• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 1
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 6617روز قبل
طنز و سرگرمی
به نام خدا آقای جوینز چند روزی تعطیل بود , بنابراین تصمیم گرفت که برای مسافرت با ترن به کوهستان بره . اون بهترین لباسوشو پوشید و کیف کوچیک خودشو برداشت و به ایستگاه ترن رفت و سوار ترن شد. اون یک کلاه زیبا هم داشت که اغلب رو سرش بود .در طول مسافرت اون سرش از پنجره بیرون می آورد و به طبیعت و کوه ها نگاه می کرد ؛ که ناگهان باد کلاه اون برداشت . آقای جوینز سریع کیفشو برداشت و اونوهم از پنجره بیرون انداخت . افرادی که تو واگن بودند خندید و با کنایه به جوینز گفتند :آیا شما فکر می کنین کیف کلاهتون برگردونه ؟ آقای جوینز گفت نه ! اما رو کلاهم هیچ آدرس و یا اسمی ننوشته بودم اما روی کیفم هم اسم و هم آدرسمو نوشتم . پس وقتی کسی این دوتا رو کنار هم پیدا کنه  , می فهمه که هر دو اینها مال یک نفره و  هم کیف و هم کلاهو به آدرس من می فرسته .پیام :  بالاترین ثروت در میان گوشهای شما قرار دارد.  آنان که به خدا توکل کنند هرگز شکست نمی خورند.
يکشنبه 12/3/1387 - 15:3
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته