چهارشنبه 10 تير 1405 - 13 محرم 1448 - 1 ژولاي 2026
تبیان، دستیار زندگی
در حال بار گزاری ....
مشکی
سفید
سبز
آبی
قرمز
نارنجی
بنفش
طلایی
همه
متن
فیلم
صدا
تصویر
دانلود
Persian
Persian
کوردی
العربیة
اردو
Türkçe
Русский
English
Français
مرور بخشها
دین
زندگی
جامعه
فرهنگ
صفحه اصلی تبیان
شبکه اجتماعی
مشاوره
آموزش
فیلم
صوت
تصاویر
حوزه
کتابخانه
دانلود
وبلاگ
فروشگاه اینترنتی
hk1367
آخرین مطلب
تعداد مطالب : 18
تعداد نظرات : 3
زمان آخرین مطلب : 6419روز قبل
شعر و قطعات ادبی
به تو ای عشق من
به تو ای عشق من
صبحگاهان
وقتی آفتاب
در حال روشن کردن روز است
من بیدارم
و اولین فکرم تویی
شبانگاهان
در تاریکی به درختان خیره می شوم
که چون سایه هایی در مقابل ستارگان خاموش قد کشیده اند
مجذوب این آرامش مطلق می شوم
و آخرین فکرم تویی
چهارشنبه 13/9/1387 - 7:54
[
نظر به این مطلب
] - [
نظرات این مطلب : 0
]
شعر و قطعات ادبی
خودت
همیشه به خودت،
تنها به خودت اطمینان داشته باش.
و در هنگام مشکلات به آسمان نگاه کن.
چرا که معمولاً...
اطرافت خالی از دوستانی می شود
که تا دیروز به پای رفاقت جان می دادند!
چهارشنبه 13/9/1387 - 7:52
[
نظر به این مطلب
] - [
نظرات این مطلب : 0
]
شعر و قطعات ادبی
حال چرا رفیق
و او رفت
بی آنکه بگوید چگونه فراموشم کرد
و من در میان پریشانی تلفظ دردها احساسم را باختم
تنها در قمار زندگی او را به یک گناه باختم
گناهی که خدا بخشید اما او ...
باور نمی کنم که عشق من این گونه به دست زمان سپرده شود
اگر زبانم باز شود فقط یک سئوال می پرسم
مرا چگونه فراموش کردی رفیق؟
چگونه مرا به دست خاطرات تلخ سپردی
چگونه با کوله بار غصه ها رهایم کردی
و حتی چگونه مرا...
دوستت دارم
اگر بگذاری و بگذری
باز هم دوستت دارم
و تو مغرورانه دوست داشتنت را پنهان کن
اما ...
حالا چرا ...حالا که از هر زمان بیشتر تنهایم
حالا که باید باشی و مهربانانه حمایتم کنی
حال که تو سروری و من از پا افتاده
حالا چرا رفیق ... حالا چرا؟
چهارشنبه 13/9/1387 - 7:50
[
نظر به این مطلب
] - [
نظرات این مطلب : 0
]
شعر و قطعات ادبی
گفتی
گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست
بین من وعشق تو ولی فاصله ای نیست
گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن
گفتی که نه! باید بروم حوصله ای نیست
پرواز عجب عادت خوبی است، ولی حیف!
تو رفتی ودیگر خبر از چلچله ای نیست
گفتم که کمی فکر خودم باشم وآن وقت
جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست
رفتی تو، خدا پشت و پناهت به سلامت
بگذار بسوزد دل ما مسئله ای نیست!!
چهارشنبه 13/9/1387 - 7:48
[
نظر به این مطلب
] - [
نظرات این مطلب : 0
]
شعر و قطعات ادبی
دوری
مرا به گریه میاور که سخت غمگینم
و آسمان دلم چون غروب پائیزی عبوس و غمناک است
تو با نهایت احساس عاشقانه ی خود
برای من سخن از روزهای زیبایی
که می رسد از راه
برای من سخن از عشق پاک می گویی
مگر نمی دانی
که عشق ورزیدن برای من دیر است؟
مگر نمی دانی
که بعد از او دیگر
جهان عشق غم انگیز و سرد و دلگیر است؟
مرا به گریه میاور که سخت غمگینم
مرا به گریه میاور که گریه کافی نیست
برای تسکینم
مرا به گریه میاور... مرا به گریه میاور...
چهارشنبه 13/9/1387 - 7:45
[
نظر به این مطلب
] - [
نظرات این مطلب : 0
]
شعر و قطعات ادبی
یاد گرفتم
یاد گرفته بودم دیگران را دوست داشته باشم .
بر من یاد داده بودند بر دیگران عشق بورزم و در كارها یاریشان دهم .....
آموخته بودم امید داشته باشم،امید بر زندگی ،امید بر آینده .....
بزرگ شدم ،كم كم شاهد حقایقی بودم كه نیاموخته بودم :!!
دیگران را دوست داشتم در همه مواقع
اما دوستم داشتند فقط در مواقع احتیاج!!!
در كارها یاریشان دادم
اما در مواقع احتیاج دست رد به سینه ام زدند!!!
صداقت و یكرنگی را در یك دست بر آنها هدیه كردم
اما با دست دیگر دروغ و دو رنگی را تحویل گرفتم!!
چهارشنبه 13/9/1387 - 7:40
[
نظر به این مطلب
] - [
نظرات این مطلب : 0
]
شعر و قطعات ادبی
دل خوشی
دلمان خوش است که می نویسیم و دیگران می خوانند و عده ای می گویند , آه چه زیبا
و بعضی اشک می ریزند و بعضی می خندند
دلمان خوش است به لذت های کوتاه
به دروغ هایی که از راست بودن قشنگ ترند
به اینکه کسی برایمان دل بسوزاند یا کسی عاشقمان شود با شاخه گلی دل می بندیم و با جمله ای دل می کنیم
دلمان خوش است به شب های دو نفری و نفس های نزدیک
دلمان خوش می شود به برآوردن خواهشی و چشیدن لذتی
و وقتی چیزی مطابق میل ما نبود
چقدر راحت لگد می زنیم و چه ساده می شکنیم همه چیز را
....... روز و شب ها تمام می شود و زمان می گذرد
دلمان خوش می شود به اینکه دور و برمان پر می شود از بچه ها
دلمان به تعریف خاطره ها خوش می شود و دادن عیدی
دلمان به اینکه دکتر می گوید قلبت مشکلی ندارد ذوق می کند
و اینکه می توانیم فوتبال تماشا کنیم و قرص نیتروگلیسیرین بخوریم
دلمان به خواب های طولانی و بیداری های کوتاه خوش است
و زمان می گذرد...
چهارشنبه 13/9/1387 - 7:38
[
نظر به این مطلب
] - [
نظرات این مطلب : 0
]
شعر و قطعات ادبی
اشك
میشه مثل یه قطره اشک بعضی ها رو از چشمات بندازی
ولی هیچ وقت نمی تونی جلوی اشکی رو بگیری
که با رفتن بعضی ها از چشات جاری میشه!
چهارشنبه 13/9/1387 - 7:37
[
نظر به این مطلب
] - [
نظرات این مطلب : 0
]
دعا و زیارت
الهی
الهی
در سر گریستنی دارم دراز !
ندانم كه از حسرت گریم یا از ناز!
گریستن از حسرت بهره
,
یتیم و گریستن شمع بهره ناز !
از ناز گریستن
,
چون بود ؟ این قصه یی است دراز !
خواجه عبدالله انصاری
چهارشنبه 13/9/1387 - 7:32
[
نظر به این مطلب
] - [
نظرات این مطلب : 0
]
شعر و قطعات ادبی
غرور
غنچه از خواب پرید
و گلی تازه به دنیا آمد
خار خندید و به گل گفت سلام
و جوابی نشنید
خار رنجید ولی هیچ نگفت
ساعتی چند گذشت
گل چه زیبا شده بود
دست بی رحمی آمد نزدیک
گل سراسیمه ز وحشت افسرد
لیک آن خار در آن دست خلید
و گل از مرگ رهید
صبح فردا که رسید
خار با شبنمی از خواب پرید
گل صمیمانه به او گفت سلام
چهارشنبه 13/9/1387 - 7:14
[
نظر به این مطلب
] - [
نظرات این مطلب : 0
]
1
2
گزارش محتوا
محتوای مخالف با موازین شرعی
محتوای مخالف با مصالح نظام جمهوری اسلامی
محتوای نقض کننده حریم شخصی من
محتوای مخالف با موازین اخلاقی
مورد توجه ترین های هفته اخیر
لینک ها
جستجو در مطالب روزانه
ثبت مطلب جدید
مطالب روزانه اعضا
فعالان مطالب روزانه
مطالب من
نظرات مطالب من
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته