• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 17
تعداد نظرات : 9
زمان آخرین مطلب : 6780روز قبل
ادبی هنری

مایوس مباش زیرا ممكن است آخرین كلیدی كه در جیب داری قفل را بگشاید

شنبه 17/9/1386 - 23:57
خواستگاری و نامزدی

آن زندگی كه به امید فردا بگذرد ,همیشه یك روز عقب مانده است

شنبه 17/9/1386 - 23:50
ادبی هنری

مانند خورشید اولین رهگذر كوچه ها باش.

شنبه 17/9/1386 - 23:47
خواستگاری و نامزدی

 

زندگی به حقیقت پر از ظلمت است , مگر شوق شور در میان

باشد.

پنج شنبه 15/9/1386 - 20:53
خواستگاری و نامزدی

زندگی كوتاه است و راه عمل دراز , و فرصت ها زود از دست می رود.

"بقراط"

پنج شنبه 15/9/1386 - 20:43
دانستنی های علمی

انسان تنها زمانی می تواند خوشبخت باشد كه از همه ی تواناییها و استعدادهایش استفاده كند.

" ارسطو"

 

چهارشنبه 14/9/1386 - 19:49
ادبی هنری

پروانه ها فرصت ها را می شمارند, به همین خاطر وقت كافی دارند.

چهارشنبه 14/9/1386 - 19:45
دانستنی های علمی

آن كه به دنبال مقام است غافل است كه مقام, در ترك مقام است.

سه شنبه 13/9/1386 - 23:33
ادبی هنری
 

خداوند گفت: دیگر پیامبری نخواهم فرستاد,از آنگونه كه شما انتظار دارید, اما جهان هرگز بی پیامبر نخواهد ماند وآنگاه پرنده ای را به رسالت مبعوث كرد. پرنده آوازی خواند كه در هر نغمه اش خدا بود , عده ای به او گرویدند و ایمان آوردند .

و خدا گفت: اگر بدانید, حتی با آواز پرنده ای می توان رستگار شد.

 

خداوند رسولی از آسمان فرستاد , باران , نام او بود . آنگاه كه باران , باریدن گرفت, آنان كه اشك را می شناختند , رسالت او را در یافتند , پس بی درنگ توبه كردند و روحشان را زیر بارش بی دریغ خدا شستند .

 

خداوند پیغامبر باد را فرستاد , تا روزی بیم دهد و روزی بشارت . روزی توفان شد و روزی نسیم , و آنان كه پیام او را فهمیدند , روزی در خوف و روزی در رجا زیستند .

خدا گفت : ان كه خبر باد را می فهمد, قلبش در بیم و امید می لرزد و قلب مومن این چنین است.

 

خدا گلی را از خاك بر انگیخت , تا معاد را معنا كند , و گل چنان از رستاخیز گفت كه  از آن پس هر مو منی كه گلی را دید , رستاخیز را به یاد آورد .

خدا گفت : اگر بفهمید , تنها با گلی قیامت خواهد شد .

 

خداوند یكی از هزار نامش را به دریا گفت . دریا بی درنگ قیام كرد و سپس چنان به سجده افتاد كه هیچ از هزار موج او باقی نماند , مردم تماشا می كردند , عده ای پیام دریا را دانستند , پس قیام كردند و چنان به سجده افتادند , كه هیچ از آنها باقی نماند .

خدا گفت: ان كه به پیامبر آب ما اقتدار كند , به بهشت خواهد رفت .

 

سه شنبه 13/9/1386 - 12:12
ادبی هنری
 

قطاری كه به مقصد خدا می رفت, لختی در ایستگاه دنیا توقف كردو پیامبر رو به جهانیان كرد و گفت: مقصد ما خداست. كیست كه با ما سفر كند ؟

كیست كه رنج و عشق را توأمان بخواهد؟

كیست كه باور كند دنیا ایستگاهی است, تنها برای گذشتن؟

قرنها گذشت , اما از بی شمار آ دمیان , جز اندكی بر آن قطار سوار نشدند ؛ از جهان تا خدا , هزار ایستگاه بود.

در هر ایستگاه كه قطار می ایستاد , كسی كم می شد , قطار می گذشت و سبك می شد , زیرا سبكبالی قانون راه خداست .

سرانجام  قطاری كه به مقصد خدا می رفت , به ایستگاه بهشت رسید . پیامبر گفت: اینجا بهشت است . مسافران بهشتی پیاده شوند , اما این جا ایستگاه آخر نیست !

مسافرانی  كه پیاده شدند , بهشتی شدند . اما اندكی , باز هم ماندند , قطار
 دو باره هم راه افتاد و بهشت جا ماند .

 آنگاه خدا رو به مسافرانش كرد و گفت: درود بر شما ؛ راز من همین بود . آن كه مرا می خواهد , در ایستگاه بهشت پیاده نخواهد شد .

و آن هنگام كه قطار به ایستگاه  آ خر رسید , دیگر نه قطاری بود و نه مسافری .

دوشنبه 12/9/1386 - 22:13
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته