چهارشنبه 24 تير 1405 - 27 محرم 1448 - 15 ژولاي 2026
تبیان، دستیار زندگی
در حال بار گزاری ....
مشکی
سفید
سبز
آبی
قرمز
نارنجی
بنفش
طلایی
همه
متن
فیلم
صدا
تصویر
دانلود
Persian
Persian
کوردی
العربیة
اردو
Türkçe
Русский
English
Français
مرور بخشها
دین
زندگی
جامعه
فرهنگ
صفحه اصلی تبیان
شبکه اجتماعی
مشاوره
آموزش
فیلم
صوت
تصاویر
حوزه
کتابخانه
دانلود
وبلاگ
فروشگاه اینترنتی
yasin5
آخرین مطلب
تعداد مطالب : 1
تعداد نظرات : 2
زمان آخرین مطلب : 5716روز قبل
اهل بیت
علی (ع) بر فراز اندیشه ها (1)
مقدمه
علی ابن ابی طالب (ع) ، همیشه در ذهن هر آزاد اندیشی، تداعی كننده مفاهیم والایی همانند: عدل، داد، انصاف، زهد، تقوی، شجاعت، مبارزه با ظلم ، حمایت از مظلوم و... بوده است و ذكر" یا علی" نیز در طول تاریخ ، همواره تسلی بخش قلب مبارزان اسلامی، به خصوص مبارزان فاطمی نسب و علوی تبار بوده و خواهد بود.
حضرت علی (ع) یگانه مردی است كه كعبه را به ولادتش مفتخر نموده و این تمثیل زیبا، بیانگر آن است كه : برای شناخت كعبه ، باید باطن و قلب قبله را شناخت، از كودكی در دامان پر مهر خاتم النبیین (ص) پرورش یافته و اول كسی است كه به اسلام ایمان آورد . او به اندازه ای شیفته رسول الله بود كه فقط در جنگ احد بیش از شصت زخم برداشت و جبرئیل(ع) از جانب خدایش چنین فرمود:
(هیچ جوانمردی همچون علی و هیچ شمشیری همچون ذوالفقار نیست) و به واسطه رشادت های او بود كه هنگام رودررو شدن علی و عمرو بن عبدود عامری، پیامبر فرمود( ضربت علی در روز خندق از عبادت جن و انس برتر است) و اگر علی در جنگ خیبر و فتح مكه و غزوه حنین ، دوشادوش پیامبر نمی بود، شاید سرنوشت اسلام را به شكل دیگری رقم می زد.
اگر به خاطر لیاقت های سرشارش برای هدایت امت نبود، قطعا آیه اكمال و اتمام دین نیز در قرآن یافت نمی گشت، چرا كه غیر از علی (ع) كسی را یارای تحمل بار امامت امت نیست.(1)
آیا تاریخ بشریت حاكمی را سراغ دارد كه خوردن نان خشك و سیر شدن از آن را بر خود حرام بداند، زیرا می داند در اطراف مكه كسانی یافت می شوند كه قرص نانی در اختیارشان نیست و با سیری بیگانه اند. جامه های او گاه با قطعه پوستی وصله خورده بود و گاه با لیف خرما ، و كفشهایش از لیف خرما بود. بسیار اتفاق می افتاد كه چون هنگام نماز جمعه فرا می رسید پیراهن خود را كه شسته بود هنوز خشك نشده می پوشید ، چون پیراهن دیگری نداشت و در حالی كه خطبه می خواند آن را می فشرد و خشك می كرد.(2)
آری! امام علی (ع) چنین می زیست در حالی كه هر چه داشت صدقه می داد و انفاق می كرد. روزها روزه می گرفت و شبها به گرسنگی می گذراند و قوت و غذای خود را به دیگران می داد ، تا جایی كه سوره هل اتی (دهر) در باب ایثار آن حضرت نازل شده است. از آن جا كه زهد در دنیا چیزی جز چیره شدن بر سر سخت ترین دشمنان انسان یعنی شیطان و هواهای نفسانی یا غرایزی كه در جهت تحقق لذت های دنیایی و كام گرفتن از بهره های زندگی به ویژه آنها كه در دسترس اند، نیست. لذا باید گفت كه نگرش امام علی(ع) نیز، نسبت به دنیا در هیچ زمانی از حدود زهد تجاوز نكرد. چنانچه می فرمود:
" به راستی كه من دنیا را سه طلاقه نمودم، طلاق بائنی كه برای من در آن بازگشتی نیست و من ریسمان آن را بر دوشش انداختم."(3) و باز می فرمود:" به راستی كه این دنیای شما هر آینه در چشم من از استخوان بی گوشت خوك كه در دست مبتلا به مرض جذام باشد خوارتر، و از برگی كه در دهان ملخی است، كوچكتر است، علی چه علاقه ای دارد به نعمتی كه فنا پذیر بوده
، لذتی كه دوام ندارد؟"(4)
بدین ترتیب ، باید گفت كه تاریخ، كسی را چون علی بن ابیطالب(ع) سراغ ندارد كه این گونه از منابع ثروت و قدر و موقعیت های مادی برخوردار باشد و در توان داشته باشد ولی همواره آنها را از خود دریغ دارد.
بخش اول
على(علیه السلام) از نگاه دانشمندان و نویسندگان غیر مسلمان
در حقیقت باید گفت، سخن گفتن درباره علی (ع) ، ابرمرد جهان اسلام و انسانیت ، كاری است بس دشوار و سنگین كه هر كس را توان قلم رسایی و سخن گفتن درباره آن نیست. علی(ع) وجودی است چند بعدی و جامع اضداد؛ شجاع است و پرصلابت ، سخنوری است بلیغ و فصیح. در محراب عبادت ، عابدی است، گریان و لرزان و زاهدی است خدا ترس. حاكمی است مدیر، سیاستمداری است مدبر و بخشنده ، ایثارگری است توانا، رهبری است قاطع ، پیوسته با حق است و حق با او، در اجرای حق پر صلابت و سخت گیر، خصم ظالمان است و یاور مظلومان. او امیرمؤمنان است و سرور عارفان و در عین حال پناهگاه یتیمان و بی سرپرستان و ستم دیدگان، دلی دارد جوشان از عواطف انسانی و ترحم به زیردستان، در عین قدرت و سخاوت ، ژنده پوشی است كارگر و كشاورز، حكیمی است بصیر و داوری است دادگر و بی گذشت . به راستی كه شناخت گوشه ای از این دریای ناپیدا و اسوه فضیلت و تقوا و دانش ، برای كسی امكان ندارد، مگر خدایی كه خالق اوست و پیغمبری كه مربی و معلم اوست و اولاد طاهرینش (ع) كه پرورش یافتگان مكتب اویند.(1)
باز باش ای باب رحمت تا ابد
مسلم است که باشناخت های معمولی هرگز نمی توان شخصیت علی بن ابیطالب (ع) را دریافت . به ویژه اگر پژوهشگر در مواردی جویای عناصر و فعالیت های روحی آن بزگوار باشد .
به عبارتی دیگر، حباب نمی تواند تمام مفهوم دریا باشد . حباب کجا و آن عظمت ژرف و شگفت انگیز کجا!؟
به راستی پدیده های ترکیبی و مفاهیم عالی انسان درون شخصیت ها بانظر به عظمت رشدی که دارند، بسیار پیچیده تر و ظریف تر از آن است که در انسان های معمولی به وجود آید .
آمیزه ای از عدالت و محبت با وابستگی به خداوند متعال، از علی بن ابیطالب (ع) شخصیتی ساخته است که در نادره دوران است . در جنگ صفین، لشکریان معاویه آب فرات را به روی لشکریان علی (ع) می بندند و آنان را در معرض هلاکت قرار می دهند . با فرمان علی (ع) فرات به دست لشکریان علی بن ابیطالب (ع) می افتد و یاران علی می خواهند در مقابل تخلف لشکریان معاویه از قانون، آب را به روی لشکریان او ببندند .
علی (ع) فرات را در اختیار آنان می گذارد و از بستن آب به روی لشکریان معاویه جلوگیری می کند، همان، «معاویه » ای که دشمن دیرین و خونخوار اوست . در جای دیگر همین رفتار را با قاتل خود می کند . در تمام لحظات زندگی اش چنین شخصیت خاصی دارد .
به این قیاس، انسان از دیدگاه شخصیت علی (ع) موضوعی است که در مجرای سه پدیده متنوع مطرح است: محبوبیت، مشمول بودن به عدالت، وابستگی به خدا .
براساس تحقیقات همه جانبه ای که از آغاز ظهور اسلام تاکنون درباره شخصیت علی بن ابیطالب (ع) چه به وسیله مشاهده کنندگان معاصر او و چه بعدها توسط متفکران صاحب نظر اسلامی و دیگر ملل صورت گرفته است، این حقیقت پذیرفته شده که: «شخصیت علی (ع) چنان که در قلمرو و مکتب های الاهی (غیر از نبوت) در ردیف پیامبرانی مانند ابراهیم (ع)، موسی (ع)، عیسی (ع) و محمد (ص) (صاحبان رسالت کلی) قرار دارد، در قلمرو و پیشتازان کاروانیان انسانی که تکامل در انسانیت را هدف گیری نموده اند، در صف اول جا گرفته است . علی (ع) پیامبر نیست و خضوع و تسلیمش در برابر پیامبر اسلام و ایمان راستین او به خاتم پیامبران (ص) چیزی نیست که قابل کمترین تردید باشد .»
شایستگی علی (ع) برای مقام نمایندگی رسالت های کلی نه تنها از سوی صاحب نظران جهان تشیع، بلکه از طرف همه فرقه ها و مذاهب اسلامی و غیر اسلامی بدون کمترین ابهامی ابراز شده است .
1 . شبلی شمیل که از پیشتازان مکتب مادیگری بود، می نویسد:
«پیشوا علی بن ابیطالب بزرگ بزرگان، یگانه نسخه ای است که نه شرق و نه غرب، نه در گذشته و نه در امروز، صورتی مطابق این نسخه ندیده است .» همچنین
در فضایل امیرالمؤمنین (ع) می گوید:
" پیشوا علی بن ابیطالب(ع) ، بزرگ بزرگان، یگانه نسخه ای است كه نه شرق و نه غرب ، نه در گذشته و نه در امروز صورتی مطابق این نسخه ندیده است..."
(2)
2 . جبران خلیل جبران یکی دیگر از نویسندگان و متفکران انسان مسیحی عرب می نویسد:
من معتقدم که فرزند ابیطالب نخستین عرب بود که با روح کلی رابطه بر قرار نمود . او اولین شخصیت از عرب بود که لبانش نغمه روح کلی را در گوش مردمی طنین اندازد نمود که پیش از او آن را نشنیده بودند ... او از این دنیا رخت بربست، در حالی که رسالت خود را به جهانیان نرسانده بود . او چشم از این جهان پوشید مانند پیامبرانی که در جوامع بشری مبعوث می شدند که گنجایش آن پیامبران را نداشتند و به مردمی وارد می شدند که شایسته آن پیامبران نبودند و در زمانی ظهور می کردند که زمان آنان نبود . خدا را در این کار حکمتی است که خود داناتر است .» (3)
3 . میخائیل نعیمه نویسنده، صاحب نظر و متفکر انسانی مسیحی عرب می نویسد:
«هیچ مورخ و نویسنده ای هر اندازه هم که از امتیاز نبوغ و رادمردی برخوردار باشد، نمی تواند از انسان بزرگی مانند پیشوا علی (ع) یک چهره کلی در مجموعه ای که حتی هزار صفحه هم باشد، ترسیم نماید و دورانی پر از رویدادهای بزرگ مانند دوران او را توضیح دهد . تفکرات و اندیشه های آن ابرمرد عربی و گفتار و کرداری را که او میان خود و پروردگارش انجام داده است، نه گوشی شنیده و نه چشمی دیده است . تفکرات ایده ها، گفتارها و کردار او خیلی بیش از آن بوده است که بادست و زبان و قلم وی بروز کرده و در تاریخ ثبت شده باشد .» (4)
4 . ایلیا پاولیچ پروشفسکی استاد تاریخ دانشگاه لنینگراد (سن پطرزبورگ) می نویسد:
«علی پرورده محمد (ص) و عمیقا به وی و امر اسلام وفادار بود . علی تا سر حد شور و عشق پایبند دین بود . صادق و درستکار بود . در امور اخلاقی بسیار خرده گیر بود و از نام جویی و مال پرستی به دور، و بی تردید هم مردی سلحشور بود و هم شاعر، و تمام صفات لازمه اولیاء الله در وجودش جمع بود .» (5)
5 . جرج جرداق از برترین نویسندگان انسانی مسیحی عرب می نویسد:
«آیا انسان بزرگی مانند علی را می شناسی که حقیقت انسانی را به عقول و مشاعر بشری آشنا سازد؟ آن حقیقت انسانی که سرگذشتی چون ازل و آینده باقی چون ابدیت و ژرفایی بس عمیق دارد که هر یک از صاحبان عقول و نفوس بزرگ مطابق روش و طبع خود، آن را درک می کند و دیگر انسان های عادی بدون این که خود بدانند در سایه آنان زندگی می کنند ... آن حقیقت انسانی که اساس همه فلسفه های مثبت است در مقابل فلسفه های منفی . منظورم از آن فلسفه ها کاوش از مطلق است که عامل اساسی ثبات و پایداری انسانیت در موجود انسان است . کاوشی که اگر تا اعمال مطلق ادامه یابد، به یکی از چهره های حقیقت خواهد رسید . در این بحث و پیگیری، اندیشه و عقل و خیال و سایر فعالیت های ناشی از آن ها دست به دست هم می دهند، سپس بر موقعیت ها و عوامل و عموم تمایلات با داشتن معانی مختلف تطبیق می یابند . علی این مطلق را به طور مخصوص دریافته، سپس باعقل و قلبش درک کرده است که بالاترین قدرت ها از پایداری و مقاومت روی آن مطلق ناشی می گردد . علی بدینسان تجسم یافته آن قدرت شگفت انگیز است که او را در پیروزی ها و شکست ها یکسان نشان می دهد; زیرا عامل ملاک او در پیروزی ها و شکست ها همان قدرت است که در میدان جنگ چه باچهره پیروزمند بیرون آید و چه با شکست روبه رو شود و همچنین در میدان سیاست و هر میدان دیگری که برای تکاپوی زندگی تصور شود، یکسان است .
" چه می شد بر تو ای دنیا، اگر نیروهای خود را جمع می كردی و در هر زمانی یك علی می آوردی با عقلش و قلبش و با زبان و ذوالفقارش."(6)
6- استاد امین نخله( یكی از دانشمندان مسیحی)
در خصوص اوج تأثیر كلام علی(ع) می نویسد:
" هر گاه كسی بخواهد بیماری روح وروان خود را درمان كند، باید به گفتار امام علی(ع) در نهج البلاغه روی آورد و راه و روش زندگی را در پرتو این كتاب ارزشمند بیاموزد."(7)
7- عبدالفتاح عبدالمقصود، ( نویسنده و دانشمند مشهور مصری)
می نویسد:
" پس از محمد (ص) كسی را ندیده ام كه شایسته باشد پس از او قرار گیرد، یا بتواند در ردیفش بیاید، جز پدر فرزندان پاك و برگزیده پیغمبر( علی بن ابی طالب) و من در این سخن به طرفداری تشیع وارد نشده ام، بلكه این رایی است كه حقایق تاریخ به آن گویاست. او، برترین مردی است كه مادر روزگار تا پایان عمر خود چون او نزاید، و اوست كه هرگاه هدایت طلبان به جستجوی اخبار و گفتارش برآیند، از هر خبری برای آنان شعاعی می درخشد، آری او مجسمه ای از كمال است كه در قالب بشریت ریخته شده است."(8)
8- جبران خلیل جبران( نویسنده معروف مسیحی)
می نویسد:" علی از جهان درگذشت، در حالیكه شهید عظمت خود شد. در حالی كه نماز میان دو لبش بود و دلش از شوق پروردگار لبریز بود. عرب حقیقت مقام و قدر علی را نشناخت، تا از میان همسایگان پارسی آنان، مردمی به پا خاستند و بین گوهر و سنگ ریزه را فرق گذاشتند. "(9)
9- بارون كاردایفو ( دانشمند فرانسوی)
می نویسد:
" علی مولود حوادث نبود، بلكه حوادث را او به وجود آورده بود، اعمال او مخلوق فكر وعاطفه و مخیله خود اوست، پهلوانی بود كه درعین دلیری ، دلسوز و رقیق القلب، و شهسواری بود كه در هنگام رزم آرایی، زاهد از دنیا گذشته بود. به مال و منصب دنیا اعتنایی نداشت و در حقیقت ، جان خود را فدا نمود. روحی بسیار عمیق داشت كه ریشه آن ناپیدا بود و در هر جا خوف الهی آن را فرا گرفته بود. "(10)
در حقیقت باید گفت، سخن گفتن درباره علی (ع) ، ابرمرد جهان اسلام و انسانیت ، كاری است بس دشوار و سنگین كه هر كس را توان قلم رسایی و سخن گفتن درباره آن نیست. علی(ع) وجودی است چند بعدی و جامع اضداد؛ شجاع است و پرصلابت ، سخنوری است بلیغ و فصیح. در محراب عبادت ، عابدی است، گریان و لرزان و زاهدی است خدا ترس. حاكمی است مدیر، سیاستمداری است مدبر و بخشنده ، ایثارگری است توانا، رهبری است قاطع ، پیوسته با حق است و حق با او، در اجرای حق پر صلابت و سخت گیر، خصم ظالمان است و یاور مظلومان. او امیرمؤمنان است و سرور عارفان و در عین حال پناهگاه یتیمان و بی سرپرستان و ستم دیدگان، دلی دارد جوشان از عواطف انسانی و ترحم به زیردستان، در عین قدرت و سخاوت ، ژنده پوشی است كارگر و كشاورز، حكیمی است بصیر و داوری است دادگر و بی گذشت . به راستی كه شناخت گوشه ای از این دریای ناپیدا و اسوه فضیلت و تقوا و دانش ، برای كسی امكان ندارد، مگر خدایی كه خالق اوست و پیغمبری كه مربی و معلم اوست و اولاد طاهرینش (ع) كه پرورش یافتگان مكتب اویند.(15)
امام علی(ع) ، بنده راستین حق بود كه حجاب های نور را در نوردیده و به محبوب خویش پیوسته بود . علی(ع) همان شخصی است كه پا بر شانه پیامبر گذاشت و بت های جاهلیت را شكست، او همان شیرمردی است كه در لیلة المبیت در بستر پیامبر خوابید و نقشه شوم كفار را نقش برآب كرد، او كه گنجینه اسرار خدایی است، خود را با فرودست ترین انسان ها یكسان می بیند، با آن ها هم سفره می شود و در كنار تنورشان می نشیند، آتش را به جان می خرد تا برای كودكان یتیم كه گمان می كنند علی از یادشان غافل مانده است، نانی تهیه كند، شب هنگام تنها و بی یاور، انبان آذوقه و آرد را بر شانه می گذارد و به صورت ناشناس خانه به خانه درها را به صدا در می آورد تا فقیران با شكم
گرسنه سر بر بالین نگذارند.
علی (ع) اگر رنگ خدا نمی داشت و مردی الهی نبود، فراموش شده بود. علی (ع) نه تنها با كشته شدنش نمرد، بلكه زنده و زنده تر شد.
پی نوشت ها :
1.
علی(ع) اسوه تقوا و عدالت، احمد احمدی بیرجندی.
2 . صوت العدالة الانسانیة، جرح جرداق، ص 19، چاپ اول .
3 . الامام علی، عبدالفتاح عبدالمقصود، جاول، مقدمه ترجمه، چاپ اول .
4 . صوت العدالة الانسانیة، ص 7 .
5 . اسلام در ایران، پروشفسکی، ترجمه آقای کریم کشاورز، ص 49و50 .
6 . صوت العدالة الانسانیة، جرج جرداق، جاول، ص 23و24 .
7 . شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، مقدمه، ص 5 .
8
- مجله شاهد، شماره 307، ص 25.
9- همان، همان ص.
10- همان، همان ص.
جمعه 28/8/1389 - 8:10
[
نظر به این مطلب
] - [
نظرات این مطلب : 2
]
1
گزارش محتوا
محتوای مخالف با موازین شرعی
محتوای مخالف با مصالح نظام جمهوری اسلامی
محتوای نقض کننده حریم شخصی من
محتوای مخالف با موازین اخلاقی
مورد توجه ترین های هفته اخیر
لینک ها
جستجو در مطالب روزانه
ثبت مطلب جدید
مطالب روزانه اعضا
فعالان مطالب روزانه
مطالب من
نظرات مطالب من
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته