امام خمینی ( بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران) :
برکت وجود رسول اکرم ( ص ) برکتی است که در سرتاسر عالم ، از اول خلق تا آخر ، یک همچو موجودی با برکت نیامده و نخواهد آمد .
مهاتما گاندی ( رهبر سیاسی هند 1948 1869 ) :
حیات شخص پیامبر اسلام بنوبه خود نشانه و سرمشق بارزی برای رد فلسفه ی زور و اجبار در امر مذهب است .
جواهر لعل نهر ( رهبر جنبش استقلال هند و کنگره ملی هند 19641889 ):
مذهبی که پیامبر اسلام تبلیغ می کرد به واسطه ی سادگی و راستی و درستی آن و دارا بودن طعم دموکراسی و برابری ، مورد استقبال توده های کشورهای مجاور قرار گرفت .
تولستوی ، نویسنده و فعال سیاسی اجتماعی روسیه ( 19101828 ) :
شخص شخیص پیامبر اسلام سزاوار همه گونه احترام و اکرام است . شریعت پیغمبر اسلام به علت توافق آن با عقل و حکمت در آینده عالم گیر خواهد شد .
کارل مارکس ، فیلسوف قرن نوزدهم ( 1883 1818 ) :
محمد مردی بود که از میان مردمی بت پرستی با اراده ی آهنین برخاست و آنان را به یگانه پرستی دعوت کرد و ... بنابراین او را نه تنها باید در ردیف مردان بزرگ و برجسته ی تاریخ شمرد بلکه سزاوار است که به پیامبری او اعتراف کنیم و از دل و جان بگوییم که او پیامبر خدا بوده است .
ارنست هگل ، فیلسوف قرن نوزدهم و آلمانی الاصل :
اسلامیت طرح خیلی جدید و در عین حال ، شیوه ی کامل ، بی نقص و بسیار عالی توحید است .
پیر سیمون لاپلاس ، منجم و ریاضیدان فرانسوی :
گرچه ما به ادیان آسمانی عقیده نداریم ، ولی آئین حضرت محمد و تعالیم او دو نمونه ی اجتماعی برای زندگی بشریت است .
برنارد شاو ، نمایشنامه نویس ایرلندی :
چنین به نظر می رسد که مشکلات و دشواری های جهانی حل نخواهد گردید ... مگر از راه آیین محمد . من پیش گویی می کنم که اسلام در آینده دین جهانی خواهد شد .
فرانسوا ماری آروئه (ولتر ) ، فیلسوف فرانسوی:
حضرت محمد بی گمان مردی بسیار بزرگ بود . وی جهان گشایی توانا ، قانون گذاری خردمند ، سلطانی دادگر و پیامبری پرهیزگار بود .
شبلی شمیل ، از دانشمندان مادیگرا و شاگرد داروین ،لبنانی الاصل :
من عاشق قرآن هستم . این کتاب عجیب مرا به شگفت آورده و دلباخته ی خود ساخته است من به آورنده آن ، حضرت محمد بن عبدالله تعظیم می کنم .
منبع : غلامرضایی ، حمیدرضا گفتار پیامبر تهران انتشارات مدرسه چاپ اول 1386
جین بلاسکو از معروفترین مدیران و فیلسوفان در کتاب خود به نام (( پرواز بوفالوها )) به بررسی دو نوع سازمان و تشکیلات به شرح ذیل اشاره کرده است :
1-سازمان های بوفالویی با ویژگی هایی مانند :
- آنها به یک رهبر پایبند و وفا دارند و همه پیروند و تابع - آنها درست همان کاری را میکنند که به آنها دستور داده شده است - آنها هرگز سوال نمیکنند و فقط پیروی می کنند - بوفالوها منتظر دستور میشوند ، و تا دستور نرسد هیچ کرای نمیکنند ، و هیچ جا نمیروند .- هیچکس جای دیگری را پر نمیکند و جلو نمی افتد و مسئولیت نمی پذیرد .-
2- سازمان های غازی با ویژگی هایی مانند :
-هر غاز به هنگام پرواز دسته جمعی احساس مسوولیت میکند .-هر غاز فقط پیروی محض نمیکند و وضع خود را در راه میسنجد و به تصمیمی که باید بگیرد ، فکر میکند .-هر غاز مسیر پرواز گروه را میداند . - رهبری و جلودار بودن ، نوبتی است .- هر غاز ، زمان جلوتر بودن ، در نوک پرواز قرار گرفتن و هدایت گروه را خود انتخاب میکند .- همه ی غازها تمایل به پذیرش مسوولیت و جلودار بودن و رهبری دارند .-غازها در طول پرواز مراقب یکدیگر هستند .
بررسی ها ثابت کرده است که اگر غازها مسیری را گروهی بپیمایند ، 70 درصد بیشتر از آن مسافتی را که انفرادی میتوانند طی کنند ، می پیمایند .
پس تفاوت میان نتیجه کار در سازمان غازی یا بوفالویی کاملاً بدیهی است ، فقط کافی است که کمی دقت کنیم . حالا شما اگر بخواهید سازمانی داشته باشید ، کدام یک را انتخاب میکنید ؟ غازی یا بوفالویی ؟ فکر می کنید در کشورما سازمانها از کدام نوع هستند ؟
میدانیم که در زندگی روزمره ی ما انسانها بیشتر کارها به صورت تیمی انجام می پذیرد و موفقیت ما در کارها در گرو موفقیت تک تک اعضای تیم می باشد . اصول هجده گانه ذیل ویژگی یک تیم موفق را معرفی می کند .
اصل 1: سازگار و انعطاف پذیرند . اصل 2: هم دست و هم داستانند .اصل 3: تعهد پذیرند .اصل 4 : ارتباط برقرار می کنند . اصل 5 : لایق و با کفایت هستند . اصل 6 : قابل اعتماد هستند . اصل 7 : انضباط دارند ( انضباط اندیشیدن - انضباط احساسات - عواطف و انضباط لازم برای اقدام و عمل ) اصل 8: یاران ، تیم را بالا می کشند . اصل 9 : مشتاقند . اصل 10 : قصدی و هدفی دارند .اصل 11: احساس رسالت می کنند . اصل 12: آماده اند . اصل 13: با یاران تیم می جوشند . اصل 14 : در پی ارتقای خویشند . اصل 15: از خود گذشته اند . اصل 16 : مشکل گشایند . اصل 17 : پی گیر و نستوه اند . اصل 18 : سیستمی فکر می کنند .
میدانیم امیر عنصر المعالی کیکاووس بن اسکندر بن قابوس وشمگیر ، از امرا و شاهزادگان خاندان زیاری بود که در اواخر قرن پنجم کتابی تحت عنوان (( قابوس نامه )) نوشته که خطاب به فرزندش گیلانشاه بوده و در آن از علوم و فنون مختلف و آداب و رسوم گوناگون سخن به میان آورده .
مطلب ذیل گزیده ای از سخنان عنصرالمعالی است که مربوط به مبحث مدیریت منابع انسانی( Human resource management یعنی فرآیندهای جذب و بکار گرفتن منابع انسانی می باشد )است . هر چند این اصطلاح علمی از دهه 1970 میلادی به طور رسمی و تحت عنوان مدیریت علمی ( تیلوریسم ) آغاز شده ولی نگاهی گذرا به ادبیات ایران نشان میدهد که در اواخر قرن پنجم مدیریت منابع انسانی در ایران بکارگرفته شده است .
عنصر المعالی به فرزندش در این رابطه گفته است :
چون کسی را شغل دهی ، نیک بنگر و شغل به سزاوار مرد ده ، تا زبان طاعنان بر تو گشاده نشود و خللی اندر شغل تو پدید نیابد ، که اگر وی را کاری فرمایی که نداند به هیچ نگوید که ندانم ، همی کند از بهر منافع خویش را ، و لکن آن شغل با فساد باشد ، پس کار به کاردان سپار تا از دردسر رسته باشی .
گردآورنده : جواد منتظر کارشناس ارشد مدیریت - سازمان آموزش و پرورش خراسان شمالی