• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 5
تعداد نظرات : 1
زمان آخرین مطلب : 6171روز قبل
رمضان
اساسا برنامه ماه مبارک رمضان برنامه انسان سازی است، یعنی برنامه این است که انسانهای معیوب در این ماه خود را تبدیل به انسانهای سالم، و انسانهای سالم خود را تبدیل به انسانهای کامل کنند. برنامه ماه مبارک رمضان برنامه تزکیه نفس است، برنامه اصلاح معایب و رفع نواقص است، برنامه تسلط عقل و ایمان و اراده، بر شهوات نفسانی است، برنامه دعاست، برنامه پرستش حق است، برنامه پرواز به سوی خداست، برنامه ترقی دادن روح است، برنامه رقاء دادن روح است. اگر بنا باشد که ماه مبارک بیاید و انسان سی روز گرسنگی و تشنگی و بی خوابی بکشد و مثلا شبها تا دیروقت بیدار باشد و به این مجلس و آن مجلس برود و بعد هم عید فطر بیاید، و با روز آخر شعبان یک ذره هم فرق نکرده باشد، چنین روزه ای برای انسان اثر ندارد. اسلام که نمی خواهد همینطور مردم دهانشان را ببندند. دهانشان را ببندند یا نبندند، برای اسلام فرق نمی کند.

نه، با روزه گرفتن قرار است که انسانها اصلاح شوند. چرا در روایات ما آمده است که بسیاری از روزه داران هستند که حظ و بهره آنها از روزه، جز گرسنگی چیزی نیست؟ بستن دهان از غذای حلال برای این است که انسان همراه آن سی روز تمرین کند که زبان خود را از گفتار حرام ببندد، غیبت نکند، دروغ نگوید، فحش ندهد. این ماجرا از همان امور معنوی و باطنی و ملکوتی است که زنی آمد خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در حالی که روزه داشت. رسول اکرم شیر یا چیز دیگری به او تعارف کرد و فرمود: بگیر و بخور. گفت: یا رسول الله! روزه دارم. فرمود: نه، روزه نداری، بگیر و بخور. گفت: نه، یا رسول الله! روزه دارم. باز رسول اکرم اصرار کرد که بخور گفت: نه، روزه دارم، واقعا روزه دارم. (چون به حساب خودش واقعا روزه داشت، ولی روزه ظاهری مثل روزه های ما)

پیامبر فرمود : تو چگونه روزه داری ، حال آنکه گوشت برادر ( یا خواهر ) مؤمنت را یک ساعت پیش خوردی (غیبت کردی )؟ می خواهی الان به خودت ارائه دهم که تو گوشت خورده ای؟ قی کن! یکدفعه قی کرد و لخته های گوشت از دهانش بیرون آمد. انسان روزه بگیرد و غیبت کند، یعنی دهان جسم خودش را از غذای حلال ببندد و دهان روح خود را برای غذای حرام باز کند. چرا به ما گفته اند یک دروغ که انسان بگوید تعفنی از دهان او بلند می شود که تا هفت آسمان، فرشتگان را متأذی می کند؟ (منظور آسمان های ظاهری نیست، بلکه ملکوت عالم است). آنوقت می گویند چرا انسان وقتی در جهنم است، اینقدر جهنم عفونت دارد. عفونت جهنم، همین عفونتهائی است که ما خودمان در دنیا ایجاد کرده ایم، همین دروغهائی است که خودمان می گوئیم. دشنام دادن و بدگویی کردن هم همینطور است.

تهمت زدن سرور همه اینهاست، چون تهمت زدن هم رذیلت دروغ گفتن را دارد و هم رذیلت غیبت کردن را. چون آدمی که غیبت می کند، راست می گوید و بدگوئی می کند و آدمی که دروغ می گوید، دروغ می گوید، ولی بدگوئی کسی را نمی کند، یک دروغی می بافد و می گوید. ولی آدمی که تهمت می زند، در آن واحد، هم دروغ می گوید و هم غیبت می کند، یعنی دو گناه کبیره را با یکدیگر انجام می دهد. آیا صحیح است که یک ماه رمضان بر ما بگذرد که در آن ماه، ما یک سلسله تهمتها به یکدیگر بسته باشیم؟ ماه رمضان برای این است که مسلمین ، بیشتر اجتماع کنند، عبادتهای اجتماعی انجام دهند و در مساجد جمع شوند، نه اینکه ماه رمضان وسیله تفرقه قرار گیرد.
دوشنبه 26/5/1388 - 19:59
رمضان

خداوند در قرآن می فرماید:«یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و امنوا برسوله یؤتكم كفلین من رحمته و یجعل لكم نورا تمشون به و یغفر لكم و الله غفور رحیم×لئلایعلم اهل الكتاب الا یقدرون على شى ء من فضل الله و ان الفضل بید الله یؤتیه من یشاء و الله ذو الفضل العظیم (حدید/28 و 29) » :دو آیه آخر سوره مباركه حدید است.در آیه اول خطاب به اهل ایمان مى فرماید:اى اهل ایمان تقواى الهى را داشته باشید و به پیامبر خدا ایمان بیاورید تا خداى متعال دو بهره و دو حظ از رحمت خود به شمابدهد و به شما نورى عنایت كند كه در پرتو آن نور راه بروید و تاخداى متعال شما را بیامرزد و خدا آمرزنده و مهربان است. در آیه هفتم این سوره خطاب به مؤمنین می گوید: «امنوا بالله و رسوله » اى مؤمنین ایمان به خدا و رسول بیاورید.

 

این سؤال قهرا به وجود مى آید كه ایمان اهل ایمان كه تحصیل حاصل است!فرض این است كه مخاطب خود اهل ایمان هستند،چگونه به اهل ایمان امر مى شود به ایمان؟مثل این است كه به كسى كه روزه دارد امر كنیم كه روزه بگیر.آن كه روزه دارد،دیگر«روزه بگیر»یعنى چه؟!امر به كارى به كسى باید كرد كه كارى را كه نكرده است انجام بدهد،و اما اگر كسى چیزى را واجد است امر به ایجاد آن از قبیل تحصیل حاصل است.پس چگونه است كه در این سوره این تعبیر راجع به اهل ایمان آمده است؟


جواب این سؤال واضح و روشن است به حكم «القران یفسر بعضه بعضا»كه از خود آیات كریمه قرآن این مطلب كاملا استفاده مى شود كه امورى از قبیل ایمان و مخصوصا ایمان،تقوا، احسان،حتى صبر،رضا،امورى به اصطلاح یكنواخت و یكدرجه نیستند،امورى هستند صاحب درجات.مثلا تقوا یك حقیقت صاحب درجات است یعنى یك درجه تقوا یك حكم دارد و درجه دیگر حكم دیگرى دارد،و حتى این مطلب شامل اعمال هم مى شود و این از آن اصول و حقایق و معارف اسلامى است.به طور مثال:روزه یك درجه عام دارد كه آن را صوم عوام مى گویند.آن درجه عام روزه همین است كه انسان امساك كند از این امور معروفه اى كه در روزه هست:امساك كند ازخوردن،از نوشیدن،از جنب شدن عمدى،از داخل صبح شدن در حال جنابت،از سر زیر آب كردن،از غبار غلیظ در حلق فرو كردن،از دروغ بستن عمدى بر خدا و رسول.این خودش درجه اى از روزه است.

 

هركسى كه اینها را رعایت كند آن روزه عوام را گرفته است. بنابر این درجه و مرتبه اول روزه ، روزه عوام است: این روزه با خودداری از مبطلات و مفطرات روزه كه فقها و مراجع تقلید ، در رساله های علمیه خود نوشته اند، تحقق می یابد یعنی اگر كسی در ایامی كه روزه می گیرد،از چیزهایی كه روزه را باطل می كند خودداری كند،این درجه برای او در نظر گرفته شده است.

 
مرتبه و درجه دوم روزه ، عبارت است از روزه خواص: این درجه و رتبه از مرتبه اولی بالاتر است و آن این كه علاوه بر انجام اموری كه در روزه عوام است، باید اعضای بدن خود را از مخالفت با خداوند باز دارد. در روایات اسلامی آمده است روزه آن است كه شخص صائم غیبت نكند دروغ نگوید تهمت نزند و موارد دیگر...به هرحال روزه یك درجه بالاترش این است كه با این امساكهاى ظاهرى(امساك از خوردنهاو آشامیدنها و امثال اینها)توام بشود امساك از گناهان به طور كلى،یعنى دهان انسان كه روزه مى گیرد،زبان انسان هم روزه بگیرد،زبان هم درحال روزه امساك كند نه تنها از حرامهایى از قبیل غیبت و دروغ و امثال اینها،بلكه امساك كند حتى از سخنان لغو و بیهوده و بى اثر و بى فایده; چشم انسان هم امساك كند از نظر به حرام;گوش انسان هم امساك كند ازاستماع امر حرام;دست و پاى انسان هم امساك كند از انجام دادن یك عمل حرام.حال اگر كسى این كارها را نكرد و زبان و چشم و گوش ودست و پایش صائم نبود،آیا او روزه دارد یا روزه ندارد؟ هم دارد و هم ندارد.روزه دارد،آن درجه پایینش را،اولین درجه روزه را،روزه عوام را; روزه ندارد،یك درجه از آن بالاتر را.


مرتبه دیگر روزه این است كه انسان در حال روزه از پاره اى حلالها هم امساك كند.این مى شود یك درجه بالاتر و درجه سوم. بالاترین و چهارمین درجه اش امساك از غیر الله است،یعنى در حال روزه قلب انسان از غیر خدا به طور كلى خوددارى كرده باشد و جز خدا در قلب انسان چیزى نباشد.همه اینها روزه است،اما اینها مراتب و درجات یك حقیقت هستند. این مرتبه روزه خواص خواص (خاص الخاص) است: این روزه برای كسانی مقدور است كه از غیر خدا هر چه هست اجتناب كند آنهایی كه غیر از خدا كس دیگر را به دل راه نمی دهند و قلب خود را مهیای دستورهای الهی می دادند و مصداق «قلب المومن عرش الرحمن» : قلب مومن عرش و تکیه گاه الهی است،می باشد.
دوشنبه 26/5/1388 - 19:58
فلسفه و عرفان

سعدی در گلستان می گوید دو تا برادر بودند یکی توانگر و دیگری درویش. توانگر به قول او در خدمت دیوان بود، خدمتگزار بود، ولی آن درویش یک آدم کارگر بود و به تعبیر سعدی از زور بازوی خودش نان می خورد. می گوید برادر توانگر یک روز به برادر درویش گفت برادر! تو چرا خدمت نمی کنی از این مشقت برهی؟ تو هم بیا مثل من در خدمت دیوان تا از این رنج و زحمت و مشقت، از این کارگری، از این هیزم شکنی، از این کارهای بسیار سخت رهایی یابی. می گوید برادر درویش جواب داد : تو چرا کار نمی کنی تا از ذلت خدمت برهی؟ تو به من می گویی تو چرا خدمت نمی کنی تا از رنج و مشقهت کار برهی، من به تو می گویم تو چرا کار نمی کنی، متحمل رنج و مشقت نمی شوی تا از ذلت خدمت برهی؟ این، خدمت را با آن همه مال و ثروت و توانایی ای که دارد ولی چون خدمت است، چون سلب آزادی است، چون خم شدن پیش غیر است، ذلت تشخیص می دهد. بعد می گوید: خردمندان گفته اند که نان خود خوردن و نشستن به، که کمر زرین بستن و در خدمت دیگری ایستادن.

به دست آهن تفته کردن خمیر *** به از دست بر سینه پیش امیر

دوشنبه 26/5/1388 - 19:56
دعا و زیارت

مى پرسند:  

غیبت طولانى امام مهدى (عج ) و عدم دسترسى ما به او، چه سودى دارد؟

پاسخ :  

امام قائم (عج ) بخاطر عدم پذیرش جامعه ، از نظرها پنهان است ، او همچون امامان معصوم علیه السلام دیگر اگر آشكار بود، مردم همان كه با آن امامان كردند با او مى كردند، اما او غائب است تا مردم آمادگى پذیرش او را در طول زمان و با برنامه ریزیهاى دراز مدت و تكامل معنوى و مادى پیدا كنند.

غیبت او چنانكه در روایات آمده همچون پنهان شدن خورشید پشت ابرها است ، گر چه ابرها از تابش مستقیم خورشید ممانعت مى كنند، ولى هرگز نمى توانند تابش خورشید را بطور كلى محو سازند.

غیبت امام قائم (عج ) دهها فایده دارد كه در اینجا به طور اختصار به چند فایده آن اشاره مى كنیم .

1- غیبت او به پیروانش امید مى بخشد و آنها را دلگرم مى كند كه داراى چنین رهبرى هستند، با توجه به اینكه امید، آن هم امیدى این چنین ، سازنده است .

2- غیبت آن حضرت پیروانش را قدم به قدم آماده مى سازد تا آن حضرت را از عزلت بیرون آورند.

3- آن حضرت در عین اینكه غائب است گاه در مسائل مهم با فقهاء و بزرگان اسلام تماس مى گیرد و آنها را راهنمایى مى كند (چنانكه شواهد آن بسیار است و بعضى از آنها در این كتاب آمده است .)

4- گفتگو درباره قیام مهدى (عج ) و تشكیل كنگره ها و كنفرانسها و تنظیم نوشته ها و مقالات در طول زمان با فرصت كافى موجب پرورش نفوس و آمادگى ، در اندیشه انقلاب جهانى بودن و هدف دارى و... مى شود، در نتیجه آمادگیهاى فرهنگى ، سیاسى ، اجتماعى ، صنعتى ، اقتصادى و بالاخره نظامى در همه جا پیدا مى شود و به این ترتیب زمینه سازى ظهور آن حضرت مهیا مى گردد.

5- شناخت موانع یك انقلاب جهانى در تمام ابعاد و براندازى آن موانع نیاز به طول زمان و كمك فكرى بسیار در سطح جهان دارد، این نیز یكى از فوائد غیبت امام قائم (عج ) مى باشد.

6- از طرفى طول غیبت و دورى مردم از رهبر مصلح و عادل موجب فساد در تمام زمینه ها شده ، و همین فساد موجب خستگى و ناراحتى و نارضایتى مردم مى شود و در دل این فساد، جرقه هاى انقلاب بروز مى كند و مردم ، تشنه مصلح واقعى و عدالت مى شوند، چرا كه تا همه ، رنج ظلم و فساد را نبرند آماده درك لذت عدالت و اصلاح نخواهند شد، چنانكه در روایات مربوط به حضرت مهدى (عج ) بسیار آمده كه :

(( یملاء الارض عدلا و قسطا و نورا كما ملئت ظلما و جورا و شرا؛))

آن حضرت زمین را پر از قسط و عدل و نور خواهد كرد همان گونه كه پر از ظلم و جور و بدى شده باشد؟)) (98)

و انقلاب واقعى ، انقلابى است كه طبیعى و خودجوش و از متن توده ها برخیزد، و همگان به خوبى آن را درك كنند.

البته این سخن به این معنى نیست كه ما تن به ظلم و فساد دهیم ، و مبارزه با ظلم و فساد نكنیم كه شرع و عقل چنین اجازه اى به ما داده ، بلكه این سخن خبر از آینده مى دهد، و حاكى است كه مردم بر اثر دورى از یك مصلح عادل و آگاه چگونه در لجن فساد فرو مى روند، در این صورت باید براى یافتن آن مصلح به پاخاست و خود گرفتارى مردم ، آنها را براى یافتن راه حل برمى انگیزاند.

آرى باید مدتها بگذرد، تا مردم تكامل یابند و حقائق برایشان كشف گردد، و با تجربیات تلخ خود روى حكومتهاى باطل از آنها روگردان گردند و تشنه وجود امام قائم (عج ) شوند.

در قرآن كریم مى خوانیم :

(( سنریهم آیاتنا فى الآفاق و فى انفسهم حتى یتبین لهم انه الحق ؛))

بزودى آیات خود را از هر سوى جهان و در وجود خود مردم نشان مى دهیم تا براى آنها آشكار گردد كه او حق است .)) (99)

در مورد اینكه منظور از ضمیر ((او)) به كجا بازگشت مى كند امام صادق علیه السلام در ضمن روایتى فرمود:

((منظور خروج (عج ) است كه او حق است (و حقانیتش آشكار مى گردد). ))

چهارشنبه 16/2/1388 - 18:38
دعا و زیارت
مقدمه 
باید مسلمانان ، هشیار و بیدار باشند و فراموش نكنند و بدانند كه انگیزه غیبت آن حضرت چه بوده و فوائد آن چیست ؟
انتظار یعنى چه ؟
یاران خاص مهدى (عج ) باید داراى چه ویژگیهایى و شرایطى باشند؟
امكانات دنیاى اسلام بسیار وسیع است و با به كارگیرى صحیح آن مى توان به حكومت جهانى رسید.
براى تحقق چنین طرحى نیاز به برنامه ریزى جامع و جهاد و مبارزه خستگى ناپذیر و پى گیر و هشیارى است .
هدف ، مشخص است نه كور، بنابراین ، این گامها به سوى روشنایى برداشته مى شود.
توجه به اماكن مقدسه و شهرهاى با اهمیت و صدور انقلاب به این سرزمینها و بالاخره آمادگى فرهنگى و اقتصادى و رزمى و تشكیل ارتشهاى میلیونى و راه اندازى نهضتهاى جهانى در همه سرزمینها همچون صدر اسلام ، كه هر فرد مسلمان یك سرباز جانباز حكومت اسلامى باشد.
اتحاد و برادرى و رعایت حقوق همدیگر مسلمانان در تمام زمینه ها، با توجه به اینكه توحید و نفى شرك مطلق و همچنین تقوى و پاكى و خلوص ‍ در این امور كه سنگ اول این ساختمان عظیم را تشكیل مى دهد باید از مهمترین برنامه ها باشد.
علماى اخلاق مى گویند:
مراحل تكامل ، چهار پایه دارد: 1- كشف و شناخت 2- استخراج و عمل 3- فردسازى 4- جامعه سازى .
به راستى كه درست گفته اند، اگر این مراحل به طور صحیح طى شود، آن وقت است كه ما در مسیر انتظار هستیم .
خلاصه و جمع بندى كتاب در یك كلمه ، آمادگى و تلاش پى گیر در تمام ابعاد اسلامى است ، توجه به تاریخ اسلام و معانى آیات قرآن و روایات معصومین علیه السلام ما را در این جهت كمك بسزایى مى كند، چنانكه گفتیم : مهمترین هدف امام قائم (عج ) پس از ظهور، تهذیب و تكمیل نفوس ‍ است كه در پرتو آن سایر امتیازات نیز به دست خواهد آمد.
خودسازى و پاكسازى 
امام صادق علیه السلام فرمود:
(( من سر ان یكون من اصحاب القائم فلینتظر و لیعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر فجوا وانتظروا هنیئا لكم ایتها العصابة المرحومة ؛))
كسى كه دوست دارد تا از یاران قائم (عج ) باشد، باید در انتظار ظهور باشد، و حتما باید كارهایش براساس تقوى و پاكى و اخلاق نیك باشد، چنین كسى منتظر امام (عج ) است ، و در این راه بكوشید و آماده باشید، گوارا باد بر شما اى جوانمردان كه رحمت خدا با شما است .)) (101)
علماى اخلاق مى گویند: انسان وقتى كه صبح از خواب برمى خیزد تا شب كه مى خوابد باید چهار چیز را حفظ كند: 1 مشارطه 2 مراقبه 3 محاسبه 4 محاكمه
یعنى نخست متعهد باشد كه در كارهایش گناه وارد نشود، دوم مواظب باشد كه این حالت ادامه یابد، سوم در آخر، كار خود را به حساب بكشد كه مبادا در حسابش بدهكار خدا باشد، چهارم در صورت بدهكارى ، نفس ‍ خود را به محاكمه بكشد و بازخواست نماید و به جبران بدهكارى بپردازد.
پیامبر خدا صلى اللّه علیه و آله و سلم فرمود:
((آیا مى خواهید شما را به زرنگ ترین و احمق ترین احمقها خبر دهم ؟
یاران عرض كردند: آرى .
فرمود: زیركترین زیركها كسى است كه خود را براى بعد از مرگ به حساب بكشد، و احمقترین احمقها كسى است كه از هواى نفس پیروى كند امان و رحمت الهى را داشته باشد. (102)
امام على علیه السلام در ضمن خطبه اى فرمود:
((آیا در قیامت نفوس انسانها حتى به مقدار خردل (ذره ) مورد بازخواست نیست ؟)) (103)
قرآن در سوره نساء آیه 1 مى فرماید:
(( ان اللّه كان علیكم رقیبا؛))
خداوند حتما مراقب كارهاى شما است .))
و در روایات آمده :
(( انه ینشر للعبد فى كل حركة من حركاته و ان صغرت ثلاثهواوین ، الاول ((لم )) الثانى ((كیف )) الثالث ((لمن ))؛))
هنگام انجام عمل هر قدر هم كوچك باشد سه دفتر براى ثبت خصوصیات آن گشوده مى شود: اول (چرا) دوم (چگونه ) سوم (براى چه كس ). )) یعنى انگیزه عمل و چگونگى و كیفیت آن و هدف نهائى آن چیست ؟
(104)
بنابراین باید منتظران حضرت مهدى (عج ) و زمینه سازان انقلاب جهانى به رهبرى آن حضرت این امور را رعایت كنند، كه پایه و سنگ اول است .
باید توجه داشت كه مبادا ما مورد نفرین امام (عج ) گردیم .
امام باقر علیه السلام فرمود:
(( من مات و هو عارف لامامته لم یضره تقدم هذا الامر او تاءخره و من مات عارفا بامامتته كان كمن كان مع القائم فى فسطاطه ؛))
كسى كه بمیرد ولى شناخت به امامت (حضرت قائم ((عج )) ) داشته باشد، دیر و یا زود شدن ظهورش ، به او ضرر نمى رساند، و كسى كه شناخت به امامت او نداشته باشد و بمیرد، مانند كسى است كه همراه قائم (عج ) در میان خیمه او است .)) (105)
بنابراین ما هم اكنون مى توانیم با خودسازى ، از یاران نزدیك امام قائم (عج ) باشیم .









چهارشنبه 16/2/1388 - 18:36
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته