• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 12
تعداد نظرات : 10
زمان آخرین مطلب : 5053روز قبل
کامپیوتر و اینترنت
اولین سیستم عامل بومی 
قابلیت شخصی سازی این سیستم عامل برای مصارف خواص یکی دیگر از مشخصه های آن است . کاربران می توانند یک سیستم عامل شخصی سازی شده متناسب با ابزارها و نرم افزار های مورد نیاز خود را داشته باشند . سیستم عامل قاصدک مبتنی بر سیستم عامل گنو/ لینوکسی بوده که در عین داشتن قابلیت های ذکر شده توانایی شخصی سازی شدن با توجه به نیاز

یک سیستم عامل آزاد مبتنی بر سیستم عامل گنو/ لینوکس مورد استفاده برای سازمان های دولتی و خصوصی ، مهندسان نرم افزار و شبکه ، مهندسان عمران و راه و ساختمان ، مدارس و موسسات آموزش عالی و مصارف شخصی و خانگی می باشد . این سیستم عامل با داشتن مجموعه کاملی از نرم افزار های فنی مهندسی همچون نرم افزار های اداری و دفتری ، نرم افزار های فنی و مهندسی ، نرم افزار مالتی مدیا ، انیمیشن سازی و ابزار های برنامه نویسی و غیره توانایی تامین نیاز طیف وسیعی از کاربران سیستم های رایانه ای را دارد . طیف گسترده کاربران رایانه و استفاده متفاوت از قابلیت های آن باعث استفاده از سیستم عامل و نرم افزار های آن برای اهداف مختلف شده است . سیستم عاملی که در عین توانایی برطرف کردن نیاز کاربران ، از سرعت و کیفیت مناسبی با توجه به منابع موجود برخوردار باشد ، مدیریت آن آسان بوده و بتواند در عین سادگی به سرعت با کاربران ارتباط برقرار کرده و ابزار های مورد نیاز آنان را در کمترین زمان ممکن در اختیار کاربران قرار دهد .



کاربران خانگی و مصارف شخصی

به طور کلی به کلیه افرادی که از نرم افزار های رایانه ای برای مصارف شخصی خود استفاده می کنند ، کاربران خانگی می گویند . این دسته از افراد نرم افزار های مورد نیاز خود را روی رایانه شخصی خود در منزل و یا لپ تاب نصب می کنند .. عمده نرم افزارهایی که معمولا نرم توسط این کاربران مورد استفاده قرار میگیرند شامل مالتی مدیا ، آفیس ، بازی و .. میباشند.
با پیشرفت تکنولوژی و بروز شدن سیستم های رایانه ای شرکت های برزگ سازنده سیستم عامل ازجمله شرکت های مایکروسافت و اپل با بروز کردن سیستم عامل های خود باعث افزایش استفاده از منابع سیستم شدند که موجب شد تا کاربران مجبور به خرید و استفاده از سخت افزار های گرانقیمت و جدید شوند . این امر باعث سرمایه گذاری زیاد و غیر ضروری برای خرید یک رایانه متناسب با سیستم عامل مورد نظر برای انجام کارهای روزمره کاربران شده است. سیستم عامل قاصدک با در نظر گرفتن توان مالی کاربران این امکان را برای این دسته از افراد مهیا ساخته تا با صرف کمترین هزینه ، بهترین بهره وری و کیفیت را بدست

استفاده بهینه از انرژی از مهمترین دلایل استفاده از سیستم عامل قاصدک می باشد. این سیستم عامل با بکارگیری جدید ترین فناوریهای نرم افزاری برای بهینه سازی منابع مورد استفاده سیستم از جمله مدیریت مصرف برق میتواند در کاهش مصرف انرژی در سازمانها نقش بسزائی ایفاء کند.



استفاده از نرم افزار های مناسب کاربران اداری و دفتری از جمله قابلیت های این سیستم عامل می باشد . از جمله این نرم افزار ها می توان به مجموعه نرم افزاری مشابه Microsoft Office نام برد که مناسب کاربران اداری و دفتری بوده و توانایی پشتیبانی از کلیه فایل های نرم افزار Microsoft Office به همراه پشتیبانی کامل از زبان فارسی را دارد . مجموعه نرم افزاری LibreOffice از بخش های مختلف همچون بخش نوشتار متن ، صفحه گستر ، دیتابیس ، فلوچارت و غیره می باشد . از قابلیت های منحصر به فرد این سیستم عامل برنامه مخصوص فرمول نویسی می باشد که توانایی نوشتن فرمول های پیچیده ریاضی و مهندسی را دارد .


استفاده از مجموعه کامل و مناسب نرم افزار های مالتی مدیا برای پخش ، تبدیل و ویرایش فایل های صوتی و تصویری را می توان از قابلیت های این سیستم عامل دانست . نرم افزار هایی که توانایی پخش کلیه فایل های صوتی تصویری و خواندن Video CD/DVD ، پخش آنلاین از روی شبکه ، پشتیبانی از DVB و ویرایش فایل های صوتی و تصویری را دارند .
پشتیبانی از کلیه سرویس های ایمیل و مسنجر حال حاظر دنیا یکی دیگر از قابلیت های جذاب سیستم عامل قاصدک است . پشتیبانی همزمان از تمام این سرویس ها از جمله سرویس Yahoo , Google , MSN , Jabber و غیره از دیگر قابلیتهای نرم افزارهای موجود در سیستم عامل قاصدک می باشد .

پشتیبانی از کلیه سخت افزار های خارجی از جمله پرینتر ، اسکنر ، وب کم ، کلیه اتصالات پورت سریال و USB و پشتیبانی از نمایشگر های لمسی از مهمترین قابلیت های این سیستم عامل محسوب میشود. کلیه کاربران این سیستم عامل بدون درگیری با پیچیدگیهای معمول در سکوهای ویندوز و یا نصب درایور سخت افزاری روی سیستم عامل خود ، می توانند کلیه تجهیزات خارجی مورد نیاز خود را در کمترین زمان ممکن و براحتی مورد استفاده قرار دهند.

پشتیبانی از نرم افزار های سیستم عامل ویندوز (مانند مجموعه نرم افزاری آفیس شرکت مایکروسافت، فتوشاپ و اینترنت اکسپلور) از جمه قابلیت های منحصر بفرد نرم افزاری در سیستم عامل قاصدک محسوب میشود. کاربران سیستم عامل ویندوز که به نرم افزار های ویندوزی خاصی عادت کرده اند می توانند عینا نرم افزار های مورد نظر خود را روی سیستم عامل قاصدک نصب و استفاده کنند .

قابلیتـــــــــــها

سبک و قابل حمل بودن ، استفاده از سیستم عامل بدون نیاز به نصب مستقیم روی دیسک سخت ، تشخیص کلیه درایور های سخت افزاری ، اتصال به شبکه و پشتیبانی از شبکه های دیگر سیستم عامل ها از جمله ویندوز ، تامین نیاز های حراستی و امنیتی سازمان های دولتی و خصوصی و نصب آسان و سریع نرم افزار از روی دیسک و شبکه از مهمترین قابلیت های این سیستم عامل می باشد .

پنج شنبه 16/6/1391 - 18:41
کامپیوتر و اینترنت
طرز کار پردازنده ای دو هسته ای

در چندین ماه گذشته پیشرفت های جدیدی در طراحی پروسسورها، بویژه از طرف شرکت AMD حاصل شد. این شرکت علاوه بر اینکه یک cpu با طراحی کاملا ْ64 بیتی عرضه کرد که باعث برتری یافتن این شرکت در بازار کامپیوترهای رومیزی پیشرفته گردید، همچنین در حذف کنترل کننده‌های حافظه (MCH) پیشقدم شد که در عملکرد Athlon 64 و چیپهای"optron" یک پیشرفت قابل ملاحظه نسبت به پروسسورهای intel به حساب می‌آید. اینتل به طور متقابل پروسسور سازگار 64 بیتی را عرضه نمود. به تازگی نیز هر دو شرکت پردازشگرهای دوهسته ای را عرضه نموده‌اند، این پروسسورها بهتر از آن چیزی که شما انتظار دارید کار می‌کنند. پروسسورهای اینتل و AMD هر دو دارای دو هسته پروسسور، در حال کار در یک قالب می‌باشند که هر یک از هسته‌ها بصورت مستقل توابع و پردازشهای داده را انجام می‌دهند (در مورد اینتل این مورد کامل تر است) و هر دو این هسته‌ها توسط نرم افزار سیستم عامل هم آهنگ می گردند. در این مقاله سعی شده تا تکنولوژی که در این دو محصول استفاده شده و مقدار افزایش کارایی که شما می توانید از آنها انتظار داشته باشید بررسی گردد. در حال حاضر AMD فقط پروسورهای کلاس سرور opteron با دو هسته را بطور کامل به بازار عرضه کرده و بزودی Athlon 64x2 برای کامپیوترهای رومیزی را نیز به بازار عرضه می‌کند. در طرف مقابل اینتل در حال حاضر پنتیوم Extreme Edition 840 رومیزی با دو هسته را به بازار عرضه نموده در حالی که خطهای تولید Pentium D و dual xeons هنوز متوقف نشده اند. با توجه به اینکه پروسسورهای دو هسته‌ای در اصل یک سیستم چند پروسسوره که در یک قالب قرار گرفته اند، می باشد. اجازه بدهید اینک چندین تکنولوژی که در سیستم های چند پردازشگر استفاده می شود را مورد بررسی قرار دهیم. 

ساختار پردازنده های دو هسته ای

 

همانطور که از نام آن ها پیداست در این تراشه ها ، دو پردازشگر و دو کش L2 در یک واحد سیلیکونی قرار گرفته اند . مزیت این گونه پردازنده ها ، پردازش بهتر دستورات مالتی تسک است . در واقع مزایای پردازنده های دو هسته ای زمانی بهتر لمس خواهد شد که به طور همزمان چندین کار انجام پذیرد . تراشه های دو هسته ای اینتل نیاز به یک مادربرد جدید دارند در صورتی که پردازنده های دو هسته ای AMD نیاز به مادربورد جدید ندارند و فقط با به روز رسانی بایوس می توان این پردازنده ها را روی مادربورد های سوکت 939 نصب کرد .

 

چند پردازشگرهای متقارن  SMP (symmetric Multi processing)

 

روش مشترکی می باشد که چندین پردازشگر بطور جداگانه با یکدیگر در یک مادربرد کار می‌کنند. سیستم عامل با هر دو cpu تقریباً بطور یکسان کار می‌کند و کارهای مورد نیاز را به آنها ارجاع می‌دهد. چیپ‌های دوهسته ای جدید intel و AMD توانایی SMP را بصورت داخلی مورد توجه قرار داده‌اند. پروسسورهای سرور opteron دوهسته ای می‌تواند همچنین بصورت خارجی با دیگر چیپ‌های دوهسته ای ارتباط برقرار کند. (بشرط آنکه چیپ متقابل نیز دارای این خاصیت باشد) محدودیت اصلیSMP در پشتیبانی سیستم عاملها و نرم افزارها از این تکنولوژی می‌باشد. خیلی از سیستم عاملها (مانند ویندوز XP سری خانگی ) توانایی پشتیبانی از SMP را ندارند و از دومین پردازشگر استفاده نمی‌کنند. همچنین بیشتر برنامه‌های پیشرفته بصورت تک رشته ای کار می‌کنند، در اصل در هر زمان فقط یک پردازشگر در حالت فعال می باشد. برنامه های چند رشته‌ای از پتانسیل موجود در سیستم‌های دو یا چند پرازشگر، می‌توانند نتایج مفیدتری بگیرند، ولی به صورت کامل عمومیت ندارد. در گذشته intel و AMD سعی داشته‌اند تا تکنولوژی جدیدی مثل SMP را بیشتر برای پردازشگرهای سرور پیشرفته مانند opteron و Xeon استفاده نمایند ( البته تا قبل از پنتیوم 3)


Hyperthreading 

 

این تکنولوژی بصورت اختصاصی توسط اینتل در پردازشگرهای چند هسته‌ای بکار گرفته شده است. این تکنولوژی قبلاً نیز توسط این شرکت بکار گرفته ‌شده‌ بود. اینتل برای آنکه از منابع CPUبه نحو بهتری استفاده نماید فقط قسمتهایی که کار پردازش اطلاعات را انجام می دهد را تکثیر کرده است. یعنی آنکه منابع داده در داخل CPU بصورت مشترک استفاده می‌شد. ایده hyperthreading برای دو برابرکردن مقدار فعالیت چیپ می‌باشد تا آنکه کاهش عملکرد سیستم که در اثر فقدان حافظه Cache روی می‌دهد کمتر گردد همچنین بصورت تئوری نشان داده شده که منابع سیستم کمتر تلف می‌‌گردند. در صورتی که CPU های hyperthreading مانند دو پروسسور حقیقی بنظر می رسد. ولی این CPU ها نمی‌توانند عملکردی مشابه دو CPU مجزا مانند CPU های دوهسته ای داشته باشند. زیرا در CPU های دو هسته ای دو "Threads"مشابه بطور همزمان و با Cache ‌های جداگانه L1 و L2 می‌توانند اجرا گردند که این عمل در پردازشگرهای hyperthreading قابل انجام نمی‌باشد. یکی از چیپهای جدید اینتل بنام ، پردازشگر پنتیوم Extreme Edition 840 ، در داخل هر هسته خود از تکنولوژی hyperthreadings نیز پشتیبانی می‌کند، یعنی آنکه در یک سیستم عامل آن بصورت چهار پردازشگر حقیقی دیده می‌شود. 

 

دو چیپ در یک قالب ... چرا؟ 

 

چرا دو شرکت اینتل و AMD بطور ناگهانی شروع به توزیع پردازشگرهای دو هسته‌ای کردند؟ 
اول از همه رقابت چنانچه بعداً بیان خواهیم کرد AMD از ابتدا توانائی بالقوه دوهسته‌ای را در پردازشگرهای 64 بیتی خود داشت. ساختمان ورودی و خروجی برای دومین هسته در CPU های فعلی 64 بیتی AMD موجود می‌باشد. هیچ شرکتی نمی تواند دیگران را از بدست آوردن تکنولوژی‌های جدید منع نماید و AMD در حال حاضر با موفقیت چشمگیر خط تولید پرداشگرهای 64 بیتی آسودگی را از intel سلب نموده ‌است.  برای اینتل ضروری می‌باشد که دارای یک تولید تخصصی در تکنولوژی دوهسته ای ‌باشد تا رقابت با شرکاء تجاری خود را حفظ نماید.  دوم، کارایی می‌باشد. مطمئناً برنامه‌های کاربردی چند رشته‌ای در پردازشگرهایی که توانایی انجام چند پردازش را دارند در پردازشگرهایی که یک پردازش را در هر زمان انجام می‌دهند، بهتر عمل خواهند نمود. البته برای سیستم های چند پردازشگره یک ایراد عمومی وجود دارد و آن تاْخیری می‌باشد که این CPU ها در اجرای کار سیستم بوجود می آورند. به بیان ساده در حال حاضر روشی برای سیستم عامل‌های موجود وجود ندارند تا پردازشها را بطور کاملاً مساوی در بین پردازشگرها تقسیم نماید، پردازشگر دوم عموماً بایک مداخله کمتر و کارایی پایین‌تر کارمی‌کند، در صورتی که ممکن است پردازشگر اول بصورت 100% در حال پردازش ‌باشد. سومین دلیل کمتر نمایان است، ناامیدی AMD و اینتل می‌باشد، هر دو شرکت با یک مانع جدی برای افزایش سرعت پردازشگرها و کوچکتر کردن اندازه قالب آنها روبرو شده اند تا این مانع حذف نشود و یا اینکه تا کاربران عمومی متوجه نشوند که GHZ به تنهایی کارایی را بیان نمی‌کند. هر دو شرکت برای دست یافتن به هر پیشرفت که کارایی پردازشگرها را بهبود بخشید تلاش خواهند نمود و تقریباً دلیل اصلی بوجود آمدن پردازشگرهای دو هسته ای را می‌توان همین دلیل سوم بیان نمود. 

 

دسترسی AMD به تکنولوژی دو هسته ای 

 

فرم فاکتور فعلی پردازشگر 64 اتلن به طراحی دو هسته ای خیلی نزدیک می‌باشد. وجود کنترل کننده‌های Hypertransport و کنترل کننده حافظه درقالب چیپهای فعلی 64 اتلن به معنی آنست که اضافه نمودن دومین هسته در داخل چیپ چندان مشکل نمی‌باشد.  بدلیل رابط NorthBridge که AMD برای اتلن 64 تهیه کرده‌ است کنترل کننده حافظه و رابط Hypertransport در داخل چیپ پشتیبانی می گردد. این به چیپ‌های دوهسته‌ای امکان می دهد که از داخل خود پردازشگر با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.

 

تعداد ترانزیستورهای پردازشگرهای اتلن 2X64بیش از دو برابر پردازشگرهای اتلن 64 می‌باشد. با توجه به اینکه در ساختن CPU های جدید از روش 90nm استفاده می شود سایز کل چیپ کمی افزایش پیدا کرده و ولتاژ عملکرد 1.35 تا 1.4 می‌باشد و گرمای خروجی به بیش از 110w کمی افزایش می‌یابد. هر هسته پردازشگر حافظه Cache L1 و L2 مخصوص به خود را دارد، 128 KB برای L1 و بسته به مدل 512 KB تا 1 MB برای L2. L2 دارای Advaced Trsnsfer Cache(ATC) می باشد. ATC  وظیفه هدایت توان عملیاتی و تبادل اطلاعات بین هسته پردازنده و حافظه نهان L2 را بر عهده دارد . L 2 دارای رابط 256 بیتی (32 بایتی) می باشد که باعث تبادل داده در هر سیکل Clock  هسته می شود. هسته Prescott در مقایسه با هسته Northwood که دارای KB512 حافظه نهان L 2 است ، دارای حافظه نهان Mb1 می باشد. ضمنا با توجه به فناوری ساخت 90نانو افزایش KBبه512 MB1 تاثیری در تغییر اندازه Die پردازنده بوجود نیاورده است.

 

حافظه نهان L1 به دو قسمت حافظه نهان داده L1 و حافظه نهان ردیابی اجرا L1تقسیم می شود. حافظه نهان داده L1 دارای 8کیلو بایت ظرفیت و حافظه نهان ردیابی اجرا ریز عمل های کد گشایی (Decode)  شده را در خود نگهداری می نماید که باعث حذف کد گشا از حلقه اجرایی وکاهش خط لوله می شود.دو برتری مهمی که AMD در CPU های دو هسته‌ای دارد عبارتند از اینکه :
"Crossbar Switch"
که آدرسها را جمع‌آوری کرده و توزیع می کند و داده را از هر هسته به هسته دیگر یا باقی سیستم توزیع می کند در حال حاضر امکان اضافه شدن دومین هسته را دارد. موفقیت دیگر AMD که از نظر مصرف کننده خیلی مهم می‌باشد امکان استفاده اتلن2X64 از مادربردهای سوکت 939/940 می باشد و فقط لازم است که شرکت تولید کننده مادربرد BIOS را برای پشتیبانی از خصوصیات جدید به روز رسانی نماید
.

شنبه 24/12/1387 - 16:37
کامپیوتر و اینترنت
آشنایی با SCSI
 
SCSI اکثر کامپیوترهای شخصی از یک درایو IDE برای اتصال هارد دیسک و یک گذزگاه PCI برای اضافه کردن عناصر سخت افزاری دیگر به کامپیوتر استفاده می نمایند. تعداد دیگری از کامپیوترها از یک نوع گذرگاه با نام Small Computer System Interface)SCSI) برای اضافه کردن عناصر مورد نظر به کامپیوتر استفاده می نمایند. عناصر سخت افزاری مورد نظر می تواند یکی از تجهیزات زیر باشد: هارد دیسک اسکنر CD-ROM/RW چاپگر Tape مبانی SCSI SCSI ، از ایده های مطرح شده توسط Shugart Associates System Interface)SASI) استفاده نموده است . SASI در سال 1981 توسط شرکت Shugart و با همکاری شرکت NCR ابداع گردید. در سال 1981 نسخه استاندارد شده SASI با نام SCSI عرضه گردید. تکنولوژی فوق دارای مزایای زیر است : سرعت آن بالا است ( 160 مگابایت در ثانیه ) مطمئن تر و قابل اعتماد تر است امکان استقرار ( اتصال ) چندین دستگاه بر روی یک گذرگاه را فراهم می نماید. در اکثر سیستم ها قابل استفاده است . در رابطه با تکنولوژی SCSI ملاحظاتی نیز وجود دارد : برای یک کامپیوتر خاص می بایست پیکربندی گردد دارای امکانات محدود حمایتی در سطح BIOS است دارای مدل های متفاوت از بعد سرعت و نوع کانکتور است دارای یک اینترفیس نرم افزاری نیست اغلب کاربران کامپیوتر در زمان استفاده از SCSI با توجه به انواع متفاوت آن (Ultra ،Fast,Wide و حتی ترکیبی از اسامی فوق ) دچار سردرگمی می گردند. انواع SCSI در حال حاضر سه مشخصه کلی ( نوع ) برای SCSI وجود دارد . - SCSI-1 . مشخصه اولیه ارائه شده برای SCSI در سال 1986 است . - SCSI-2 . استاندارد ارائه شده در سال 1994 است . مهمترین ویژگی مدل فوق، ارائه مجموعه دستورات خط دستوری ( 18 دستور) برای انجام عملیات ضروری و حمایتی در رابطه با دستگاههای SCSI است. در مدل فوق امکان مضاعف نمودن سرعت از 5 مگاهرتز به 10 مگاهرتر( Fast SCSI) و مضاعف نمودن عرض گذرگاه از هشت بیت به شانزده بیت و افزایش تعداد دستگاهها تا پانزده (Wide SCSI) و یا تلفیقی از هر دو وجود دارد (Fast/Wide SCSI) . در مدل فوق امکان " صف بندی دستورات " نیز مطرح گردید . در چنین مواردی یک دستگاه SCSI-2 قادر به ذخیره مجموعه ای از دستورات مربوط به کامپیوتر میزبان (Host) و تعیین اولویت برای هر یک خواهد بود. - SCSI-3 . استاندارد فوق در سال 1995 ارائه شده است . مهمترین ویژگی استاندارد فوق استفاده از مجموعه ای استانداردهای دیگر در بطن خود است .استاندارهای جانبی بر اساس نسخه ها یمتفاوت SCSI Parallel Interface)SPI) ( روش ارتباط دستگاههای SCSI با یکدیگر را مشخص می نماید ) ارائه شده اند و اغلب مشخصه های SCSI-3 با واژه های "Ultra" آغاز می گردند. ( Ultra برای SPI و Ultra2 برای SPI-2 و Ultra3 برای SPI-3 ) . مشخصات SCSI در یک سیستم SCSI سه عنصر اساسی وجود دارد : کنترل کننده دستگاه کابل کنترل کننده بمنزله قلب یک سیستم SCSI است . کنترل کننده بعنوان یک اینترفیس بین تمام دستگاههای موجود بر روی گذرگاه SCSI و کامپیوتر است . کنترل کننده را " آداپتور میزبان " (Host adapter) نیز می گویند. کنترل کننده از لحاظ فیزیکی می تواند شامل یک کارت بوده که آن را بر روی یکی از اسلات ها ی موجود در برد اصلی نصب و یا بصورت از قبل ساخته شده بر روی برد اصلی باشد. بر روی کنترل کننده BIOS مربوطه وجود دارد. BIOS یک نوع حافظه ROM و یا Flash بوده و شامل نرم افزارهای مورد نیاز برای دستیابی و کنترل دستگاه موجود بر روی گذرگاه SCSI است . معمولا" هر یک از دستگاههای موجود بر روی گذرگاه SCSI دارای یک آداپتور از قبل ساخته شده SCSI بوده که امکان ارتباط دستگاه با گذرگاه SCSI را فراهم می نماید. مثلا" یک هارد SCSI دارای یک مدار کنترلی کوچک بوده که شامل یک کنترل کننده برای مکانیزم درایو و یک آداپتور برای گذرگاه SCSI است . دستگاههای همراه با یک آداپتور از قبل ساخته شده را Embedede SCSI device می گویند. هر دستگاه SCSI می بایست دارای یک شناسه (ID) منحصر بفرد باشد. همانگونه که در بخش قبل مشاهده گردید یک گذرگاه SCSI قادر به حمایت از هشت یا شانزده دستگاه با توجه به مشخصات فنی مربوطه است . برای یک گذرگاه هشت دستگاهی ، شناسه دارای محدوده صفر تا هفت خواهد بود. برای یک گذرگاه شانزده دستگاهی، شناسه دارای محدوده صفر تا پانرده خواهد بود. یکی از شناسه های با اولویت بالا ( شناسه صفر) می بایست توسط کنترل کننده SCSI استفاده گردد در چنین حالتی تعداد دستگاه ها ی مورد نظر جهت اتصال ، به هفت و یا پانزده عدد تنزل پیدا خواهد کرد. اغلب دستگاههای SCSI دارای امکانات سخت افزاری لازم در خصوص پیکربندی شناسه دستگاه می باشند. برخی دیگر از دستگاهها امکان پیکربندی شناسه را از طریق نرم افزار فراهم می نمایند. اغلب کارت های SCSI از نوع Plug&Play ، عملیات اختصاص شناسه به دستگاه را بصورت اتوماتیک انجام می دهند. هر یک از دستگاه های موجود بر روی گذرگاه SCSI می بایست دارای یک شناسه منحصر بفرد باشند در غیر اینصورت دچار مشکلاتی خواهیم شد. هفت نوع کانکتور SCSI وجود دارد ( حداقل ) برخی از آنها ممکن است با یک نوع خاص SCSI سازگاری نداشته باشند. کانکنورهای فوق عبارتند از : DB-25 (SCSI-1) 50-pin internal ribbon (SCSI-1, SCSI-2, SCSI-3) 50-pin Alternative 2 Centronics (SCSI-1) 50-pin Alternative 1 high density (SCSI-2) 68-pin B-cable high density (SCSI-2) 68-pin Alternative 3 (SCSI-3) 80-pin Alternative 4 (SCSI-2, SCSI-3) صرفنظر از نوع کانکتور استفاده شده تمام گذرگاه های SCSI می بایست Terminate گردند. Termination Termination بدین مفهوم است که انتهای هر گذرگاه SCSI توسط یک مدار مقاومت ، می بایست بسته گردد.در صورتیکه گذرگاه باز بماند ، سیگنال های الکتریکی ارسالی برای گذرگاه قادر به برگشت بر روی گذرگاه بوده و بدین ترتیب می تواند باعث بروز اختلال در ارتباط بین دستگاههای SCSI و کنترل کننده SCSI گردد. صرفا" از دو Terminator استفاده می گردد ( هر سر گذرگاه SCSI یک عدد ) در صورتیکه فقط یک دستگاه ( داخلی و یا خارجی ) وجود داشته باشد ، کنترل کننده SCSI صرفا" در یک نقطه Terminate خواهد شد. در صورتیکه دو دستگاه ( داخلی و یا خارجی ) وجود داشته باشد ، آخرین دستگاه موجود در هر مجموعه می بایست Terminate گردد. Terminator دارای انواع متفاوتی بوده و می توان آنها را در دو گروه عمده : Passive و Active تقسیم بندی کرد. از Terminator با خصوصیت Passive در مواردی استفاده می گردد که سیستم های SCSI از سرعت استاندارد گذرگاه تبعیت کرده و دارای مسافت کوتاهی ( حدود سه فوت ) بین دستگاه و کنترل کننده SCSI وجود داشته باشد. از Terminator با خصوصیت Active در مواردیکه سیستم های SCSI سریع بوده و یا سیستم ها با دستگاه دارای مسافتی بیش از سه فوت باشند، استفاده بعمل می آید. یکی دیگر ازفاکتورهای موجود در رابطه با Terminator ، نوع گذرگاه مربوطه است . SCSI از سه نوع سیگنالینگ گذرگاه استفاده می نماید. سیگنالینگ روشی است که پالس های الکتریکی در طول کابل حرکت می نمایند. - Single Ended)SE) . متداولترین نوع سیگنالینگ در کامپیوترهای شخصی است . کنترل کننده ، سیگنال را تولید و آن را از طریق یک خط داده برای تمام دستگاهها ی موجود بر روی گذرگاه ارسال می دارد. هر دستگاه مشابه Ground رفتار می نماید.در ادامه بتدریج سیگنال قدرت خود رااز دست می دهد. حداکثر مسافت مربوطه ده فوت ( سه متر) است . - High-Voltage differential)HVD) . در این روش از یک خط داده بالا و یک خط داده پایین استفاده می گردد. هر یک از دستگاههای موجود بر روی گذرگاه SCSI دارای یک تراتسیور می باشند .زمانیکه کنترل کننده با دستگاه ارتباط برقرار می نماید ، دستگاههای موجود بر روی گذرگاه ، سیگنال را دریافت و آن را ارسال تا سیگنال به مقصد نهائی خود برسد . بدین صورت می توان مسافت بین کنترل کننده و دستگاه بیشتر گردد . ( 80 فوت یا 25 متر ) - Low-Voltage differentila)LVD) . یک روش اقتباس شده از سیگنالینگ HVD بوده و در اکثر موارد مشابه HVD رفتار می نماید. مهمترین تفاوت این است که تراتسیورها کوچکتر شده و درون هر یک از آداپتورهای SCSI مربوط به دستگاهها ، قرار می گیرند.حداکثر مسافت مربوطه 40 فوت ( 12 متر ) است . HVD و LVD از Passive Terminator استفاده می نمایند. با اینکه ممکن است مسافت موجود بیش از سه فوت باشد ولی ترانسیور ها این اطمینان را بوجود خواهند آورد سیگنال قدرت خود را خواهد داشت ( از یک طرف گذرگاه تا طرف دیگر گذرگاه )

 

شنبه 24/12/1387 - 16:35
کامپیوتر و اینترنت
آشنایی با طراحی Microsoft .NET Framework




 


.Net پلتفرم آینده مایکروسافت برای نسل آینده نرم ازارها است که جهان آکنده از اطلاعات و مردم آن را در یک قالب واحد متصل میکند..NET ما را قادر می سازد تا بتوانیم برنامه های کاربردی و سرویس های اینترنتی خود را بر اساس XML طراحی کرده و به این وسیله اطلاعات خود را به اشتراک گذاشته و مدیریت کنیم.

 

در نمودار بالا مهمترین لایه های Microsoft .NET را از سیستم عامل تا زبان های برنامه نویسی مشاهده می کنید.در پایین ترین لایه سیتم عامل(Win32) را می بینید وسپس CLR.

CLR و فواید آن:

CLR کدها را در زمان اجرا مدیریت میکند(مانند مدیریت حافظه و thread ها و همچنین کنترل سازگاری انواع Type های بکاررفته در کد).به کدهایی که برای اجرا در CLR نوشته شده اند Managed Code و در غیر این صورت Unmanaged Code گفته می شود.

1)امنیت:هر Managed Component  درجه ای از مجوزها را داراست به این معنی که آیا این Component می تواند به فایل دسترسی پیدا کند یا خیر/می تواندبه رجیستری دسترسی پیدا کند یا خیر/...

برای مثال کاربران میتوانند مطمئن باشند که فایل اجرایی که در یک صفحه Web قرار داده شده غیر از اجرا کردن یک موسیقی یا تصویر متحرک هیچ حق دیگری ندارد.

2)Common Type System (CTS) :compiler های زبان های مختلف که برای .NET طراحی شده اند با CTS مطابقت دارند.این امر در سازگاری زبان های برنامه نویسی تحت .NET  با یکدیگر تاثیر بسزایی دارد.(منظور از این سازگاری این است که با استفاده از هر زبان برنامه نویسی تحت .NET میتوانیم به سایر component های نوشته شده توسط این زبان ها دسترسی پیدا کنیم)

  

3)مستقل از پلتفرم(Platform Independence):وقتی شما با یکی از زبان های .NET یک فایل exe یا DLL تولید می کنید.این فیل در فرمت Executable نیست در عوض در فرمت MSIL

(Microsoft Intermediate Language)  میباشد.این فایل در زمان اجرا یا در زمانی که  برنامه برای اولین بار نصب میشود به فرمت ذاتی سیتم عامل (OS Native Code) کامپایل می شود.این خاصیت علاوه بر دارا بودن مزیت Platform Independence سبب افزایش کارایی نیز میشود.

عملیات کامپایل توسطJIT Compiler(Just In Time)  انجام میشود.

  

از دیگر فواید تبدیل Code ها به Microsoft Intermediate Language سازگاری بین زبان های تحت .NET با یکدیگر(Language Interoperability) می باشد.

XML (eXtensible Markup Language):

XML یک زبان استاندارد شده برای انتقال اطلاعات می باشد این اطلاعات می توانند ازهر برنامه به برنامه دیگر یا از یک کامپیوتربه کامپیوتر دیگر انتقال یابند.

XML چیزی جز متن ساده در یک قالب مشخص نیست (XML از نوع Binary نمی باشد) بنابراین میتوان آن را به سادگی از طریق هر پروتکلی (مانند http و email ) و بدون مزاحمت Firewall ها انتقال داد.

XML Web Service:

فرض کنید برنامه شما باید از component هایی استفاده کند که روی اینترنت یا یک انترانت محلی قرار داده شده است.در واقع قسمتی از برنامه روی شبکه ای قرار داده شده که دسترسی به آن از طریق پروتکل http ممکن است.XML Web Service این نیاز شما را پاسخ می دهد.توسط XML Web Service شما پارامترهای مورد نظر را در قالب SOAP (Simple Access Object Protocol) که خود نوعی بسط از XML می باشد به Service Provider فرستاده و جواب را در همین قالب دریافت می کنید.

 

ADO.NET (Activex Data Object .NET):

 

کار کردن با پایگاه های داده مدت هاست که بر اساس مدل Connection Base می باشد.این در حالی است که این مدل در بسیاری از موارد نمی تواند برطرف کننده نیازهای برنامه های کاربردی وسرویس های امروزی باشد.

ADO.NET براساس مدل Disconnect طراحی شده است.برای رسیدن به این مدل ADO.NET از قدرت XML استفاده میکند. Component های مربوط به ADO.NET و XML در .NET Framework بطورکامل یکپارچه هستند.در این ساختار ADO.NET و XML هر دو به شی Dataset ختم می شوند. Dataset یک شی مقیم در حافظه (memory-resident) می باشد که یک مدل برنامه نویسی کامل را برای مدیریت اطلاعات بدون ارتباط با Data source ارایه می کند.قالب اصلی Dataset ، XML میباشد و می تواند از هر منبع XML پر شود.عنصر مورد استفاده در .NET برای اینکه ما بتوانیم Dataset را از بانک های اطلاعاتی مختلف پر کنیم DataProvider می باشد.

چون قالب Dataset ، XML می باشد بنابراین می تواند یک انتخاب بهینه برای فرستادن به و مصرف اطلاعات از یک XML Web Service باشد.

شنبه 24/12/1387 - 16:31
کامپیوتر و اینترنت
حافظه
حافظه با هدف ذخیره سازی اطلاعات دائم ، موقت در کامپیوتر استفاده می گردد. از نمونه حافظه ها می توان
نمونه های زیر را معرفی کرد . ( نمونه های مهم در این پروژه معرفی کامل شده است ) .
RAM ، ROM ، Cache ، Dynamic RAM ، Static RAM ، Flash Memory ، Virtual Memory ، Video Memory ، BIOS
استفاده از حافظه صرفا" محدود به کامپیوترهای شخصی نبوده و در دستگاههای متفاوتی نظیر : تلفن های
سلولی، PDA ، رادیوهای اتومبیل ، VCR ، تلویزیون و ... نیز در ابعاد وسیعی از آنها استفاده بعمل می
آید.هر یک از دستگاههای فوق مدل های متفاوتی از حافظه را استفاده می نمایند.

 
مبانی اولیه حافظه
با اینکه می توان واژه " حافظه " را بر هر نوع وسیله ذخیره سازی الکترونیکی اطلاق کرد، ولی اغلب از
واژه فوق برای مشخص نمودن حافظه های سریع با قابلیت ذخیره سازی موقت استفاده بعمل می آید. در
صورتیکه پردازنده مجبور باشد برای بازیابی اطلاعات مورد نیاز خود بصورت دائم از هارد دیسک استفاده
نمائد، قطعا" سرعت عملیات پردازنده ( با آن سرعت بالا کند خواهد گردید. زمانیکه اطلاعات مورد نیاز
پردازنده در حافظه ذخیره گردند، سرعت عملیات پردازنده از بعد دستیابی به داده های مورد نیاز بیشتر خواهد
گردید. از حافظه های متعددی بمنظور نگهداری موقت اطلاعات استفاده می گردد. 

مجموعه متنوعی ازانواع حافظه ها وجود دارد . پردازنده با 
توجه به ساختار سلسله مراتبی فوق به آنها دستیابی پیدا خواهد کرد. زمانیکه در سطح حافظه های دائمی نظیر
هارد و یا حافظه دستگاههائی نظیر صفحه کلید، اطلاعاتی موجود باشد که پردازنده قصد استفاده از آنان را
داشته باشد ، می بایست اطلاعات فوق از طریق حافظه RAM در اختیار پردازنده قرار گیرند. در ادامه
پردازنده اطلاعات و داده های مورد نیاز خود را در حافظه Cache و دستورالعمل های خاص عملیاتی خود را
در ریجسترها ذخیره می نماید.
تمام عناصر سخت افزاری پردازنده، هارد دیسک ، حافظه و و عناصر نرم افزاری ( سیستم عامل و...)
بصورت یک گروه عملیاتی بکمک یکدیگر وظایف محوله را انجام می دهند . بدون شک در این گروه " حافظه
" دارای جایگاهی خاص است . از زمانیکه کامپیوتر روشن تا زمانیکه خاموش می گردد ، پردازنده بصورت
پیوسته و دائم از حافظه استفاده می نماید. بلافاصله پس از روشن نمودن کامپیوتر اطلاعات اولیه برنامه
POST از حافظه ROM فعال شده و در ادامه وضعیت حافظه از نظر سالم بودن بررسی می گردد عملیات
سریع خواندن ، نوشتن .در مرحله بعد کامپیوتر BIOS را ازطریق ROM فعال خواهد کرد. BIOS اطلاعات
اولیه و ضروری در رابطه با دستگاههای ذخیره سازی، وضعیت درایوی که می بایست فرآیند بوت از آنجا

آغاز گردد، امنیت و ... را مشخص می نماید. در مرحله بعد سیستم عامل از هارد به درون حافظه
RAM استفرار خواهد یافت . بخش های مهم و حیاتی سیستم عامل تا زمانیکه سیستم روشن است در حافظه
ماندگار خواهند بود. در ادامه و زمانیکه یک برنامه توسط کاربر فعال می گردد، برنامه فوق در حافظه
RAM مستقر خواهد شد. پس از استقرار یک برنامه در حافظه و آغاز سرویس دهی توسط برنامه مورد نظر
در صورت ضرورت فایل های مورد نیاز برنامه فوق، در حافظه مستفر خواهند شد.و در نهایت زمانیکه به
حیات یک برنامه خاتمه داده می شود (Close) و یا یک فایل ذخیره می گردد ، اطلاعات بر روی یک رسانه
ذخیره سازی دائم ذخیره و نهایتا" حافظه از وجود برنامه و فایل های مرتبط ، پاکسازی ! می گردد.
همانگونه که اشاره گردید در هر زمان که اطلاعاتی ، مورد نیاز پردازنده باشد، می بایست اطلاعات درخواستی
در حافظه RAM مستقر تا زمینه استفاده از آنان توسط پردازنده فراهم گردد. چرخه درخواست اطلاعات
موجود درRAM توسط پردازنده ، پردازش اطلاعات توسط پردازنده و نوشتن اطلاعات جدید در حافظه یک
سیکل کاملا" پیوسته بوده و در اکثر کامپیوترها سیکل فوق ممکن است در هر ثانیه میلیون ها مرتبه تکرار
گردد.

نیاز به سرعت دلیلی بر وجود حافظه های متنوع
چرا حافظه در کامپیوتر تا بدین میزان متنوع و متفاوت است ؟ در پاسخ می توان به موارد ذیل اشاره نمود:
پردازنده های با سرعت بالا نیازمند دستیابی سریع و آسان به حجم بالائی از داده ها بمنظور افزایش بهره وری
و کارآئی خود می باشند.. در صورتیکه پردازنده قادر به تامین و دستیابی به داده های مورد نیاز در زمان
مورد نظر نباشد، می بایست عملیات خود را متوقف و در انتظار تامین داده های مورد نیاز باشد. پردازند ه
های جدید وبا سرعت یک گیگا هرتز به حجم بالائی از داده ها ( میلیارد بایت در هر ثانیه ) نیاز خواهند داشت .
پردازنده هائی با سرعت اشاره شده گران قیمت بوده و قطعا" اتلاف زمان مفید آنان مطلوب و قابل قبول
نخواهد بود. طراحان کامپیوتر بمنظور حل مشکل فوق ایده " لایه بندی حافظه " را مطرح نموده اند. در این

راستا از حافظه های گران قیمت با میزان اندک استفاده و از حافظه های ارزان تر در حجم بیشتری استفاده
بعمل می آید. ارزانترین حافظه متدواول ، هارد دیسک است . هارد دیسک یک رسانه ذخیره سازی ارزان
قیمت با توان ذخیره سازی حجم بالائی از اطلاعات است . با توجه به ارزان بودن فضای ذخیره سازی اطلاعات
بر روی هارد، اطلاعات مورد نظر بر روی آنها ذخیره و با استفاده از روش های متفاوتی نظیر : حافظه
مجازی می توان بسادگی و بسرعت بدون نگرانی از فضای فیزیکی حافظه RAM ، از آنها استفاده نمود.
حافظه RAM سطح دستیابی بعدی در ساختار سلسله مراتبی حافظه است . اندازه بیت یک پردازنده نشاندهنده
تعداد بایت هائی از حافظه است که در یک لحظه می توان به آنها دستیابی داشت. مثلا" یک پردازنده شانزده
بیتی ، قادر به پردازش دو بایت در هر لحظه است . مگاهرتز واحد سنجش سرعت پردازش در پردازنده ها
است و معادل "میلیون در هر ثانیه" است . مثلا" یک کامپیوتر 32 بیتی پنتیوم iii با سرعت 800-MHz ،
قادر به پردازش چهار بایت بصورت همزمان و 800 میلیون بار در ثانیه است . حافظه RAM بتنهائی دارای
سرعت مناسب برای همسنگ شدن با سرعت پردازنده نیست . بهمین دلیل است که از حافظه های
Cache استفاده می گردد. بدیهی است هر اندازه که سرعت حافظه RAM بالا باشد مطلوب تر خواهد
بود.اغلب تراشه های مربوطه امروزه دارای سرعتی بین 50 تا 70 Nanoseconds می باشند. سرعت خواندن
و یا نوشتن در حافظه ارتباط مستقیم با نوع حافظه استفاده شده دارد .در این راستا ممکن است از حافظه های
DRAM,SDRAM,RAMBUS استفاده گردد. سرعت RAM توسط پهنا و سرعت Bus ، کنترل می
گردد. پهنای Bus ، تعداد بایتی که می تواند بطور همزمان برای پردازنده ارسال گردد را مشخص و سرعت
BUS به تعداد دفعاتی که می توان یک گروه از بیت ها را در هر ثانیه ارسال کرد اطلاق می گردد. سیکل منظم
حرکت داده ها از حافظه بسمت پردازنده را Bus Cycle می گویند مثلا" یک Bus با وضعیت : 100MHz و
32 بیت، بصورت تئوری قادر به ارسال چهار بایت به پردازنده و یکصد میلیون مرتبه در هر ثانیه است . در
حالیکه یک BUS شانرده بیتی 66MHZ بصورت تئوری قادر به ارسال دو بایت و 66 میلیون مرتبه در هر
ثانیه است . با توجه به مثال فوق مشاهده می گردد که با تغییر پهنای BUS از شانزده به سی و دو و سرعت
از 66MHz به 100MHz سرعت ارسال داده برای پردازنده سه برابر گردید.

ریجستر و Cache
با توجه به سرعت بسیار بالای پردازنده حتی در صورت استفاده از Bus عریض وسریع همچنان مدت زمانی
طول خواهد کشید تا داده ها از حافظه RAM برای پردازنده ارسال گردند. Cache با این هدف طراحی شده
است که داده های مورد نیاز پردازنده را که احتمال استفاده از آنان بیشتر است ، در دسترس تر قرار دهد
. عملیات فوق از طریق بکارگیری مقدار اندکی از حافظه Cache که Primary و یا Level 1 نامیده
شود صورت می پذیرد. ظرفیت حافظه های فوق بسیار اندک بوده و از دو کیلو بایت تا شصت و چهار کیلو بایت
را، شامل می گردد. نوع دوم Cache که Secodray و یا level 2 نامیده می شود بر روی یک کارت حافظه
و در مجاورت پردازنده قرار می گیرد. این نوع Cache دارای یک ارتباط مستقیم با پردازنده است. یک مدار
کنترل کننده اختصاصی بر روی برد اصلی که " کنترل کننده L2 " نامیده می شود مسئولیت عملیات مربوطه
را برعهده خواهد گرفت . با توجه به نوع پردازنده ، اندازه حافظه فوق متغیر بوده و دارای دامنه ای بین
256Kb تا 2MB است. برخی از پردازنده های با کارائی بالا اخیرا" این نوع Cache را بعنوان جزئی
جداناپذیر در کنار خود دارند. ( بخشی از تراشه پردازنده ) در این نوع پردازنده ها با توجه به اینکه
Cache بخشی از پردازنده محسوب می گردد، اندازه آن متغیر بوده و بعنوان یکی از مهمترین شاخص ها در
کارائی پردازنده مطرح است.
نوع دیگری از RAM با نام SRAM حافظ های با دستیابی تصادفی ایستا نیز وجود داشته که در آغاز
برای Cache استفاده می گردید. این نوع حافظه ها از چندین ترانزیستور ( معمولا" چهار تا شش ) برای هر
یک از سلول های حافظه خود استفاده می نمایند. حافظه های فوق دارای مجموعه ای از فلیپ فلاپ ها با دو
وضعیت خواهند بود. بنابراین حافظه های فوق قادر به بازخوانی اطلاعات بصورت پیوسته نظیر حافظه های
DRAM نخواهند بود. هر یک از سلول های حافظه مادامیکه منبع تامین انرژی آنها فعال (On) باشد داده
های خود را ذخیره نگاه خواهند داشت . در این حالت ضرورتی به بازخوانی اطلاعات بصورت پریودیک
نخواهد بود . سرعت حافظه های فوق بسیار بالا است ، ولی بدلیل قیمت بالا ، در حال حاضر بعنوان جایگزینی

استاندارد برای حافظه های RAM مطرح نمی باشند.
انواع حافظه
حافظه ها را می توان بر اساس شاخص های متفاوتی تقسیم بندی کرد . Volatile و Nonvolatile نمونه ای
از این تقسیم بندی ها است . حافظه های volatile بلافاصله پس از خاموش شدن سیستم اطلاعات خود را از
دست می دهند. و همواره برای نگهداری اطلاعات خود به منبع تامین انرژی نیاز خواهند داشت . اغلب حافظه
های RAM در این گروه قرار می گیرند. حافظه های Nonvolatile داده های خود را همچنان پس از خاموش
شدن سیستم حفظ خواهند کرد. حافظه ROM نمونه ای از این نوع حافظه ها است .

Caching
اگر تا کنون برای خود کامپیوتری تهیه کرده باشید ، واژه " Cache" برای شما آشنا خواهد بود.
کامپیوترهای جدید دارای Cache از نوع L1 و L2 می باشند. شاید در هنگام خرید یک کامپیوتر از طرف
دوستانتان توصیه هائی به شما شده باشد مثلا" : " سعی کن از تراشه های Celeron استفاده نکنی چون
دارای Cache نمی باشند! "
Cache یک مفهوم کامپیوتری است که بر روی هر نوع کامپیوتر با یک شکل خاص وجود دارد. حافظه های
Cache ، نرم افزارهای با قابلیت Cache هارد دیسک و صفحات Cache همه بنوعی از مفهوم Caching
استفاده می نمایند. حافظه مجازی که توسط سیستم های عامل ارائه می گردد نیز از مفهوم فوق استفاده می
نماید.

مبانی Caching
Caching یک تکنولوژی استفاده شده برای زیر سیستم های حافظه ، در کامپیوتر است . مهمترین هدف یک
Cache افزایش سرعت و عملکرد کامپیوتر بدون تحمیل هزینه های اضافی برای تهیه سیستم است . با استفاده
از Cache عملیات کاربران با سرعت بیشتری انجام خواهد شد.
کتابداری را در نظر بگیرید که در یک کتابخانه مسئول تحویل کتاب به متقاضیان است . فرض کنید در سیستم
فوق ( درخواست و تحویل کتاب ) از مفهوم Cache استفاده نمی گردد. اولین متقاصی کتابی را درخواست می
نماید( فرض شده است که متقاضی خود نمی تواند مستقیما" کتاب مورد نظر را از قفسه مربوطه ،بردارد) ،
کتابدار، کتاب مورد نظر را از قفسه مربوطه پیدا و در ادامه آن را تحویل متقاضی می نماید. متقاضی پس از
ساعاتی مراجعه و کتاب را تحویل می دهد. کتابدار، کتاب تحویلی را مجددا" در قفسه مربوطه قرار می دهد.
پس از لحظاتی یک متقاضی دیگر مراجعه و همان کتاب قبلی را درخواست می نماید ، کتابدار مجددا" می
بایست به بخش مربوطه در کتابخانه مراجعه و پس از بازیابی کتاب ، آن را در اختیار متقاضی دوم قرار
دهد.همانگونه که ملاحظه می گردد ، کتابدار مکلف است برای تحویل هر کتاب ( ولو کتاب هائی که فرکانس
استفاده از آنان توسط متقاضیان زیاد باشد ) به بخش مربوطه مراجعه و پس از یافتن کتاب آن را در اختیار
متقاضیان قرار دهد. آیا روشی وجود دارد که با استناد به آن بتوان عملکرد و کارآئی کتابدار را بهبود بخشید ؟
در پاسخ به سوال فوق می توان با ایجاد یک سیستم Cache برای کتابدار ، کارآئی آن را افزایش داد. فرض
کنید بخشی را با ظرفیت حداکثر ده کتاب در مجاورت ( نزدیکی ) کتابدار آماده نمائیم . کتاب هائی که توسط
متقاضیان برگردانده می شود، در بخش فوق ذخیره خواهند شد. مثال فوق را با در نظر گرفتن سیستم Cache
ایجاد شده برای کتابدار مجددا" دنبال می نمائیم . در ابتدای فعالیت روزانه ، بخش Cache خالی بوده و هنوز
در آن کتابی قرار نگرفته است . اولین متفقاصی مراجعه و کتابی را درخواست می نماید . کتابدار می بایست به
بخش مربوطه مراجعه و کتاب را از قفسه مربوطه براشته و در اختیار متقاضی قرار دهد. متقاضی پس از

تحویل کتاب ، چند ساعت بعد مراجعه و کتاب را تجویل کتابدار خواهد داد. کتابدار، کتاب تحویلی را در بخش
پیش بینی شده برای Cache قرار می دهد. لحظاتی بعد متقاضی دیگر مراجعه و درخواست همان کتاب را می
نماید .کتابدار در ابتدا بخش مربوط به Cache را جستجو و در صورت یافتن کتاب ، آن را به متقاضی تحویل
خواهد داد. در این حالت ضرورتی به مراجعه کتابدار به بخش و قفسه های مربوطه نخواهد بود. در روش فوق
زمان تحویل کتاب به متقاضی بهبود چشمگیری پیدا خواهد کرد. در صورتیکه کتاب درخواستی توسط متقاضی
در بخش Cache کتابخانه نباشد ، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ در ابتدا مدت زمانی صرف خواهد شد که کتابدار به
این اطمینان برسد که کتاب درخواستی در بخش Cache موجود نمی باشد ( جستجو) یکی از چالش های اصلی
در رابطه با طراحی Cache به حداقل رساندن زمان جستجو در Cache است .سخت افزارهای جدید ، زمان
فوق را به صفر نزدیک کرده اند. پس از حصول اطمینان از عدم وجود کتاب در بخش Cache ، کتابدار می
بایست با مراجعه به بخش مربوطه آن را انتخاب و در ادامه در اختیار متقاضی قرار دهد.
با توجه به مثال فوق ، چندین نکته مهم در رابطه با Cache استنباط می گردد:
- تکنولوژی Cache ، استفاده از حافظه های سریع ولی کوچک ، بمنظور افزایش سرعت یک حافظه کند ولی
با حجم بالا است
- زمانیکه از Cache استفاده می گردد ، در ابتدا می بایست محتویات آن بمنظور یافتن اطلاعات مورد نظر
بررسی گردد. فرآیند فوق را Cache hit می گویند. در صورتیکه اطلاعات مورد نظر در Cache موجود
نباشند (Cache miss) ، کامپیوتر می بایست در انتظار تامین داده های خود از حافظه اصلی سیستم باشد
حافظه ای کند ولی با حجم بالا
- اندازه Cache محدود بوده وسعی می گردد که ظرفیت فوق حتی المقدور زیاد باشد ، ولی بهرحال اندازه آن
نسبت به رسانه های ذخیره سازی دیگر بسیار کم است .
- این امکان وجود خواهد داشت که از چندین لایه Cache استفاده گردد.

CACHE در کامپیوتر
کامپیوتر، ماشینی است که زمان انجام کارها توسط آن با واحدهای خیلی کوچک اندازه گیری می گردد.زمانیکه
ریزپردازنده قصد دستیابی به حافظه اصلی را داشته باشد، می بایست مدت زمانی معادل 60 نانوثانیه را برای
این کار در نظر بگیرد. سرعت فوق بسیار بالا است ولی سرعت ریزپردازنده بمراتب بیشتر است . ریزپردازنده
قادر به داشتن سیکل هائی به اندازه دو نانوثانیه است . تفاوت سرعت بین پردازنده و حافظه کاملا" مشهود
بوده و قطعا" رضایت پردازنده در این خصوص کسب نخواهد شد. پردازنده می بایست تاوان کند بودن حافظه را
خود بپردازد . انتظار پردازنده و هرز رفتن زمان مفید وی کوچکترین تاوانی است که می بایست پردازنده
پذیرای آن باشد.
بمنظور حل مشکل فوق ، فرض کنید از یک نوع حاص حافظه، با ظرفیت کم ولی با سرعت بالا 30 نانوثانیه
، استفاده گردد . سرعت دستیابی به حافظه فوق دو مرتبه سریعتر نسبت به حافظه اصلی است .این نوع
حافظه راL2 Cache می نامند. فرض کنید از یک حافظه بمراتب سریعتر ولی با حجم کمتر استفاده و آن را
مستقیما" با پردازنده اصلی درگیر نمود. سرعت دستیابی به حافظه فوق می بایست در حد و اندازه سرعت
پردازنده باشد .این نوع حافظه ها را L1 Cache می گویند.
در کامپیوتر از زیرسیستمهای متفاوتی استفاده می گردد.از Cache می توان در رابطه با اکثر زیر سیستمهای
فوق استفاده تا کارآئی آنان افزایش یابد.

تکنولوژی Cache
یکی از سوالاتی که ممکن است در ذهن خواننده این بخش خطور پیدا کند این است که " چرا تمام حافظه
کامپیوترها از نوع L1 Cache نمی باشند تا دیگر ضرورتی به استفاده از Cache وجود نداشته باشد؟" در
پاسخ می بایست گفت که اشکالی ندارد وهمه چیز هم بخوبی کار خواهد کرد ولی قیمت کامپیوتر بطرز قابل
ملاحظه ای افزایش خواهد یافت . ایده Cache ، استفاده از یک مقدار کم حافظه ولی با سرعت بالا( قیمت بالا)

برای افزایش سرعت و کارآئی میزان زیادی حافظه ولی با سرعت پایین ( قیمت ارزان ) است .
در طراحی یک کامپیوتر هدف فراهم کردن شرایط لازم برای فعالیت پردازنده با حداکثر توان و در سریعترین
زمان است . یک تراشه 500 مگاهرتزی ، در یک ثانیه پانصد میلیون مرتبه سیکل خود را خواهد داشت ( هر
سیکل در دونانوثانیه ) . بدون استفاده از L1 و L2 Cache ، دستیابی به حافظه حدودا" 60 نانوثانیه طول
خواهد کشید. بهرحال استفاده از Cache اثرات مثبت خود را بدنبال داشته و باعث بهبود کارآئی پردازنده می
گردد.اگر مقدار L2 Cache معادل 256 کیلو بایت و ظرفیت حافظه اصلی معادل 64 مگابایت باشد ، 256000
بایت مربوط به Cache با استفاده از روش های موجود قادر به Cache نمودن 64000000 بایت حافظه
اصلی خواهند بود.

حافظه ی مجازی
حافظه مجازی یکی ازبخش های متداول در اکثر سیستم های عامل کامپیوترهای شخصی است . سیستم فوق با
توجه به مزایای عمده، بسرعت متداول و با استقبال کاربران کامپیوتر مواجه شده است .
در تکنولوژی حافظه مجازی از حافظه های جانبی ارزان قیمت نظیر هارد دیسک استفاده می گردد. در چنین
حالتی اطلاعات موجود در حافظه اصلی که کمتر مورد استفاده قرار گرفته اند ، از حافظه خارج و در محلی
خاص بر روی هارد دیسک ذخیره می گردند. بدین ترتیب بخش ی از حافظه اصلی آزاد و زمینه استقرار یک
برنامه جدید در حافظه فراهم خواهد شد. عملیات ارسال اطلاعات از حافظه اصلی بر روی هارد دیسک بصورت
خودکار انجام می گیرد.
 
شنبه 24/12/1387 - 16:30
کامپیوتر و اینترنت
"Dns چیست:
شایدتا به حال اصطلاح DNS را بارها شنیده باشید، کسانی که وبگرد حرفه ای هستند، حتماDNS را بارها دیده و یا شنیده اند. DNS مخفف Domain Name Server"" است.
وقتی شما می خواهید وارد سایتی بشوید، باید آدرسweb server خود را در web browser خود وارد کنید.یک روش برای مشخص کردن server ، دانستن IP آدرس آن است. مثلا 63.72.51.85=www.ciwcertified.com.. اما به حر حال همه کاربر ها ترجیح می دهند تا به جای استفاده از این اعداد و ارقام از domain names استفاده کنند، چرا که استفاده کردن و به خاطر سپردن آنها به مراتب راحت تر است.
در حقیقت DNS، IP addresses را به اسامی مشخص و ساده ترجمه می کند. مثلا وب سرور سایت yahoo می تواند 65.20.35.79 باشد.( اعداد IP صرفا برای مثال است.) که می توان از صریق آدرس http://www.yahoo.com/ هم به آن دسترسی پیدا کرد.
هم domain name و هم IP address، کاربر را به یک وب سرور مشخص هدایت می کند، اما domain name، هم برای استفاده، و هم برای به خاطر سپردن به مراتب راحت تر است. بدون DNS کاربرها مجبور هستند برای وارد شدن به هر بخشی از اینترنت از اعداد خسته کننده IP address استفاده کنند.


یکی از راه های به خاطر سپردن domain name، یادگیری ساختار آن است. چیزی که بسیار مهم است انتخاب domain name است. شرکت های تجاری دقت بسیار زیادی در انتخاب domain name خود می می کنند، هر چه انتخاب domain name با دقت بیشتری صورت بگیرد امکان ارتباط راحت تر و سریع تر مخاطبین را بیشتر فراهم می کند. هر domain name هم منحصر به فرد است و هیچ دو فرد حقوقی و یا حقیقی هم نمی توانند از 2 domain name واحد و شبیه به هم استقاده کنند.
هر domain name از حروف و یا اعدادی تشکیل شده است که به وسیله نقطه از هم جدا می شوند.
مثلا http://www.yahoo.com/ را در نظر بگیرید،
قسمت www که server(host) name است.
Yahoo قسمت registered company domain name
و قسمت com یا همان domain category یا Top level Domain
دارای دو قسمت به نام های forward lookup zone , reverse lookup zone k هست که هر کدو وضیفه خاصی داره Revers lookup zone مربوط به ترجمه اسم به ای پی و Forward lookup zone مربوط به ترجمه ای پی به اسم هست البته تنها وظیفه DNS Server ها این نیست بلکه تنظیمات مربوط به Forwarder ها و DNS Caching ,...رو هم میشه از این قسمت تنظیم کرد.
نحوه ترجمه اسامی Domain توسط DNS
آیا تاکنون این سوال برای شما مطرح شده است که پس از تایپ نام یک سایت در مرورگر وب، آدرس IP آن چگونه پیدا می شود؟ برای ارتباط با یک سایت ، می بایست قبل از هر چیز آدرس IP آن مشخص گردد . به منظور ترجمه اسامی کامپیوترهای میزبان و Domain به آدرس های IP از پروتکل DNS استفاده می گردد.
Queries و Resolution
یک سرویس گیرنده به منظور استفاده از DNS و اخذ پاسخ لازم از دو روش متفاوت استفاده می نماید :
در روش اول ، سرویس گیرنده با سرویس دهندگان نام ارتباط برقرار می نماید . فرآیند فوق مادامیکه سرویس دهنده مجاز شامل اطلاعات مورد نیاز پیدا نشود ، ادامه خواهد یافت ( روش non Recursive query ) .
در روش دوم ، ماموریت ترجمه نام به آدرس به DNS واگذار می شود . در این روش سرویس گیرنده اقدام به ارسال درخواست خود برای DNS نموده و DNS پس از انجام عملیاتی خاص و یافتن آدرس IP سایت درخواستی ، آن را برای سرویس گیرنده ارسال می نماید (روش Recursive query ) .

به منظور آشنائی با نحوه انجام عملیات فوق به بررسی یک نمونه مثال می پردازیم . زمانی که شما قصد مشاهده یک وب سایت نظیر وب سایت شرکت سیسکو ( www.cisco.com ) را داشته باشید ، پس از فعال نمودن مرورگر وب و تایپ آدرس http://www.cisco.com و یا www.cisco.com ، پس از مدت زمان کوتاهی ! صفحه اصلی وب سایت در مرورگر شما نمایش داده می شود . برای یافتن آدرس IP وب سایت درخواستی مراحل زیر دنبال می شود :
مرحله اول : فعال نمودن مرورگر و درج آدرس www.cisco.com در بخش آدرس آن . در این مقطع کامپیوتر شما دارای آگاهی لازم در خصوص آدرس IP وب سایت سیسکو نمی باشد. بنابراین یک درخواست DNS را برای سرویس دهنده DNS مربوط به مرکز ارائه دهنده سرویس های اینترنت ( ISP ) ارسال می نماید . حتما" این سوال برای شما مطرح شده است که کامپیوتر به چه صورت از آدرس IP سرویس دهنده DNS آگاهی می یابد تا درخواست خود را برای وی ارسال نماید ؟ در صورتی که شما از طریق Dial-up به اینترنت متصل شده اید ، این موضوع با استفاده از تنظیمات انجام شده ( ایستا و پویا ) پروتکل TCP/IP مرتبط با آداپتور مجازی Dial-up انجام خواهد شد . در صورتی که دارای یک اتصال دائم به اینترنت و از طریق یک شبکه محلی می باشید ، این موضوع با استفاده از تنظیمات انجام شده ( ایستا و پویا ) پروتکل TCP/IP مرتبط با آداپتور کارت شبکه انجام خواهد شد .
مرحله دوم : سرویس دهنده DNS مرکز ارائه دهنده خدمات اینترنت ( ISP ) شما ، آدرس IP مربوط به سایت سیسکو را نمی داند و بدین دلیل، آدرس سایت فوق را از یکی از سرویس دهندگان نام ریشه درخواست می نماید .
مرحله سوم : سرویس دهنده DNS ریشه ، بانک اطلاعاتی خود را بررسی نموده و از سرویس دهنده DNS اولیه Cisco.com آگاهی می یابد ( IP : 198.133.219.25 ) . پس از آگاهی از آدرس IP سرویس دهنده DNS مربوط به cisco.com ، پاسخ لازم برای سرویس دهنده ISP شما ارسال می گردد.
مرحله چهارم : در این مرحله سرویس دهنده DNS مرکز ISP شما دانش لازم به منظور ارتباط با سرویس دهنده DNS سیسکو را پیدا نموده و پس از برقراری ارتباط از وی آدرس IP وب سایت سیسکو ( www.cisco.com ) را جویا می شود. بدین منظور سرویس دهنده شما یک درخواست Recursive را برای سرویس دهنده DNS مربوط به Cisco.com ارسال می نماید.
مرحله پنجم : سرویس دهنده DNS سیسکو، بانک اطلاعاتی خود را بررسی نموده و از وجود رکورد www.cisco.com در بانک آگاه می گردد. رکورد فوق دارای یک آدرس IP معادل IP:198.133.219.25 است . در این حالت خاص ، سرویس دهنده وب بر روی ماشین مشابهی است که سرویس دهنده DNS نصب شده است . در صورتی که سرویس دهنده وب و سرویس دهنده DNS بر روی یک ماشین مشابه نصب نشده باشند ، آدرس IP آنان متفاوت بوده و این موضوع از طریق رکوردهای منبع موجود در بانک اطلاعاتی سرویس دهنده DNS مشخص می گردد .
مرحله ششم : سرویس دهنده DNS مربوط به ISP شما از آدرس IP مربوط به www.cisco.com آگاهی پیدا نموده و نتایج را برای کامپیوتر شما ارسال می نماید .
مرحله هفتم : کامپیوتر شما در این مقطع دارای آگاهی لازم در خصوص آدرس IP وب سایت سیسکو بوده و می تواند با آن ارتباط برقرار نماید . بنابراین کامپیوتر شما یک درخواست http را مستقیما" برای سرویس دهنده وب سیسکو ارسال نموده و از وی درخواست یک صفحه وب را می نماید "
شنبه 24/12/1387 - 16:27
دعا و زیارت
اشاره :
اگر چه در تمامى ادیان و مكاتب اعم از الهى و غیر الهى در زمینه ظهور مصلح و منجى جهان كم و بیش مطالبى به چشم مى خورد؛ ولى براساس دلیلهاى متقن و معیارهاى درستى كه وجود دارد این حقیقت به اثبات رسیده است كه كامل ترین و قابل اعتمادترین اطلاعات در مورد شخصیت و ابعاد گوناگون زندگى موعود جهانى نظیر: تولد، غیبت، ظهور، حكومت و... در مجموعه روایات اهل بیت(ع) ارائه شده است. با توجه به این حقیقت در مقاله حاضر تلاش مى شود تا مسئله غیبت منجى عالم بشریت و علل و آثارش با توجه به مجموعه كلمات و رهنمودهاى حضرت على(ع) به اختصار مورد بررسى قرار گیرد.

1. غیبت امام مهدى(ع)

امام على بن ابى طالب(ع) مسئله غیبت حضرت مهدى(ع) را با زمینه سازى حساب شده و منسجمى در چند مرحله مطرح مى كنند و كاملاً روشن است كه این كار به صورت تصادفى انجام نگرفته است بلكه با توجه به ظرفیت و كشش فكرى افراد و شیوه هاى صحیح آموزشى و همینطور با در نظر گرفتن سیر طبیعى و خارجى وقایعى كه در آینده پیش خواهد آمد به تبیین و تشریح امور پرداخته اند. در یك مرحله پس از تصریح به ضرورت وجود حجت الهى در روى زمین و بلكه كل نظام عالم هستى مى فرمایند:
هرگز زمین از حجت الهى كه با دلیل و برهان براى حاكمیت بخشیدن به احكام و ارزشهاى دینى قیام مى نماید خالى نخواهد بود و حجت خداوند عالم یا به صورت شناخته شده و آشكار [مثل یازده امام(ع)، در میان مردم زندگى مى كند] یا [در اثر فراهم نبودن شرایط مناسب] به طور پنهان و ناشناخته به سر مى برد.1
در روایت دیگرى امام على(ع)، پس از اشاره به ضرورت وجود امام معصوم در روى زمین و تبیین مسؤولیتهاى او مى فرمایند:
حجت خدا، گاهى به صورت علنى به طورى كه همه او را مى شناسند در میان مردم حضور دارد؛ امّا زمام امور را به جهت فراهم نبودن شرایط در دست ندارد. گاهى نیز حجت الهى روى مصالحى به اراده خداوند متعال از دیده مردم غایب است. در چنین مواقعى آنها در انتظار حجج الهى به سر مى برند. توجه به این نكته ضرورى است كه در دوران غیبت گرچه جسم امام(ع) به علت وجود خطرات و یا مصالح دیگرى از دیده مردم نهان است ولى دانش او براى مردم مخفى نیست (همه از آن اطلاع دارند) و آداب و احكام و تعالیمش در قلب و جان انسانهاى مؤمن استوار و پابرجاست و مردم بر اساس تعالیم و رهنمودهاى او زندگى مى كنند.2
در مرحله بعد، امیرالمؤمنین(ع) ضمن معرفى آخرین حجت الهى اصل مسئله غیبت آن حضرت را بیان مى كنند. از »اصبغ بن نباته« نقل شده است كه مى گوید:
روزى به حضور على بن ابى طالب(ع) رسیدم آن حضرت را غرق در اندیشه دیدم در حالى كه از این وضع بسیار متعجب بودم [چون حضرت را هرگز در آن حال ندیده بودم] عرض كردم: یا امیرالمؤمنین مگر اتفاقى افتاده است كه اینگونه نگران و غرق در دریاى تفكّر به نظر مى رسید؟
حضرت على(ع)، در پاسخ فرمودند: درباره فرزندى كه بعدها از نسل من به دنیا خواهد آمد فكر مى كنم. او یازدهمین فرزند من است. او مهدى ما اهل بیت است كه زمین را پس از پر گشتن از ظلم و ستم و تباهى با عدل و داد پر خواهد ساخت. امّا پیش از آن براى او یك دوره غیبتى هست كه عده زیادى از مردم در این دوره از حق و صراط مستقیم منحرف مى شوند.3
در گام بعدى على(ع) به طولانى بودن دوره غیبت امام عصر(ع) و مشكلات و گرفتاریهاى آن مى پردازند. به عنوان نمونه در یك مورد مى فرمایند:
در دوره غیبت امام غایب مردم از حدود و چارچوب احكام شرع خارج خواهند شد و بسیارى از آنها گمان خواهند كرد كه حجت الهى از دنیا رفته و امامت پایان پذیرفته است ولى سوگند به خدا در چنین دوره اى حجت خدا در بین مردم و در كوچه و بازار آنها در حال رفت و آمد خواهد بود و وى حرفهاى مردم را خواهد شنید... او مردم را خواهد دید ولى آنها تا زمان معینى كه خداوند مقرر كرده است قادر به دیدن آن حضرت نخواهند بود.4
همینطور در این باره به مناسبت دیگرى مى فرمایند:
دوره غیبت امام مهدى(ع) به قدرى طولانى خواهد بود كه انسانهاى بى خبر از مصالح و حكمتهاى الهى از ظهور آن حضرت مأیوس خواهند شد و در اثر ناامیدى از ظهور منجى عالم بشریت حتى این جمله را به زبان خواهند آورد كه: خداوند عالم نیازى به آل محمد(ص) ندارد؛ یعنى اگر از آل محمد(ص) كسى در روى زمین بود تا كنون باید قیام مى كرد و به این نابسامانیها و بى عدالتیها پایان مى داد.5

2. علل و حكمتهاى غیبت امام زمان

از آنجا كه عالم براساس یك نظام علّى و معلولى اداره مى شود لذا همه وقایعى كه در آن به وقوع مى پیوندند داراى علت و حكمت به خصوصى هستند. در این راستا وقتى به منظور معلوم شدن علت غیبت امام عصر(عج) به بررسى روایات مى پردازیم به روایات زیادى برمى خوریم كه در ضمن آنها تصریح شده است كه فلسفه واقعى غیبت آن حضرت براى بشر معلوم نیست. امّا در عین حال در تعدادى از روایات از حكمتهاى غیبت سخن به میان آمده است. به عنوان مثال در بعضى از آنها (از امورى چون امتحان و آزمایش مردم، حفظ جان امام(ع) در امان ماندن از بیعت با ستمگران، فراهم شدن زمینه انجام وظایف و... به عنوان عوامل غیبت امام مهدى(ع) یاد مى شود.
در مجموعه روایتهایى كه از حضرت على(ع)، نقل شده است به برخى از حكمتهاى غیبت اشاره شده است كه از جمله آنهاست:

2-1. در امان ماندن از بیعت با ستمگران
بر طبق یك روایت، على بن ابى طالب(ع) مى فرمایند:
موقعى كه قائم [حضرت مهدى(ع)]، قیام كند بیعت كسى در گردن (ذمه) او نخواهد بود و به همین جهت است كه تولد او به صورت مخفى صورت خواهد گرفت و بعد نیز وجود مباركشان غایب خواهد شد.6

2-2. مشخص شدن گمراهان
یكى از راههاى تشخیص قوت ایمان و میزان پایبندى افراد به تعالیم اولیاى الهى، عملكرد آنها در دوره غیبت رهبران الهى است. به عنوان مثال وقتى حضرت موسى(ع) به امر الهى حدود چهل روز براى مناجات در كوه طور اقامت كرد اغلب مردم به خاطر نداشتن ایمان و یقین كافى فریب سامرى را خوردند و از آیین الهى دست كشیدند. در اشاره به این سنت الهى امام على بن ابى طالب(ع) در روایتى پس از اشاره به وجود مبارك امام مهدى(ع) اضافه مى كنند:
آن حضرت از چشم مردم نهان خواهد شد تا مردمان گمراه از غیر گمراهان مشخص شوند.7

2-3. ستم و ظلم مردم به خودشان
على(ع) آنجا كه از لزوم وجود حجت الهى در نظام هستى سخن مى گویند به مسئله غیبت حجت الهى و علت آن با این تعابیر اشاره دارد:
اى مردم! بدانید كه زمین هرگز از حجت الهى خالى نمى ماند. امّا پروردگار عالم مردم را به خاطر ظلم و ستمى كه مرتكب مى شوند و همینطور به جهت زیاده رویهایى كه در حق خود انجام مى دهند به زودى از دیدن حجت خودش [امام مهدى(ع)]، محروم خواهد ساخت.8

2-4. به جهت ستم به فرزندان على(ع)
حضرت على بن ابى طالب(ع)، در روایتى به مناسبتى از وقایع غیبت و پیشامدهاى آن سخن مى گویند و وقایع مربوط به آن دوران را به حوادثى كه براى قوم حضرت موسى(ع) رخ داده است تشبیه و تصریح مى كنند كه سرگردانى و تحیر مسلمانان در زمان غیبت حضرت مهدى(ع) چندین برابر سخت تر و بیشتر از دوران سرگردانى و تحیر قوم حضرت موسى(ع) خواهد بود. آنگاه در اشاره به علت این پیشامد مى فرمایند:
شما به خاطر ظلم و ستمهایى كه بر فرزندان من خواهید كرد به این مسئله و سختیهاى آن دچار خواهید شد.9
قابل ذكر است با وجود تصریح امام(ع) به این موضوع، مردم در اثر غرق شدن در دنیا و زخارف آن چند سال بعد از شهادت على(ع)، امام حسن(ع)، و امام حسین(ع)، را به آن وضع رقّت بار به شهادت مى رسانند و ائمه بعدى را نیز مسموم مى كنند و در نتیجه اینكار وقتى نوبت به آخرین حجت الهى مى رسد خداوند، ایشان را به خاطر لطفى كه بر بندگان خود دارد (على رغم ناسپاسى آنها) در پس پرده غیبت جهت هدایت مردم و حفظ نظام هستى ذخیره مى نماید... .

2-5. حفظ علامتهاى هدایت
همانطور كه در حكمت قبلى اشاره شد خداوند متعال به منظور تداوم هدایت مردم در برهه اى از زمان وقتى آنها قدر نعمت بى نظیر الهى؛ یعنى امام معصوم(ع)، را فراموش مى كنند بنابر مصالحى وجود مبارك او را در پس پرده غیبت قرار مى دهد تا علاوه بر حفظ نظام عالم، نزول فیض و رحمت الهى از طریق وى به بندگان خدا تداوم پیدا كند و باب هدایت مردم به سوى خداوند همچنان باز باشد. امام على بن ابى طالب(ع)، در این باره مى فرماید:
... خداوند حجتهاى خود را به صورت آشكار یا پنهان یا حتى در حالى كه خطر آنان را تهدید مى كند (در حال ترس و نگرانى) در میان مردم حفظ خواهد كرد تا حجت و دلیلهاى روشن و واضح (هدایت و رستگارى) از بین نروند.10

3. آثار و نتایج غیبت امام زمان(ع)

همانطور كه در ضمن بعضى از روایات قبلى هم بیان شده بود دوره غیبت امام(ع) داراى مشكلات و گرفتاریهاى فكرى و اعتقادى بسیار خطرناكى است كه امروزه حداقل بخشى از آنها را بعینه مشاهده مى كنیم. حضرات معصومین(ع) سالها پیش از تولد امام عصر(ع) به این پیشامدها و اثرات منفى آنها اشاره كرده اند و ارائه هشدارها این واقعیت را تأیید مى كند كه مردم اگر برنامه ریزى و عملكرد مناسبى را در پیش بگیرند از همه این گرفتاریها مى توانند در امان باشند والاّ دلیلى ندارد كه در دهها روایت از وقایع و فجایع آخرالزمان سخن به میان آید. این مسایل مطرح شده است تا مردم پیشاپیش آمادگیهاى لازم را در خود ایجاد كنند تا گرفتار تبعات منفى این امور نشوند. در لابلاى مجموعه رهنمودهاى حضرت على(ع)، به برخى از گرفتاریها و معضلات مهم دوره غیبت اشاره شده است كه در اینجا چند مورد از آنها به عنوان نمونه ذكر مى شود:

3-1. سرگردان شدن مردم
امام على بن ابى طالب(ع) در چندین روایت به این گرفتارى اشاره دارند. در یك مورد مى فرمایند:
براى قائم ما دوره غیبتى هست كه مدت زمان زیادى طول خواهد كشید. گویى شیعیان را هم اكنون با چشم خود مى بینم كه در آن دوره همانند گله اى بى سرپرست در دشت و صحرا پراكنده شده اند و دنبال سرپناه و محل امن و راحتى مى گردند امّا آن را پیدا نمى كنند. اى مردم! آگاه باشید در چنان شرایطى اگر كسى در دین خود ثابت قدم باشد و در نتیجه طولانى شدن دوره غیبت قلب او قساوت پیدا نكند در روز قیامت با من خواهد بود.11
یا در سخن دیگر مى فرمایند:
در غیبت امام زمان(ع)، مردم آن چنان دچار حیرت و سرگردانى مى شوند كه عده زیادى از آنان گمراه مى گردند. تنها كسانى كه به دامن عترت پیامبر اكرم(ص) چنگ بزنند نجات پیدا مى كنند و در مسیر هدایت باقى مى مانند.12
در جاى دیگر على(ع)، ضمن ارائه تصویرى از دوره غیبت امام مهدى(ع)، مى فرمایند:
فتنه ها و مشكلات گوناگونى در این دوره به وجود خواهد آمد. به عنوان مثال دشمنان شیعیان از آنها بدگویى كرده، افراد فاسق و شرور به شرارت و گمراه سازى مردم از مسیر صحیح خواهند پرداخت و اوضاع به اندازه اى آشفته و پریشان خواهد شد كه بعضى مردم دچار حیرت و سرگردانى خواهند شد.13
به عبارت دیگر مردم از تشخیص راه درست عاجز خواهند بود. بدیهى است كه وقتى امكان تشخیص راه صحیح مشكل بشود اغلب مردم خود به خود یا در اثر تبلیغات گوناگون دشمنان و بدخواهان به مسیرهاى انحرافى سوق داده مى شوند.

3-2. مشكل شدن دیندارى
پایبندى به احكام و مقررات دینى، فضا و بستر مناسبى لازم دارد. به دلالت روایتهاى فراوان، یكى از گرفتاریهاى دوران غیبت آن است كه پایبندى به ارزشهاى دینى بسیار كم خواهد شد و این مسئله ناشى از عواملى است كه كم و بیش به آنها هم در لابلاى سخنان معصومین(ع) اشاره شده است. على(ع) در روایتى مى فرمایند:
سوگند به خدایى كه حضرت محمد(ص) را به حق براى پیامبرى برگزیده و او را به همه مخلوقات فضیلت و برترى داده است مسئله ظهور امام عصر(عج) واقع نخواهد شد مگر پس از یك دوران سخت حیرانى و سرگردانى كه در آن شرایط كسى جز افراد خالص و پاكیزه كه یقین را با تمام وجود خود لمس كرده باشند، در پایبندى به دین استوار و پابرجا نخواهند ماند. پروردگار عالم از چنین كسانى كه با وجود آن همه نابسامانیها در دین ثابت قدم اند براى ولایت ما پیمان گرفته و در دلهاى آنها ایمان را تثبیت كرده است وبا عنایات خاصى كه به آنها دارد مورد تأئیدشان قرار داده است.14
در روایت دیگر آن حضرت با تشبیه محسوسى، سختى دیندارى را در دوران غیبت به تصویر كشیده، مى فرمایند:
براى صاحب الامر(ع) دوره غیبتى هست كه در آن زمان هر كس كه به دین خود چنگ بزند و در آن استوار باشد همانند كسى است كه با دست خود بخواهد بوته هاى خار را بكند. به راستى چه كسى مى تواند با دست خود بوته هاى خار را لمس كند؟15
در یكى از روایتها، امام على بن ابى طالب(ع)، پس از اشاره به سختیهاى دوره غیبت از نظر پایبندى به احكام دینى در ضمن تصریح مى كنند كه همه این پیشامدها به منظور امتحان و آزمایش انسانهاست تا میزان تقوى و ایمان آنها معلوم گردد؛ چرا كه به یك تعبیر هدف از خلقت جهان، امتحان انسان است. آن حضرت مى فرمایند:
براى صاحب این امر دوره غیبتى هست كه باید انسانها (افراد) در چنان شرایطى تقواى الهى را در پیش گیرند و به دین و احكام و مقررات آن پایبند باشند.16
امام على(ع)، آنگاه آیه زیر را تلاوت كرده و بدینوسیله تذكر دادند كه سنت دائمى خداوند؛ یعنى امتحان بشر در همه زمانها جریان دارد و تمام پیشامدهاى دوران غیبت نیز در این راستاست:
آیا گمان كردید بى آن كه حوادث و وقایعى كه براى گذشتگان پیش آمد براى شما پیش آید داخل بهشت مى شوید؟! همان گذشتگانى كه آنچنان دچار گرفتاریها و مشكلات شدند كه حتى پیامبر و افرادى كه به او ایمان آورده بودند با خود مى گفتند: پس نصرت و یارى خداوند چه زمانى فرا خواهد رسید؟ آنگاه به آنها گفته شد یارى خداوند نزدیك است.17

3-3. تردید در وجود امام زمان(ع)
یكى از وقایع بسیار تلخ عصر غیبت آن است كه در نتیجه نابسامانیها و شیوع فساد و بى عدالتى، مردم آن چنان دچار یأس و ناامیدى خواهند شد كه در این كه امام معصومى در چنین شرایطى در روى زمین باشد شك خواهند كرد و با خود خواهند گفت: اگر در روى زمین حجتى از حجتهاى الهى وجود داشت در مقابل این همه ظلم و ستم كه انجام مى گیرد ایستادگى مى كرد و نسبت به برطرف ساختن آن اقدام لازم به عمل مى آورد. حضرت على(ع)، به این مسئله اینگونه اشاره مى نمایند:
موقعى كه امام غایب از فرزندان من در پس پرده غیبت قرار گیرند... اكثر مردم دچار این توهم خواهند شد كه حجت خدا از بین رفته و امامت به پایان رسیده است امّا سوگند به خدایى كه على را آفریده است در چنین روزى حجت خدا در میان آنها حضور دارد.18
در روایت دیگر مى فرمایند:
صاحب الامر از فرزندان من است. مردم در دوره غیبت او خواهند گفت: وى [صاحب الامر و امام عصر(ع)]، از دنیا رفته است والاّ اگر زنده است پس كجاست؟19
علاوه بر موارد مذكور آثار دیگرى نیز براى غیبت امام عصر(ع)، ذكر شده كه در اینجا فقط به ذكر عناوین آنها اكتفا مى گردد.
- مردم از یكدیگر در این دوره برائت خواهند جست.20
- مردم بى پناه خواهند شد و جاى امنى پیدا نخواهند كرد...21
- مردم به نزاع با یكدیگر و آب دهان انداختن به صورت همدیگر خواهند پرداخت.22
و...




پى نوشتها :

1 . فیض الاسلام، ترجمه و شرح نهج البلاغه، حكمت 13، ص1158.
2 . محمدبن یعقوب كلینى، الكافى، ج 2، ص 139، ح 13.
3 . محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 51 ، ص 119، ح 19.
4 . همان، ج 28، ص 70.
5 . همان، ج 51، ص 119، ح 19.
6 . همان، ص 119 و 110 ، ح 1.
7 . همان، ص 112، ح 7.
8 . همان، ص 113 و 112، ح 8 .
9 . بشارةالاسلام، ص 63.
10. السیّد مصطفى ال سید حیدر الكاظمى، ترجمه و شرح نهج البلاغه، حكمت 139، ص 1158.
11. شیخ صدوق كمال الدین و تمام النعمة، ص 203.
12. شیخ طوسى، كتاب الغیبة، ص 202.
13. بحارالانوار، ج 28، ص 70.
14. كمال الدین، و تمام النعمة، ص 304.
15. بحارالانوار، ج 52، ص 111 و 135.
16. همان، ص 135.
17. سوره بقره(2)، آیه 214.
18. نعمانى، كتاب الغیبة، ص 72.
19. بحارالانوار، ج 51 ، ص 114، ح 11.
20. همان، ج 51 ، ص 111، ح 5.
21. نعمانى، كتاب الغیبة، ص 291 و 292.
22. على متقى هندى كنزالعمال، ج14، ص 578.

يکشنبه 17/9/1387 - 10:11
دعا و زیارت

عمر بن سعد با انداختن نخستین تیر، رسما جنگ را آغاز كرد و گفت‌: نزد عبیدالله شهادت دهید كه من نخستین تیر را رها كردم‌. عمر بن سعد خطاب به كوفیان گفت‌: منتظر چه هستید! اینان یك لقمه برای شما هستند.

زمانی كه عمربن سعد تیر انداخت‌، دیگر سپاه ابن زیاد نیز شروع به تیر اندازی كردند. (فلمّا رمی عمر، ارتمی الناس‌) به گزارش ابن اعثم‌: باران تیر (و أقبلت السهام كأنّها المطر) از سوی كوفیان به سوی اصحاب امام حسین ـ علیه السلام ـ شدت‌گرفت و امام فرمود: اینها قاصد این قوم به سوی شماست‌؛ برای مرگی كه ‌چاره‌ای از پذیرش آن نیست‌، آماده باشید. پس از آن دو گروه بر یكدیگر حمله ‌كردند و ساعتی از روز را به طور دسته جمعی با یكدیگر جنگیدند، به طوری‌كه بنا به برخی اخبار پنجاه و اندی از اصحاب امام حسین ـ علیه السلام ـ به‌شهادت رسیدند. در این وقت‌، امام دستی به محاسنش كشید و فرمود: غضب‌خدا ... بر كسانی كه متحد بر كشتن فرزند دختر پیامبرشان شدند، شدید خواهد بود. به خدا سوگند كه تسلیم آنان نخواهم شد تا با محاسنی خونین خدا را ملاقات كنم (و اللّه ما أجبتهم الی شی‌ء ممّا یریدونه أبدا حتی ألقی الله و أنا مخضّب بدمی‌.)

بلاذری می‌گوید كه امام سوار بر اسبش‌، قرآنی پیش روی خود نهاده بود و همین خشم دشمن را بیشتر بر می‌انگیخت‌. در این وقت‌، عمر بن سعد، حصین بن نمیر تمیمی را همراه پانصد نفر تیرانداز به سوی امام‌حسین ـ علیه السلام ـ فرستاد. تیراندازی اینان سبب شد كه همه اسبان سپاه امام كشته شدند و نیروهای امام پیاده گشتند.
در این حمله‌، بسیاری از اصحاب با تیرهایی كه بر بدنشان فرود آمد، به شهادت ‌رسیده یا زخمی شدند. (فما بقی واحد من أصحاب الحسین الاّ أصاب من‌ رمیهم سهم‌). ابن شهرآشوب اسامی شهدایی را كه در حمله نخست دشمن به ‌شهادت رسیدند، فهرست‌وار آورده است‌. این افراد جمعا 28 نفر از اصحاب و ده نفر از موالی امام حسین و پدرشان امام علی ـ علیهما السلام ـ بودند كه در مجموع 38 نفر می‌شدند. اینها افرادی هستند كه اساسا فرصت نبرد تن به تن پیدا نكرده و در تیراندازی نخست كوفیان به شهادت رسیدند. دیدیم‌كه ابن اعثم شمار آنان را بیش از پنجاه نفر یاد كرده است‌.

ـ با شهادت پنجاه نفر در یك حمله دسته جمعی‌، شمار اندكی از یاران امام‌حسین ـ علیه السلام ـ باقی ماندند؛ كسانی كه به نوعی مبارزه تن به تن با سپاه ‌ابن زیاد داشتند. از آن جمله‌، عبدالله بن عمیر كلبی است كه در برابر مبارزه‌خواهی یسار از موالی زیاد بن ابیه‌، پس از كسب اجازه از امام حسین ـ علیه‌السلام ـ عازم میدان شد. در همان حال همسرش او را تحریك به جنگ می‌كردو خطاب به او می‌گفت‌: قاتِل بأبی و أُمّی عن الحسین ذُریّة محمّد. برو و از نسل محمد دفاع کن. در واقع‌، اوّل‌ حبیب بن مظاهر و بُرَیْر بن خضیر قصد رفتن به مبارزه را داشتند كه امام اجازه ‌نداد و پس از آن كه عبدالله بن عمیر اجازه خواست‌، امام اجازه رفتن به میدان ‌را به وی داد. وقتی در این نبرد یسار را كشت‌، سالم از موالی عبیدالله به میدان‌ آمد كه به رغم آن كه انگشتان عبدالله كلبی در برابر شمشیر سالم افتاد، اعتنا نكرده‌، او را نیز كشت و در میان میدان شروع به رجز خوانی كرد. زنش هم‌عمودی در دست گرفته به تحریض او می‌پرداخت و می‌گفت‌: قاتِل دون‌َالطیّبین ذرّیّة محمّد. امام به همسر او دستور داد تا بازگردد و در عین حال آن‌ها را دعا كرد. یسار و سالم‌، نخستین كشتگان سپاه ابن زیاد بودند. خبر عبدالله بن‌عمیر به صورتی كه گذشت‌، خبری معتبر می‌نماید. ابن اعثم‌، از وهب بن‌عبدالله بن عمیر كلبی یاد كرده كه همراه مادر و همسرش در كربلا بوده است‌. صورت نقل ابن‌اعثم‌، طبق معمول حماسی‌تر و طبعا غیرقابل قبول‌تر است‌. وهب به میدان می‌رود، می‌جنگد و بر می‌گردد و به مادر می‌گوید: آیا از من‌راضی شدی‌؟ مادر می‌گوید: لا، ما رضیت حتی تقتل بین یدی الحسین‌. اومی‌جنگد تا آن كه ابتدا دست راست و سپس دست چپش قطع می‌شود و بعدكشته می‌شود. طبعا نباید این شخص كسی جز عبدالله بن عمیر كلبی باشد كه‌خبر او در منابع معتبر آمده است‌. در امالی صدوق از وهب بن وهب یادمی‌شود كه خود و مادرش نصرانی بودند و به دست امام حسین ـ علیه السلام ـ مسلمان شدند و به كربلا آمدند. این نیز همان شخص است و خبر یاد شده به‌این صورت چندان قابل اعتماد نیست‌. تلفیقی از این دو خبر را خوارزمی‌آورده است‌. گفتنی است كه عبدالله بن عمیر پس از كشتن یسار و سالم‌، سالم‌می‌ماند تا در حمله بعدی به شهادت می‌رسد كه خبر وی را خواهیم آورد.
پس از آن ابوالشعثاء یزید بن زیاد كِندی كه همراه سپاه عمر بن سعد به كربلا آمده و به امام پیوسته بود، عازم نبرد شد. وی زمانی كه مشاهد كرد دشمن همه پیشنهادهای امام را رد می‌كند (حین ردّوا ما سأل‌) به آن حضرت پیوست‌. وی كه تیرانداز ماهری بود، هشت تیر انداخت و پنج نفر را كشت‌. ابومخنف ازتیراندازی‌های گسترده او و مهارتش یاد كرده می‌نویسد: صد تیر انداخت كه‌پنج تای آن خطا نرفت‌. امام حسین ـ علیه السلام ـ او را دعا كردند. خودش گفت حتماً پنج نفر را كشته است‌. ابومخنف می‌افزاید: و كان فی أوّل من قتل‌.شعر او این بود:

یا رب‌ّ انّی للحُسَین ناصر
و لابن سعد تارك و هاجر

خود این شعر اشاره به ترك سپاه ابن سعد توسط او و پیوستنش به امام حسین ـعلیه السلام ـ دارد. طبعاً در تقدّم و تأخر برخی از مبارزان و شهادت آنان ‌اختلاف نظرهایی در منابع وجود دارد.
ـ پس از تیرباران نخست و مبارزه عبدالله بن عمیر و ابوالشعثاء، سپاه عبیدالله ‌ابتدا از سمت راست و سپس از سمت چپ به سپاه‌ِ اندك امام نزدیك شدند. افراد باقی مانده از سپاه امام‌، روی زانو نشسته‌، نیزه‌های خود را به سوی اسبان‌گرفتند و آنها به اجبار برگشتند. پس از آن‌، شروع به تیراندازی به سوی سپاه‌عبیدالله كرده‌، عده‌ای را كشته و شماری را مجروح كردند.

در این میان عبدالله‌بن حوزه كه فریاد زده‌، بشارت جهنّم به امام حسین ـ علیه السلام ـ داده بود!  در مسیر برگشت‌، از اسب به زیر افتاد و پایش به ركاب گیر كرده‌، همین طور كه حركت می‌كرد، سرش به این سوی و آن سوی خورد تا به‌هلاكت رسید. مسروق بن وائل كه خود ناظر این ماجرا بود، سپاه كوفه را ترك كرده برگشت و بعدها می‌گفت‌: از این خاندان چیزی دیدم كه هرگز حاضر به‌جنگ با آنان نمی‌شوم‌.

(لقد رأیْت‌ُ من أهل هذا البیت شَیئا لا أقاتلهم ابدا).

ـ از آن پس تك تك اصحاب عازم میدان شده و پس از مبارزه به شهادت‌رسیدند. یكی از چهرگان كربلا بُرَیْر بن حضیر هَمْدانی است كه در كوفه به‌سیّد القراء شهرت داشت و از شیعیان بنام این شهر بود. وقتی یزید بن معقل‌مبارز طلبید، بریر عازم نبرد با وی شده‌، چنان ضربتی بر سر او زد كه نه تنهاكلاهخود او را بلكه نیمی از سرش را هم شكافت‌. پس از آن رضی بن منقذعبدی به نبرد وی آمد. ساعتی به هم پیچیدند تا بُرَیْر بر سینه او نشست‌. رضی‌از دوستانش یاری طلبید. در این وقت كعب بن جابر به سوی بریر شتافت ونیزه خود را بر پشت بریر فرو كرد.

[عفیف بن زهیر كه خود در كربلا بوده‌،می‌گوید: به كعب گفتم‌: این بریر همان است كه در مسجد كوفه به ما قرآن تعلیم ‌می‌داد.] پس از آن بر وی حمله كرده‌، او را به شهادت رساند. در گفتگویی كه‌میان یزید بن معقل و بریر صورت گرفت‌، یزید به عقاید سیاسی بریر اشاره‌كرده‌، گفت‌:

به خاطر داری كه در كوفه می‌گفتی‌: ان‌ّ عثمان بن عفّان كان علینفسه مُسْرفًا، و ان‌ّ معاویة بن ابی‌سفیان ضال‌ّ مضل‌ّ، و ان‌ّ امام الهدی و الحق‌ّ علی‌ّبن أبی‌طالب‌.

بعدها خواهر كعب به برادرش كعب كه بریر را به شهادت‌رسانده بود، می‌گفت‌: آیا بر ضد فرزند فاطمه جنگیدی و سیّد قرّاء را كشتی‌؟ به‌خدا سوگند دیگر با تو سخن نخواهم گفت‌. نوشته‌اند: كعب بن جابر بعدها نیزاز كار خود نادم نبود و تصوّرش بر آن بود كه خیری برای خود كسب كرده‌است‌. كسی در روزگار حكومت مصْعب بن زبیر از وی شنید كه می‌گفت‌: یارب‌ّ! انّا قد وَفَینا، فلا تجعلنا یا رب‌ّ كمن قد غَدَر!؛ خدایا ما به عهد خویش وفاكردیم‌؛ ما را با كسانی كه عهد شكنی كردند، قرار مده‌. ابن اعثم‌، سخن بریر بن‌خضیر را خطاب به كوفیان آورده است كه فریاد می‌زد: نزدیك من آیید ای كشندگان دختر پیامبر خدا (ص‌) و ذرّیه او!

ـ در اینجا بلاذری خبر از نبرد حرّ بن یزید ریاحی داده است‌. در مقتل‌ابومخنف‌ِ (مشهور كه طبعا قصه‌ای و غیر قابل اعتماد است‌) آمده است‌: حرّ ازامام اجازه رفتن به میدان گرفت و گفت‌: فانّی أوّل من خرج الیك و أُحب‌ّ أن‌ أقْتُل‌َ بین یدیك. امام به او اجازه داد. این مطلب كه حرّ نخستین كسی بوده است كه با این استدلال به میدان نبرد رفته‌، در فتوح نیز آمده است‌. این خبر در منابع كهن دیگر نیامده است‌.

ابومخنف می‌نویسد: همان وقت‌، یكی از كوفیان‌ تمیمی با نام یزید بن سفیان‌، كه پیش از آن آرزوی نبرد با حرّ را كرده بود، باآمدن حرّ به میدان‌، او را به مبارزه طلبید. آنان بلافاصله با یكدیگر گلاویزشدند و یزید در همان دم به دست حرّ كشته شد. بلاذری نوشته است كه حرّ دونفر را به نام‌های یزید بن سفیان و مزاحم بن حُرَیث كشت‌. خواهیم دید كه‌برخی منابع‌، قاتل فرد دوم را نافع بن هلال نوشته‌اند. برخی نبرد حرّ را همزمان‌با نبرد زهیر بن قین و نزدیك ظهر عاشورا پس از شهادت حبیب بن مظاهر می‌دانند.

ـ از این پس‌، باقی مانده اصحاب به صورت تك تك در مبارزه تن به تن یا هجوم بخش‌هایی از سپاه ابن زیاد به شهادت رسیدند كه خبر آنها در مآخذ آمده است‌. این افراد شجاعانه می‌جنگیدند و از آنجا كه هیچ گونه تعلّق‌خاطری در آن لحظه به دنیا نداشتند، با تمام وجود به جنگ با افراد رفته ومردانه نبرد می‌كردند. بعدها یكی از كسانی كه در كربلا همراه عمر بن سعدبود، حكایت چگونه جنگیدن این افراد را شرح داد: كسانی كه دست در قبضه‌شمشیر داشته‌، مانند شیر ژیان بر ما می‌تاختند و قهرمانان را از چپ و راست‌فرو می‌ریختند؛ آنان آماده مرگ بودند؛ امان نمی‌پذیرفتند؛ در مال دنیا رغبتی‌نداشتند؛ هیچ فاصله‌ای میان ایشان و مرگ نبود و در پی مُلْك نبودند. اگر ما دربرابرشان نمی‌ایستادیم‌، همه سپاه را از میان برده بودند.
یكی از یاران امام حسین ـ علیه السلام ـ عمرو [یا: علی‌] بن قرظه انصاری‌ بودكه برادرش كنار عمر بن سعد و خودش نزد امام حسین ـ علیه السلام ـ بود.برادری كه نزد عمر بن سعد بود فریاد زد و امام حسین ـ علیه السلام ـ را به گمراه كردن برادرش متهم كرد؛ امام فرمود: خدا او را هدایت كرده است‌. آن‌شخص بر امام حسین ـ علیه السلام ـ حمله آورد كه نافع بن هلال در برابرش‌برآمده‌، او را مجروح كرد و بعدها بهبودی یافت‌. از چهره‌های برجسته كربلا، یكی همین نافع بن هلال بِجِلی است‌. طایفه بجیله‌، از طوایف شیعه كوفه است‌كه بعدها نیز در میان آنان شیعیان زیادی شناخته شده‌اند. از وی نیز تعریفی برای تشیع رسیده كه بسان آنچه در باره بریر گذشت‌، جالب است‌. وقتی به‌میدان مبارزه آمد، فریاد می‌زد: أنا الجملی‌، أنا علی دین علی‌ّ. مزاحم بن حُرَیث‌به مقابله با او آمد و گفت‌: أنَا عَلی دین‌ عثمان‌. نافع پاسخ داد: أنت علی دین‌شیطان‌. پس از آن با هم گلاویز شدند تا نافع او را كشت‌.

ـ پس از مبارزه تن به تن برخی از اصحاب با كوفیان و كشته شدن شماری ازسپاه عبیدالله‌، عمرو بن حجاج خطاب به سپاه عمر سعد فریاد زد: ای احمق‌ها! شما با قهرمانان این شهر می‌جنگید؛ كسی با آنان تن به تن به مبارزه نرود. آنها اندكند و شما با پرتاب سنگ می‌توانید آنها را از میان ببرید. عمر بن سعد رأی ‌او را تصدیق كرده‌، از سپاهش خواست تا كسی مبارزطلبی نكند. پس از آن‌عمرو بن حجاج از سمت راست سپاه كوفه بر سپاه امام یورش برد. [عمرو به‌سپاه كوفه فریاد می‌زد:

یا أهل الكوفة‌! الزموا طاعتكم و جماعتكم‌، و لاترتابوا فی قتل من مَرَق عن الدین و خالف الامام‌!]. ای كوفیان‌! اطاعت و جماعت خودرا نگاه دارید و در كشتن كسی كه از دین خارج شده و با امام خود مخالفت‌كرده‌، تردید به خود راه مدهید.

به احتمال شمار سپاه امام در این لحظه 32 نفربوده است‌. خوارزمی با اشاره به این رقم‌، می‌نویسد: همین عده به هر كجای‌سپاه كوفه كه یورش می‌بردند، آن را می شكافتند. لحظاتی دامنه جنگ بالاگرفت ودر این میان‌، مسلم بن عوسجه اسدی به دست دو نفر از كوفیان به‌شهادت رسید. شهادت مسلم موجب شادی سپاه كوفه شد و شَبَث بن ربعی كه‌خود امیر بخشی از سپاه كوفه بود، متأثر شد. وی به یاد رشادت‌های مسلم بن‌عوسجه در جنگ با مشركان در آذربایجان افتاد كه مسلم در آنجا شش نفر ازمشركان را كشته بود. امام حسین ـ علیه السلام ـ پیش از شهادت مسلم‌، زمانیكه هنوز رمقی در وجود او مانده بود، خود را به وی رساند و فرمود: رحمك ربّك یا مسلم‌.

آنگاه حضرت آیه فمنهم من قضی نَحْبَه و مِنْهُم من یَنْتظر رابرای وی خواند. حبیب بن مظاهر، دوست صمیمی مسلم بن عوسجه هم كناراو آمد و او را به بهشت بشارت داد و گفت‌: اگر در این شرایط نبودم‌، دلم‌می‌خواست به وصایای تو گوش می‌دادم‌. مسلم بن عوسجه گفت‌: أوصیك بهذا ـ و اشاره به امام حسین ـ علیه السلام ـ كرد ـ أن تموت دونه‌، در راه او كشته ‌شوی و به دفاع از او جانت را بدهی‌.

حبیب گفت‌: به خدای كعبه چنین خواهم‌كرد. تعبیر به این كه مسلم بن عوسجه اوّل اصحاب الحسین بوده است كه‌شهید شده‌، می‌باید اشاره به آن باشد كه نخستین شهید در حمله عمومی سپاه ‌كوفه بوده است كه طبعا پس از تیراندازی عمومی اول و شهادت برخی ازمبارزان به صورت تك تك شهید شده است‌.

با این حال‌، در زیارت ناحیه‌، به‌طور كلی از وی به عنوان اولین شهید كربلا یاد شده است‌: كنت أوّل من شری‌نفسه و أوّل شهید من شهداء اللّه‌. (والله اعلم‌). پیش از این از عبدالله بن عمیر سخن گفتیم و این كه یسار و سالم از موالی آل‌زیاد را در میدان كشت‌. در اینجا، وقتی شمر از سمت چپ سپاه دشمن حمله‌كرد، بقایای سپاه امام مقاومت كرد تا آن كه دشمن یورش همه‌جانبه‌ای آورد.اینجا بود كه عبدالله بن عمیر كلبی به شهادت رسید. در اینجا همسرش بر بالین او رفت و گریه كرد. شمر به یكی غلامان خود با نام رستم دستور داد تا با عمودی آهنین بر سر او بكوبد. رستم چنین كرد و آن زن نیز به شهادت رسید.

در گزارش طبری‌، آمده است كه عبدالله پس از نبردی سخت‌، با حمله هانی بن‌ثبیت حضرمی و بكیر بن حی‌ّ تیمی روبرو شد كه بر او یورش آوردند وعبدالله را به قتل رساندند. در انتهای این گزارش آمده است كه عبدالله بن‌عمیر (كان القتیل الثانی من أصحاب الحسین‌) (پس از بریر یا مسلم بن‌عوسجه‌) دومین شهید از اصحاب امام حسین ـ علیه السلام ـ است‌. در این‌نبرد، بقایای سپاه امام‌، چنان فشرده در كنار یكدیگر قرار داشتند كه دشمن‌نمی‌توانست در آنان نفوذی داشته باشد. به ویژه آنان اطراف خیمه‌ها را كنده وآتش در آنها روشن كرده بودند و دشمن تنها از یك سوی می‌توانست بر آنان‌ یورش برد. عمر سعد كسانی را برای نفوذ در چادرها و كندن آنها از جای‌، به درون محوطه خیمه‌ها فرستاد كه این افراد توسط چند نفر از اصحاب امام‌محاصره و كشته شدند.

این امر سبب شد تا عمر سعد دستور دهد تا چادرها راآتش بزنند. امام حسین ـ علیه السلام ـ فریاد زد: اجازه دهید آتش بزنند، در هرحال جز از یك سمت نمی‌توانند بر شما حمله كنند. دشمن برای این كه كار رایكسره كند، تصمیم حمله به خیمه‌ها و آتش زدن آنها را گرفت‌. شمر همراهسپاهش نیزه‌اش را به سوی چادر امام حسین ـ علیه السلام ـ پرتاب كرد و فریادزد: علی‌ّ بالنار حتی أحرق هذا البیت علی أهله‌، آتش برایم بیاورید تا این خانه‌را بر سر اهلش آتش بزنم‌. در اینجا بود كه فریاد زنان و كودكان به آسمان رفته‌،همه از چادر بیرون ریختند. و در اینجا بود كه شَبَث بن ربعی شمر را توبیخ‌كرده‌، حركت او را زشت شمرد و شمر بازگشت‌.

زهیر بن قین كه فرماندهی‌ناحیه راست سپاه امام را داشت‌، همراه با ده نفر به سوی شمر حمله كرده او رااز محل اقامت زنان و كودكان امام حسین ـ علیه السلام ـ دور كرد. اما شمر بر اوحمله كرده چند نفر از افراد وی را به شهادت رساند. نبرد ادامه یافت‌. اصحاب‌امام حسین ـ علیه السلام ـ یك یك به شهادت می‌رسیدند و هر كدام كه شهیدمی‌شدند، نبود آنان كاملا احساس می‌شد؛ در حالی كه كشته‌های دشمن به دلیل‌فراوانی آنان‌، نمودی نداشت‌. این حوادث تا ظهر عاشورا ادامه یافت‌.

ـ نزدیكی ظهر بود كه حبیب بن مظاهر به شهادت رسید. واقعه از این قرار بودكه ابوثمامه صائدی ـ كه از اصحاب امام علی ـ علیه السلام ـ بود ـ وقتی دیداصحاب تك تك به شهادت می‌رسند، نزدیك امام حسین ـ علیه السلام ـ آمد وگفت‌: احساس می‌كنم دشمن به تو نزدیك می‌شود، اما بدان‌! كشته نخواهی شدمگر آن كه من به دفاع از تو كشته شوم‌. أما پیش از آن من می‌خواهم در حالی‌خدای خود را ملاقات كنم كه نماز ظهر را با تو خوانده باشم‌. (أحب‌ّ أن ألقی‌ربّی و قد صلّیت هذه الصلاة الّتی دنا وقتها)

امام حسین ـ علیه السلام ـ فرمود:(ذكّرت الصلاة‌! جَعَلَك اللّه من المصلّین الذّاكرین‌) نماز را به یاد ما آوردی‌!خداوند تو را از نمازگزاران ذاكر قرار دهد. امام ادامه داد: از دشمن بخواهیدجنگ را متوقف كند تا نماز بگذاریم‌.

حُصَین بن نُمَیر تمیمی‌فریاد زد: نمازشما قبول نمی‌شود! در این وقت‌، حبیب بن مظاهر فریاد زد: ای الاغ‌! نماز آل‌رسول الله قبول نمی‌شود، اما نماز تو قبول می‌شود؟ در این‌جا بود كه حبیب باحصین بن تمیم درگیر شد. حبیب در این حمله با زخمی كردن اسب حصین‌توانست وی را به زمین بیندازد كه یارانش سر رسیدند و حصین را نجات‌ دادند. به دنبال آن با بدیل بن صریم تمیمی درگیر شده‌، او را كشت‌. در این‌وقت یك تمیمی دیگر بر حبیب حمله كرده‌، او را مجروح كرد.

حصین بن‌تمیم سر رسید و شمشیرش را بر سر حبیب فرود آورد. در این وقت آن فردتمیمی از اسب پیاده شد و سر حبیب را از تنش جدا كرد. حصین بن تمیم برای‌افتخار، ساعتی سر حبیب را گرفته بر گردن اسبش آویخت‌؛ سپس آن را به آن‌مرد تمیمی داد تا نزد ابن زیاد برده‌، جایزه‌اش را بگیرد. شهادت حبیب‌، امام‌حسین ـ علیه السلام ـ را سخت تكان داد. (لمّا قُتِل الحبیب هدّ ذلك حسینا وقال عند ذلك: أحتسب نفسی و حماة أصحابی‌).

وقتی مرد تمیمی به كوفه آمد،قاسم فرزند حبیب بن مظاهركه آن زمان نوجوانی بیش نبود، از او خواست تاسر پدرش را به او بدهد تا آن را دفن كند. آن مرد نداد. قاسم چندان صبر كرد تازمان تسلط مصعب بن زبیر بر كوفه‌، آن تمیمی را كشت‌. در مقتل منسوب به‌ابومخنف كه بخش عمده‌ای از آن داستانی و بی‌مأخذ است‌، از شهادت دوبرادر حبیب با نام‌های علی و یزید سخن گفته شده است‌.

ـ بنابر خبر منابع موثق‌، در این هنگام حرّ بن یزید ریاحی و زهیر بن قین بر دشمن یورش بردند و با حمایتی كه از یكدیگر می‌كردند، به نبرد با سپاه كوفه ‌پرداختند. پیاده نظام‌ها به حرّ حمله‌ور شده‌، وی را به شهادت رساندند. منابع‌،برخی از رجزهای حرّ را نقل كرده‌اند.

وی در این رجزها از مقاومت خود دربرابر دشمن و عدم فرارش سخن گفته است‌. ابن اعثم می‌گوید: وقتی حرّ مجروح شد، اصحاب او را نزد امام حسین ـ علیه السلام ـ آوردند در حالی كه‌هنوز رمقی در تن داشت‌. امام دستی بر صورتش كشیدند و فرمودند: أنت‌الحرّ! كما سمّتك أُمّك حرّا، و أنت حرٌّ فی الدنیا و الاَخرة‌.

حكایت آوردن حرّ نزد امام حسین ـ علیه السلام ـ در مقتل مشهور و منسوب به ابومخنف‌، كاملا متفاوت نقل شده است‌. دشمن چندان حر را تیرباران كردند كه بدنش مانندآبكش شد. آنگاه سر او را قطع كرده و به سوی حسین پرتاب كردند. آنجاست‌كه امام دست به صورت او كشید. این روایت البته داستانی است‌. داستانی‌تر ازآن‌، حكایت مصعب برادر حر و فرزند حر با نام علی است كه دومی در سپاه‌كوفه بود و وقتی دید پدر و عمو به شهادت رسیدند او نیز وارد میدان نبرد شد؛تنی چند نفر را كشت تا كشته شد!

ـ عاقبت ظهر شد و وقت نماز فرا رسید. هنوز زهیر و شماری اصحاب دراطراف امام بودند. امام نماز را به جماعت ـ در شكل نماز خوف ـ اقامه كرد. به‌این ترتیب كه امام دو ركعت نماز ظهر را آغاز كرد در حالی كه زهیر و سعید بن‌عبدالله حنفی جلوی امام ایستادند. گروه دوم نماز را تمام كرده‌، آنگاه گروه ‌اول ركعت دوم را به امام اقتدا كردند. در وقتی كه سعید جلوی امام ایستاده بود، هدف تیر دشمن قرار گرفت‌. بعد از پایان نماز هم‌، هرچه امام به این سوی و آن‌سوی می‌رفت‌، سعید میان امام و دشمن قرار می‌گرفت‌. به همین دلیل‌، چندان‌تیر به وی اصابت كرد كه روی زمین افتاد. در این وقت از خداوند خواست تا سلام او را به رسولش برساند و به او بگوید كه من از این رنجی كه می‌برم‌،هدفم نصرت ذرّیه اوست‌. وی در حالی به شهادت رسید كه سیزده تیر بربدنش اصابت كرده بود. در واقع سعید بن عبدالله بعد از نماز ظهر كه باز درگیری آغاز شده و شدّت گرفت‌، در شرایطی كه حفاظت از امام حسین ـ علیه‌السلام ـ را بر عهده داشت به شهادت رسید. در اینجا بازهم دشمن به‌تیراندازی به سوی اسبان باقی مانده سپاه امام ادامه داد تا همه آنان را از بین برد.در این وقت زهیر بن قین با رجزی كه خواند بر دشمن حمله كرد. در شعری كه از او خطاب به امام حسین ـ علیه السلام ـ نقل شده‌، آمده است كه امام راهادی و مهدی نامیده كه در حال رفتن به ملاقات جدش پیامبر، برادرش‌حسن‌، پدرش علی ـ علیه السلام ـ و عمویش جعفر و حمزه می‌باشد:

أقْدِم هُدِیت هادیًا مهدیًّا
فالیوم‌َ تَلقی جدَّك النبیّا
و حَسَنا و المُرتضی علیّا
و ذالجَناحین الفَتی الكمیّا
و أسدالله الشّهید الحیّا

دو نفر از كوفیان با نام‌های كثیر بن عبدالله شعبی و مهاجر بن اوس بر وی حمله كرده او را به شهادت رساندند. در روایتی كه در امالی صدوق آمده‌، گفته شده است كه وی نوزده نفر را كشت تا به شهادت رسید. در مناقب ابن‌شهرآشوب آمده است كه وی یك صد و بیست نفر را كشت‌، سپس به شهادت‌رسید! این آمارها غیر واقعی است كه مانند آن در مناقب ابن شهرآشوب نسبت‌به برخی دیگر از یاران امام حسین ـ علیه السلام ـ نیز داده شده است‌. (خدا داناست‌.)

ـ تا این زمان هنوز شماری از یاران امام حسین ـ علیه السلام ـ سرپا بودند و به‌دفاع از آن حضرت‌، در برابر حملات دشمن مقاومت می‌كردند. در همیننبردها بود كه یاران‌، تك تك به شهادت می‌رسیدند. خبر كشته شدن این افرادكه حتی ممكن است برخی از آنان‌، پیش از ظهر به شهادت رسیده باشند، بیش‌از همه در فتوح ابن اعثم (و به نقل از آن در مقتل الحسین ـ علیه السلام ـخوارزمی و گاه مناقب ابن شهرآشوب‌) آمده است‌. این قبیل مآخذ، گرچه ‌اخبار ریز قابل توجهی از كربلا به ما می‌دهد، اما می‌باید با تأمّل بیشتری موردبررسی قرار گیرد.
عمرو بن خالد ازدی در شمار چنین افرادی است‌. وی رجزی خواند و جنگید تا به شهادت رسید. فرزندش خالد بن عمرو ازدی نیز پس از پدر به شهادت‌رسید.

خوارزمی از عمرو بن خالد صیداوی نیز یاد كرده و نوشته است‌: وی‌ نزد امام آمد و گفت‌: قصد آن دارم تا به دیگر یاران بپیوندم‌. امام حسین ـ علیه‌السلام ـ به او فرمود: تَقَدَّم فا¤نّا لاحقون بك عن ساعة‌. پیش برو، ما نیز ساعتی‌دیگر به تو خواهیم پیوست‌.
سعد [شعبة‌] بن حنظله تمیمی‌ مجاهد دیگری است كه با خواندن رجزی به‌میدان رفته پس از نبردی به شهادت رسید.
عمیر بن عبدالله مَذْحِجی شهید بعدی است كه رجزی خواند و به میدان رفت‌و به شهادت رسید.
سوار بن أبی‌حُمَیر به میدان رفته مجروح شد و شش ماه بعد به شهادت رسید.
عبدالرحمان بن عبدالله یَزَنی شهیدی است كه به نوشته ابن اعثم‌، پس از مسلم‌بن عوسجه به شهادت رسیده است‌. شعر وی در میدان‌، مضمون مهمی درتشیع او دارد؛ به طوری كه شاعر خود را بر دین حسین و حسن معرفی می‌كند.

أنا ابن عبدالله من آل یزن‌
دینی علی دین حسین و حسن‌
أضربكم ضَرْب‌َ فتی من الیمن‌
أرجو بذاك الفوز عند المؤتمن‌

زیاد بن عمرو بن عریب صائدی همدانی معروف به ابوثمامه صائدی كه نماز ظهررا به یاد امام حسین ـ علیه السلام ـ آورد، شهید دیگر بعد از ظهر است‌. رجززیبایی از وی توسط ابن شهرآشوب نقل شده است‌.
ابوالشعثاء یزید بن زیاد كندی پیش روی امام حسین ـ علیه السلام ـ در برابردشمن ایستاد و هشت تیر (و در برخی نقلها كه پیش از این گذشت صد تیر)رها كرد كه طی آن دست كم پنج نفر از سپاه كوفه كشته شدند. آنگاه كه دشمن‌درخواست‌های امام حسین ـ علیه السلام ـ را رد كرد، به سوی دشمن تاخت تاكشته شد.

نافع بن هلال بِجِلی كه پیش از این اشاره به نبرد او با تنی چند از كوفیان داشتیم‌،با تیراندازی دقیق خود دوازده تن از سپاه كوفه را كشت تا آن كه بازویش‌شكست‌. دشمن وی را به اسارت گرفت و شمر گردنش را زد. نوشته‌اند كه وی‌روی تیرهایش‌، نامش را نوشته بود و شعارش این بود: «أنا الجملی أنا علی دین‌علی‌». وی در حالی به صورت اسیر نزد عمر سعد آورده شد كه همچنان خون‌از محاسنش جاری بود و فریاد می‌كشید: لو بقیَت‌ْ لی عضدٌ و ساعدٌ ماأسرتمونی‌؛ اگر بازو و دستی برایم مانده بود، نمی‌توانستید مرا به اسارتدرآورید.

وقتی شمر خواست گردنش را بزند، نافع گفت‌: به خدا سوگند اگر تومسلمان بودی‌، برای تو دشوار بود كه پاسخ خون ما را در درگاه خداوند بدهی‌.ستایش خدای را كه آرزوهای ما را [یعنی شهادت‌] برای اجرا در دست‌بدترین‌ِ خلق خود قرار داد. پس از آن شمر وی را به شهادت رساند. گفتنی‌است كه نافع از یاران امام علی ـ علیه السلام ـ و از تربیت یافتگان مكتب آن‌ حضرت بود.

ـ به تدریج شمار یاران امام اندك و اندك می‌شد. افراد باقی مانده كه‌نمی‌توانستند به جنگ رویاروی با دشمن بروند، تصمیم گرفتند تا كنار امام‌بمانند و تا پیش از شهادتشان‌، اجازه ندهند امام به شهادت برسد. آنان در این‌باره به رقابت با یكدیگر می‌پرداختند (تنافسوا فی أن یقتلوا بین یدیه‌). دوبرادر با نام‌های عبدالله و عبدالرحمان فرزندان عزرة‌ِ الغِفاری كه شاهد این‌اوضاع بودند نزد امام آمدند، و اظهار كردند: دشمن نزدیك شده است‌؛ اجازه‌دهید ما پیش روی شما بجنگیم تا كشته شویم‌.

امام فرمود: مَرْحَبًابكم‌.خوارزمی گفتگوی این دو برادر را با امام طولانی‌تر آورده است‌. آنان باگریه نزد آن حضرت آمدند. امام فرمودند: برای چه می‌گریید. شما تا ساعتی‌دیگر نورچشمان خواهید بود. گفتند: ما برای خود گریه نمی‌كنیم‌؛ برای شمامی‌گرییم كه دشمن این گونه شما را در محاصره گرفته است‌. ابومخنف این‌حكایت را برای دو نفر دیگر با نام‌های سیف بن حارث هَمْدانی و مالك بن‌عبدالله بن سُرَیع نقل كرده كه عموزاده و از یك مادر بودند، نقل كرده است‌.پس از حكایت گریه كردن و پاسخ امام‌، این دو جوان‌، طبق رسم عرب‌، سلام‌خداحافظی دادند: السلام علیك یابن رسول الله‌. حضرت پاسخ داد: و علیكماالسلام و رحمة الله‌. آنان به میدان رفتند، و جنگیدند تا به شهادت رسیدند.

ـ ابن اعثم در اینجا از چند تن از شهدای كربلا یاد كرده كه در مآخذ دیگر شرح‌نبردشان نیامده است‌. از آن شمار یكی عمرو بن مطاع جُعْفی است كه در فتوحاز نبرد، رجز و شهادتش یاد شده است‌. بلاذری و ابومخنف از او نامی به میاننیاورده‌اند. همچنین ابن اعثم از یحیی بن سلیم مازنی یاد كرده كه رجزی‌خواند و عازم نبرد شد تا به شهادت رسید. شهید دیگری كه ابن اعثم از او یادكرده اما بلاذری و ابومخنف نامی از وی نیاورده‌اند، قُرة بن ابی‌قُرة غِفاری‌ است‌. از وی نیز رجزی نقل شده و آمده است‌: فَقاتَل حتی قُتل‌. مورد دیگر، مالك بن انس باهلی‌است كه وی نیز با رجز خوانی به سوی دشمن یورش بردو جنگید تا كشته شد. بیتی از رجز وی جالب است‌:

آل علی‌ّ شیعة الرّحمان‌
آل زیاد شیعة الشیطان‌

احتمال فراوان دارد كه مقصود از مالك بن انس باهلی‌، شخصی با نام أنس بن‌حارث كاهلی یا باهلی باشد كه روایتی از وی در منابع حدیثی سنی آمده واشاره به شهادت وی همراه امام حسین ـ علیه السلام ـ شده است‌؛ روایت چنیناست‌: عن الاشعث بن سحیم‌، عن أبیه‌، عن أنس بن حارث‌، قال‌: سمعت رسولالله (ص‌) یقول‌: ان‌ّ ابنی هذا یُقْتل بأرض العراق‌، فمن أدركه منكم فلینصره‌،قال‌: فقتل أنس مع الحسین‌. انس بن حارث از رسول خدا نقل می‌كند كه آنحضرت فرمود: این فرزندم ـ یعنی حسین ـ در سرزمین عراق كشته می‌شود؛هر كسی او را دریافت‌، حمایتش كند. راوی می افزاید: انس در كنار حسین ـعلیه السلام ـ كشته شد.

ـ یكی دیگر از شهدای كربلا حنظلة بن أسعد شبامی عِجْلی است كه خبر وی‌را طبری آورده است‌. وی پیش روی حسین به طرف دشمن ایستاد و آیات‌عذاب مربوط به قوم عاد و ثمود را خواند و فریاد زد: یا قوم‌! لاتقتلوا حسینا،حسین را نكشید، «فَیُسْحِتَكُم‌ْ بِعَذَاب‌ٍ وَقَدْ خَاب‌َ مَن‌ْ افْتَرَی‌» آنگاه امام حسین ـ علیه السلام ـ بر او رحمت فرستاد و فرمود: همین كه آنان دعوت تو را ردكردند، مستحق عذاب گشتند. پس از آن درخواست اجازه سفر آخرت وپیوستن به یارانش را كرد كه حضرت اجازه داد. وی پس از سلام بر امام حسین ـ علیه السلام ـ و شنیدن پاسخ آن حضرت راهی میدان شده‌، جنگید تا كشته‌شد. بلاذری پیش از آوردن خبر شهادت عابس بن أبی‌شبیب شاكری [هَمْدانی‌] این نكته را یادآور شده است كه وقتی اصحاب باقی مانده مشاهده كردندنمی‌توانند بر دشمن حمله برند و از امام حسین ـ علیه السلام ـ دفاع كنند، ازایشان خواستند تا اجازه دهد پیش روی او بجنگند تا كشته شوند. عابس از این‌گروه بود. وی نزد امام آمد و گفت كه هیچ چیزی جز جانش ندارد كه تقدیمكند. آنگاه با فعلیك السلام و خداحافظی با امام‌، راهی میدان شد. وی با شمشیرمی‌جنگید و چون شجاع بود، كسی برابرش در نمی‌آمد. اندكی بعد، چندین‌نفر یكباره بر سر او ریختند و او را كشتند.شوذب كه از غلامان آزاد شده همین‌خاندان شاكری بود، همراه عابس به میدان آمد. ابتدا شوذب و سپس عابس به‌شهادت رسیدند.

عابس وقت رفتن برای نشان دادن صحّت ایمانش به امام‌حسین ـ علیه السلام ـ عرض كرد: أُشهد اللّه أنّی علی هَدْیك و هَدْی أبیك.ابومخنف می‌افزاید وقتی به میدان رفت‌، دشمنان گفتند: شیر شیرها آمد؛ كسی‌به تنهایی به مقابله با او نرود. عمر سعد گفت‌: او را سنگباران كنید. عابس كه‌چنین دید، زره و كلاهخودش را درآورد و به سوی دشمن تاخت‌. راوی‌می‌گوید: گاه دسته‌های دویست نفری از برابرش می‌گریختند. آنگاه از هر چندسو بر او یورش آوردند و او را كشتند؛ به گونه‌ای كه وقتی كشته شد، سرش‌میان دستان چندین نفر بود و هر كدام ادعا می‌كرد، وی او را كشته است‌.
ـ شماری دیگر از شهدای كربلا عبارتند از: بدر بن مغفل جعفی كه خبر رجزخوانی و شهادت وی را بلاذری آورده است‌.بن معقل أصبحی كه رجزالكدن‌نیز رجزی خواند و به شهادت رسید. رجز وی نشان از موضع شیعیانه ‌او دارد:

انّی لمن ینكرنی ابن الكدن‌
انّی علی دین حُسین و حَسن‌

وی‌ّ از غلامان آزاد شده ابوذر غفاری است كه پیش روی چشمان امام حسین ـ علیه السلام ـ جنگید تا به شهات رسید. وی نیز در رجز خود دفاع از آل ‌محمد را هدف مبارزه خود خواند. وی باید شیعه‌ای باشد كه در مكتب ابوذر غفاری ‌پرورش یافته است‌. خبر جنادة بن حارث انصاری را نیز ابن اعثم آورده و رجز او را كه ضمن آن بر وفاداری خود در بیعتش با امام حسین ـ علیه السلام ـ یادمی‌كند، نقل كرده است‌. فرزندش عمرو بن جناده نیز كه پس از پدر به میدان رفت‌، رجزی طولانی خواند و جنگید تا به شهادت رسید.

رجز وی یك‌تحلیل تاریخی از شرایطی است كه در زمان پیامبر خدا (ص‌) و پس از آن در مناسبت مؤمنان واقعی از مهاجر و انصار با قریش در زمان كفرشان از یك سوو زمان فسق و فجورشان از سوی دیگر، وجود داشته است‌. ابتدا از دشمنی‌قریش با انصار و مهاجرین یاد می‌كند و این كه مهاجرین و سواران انصار،خون كفار را در عهد پیامبر (ص‌) ریختند. امروز هم باید خون فجار و اراذلی‌كه به خاطر حمایت از قارون‌صفتان‌، قرآن را كناری نهاده‌اند، از نیزه‌های‌ مؤمنان ریخته شود فجاری كه به دنبال گرفتن انتقام بدر هستند. آنگاه سوگندمی‌خورد كه با تمام وجود و امكانات در برابر فساق بایستد. از طایفه جُعْفیان‌،حجاج بن مسروق جعفی در كنار امام حسین ـ علیه السلام ـ به شهادت‌ رسید.

ـ چهار نفر یكجا شهید شدند و بنا به گفته ابومخنف‌، شهادت اینان در آغاز نبردبوده است‌. این كه مقصود از «اوّل قتال‌» چه زمانی است‌، محل تردید است‌. امابه هر روی ممكن است پس از تیراندازی عمومی دشمن و در آغاز نبردرویاروی باشد. بسا مقصود نبردی باشد كه پس از نماز ظهر رخ داده كه احتمال‌آن اندك است‌. گفتنی است كه در جریان شهادت اینان‌، عباس بن علی هنوز درمیدان نبرد حاضر بوده است‌. ابومخنف می‌گوید: عمر بن خالد صیداوی‌، جابربن حارث سلمانی‌، مجمّع بن عبدالله عائذی و سعد غلام آزاد شده عمر بن‌خالد صیداوی‌، چهارنفری به سمت دشمن یورش بردند. وقتی وارد دل سپاه‌كوفه شدند، دشمن آنان را محاصره و از بقیه افراد امام حسین ـ علیه السلام ـ جدا كرد. در این‌جا بود كه عباس بن علی حمله كرده آنان را از محاصره‌درآورد، در حالی كه مجروح بودند. در ادامه نبرد دشمن با شدت بخشیدن‌حمله بر آنان‌، این چهار نفر را در یكجا به شهادت رساند. به نوشته بلاذری‌آخرین كشته از سپاه امام‌، و حتی پس از شهادت امام‌، سوید بن عمرو خثعمی‌بود كه مجروح افتاده بود؛ وقتی شنید امام حسین ـ علیه السلام ـ به شهادترسیده است‌، كاردی برداشت و با همان به نبرد با دشمن شتافت تا آن كه دو نفراز كوفیان وی را به شهادت رساندند.

ـ شروع به نبرد از سوی اهل بیت امام حسین ـ علیه السلام ـ ، زمانی بود كه ازیاران كسی باقی نمانده بود. (فلم یزل أصحاب الحسین یُقاتلون و یُقْتلون حتی‌لم یبق معه غیر أهل بیته‌) آن گاه اهل بیت وارد كارزار شده و شماری از آنان به‌شهادت رسیدند كه رقم آنان را كمتر از شانزده نفر ننوشته‌اند، و برخی از منابع‌نام بیش از بیست نفر را یاد كرده اند. فهرست این افراد به نقل از محمد بن سعد(م 230) خواهد آمد.


شهدای خاندان رسول الله در کربلا

1 . عباس بن علی بن ابی‌طالب‌: وی كه بعدها نسل و نوادگانش او را سقّامی‌نامیدند، مردی زیباچهره و بلند قامت بود كه وقتی سوار اسب می‌شد،پایش به زمین می‌رسید. عباس پرچمدار سپاه امام حسین ـ علیه السلام ـ بود وآنچنان كه امام باقر ـ علیه السلام ـ فرموده است قاتلان وی زید بن رقاد جَبنّی وحكیم بن طفیل سِنْبسی از قبیله طی بودند. وی زمان شهادت 34 سال‌داشت‌.شیخ مفید نوشته است‌: وقتی عباس فراوانی كشته‌های یاران امامحسین ـ علیه السلام ـ را دید، به برادران خود یعنی فرزندان ام‌البنین گفت‌:پیش بروید تا ببینم كه برای خدا و رسول‌ِ او نصیحت كردید. پس از آن همراه‌حسین بن علی به سمت فرات رفتند تا آب بردارند كه سپاه عمر بن سعد مانع‌آنان شدند. اینجا بود كه یكی از كوفیان تیری انداخت كه به دهان امام حسین ـ علیه السلام ـ اصابت كرد.

امام با دست خود آن تیر را بیرون كشیده‌، خونش رابه آسمان پرتاب كرد و در حق دشمن نفرین كرد. در این وقت‌، دشمن عباس رامحاصره و از امام حسین ـ علیه السلام ـ جدا كردند. عباس یك تنه می‌جنگید تاافتاد. زمانی كه افتاد و به دلیل جراحات نتوانست حركت كند، زید بن ورقاء وحكیم بن طفیل او را كشتند. بلاذری در جای دیگری می‌گوید: برخی برآنند كه‌حرملة بن كاهل اسدی والبی‌، با كمك گروهی از سپاه‌، عباس بن علی بن‌ابی‌طالب را كشته‌، بدنش را پایمال كردند (و تعاوروه‌)؛ آن گاه حكیم بن طفیل‌طائی لباس عباس را از تنش درآورد. همین حرمله تیری هم به امام حسین ـعلیه السلام ـ انداخت كه به لباس آن حضرت اصابت كرد.

ابوالفرج اصفهانی به‌نقل از امام جعفر صادق ـ علیه السلام ـ می‌نویسد: مادر این چهار فرزندـ ام‌البنین‌ ـ به بقیع می‌آمد و ناله‌ها و گریه‌های سوزناكی سر می‌داد؛ به طوری كه‌مردم اطراف او اجتماع می‌كردند؛ حتی مروان بن حكم برای تماشا می‌آمد ودر كنار بقیه به ناله و ندبه او گوش فرا می‌داد. ابوالفرج خبری هم از قاتل عباس‌نقل كرده است كه بعدها صورتش سیاه شده‌، می‌گفت‌: این پس از آنی بود كه جوانی از بنی هاشم را كه روی پیشانیش آثار سجود بوده‌، به قتل رساند.

2 . جعفر بن علی بن ابی‌طالب‌: (فرزند ام‌ّ البنین نوزده ساله‌) توسط هانی بنثُبَیت حضرمی كشته شد. در روایت امام باقر ـ علیه السلام ـ آمده است كه‌خولی بن یزید اصبحی‌، قاتل جعفر بن علی بوده است‌.

3 . عبدالله بن علی بن ابی‌طالب‌: (فرزند ام‌ّ البنین و 25 ساله‌) وی به دست هانی‌بن ثُبَیت حضرمی كشته شد. بلاذری نیز همین شخص را كشنده عبدالله بن‌علی دانسته و افزوده است كه وی سر او را آورده بود.

4 . عثمان بن علی بن ابی‌طالب‌: (فرزند ام‌ّ البنین‌). وقتی به میدان رفت‌، ابتداخولی بن یزید تیری به او زد و سپس مردی از طایفه ابان بن دارم او راكشت‌.مادر هر چهار نفر گذشته‌، ام‌البنین عامریه از آل وحید بود. دینوری بااشاره به این مطلب می‌نویسد: اینان از برابر امام حسین ـ علیه السلام ـ عبوركردند (یقونه بوجوههم و نحورهم‌) و سر و گردن را سپر بلای او قرار دادند.آنگاه هانی بن ثبیت بر عبدالله حمله كرده او را كشت‌. آنگاه بر جعفر حمله‌كرد، او را نیز كشت‌. [خولی‌] بن یزید اصبحی‌
ج‌هم تیری به عثمان بن علی زد واو را كشت‌. سپس سر او را از تنش جدا كرده نزد ابن سعد آورد و جایزهخواست‌. ابن سعد گفت‌: از امیرت ـ یعنی ابن زیاد ـ بگیر. نوشته‌اند: عثمان‌همچنان اطراف امام حسین ـ علیه السلام ـ بوده‌، در دفاع از او می‌جنگید و هرطرف كه امام می‌رفت‌، او هم می‌رفت تا كشته شد.

5 . ابوبكر بن علی بن ابی‌طالب‌: ابن سعد از قاتل او یاد نكرده‌، اما دینوری نوشته است كه وی با تیر عبدالله بن عقبة الغنوی‌به شهادت رسید. ابومخنف‌خبر كشته شدن وی را آورده اما افزوده است‌: و قد شُكّ فی قَتَله‌. از امام باقر ـ علیه السلام ـ روایت شده است كه وی به دست مردی از طایفه همدان كشته شد.

6 . محمد اصغر بن علی بن ابی‌طالب‌: وی نیز به دست مردی از طایفه ابان بن‌دارم كشته شد. این خبر از امام باقر ـ علیه السلام ـ روایت شده است‌.

7 . علی اكبر: (فرزند ام‌لیلی و متولّد در زمان عثمان‌) بن حسین بن علی كهتوسط مرة بن منقذ بن نعمان عبدی‌ [عبدالقیس‌] كشته شد. ابومخنف‌، بلاذری و دینوری می‌گویند: نخستین كشته از اهل بیت‌، علی اكبر بود. ابن اعثم‌نخستین شهید را از این خاندان عبدالله بن مسلم بن عقیل دانسته است‌. ابن سعد می‌نویسد: مردی از اهل شام‌، علی اكبر را صدا كرد. مادر علی اكبر، آمنة‌دختر ابومرة فرزند عروة بن مسعود ثققی بود. مادر آمنه‌، دختر ابوسفیان بود.این مرد شامی به جهت خویشی علی اكبر با آل‌ابی‌سفیان گفت‌: تو قرابتی بایزید داری‌. اگر بخواهی تو را امان می‌دهیم‌؛ هر كجا دوست داشتی می‌توانیبروی‌. علی اكبر پاسخ داد: لقرابة رسول الله (ص‌) كانت أولی أن تُرْعَی من‌قرابة أبی‌سفیان‌. آنگاه این رجز را خواند:

أنا علی‌ُّ بن حُسَین بن علی‌
نحن و رب‌ّ البیت أولی بالنبی‌ّ
تاللّه لا یَحْكُم فینا ابن الدعّی‌
أضرب بالسّیف أُحامی عن أبی‌
تاللّه لا یحكم فینا ابن‌ُ الدّعی‌

وی سپس به سوی دشمن رفت‌. (گویا دست كم یك بار حمله كرد و نزد پدرب ازگشت و مجددا حمله كرد. در این وقت‌) مردی از عبدالقیس با نام مُرّة بن‌منقِذ بن نعمان در حالی كه علی اكبر نزدیك پدرش ایستاده بود بر او حمله كردو ضربتی سخت بر وی وارد آورد. امام حسین ـ علیه السلام ـ نزد فرزندش‌آمد و گفت‌: قتلوك یا بُنی‌ّ! علی الدنیا بعدك العفا، ای فرزندم تو را كشتند. بعد ازتو خاك بر سر دنیا؛ آنگاه او را به خود چسباند تا آن كه از دنیا رفت‌. با شهادت‌علی اكبر، زینب (س‌) سراسیمه از خیمه بیرون آمد و فریاد می‌زد: وا أُخیّاه‌!یابن أُخیّاه‌! وی آمد تا خود را روی جنازه علی اكبر انداخت‌.

امام حسین ـ علیه‌السلام ـ دستش را گرفت و او را به خیمه بازگرداند. آنگاه به جوانانی كه نزدیكش بودند فرمود: برادرتان را بردارید. آنان او را برداشته در برابرخیمه‌ای كه در مقابلش می‌جنگیدند، گذاشتند. مطالب فتوح تا اندازه‌ای بامنابع دیگر متفاوت است و دشواری‌هایی دارد. وقتی علی اكبر كه به نقل وی‌هیجده ساله بوده‌، به میدان رفت‌، امام حسین ـ علیه السلام ـ سر بر آسمان برداشت و گفت‌: الّلهم أشْهِد علی هؤلاء القوم‌! فقد برز الیهم غلام أشبه القوم‌خَلقًا و خُلقًا و مَنطقًا برسول اللهّ‌. علی اكبر به میدان رفت‌، جنگید تا آن كه شامیان از دست او به ناله و فغان آمدند.علی اكبر كه جراحات فراوانی برداشته‌بود، به سوی پدر بازگشت و اظهار كرد: چندان تشنه است كه نزدیك است ازتشنگی بمیرد! امام حسین ـ علیه السلامب ـ گریه كرد و فرمود: عزیزم‌! قدری‌دیگر بجنگ‌؛ به زودی از دست جدّت سیراب خواهی شد. علی اكبر حمله كردتا كشته شد.

8 . عبداللّه بن الحسن بن علی ـ علیه السلام ـ : مادر وی دختر سلیل بن عبدالله‌(برادر جریر بن عبدالله بجلی‌) بود. به نقل از امام باقر ـ علیه السلام ـ قاتل وی‌حرملة بن كاهل اسدی بوده است‌. ابن اعثم از رجز و شهادت او یاد كرده است‌:

ان تُنْكرونی فأنَا فَرْع الحسن‌
سِبْط‌ُ النبی‌ّ المصطفی و المؤتمن‌

9 . جعفر بن حسین بن علی‌.

10 . ابوبكر بن الحسن بن علی‌: دو نفر اخیر به دست عبدالله بن عُقْبة الغنوی‌كشته شدند. روایت امام باقر ـ علیه السلام ـ در باره ابوبكر بن حسن نیز چنین‌است‌. عُمَری نسّابه‌، عالم قرن پنجم نوشته است كه ابوبكر كنیه عبدالله بن‌حسن بوده كه در كربلا كشته شد و خونش در بنی غنی است و حسین بن علی ـعلیه السلام ـ سكینه را به عقد وی درآورده بود.

11 . عبدالله بن حسین‌: (فرزند رباب دختر امرؤالقیس‌) توسط حرمله‌كاهلی‌از طایفه بنی‌اسد كشته شد. ابن سعد در جای دیگری در باره عبداللهنوشته است‌: كودكی از كودكان حسین دوید تا آن كه در دامان امام حسین ـ علیه‌السلام ـ نشست‌؛ در این وقت مردی تیری انداخت كه به گلوی او اصابت كردو او را كشت‌. در این وقت حسین گفت‌: الّلهم ان‌ّ كنْت‌َ حبسْت‌َ عنّا النّصر،فاجعَل‌ْ ذلك لما هو خیر فی العاقبة و انْتَقِم لنا من القوم الظّالمین‌.
بلاذری هم از عبدالله بن حسین یاد كرده است كه حرملة بن كاهل والبی تیری‌بر او انداخت و او را كشت‌. ابومخنف می‌نویسد: زمانی كه حسین بن علینشست (و نتوانست روی پا بایستد و نبرد كند) كودكی به سمت وی آمد وروی زانوی آن حضرت نشست كه گویند عبدالله بن حسین بوده است‌.ابومخنف می‌گوید: عقبة بن بشیر اسدی به من گفت‌: امام باقر ـ علیه السلام ـ به‌من فرمود: یك خون از ما در میان شما بنی اسد هست‌. من گفتم‌: خدای شما رارحمت كند، گناه من چیست‌؟ و آن خون كدام است‌؟ امام باقر ـ علیه السلام ـفرمود: كودكی از حسین به سوی او آمد و در دامن او نشست‌؛ در همان حال‌یكی از شما بنی‌اسد تیری انداخت و او را كشت‌. امام حسین ـ علیه السلام ـخون را گرفت و وقتی دستش پر شد، آن را به آسمان پرتاب كرد و گفت‌: خدایااگر نصرت خود را بر ما نفرستادی این را در جایی كه خیر است قرار ده و انتقام‌ما را از ستمكاران بگیر.
ابن سعد جای دیگری از فرزند سه ساله امام حسین ـ علیه السلام ـ یاد می‌كندكه در جریان تیرباران عمومی دشمن به سمت امام حسین ـ علیه السلام ـمی‌آمد، و آن گاه كه تیرها از چپ وراست حضرت رد می‌شد، تیری به این‌كودك اصابت كرد. كسی كه تیر زد عقبة بن بشر اسدی بود.
به احتمال آنچه در باره عبدالله بن حسین گفته شده‌، مربوط به كودكی از امام‌حسین ـ علیه السلام ـ است كه در برخی از منابع‌، همان علی‌ّ بن الحسین‌الاصغر است كه میان شیعیان به همین نام شهرت دارد. اما نقلی كه در میان‌شیعه رایج است‌، از فتوح ابن اعثم گرفته شده و در مآخذ كهن دیگر نیامده‌است‌. ابن اعثم می‌نویسد: در این وقت برای حسین كسی نماند جز یك بچه‌هفت ساله و بچه شیرخوار دیگر. امام حسین ـ علیه السلام ـ نزدیك خیمه آمدو گفت‌: این طفل را به من بدهید تا با او وداع كنم‌. بچه را گرفت‌، او را بوسیدو گفت‌: ای فرزندم‌! وای بر این مردم‌، وقتی كه در قیامت‌، خصم آنان محمدباشد.

در این وقت تیری زدند كه به گلوی علی اصغر خورد. امام حسین ـ علیه‌السلام ـ از اسب پایین آمد؛ با شمشیر خود جایی را حفر كرده‌، بر او نمازخواند و دفنش كرد. بعد ایستاد و اشعاری خواند كه هفده بیت است‌! یعقوبی‌اشاره‌ای اجمالی به این رخداد دارد. وی می‌نویسد: طفلی را كه همان ساعت‌متولد شده بود! به دست امام حسین ـ علیه السلام ـ دادند تا در گوش او اذان‌بگوید. در همان حال تیری آمد و در گلوی آن بچه فرو رفت‌. امام حسین ـ علیه‌السلام ـ تیر را درآورد و گفت‌: واللّه لانت أكرم علی اللّه من النّاقة‌. به خداسوگند ارزش تو از ناقه (صالح‌) بیشتر است‌. در ارشاد شیخ مفید در این باره‌مطلبی نیامده است‌. عمری نسابه‌، عالم علوی نسب شناس قرن پنجم هجری‌ نیز دو علی برای امام حسین ـ علیه السلام ـ می‌شناسد. علی اكبر كه در طف به‌شهادت رسید و علی اصغریعنی امام سجاد ـ علیه السلام ـ كه زنده ماند.
به هر روی‌، این كه عبدالله بن الحسین‌، یعنی همان كه به گفته مورخان در دامان ‌پدر در كربلا توسط حرمله تیر خورد و به شهادت رسید، همان علی اصغرباشد، كاملا محتمل است‌؛ به ویژه كه نامگذاری به «علی‌» بیش از آن كه نام كودك باشد، برای تیمّن و تبرّك به نام جدشان بود كه برای فرزندان بكارمی‌رفت و همزمان می‌توانست نام عبدالله را نیز داشته باشد. البته این یك احتمال است‌. شیخ مفید از عبدالله بن حسن بن علی یاد كرده است كه در وقت‌تنهایی امام حسین ـ علیه السلام ـ به سوی آن حضرت دوید. امام حسین ـ علیه‌السلام ـ از زینب (س‌) خواست تا او را نگاه دارد؛ اما كودك گفت كه از عمویش‌جدا نمی‌شود.

وقتی ابجر بن كعب خواست شمشیری به امام بزند، كودكدستش را بالا آورد. شمشیر به دستش خورده‌، قطع شده و به پوست آویزان‌شد. این روایت در لهوف نیز آمده و در تصریح شده است كه حرملة او را كه دردامان عمویش نشسته بود، با تیر زد. در زیارت ناحیه مقدسه هم آمده است‌: السلام علی عبداللّه بن الحسن الزّكی لعن الله قاتله و رامیه حَرْملة بن كاهل‌الاسدی‌. آیا ممكن است عبدالله بن حسین‌، همان عبدالله بن حسن باشد؟ دررساله فضیل رسان ـ از اصحاب امام باقر و صادق 8 ـ كه فهرست شهدای‌كربلاست از عبدالله بن الحسین و عبدالله بن الحسن هر دو یاد شده است‌.

12 . قاسم بن حسن‌: وی توسط سعید بن عمرو ازْدی كشته شد. ابن سعدمی‌نویسد: این بچه در حالی كه پیراهنی پوشیده بود و كفشی بر پا داشت كه بند لنگه چپ آن پاره شده و به پایش آویزان بود، به میدان آمد. عمرو بن سعیدازدی‌[!] بر او ضربتی زد كه وی افتاد و در همان حال عمویش را صدا زد. امام‌حسین ـ علیه السلام ـ بر عمرو حمله كرد و عمرو كه دستش را بالا آورده بودتا از خود دفاع كند، دستش از مرفق قطع شد. در این بین‌، كوفیان برای نجاتعمرو هجوم آوردند كه در اثر این هجوم و فشار عمرو زیر دست و پای اسبان‌كشته شد. امام حسین ـ علیه السلام ـ بالای سر قاسم ایستاد و گفت‌: عزّ علی‌عمِّك أن تدعوه فلایُجیبك، أو یُجیبك فلا یَنْفعك. بر عمویت دشوار است كه‌او صدا بزنی و نتواند پاسخت را بدهد، یا اگر پاسخ دهد، سودی برای تونداشته باشد. آن گاه امام حسین ـ علیه السلام ـ دستور داد تا قاسم را به خیمه‌آورده‌، نزد بدن علی اكبر گذاشتند.

ابومخنف گزارش شهادت قاسم را از زبان‌حُمَید بن مُسلم اَزْدی‌، مفصّل‌تر آورده است‌: نوجوانی به میدان آمد، صورتش‌چون ماه‌؛ در دستش شمشیر، پیراهن بر تن و كفشی كه بند تای چپش باز بود،بر پا داشت‌. عمرو بن سعد بن نفیل گفت‌: من به او حمله می‌كنم‌. حُمَید گوید:به او گفتم‌: سبحان الله‌! چرا تو؛ كسانی هستند كه از تو كفایت می‌كنند. گفت‌: به‌خدا به او حمله می‌كنم‌. وی حمله كرده‌، شمشیری بر سر آن نوجوان نواخت‌.غلام با صورت به زمین افتاد و عمویش را صدا كرد. حسین مانند شیری خودرا بالین او رساند. آن حضرت ضربتی حواله عمرو كرد و زمانی كه عمرودستش را جلوی شمشیر گرفت‌، از مرفق قطع شد.

فریادی كشید و كوفیان‌آمدند تا او را از دست امام حسین ـ علیه السلام ـ نجات دهند كه در آن حیص وبیص زیر پای اسبان كشته شد. حسین بالین آن نوجوان آمد، در حالی كه‌پاهایش را تكان می‌داد و روی زمین می‌كشید. امام حسین ـ علیه السلام ـ گفت‌:دور باشند از رحمت خدا مردمانی كه تو را كشتند. در قیامت كسی جز جدّ توخصم آنان نخواهد بود. بعد گفت‌: عزّ واللّه علی عمّك أن تدعوه فلایُجیبك أویُجیبك ثم لایَنفعك. آن گاه وی را در بغل گرفت و سینه او را به سینه‌اش‌چسباند. سپس وی را آورد و نزد فرزندش علی اكبر و دیگر كشته‌هایی كه ازاهل بیتش در آنجا بودند، گذاشت‌. پرسیدم‌: این نوجوان كه بود؟ گفتند: قاسم‌بن حسن بن علی بن ابی‌طالب‌.

13 . عون بن عبدالله بن جعفر: توسط عبدالله بن قُطْبة الطائی كشته شد.بلاذری هم می‌گوید كه عون توسط عبدالله بن قطبه كشته شد. دینوری از عدی [عون‌] ابن عبدالله بن جعفر ‌ یاد كرده كه به دست عمرو بن نهشل كشته شده‌است‌.مادر عون بنا به نقلی «جمّانه‌» دختر مسیب بن نجبه فزاری و بنا به نقل‌دیگر، زینب دختر علی بن ابی‌طالب ـ علیه السلام ـ بوده است‌.

14 . محمد بن عبدالله بن جعفر: توسط عامر بن نهشل تمیمی كشته شد.
ابن سعد می‌گوید: دو فرزند عبدالله بن جعفر به همسر عبدالله بن قطبة الطائی‌پناه بردند، در حالی كه بالغ نبودند. عمر بن سعد اعلام كرده بود: هر كس سری‌بیاورد هزار درهم خواهد گرفت‌. عبدالله بن قطبه به منزل رفت‌. همسرش به‌او گفت‌: دو كودك به ما پناه آورده‌اند، دوست داری منت بر آنان بگذاری و آنان‌را به مدینه به خانواده‌شان بسپاری‌؟ گفت‌: آری به من نشانشان ده‌.

وقتی آنان را دید، سرشان را از تنشان جدا كرد و سرها را نزد عبیدالله برد كه چیزی به اونداد (و به روایت بلاذری حتی دستور ویران كردن خانه‌اش را هم داد!) این‌همان حكایتی است كه شیخ صدوق برای فرزندان مسلم بن عقیل روایت كرده‌است‌. بلاذری هم به روایتی دیگر به اختصار در دو سطر خبر این دو كودك راكه آنان را از عبدالله بن جعفر دانسته‌، مانند آنچه را كه ابن سعد آورده‌، گزارش‌كرده است‌.

15 . مسلم بن عقیل بن ابی‌طالب‌: نماینده امام حسین ـ علیه السلام ـ در كوفه كه‌به دستور عبیدالله بن زیاد در هشتم ذی حجه سال 60 كشته شد.

16 . جعفر بن عقیل‌: توسط بشر بن حَوَط همدانی یا عروة بن عبدالله خثعمی‌كشته شد. بلاذری نفر دوم را قاتل جعفر دانسته‌، و دینوری هم می‌نویسد:عبدالله بن عروه خثعمی با تیری او را كشت‌. روایت امام باقر ـ علیه السلام ـ نیز چنین است‌.

17 . عبدالرحمان بن عقیل توسط عثمان بن خالد بن اسیر جهنی و بِشْر [بشیر] بن حَوَط قایضی‌ كشته شد. در انساب نام قاتل‌، نشر بن شوط عثمانی ضبط‌شده است‌!

18 . عبدالله اكبر بن عقیل به دست عمرو بن صبح الصّدائی كشته شد. مدائنی‌قاتل او را عثمان بن خالد جهنی و مردی از همدان دانسته است‌.

19 . عبدالله بن مسلم بن عقیل‌: توسط عمرو بن صبح (صبیح‌) الصّدائی یا اسیدبن مالك حضرمی كشته شد. این سخن ابن سعد است‌. در حالی كه بلاذری ودینوری نوشته‌اند: عمرو بن صبیح الصیداوی (به تفاوت نام پدر و لقب اوتوجه كنید) او را با تیر زد و پس از آن مردم كوفه بر سر عبدالله ریخته وی راكشتند.

ابومخنف پس از خبر شهادت علی اكبر می‌نویسد: عمرو بن صبیح صدائی‌عبدالله بن مسلم را با تیر زد، به گونه‌ای كه دستش با تیر به صورتش چسبید.پس از آن تیر دیگری بر قلب او زد. بلاذری از رقاد الجنبی یاد كرده است كه‌بعدها می‌گفت‌: یكی از جوانان آل حسین را چنان تیری زدم كه همان طور كهدستش روی صورتش بود، دستش به صورتش چسبید؛ و پس از بیرون كشیده‌شدن تیر، هنوز نوك تیر یعنی پیكان آن در صورتش باقی مانده بود.

20 . محمد بن ابی‌سعید بن عقیل توسط لَقیط بن یاسر جُهَنی كشته شد.دینوری نام او را محمد بن عقیل بن ابی‌طالب یاد می‌كند كه لقیط بن ناشرجُهَنی با تیر او را كشته است‌.

21 . مردی از آل ابولهب و طبعا هاشمی كه نامش روشن نشد.

22 . ابوالهیّاج از نوادگان ابوسفیان بن‌حارث بن‌عبدالمطّلب كه شاعر هم بوده‌در كربلا به شهادت رسیده است‌.

23 . سلیمان غلام آزاد شده امام حسین ـ علیه السلام ـ كه به دست سلیمان بن‌عوف حضرمی كشته شد. پیش از این گذشت كه وی حامل نامه امام به شیعیان‌بصره بود، و در آنجا به دستور ابن زیاد كشته شد.

24 . مَنْجح (یا مُنْجح‌) غلام آزاد شده امام حسین ـ علیه السلام ـ .

25 . عبدالله بن بُقْطر برادر رضاعی امام حسین ـ علیه السلام ـ كه در كوفه ازفراز قصر به پایین افكنده شد و به شهادت رسید.
تا اینجا نام افرادی بود كه ابن سعد یاد كرده بود. اما برخی نام‌های دیگر:

26 . عبیدالله بن عبدالله بن جعفر: ابوالفرج اصفهانی به نقل از نسابه معروف‌یحیی بن حسن علوی می‌گوید: وی نیز در طف همراه امام حسین ـ علیها السلام ـ به شهادت رسید.

27 . محمد بن مسلم بن عقیل‌: بنا به روایت ابوالفرج‌، به نقل از امام باقر ـ علیه‌السلام ـ قاتل وی ابوجرهم اَزْدی و لقیط بن ایاس جهنی‌بوده‌اند.

28 . علی بن عقیل بن ابی‌طالب‌: ابوالفرج روایتی در باره شهادت وی در كربلاآورده است‌. وی در جای دیگری‌، به نقل از محمد بن علی بن حمزه‌، خبری درباره كشته شدن ابراهیم بن علی بن ابی‌طالب در كربلا آورده و افزوده است كهدر هیچ كتاب نسبی یادی از او نیافته است‌.

29 . عبیدالله بن علی بن ابی‌طالب‌: خلیفة بن خیاط به نقل از «ابوالحسن‌»آورده است كه وی با امام حسین ـ علیه السلام ـ در كربلا شهید شد. مادر وی‌،رباب دختر امری‌ء القیس بوده است‌. گفته شده است كه این سخن خطاست‌؛زیرا وی در یوم المذار به دست اصحاب مختار كشته شد!

30 . ابوبكر بن القاسم بن حسین بن علی‌: خلیفة بن خیاط وی را نیز در جمله‌كشتگان كربلا دانسته است‌.
ابن اعثم ضمن یاد از اسامی شهدای از اهل بیت‌، و بیان ترتیب شهادت آنان‌،برای هر كدام رجزی آورده و از این حیث‌، از بقیه منابع ممتاز است‌. این اشعاربیشتر در معرفی نسب و خاندان آنان و نیز در باره امام حسین ـ علیه السلام ـ وشخصیت آن حضرت است‌. احتمال دارد كه دست كم‌، برخی از این رجزها،مربوط به زمانی بعد از حادثه كربلا باشد كه به متون تاریخی متصل شده است‌!
ـ اما كسانی از اهل بیت كه از ماجرای كربلا نجات یافتند، به نقل ابن سعد اینانند:
علی بن الحسین‌: امام سجاد ـ علیه السلام ـ كه نسل امام حسین ـ علیه السلام ـاز طریق وی باقی مانده است‌. وی در كربلا مریض و در خیمه در كنار زنان بود.علی بن الحسین كه همسرش «ام محمد دختر امام حسن ـ علیه السلام ـ » نیزهمراه كاروان بود، در این وقت بیمار بوده و سخت از وی مراقبت می‌شد.شمر ملعون با اشاره به وی گفت‌: این را هم بكشید. مردی كوفی فریاد زد:سبحان الله‌! آیا جوان نورسی را كه مریض است و نجنگیده می‌كشید؟ در این‌وقت عمر سعد گفت‌: متعرض زنان و این مریض نشوید. علی بن الحسین می‌گفت‌: در آن وقت مردی از آنان مرا پنهان كرده‌، در جایی منزل داده‌، از من نگهداری می‌كرد و هر بار كه نزد من می‌آمد و می‌رفت گریه می‌كرد؛ چنان كه‌من گفتم اگر وفایی نزد مردم مانده باشد، نزد این مرد است‌. یكباره منادی ابنزیاد فریاد زد: علی بن الحسین نزد هر كسی هست او را بیاورد و سیصد درهمبگیرد. این مرد نزد من آمد و همان طور كه گریه می‌كرد، دست مرا به گردن من‌بسته‌! می‌گفت‌: می‌ترسم‌. آن گاه مرا بیرون برده و دست بسته تحویل داده‌،سیصد درهم را گرفت‌. مرا گرفتند و نزد ابن زیاد بردند.
حسن بن حسن بن علی كه نسل او باقی است‌.
عمرو بن حسن بن علی كه نسلی از او برجای نمانده است‌.
قاسم بن عبدالله بن جعفر.
محمد بن عقیل‌.

يکشنبه 17/9/1387 - 10:6
شهدا و دفاع مقدس

آوازه اش در مخ کار گرفتن و صفر کیلومتر بودن و پرسیدن سوال های فضایی به گوش ما هم رسیده بود. بنده خدا تازه به جبهه آمده بود و فکر می کرد ماها جملگی برای خودمان یک پا عارف و زاهد و باباطاهر عریانیم و دست از جان کشیده ایم. راستش همه ما برای دفاع از میهن مان دل ازخانواده کنده بودیم اما هیچکدام مان اهل ظاهر سازی و جانماز آب کشیدن نبودیم. می دانستیم که این امر برای او که خبر نگار یکی از روزنامه های کشور است باورنکردنی است.

شنیده بودیم که خیلی ها حواله اش داده اند به سر خرمن و با دوز و کلک از سر بازش کرده بودند. اما وقتی شصتمان خبردار شد که همای سعادت بر سرمان نشسته و او کفش و کلاه کرده تا سر وقت مان بیاید. نشستیم و فکرهایمان رایک کاسه کردیم و بعد مثل نو عروسان بدقلق «بله» را گفتیم. طفلک کلی ذوق کرد که لابد ماها مثل بچه آدم دو زانو می نشستیم و به سوالات او پاسخ می دهیم.

از سمت راست شروع کرد که از شانس بد او یعقوب بحثی بود که استاد وراجی و بحث کردن بود.

- برادر هدف شما از آمدن به جبهه چیست؟

- والله شما که غریبه نیستید، بی خرجی مونده بودیم. سر سپاه زمستونی هم که کار پیدا نمیشه. گفتیم کی به کیه، می رویم جبهه و می گیم به خاطر خدا و پیغمبر آمدیم بجنگیم. شاید هم شکم مان سیر شد هم دو زار واسه خانواده بردیم!

نفر دوم احمد کاتیوشا بود که با قیافه معصومانه و شرمگین گفت: «عالم و آدم میدونن که مرا به زور آوردن جبهه. چون من غیر از این که کف پام صافه و کفیل مادر و یک مشت بچه یتیم هم هستم، دریچه قلبم گشاده، خیلی از دعوا و مرافه می ترسم! تو محله مان هر وقت بچه های محل با هم یکی به دو می کردند من فشارم پایین می آمد و غش می کردم. حالا از شما عاجزانه می خواهم که حرف هایم را تو روزنامه تان چاپ کنید. شاید مسئولین دلشان سوخت و مرا به شهرمان منتقل کنند!» خبر نگار که تند تند می نوشت متوجه خنده های بی صدای بچه ها نشد.

مش علی که سن و سالی داشت گفت: « روم نمی شود بگم، اما حقیقتش اینه که مرا زنم از خونه بیرون کرد. گفت: «گردن کلفت که نگه نمی دارم. اگر نری جبهه یا زود برگردی خودم چادرم را می بندم دور گردنم و اول یک فصل کتکت می زنم و بعد میرم جبهه و آبرو برات نمی گذارم. منم از ترس جان و آبرو از اینجا سر درآوردم.»

خبرنگار کم کم داشت بو می برد. چون مثل اول دیگر تند تند نمی نوشت. نوبت من شد.

گفتم: «از شما چه پنهون من می خواستم زن بگیرم اما هیچ کس حاضر نشد دخترش را بدبخت کند و به من بدهد. پس آمدم این جا تا ان شاءالله تقی به توقی بخورد و من شهید بشوم و داماد خدا بشوم. خدا کریمه! نمی گذارد من عزب و آرزو به دل و ناکام بمانم!»

خبرنگار دست از نوشتن برداشت.

بغل دستی ام گفت: «راستش من کمبود شخصیت داشتم. هیچ کس به حرفم نمی خندید. تو خونه هم آدم حسابم نمی کردند چه رسد به محله. آمدم اینجا شهید بشم شاید همه تحویلم بگیرند و برام دلتنگی کنند.»

دیگر کسی نتوانست خودش را نگه دارد و خنده مثل نارنجک تو چادرمان ترکید. ترکش این نارنجک خبرنگار را هم بی نصیب نگذاشت.

يکشنبه 17/9/1387 - 10:3
شهدا و دفاع مقدس
بعد از عملیات محرم، دشمن به خاطر بازپس گیری مناطقی كه از دست داده بود، چند بار پاتك كرد كه با مقاومت خوب و جانانه بچه‌ها روبرو شد و عقب نشینی كرد.
بعد از این‌ كه آتش دشمن كمی فروكش كرد بچه‌ها از این فرصت استفاده كردند و روبروی پل زبیدات مشغول استراحت شدند. من هم به اتفاق یكی از برادرهای آر‌پی‌جی زن مشغول استراحت شدم. همین‌طور كه استراحت می‌كردم چشمم به آر‌پی‌جی ‌اش افتاد. با دیدن آر‌پی‌جی تصمیم گرفتم كه تیراندازی با آن را یاد بگیرم. برای همین به دوستم گفتم: خیلی دوست دارم با آر‌پی‌جی كار كنم و با آن تیر اندازی كنم. از او خواستم كه كار با آن را به من بیاموزد. ایشان با آن ‌كه خیلی خسته بود دست رد به سینه‌ام نزد و قبول كرد، كار با آر‌پی‌جی را برایم توضیح دهد... وقتی نحوه كار با آرپی‌جی را یاد گرفتم، دل تو دلم نبود. موشك آر‌پی‌جی را روی آن نصب كرد و توضیحات لازم را به من متذكر شد و آر‌پی‌جی را به من داد. آرپی‌جی را توی دستم گرفتم و برای تمرین تیراندازی كمی از بچه‌ها فاصله گرفتیم. با هم دنبال چیزی می‌گشتیم تا آن را مورد هدف قرار دهیم. همین طور كه می‌گشتیم چشمم به یك الاغ افتاد. خندیدم و گفتم: بیا ببین چی پیدا كردم. وقتی ایشان الاغ را دید زد زیر خنده و گفت: محمد حسابش را بگذار كف دستش تا دیگر این طرف‌ها پیدایش نشود. من هم الاغ را نشانه گرفتم و ماشه را چكاندم. موشك شلیك شد. موشك نرسیده به الاغ داخل شیار افتاد و منفجر شد. با انفجار موشك آر‌پی‌جی متوجه شدم یك عده از نیروهای عراقی پا به فرار گذاشتند. با دیدن نیروهای عراقی فهمیدم كه آن‌ها قصد غافلگیر كردن بچه‌ها را داشتند كه به خواست خداوند الاغ نقشه‌های آنان را برملا كرد.
يکشنبه 17/9/1387 - 10:1
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته