• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 8
تعداد نظرات : 29
زمان آخرین مطلب : 6730روز قبل
ادبی هنری
  • «تا ابله در جهانه، مفلس درنمی‌مانه.»
  • «تابستون پدر یتیمونه.»
  • «تا پریشان نشود کار به سامان نرسد.»
  • «تا تریاق از عراق آرند، مار گزیده مرده باشد.»
  • «تا تنور گرمه نون‌و بچسبون.»
  • «تا تو فکر خر بکنی ننه، منو در بدر می‌کنی ننه.»
  • «تا چراغ روشنه جونورها از سوراخ میان بیرون.»
  • «تا شغال شده بود به چنین سوراخی گیر نکرده بود.»
  • «تا کرکس بچه‌دار شد، مردار سیر نخورد.»
  • «تا گفته‌ای غلام توام، می‌فروشنت.»
  • «تا گوساله گاو بشه، دل مادرش آب می‌شه.»
  • «تا مار راست نشه توی سوراخ نمی‌ره.»
  • «تا نازکش داری نازکن، نداری پاهاتو دراز کن.»
  • «تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها.»
  • «تا هستم به ریش تو بستم.»
  • «تب تند عرقش زود در میاد.»
  • «تخم‌مرغ دزد، شتر دزد می‌شه.»
  • «ترب هم جزء مرکبات شده.»
  • «ترتیزک خریدم قاتق نونم بشه، قاتل جونم شد.»
  • «تعارف کم کن‌ و بر مبلغ افزا.»
  • «تغاری بشکنه ماستی بریزد * جهان گردد به کام کاسه لیسان.»
  • «تف سر بالا، بر می‌گرده به ریش صاحبش.»
  • «تلافی غوره رو سر کوره در میاره.»
  • «تنبل مرو به سایه، سایه خودش می‌آیه.»
  • «تنها به قاضی رفته خوشحال برمی‌گرده.»
  • «تو از تو، من از بیرون.»
  • «تو بگو ف من میگم فرحزاد.»
  • «توبه گرگ مرگه.»
  • «تو که نی‌زن بودی چرا آقا دائیت از حصبه مرد.»
  • «تومون خودمونو می‌کشه، بیرونمون مردم را.»
  • «توی دعوا نون و حلوا خیر نمی‌کنند.»
دوشنبه 8/11/1386 - 14:50
ادبی هنری
  • «پا را به اندازه گلیم باید دراز کرد.»
  • «پایین‌پایین‌ها جاش نیست، بالابالاها راش نیست.»
  • «پز عالی، جیب خالی.»
  • «پس از چهل سال چارواداری، الاغ خودشو نمی‌شناسه.»
  • «پس از قرنی شنبه به نوروز میافته.»  
  • «پسر خاله دسته دیزی.»
  • «پسر زائیدم برای رندان، دختر زائیدم برای مردان، موندم سفیل و سرگردان.»
  • «پسرکو ندارد نشان از پدر * تو بیگانه خوانش نخوانش پسر.»
  • «پشت تاپو بزرگ شده.»
  • «پنج انگشت برادرند، برابر نیستند.»
  • «پوست خرس نزده می‌فروشه.»
  • «پول است نه جان است که آسان بتوان داد.»
  • «پول پیدا کردن آسونه، اما نگهداریش مشکله.»
  • «پول حرام، یا خرج شراب شور میشه یا شاهد کور.»
  • «پولدارها به کباب، بی‌پولها به بوی کباب.»
  • «پول ما سکه عُمَر داره.»
  • «پیاده شو با هم راه بریم.»
  • «پیاز هم خودشو داخل میوه‌ها کرده.»
  • «پی خر مرده میگرده که نعلش را بکنه.»
  • «پیراهن بعد از عروسی برای گل منار خوبه.»
  • «پیرزنه دستش به درخت گوجه نمی‌رسید، می‌گفت: ترشی بمن نمی‌سازه.»
  • «پیش رو خاله، پشت سر چاله.»
  • «پیش قاضی و معلق بازی.»
يکشنبه 7/11/1386 - 22:16
ادبی هنری
  • «پا را به اندازه گلیم باید دراز کرد.»
  • «پایین‌پایین‌ها جاش نیست، بالابالاها راش نیست.»
  • «پز عالی، جیب خالی.»
  • «پس از چهل سال چارواداری، الاغ خودشو نمی‌شناسه.»
  • «پس از قرنی شنبه به نوروز میافته.»
  • «پستان مادرش را گاز گرفته.»
  • «پسر خاله دسته دیزی.»
  • «پسرکو ندارد نشان از پدر * تو بیگانه خوانش نخوانش پسر.»
  • «پنج انگشت برادرند، برابر نیستند.»
  • «پوست خرس نزده می‌فروشه.»
  • «پول است نه جان است که آسان بتوان داد.»
  • «پول پیدا کردن آسونه، اما نگهداریش مشکله.»
  • «پولدارها به کباب، بی‌پولها به بوی کباب.»
  • «پول ما سکه عُمَر داره.»
  • «پیاده شو با هم راه بریم.»
  • «پیاز هم خودشو داخل میوه‌ها کرده.»
  • «پی خر مرده میگرده که نعلش را بکنه.»
  • «پیراهن بعد از عروسی برای گل منار خوبه.»  
  • «پیش رو خاله، پشت سر چاله.»
  • «پیش قاضی و معلق بازی.»
جمعه 5/11/1386 - 15:48
ادبی هنری
  • «با آل علی هر که در افتاد، ور افتاد.»
  • «با اون زبون خوشت، با پول زیادت، یا با راه نزدیکت.»
  • «با این ریش میخواهی بری تجریش؟»
  • «با پا راه بری کفش پاره می‌شه، با سر کلاه.»
  • «با خوردن سیر شدی با لیسیدن نمی‌شی.»
  • «باد آورده را باد می‌برد.»
  • «با دست پس می‌زنه، با پا پیش می‌کشه.»
  • «بادنجان بم آفت ندارد.»
  • «بادمجان دور قاب چین.»
  • «بارون آمد، ترکها بهم رفت.»
  • «بار کج به منزل نمی‌رسد.»
  • «با رمال شاعر است، با شاعر رمال، با هر دو هیچکدام با هیچکدام هر دو.»
  • «بازی اشکنک داره، سر شکستنک داره.»
  • «بازی بازی، با ریش بابا هم بازی.»
  • «با سیلی صورت خودشو سرخ نگه میداره.»
  • «با کدخدا بساز، ده را بچاپ.»
  • «با گرگ دنبه می‌خوره، با چوپان گریه می‌کنه.»
  • «بالا بالاها جاش نیست، پائین پائین‌ها راش نیست.»
  • «با مردم زمانه سلامی و والسلام.»
  • «با نردبان به آسمون نمی‌شه رفت.»
  • «با همین پرو پاچین، میخواهی بری چین و ماچین؟"
  • «باید گذاشت در کوزه آبش را خورد.»
  • «با یکدست دو هندوانه نمی‌شود برداشت.»
  • «با یک گل بهار نمی‌شه.»
  • «ببینیم و تعریف کنیم.»
  • «به اشتهای مردم نمی‌شود نان خورد.»
  • «به بهلول گفتند ریش تو بهتره یا دم سگ؟ گفت: اگر از پل جستم ریش من و گرنه دم سگ.»
  • «به جای شمع کافوری چراغ نفت می‌سوزد.»
  • «بچه سر پیری زنگوله پای تابوته.»
  • «بچه سر راهی برداشتم پسرم بشه، شوهرم شد.»
  • «بخور و بخواب کار منه، خدا نگهدار منه.»
  • «بدبخت اگر مسجد آدینه بسازد * یا طاق فرود آید، یا قبله کج آید.»
  • «به درویشه گفتند بساطتو جمع کن، دستشو گذاشت در دهنش.»
  • «به دعای گربه کوره بارون نمیاد.»
  • «بدهکار رو که رو بدی طلبکار می‌شه.»
  • «برادران جنگ کنند، ابلهان باور کنند.»
  • «برادری بجا، بزغاله یکی هفت صنار.»
  • «برای شکار بچه ببر به مغاک ببر باید رفت.»
  • «برای کسی بمیر که برات تب کنه.»
  • «برای همه مادره، برای ما زن‌بابا.»
  • «برای یک بی‌نماز، در مسجدو نمی‌بندند.»
  • «برای یه دستمال قیصریه رو آتیش میزنه.»
  • «بر عکس نهند نام زنگی کافور.»
  • «برو کشک تو بساب .»
  • «به روباهه گفتند: شاهدت کیه؟ گفت: دمبم.»
  • «به‌زبون خوش مار از سوراخ در میاد.»
  • «بزک نمیر بهار میاد * کنبزه با خیار میاد.»
  • «بز گر از سر چشمه آب می‌خوره.»
  • «به شتر مرغ گفتند: بار ببر، گفت: مرغم، گفتند: بپر، گفت: شترم.»
  • «بعد از چهل سال گدایی، شب جمعه را گم کرده.»  
  • «به کیشی آمدند به فیشی رفتند.»
  • «به کچله گفتند: چرا زلف نمیزاری؟ گفت: من از این قرتی‌گریها خوشم نمیاد.»
  • «بگو نبین، چشممو هم می‌گذارم، بگو نشنو در گوشمو می‌گیرم، اما اگر بگی نفهمم، نمی‌تونم.»
  • «بگیر و ببند بده دست پهلوون.»
  • «بلبل هفت تا بچه میزاره، شیش تاش سوسکه، یکیش بلبل.»
  • «به مالت نناز که به یک شب بنده، به حسنت نناز که به یک تب بنده.»
  • «به ماه میگه تو در نیا من در میام.»
  • «به مرغشان کیش نمی‌شه گفت.»
  • «به مرگ می‌گیره تا به تب راضی بشه.»
  • «بوجار لنجونه از هر طرف باد بیاد، بادش میده.»
  • «بهر کجا که روی آسمان همین رنگه.»
  • «به یکی گفتند: سرکه هفت ساله داری؟ گفت: دارم و نمی‌دم، گفتند: چرا؟ گفت: اگر می‌دادم هفت ساله نمیشد.»
  • «به یکی گفتند: بابات از گرسنگی مُرد. گفت: داشت و نخورد؟»
  • «به گاو و گوسفند کسی کاری نداره؟»
  • «بهر خران چه کاه برند چه زعفران»
پنج شنبه 4/11/1386 - 11:53
ادبی هنری
  • «اسب دونده جو خود را زیاد می‌کنه.»
  • «اسب را گم کرده، پی نعلش می‌گرده.»
  • «اسب لاغر میان به کار آید * روز میدان نه گاو پرواری.» ~ سعدی
  • «اسب و خر را که یک جا ببندند، اگر هم‌بو نشند همخو می‌شند.»
  • «استاد علم! این رنگ به‌علم نبود.» (اوسا علم! این یکی رو بکش قلم!)
  • «استخری که آب نداره، این همه قورباغه می‌خواد چه کار؟»
  • «استخوان لای زخم گذاشتن.»
  • «اصل کار بر و روست، کچلی زیر موست.»
  • «افاده‌ها طبق طبق سگ‌ها به دورش وق وق.»
  • «افتادگی آموز اگر طالب فیضی * هرگز نخورد آب زمینی که بلند است» پوریای ولی
  • «اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد.»
  • «اگر بیل‌زنی، باغچه خودت را بیل بزن.»
  • «اگر برای من آب نداره، برای تو که نان داره.»
  • «اگر چاه آب ندارد، برای مقنی نان دارد.»
  • «اگه باباشو ندیده بود، ادعای پادشاهی می‌کرد.»
  • «اگر بپوشی رختی، بنشینی به تختی، تازه می‌بینمت بچشم آن وختی.»
  • «اگر برکه‌ای پر کنند از گلاب * سگی در وی افتاد کند منجلاب» ~ سعدی
  • «اگه پشیمونی شاخ بود، فلانی شاخش به آسمان می‌رسید.»
  • «اگر تو مرا عاق کنی، منهم ترا عوق می‌کنم.»
  • «اگر جراحی، پیزی خودتو جا بنداز.»
  • «اگه خاله‌ام ریش داشت، آقا دائیم بود.»
  • «اگه خیر داشت، اسمشو می‌گذاشتند خیرالله.»
  • «اگر دانی که نان دادن ثواب است * تو خود میخور که بغدادت خرابست.»
  • «اگه دعای بچه‌ها اثر داشت، یک معلم زنده نمی‌موند.»
  • «اگه زری بپوشی، اگر اطلس بپوشی، همون کنگر فروشی.»
  • «اگر علی ساربان است، می‌داند شتر را کجا بخواباند.»  
  • «اگه لالائی بلدی، چرا خوابت نمی‌بره.»
  • «اگه مردی، سر این دسته هونگ (هاون) و بشکن.»
  • «اگه بگه ماست سفیده، من می‌گم سیاهه.»
  • «اگه مهمون یکی باشه، صاحبخونه براش گاو می‌کشه.»
  • «اگه نخوردیم نون گندم، دیدیم دست مردم.»
  • «اگه نی زنی چرا بابات از حصبه مرد.»
  • «اگه هفت تا دختر کور داشته باشه، یک‌ساعته شوهر میده.»
  • «اگه همه گفتند نون و پنیر، تو سرت را بگذار زمین و بمیر.»
  • «امان از خانه‌داری، یکی میخری دو تا نداری.»
  • «امان از دوغ لیلی، ماستش کم بود آبش خیلی.»
  • «اندک اندک خیلی شود و قطره قطره سیلی گردد» سعدی
  • «انگور خوب، نصیب شغال میشه.»
  • «اولاد، بادام است اولاد اولاد، مغز بادام.»
  • «اول بچش، بعد بگو بی‌نمکه.»
  • «اول برادریتو ثابت کن، بعد ادعای ارث و میراث کن.»
  • «اول بقالی و ماست ترش‌فروشی.»
  • «این بو که میاید بوی کباب نیست بلکه خر داغ میکنند.» یا «اینجا گوشت کباب نمی‌کنند بلکه خر داغ می‌کنند.» یا «از دور بوی کباب میاد، از نزدیک خر داغ می‌کنند.»
  • «اول پیاله و بد مستی.»
  • «اول، چاه را بکن، بعد منار را بدزد.»
  • «ای آقای کمر باریک، کوچه روشن کن و خانه تاریک.»
  • «این تو بمیری، از آن تو بمیری‌ها نیست.»
  • «این دغل دوستان که می‌بینی * مگسانند گرد شیرینی.»
  • «این قافله تا به حشر لنگ است.»
  • «اینکه برای من آوردی، ببر برای خاله‌ات.»
  • «اینو که زائیدی بزرگ کن.»
  • «این هفت‌صد دینار، غیر از آن چارده‌شاهی است.»
  • «این‌همه چریدی دنبه‌ات کو؟»
  • «این‌همه خر هست و ما پیاده میریم.»
پنج شنبه 4/11/1386 - 11:51
ادبی هنری
  • «ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار اند * تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری» ~ 
  • «اجاره نشین خوش نشینه.»
  • «ارزان خری، انبان خری.»
  • «از آب کره می‌گیره.»
  • «از آب گل آلود ماهی می‌گیره.»
  • «از اسب افتاده‌ایم، اما از اصل نیفتاده‌ایم.»
  • «از اونجا مونده، از اینجا رونده.»
  • «از اون نترس که‌های و هوی داره، از اون بترس که سر به تو داره.»
  • «از این دم بریده هر چی بگی برمیاد.»
  • «از این ستون به آن ستون فرجه.»
  • «از بی‌کفنی زنده‌ایم.»
  • «از تنگی چشم پیل معلومم شد * کآنان که غنی‌ترند محتاج‌ترند.» ~ 
  • «از تو حرکت، از خدا برکت.»
  • «از حق تا ناحق چهار انگشت فاصله‌است.»
  • «از خر افتاده، خرما پیدا کرده.»
  • «از خرس موئی، غنیمته.»
  • «از خر می‌پرسی چهارشنبه کیه؟»
  • «از خودت گذشته، خدا عقلی به بچه‌هات بده.»
  • «از درد لاعلاجی به خر میگه خانمباجی.»
  • «از دور دل و می‌بره، از جلو زهره رو.»  
  • «از کوزه همان برون تراود که در اوست.» ((گر دایره کوزه ز گوهر سازند))
  • «از کیسه خلیفه می‌بخشه.»
  • «از گدا چه یک نان بگیرند و چه بدهند.»
  • «از گیر دزد در آمده، گیر رمال افتاد.»
  • «از ماست که بر ماست.»
  • «از مال پس است و از جان عاصی.»
  • «از مردی تا نامردی یک قدم است.»
  • «از من بدر، به جوال کاه.»
  • «از نخورده بگیر، بده به خورده.»
  • «از نو کیسه قرض مکن، قرض کردی خرج نکن.»
  • «از هر چه بدم اومد، سرم اومد.»
  • «از هول هلیم افتاد توی دیگ.»
  • «از یک گل بهار نمی‌شه.»
  • «از این گوش می‌گیره، از آن گوش در می‌کنه.»
  • «اسباب خونه به صاحبخونه میره.»
  • «اسب پیش‌کشی‌رو، دندوناشو نمی‌شمرند.»
  • «اسب تازی در طویله گر ببندی پیش خر * رنگشان همگون نگردد، طبعشان همگون شود»
  • «اسب تازی شده مجروح به‌زیر پالان * طوق زرین همه در گردن خر می‌بینم»
  • «اسب ترکمنی است، هم از توبره می‌خوره هم ازآخور.»
پنج شنبه 4/11/1386 - 11:49
ادبی هنری
  • «آب از دستش نمی‌چکه.»
  • «آب از سرچشمه گل‌آلوده.»
  • «آب از آب تکان نمی‌خوره.»
  • «آب از سرش گذشته.»
  • «آب پاکی روی دستش ریخت.»
  • «آب در کوزه و ما تشنه‌لبان می‌گردیم.»
  • «آب را گل‌آلود می‌کنه که ماهی بگیره.»
  • «آب را باید از سرچشمه بست.»
  • «آب زیر پوستش افتاده.»
  • «آب که یه جا بمونه، می‌گنده.»
  • «آبکش رو نگاه کن که به کفگیر می‌گه تو سه سوراخ داری.»
  • «آب که از سر گذشت، چه یک ذرع چه صد ذرع ـ چه یک نی چه صد نی.»
  • «آب که سر بالا می‌ره، قورباغه ابوعطا می‌خونه.»
  • «آب نمی‌بینه و گرنه شناگر قابلیه.»
  • «آبی از او گرم نمی‌شه.»
  • «آتش که گرفت، خشک و تر می‌سوزد
  • «آدم، آ ه هست و دم.»
  • «آدم از کوچکی بزرگ می‌شود.»
  • «آدم با کسی که علی گفت، عمر نمی‌گه.»
  • «آدم بد حساب، دوبار می‌ده.»
  • «آدم به‌کیسه‌اش نگاه می‌کند.»
  • «آدم پول پیدا می‌کند، پول، آدم را پیدا نمی‌کند.»
  • «آدم تنبل، عقل چهل وزیر داره.»
  • «آدم خودش بمیرد هوادارش نمیرد.»
  • «آدم خوش معامله، شریک مال مردمه.»
  • «آدم دانا به نیشتر نزند مشت»
  • «آدم دست پاچه، کار را دوبار می‌کنه.»
  • «آدم زنده، زندگی می‌خواد.»
  • «آدم زنده وکیل وصی نمی‌خواد.»
  • «آدم گدا، اینهمه ادا؟»
  • «آدم گرسنه، خواب نان سنگک می‌بینه.»
  • «آدم گرسنه، یاد پلوی عروسیش می‌افته.»
  • «آردها مونو بیختیم، الک‌ها مونو آویختیم.» (آرد خود را بیختیم، آردبیز را آویختیم.)
  • «آرزو بر جوانان عیب نیست.»
  • «آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است * با دوستان مروت، با دشمنان مدارا» ~ 
  • «آستین نو، پلو بخور»
  • «آسوده کسی که خر نداره * از کاه و جوش خبر نداره.»
  • «آسیا به نوبت.»
  • «آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه.»
  • «آشپز که دوتا شد، آش یا شوره یا بی‌نمک.»
  • «آش نخورده و دهن سوخته.»
  • «آفتابه خرج لحیمه.»
  • «آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی.»
  • «آفتابه و لولهنگ هر دو یک کار می‌کنند، اما قیمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم می‌شه.»
  • «آمدم ثواب کنم، کباب شدم.»
  • «آمد زیر ابروشو برداره، چشمش را کور کرد.»
  • آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا» ~ 
  • «آنان که غنی‌ترند، محتاج‌ترند.» ~ 
  • «آن چه دلم خواست نه آن شد * آنچه خدا خواست همان شد.»
  • «آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟»
  • «آن قدر بایست، تا علف زیر پات سبز بشه.»
  • «آن قدر سمن هست، که یاسمن توش گمه.»
  • «آن قدر مار خورده که افعی شده.»  
  • «آن وقت که جیک‌جیک مستانت بود، یاد زمستانت نبود؟»
  • «آواز دهل شنیدن از دور خوشه.»
پنج شنبه 4/11/1386 - 11:47
دعا و زیارت
این سوره را از آن جهت بقره نامیده‌اند که داستان بقر (گاو) بنی اسرائیل در این سوره آمده است.

مشخصات سوره بقره

این سوره مدنی است و در جزء اول قرآن و بعد از سوره مبارکه حمد قرار دارد. این سوره اولین سوره‌ای است که در مدینه بر خاتم الانبیاء صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نازل گردیده و پس از آن سوره انفال دومین سوره‌ای است که در مدینه بر پیامبر نازل شد. این سوره را (فسطاط القرآن : سراپرده قرآن) نیز نامیده‌اند.

ثواب قرائت سوره بقره

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود : هر چیزی را رفعتی است و رفعت قرآن سوره بقره است. هر مومنی که در خانه خود آنرا تلاوت نماید تا سه روز شیطان وارد آن خانه نشود. و نیز فرمود : هرکس این سوره را تلاوت نکند خانه‌اش از خیرات خالی باشد.

در تفسیر ابوالفتوح و دیگر تفاسیر آمده است : هنگامی که پیامبر لشگری را روانه جنگ می‌نمود یک یک افراد لشگر را نزد خود می‌طلبید و می‌فرمود: از قرآن چه در حفظ داری؟ عرض می‌شد فلان و فلان سوره را. تا آنکه جوانی پیش آمد که از نظر سن از همه کوچکتر بود ، عرض کرد : یا رسول اللّه من حافظ سوره بقره‌ام. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم به سپاه اسلام فرمودند این شخص را امیر شما قرار دادم. گفتند : یا رسول اللّه چگونه این جوان را بر ما پیران امیر قرار دادی؟ فرمود : (مَعهُ سورةُ البَقَره ؛ او حافظ سوره بقره است.) از این سخن رسول اللّه معلوم می‌شود که منصب امارت و حکومت ، به علم است و فضیلت و کثرت دانش نه به سن و سال. به همین جهت امیرالمومنین علیه‌السلام که تمام سوره‌ها را با تمام تفاصیل می‌دانست و علوم تمام انبیا را در سینه داشت، در خلافت مقدم بود.

عرض سوره بقره

این سوره بصورت قسمتهای مختلف و جداگانه‌ای نازل شده است. به همین جهت تمام آن یک مقصد را دنبال نمی‌کند. اما بیشتر آن در صدد بیان موضوعات ذیل است :


حقوق خدا بر بندگان ، وجوب ایمان به کتب نازل شده ، عدم تفاوت بین پیامبران ، ذم کافران و منافقان به دلیل ایجاد اختلاف در دین خدا ، تغییر سمت قبله ، آداب حج ، ارث ، روزه ، مباحث اخلاقی ، تذکر و پند و موعظه.

فوائد تلاوت سوره بقره

حضرت علی علیه‌السلام از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم روایت کرده که فرموده : هر کس چهار آیه از اول سوره بقره را با آیة الکرسی و آیه بعد آن و سه آیه آخر سوره را تلاوت نماید چیزی که باعث ناراحتی او شود به او نمی‌رسد چه در رابطه با خودش و چه در رابطه با اهل و مالش و شیطان به او نزدیک نشود و قرآن را فراموش نکند.


يکشنبه 30/10/1386 - 10:53
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته