" به نام خدا "
فلسفه امتحانات
1 – تعیین هدف :
هر حرکت و رفتاری که از انسان صادر می شود ، چه جنبه فردی داشته باشد و چه جنبه گروهی و اجتماعی دارای انگیزه ، هدف یا در اصطلاح معروف (( نیت )) است و برای درک بهتر آن باید این هسته اصلی و مرکز حرکت را کشف کرد ؛ همان چیزی که در دیدگاه تفهمی و تفسیری جامعه شناسی ماکس و بر تحت عنوان معنی و مفهوم رفتار تعبیر می گردد و شناخت و تفسیر دقیق این معانی نهفته در متن رفتارهاست که به فهم پدیده های اجتماعی می انجامد . آموزش و پرورش نیز به عنوان یک پدیده اجتماعی مهم و مورد توجه و سرنوشت ساز ، اکنون موضوع این مقاله است و اگر چه جنبه های گسترده این پدیده فراگیر را
نمی توان در یک مقاله بررسی کرد ، اما یکی از فرایندهای آن را تحت عنوان ((امتحان )) مورد بررسی قرار خواهیم داد و البته در این بررسی ، از (( هدف )) شروع خواهیم کرد و به اجمال به اصل بحث خواهیم پرداخت .
الف : برخی هدف از آموزش را آموختن دانشها ، علوم ، هنرها ، مهارتها ، ارزشها و هنجارها و ... در نظر گرفته و بر این اساس کار آموزشی را جدا از پرورش ، آموختن اندیشه ها می دانسته و حفظ کردن مطالب حتی بدون فهمیدن آنها را بهترین بازده و نتیجه آموزش می دانند . طبق این دیدگاه امتحان یعنی از معلومات و محفوظات پرسیدن و نمره دادن به آنها .
ب : برخی دیگر از صاحبنظران ، آموزش را زیر بنای پرورش دانسته و آنرا در اختیار قرار دادن روشهای اندیشیدن و بازپروری معقولات تعریف می کنند و راهبردهای آموزشی را زمینه ای برای پرورش قدرت تعقل و تفکر انسان به حساب می آوردند . بنابراین طبق این دیدگاه امتحان یعنی به کار انداختن تفکر و تعقل دانش آموز ، و نمره دادن به معقولات .
2- جایگاه امتحان در مراحل آموزش :
با توجه به مراحل بالا امتحان جایگاه متفاوتی پیدا می کند که این بستگی به نوع هدفگذاری و برنامه ریزی آموزشی دارد ؛ چنانچه معتقد به نظر اولی باشیم ، امتحان را وسیله ای برای بیرون کشیدن معلومات و محفوظات دانش آموز به حساب آورده و آنچه در طرح سوالات مورد توجه قرار می گیرد حیطه دانش،ِنام بردنها و تعریفها و موارد بسیار ریز از اطلاعات خواهد بود و در این حالت برنامه ریزی آموزشی و شیوه تدریس و نحوه طرح سوال و حتی چگونگی برگزاری امتحان متأثر از این مسئله به گونه ای است که نه تنها دانش آموز را به تفکر تشویق نمی کند بلکه زمینه ساز گرایش او به انواع و اقسام راه ها برای دسترسی به معلومات مشخص و گرفتن نمره است کما اینکه (( تقلب )) در این حالت بسیار مشاهده خواهد شد . اما اگر طبق نظریه دوم راهها وروشهای تفکر منطقی و تعقل عمیق را به دانش آموزان نشان دهیم تا خود از این طریق به حقایق دست یابند و اطلاعات و معلوماتی را به دست آورند در این حالت به حیطه های شناختی بالاتر دانش که شامل درک ، تجزیه و تحلیل ، ترکیب و کاربرد می باشد توجه خواهد شد و برنامه آموزشی و تدریس و طرح سوال و امتحان به گونه ای خواهد بود که دانش آموزرا به تعقل و تفکر و دریافتهای عمیق وادار کند تا از این رهگذر مهمترین موارد درس را با مشارکت فعال خود او طی امتحان به او یادآوری کنند . بدین ترتیب بر خلاف حالت اول نه تنها امتحان زمینه ساز تقلب نخواهد شد ، بلکه انقلابی از آگاهی و شناخت را در او ایجاد خواهد کرد و استعدادهای فکری و هوشی دانش آموز پرورش خواهد یافت و یقینا" در این حالت است که آموزش و پرورش به آنچه هدف حقیقی خود بوده دست یافته است و امتحان جایگاهی در دنباله تدریس و همراه با آن پیدا خواهد نمود و خود یک کلاس آموزش و پرورش خواهد بود .
3– ضرورتهای توجه به اندیشیدن و ارائه اندیشه ها :
حال به این سوال پاسخ خواهیم داد که آیا در فرایند آموزش و پرورش تنها آموزش معقولات و چگونگی اندیشیدن به دانش آموز کافی است و ارائه دانش ها و اندیشه ها ضرورتی ندارد ؟ در پاسخ به این سوال به یک مثال توجه کنید ؛ تشنه ای شما را می بیند در حالی که بر زبانش آب ، آب و در چهره اش تشنگی پیداست ، شما در برابر او دو کار می توانید انجام دهید .
1- اینکه به راحتی یک لیوان آب آماده برایش تهیه کنید و حتی به دهانش بریزید .
2- راه چشمه یا آبخوری را به او نشان بدهید تا او خود به آب دست یابد .
اما انتخاب کدام روش صحیح تر است و طبق چه معیاری دست به انتخاب خواهید زد ؟ پاسخ این است (( طبق اصل ضرورت چنانچه فرد نیاز حیاتی و ضروری و لازم به آب دارد باید آماده اش را به او رسانید و چنانچه فرصت باقی است و ضرورتی حیاتی در کار نیست راه دوم را برگزیند .))
4 - نتیجه گیری :
فلسفه امتحانات مستمر و پایانی (( یادگیری )) است ، نه مچگیری دانش آموز ! وجلسه ی امتحان کلاس درس دیگری است !
نویسنده:
صادق رهائی معاون پرورشی دبیرستان امام رضا(ع)
آموزش وپرورش ناحیه یک شیراز
سال 1385