دعا و زیارت
سلام
- پیامبر اكرم صلوات الله و سلامه علیه می فرمایند:
"من عرف نفسه فقد عرف ربه"
یكی از معانی این حدیث شریف این است كه هر كس خودش را بشناسد همانا پروردگار خویش را خواهد شناخت.
- حضرت علی علیه السلام:
"معرفت النفس انفع المعارف"
خودشناسی سودمندترین شناختن هاست.
"نال الفوز الاكبر من ظفر بمعرفة النفس"
كسی كه خودش را بشناسد به سعادت بزرگ رسیده است.
- حضرت علامه حسن زاده آملی حفظه الله تعالی:
"معرقت نفس اعنی خودشناسی اقرب طرق به ماورای طبیعت و همان صراط مستقیم خداشناسی است."
پس ای عزیز بنگر كه كیستی و كجایی هستی تا خودت را ارزان نفروشی و این سرمایه سعادت را كه خداوند به تو داده از دست ندهی.
««والله یهدی من یشاء الی صراط مستقیم»»
دوشنبه 26/11/1388 - 13:50
خانواده
سلام
با خودم میگم:
امروز هم به سر رسید یه عده مشغول دنیا بودن یه عده مشغول آخرت.
یه عده به یاد خدا بودن یه عده غافل.
یه عده امروز رو صرف اطاعت خدا كردن یه عده معصیت.
یه عده مردن یه عده به دنیا اومدن.
ووو ...
خلاصه یه عده سود كردن یه عده ضرر و امروز تموم شد و دیگه هرگز بر نمیگرده.
خدایا آنی ما را به خودمان وا مگذار.
دوشنبه 19/11/1388 - 22:15
دعا و زیارت
سخنی از کتاب معراج السعاده(1) در بیان بیماری و سلامت نفس (روح)
زنهار اى جان برادر! تا حدیث بیمارى روح را سهل نگیرى، و معالجه آن را
بازیچه نشمارى، و مفاسد اخلاق رذیله را اندك ندانى، و صحت روح را به صحت
بدن قیاس نكنى.و چگونه عاقل چنین قیاس كند، و حال آنكه مقصود از صحت بدن
از براى كسانى كه از روح و صلاح و فساد آن فراموش كرده اند، نیست مگر
زندگانى پنج روزه دنیا، و زیست كردن در این عاریت سرا.و بر مرض آن مفسده
اى مترتب نمى شود مگربازماندن از لذات خسیسه(سطح پایین) جماع و غذا و امثال اینها.و
اما اخلاق ذمیمه كه بیمارى روح از آنها است، باز مى دارد آدمى را از رسیدن
به لذت سعادت ابد، و پادشاهى سرمد.وهر یك از آنها پرده اى است ظلمانى، كه
مانع اشراقات(تابیدن) انوار الهیه، و عایق فیوضات نفحات رحمانیه(فیض های وزش باد رحمت خدا)
است، و مسامحه در معالجات آنها آدمى را به هلاكت دائمه وشقاوت ابدیه مى
رساند.و صحت روح و اتصاف آن به محاسن اخلاق باعث زندگانى ابدى و حیات
حقیقى است.
و
بعد از آنكه ساحت نفس انسان از اخلاق ناپسند، پاك، و
به صفات ارجمند به ترتیب مقرر آراسته گردد، مستعد قبول فیضهاى غیر متناهیه
رب الارباب(پروردگار پروردگاران) بلكه به سبب آن رفع حجاب مى شود.و صور
جمیع موجودات در آئینه دلش ظاهر مى شود،و در این هنگام موجودى مى شود تام
الوجود، ابدى الحیات، سرمدى البقا(جاوید) قامتش سزاوار خلعت(لباس زینتی)
خلافت الهیه، و تاركش(سرش) لایق تاج سلطنت و ریاست معنویه.و مى رسدبه
بهجتها و لذتهائى كه هیچ دیده(چشم) مانند آن ندیده، و به خاطر هیچ آفریده
نگذشته.
و از این رواست كه سید رسل - صلى الله علیه و آله و سلم - فرموده:
«لو لا ان الشیاطین یحومون على قلوب بنى آدم لنظروا الى ملكوت السموات و الارض »
یعنى:
«اگرنه
این
مى بود كه لشكر شیاطین اطراف دلهاى بنى آدم را فرا گرفته اند، هر
آئینه مشاهده مى كردند حقایق موجودات «عوالم علویه و سفلیه »(عوالم آسمانی
و زمینی) را، و مطلع مى شدند بر آثار قدرت كامله حق - سبحانه و تعالى - در
آنها» .
همچنان
كه تطهیر نفس از جمیع صفات خبیثه، مورث رفع جمیع «پرده هاى ظلمانیه »(حجاب
های تاریک)و كشف حقایق جمیع موجودات امكانیه مى گردد.و همچنین ازاله بعضى
ازآنها نیز
باعث صفائى و روشنایى در نفس مى شود.و بالجمله به قدرى كه آئینه نفس اززنگ
كدورات عالم طبیعت پاك مى شود صور موجودات عوالم قدس در آن ظاهرمى گردد، و
به همان مقدار سزاوار بساط قرب پروردگار مى شود.
مفاسد بیمارى نفس و فوائد صحت آن و به این سبب خاتم انبیاء - صلى الله علیه و آله و سلم - فرموده اند:
«ان لى مع الله حالات لا یحتملها ملك مقرب و لا نبى مرسل » .
یعنى:
«مرا با خداى حالاتى چند است كه هیچ ملك مقربى و پیغمبر مرسلى طاقت و توانائى آن را ندارد» .
و
هر كسى كه در مقام سلوك راه سعادت باشد، و مراقبت از احوالات خود نماید،به
قدر استعداد و قابلیت خود بر مى خورد به آنچه مى رسد به او از الطاف
ربانیه وفیوضات رحمانیه، و لیكن فهم ما ادراك فوق رتبه خود را نمى كند اگر
چه باید از بابت ایمان به بعثت، تصدیق و اقرار به آن نماید.همچنان كه ما
ایمان داریم به نبوت و خواص پیغمبرى و لیكن حقیقت آنها را نمى شناسیم.و
عقول قاصره ما احاطه به كنه آنهانمى كند، چنانچه احاطه ندارد جنین به عالم
طفل، و طفل نمى داند عالم ممیز را، و ممیزعامى نمى فهمد عالم علماء را، و
علماء نمى شناسند عالم انبیاء و اولیاء را.
و به حكم عنایت ازلیه درهاى رحمتهاى غیر متناهیه الهیه بر روى هر كسى گشاده، وبخل و «ضنت»(دریغ) از
براى احدى نشده(یعنی خداوند برای عنایت به هیچ کس خساستی نمی کند.)، و لیكن رسیدن به آنها موقوف است به اینكه آئینه دل صیقل
داده شود، و از كدورات عالم طبیعت پاك شود، و زنگ اخلاق ذمیمه از آن زدوده
گردد.پس حرمان از انوار فیوضات الهیه، و دورى از اسرار ربوبیه، نه از بخل
مبدا فیاض است، «تعالى شانه عن ذلك »بلكه از پرده هاى ظلمانیه ذمایم صفات وعوایق جسمانیه است كه بدن آدمى را احاطه نموده است.
هر
چه هست از قامت ناساز بى اندام ماست ورنه تشریف تو بر بالاى كس كوتاه نیست
و مخفى نماند كه آنچه از علوم و معارف و اسرار كه آدمى به واسطه تطهیر نفس
وتصفیه آن مى فهمد، نه مانند این علومى است كه از «مزاوله »(یادگیری)كتب
رسمیه و ادله عقلیه گرفتاران عالم طبیعت و محبوسان زندان و هم و شهوت مى
فهمند، بلكه آنها علوم حقیقیه نورانیه اند كه از انوار الهیه و الهامات
حقه ربانیه مستفاد شده اند.و چندان ظهورو جلا و نورانیت و صفا از براى
آنها هست كه قابل شك و شبهه نیستند، و این علمى است كه حضرت فرمودند:
«انما هو نور یقذفه الله فى قلب من یرید» .
«یعنى: علم، نورى است كه حق - تعالى - مى افكند آن را در هر دلى كه مى خواهد».
و حضرت امیر مؤمنان - علیه السلام - دركلمات بسیار، اشاره به این علم فرموده اند، و از آن جمله در وصف راستین از علمامى فرمایند:
«هجم
بهم العلم على حقیقة البصیرة، و باشروا روح الیقین، و استلانوا ما استوعره
المترفون، و انسوا بما استوحش منه الجاهلون و صحبوا الدنیا بابدان ارواحها
معلقة بالمحل الاعلى ».
یعنى:
«علم به
ایشان هجوم آورده است، ایشان به بصیرت و بینائى و به حقیقت روح و یقین
رسیده اند.و نرم و آسان شده است از براى ایشان، آنچه سخت ومشكل است بر
دیگران از اهل عیش و تنعم در دنیا، و یار و انیس شده اند، آنچه وحشت مى
كنند از آن جاهلان، و زندگانى مى نمایند در دنیا به بدنهایى كه روح
آنهاتعلق به عالم اعلى دارد» .
و در مكان دیگر مى فرماید:
«قد احیى عقله، و امات نفسه، حتى دق جلیله، و لطف غلیظه، و برق له لامع كثیر البرق، فابان له الطریق، و سلك به السبیل » .
یعنى:
«زنده
كرد دل خود را و میرانید نفس خود را، تا آنكه ناهموارى و درشتى او لطیف و
هموار شد. و درخشید از براى او نورى درخشنده.پس ظاهر و هویدا كرد از براى
او راه حق را، وبرد او را در راه، تا رسانید او را به مطلوب »
ولیكن،
مادامى كه صفحه دل از نقوش اخلاق ذمیمه پاك نگردد، این قسم علم ومعرفت در
آن مرتسم نشود، زیرا كه علوم و معارف، عبادت باطنى است، همچنان كه نماز،
طاعت ظاهر است.و همچنان كه تا ظاهر از جمیع نجاسات ظاهر، پاك نباشد
نمازصحیح متحقق نمى شود، همچنین تا از باطن، جمیع نجاسات باطنیه را كه
صفات خبیثه است زایل نكنى، نور علم صحیح مبرا از شوائب شبهات بر آن نمى
تابد.و چگونه مى تواند شد كه دل ناپاك، منزل علوم حقه شود، و حال اینكه
افاضه علوم بر دلها ازعالم «لوح محفوظ » به وساطت ملائكه مقدسه است كه وسائط فیض الهى هستند.
1) نوشته ملا احمد نراقی (ره)
بارالها صحیفه ی دل ما را به انوار علوم حقیقی مزین بفرما.
سه شنبه 15/10/1388 - 17:1
دعا و زیارت
علامه حسن زاده (حفظه الله):
به حقیقت برو و بگو: آمدم ٬ اگر گفتند :
اینجا چرا آمدی ؟ بگو به کجا روم و به کدام در رو کنم؟
این ره است و دگر دوم ره نیست این درست او دگر دوم در نیست
اگر گفتند : به اذن کی آمدی؟ بگو شنیدم:
بر ضیافتخانه فیض نوالت منع نیست در گشاده است و صلا در داده خوان انداخته
اگر گفتند: تا بحال کجا بودی؟ بگو راه گم
کرده بودم.
اگر گفتند:چی آوردی؟ بگو اولاً دل شکسته که
از شما نقل است:
در کوی ما شکسته دلی میخرند و بس بازار خود فروشی از آن سوی دیگر است
و ثانیاً:
جز نداری نبود مایه دارائی من طمع بخششم از درگه سلطان من است
و ثالثا:الهی آفریدی رایگان٬ روزی دادی
رایگان٬ بیامرز رایگان٬ تو خدایی نه بازرگان
اگر گفتند: برونش کنید بگو:
نمی روم ز دیار شما بکشور دیگر برون کنید از این در در آیم از در دیگر
اگر گفتند: این جرأت را از که آموختی؟ بگو
از حلم شما.
اگر گفتند: قابلیت استفاضه نداری بگو
قابلیت را هم شما افاضه می فرمائید٬باز اگر از تو
اعراض نمودند بگو:
به والله به بالله به تالله * * * * * * * بحق آیه نصر من الله
که مو از دامنت دست بر ندیرم * * * * * * اگر کشته شوم الحکم الله
اگر گفتند : مذنبی بگو اولاً شنیدم شما
غفارید و ثانیاً من ملک نیستم آدم زاده امو ثالثاً:
نا کرده گنه در این جهان کیست بگو * * * * * آنکس که گنه نکرده و زیست بگو
من بد کنم و تو بد مکافات دهی * * * * * * پس فرق میان من و تو چیست بگو
اگر گفتند: این حرفها را از کجا یاد گرفتی؟
بگو:
بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود * * * این همه قول و غزل تعبیه در منقارش
اگر گفتند: چه می خواهی؟ بگو:
جز تو ما را هوای دیگر نیست * * * * * * * جز لقای تو هیچ در سر نیست
خدایا حضرت علامه را حفظ بفرما. آمین
دوشنبه 14/10/1388 - 11:19