عداد اصحاب آن حضرت، بستگی به این خصوصیات اخلاقی (خودسازی) دارد. تهذیب نفس و خودسازی از مسائلی است كه یك سالك الی الله باید به آن توجه داشته باشد؛ چرا كه اهمیت و ارزش آن به قدری زیاد است كه خداوند می‌فرماید:  هركس نفس خود را تزكیه كند، به یقین رستگار شده است و نومید و محروم گشت آن كه نفس خود را به گناه آلوده ساخت.[2] امام صادق علیه السلام در همین سوره به مردم دوران غیبت، اعم از زن و مرد می‌فرماید: «هركس دوست می‌دارد كه از اصحاب حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد باید منتظر باشد و دراین حال (انتظار) به پرهیزكاری و اخلاق نیكو رفتار نماید.»[3] پس یكی از چیزهایی كه هر انسانی، اعم از زن و مرد را به رستگاری و كمال حقیقی می‌رساند، پاك‌سازی روح و جان از صفات رذیله و جای‌گزین نمودن صفات پسندیده است. پس یك زن اولاً، به عنوان یك شخصیت انسانی (زن)، ثانیاً، به منزلة یك مادر و همسر و ثالثاً، به مثابه تربیت كننده و منتظرساز، روحی سلحشور و جهادگر می‌خواهد. منتظر مسلح، وقتی می‌تواند در ركاب امام، نقش‌آفرینی كند كه برای او پیروزی یا شهادت یكسان باشد و این روح مجاهدت وسلحشوری، مربوط به تمام افراد، از جمله زنان بوده كه از ابتدا تا كنون، اثرات زیادی از خود به جا گذاشته‌اند.  2.آمادگی؛ آمادگی همیشگی، جوهر اصلی انتظار و وظیفة حتمی منتظران است. كسی كه منتظر ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است، باید آمادگی داشته باشد، نظیر: پیراستگی و پاك زندگی كردن، صادق بودن در اعتقاد وعمل، توانایی روحی و جسمی برای جهاد و مبارزه در ركاب مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف. كسی كه بخواهد جزء یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد، باید روح جهاد و مبارزه با باطل را در زمان غیبت تجربه كند. در احادیث، منتظر و یاور امام عجل الله تعالی فرجه الشریف كسی است، كه در زندگی منتظرانة خود، آماده و به مرتبة ایثار جان و مال در راه خدا رسیده باشد. هم چنین، در راه استقرار دین و نجات مظلومان، گام بردارد و برای یاری كردن نهضتی كه می‌خواهد ریشة ظلم را در جهان بر كند و عدل را جای‌گزین كند، بی صبرانه منتظر جهاد باشد. امام صادق علیه السلام می‌فرماید:  باید هر یك از شما برای خروج قائم، اسلحه آماده كند. چون وقتی خداوند ببیند كسی به نیت یاری مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، اسلحه تهیه كرده است، امید می‌رود خداوند عمر او را دراز كند، تا ظهور را درك كند، و از یاوران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد.[4] بنابراین همه عاشقان (زن و مرد) باید خود را آمادة ظهورش كنند و دیگران را نیز آماده پذیرش دولت او كنند، و این مسئولیت خطیر و بزرگ بر دوش همة عاشقان، از جمله زنان است. طبق آن چه كه خداوند از زن سخن گفته و در روایات به میان آمده است، او می‌تواند با حفظ ارزش‌های دینی و اخلاقی، خود را برای حضور در دولت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، مهیا سازد و با نقش خود در خانه و جامعه، تمام انسان‌های عاشق را آماده و مهیا برای ظهور دولت یار كند. --------------------------------------------------------------------------------
[1].
عبدا... جوادی آملی، زن در آئینه جمال و جلال (قم: نشرأسراء)، ص26. [2].  (قَدْ اَفْلَحَ مَنْ زكّیها، وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا ) شمس، آیات 10 و9. [3]. «من سرهُ اَن یكون من أصحاب القائم فلینتظر والیعمل بالورع و محاسن الاخلاق،...».محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ترجمه جواد غفاری (تهران: كتابخانه صدوق، 1363) ص292، ب11، ج16؛ لطف الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، (قم: مؤسسه سیدة المعصومه، 1419ق) ص210. [4]. «لیعدَّنَّ أَحدكُم لخروج القائم ولو سهماً فَانَّ الله إذا علِم ذلكَ من نیّته رجوتُ لأن یُنسی فی عمره حتّی یدركه و یكونَ من اعوانه و أنصاره. محمد باقر، مجلسی، بحارالانوار، (بیروت: دارالمعارف للمطبوعات، 1421ق). ج52، ص366.این مطلب ادامه دارد...
دوشنبه 11/9/1387 - 11:35
دعا و زیارت
مهدی (عج)ازتولد تاحال(قسمت اول)  
پدر، مادر و ولایت امام زمان علیه السلام 
پدر بزرگوار امام زمان علیه السلام حضرت امام حسن عسكرى علیه السلام امام یازدهم شیعیان است ، بنقل شیخ مفید امام عسكرى علیه السلام در مدینه در 24 ربیع الاول سال 232 متولد شد و در سال 260 در سن 28 سالگى در منزل شخصى خود در سامرا به شهادت رسید.(1)
مادر بزرگوار امام زمان علیه السلام ((ملیكه )) است كه از طرف پدر دختر ((یشوعا)) فرزند امپراطور روم شرقى بود، و از طرف مادر نوه شمعون از یاران مخصوص حضرت عیسى علیه السلام و وصى او بشمار مى رفت .
او با اینكه در كاخ مى زیست و با خاندان امپراطورى زندگى مى كرد اما آنچنان پاك و با عفت بود كه گویى شباهت به خانواده خود ندارد، بلكه به مادر و خانواده مادرى كشیده و زندگیش همچون زندگى شمعون و عیسى علیه السلام و مریم علیهاالسلام از صفا و معنویت و پاكى خاصى برخوردار بود، از اینرو دوست داشت با یك خانواده پاك و خداپرست وصلت كند و به توحیدیان بپیوندد، خداوند او را در این هدف كمك كرد و او را بطور عجیب (كه در داستان ماجراى اسارت او و خریدارى از جانب امام هادى علیه السلام براى امام عسكرى علیه السلام در تاریخ آمده است ) به خواسته و هدفش رسانید.
ملیكه یا نرجس خاتون به خانه امام حسن عسكرى علیه السلام وارد شد، امام هادى علیه السلام به خواهرش حكیمه فرمود: او را به خانه ببر و دستورات اسلامى را به او بیاموز، او همسر فرزندم حسن علیه السلام و مادر مهدى آل محمد صلى اللّه علیه و آله خواهد بود، آنگاه به نرجس رو كرده و فرمود:
مژده باد ترا به فرزندى كه سراسر جهان را با نور حكومتش پر از عدالت و دادگرى كند، پس از آنكه پر از ظلم و جور شده باشد.
آرى این چنین یك دختر پاك و دانا، آلودگى كاخ شاهان را رها كرد و در خط جد مادریش ((شمعون )) قرار گرفت و سرانجام به سعادت عظماى همسرى حضرت امام حسن عسكرى علیه السلام در آدم و لیاقت پر افتخار مادر حضرت قائم (عج ) را پیدا كرد.
او نامهاى دیگر مانند ریحانه ، صقیل و سوسن نیز دارد و خواهر امام هادى علیه السلام حكیمه او را به عنوان سیده (خانم ) مى خواند.
این بانوى با سعادت در سال 261 هجرى و به روایتى قبل از شهادت امام حسن عسكرى علیه السلام از دنیا رفت و قبر شریفش در سامرا كنار قبر منور امام عسكرى علیه السلام قرار گرفته است .(2)
امام قائم (عج ) از همین خاندان پاك در شب جمعه نیمه شعبان سال 255 هجرى در زمان حكومت معتمد عباسى در سامرا متولد شد و هنگام شهادت پدر، پنج ساله بود.(3)
تولد آن حضرت را جز عده اى خاص نمى دانستند و براى نوع مردم مخفى بود، تا مبادا مورد گزند طاغوتیان غاصب و ستمگر زمان قرار گیرد.
حكیمه خاتون عمه امام حسن عسكرى علیه السلام گوید: روز پنجشنبه نیمه شعبان به منزل برادرم رفتم ، هنگام مراجعت ، امام عسكرى علیه السلام فرمود: امشب را نزد ما باش ، امشب فرزندى كه خداوند زمین را به علم و ایمان و هدایت او زنده گرداند متولد مى شود.
بالاخره ماندم صبح صادق حالت اضطراب در نرجس خاتون علیهاالسلام پدید آمد، او را در برگرفتم ، امام علیه السلام فرمود: سوره قدر را بر او بخوان ، مشغول خواندن سوره قدر شدم شنیدم آن كودك در رحم مادر در خواندن سوره با من همراهى مى كند در این موقع پرده اى بین من و آنها افكنده شد، دیگر نرجس را نمى دیدم ، از آنجا سراسیمه دور شدم امام عسكرى علیه السلام فرمود: برگرد، برگشتم در نرجس علیهاالسلام نورى مشاهده كردم كه دیده ام را خیره كرد و امام زمان علیه السلام را دیدم رو به قبله به سجده افتاده سپس دستش را بلند كرد و مى گفت : گواهى مى دهم به یكتائى خدا و اینكه جدم ، رسول خدا صلى اللّه علیه و آله است ، و پدرم امیرمؤ منان علیه السلام ، وصى رسول خدا است ، بعد یك یك امامان را شمرده تا به خود رسید.
او را به نزد پدرم بردم ، تا او را دید به دست گرفت و پس از خواندن آیاتى از قرآن و انجیل و تورات و زبور این آیه را تلاوت فرمود:
(( و نرید ان نمن على الذین استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین و نمكن لهم فى الارض و نرى فرعون و هامان و جنود هما منهم ما كانوا یحذرون ؛))
((اراده ما بر این قرار گرفته است كه به مستضعفین ، نعمت بخشیم و آنها را پیشوایان و وارثین روى زمین قرار دهیم ، حكومتشان را پا بر جا سازیم و به فرعون و هامان و لشكریان آنها آنچه را بیم داشتند از این گروه نشان دهیم ))(4)
نمونه كامل و گسترده مفهوم آیه مذكور، ظهور حكومت حق و عدالت در تمام كره زمین بوسیله امام قائم (عج ) است .
سخنى درباره نیمه شعبان  
شیخ حر عاملى رحمه اللّه از بزرگان اصحاب نقل مى كند كه امام صادق علیه السلام فرمود:
((شبى كه حضرت قائم (عج ) در آن متولد شد، هیچ نوزادى در آن شب متولد نمى شود مگر اینكه مؤ من خواهد شد، و اگر در سرزمین كفر متولد گردد، خداوند او را به بركت امام مهدى (عج ) به سوى ایمان منتقل مى سازد.))(5)
در نیمه شعبان زیارت حضرت امام حسین علیه السلام و همچنین زیارت امام زمان علیه السلام مستحب است ، امام صادق علیه السلام فرمود:
((شب نیمه شعبان بهترین شب بعد از شب قدر است و خواندن دو ركعت نماز در شب نیمه شعبان بعد از نماز عشاء مستحب است ، در ركعت اول بعد از حمد، سوره كافرون و در ركعت دوم بعد از حمد سوره توحید خوانده شود)).(6)
غسل و شب زنده دارى و عبادت در این شب بخصوص فضائل بسیار دارد، این شب در نزد خدا چنین مقامى دارد كه ولایت با سعادت امام زمان علیه السلام در سحرگاه این شب واقع شده و بر عظمت و رونق آن افزوده .
ضمنا روایاتى آمده كه نیمه شعبان همان شب قدر و تقسیم ارزاق و عمرها است ، و در بعضى از این روایات است شب نیمه شعبان شب امامان علیهم السلام است و شب قدر شب رسول خدا صلى اللّه علیه و آله است .
از جمله فضائل این شب اینكه ، از شبهاى مخصوص زیارت امام حسین علیه السلام است كه صد هزار پیامبر (صلواة اللّه علیهم ) آن حضرت را در این شب زیارت مى كنند.
از نمازهاى مستحبى كه در این شب وارد شده دو ركعت نماز است كه در هر ركعت بعد از حمد صد بار سوره توحید خوانده مى شود.
نقل شده : رسول اكرم صلى اللّه علیه و آله فرمود: شب نیمه شعبان در خواب دیدم جبرئیل بر من نازل شد و فرمود: اى محمد: اى محمد صلى اللّه علیه و آله و سلم در چنین شبى خوابیده اى ؟ گفتم : این شب چه شبى است ؟
فرمود: شب نیمه شعبان است برخیز، مرا بلند كرد و به بقیع برد، و سپس ‍ فرمود: سرت را بلند كن زیرا در این شبها درهاى رحمت خدا در آسمان بروى بندگان باز است ، همچنین در رضوان ، در آمرزش ، در فضل ، در توبه ، در نعمت ، در جود و سخاوت ، در احسان باز است ، خداوند به عدد پشمها و موهاى چرندگان در این شب گنهكاران را آزاد مى كند، پایان عمرها در این شب ، تعیین مى گردد، رزق هاى یكسال در این شب تقسیم مى شود و حوادث یكسال در این شب معین مى گردد.
اى محمد! كسى كه این شب را با تكبیر و تسبیح و تهلیل و دعا و نماز و قرائت قرآن و اطاعت و خضوع و استغفار بسر برد، بهشت منزل و سراى او است ، و خداوند گناهان گذشته و آینده اش را مى آمرزد... اى محمد صلى اللّه علیه و آله و سلم این شب را احیاءدار و به امت خود دستور بده آنها نیز این شب را احیاء بدارند، و با عمل به سوى خدا تقرب جویند، چرا كه این شب شبى شریف است .
از اعمال این شب ، خواندن دعاى كمیل در سجده است روایت شده كه كمیل گوید دیدم على علیه السلام این دعا را در شب نیمه شعبان در سجده خواندند.
در مورد زیارت امام حسین علیه السلام در این شب بخصوص در صورت امكان در كنار قبرش ، آمده هر كه بشناسد امام حسین علیه السلام را و شهادت او و هدف شهادتش را كه موجب نجات امت گردید و وسیله و راهگشائى براى رسیدن به فوز عظیم شد (خلاصه اینكه عبادتش در این شب از روى توجه و علاقه و معرفت خاص باشد) آنگونه خویشتن را در برابر خدا خاضع نماید كه شایستگى آن را دارا مى باشد و نیز از خدا خواسته هاى شرعیش را تقاضا كند.(7)
نام و كینه امام زمان علیه السلام  
امام زمان علیه السلام هنگام تولد تا وقتى كه پدرش به شهادت رسید (از سال 255 تا سال 260) مخفى بود و تنها خواص از اصحاب او را مى دیدند و مسائل خود را از ایشان مى پرسیدند، هنگام رحلت پدر، پنچ سال داشت ، سرانجام عواملى باعث شد كه آن حضرت از نظرها غایب گردید و نخست غیبت صغرى و سپس غیبت كبرى به وجود آمد (كه در این مورد، بعد سخن خواهیم گفت ).
بهر حال : چنانكه در روایات آمده ، محل زندگى امام زمان علیه السلام در دوران كودكى همچون محل زندگى حضرت موسى علیه السلام مخفى بود تا از گزند طاغوتیان محفوظ گردد.(8)در اینجا براى اینكه دورنمائى از دوران خفقان آن زمان را دریابیم شایسته است به داستان زیر توجه فرمائید.
جعفر كداب عموى امام زمان علیه السلام  
گاه مى شود بر اثر عواملى ، از حضرت نوح علیه السلام پسرى ناخلف بنام كنعان و یا از حضرت آدم علیه السلام پسرى متمرد بنام قابیل به وجود مى آید.
حضرت امام هادى علیه السلام داراى 5 فرزند بنامهاى امام حسن علیه السلام ، حسین ، محمد، جعفر، و علیه بود. در میان این فرزندان ، جعفر، بسیار ناخلف بود كه لقب كذاب (دروغگو) را گرفت ، امام هادى علیه السلام درباره او فرمود: از فرزندم جعفر دورى كنید، نسبت او به من همچون نسبت كنعان به نوح علیه السلام است ، امام عسكرى علیه السلام فرمود: مثل من و جعفر مانند هابیل و قابیل دو فرزند آدم علیه السلام است ، اگر كشتن من براى جعفر ممكن بود، مرا مى كشت ، ولى خداوند جلو او را گرفت .
جعفر از افرادى بود كه ادعاى امامت داشت و پس از رحلت پدر مى گفت امام مردم من هستم نه برادرم ، امام عسكرى علیه السلام ، حتى پس از رحلت پدر نزد خلیفه وقت رفت و گفت : بیست هزار اشرفى براى تو مى فرستم و از شما خواهش دارم كه فرمان دهى تا بر مسند امامت بنشینم و این مقام از برادرم سلب گردد.
خلیفه در جواب گفت : عجب آدم احمق هستى اگر امامت در دست ما مى بود آن را براى خود قرار مى دادیم اگر امام شناسان و شیعیان آنچه از برادرت و پدرت از معجزات و... دیدند از تو ببینند تو را امام خود مى دانند، دیگر نیازى به كمك ما ندارى و گرنه هرگز به تو ایمان نخواهند آورد.
كارشكنى هاى او در عصر امامت برادرش امام عسكرى علیه السلام بجائى نرسید ولى پس از شهادت برادرش دوباره شروع به ادعا كرد و اعلام داشت كه امام بعد از برادرم من هستم .
امام عسكرى علیه السلام براى اینكه امر بر مردم اشتباه نشود و امامت امام مهدى (عج ) را از كارشكنى هاى جعفر، حفظ كند، در آخرین لحظات عمر، یكى از اصحاب بنام (ابوالادیان ) را به حضور طلبید و به او فرمود:
((چند نامه هست اینها را به مدائن مى برى و به فلان و فلان كس مى رسانى و جواب نامه ها را مى گیرى ، روز 15 به سامراه مى آئى ، صداى گریه از خانه من خواهى شنید مطلع مى شوى كه من از دنیا رفته ام .))
ابوالادیان : فدایت شوم ، معلوم است كه سخن شما راست و درست است ، و همین طور كه مى فرمائى خواهد شد ولى سؤ الى دارم و آن اینكه پس از شما امام كیست ؟
امام عسكرى علیه السلام : ((امام كسى است كه جواب نامه ها را از تو مطالبه كند.))
ابوالادیان : علامت دیگر امام پس از شما چیست ؟
امام عسكرى علیه السلام : ((امام كسى است كه بر جنازه من نماز بخواند.))
ابوالادیان مى گوید: علامت دیگر چیست ؟
امام عسكرى علیه السلام فرمود: امام كسى است كه از میان همیانهاى طلا خبر دهد.))
ابوالادیان مى گوید: ابهت امام عسكرى علیه السلام مرا گرفت ، دیگر نپرسیدم كه منظور چه همیانى است برخاستم خداحافظى كردم نامه را گرفتم بسوى مدائن رهسپار شدم ، نامه ها را به صاحبانشان دادم جواب نامه ها را گرفت و به سامره برگشتم همین كه وارد خانه امام حسن علیه السلام شدم صداى گریه شنیدم فهمیدم كه امام عسكرى علیه السلام دار دنیا را وداع كرده است ولى دیدم گروهى دور جعفر كذاب را گرفته اند و به او به عنوان امام تهنیت مى گویند و بعضى به او تسلیت مى گفتند.
در این میان كسى آمد و به جعفر گفت : جنازه برادرت را غسل داده اند، بفرمائید بر جنازه نماز بخوانید دیدم جعفر برخاست و همراه گروهى براى انجام نماز رهسپار شد، با خود گفتن : عجبا! اگر امام مردم ، بى دین بشود، معلوم مى شود كه همواره دین از اول سست بوده است ، چون من جعفر كذاب را مى شناختم كه همواره با ساز آواز و شرابخوارى سر و كار داشت ، من هم دنبال جعفر براه افتادم تا ببینم جریان به كجا منتهى مى شود.
كنار جنازه امام عسكرى علیه السلام رسیدیم جعفر پیش ایستاده و همراهان پشت سرش ، گفتم دیگر كار از كار گذشت ، ناگهان پرده سفیدى كه در حجره آویزان بود بلند شد، دیدم كودكى نورانى پیدا شد، رداى جعفر را گرفت و فرمود: اى عمو! پس برو، من سزاوارترم كه بر جنازه پدرم نماز بخوانم ، جعفر مانند نقش بر دیوار هیچ نتوانست بگوید و كنار رفت .
آن كودك مشغول نماز شد و پس از نماز همین كه خواست برود به من رسید و فرمود: جواب نامه ها را به من بده ، نامه ها را به او دادم ، رفت به حجره ، با خود گفتم حمد و سپاس خدا را كه دو علامت از علاماتى كه امام عسكرى علیه السلام به من فرموده بود ظاهر شد، نزد جعفر آمدم و گفتم این طفل كه بود؟
گفت : من اصلا چنین كودكى را ندیده ام و نمى شناسم .
مسافران قمى و جعفر كذاب :  
روز بعد دیدم گروهى از اهل قم آمده بودند به زیارت امام عسكرى علیه السلام نائل شوند، مطلع شدند كه حضرت از دنیا رفته است ، پرسیدند: امروز امام و حجت خدا كیست ؟
گروهى جعفر كذاب را نشان دادند، اهل قم نزد جعفر آمده و سلام كردند و گفتند: پول زیادى كه مخصوص امام علیه السلام است براى شما آورده ایم ، دستور داد پولها را بگیرند.
گفتند: ما هر وقت خدمت امام عسكرى علیه السلام مى رسیدیم و پولى نقد مى آوردیم نام صاحبان پول را حضرت مى بردند و حدود مبلغ را از درهم و دینار مى فرمود، شما هم اگر امام هستید و جانشین برادر خود مى باشید مبلغ و عدد و اسم صاحبان پول را بگوئید.
جعفر گفت : مردم از من علم غیب مى خواهند، مگر برادرم علم غیب داشت ؟
اهل قم گفتند: در چنین صورت ما پول را نخواهیم داد.
دستور دستگیرى امام زمان علیه السلام  
جعفر دید با این وضع به هدف شوم خود نمى رسد، نزد معتمد عباسى خلیفه وقت رفت و گزارش داد كه برادرم امام عسكرى علیه السلام پسرى دارد و او بر جنازه پدرش نماز خواند (امام عسكرى علیه السلام براى حفظ فرزندش حضرت حجت (عج ) از دشمنان ، تولد او را به كسى نفرموده بود.) خلیفه ، ضد ماءمور به فرماندهى شخصى بنام ((رشیق )) به خانه امام عسكرى علیه السلام فرستاد و به او دستور اكید داد كه برو به خانه امام عسكرى علیه السلام همه حجره ها را جستجو كن ، بى آنكه اجازه بگیرى وارد خانه شو.
رشیق با ماءمورین به خانه امام عسكرى علیه السلام آمدند و همه حجره ها را گشتند تا به آن حجره كه در آن پرده سفید آویزان بود رسیدند، پرده را بلند كردند دریائى آنجا دیدند كه در وسط آن ، كودكى سجاده انداخته و نماز مى خواند، رشیق بیكى از ماءمورانش دستور داد كه برو، و آن كودك را بگیر. آن ماءمور تا به سراغ كودك آمد در میان آب غرق شد.
رشیق به دیگرى دستور داد، دیگرى وقتى خواست به طرف كودك رود در آب غرق شده با فریاد بلند تقاضاى كمك كرد، او را نجات دادند، حضرت با كمال وقار نماز را تمام كرد و سپس در پیش روى ماءموران از حجره بیرون آمد. ماءموران گویا چوب خشكى شده بودند. اصلا نتوانستند كوچكترین آسیبى به كودك كه حضرت حجت (عج ) بود برسانند.
همین موقع بود كه حضرت مهدى علیه السلام غایب شد و غیبت صغرى به وقوع پیوست .(9)
مشخصات امام زمان علیه السلام 
بهر حال امام زمان علیه السلام در زمان پدر كه 5 ساله بود (از سال 255 تا 260، سال شهادت پدر) نزد پدر بود، ولى در مخفیگاه بسر مى برد، بسیارى از اصحاب ائمه علیهم السلام و علما و فقهاى اعلام اسلام ، وى را زیارت كرده اند، حتى بسیارى از نوابغ و علماى بزرگ چین و بخارا و سمرقند و هندوستان و اندلس و اروپا به سامراه سفر كرده و توسط امام عسكرى علیه السلام با امام زمان علیه السلام ملاقات كرده و مسائل خو را از وى پرسیده اند، و نشان سوغات و هدایاى صاحبانش را از او خواسته اند، او به یك یك آنها پاسخ صحیح داده است . (چنانكه این مطلب در جلد 52 و 53 بحار بطور مفصل آمده است .)
براى اینكه بیشتر با این عزیز كه پرده هاى غفلت و گناه ، ما را از دیدارش ‍ محروم ساخته آشنا شوید به این حدیث توجه كنید: پیامبر خدا صلى اللّه علیه و آله و سلم فرمود:
(( المهدى من ولدى اربعین سنة كان وجهه كوكب درى فى خده الایمن خال اسود علیه عبائتان قطوا نیتان ، كانه من رجال بنى اسرائیل یستخرج الكنوز و یفتح مدائن الشرك ؛))
مهدى (عج ) از فرزندان من داراى چهل سال است (یعنى هنگام خروج همچون مرد چهل ساله است ) صورتش همچون ستاره درخشان است ، در گونه راستش خال سیاهى است و دو عباى قطوانى بر دوش دارد، قیافه اشهمانند مردان بنى اسرائیل (زمان حضرت موسى علیه السلام ) است گنجها را استخراج كند، در كشورهاى شرك را فتح كرده و تحت رهبرى خود در مى آورد.))(10)
از خصوصیات امام قائم (عج ) اینكه آن حضرت از ناحیه پدر از نسل امام حسین است ، از ناحیه مادر از نسل امام حسن علیه السلام است ، از این رو كه مادر امام باقر علیه السلام از فرزندان امام حسن علیه السلام است .(11)
از ویژگیهاى او اینكه پس از ظهور، حضرت عیسى علیه السلام از آسمان آمده و پشت سر او نماز بجا مى آورد.(12)
و دیگر اینكه در آخر عمر امام قائم (كه رجعت امامان به وجود مى آید) پس ‍ از آنكه حضرت قائم (عج ) از دنیا رحلت كرد، امام حسین علیه السلام بدن او را غسل مى دهد.(13)
و دیگر اینكه امام عصر(عج ) شبیه یوسف علیه السلام و عیسى علیه السلام و موسى علیه السلام و محمد صلى اللّه علیه و آله و سلم است .
این هم در جاى خود بسیار جالب است كه بزرگترین چهره انقلابى تاریخ ، حضرت سید الشهداء امام حسین علیه السلام در غسل و كفن و دفن مصلح بزرگ جهان حضور یابد.
بهر حال مردم در هر زمان ، امام زمان علیه السلام خود را بشناسد و هر زمانى داراى امام است (و این كتاب براى همین منظور نگاشته شده ) در زمان ائمه علیهم السلام یاران امامان در این جهت خیلى كوشا بودند كه امام حق را بشناسند، اكنون به روایت زیر توجه كنید:
محمد بن عثمان (14)گوید: از پدرم شنیدم گفت : از امام عسكرى علیه السلام این سؤ ال شد و من در حضورش بودم ، سؤ ال این بود:
((این مطلب كه از پدران شما نقل شده : هیچگاه زمین از حجت خدا خالى نمى ماند و اگر كسى بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ زمان جاهلیت مرده است (15) آیا حق است ؟))
امام حسن علیه السلام فرمود:
آرى این مطلب حق است همچنانكه روز حق است ، شخص پرسید: بعد از شما امام مردم كیست ؟
فرمود: پسرم محمد، امام و حجت بعد از من است كسى كه بمیرد و او را نشناسد به مرگ زمان جاهلیت مرده است ، ولى براى او غیبتى هست كه نادانان در این مورد حیران گردند و منحرفان هلاك شوند، و كسانى كه وقت ظهورش را تعیین كنند او را تكذیب نمایند، سپس ظهور مى كنند گویا مى بینم طوقهاى سفیدى را كه بر بالاى سر او در نجف و كوفه در حركت است .(16) و در پرچم ارتش آن حضرت نوشته شده :
((البیعة لله ؛ بیعت مخصوص خداست .))(17)
از ویژگیهاى آن بزرگوار اینكه : پیامبر صلى اللّه علیه و آله و سلم فرمود:
((مهدى طاووس اهل بهشت است .))
و در عبارت دیگر فرمود:
((چهره مهدى (عج ) از فرزندانم همچون ماه تابان است ، رنگ چهره اش ‍ عربى است و بدنش همانند جسم مردان بنى اسرائیل (بلند قد) است ، زمین را همانگونه كه پر از ظلم و جور شده ، پر از عدل و داد مى كند، اهل آسمانها و زمین و پرندگان در هوا از حكومتش راضى هستند، بیست سال حكومت مى كنند.))(18)
روزى پیامبر صلى اللّه علیه و آله و سلم به دختر گرامیش فاطمه علیهاالسلام رو كرد و به این شخصیتها افتخار كرده و فرمود:
((بهترین پیامبران پدرت است ، و از ما است بهترین اوصیاء كه شوهرت على علیه السلام است و از ما است بهترین شهدا كه عموى من حمزه است ، از ماست آن كس كه دو پر دارد و با آن دو پر در بهشت هر جا بخواهد به پرواز در مى آید، و او پسر عموى پدرت جعفر است ، از ماست دو سبط این امت ، دو آقاى جوانان اهل بهشت ، حسن علیه السلام و حسین علیه السلام و این دو فرزندان تو هستند و از ما است مهدى (عج ) و او از فرزندان تو است .)) (19)
امام سجاد علیه السلام فرمود:
((قائم ما داراى نشانه هایى از شش پیامبر است :
1-
نشانه اى از نوح علیه السلام .
2-
نشانه اى از ابراهیم علیه السلام .
3-
نشانه اى از عیسى علیه السلام .
4-
نشانه اى از موسى علیه السلام .
5-
نشانه اى از ایوب علیه السلام .
6-
نشانه اى از محمد صلى اللّه علیه و آله و سلم .))
امام نشانه اش از نوح علیه السلام طول عمر است ، اما نشانه اش از ابراهیم علیه السلام مخفى بودن محل ولادتش است ، اما نشانه اش از موسى علیه السلام ترس از دشمن و غیبت است (كه موسى علیه السلام از ترس ‍ فرعونیان از مصر به مدین رفت و مدتى مخفى بود) اما نشانه اش از عیسى علیه السلام اختلاف راءى مخفى بود) اما نشانه اش از عیسى علیه السلام اختلاف راءى مردم درباره اش ، و اعتزال او از مردم است ، اما نشانه اش از ایوب علیه السلام گشایش و پیروزى پس از بلیات و گرفتارى است ، اما نشانه اش از محمد صلى اللّه علیه و آله و سلم قیام به شمشیر است .))(20)
و در بعضى روایات ، نشانه اى از حضرت یوسف علیه السلام نیز ذكر شده و آن زندان است (21) (شاید منظور دورى او از دوستانش كه به منزله زندانى بودن او است ).
از ویژگیهاى امام قائم (عج ) اینكه : امام حسین علیه السلام فرمود:
((او از نظرها پنهان است تا كسى او را به بیعت خود نخواند، و او زیر پرچم هیچ رهبر ناشایستى نرود.))(22)
شوكت و قدرت فوق العاده امام علیه السلام  
حضرت رضا علیه السلام در ضمن روایتى فرمود:
((قائم علیه السلام كسى است كه هر گاه خروج كند، در سن پیرى است اما سیماى جوان دارد، و آنچنان قدرت جسمى دارد كه دستش را به بزرگترین درخت روى زمین بیاندازد، مى تواند آن را از ریشه بركند، و اگر در میان كوهها صدایش را بلند كند سنگهاى كوهها قطعه قطعه گردند، عصاى موسى علیه السلام و انگشتر سلیمان علیه السلام همراه اوست .))(23)
از ویژگیهاى حضرت قائم (عج ) اینكه : پیامبر صلى اللّه علیه و آله و سلم فرمود:
((بهشت مشتاق چهار نفر از خاندان من است كه خدا آنها را دوست دارد و مرا به دوستى با آنها فرمان داده است :
1-
على بن ابیطالب علیه السلام 2 حسن علیه السلام 3 حسین علیه السلام 4 مهدى (عج ) كه پشت سر مهدى (عج ) حضرت عیسى علیه السلام نماز مى خواند.))(24)
و در روایت دیگر فرمود: ((ما خاندان عبدالمطلب سادات و بزرگان بهشت هستیم ، من و برادرم على علیه السلام و عمویم حمزه و جعفر و حسن و حسین و مهدى علیهم السلام .))(25)
شمائل حضرت مهدى علیه السلام  
پیامبر صلى اللّه علیه و آله و سلم فرمود:
((مهدى از ما خاندان است ، بلند پیشانى و بر آمده بینى است (كه وسط بینى اش برآمدگى دارد).(26)
و نقل شده : روزى حضرت على علیه السلام به امام حسین علیه السلام نگاه كرد و فرمود:
این پسرم آقا است چنانكه رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلم او را آقا خواند، و بزودى خداوند در صلب او مردى ظاهر سازد كه همنام پیامبر صلى اللّه علیه و آله و سلم شماست ، و در صورت و سیرت شبیه پیامبر صلى اللّه علیه و آله و سلم است ، وقتى كه مردم در غفلت بسر مى برند و حق زیر پا قرار گرفته و مرده شده و ظلم و جور آشكار گشته ، خروج مى نماید، سوگند به خدا اگر خروج به قیام نكند، گردنش را مى زنند، اهل آسمان و ساكنان آن از خروجش شاد مى شوند، بلند پیشانى و برآمده بینى ، سطبر شكم ، لاغر ران و در ران راستش ، خالى هست ، گشاده دندان مى باشد، زمین را همچون كه پر از ظلم و جور شده پر از عدل و داد كند.))(27)
از خصائص امام مهدى (عج ) اینكه : حكومتش سراسر جهان را مى گیرد، در این مورد مفسر معروف اهل تسنن قرطبى روایت مى كند كه جمیع كسانى كه جهانگیر شدند چهار نفرند كه دو نفرشان كافر بودند یعنى نمرود و بخت النصر و دو نفرشان مؤ من بودند یعنى : ذوالقرنین و سلیمان بن داود علیهماالسلام و بزودى از امت اسلام پنجمین نفر حاكم سراسر زمین مى شود و او مهدى (عج ) است .(28)
جایز جعفى گوید: از امام باقر علیه السلام شنیدم مى فرمود:
((روزى عمر بن خطاب از امیرمؤ منان على علیه السلام در مورد حضرت مهدى علیه السلام توضیح خواست .
على علیه السلام فرمود: اما نامش ، حبیبم رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلم با من عهد كرده كه نامش را نبرم تا خداوند او را مبعوث كند، امام سیمایش ، او جوان نه بلند قد و نه كوتاه قد، خوش صورت است ، مویش ‍ زیبا است ، و از سرش به شانه اش ریخته ، نور صورتش سیاهى موى سر و صورتش را تحت الشعاع قرار داده است .))
امام صادق علیه السلام فرمود:
((مهدى (عج ) خروج نمى كند مگر در سالهاى طاق مانند 1 3 5 7 9.))(29)
لقب قائم علیه السلام و مهدى علیه السلام چرا؟ 
مى پرسند:  
چرا زمان علیه السلام با كلمه ((قائم )) و ((مهدى )) خوانده مى شود، و اینكه بعضى با شنیدن لقب ((قائم )) برمى خیزند و مى ایستند براى چیست ؟
پاسخ :  
در بسیارى از روایات ، آن حضرت با لقب قائم (30) و مهدى ، یاد شده و در مورد قائم ، بسیار مى شد كه در زمان ائمه علیهم السلام بر اثر ظلم و فساد و حاكمان غاصب ، امامان به یاد امام زمان علیه السلام مى افتادند و مى فرمودند: ((قائم ما انتقام ما را خواهد گرفت )).
قائم یعنى قیام كننده ، نظر به اینكه قیام و نهضت حضرت مهدى (عج ) جهانى است و در تمام تاریخ بشر چنین قیام و حكومتى نبوده ، آن حضرت با این عنوان خوانده مى شود.
اما اینكه پیروان آن حضرت با شنیدن این لفظ و یا با تلفظ به این كلمه برمى خیزند و مى ایستند، این كار یك نوع عمل مستحبى است و احترام و اظهار پیوند و انتظار آن حضرت است و ضمنا مردم را به یاد نهضت و قیام حضرت مهدى (عج ) مى اندازد و براى آنها تلقین عملى مى شود كه باید برخاست ، نهضت كرد، امیدوار بود و به زمینه سازى براى ظهور و قیام جهانى رهبرى معصوم و قاطع كه امید پیامبران و امامان و همه مستضعفان جهان و قلب تپنده هستى است پرداخت .
این كار حتى در زمان امام صادق علیه السلام در میان شیعیان معمول بوده ، حتى نقل شده در خراسان در حضور حضرت امام رضا علیه السلام كلمه ((قائم )) ذكر شد، امام رضا علیه السلام برخاست و دستش را بر سر نهاد و فرمود: (( اللّهم عجل فرجه و سهل مخرجه ؛))
((خداوندا بر فرجش شتاب كن ، و راه ظهور و نهضتش را آسان گردان .))(31)
اما در مورد واژه مهدى ، از این روست كه امام زمان هدایت شده و هدایت كننده است .
امام صادق علیه السلام در ضمن حدیثى در این مورد فرمود:
(( انما سمى القائم مهدیا لانه یهدى الى امر مضلول عنه و سمى القائم لقیامه بالحق ؛))
آن حضرت را مهدى گویند، زیرا او مردم را به امرى كه گم كرده اند هدایت مى كند، و قائم گویند چون به حق قیام كند)).(32)
از امام باقر علیه السلام سؤ ال شد چرا قائم را ((قائم )) خواندند؟
فرمود:
((زیرا یاد او فراموش مى شود و بسیارى از معتقدان به امامت آن حضرت ، راه ناصحیح مى روند.))
از آن حضرت سؤ ال شد چرا او را منتظر گویند؟ فرمود:
((زیرا براى او غیبتى طولانى است كه روزهایش بسیار است افراد مخلص ‍ و پاك در انتظارش بسر مى برند ولى افراد شكاك و مردد او را انكار مى كنند و منكران ، نامش را به مسخره مى گیرند و تعیین كنندگان وقت بسیارند، عجله كنندگان در او به هلاكت مى رسند، مسلمانان در مورد او نجات مى یابند.))
اقامتگاه حضرت مهدى علیه السلام كجاست ؟ (33) 
مى پرسند:  
امام قائم (عج ) كجاست و آیا فرزند و همسر دارد؟
پاسخ :  
از قواعد و روایات معصومین علیهم السلام استفاده مى شود كه امام قائم (عج ) هم اقامتگاه مخصوص دارد و هم زن و فرزند.
در مورد اقامتگاه آن حضرت نخست باید توجه داشت كه آن حضرت همه ساله در مراسم عظیم حج شركت مى كند. (34)
و بعضى از سعادتمندان در مراسم حج به محضرش شرفیاب شده اند.
همچنین هر جا كه بخواهند از مشاهد مشرفه و... خواهد رفت .
اما در مورد اقامتگاه آن حضرت و فرزندان و بستگان و یاران مخصوص ‍ (اوتاد) چندین مكان ماند: مدینه ، دشت حجاز، كوه رضوى ، كرعه (35) و سرزمینهاى دور دست و... گفته شده است .
در میان این گفتار آنچه بیشتر نظرها را جلب مى كند این است كه اقامتگاه آن حضرت و فرزندانش و گروهى از خواص یارانش در جزیره اى از دریاى بزرگ مى باشد.
از امام هادى علیه السلام داستانى نقل شده كه خلاصه اش این است :
حضرت مهدى (عج ) و فرزندانش در جزیره هائى بسیار بزرگ و پهناور در دریا زندگى مى كند و عدد شیعیان آنجا بسیار زیاد است ، و فرزندان وى هر یك حاكم جزیره اى هستند و خدا بهتر مى داند.(36)
1- ارشاد شیخ مفید (رحمة اللّه ) صفحه 306.
2- ریاحین الشریعه ، ج 3، ص 25.
3- اثباة الهداة ، ج 7، ص 137 المجالس السنیه جلد 5، صفحه 678 مرحوم شهید در كتاب دروس نیز همین عقیده را دارد (اثباة الهداة جلد 7، صفحه 162).
4- آیه 5 و 6 سوره قصص شرح بیشتر این مطلب در كشف الغمه ، ج 3، ص 405 و 406 آمده است و اضافه شده كه : امام قائم وقتى متولد شد، پاك بود و هیچگونه آلودگى نداشت و در بازوى راستش این آیه نوشته شده بود.
((جاء الحق و زهق الباطل كان زهوقا؛ حق آمد و باطل نابود شد، حتما باطل نابود شدنى است )).
5- توضیح المقاصد شیخ بهائى ، صفحه 532.
6- اثباة الهداة جلد 7، صفحه 162.
7- اقتباس از كتاب المراقبات ، نوشته عالم ربانى و عارف صمدانى ، مرحوم حاج میرزا جواد تبریزى صفحه 79 به بعد (دعاها و نمازهاى دیگرى نیز ذكر شده به این كتاب مراجعه شود.)
8- بعضى از اصحاب خاص در زمان امام عسكرى علیه السلام به خدمتش مى رسیدند و مسائل خود را از آن حضرت مى پرسیدند و جواب مى گرفتند (در این باره به كتاب احتجاج طبرسى جلد 2 صفحه 268 به بعد مراجعه كنید).
9- اقتباس از جامع النورین صفحه 314 و بحار، ج 51، ص 322 به بعد در مورد غایب شدن آن حضرت در سرداب و جریان غرق دشمنان در كتاب مجالس السنیه جلد 5 صفحه 728 مطالبى آمده است .
10- اثباة الهداة ، جلد 7، صفحه 185 المجالس السنیه ، جلد 5 صفحه 2. 7 3. 7
11- اثباة الهداة جلد 7، صفحه 184.
12- اثباة الهداة جلد 7، صفحه 184.
13- بحار جلد 54، صفحه 347 به نقل از امام باقر علیه السلام .
14- دومین نائب خاص امام زمان علیه السلام
15- من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة
16- كشف الغمه جلد 3، صفحه 451.
17- المجالس السنیه محسن جبل عاملى جلد5.
18- المجالس السنیه سید محسن جبل عاملى جلد 5.
19- المجالس السنیه ، ج 5 ص 70، به نقل از طبرانى .
20- اعلام الورى ، ص
21- اعلام الورى ، ص 3.4.
22- بحارالاءنوار، ج 52 ص 279.
23- كشف الغمه ، ج 3، ص 445 اعلام الورى ، ص 407.
24- اثباة الهداة ، ج 7 ص 103.
25- كشف العمه ، ج 3 ص 376 اثباة الهداة ، ج ص 190 208.
26- اثباة الهداة ، ج 7، ص 185.
27- اثباة الهداة ، ج 7، ص 238.
28- اثباة المقاصد شیخ بهائى ، ص 510 506
29- توصبح المقاصد شیخ بهائى ، ص 510 506.
30- ناگفته نماند كه امام صادق فرمود: همه ما امامان قائم هستیم ، ولى آن قائم (امام دوازدهم ) صاحب شمشیر (قدرت و حكومت ) است و برنامه اى غیر از برنامه ما دارد (اثباة الهداة ، ج 7، ص ‍ 127).
31- بحار، ج 51، ص 30.
32- اثباة الهداه ، ج 7، ص 110 و نیز در همین كتاب ص 169 وجه تسمیه دیگرى در مورد واژه مهدى از امام باقر علیه السلام نقل شده است (توضیح اینكه : مردم در آن زمان ، اسلام راستین را گم كرده اند حضرت مهدى (عج ) آنها را به دین اسلام ناب هدایت مى كند) (توضیح المقاصد ص 512).
33- بحار، ج 51 ص 30.
34- بحار، ج 52، ص 151 156.
35- كرعه قریه اى است در یمن (المجالس السنیه ، ج 5، ص 708).
36- اثباة الهداة ج 7، ص 58.
 این مطلب ادامه دارد...
دوشنبه 11/9/1387 - 11:10
دعا و زیارت
زن منتظر و منتظر‌پروری/(قسمت پنجم)گام هشتم: ترویج محبت به ولی خدا در دوران  جوانی  دوره جوانی در نظام تربیتی اسلام، دوره وزارت و همراهی است. اگر پدر و مادر و متولیان تربیتی توفیق یافته باشند تمام گام‌های مذكور را با موفقیت طی كنند، جوان آنان، در این دوره به بالاترین مرحله تكامل اخلاقی می‌رسد كه مرحله اخلاق مستقل و خود پیرو می‌باشد. در این مرحلة تكامل، قوانین حاكم بر رفتار اخلاقی از درون فرد سرچشمه می‌گیرد؛ در حالی كه در مراحل كودكی و نوجوانی، جامعه بیرونی غالب است و متربی، بیشتر، از بیرون دستور می‌گیرد. در مرحله اخلاق مستقل و خودپیرو، جهت دهنده، وجدان و درون فرد است.  جوانی كه تحت تربیت اصول صحیح قرار گرفته است، به مرحله‌ای می‌رسد كه به صورت خودجوش و با الهام درونی، به دنبال ولی خدا حركت می‌كند؛ زیرا وجود صفات پسندیده، مانند مهربانی با ضعیفان و هم‌چنین دانش در دین و اصالت شخصیت و قدرت معنوی ... جاذبه و كششی درونی به سوی انسان كامل در او ایجاد می‌كند. عقربه وجود او به سمت انسان كامل به صورت درونی حركت می‌كند و نه تنها خود جذب وجود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌گردد و تمام وجود او سرشار از عشق و محبت، همراه با معرفت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خود می‌باشد، می‌تواند ترویج دهنده فرهنگ مهدویت بین هم سالان خود باشد و خود، به سربازی فداكار و پیاده نظامی آماده برای دفاع از ارزش‌های مهدوی تبدیل شود.  امام صادق علیه السلام فرمود: «جوانان را دریابید كه آنان، به سوی هر خیری شتابان‌ترند.»  هیچ چیزی به اندازه وجود مبارك امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و برپایی حكومت جهانی آن حضرت برای جوان پاك طینت جاذبه ندارد؛ زیرا تحقق تمام آرمان‌ها و آرزوهای بلند خود را در پناه برپایی حكومت جهانی حضرت می‌بیند؛ از این رو اگر صحیح تربیت شده باشد، به یك جریان قدرت‌مند برای زمینه سازی حكومت حضرت تبدیل می‌شود. زیرا جوان از سرمایه و امكاناتی برخوردار است؛مانند:  ـ قدرت بدن و رشد آن، عضلات مناسب و نیرومند و اعصاب پولادین كه به آنها امكان هر گونه كار و تلاش بدنی را می‌دهد.   ـ درجه بالای هوش.   ـ بیداری وجدان و بیداری احساس مذهبی.  ـ استعداد فراوان و ابتكار فوق العاده.   ـ میل و رغبت به تزكیه نفس و احیای شخصیت معنوی خود  ـ و بالأخره نیروی ایمان و آزادی خواهی و ظلم ستیزی.  این‌ها از سرمایه‌های مادی و معنوی فراوانی است كه در این دوره در اختیار جوان قرار دارد. با بهره گیری از این سرمایه‌ها و جهت دهی مناسب آن، در راستای حكومت جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌توان در اشاعة این فرهنگ، به خوبی كوشید.  لازم به ذكر است جهت دهی این سرمایه‌ها و استفاده از این نیروی شگفت، كاری بسیار حساس و مشكل است. مربی باید با شناخت و ایمان و با هم‌فكری و هم‌گامی با جوانان و با ادبیاتی جوان پسند و صبر بسیار... و نیز با حفظ جنبه الگویی خود، به رسالت خطیر خود عمل كند. او باید به دستورهای رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم دربارة جوانان توجه داشته باشد؛ آن جا كه فرمود: «به همه شما توصیه می‌كنم با جوانان، با نیكی و نیكوكاری رفتار كنید، شخصیت آنان را محترم بدارید.»  آن حضرت، در جای دیگر فرمود: «آنان را چون وزیر و مشاوری برای خود برگزینید و در امور و حوادث، آنها را همراه خویش قرار دهید. »  
ضمناً متولیان تربیتی جوانان، باید به این نكته توجه داشته باشند كه كوچك‌ترین اشتباه و بی‌توجهی آنها می‌تواند سبب خارج كردن آنها از مسیر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف شود؛ به ویژه در دنیای امروز كه دشمن در كمین آنان است. وقتی جوانی به 21 سالگی می‌رسد و براساس آموزه‌های دینی تربیت شده است، بنابر مضامین روایی، خداوند تبارك و تعالی فرشتگان را مأمور می‌كند به مادر او خسته نباشید بگویند و به پاس این تلاش، برای تربیت آگاهانه به او نوید آغاز زندگی نو و آمرزش همه گناهان می‌دهند.  در این صورت است كه مادر منتظر می‌تواند سربلند و با افتخار ادعا كند توفیق یافته است نسل منتظر تربیت كرده و به رسالت خود كه توسط پیامبر اكرم صل الله علیه و آله و سلم به دوش والدین گذاشته شده است عمل نماید.  امید است خداوند همه ما را در تربیت نسل ولایی كه مهم‌ترین رسالت ما در عصر حاضر، است یاری كند و به زنان چنان بصیرت و آگاهی عنایت كند كه پرداختن به هیچ امری را به اندازه تربیت نسل صالح و شایسته و مطیع ولی خدا اصیل و اساسی نداند و با مددخواهی از ذات الهی و با تأسی به امام سجاد علیه السلام كه فرمود:  اللهم اعنی علی تربیة اولادی...؛ خدایا! مرا در پرورش فرزندانم یاری كن. به تربیت نیروی انسانی جامعه مهدوی اقدام كند. نتیجه‌گیری در مجموع با توجه به مباحث مطرح شده می‌توان نتیجه گرفت پیچیدگی تربیت در عصر حاضر و هم‌چنین تلاش بی‌وقفه مهاجمان فرهنگی برای تخریب فرهنگ مهدوی و جلوگیری از اشاعه این فرهنگ، بیش از گذشته اهتمام جدی مادران و آشنایی با ساز و كار مهدوی را می‌طلبد. بدون بهره‌گیری از آداب و دستورات دین نمی‌توان در تربیت نسل ولایی كه یكی از بهترین رسالت‌های یك مادر منتظر است، موفق بود.

پایان.

يکشنبه 10/9/1387 - 9:42
دعا و زیارت
زن منتظر و منتظر‌پروری/(قسمت چهارم)گام ششم: القای محبت به ولی خدا در دوران كودكی  در نظام تربیتی اسلام، این نكته مورد تأكید  قرار گرفته است كه دوران كودكی، دوران شكل‌گیری شخصیت دینی، عاطفی، عقلی و... كودك است. روایات در این زمینه دلالت دارند كه در دوران كودكی (هفت سال اول) عنایت خاصی بر مؤانست كودك با مقوله‌های مذهبی و اخلاقی است.  نظر به محدودیت قدرت درك و فهم كودك از ارزش‌های اخلاقی و به لحاظ رشد نایافتگی او از لحاظ اجتماعی، بیشترین تلاش مربیان در این مرحله، باید در جهت ایجاد رغبت، علاقه و انس در كودك به ارزش‌ها و مفاهیم اخلاقی ـ از جمله ارتباط با ولی خدا ـ باشد؛از این رو كلیه رفتار پدر و مادر ـ به ویژه مادر كه در این دوره، بیشترین ارتباط را با فرزند دارد ـ در شكل‌گیری شاكله شخصیتی فرزند مؤثر است. به تعبیر متخصصان تعلیم و تربیت، كودك، بسان یك دوربین فیلم‌برداری بسیار دقیق، مشغول فیلمبرداری هوش‌مندانه از رفتار مادر است و مادر، بدون این كه درصدد آموزش مفاهیم به فرزند خود باشد، با رفتار و كردار خود، در حال آموزش غیررسمی به فرزند خود است.  در نظام تربیتی اسلام، بر تلفیق جنبه‌های نظری (گفتاری) و عملی (كرداری) در عرصه تربیت تأكید شده است. تأكید بر یگانگی گفتار و كردار، در همین راستا می‌باشد.  فرایند تربیت در اسلام، فقط  به كارگیری الفاظ و عبارات و قاعده‌های دستور زبانی كه مورد نظر پست مدرنیست‌ها (نظریه گفتمان) بوده است، محدود نیست؛ بلكه عرصه عمل نیز دارای اهمیت ویژه‌ای است. چه بسا فهم دقیق دستورات اخلاقی، در ابتدا نیازمند عمل آدمی است. اگر انسان به بعضی دستورات اخلاقی عمل نكند، نمی‌تواند معنای حقیقی آن را دریابد.این كه پیامبر گرامی اسلام در بسیاری موارد، ابتدا عمل می‌كرد و از مردم نیز قبل از درك معنای واقعی یك عمل، تقاضای انجام آن عمل را نمی‌نمود، دلیل اهمیت عمل است بنابراین، حقیقت اعمال و رفتار اخلاقی ما، نه به وسیله گفتار و گفتمان كه به واسطه عمل، آشكار می‌شود. گفتمان و به كارگیری قواعد زبان شناختی، زمینه عمل را بهتر فراهم می‌نماید؛ اما تربیت ولایی به ـ آن گونه كه فلاسفه تحلیلی به آن اعتقاد دارند – به گفتار محدود نمی‌شود. رویكردی كه گفتمان را منبع نهایی رفتار اخلاقی معرفی می‌كند، اخلاق را حقیقتی ناشی از عمل گفتمان و محاوره می‌داند و اساساً هیچ حقیقتی را در جایگاه حقیقت اخلاقی موجود نمی‌پذیرد؛ از این رو در این دیدگاه، هیچ گاه اصول اعمال اخلاقی عام و كلی كه هدایت كننده رفتار عام باشد، وجود ندارد و این، چیزی است كه پست مدرنیست‌ها بر آن تأكید می‌ورزند.  مادر، باید فرصت طلایی شكل گیری شخصیت فرزند را غنیمت شمرده و پایه‌ها و بنیان‌های اعتقادی فرزندش را با ارائه رفتارهای برگرفته از مبانی دینی و اخلاقی، تقویت نماید. او، اگر بنا دارد فرزندی مهدی باور تربیت كند، باید بداند هر چه محبت و دل‌باختگی و ارتباط قلبی خود او با آن حضرت بیشتر باشد و این علقه، در رفتار وی كه فرزند، شاهد آن است، نمود عینی داشته باشد،  به همان میزان می‌تواند این محبت  را بدون آموزش رسمی به فرزند خود انتقال دهد. وقتی فرزند، عشق سرشار مادر به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را مشاهده می‌كند وقتی مادر، فضای خانه را به یاد و ذكر حضرت عطرآگین می‌كند، این فضای آكنده از عشق و محبت، در ساختن شخصیتی محب و عاشق امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مؤثر خواهد بود.مادر می‌تواند با رفتار سرشار از عشق و محبت به امام زمان، ایجاد این محبت را از مراحل بسیط و عاطفی در كودك خود شروع كند و زمینه روحی و آمادگی قلبی ارتباط با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را در دوره كودكی برای فرزند خود فراهم نماید.  والدین باید برای موفقیت در امر تربیت ولایی به این مهم توجه داشته باشند كه خود آنان، در جایگاه اولین مربی باید، واجد صفات و ویژگی‌های فكری و رفتاری مشخص باشند؛ چرا كه بخش عظیمی از تربیت ولایی به حوزه‌های رفتاری عینی و عمل مربوط می‌شود. باید برنامه تربیتی مادر، متوجه ویژگی‌ها و رفتارهای عینی و عملی مشخص، مفروض و پذیرفته شده عام باشد، تا بتواند زمینه‌های لازم را در فرزندان خود برای پذیرش و قبول آن صفات و ویژگی‌ها فراهم كند  به بیان دیگر، مادر باید خود به اصول و مبانی تعلیم و تربیت و تربیت یك نسل ولایی، علاوه بر شناخت، التزام داشته باشد. در حقیقت، فرد به اعتقادات خود، ایمان بیاورد؛ زیرا ایمان، تلفیقی از اعتقاد قلبی و التزام عملی است؛ چرا كه دین، مجموعه‌ای از گزاره‌های توصیفی و تجویزی است و گزاره‌های تجویزی، همان التزام عملی است. در مجموع، مادر باید هم به مبانی و اصول تربیت نسل ولایی معتقد باشد و هم به آن‌چه معتقد است، التزام عملی داشته باشد. باید توجه داشت كه جنبه التزام عملی در دوران كودكی، بیش از جنبه‌های دیگر، تأثیر تربیتی دارد.مادر، در جایگاه مدیر داخلی خانواده، می‌تواند فضای داخلی خانه را به گونه‌ای مدیریت كند، كه این فضا، از طریق ارائه برنامه‌های عینی و عملی، سرشار از یاد و عشق امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد.  گام هفتم: تعمیق محبت به ولی خدا در دوران نوجوانی  در نظام تربیتی اسلام، دوران نوجوانی، دوران اطاعت است. در این دوره، باید آموزه‌های دینی، به صورت آمیزه‌ای از احساس و عقل به فرزندان ارائه شود؛ زیرا در این دوره، فرزندان، نه احساس و عواطف محض هستند و نه برخوردار از قدرت عقلانی كامل؛ از این رو متولیان تربیت باید هنرمندانه با آمیختن عقل و احساس و گره زدن اندیشه و عاطفه و محبت، در پی تعمیق محبت نوجوانان به امام زمان‌شان باشند.  اگر پدران و مادران توفیق یابند كه در این دوره، عشق همراه با معرفت را در فرزندان خود ایجاد كنند، تا حدود زیادی توانسته اند به رسالت خود در تربیت نسل ولایی عمل نمایند.  یكی از راهكارهای مؤثر برای ایجاد عشق و محبت به ولی خدا در نوجوانان، استفاده از صناعات ادبی، مانند مجاز، تشبیه و استعاره و آرایه‌های ادبی است؛ چرا كه تأثیر كلام ادبی، موزون و فصیح در نوجوان، بسیار زیاد است. نوجوان در این دوره، به كلام بلیغ و آراسته به زیورهای ادبی، بسیار علاقه مند است. به ویژه تأثیر عنصر خیال انگیزی ادبی در نوجوان، تأثیر بسیار شگفت و مرموزی دارد. خیال انگیزی، سبب تحریك عاطفه و احساس نوجوان است و موجب افزایش درجه اثرپذیری در او می‌شود. پاسكال می‌گوید: «اعتقاد اكثر مردم، تحت تأثیر عاطفه است، نه دلیل و برهان»می‌توان این نكته را به سخن پاسكال افزود كه حتی عقایدی كه انسان براساس دلیل و برهان می‌پذیرد، در صورتی از نفوذ و ثبات در روحیه‌اش برخوردار خواهد شد كه با عاطفه و احساس او آمیخته شود. علامه مظفر تصریح می‌كند: «تخیل، از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر نفوس است»  طبق نامة31 نهج البلاغه كه منشور تربیتی دین است، آن گاه كه مولای متقیان قصد دارد فرزند خود، امام حسن مجتبی علیه السلام را ـ كه در سنین نوجوانی بودـ مورد خطاب قرار داده و سفارشات خویش را به فرزندش برساند، به زیبایی از صناعات ادبی اعم از مجاز، تشبیه، استعاره و كنایه استفاده می‌كند، تا با بهره‌گیری از فصاحت و بلاغت، حكمت‌های ژرف و معارف ناب را در قالب‌های بیانی خیال انگیز، به فرزندش القاء نماید.  به هر حال، از بهترین وسیله‌ها برای بیدارسازی عواطف نوجوان و تحریك عشق و علاقه او به ولی خدا و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف استفاده از فنون فصاحت و بلاغت و صناعات ادبی است؛ ادبیاتی كه در این دوره بسیار مورد توجه نوجوان است و ضمیر و باطن او را تحت تأثیر قرار می‌دهد گفتارهای تربیتی آراسته به آرایه‌های ادبی و زیور فصاحت و بلاغت، غوغایی در درون نوجوان برپا می‌كند كه هیچ ابزاری به این اندازه، برای بیدارسازی فطرت پاك نوجوان مؤثر نمی‌باشد. در آموزه‌های دینی، ضمن این كه محبت اهل بیت علیهم السلام را اساس دین دانسته‌اند، به محبان آن خاندان نویدهای بسیاری داده‌اند؛ نویدهایی چون: هركس با محبت آل محمد بمیرد، شهید مرده است؛ آمرزیده می‌میرد با ایمان كامل می‌میرد؛فرشته مرگ او را به بهشت مژده می‌دهد؛ در قبرش دو در به روی بهشت گشوده می‌شود و قبر او زیارتگاه فرشتگان رحمت الهی می‌شود. هم‌چنین آثار دیگری در روایات مطرح شده است؛از جمله ـ كمال دین است؛ ـ نور در قیامت است؛ ـ ایمنی در قیامت است؛ ـ موجب ثبات در صراط است؛ ـ انسان را بهشتی می‌سازد؛ ـ موجب محشور شدن با اهل بیت علیه السلام است؛  ـ و در نهایت، سبب خیر دنیا و آخرت و نجات از عذاب قبر است.  بیان این آثار و بركات، با بهره گیری از فنون فصاحت و بلاغت و صناعات ادبی برای تقویت گرایش به ولی زمان در نوجوانان بسیار تأثیر گذار است. نكته آخر این كه حب اهل بیت علیه السلام زمانی عمق می‌یابد كه همراه معرفت باشد. امام صادق علیه السلام فرمود:«محبت، فرع معرفت است».

این مطلب ادامه دارد...

يکشنبه 10/9/1387 - 9:41
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته